بدون استفاده از پکیج مو دکتر خوش رج سمت کاشت مو نروید

این ادعا به هیچ عنوان اغراق نیست ، بلکه یک فرایندیست که شما می توایند با 1/35 قیمت کاشت مو ، به اصطلاح امروزی مو دار شوید .

پکیج مو دکتر خوش رج سمت کاشت مو

این اتفاق مهم چند ماهیست که توسط محصولات دکتر خوش رج در ایران شروع شده است و امروز می خواهیم به معرفی این نابغه ایرانی بپردازیم

معرفی یک نابغه ، مبتکر و مخترع ایرانی دکتر خوش رج

جلال محمدی خوش رج نابغه ایرانی و متولد شهر تبریز است . ایشون دارای مدرک دکترای شیمی از دانشگاه لوکزامبورگ روسیه می باشد و توانسته است در چند سال گذشته با توجه به نیاز انسانها به سالم زیستن و زیبا شدن محصولات منحصر به فردی را اختراع کند . از جمله محصولاتی که وی اختراع کرده است می توان به :

پکیج رویش مجدد مو

صابون لایه بردار ( از نمک دریاچه ارومیه )

صابون ضد جوش ( مناسب برای جوش صورت )

کرم آبرسان بسیار قوی

صابون 14 گیاه ( رفع مو خوره ، رفع شوره سر ، رفع شپش ، سیاه شدن رنگ مو و رویش مجدد مو )

و همچنین تهیه فرمولاسیون اختصاصی در زمینه :

صابون شتر مرغ

پکیج ضد چین و چروک

پکیج تناسب اندام ( الخصوص لاغری شکم )

پکیج کبد چرب

پکیج دیابت

حجم دهنده عضله اشاره کرد

خداحافظی با کم مویی یا همون کچلی در 3 الی 8 ماه

اردیبهشت ماه سال 96 برای اولین بار که این پکیج به صورت گسترده شروع به معرفی به علاقندان شد و در همین راستا چندین نفر از مشتریان آنرا تست کردند و نتایج شگفت انگیزی ایجاد گردید

مشتریان از شهر های اصفهان ، اهواز ، اردبیل ، تهران ، مشهد ، بندرعباس ، شیراز ، کرمان ، ساری ، تبریز ، بروجرد و …. بودند.

توجه شما رو به 2 نمونه از صحبت های مشتریان جلب می کنیم :

آقای جعفر عباس زاده مشتری راضی پکیج رویش مو دکتر خوش رج از اردبیل

آقای مراد استوار مشتری راضی برگشت مو به رنگ طبیعی دکتر خوش رج از آب پخش

با قاتل جوش صورت آشنا شوید

با قاتل جوش صورت آشنا شوید

پکیج ضد جوش صورت با فرمولاسیون انحصاری و اختصاصی دکتر خوش رج توانسته به بیش از 1200 نفر کمک کند تا زیبایی صورت خود را بهبود ببخشند

این پکیج ابتدا جوش های پنهان و زیر پوستی شما را بیرون کشیده و سپس در طول 10 الی 40 روز شروع به درمان جوش و جای جوش های شما می پردازد

حتما شما هم می دانید که چقدر جوش و جای جوش عذاب آور است و همه ما دنبال یک راه مطمئن برای درمان و از بین بردن ان هستیم

با توجه به نتایج شگفت انگیزی که از اثر بخشی این پکیج دیدیم به طور قطع می توان یکی از راه های مطمئن برای نایل شدن به این هدف را استفاده از پکیج دکتر خوش رج نام برد

کرم ابرسان یا کرم معجزه گر

قبل از هر چیزی به این ویدئو توجه کنید

همانطور که متوجه شدید این کرم برای رفع خشکی دست و همینطور درمان اگزما به شدت مناسب است

در واقع این کرم همراه با صابون شتر مرغ برای رفع ترک پا نیز استفاده می شود

برای اینکه اطلاعات بیشتری از نحوه عملکرد محصولات دکتر خوش رج و همچنین در صورت تمایل به استفاده از آنها شما را دعوت می کنم به آدرس سایت زیر مراجعه کنید

www.drkhoshraj.com

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر

طراحی جواهرات یکی از شغل های پولساز در دنیا محسوب می شود. از همه مهمتر، مدل ساز طلا و جواهر با کامپیوتر همیشه نیاز به ایده و خلاقیت ندارد. امروزه بیشتر کارخانه ها و کارگاه داران عکس و مدل های مورد نظر را به طراح می دهند و طراح فقط وظیفه تبدیل عکس به فایل سه بعدی را دارد. این نکته مهمی در طراحی جواهرات است که همیشه نیاز به خلق ایده و درگیر بودن در این جزییات نیست. طراحی جواهرات در ایران رو به گسترش است و این شغل با توجه به مدت زمان کم آموزش و درآمد بالایی که دارد، مورد توجه بسیاری از افراد جامعه قرار گرفته است. شما برای شروع فعالیت در در این شغل فقط به یک لب تاب نیاز دارید.

طراحان طلا و جواهر نیاز به دانش فنی و کارگاهی در زمینه طراحی های خود دارند. آنها باید در طراحی جواهرات، استانداردهای لازم را رعایت کنند. همه این نکات و اصول در خودآموز طراحی طلا و جواهر مفصل توضیح داده شده است. همچنین این خودآموز دارای پشتیبانی و رفع اشکال آنلاین است. سالار پورایمانی مدرس این بسته آموزشی بیش از 7 سال است در این رشته فعالیت می کند. همچنین شما بعد آموزش می توانید، از سازمان فنی و حرفه ای مدرک معتبر دریافت نمایید.

9985

طراحی جواهرات با کامپیوتر

طراحی جواهرات با کامپیوتر در ایران رو به افزایش است. یک طراح طلا و جواهر می تواند هر کجای ایران که باشد و با هر میزان سرمایه شروع به کار کند. آموزش در این شغل بین 2 تا 3 ماه زمان می برد.طراحی نیاز به سرمایه زیادی ندارد و بازار بسیار خوبی در ایران برای آن وجود دارد.

از کجا باید طراحی جواهرات با کامپیوتر را شروع کرد؟ شما می توانید با شرکت در کلاس های حضوری و یا با استفاده از خودآموز طراحی طلا و جواهر آموزش ببینید.

اولین قدم برای کسب درآمد از طراحی چطور و چگونه؟ می توانید برای استخدام یا کارهای پروژه ای اقدام کنید.

چه شرکت ها و چه اشخاصی به طراحی جواهرات با کامپیوتر نیاز دارند؟ کارخانه ها و کارگاه های طلا و جواهر سازی – مغازه های طلا و جواهر سازی – مشتری های خانگی

چگونه می توانم درآمد زیادی داشته باشم؟ با فروش فایل های طراحی شده

در شهر ما کارگاه و مغازه های  جواهر فروشی کم است. آیا من هم می توانم طراحی جواهرات انجام دهم؟ می توانید به صورت آنلاین شروع به فعالیت کنید.

در طراحی جواهرات با کامپیوتر، نیاز به چه سیستمی دارم؟ برای مشاوره به آیدی مدرس در تلگرام پیام دهید

طراحی جواهرات با کامپیوتر می تواند شغل اصلی من باشد؟ بله طراحی جواهرات به دلیل درآمد خوب می تواند شغل اصلی شما باشد و به دلیل آنلاین بودن، می تواند شغل پاره وقت شما باشد.

آموزش طراحی طلا و جواهر, مغز متفکر صنف طلا و جواهر است. با به روز شدن کارگاه ها و نیاز روز افزون بازار، درخواست نیروی کار برای طراحان طلا و جواهر رو به افزایش است. کشور ایران به عنوان یکی از بزرگترین مصرف کنندگان طلا در خاورمیانه، بازار بسیار بزرگ و پرسودی برای این رشته شغلی فراهم نموده است. آموزش طراحی طلا و جواهر پیش نیاز طراحان برای ورود به بازار کار است. در این آموزش ها مباحث تئوری و فنی به صورت همزمان تدریس می شود. آموزش طراحی طلا و جواهر، در سه سطح مقدماتی، متوسط و پیشرفته دسته بندی می شود. دوره آموزش طراحی طلا و جواهر شامل هر سه سطح آموزش می باشد.

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر, در سطح بین المللی، در شهر تهران برگزار می شود. این دوره ها پیش نیاز ورود هنرجویان به بازار کار است. در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر هنرجویان با تمامی مباحث فنی و استانداردها آشنا می شوند. طراحی خطی، ترسیم سطوح و ایجاد حجم ها و سبک شناسی در طراحی، از جمله سرفصل های تدریس در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر است. آموزش طراحی آویز های ساده و جواهر، طراحی انگشتر های ساده و توری و انگشترهای مدرن در دوره آموزش طراحی طلا و جواهر تدریس می شود.

9635

دوره آموزش طراحی طلا و جواهر, به سه نوع آموزش تقسیم بندی شده است. این دوره ها در تهران برگزار می شود و به هنرجویان در پایان دوره مدرکی از طرف آکادمی آکسفورد انگلستان اعطا می شود. ارائهمدرک طراحی طلا و جواهر با دریافت هزینه جدا امکان پذیر خواهد بود. دوره آموزش طراحی طلا و جواهر، فرصت مناسبی خواهد بود تا هنرجو با دیدن آموزش های حرفه ای وارد بازار کار شوند. تفاوت کلاس ها، در تعداد هنرجویان هر دوره است.

طراحی جواهرات مدرن, سبکی متفاوت از تلفیق سبک های کهن و خلق شیوه ای نوین در تفکر به جواهرات است. در طراحی جواهرات مدرن با پایبند بودن به اصول طراحی و رعایت استانداردها، طراح پا را از فضای سنتی بیرون می نهد. طراح اجازه خلق هر گونه زیبایی را دارد و در چهارچوب باید ها و نباید ها قرار نمی گیرد. چنین طرح هایی همیشه باعث آفرینش احساس آرامش و لذت برای همگانند. ما شیوه طراحی جواهرات مدرن را به شما آموزش می دهیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر ، دیدن نمونه ها و ثبت نام در دوره ها به وب سایت رسمی سالار پورایمانی  salarpurimani.com مراجعه نمایید

فروش انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

صنایع پیچ و مهره پایا در سال 1374 با هدف تولید روزه  External  به روش رولینگ شروع به کار نمود. تا آن زمان در داخل کشور رزوه پیچ­ها اکثرا به صورت براده برداری توسط حدیده و یا تراشکاری تولید می ­شد. صنایع پیچ و مهره پایا یکی از پیشگامان تولید رزوه با روش رولنیگ در کشور به شمار می ­آید. عمده فعالیت این مجموعه در زمینه تولید انواع استاد بولت، انکر بولت، پیچ، مهره، واشر، و اجزاء قیدوبستی می­ باشد.
با توجه به تنوع بسیار زیاد پیچ و مهره و عدم توجیه اقتصادی در زمینه تولید اقلام کم مصرف در داخل کشور، تامین نیاز مشتریان برای این گونه درخواست­ها از سال 1385 هدف گذاری شد. درحال حاضر این مجموعه قادر به تولید و تامین انواع پیچ و مهره از سایز 2mm الی 120mm و یا  (1/16 الی  “4 ) می­باشد.

کنترل کیفی محصولات تولیدی در صنایع پیچ و مهره پایا

تمامی فرآیند تولید و یا تامین در مجموعه پایا توسط کارشناسان واحد کنترل کیفی بازرسی شده تا از انطباق محصول با استاندارد مربوطه اطمینان حاصل گردد. جهت اطمینان خاطر مشتریان، قطعات قبل از تحویل، توسط خریدار یا بازرس شخص ثالث نمونه گیری شده و جهت انجام تستهای مربوطه به آزمایشگاه­ های معتبر کشور نظیر آزمایشگاه متالورژی رازی، امیر کبیر، و یا شریف  ارسال می­ گردد.

صنایع پیچ و مهره پایا با بیش از دو دهه فعالیت در زمینه تولید و تامین انواع پیچ و مهره همواره تلاش نموده تا با بکارگیری تیم فنی مهندسی مجرب و تولید با کیفیت  میزان رضایت مشتریان خود را افزایش دهد.

اطلاعات فنی درباره پیچ و مهره ها را می توانید از طریق لینک های زیر ببینید

مهره خروسی

واشر

واشر تخت DIN 125

واشر فنری DIN 127

واشر بشقابی DIN 6796

 تولید و فروش تخصصی انواع پیچ، مهره، استاد بولت، و واشر

پایان نامه با موضوع -، جنگ، رسانه‌هاي، تلويزيوني، آمريکا

قلب‌ها و ذهن‌هاي مردم و جايگزين کردن باورها و ارزش‌هاي غربي به جاي باورها و ارزش‌هاي اسلامي از ابزارهاي عديده ای استفاده مي‌کنند. شناخت ابزارها و ادوات طراحان جنگ نرم شرط لازم و ضروري است . بدون شناخت دقيق امکانات و ابزارها و شگرد‌هاي طراحان جنگ نرم، فهم پيچيدگی های آن ممکن نيست. همانگونه که از تعريف جنگ نرم به دست مي‌آيد ماهيت اين جنگ به گونه‌اي است که نمي‌توان ابزارهاي آن را محدود و منحصر به ابزارهاي خاصي دانست. آنچه که مشهود است اولاً، طراحان جنگ نرم براي همة مخاطبان در همة سطوح سني و لايه‌هاي اجتماعي برنامه دارند؛ ثانياً، از همة شگردها و هنرهاي تبليغي مدرن براي اين منظور استفاده مي‌کنند و ثالثاً، همة امکانات و توانمندي‌هاي خود را در اين راستا به کار گرفته‌اند.

4-1) رسانه‌ها:

نقش رسانه‌ها در جنگ نرم تا آنجا است که بعضي جنگ نرم را به جنگ رسانه‌اي تعريف کرده‌اند. به هر حال، يکي از مهم‌ترين ابزارها در جنگ نرم، رسانه‌ها هستند. اگر اندکي در ماهيت و کارکردهاي رسانه‌ها در دنياي جديد تأمل شود دنياي جديد رسانه‌، مکمل سياست و قدرت است و قابل انفکاک از يکديگر نيستند.  در کنار قدرت همواره رسانه‌اي قوي نيز وجود دارد و هر جا سياستي اثرگذار وجود دارد همراه با آن رسانه‌هاي اثرگذاري نيز ديده مي‌شوند. رسانه‌هاي صوتي، تصويري و نوشتاري راهکاری براي تغيير ذهنيت‌ها و باورها و ارزش‌هاي يک ملت هستند. برخي معتقدند امروزه اختيار جهان در دست کساني است که از رسانه‌هاي قوي و تأثيرگذار برخوردارند. در دنياي امروز قدرت بلامنازع رسانه‌اي و تبليغاتي جهان، چهار کشور امريکا، انگليس، فرانسه و آلمان هستند. سرمايه‌گذاران و گردانندگان اصلي رسانه‌هاي بزرگ آمريکا افرادي همچون راکفلر، مروگان، مک‌کورميک، هوارد، ويليام رنداف هستند. دو يهودی معروف به نام‌هاي رابرت مرداک و کوانر دبلاک نه تنها مالکيت صدها روزنامه، مجله، مرکز انتشاراتي و شبکه‌هاي مختلف راديويي و تلويزيوني را بر عهده دارند، در بسياري از مراکز فيلم‌سازي و بنگاه‌هاي چاپ و نشر نيز از جملة سهام‌داران عمده به شمار مي‌آيند. کيث روپرت مُرداک[93]، 21 درصد از سهام خبرگزاري رويترز، 25 درصد از سهام شبکة ماهواره‌اي آمريکا، 15 درصد از سهام هاليود، 20 درصد از سهام بزرگترين چاپخانة جهان، و 18 درصد از سهام شرکت‌هاي فيلم‌سازي و شبکه‌هاي تلويزيوني قرن بيستم آمريکا را در اختيار دارد. اين فرد يکي از چهار امپراطوري رسانه‌اي جهان در مقطع کنوني به شمار مي‌آيد. شبکه‌اي تلويزيوني که مقر آن در هنگ کنگ است راه‌اندازي کرده است که جديدترين فيلم‌ها را که اغلب در زمينه روابط نامشروع جنسي، شيطان‌پرستي و خشونت است، به زبان فارسي پخش مي‌کند.شبکه‌هاي رويترز، اسوشيتدپرس، يونايتدپرس و فرانس پرس بيش از 55 هزار دفتر در سراسر جهان دارند[94] و روزانه بيش از 55 ميليون کلمه به 192 کشور جهان مخابره مي‌کنند و بيش از 85 درصد اطلاعات و اخباري که در دنيا پخش مي‌شود ساخته و پرداخته همين چهار غول خبري است. بيش از دوازده‌هزار روزنامه و مجله در سراسر دنيا از همين چهار غول خبري تغذيه مي‌شوند (واعظی، 1386: 97).بخش برون‌مرزي بي. بي. سي در حال حاضر به ده‌ها زبان دنيا[95] روزانه برنامه پخش مي‌کند. اين شبکه ، از سوي دولت مردان انگليس مديريت مي‌گردد.

رئيس آن از سوي نخست وزير انگليس منصوب مي‌شود. بخش برون مرزي صداي آمريکا نيز در 175 کشور و به 45 زبان دنيا برنامه پخش مي‌کند. در طي دو دهة اخير تعداد شبکه‌هاي راديويي و تلويزيوني و ماهواره‌اي 22 برابر شده است. ايالات متحده امريکا نزديک به 500 ميليارد دلار در زمينة IT سرمايه‌گذاري کرده است. اين بدان معنا است که بستر لازم براي استفاده از رسانه‌هاي جديد‌و فن‌آوري اطلاعات را عليه هر فرد، گروه، يا کشوري فراهم کرده است.از طرفي، ظهور اينترنت، ماهواره‌ها، بنگاه‌هاي بزرگ خبري، روزنامه‌ها، شبکه‌هاي راديويي و تلويزيوني، ايميل، موبايل و ديگر رسانه‌هاي ارتباطي، زمينة ارتباط مستقيم، تأثيرگذار، سريع و تقريباً غير قابل کنترل با عموم مخاطبان را فراهم کرده است. اين ابزار و ادوات، که روز به روز بر تنوع و پيچيدگي آنها افزوده مي‌شود، اين اقتدار را به غربيان،‌به عنوان مبتکران و طراحان آنها، داده‌است که بتوانند افکار عمومي مردم در سراسر دنيا را تحت تأثير خود قرار دهند. به هر حال، رسانه‌ها در زمان کنوني به عنوان ابزاري بسيار مهم در خدمت جنگ نرم هستند. شايد بتوان گفت در حال حاضر يک جنگ رسانه‌اي جهاني عليه جمهوري اسلامي در جريان است. خط مشي کلي و مشترک طراحان جنگ نرم ،عليه جمهوري اسلامي اين است که هيچ نقطة مثبتي از ايران را منعکس نمي‌کنند. تماماً بر محور اخبار منفي از ايران مي‌چرخند حتي اخبار مثبت را با هنرمندي‌هاي فني و حرفه‌اي به گونه‌اي منفي جلوه مي‌دهند. اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ايران، نبود آزادي در ايران، اخبار مربوط به مشکلات اقتصادي، ايجاد شقاق ميان دولت و ملت در رأس خبرهاي منتشره دربارة جمهوري اسلامي قرار دارد.نويسندگان کتاب «ساخت شبکه‌هاي مسلمان ميانه‌رو» در مقدمة کتاب خود از تأسيس و حمايت از رسانه‌هاي داخلي و بومي به جاي استفاده بيشتر از رسانه‌هاي آمريکايي، دفاع کرده و مي‌‌نويسند: «راديو ساوا[96] و شبکة تلويزيوني الحُره[97] به عنوان نمايندگان دولت آمريكا تلقي مي‌گردند، و با وجود هزينه‌هاي زيادشان، در مثبت جلوه دادن برخوردها نسبت به آمريكا ناكام مانده‌اند. ما معتقديم كه هزينه‌هايي كه روي راديو سَوا و شبكه تلويزيوني الحُره مصرف مي‌شود، بهتر است كه در حمايت از خروجي‌هاي رسانه‌هاي محلي و روزنامه‌نگاراني كه به فعاليت‌هاي كثرت‌گرايانه و دموكراتيك وفادار هستند هزينه گردد» (Rabasa, 2007).

1کلید واژگان : جنگ نرم ، امنیت اجتماعی ، امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران ، ریاست جمهوری احمدی نژاد

1- Soft War

2- more or less

3-all or none

Bill Mcsweeney 1-

JosephNye- 2

Soft Power 3-

1- Social Security

2- Barry Buzan

3- Ole Waever

4- Lemaiter

Societal Security 5-

 Societed  Security 6-

 National Security- 7

 Frederick L.Schuman -1

 vegetius 2-

3-Conflict

1- Von Bogulslawski

2- lagorgette.

3- Quincy Wright

4- The old colonial(Hard threats Period)

5 -New Colonialism (Semirigid threats Period)

6- Ultra New Colonialism(soft threats Period)

Sun Tzu    1-

Cold War 2-

Joseph Nye, Harold Lasswell, John Collins  3-

– Central Intelligence Agency(cIA) 4

5- Current danger Committee

6- Current Peace Committee

 Melton and et.al 1-

2-George Kenna

1- cyber war

 

media war 2-

 cuItual war 3-

1 social war

2- liddlehart

1 – kenbooth

1- utilization Soft Power

Berger 1-

1- Global Age

1-civilNonobidance

1-cyber War

Alvin Toffler 1-

Communication Networks446 1-

2-Satellite Drivers

Communications Specialists 3-

4-Cyber War

5-Net War

[48]

1-Josephnye

 Softwarsim 2-

Hans J. Morgenthau 3-

 Klaus Kuorr 4-

Ray Cline 5-

1-niklasluhmann

Social Control 2-

Anomy Situation 3-

1- Theorys and postmodernity Theorists

1-Feriedrich Nietzsche

2- Martin Heidegger

  Michel Fouceolt 3-

4-Jan Francors Lyotard

EGO  5-

1- Security

[64] – Cicero

[65] – Lucretius

3- Kaufman

4- Social security welfare

[68] – Common welfare

[69] – Social steering

7- Hugh Mcdonald

8- Patrick Morgan

9- Bill Mcsweeney

[73] – Individual Security

[74] – Socital Security

[75] – Societal Security

[76] – Barry Buzan

[77] – Ole Waever

[78] – Lemaiter

5- Copenhagen School 

6-Identity groups

[81] – National Security

[82] – Public Security

[83] – Prescribed Norms

[84]– Proscribed Norms

[85] – Deviatimist

[86] – Social Deviatim

[87] – Durkhiem

[88] – Anomie

[89] – Social Cohsion

[90] – Eitzen

[91] – Baca zinn

[92] – Norm Lessness

[93]– Keith Rupert Murdoch

[94]– اگر اين تعداد را به 192 (تعداد کشورهاي جهان) تقسيم کنيم؛ ‌به طور ميانگين سهم هر کشوري 286 دفتر.

[95]– هم‌اکنون به صورت روزانه به 38 زبان زندة دنيا برنامه پخش مي‌کند.

[96]– (sawa) راديويي است متعلق به آمريکا که به زبان عربي براي کشورهاي عربي برنامه پخش مي‌کند. براي منطقة خاورميانه و بيشتر به هدف تأثيرگذاري بر جوانان عرب راه‌اندازي شده است. به صورت 24 ساعته و در همة روزهاي هفته برنامه پخش مي‌کند. و از سال 2002 راه‌اندازي شد. مرکز خبري آن در واشنگتن و دبي است. هزينه‌هاي آن از سوي کنگرة آمريکا تأمين مي‌شود. اين راديو در جهان عرب مخاطبان فراواني را به خود جذب کرده است.

[97]– (Al Hurra) از ژانويه 2003 شبکه‌اي تلويزيوني ماهواره‌اي توسط دولت آمريکا به زبان عربي و با نام «الحُرّه»‌براي کشورهاي عرب زبان در خاور ميانه تأسيس شد.

تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوعاجتماعی، امنیت، ارزش­های، ارزش­ها، اخلاقی

فرد به هنجارشکنی روی می­آورد و این «از­ خود بی­گانگی» دارای سه وجه است : 1- انزوای اجتماعی 2- احساس بی قدرتی 3- بی هنجاری (بخارایی،1386 : 287). از خود بیگانگی غیر از این­که افراد جامعه را به حاشیه می­برد و انزواطلبی را گسترش می­دهد می­تواند منشأ مسائلی چون عدم رعایت ارزش­های جامعه، ترویج فرهنگ بیگانه، رواج مصرف­گرایی و اعمال هزینه­های غیر ضروری بر دوش خانواده­ها و دولت نیز باشد. از خود بیگانگی در جامعه­ی ایران در اثر اهمیت قائل شدن برای ارزش­های نوین در مقابل ارزش­های سنتی و دینی به وجود می­آید. این پدیده در بین جوانان بیشتر رایج است زیرا ارزش­های نوین را بدون این­که بین جلوه­های ارزشی آن تفاوتی قائل باشند می­پذیرند که این مسأله باعث دوری آن­ها از ارزش­های دینی و در نتیجه افزایش هنجارشکنی در جامعه خواهد شد.

3-10-3) نابرابری اجتماعی:

نابرابری اجتماعی به شرایطی گفته می­شود که در آن اعضاء مختلف یک جامعه درآمد، شأن، امکانات و فرصت­های متفاوتی دارند و این شرایط با احساس محرومیت نسبی و بی عدالتی اجتماعی همراه است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 18). در این حالت، اکثر افراد یک جامعه خود را محق داشتن چنین شرایطی نمی­دانند.در واقع دلیلی که باعث شده نابرابری اجتماعی جزء مشکلات ذهنی مردم در ایران محسوب شود این است که نابرابری اجتماعی در اثر حالتی روانی به وجود می­آید که به ذهن افراد مربوط می­شود.تفاسيرمختلف نظريه‌پردازان و جامعه‌شناسان دوره‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه نابرابري اجتماعي پديده‌اي تاريخي است و در همه دوران­ها در جامعه‌هاي بشري بوده است. ساخت­هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي سبب انگاره نابرابري در بهره‌گيري از موقعيت­هاي اجتماعي هستند. براي نمونه ساخت اجتماعي‌اي كه بر تبعيض نژادي تكيه دارد و يا دسته‌اي از شهروندان را پست‌تر از ديگران مي‌بيند، نوعي بيماري اجتماعي است كه بر وجود نابرابري اجتماعي در جامعه دامن مي‌زند. از اين رو ترديدي نيست كه همه­ی قشرها در جامعه نابرابري را ناپسند مي‌دانند(گرب، 1373: 93).البته باید توجه داشت که این مشکل در حال کاهش است ولی در بعضی موارد ملاحظه شده که افراد بر اساس قومیت و یا نژاد، از برخی امکانات و امتیازات بهتر توانسته­اند استفاده کنند که برای افرادی که از این امتیازات بی بهره بوده­اند، نوعی دغدغه ذهنی را به وجود آورده است.

3-10-4)  بی هنجاری:

منظور از مفهوم « بی هنجاری [92]» یک وضعیت بی قاعده­گی است که در این شرایط، افراد قادر نیستند بر اساس یک نظام از قواعد مشترک ارتباط متقابل برقرار کنند و نیازهای خود را ارضا نمایند. در نتیجه، نظم فرهنگی و اجتماعی از هم می­پاشد. به عبارت دیگر آنومی به معنای شرایط بی­هنجاری است، یعنی خلاء اخلاقی، تعلیق قواعد و گاهی بی قانونی است. بی هنجاری در واقع نشان دهنده شرایطی است که رفتارها از قبل به طور هنجاری معین شده و با یک بحران اجتماعی، وضعیت تعادل جامعه بر هم ریخته است، در نتیجه ضرورت وجود و عمل به سنت مقرر را تضعیف می­کند و به این ترتیب بی­هنجاری گسترده­ای به وجود می­آید که به زعم پارسونز به مفهوم «اختلال کامل نظم هنجاری است» (گرب، 1373: 93).

در واقع، بی­هنجاری دلالت بر وضعیتی دارد که در آن هنجارهای اجتماعی که سلوک فردی را نظم  می­بخشند، در هم شکسته شده یا تأثیر خود را به عنوان قاعده رفتار از دست داده باشند. بی هنجاری اگر بیش از حد گسترش یابد؛ دامنه وسیعی از شرایط اجتماعی و حالت­های روانی را نیز شامل می­شود. بی سازمانی شخصی، آشفتگی فرهنگی، بی اعتمادی متقابل و مانند آن از این موارد است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 12). رعایت هنجارها در جامعه­ی ایران که دارای هنجارهای سنتی و مدرن است از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورتی که پدیده آنومی در بین افراد رخ دهد این ارزش­ها و هنجارها دچار اخلال خواهند شد که در این صورت جامعه را به واکنش وا­ می­دارد. به هر حال پدیده آنومی و یا رعایت نکردن هنجارهای جامعه در بین گروه­هایی از افراد در جامعه­ی ایرانی اتفاق می­افتد که این امر به افزایش میزان جرم و جنایت و کاهش امنیت اجتماعی منجر می­شود.

3-10-5)شکاف نسلی:

تمایز نسلی به معنی وجود تفاوت­های معرفتی، بینشی، گرایشی، ارزشی و رفتاری میان دو نسل با وجود پیوستگی­های کلان متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14). مسأله­ای که در تمایز نسلی مورد توجه است، شکاف به وجود آمده در ارزش­های مورد پذیرش نسل­های مختلف است. یعنی این­که مجموعه ارزش­هایی که برای یک نسل مورد اهمیت است، در صورتی که به وسیله جامعه پذیری صحیح برای نسل بعدی آن جامعه مورد قبول نباشد، این ارزش­ها تضعیف می­گردندد. برخورد بین اخلاق و رسوم اخلاقی دو نسل نیز می­تواند عاملی برای پیدایش انحرافات و مسائل اجتماعی گردد.

وقتی یک نظام اخلاقی مورد تفسیر و تهدید قرار گیرد یا در مرحله تجزیه واقع گردد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آن­هاست در جلوگیری از تفسیر آن کوشا می­شوند و در مقابل، عده زیادی خواستار دگرگونی آن می­شوند؛ در نتیجه بین دو گروه اجتماعی برخورد و ستیز در می­گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش انحرافات اجتماعی پیدا می­شود. ارتباط و وابستگی متقابل امور اجتماعی موجب می­شود که یک مسأله اجتماعی به پیداش مسائل اجتماعی دیگر کمک کند (شیخاوندی، 1372: 172). مسأله­ی تمایز نسلی در ایران از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا جامعه­ی ایران از یک طرف دارای بافت جمعیتی جوان بوده و از سوی دیگر دارای ارزش­هایی است که از طرف جوامع غربی با تبلیغات گسترده، مورد هجوم قرار می­گیرد که این عوامل باعث می­شود که تمام مبادی ذی ربط همچون خانواده، نظام­های گسترش فرهنگی چون نظام آموزشی در خصوص درونی کردن ارزش­های اسلامی،ملی تلاش خود را به کار ببرند تا این ارزش­ها از طریق درونی شدن برای نسل­های بعدی، حفظ گردند.

3-10-6) اخلال در سرمایه اجتماعی:

سرمایه اجتماعی را می­توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش­های غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در آن سهیم هستند(فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14).

در واقع در سطح ملی نیز ارزش­هایی وجود دارد که برای آن ملت از ارزش بالایی برخوردار می­باشد و به عنوان سرمایه تلقی گردد که در صورتی که این ارزش­ها تضعیف گردند به قوام و پایداری جامعه صدمه وارد خواهد شد. مسائل ذکر شده از جمله مشکلاتی بود که امنیت ذهنی مردم را با اخلال مواجه می­کند. بدیهی است که موارد ذکر شده ارزش­های جمعی را تهدید کرده که در این حالت هر چند که نهادهای رسمی تلاش دارند که از این مسائل جلوگیری کنند ولی خود مردم نیز در جهت حفظ ارزش­های خود تلاش می­کنند (رحمتی، 1389: 95-88).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع­بندی فصل سوم:

امنیت اجتماعی، یکی از حساس­ترین و مهم­ترین امنیت­ها به شمار می­رود و به توانایی یک جامعه برای حفظ و تداوم هویت خود در شرایط بحرانی و یا در مقابله با تهدیدات واقعی وبالقوه اشاره دارد چرا که اگر امنیت در جامعه، به صورتی باشد که انسان­ها نتوانند نمودار آینده خود را بر اساس گذشته­ی خویش ترسیم کنند، رشد و توسعه امکان پذیر نخواهد شد.

در خصوص نوع نگاه به امنیت اجتماعی دیدگاه­های متفاوتی ذکر گردیده و برخی از متفکرین امنیت اجتماعی را در دیدگاهی کلان و همسنگ با امنیت ملی دانسته و برخی دیگر نیز امنیت اجتماعی را در معنای محدودتری دیده و آن را یکی از زیر شاخه­های امنیت ملی می­دانند.

امنیت اجتماعی، یکی از ابعاد رویکرد پنج بعدی باری بوزان به مقوله امنیت است. دیگر بخش­های این رویکرد عبارتند از: امنیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و محیطی.

در ادامه بحث امنیت اجتماعی را با نظریات پارسونز، مارکس و تونیس مورد مطالعه قرار دادیم و براساس گفته­های این فصل می­توان این چنین برداشت کرد  امنیت اجتماعی که در هر جامعه­ای ارزش­های جمعی هستند، با ایجاد وفاق و همبستگی در جامعه، همنوایی افراد را افزایش می­دهند که در این صورت به تحقق امنیت اجتماعی کمک می­کند زیرا با کاهش جرم و جنایت که در اثر ارتقاء انسجام در ارزش­ها محقق می­شود، امنیت اجتماعی نیز از ثبات بالاتری برخوردار می­شود. از سوی دیگر اگر امنیت اجتماعی در هر جامعه­ای از درجه بالایی برخوردار باشد، باعث تقویت انسجام ارزشی شده از ثبات بالایی برخوردار می­کند.

با توجه به جایگاه و اهمیت همین ارزش­ها است که هر ملتی حول ارزش­های خاصی شکل می­گیرد و این ارزش­ها از اهمیت بالایی برخوردار خواهدشد.

بر اساس همین ارزش­ها فرهنگ خاصی در جامعه به وجود می­آید و مجموعه هنجاری شکل مي­­گیرد که اگر این هنجارها که بر اثر ارزش­ها شکل گرفته است، در جامعه رعایت نشود، جامعه دچار اخلال و ناامنی می­گردد.آنچه که در بحث امنیت اجتماعی اهمیت پیدا می­کند، بعد ذهنی، عینی است که به آن پرداخته شد.

امنیت اجتماعی حق مسلم تمام انسان­هاست، از این رو اگر تمام بخش­های مختلف اجتماع در کنار هم قرار گیرند سبب ایجاد اجتماع امنیتی با ثبات می­شود. عوامل بسیاری باعث شده که از نظر ذهنی نوعی نگرانی در جامعه بوجود آید و در امنیت تأثیر بگذارند.

در مقوله امنیت عینی می­توان به وقوع جرم و جنایاتی اشاره کرد که در سطوح جامعه اتفاق می­افتد. وقوع جرم و هزاران اتفاق در جامعه بدون تردید نیازمند دست­یابی به امینت اخلاقی است. صاحب نظران معتقدند که دست­یابی به امنیت اخلاقی و اجتماعی نیازمند بازنگری همه­جانبه در تجربیات پیشین است.

 

آنهااعتقاد دارندکه کالبدشکافی وجوه امنیت اخلاقی واجتماعی بدون درنظر گرفتن تعامل ظریف وپیچیده آنها با امنیت روانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نقد ساختار هر یک از اجزای یاد شده در کلیت جامعه و نظام امکان­پذیر نیست.

ضرورت رفع خلأهای قانونی و ابهام از قوانین موجود به­ویژه در زمینه پدیده­های ناهنجار اجتماعی با استفاده از فقه مترقی شیعه و اجتهاد زمان و مکان، فرهنگ سازی در خصوص تبئین قواعد و قوانین اخلاقی و اجتماعی و عدالت انتظامی قضایی و اجتماعی نیز از جمله مواردی است که صاحب نظران و کارشناسان در زمینه بازنگری در امنیت اخلاقی و اجتماعی بر سر آنها اتفاق نظر دارند.در بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنی عدم تهدید برای ارزش­های کسب شده و در بعد ذهنی مشتمل بر نبود هراس از این که آن ارزش­ها مورد حمله قرار گیرد؛ بنابراین امنیت  اجتماعی در جامعه برقرار نمی­شود مگر آن که جامعه از تهدیدها رهایی نسبی پیدا کند و از فرصت­ها برخوردار و بهره­مند شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم:

ابزارهاي جنگ نرم

(فضای مجازی)

 

مقدمه :

طراحان جنگ نرم، براي تسخير

مقاله رشته علوم سیاسی در مورد اجتماعی، می­شود، امنیت، می­شود.، 1383:

بزرگ­تر شهری که امکانات شغلی بیشتری (حداقل در بخش خدمات) دارند را تحقق می­بخشند. مهم­ترین علل مهاجرت­های انجام شده در کشور عبارتند از: 1- پیروی از خانوار 2- اشتغال 3- خدمت نظام وظیفه  4- تحصیل 5- انتقال شغلی6-زندانی شدن اعضای ارشد خانواده در زندان های مرکزی 7-مهاجرت از روستا به شهر پدیده­ای عام و جهانی است و مهاجرت بی رویه­ی روستاییان به شهرها، نه تنها بار شهرها را برای عرضه­ی مسکن، کار، غذا و خدمات عمومی سنگین­تر می­کند؛ بلکه روستا را از وجود افراد نسبتاً کارا، با انرژی و حتی گاهی مدیر و باسواد، تهی می­سازد و بالطبع رشد اجتماعی و اقتصادی این نقاط را به تأخیر می­اندازد.

3-9-8)  فرار نخبگان کشور:

فرار مغزها به معنی مهاجرت نیروی انسانی متخصص، آموزش دیده و دارای مهارت و قابلیت­های مورد نیاز یک جامعه است. این افراد به دلیلی از کشور خارج می­شود و جهت انتقال آنان، معمولاً از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته است. بر طبق آمار صندوق بین المللی پول، ایران از لحاظ «فرار مغزها» در میان 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته­ی جهان، در مقام اول قرار دارد. به عنوان مثال بر اساس آمار و ارقام، ایران به همراه کشورهای هند، چین و جمهوری­های شوروی سابق، کشورهای پیشتاز در پدیده­ی فرار مغز­ها تلقی می­شوند. امروزه، بسیاری از دانش آموزانی که در سال­های اخیر در المپیادهای جهانی، رتبه کسب کرده­اند، در دانشگاه­های آمریکا تحصیل می­کنند. با توجه به آمارهای به دست آمده بیش از 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ایرانی، در آمریکا زندگی می­کنند(ودادهیر، 1380: 188). به هر حال خروج نیروی متخصص غیر از این­که جامعه را از وجود این نیروی عظیم و کارا محروم می­کند بلکه   هزینه­هایی که صرف رشد آن­ها شده نیز به خارج منتقل می­کند.

3-9-9)  فاصله یا شکاف طبقاتی:

فاصله طبقاتی معمولاً از طریق نابرابری­های آموزشی، کمبود تحرک اجتماعی و عدم توزیع متعادل ثروت و امکانات میان اقشار مختلف جامعه مشخص می­شود (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 16). متأسفانه ما امروز، در بیشتر جوامع شاهد تمرکز ثروت در دست عده­ای قلیل و تشدید شکاف­های طبقاتی هستیم. تضادها و شکاف­هایی که حاصلی جز فقر، تبعیض، بیکاری، اسراف و مصرف زدگی، تورم، سوء تغذیه، جرم و جنایت و بالاخره نا امنی ندارند(لرنی، 1383: 221).

3-9-10)  جرائم اقتصادی:

جرائم اقتصادی عبارتند از جرائمی که با انگیزه مادی و با ماهیت فعالیت­های اقتصادی یعنی فعالیت­های مالی و پولی، داد و ستد داخلی، استفاده از منابع بدون مجوز، رشوه ستانی، کمیسیون گیری، اعطای تسهیلات غیر قانونی به نفع خود یا دیگران صورت می­گیرد. هر چند که آمار جرائم اقتصادی با مبارزه مبادی ذی ربط در حال کم شدن است ولی گهگاه در جراید و رسانه­های عمومی مظاهر این جرائم ذکر می­گردد که تأثیرات بسیار بدی بر اطمینان مردم نسبت به سیستم اقتصادی جامعه خواهد داشت که این عدم اطمینان می­تواند به سیستم­های دیگر جامعه ازجمله حاکمیت ودولت نیز سرایت کند.

3-9-11) سوءاستفاده نخبگان:

فساد مالی را می­توان پدیده­ای چند وجهی و پیچیده با شیوه­های متفاوت قلمداد کرد که می­تواند از یک عمل ساده مانند پرداخت غیر قانونی به یک کارمند دولت تا ناکارآمدی فراگیر نظام سیاسی اقتصادی را شامل شود. لذا فساد مالی از سوء استفاده نخبگان سیاسی و کارمندان عالی رتبه تا یک ارتشاء ساده قابل تغییر است (ربیعی، 1383: 32). این نوع فساد نیز در صورت گسترش در جامعه غیر از این­که باعث شده به مشکلات مردم رسیدگی نشود و حقوق مردم ضایع گردد، می­تواند تأثیرات بسیار بدی بر افکار عمومی در خصوص عدم کنترل و نظارت دولت بر بخش­های جامعه داشته باشد و مشروعیت دولت را کاهش دهد.

3-9-12)  رشد سریع جمعیت:

تراکم و انفجار جمعیت، زمینه­های لازم را برای افزایش جرایم و بالطبع نا امنی، ایجاد می­نماید. رشد سریع جمعیت در ایران از طریق افزایش فشارهای روانی، بیکاری، حاشیه نشینی و کاهش نظارت اجتماعی منجر به تشدید رفتارهای نابه هنجار و عوامل موجد نا امنی می­شود (لرنی، 1383: 159). محیط­های شهری، از ظرفیت معمول و مشخصی برخوردار هستند. یعنی این­که بر اساس چنین ظرفیتی، برای سازمان­های اجرایی و دولتی چون پلیس، شهرداری، خدمات و بهداشت وآموزش و پرورش نیروی کار معینی در نظر گرفته­اند که با رشد جمعیت شهری بالطبع کنترل اجتماعی نیز از دست خارج می­شود. در چنین شرایطی، تشکیلات و سازمان­های مسئول امنیت، تسلط خود را بر امور که همان کنترل اجتماعی است، از دست می­دهند و در نتیجه، بی نظمی اجتماعی، هنجار­گریزی، قانون ستیزی و تهدید و نا امنی، در جامعه شایع می­گردد.

3-9-13) جمعیت حاشیه نشینی:

جمعیت حاشیه نشین کارتن خواب، از روی اجبار به این مناطق روی آورده و از نظر امکانات زندگی، در شرایط مناسبی نیستند. بدیهی است که زمینه­ها و انگیزه­های بالقوه ارتکاب جرایم و مفاسد اجتماعی در این افراد، در سطح بالایی قرار دارد. از آنجا که الگوهای رفتار اجتماعی خاص در میان خیابان خوابان، حاکم نیست و به محل زندگی خود به عنوان یک حالت گذرگاهی نگاه می­کنند، بنابراین بی جهت هم نیست که تعلق اجتماعی در این افراد، ضعیف باقی بماند که عدم احساس تعلق اجتماعی موجب رفتارهای نا بهنجار می­شود. با توجه به جوان بودن جمعیت حاشیه نشین، وقتی تعارض و تناقض رفتاری و نداشتن تعلق اجتماعی در حاشیه نشینی، با جوانی جمعیت آن همراه می­شود شرایطی را به وجود می­آورد که می­تواند منشأ هر جرم و بحرانی باشد(لرنی، 1383: 214).موارد ذکر شده از جمله مواردی بود که امنیت عینی مردم، در اجتماع را به مخاطره می­انداخت. در خصوص کاهش مشکلات در حوزه امنیت عینی، نقش نیروهای کنترل کننده­ای همچون پلیس، مجموعه قوانین و نهاد دولت، بسیار اهمیت دارد.

3-10) مشکلات حوزه امنیت ذهنی:

غیر از تهدیداتی که در بعد عینی امنیت اجتماعی در جوامع وجود دارد، می­توان از تهدیدات ذهنی نیز یاد کرد. تهدیدات ذهنی یعنی تهدیداتی که به قول ایتزن[90] و باکازین[91] هنجارها و ارزش­های جامعه را نادیده می­گیرد (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 10). با توجه به تعاریف ذکر شده، می­توان گفت که آسیب اجتماعی یا تهدید اجتماعی در این مقوله به مواردی مربوط است که در آن ارزش­های جمعی اجتماعی به مخاطره بیفتد که در این صورت می­توان تهدیدات زیر را در خصوص امنیت ذهنی مردم نام برد.

3-10-1) بی سازمانی اجتماعی:

به طور­کلی، بی­سازمانی اجتماعی به وجود نارسایی و شکست در یک نظام اجتماعی که دارای پایگاه­ها و نقش­های مرتبط با هم هستند، اطلاق می­شود. در چنین حالتی، اهداف جمعی و فردی اعضای آن کمتر از یک نظام اجتماعی کار آمد، امکان تحقق می­یابند. وقتی می­گویند که گروه،سازمان، اجتماع و یا جامعه خاصی تا حدودی بی ­سازمان است، منظور این است که ساخت پایگاه­ها و نقش­ها، آن چنان که باید سازمان یافته نیست. بی سازمانی حالتی است که در آن از هم گسیختگی اجتماعی به صورت حاد در یک نظام روابط اجتماعی وجود دارد. در نتیجه، مشکل اجتماعی که بر اثر بی­سازمانی اجتماعی غالب می­شود به دلیل نقص­های تکنیکی و ابزاری در نظام اجتماعی است. در این وضعیت، نظام به حالتی در می­آید که به واسطه نقص در رسیدن به نیازمندی­های کارکردی خود، کمتر از آنچه در واقع باید عمل کند کارایی دارد. وجود ترکیبی از اشتباه­ها در ساخت هنجاری و نسبی یک نظام اجتماعی، که بی سازمانی اجتماعی نامیده می­شود، نمایانگر نارسایی در دستیابی به نیازمندی­های کارکردی نظام است. در این صورت، یا الگوهای اجتماعی رفتار از بین می­رود (احتمالاً در نتیجه اجتماعی شدن ناقص اعضای گروه) یا تنش­های شخصی که بر اثر زندگی در درون نظام اجتماعی به وجود می­آید، به اندازه کافی توسط فرآیندهای اجتماعی، کنترل، کانالیزه یا رفع نمی­شود. یکی دیگر از منابع بی سازمانی، وجود نارسایی­ها و وقفه­هایی است که در کانال­های کارآمد ارتباطی میان مردم در یک نظام اجتماعی (خواه یک کشور، اجتماع محلی، انجمن) پدید می­آید. مردمی که تابع رابطه متقابل میان آنچه از نظر اجتماعی ملزم به انجام آنند و آنچه به طور فردی می­خواهند انجام دهند، هستند.

البته این درست نیست که منطقی­ترین منشأ بی سازمانی اجتماعی را تنها در نارسایی ارتباطی که کارکردی مهم دارد جستجو کنیم؛ هر چند شواهد و تحقیقات نشان می­دهد که ارتباط نادرست، حتی در شرایطی که منافع و ارزش­هایی متضاد در گروه وجود نداشته باشد، بی­سازمانی را منجر می­شود. تأکید بر قطع خطوط و جریان ارتباطات، ناشی از وضعیت ساخت پایگاه، گروه­ها و قشرهای اجتماعی­ای است که نه تنها منافع و ارزش­های آن­ها متفاوت است بلکه ناسازگار نیز هست. این وضعیت موجب تقویت توان بی­سازمانی اجتماعی می­گردد. لذا اگر چه مردم طبق نیازمندی­ها و هنجارهای موقعیت خاص خودشان در جامعه زندگی می­کنند، اما ممکن است دارای اهدافی متقاطع باشند (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14) و در صورت رواج  بی­سازمانی، دولت باید هزینه­های زیادی را برای درونی کردن ارزش­های عمومی در بین جوانان صرف کند تا این ارزش­ها درونی گردد و در صورت عدم توفیق در این کار، مسأله هنجار شکنی رواج پیدا کرده و امنیت مردم به مخاطره می­افتد.

3-10-2)از خود بیگانگی:

از خود بیگانگی، نوعی بیماری روانی است که موجب می­شود انسان از خود دور شده و کیفیات و حالات دیگری را به جای واقعیت و حقیقت خود بنشاند. به عبارت دیگر بیانگر حالتی است که در آن شخصیت واقعی انسان زائل می­گردد و شخصیت بیگانه­ای در آن حلول می­کند. از نظر جامعه شناختی، به معنی از هم گسیختن پیوند فرد با دیگران و نیز مترادف با بیزاری در احساس و دور افتادگی یا جدایی فرد از دیگر افراد بشر، از کشور، از کار و یا خدا است (ستوده،‌1372: 50). از خود بیگانگی؛ آزادی افراد جوامع توسعه نیافته را در چنبر حرص و آز نظام جهانی سرمایه داری، محدود و محدودتر می­کند آن گونه که افراد، حسابگر و غیر احساساتی، خشک و ماشینی می­شوند.

با توجه به همین ویژگی­هاست که صاحبنظران بر این اعتقادند که با غلبه­ی غرب­گرایی، مصرف­گرایی بر زندگی انسان، فردیت و آزادی او به خطر می­افتد و پول به طور همزمان؛ منبع آزادی و از خودبیگانگی انسان می­شود. در چنین شرایطی، فرد به غیر از «خود»، با «جامعه­ی خود» نیز بیگانه می­شود. گویی انبوهی از بیگانگان، برای نفع شخصی، مجبور به تعامل اجتماعی شده­اند که این مسأله به نوبه­ی خود؛ بیگانگی را دامن می­زند. از سوی دیگر، توسعه­ی اقتصاد پولی و گسترش محاسبه و حسابگری؛ رقابت را در جوامع، تشدید می­نماید و بالطبع تمایز و منفرد بودن «فرد» را تقویت می­کند که به نوبه­ی خود، انزوا و از خود بیگانگی را به دنبال دارد (لرنی، 1383: 266). زمانی که ارتباط «من اجتماعی» فرد با محیط اجتماعی­اش ضعیف می­شود،

تحقیق رشته علوم سیاسی در موردامنیت، اجتماعی، عینی، ارزش­های، جرایم

که در خصوص تأمین منابع اقتصادی، انتظارات بیشتری از این نهاد می­رود. به هر حال برای هر شهروندی این نوع امنیت­ها اولویت دارند. تأکید دوباره بر این نکته لازم است که احساس و برداشت شهروندان در خصوص میزان وقوع جرائم و گستردگی و شدت آن در اینجا مورد نظر است. برای مثال می­توان گفت چون 90% مردم ایران از مسأله شیوع و مصرف موادمخدر دل نگران هستند، بنابراین احساس ناخوشایندی در این مورد خاص وجود دارد و نتیجه آن تولید احساس نا امنی است(حاجیان، 1384: 22). در واقع، جامعه­اي كه امنيت اجتماعي (بعد عینی) در آن برقرار نيست، شاهد گسترش فقر و بيكاري، از هم گسيختگي و ناهنجاري­هاي اجتماعي، افزايش داوطلبان حاشيه نشيني و حلبي آبادها، كمبود مسكن، رواج سوء تغذيه، گسترش بيماري­هاي رواني و هزاران مسأله و مشكل اقتصادي و اجتماعي ديگر در آن هستيم كه هر يك از آن­ها مي­تواند صلح و صفا، امنيت، شادابي و نشاط را در آن كشور نشانه گيرد و مورد تهديد قرار دهد. بنا بر اين هرگونه بي­توجهي به مسائل ياد شده نه تنها روند توسعه بلكه ثبات سياسي و آرامش و امنيت اجتماعي و يكپارچگي و وفاق كشور را به مخاطره جدي مي اندازد.این بعد از امنیت به کمیت جرایم، آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی و همین­طور رفاه اقتصادی در جامعه می‌پردازد که تغییرات در میزان آن­ها، امنیت جامعه را تغییر می‌دهد. بی تردید تأثیر امنیت بر   بزهکاری از دل مشغولی­های نظری و تجربی اهل نظر بوده و در این راستا کوشش­هایی هم انجام شده است. همه پژوهش­هایی که در حوزه حاشیه نشینی و پتانسیل­های آن برای بزهکاری انجام شده است موید این ادعاست. لیکن امنیت اجتماعی در این تحقیق معنای وسیعی را در بر می­گیرد. در واقع امنیت اجتماعی به معنای فضایی است که فرد در زمان حال و آینده تصویر روشن و امیدوارکننده­ای از زندگی خود، خانواده­اش و جامعه دارد. مهم­ترین شاخص­های این بعد از امنیت عبارتند از:
1 – میزان و نرخ آسیب‌های اجتماعی: منظور معضلاتی هستند که ریشه در کژکارکردی نهادهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نظام اجتماعی دارند و از سوی دیگر در قانون برای آن­ها مجازات تعیین نشده است.
2-میزان و نرخ وقوع جرایم و بزهکاری: میزان کمی جرایم و بزهکاری در یک جامعه نشان‌ دهنده میزان امنیت عینی در آن جامعه است.
3- توان و مهارت و قدرت عمل پلیس در مقابله با جرایم و نا امنی: به هر اندازه که نیروهای پلیس در سطح جامعه با تکیه بر سه اصل سرعت، دقت و صحت بتوانند قدرت عمل خود را در مقابله با جرایم و ناهنجاری‌ها نشان دهند، زمینه برای گسترش نا امنی کاسته و فرآیند جرم در حیطه کنترلی پلیس قرار می‌گیرد و در این شرایط فضای توسعه امنیت اجتماعی فراهم می‌گردد

4- عملکرد دولت در بخش اقتصادی: یعنی هر اندازه دولت سطح معیشتی مردم را بالاتر ببرد، میزان امنیت عینی مردم نیز ارتقا می­یابد.
5- هماهنگی نهادها و سازمان­های ذیربط در حوزه کنترل آسیب‌ها و جرایم: از آنجائی که آسیب‌ها و به تبع آن جرایم در واقع در بستر کژکارکردی‌های سازمان­های مختلف یک نظام اجتماعی اعم از اقتصادی، فرهنگی، قضایی، انتظامی و امنیتی به وجود آمده و گسترش پیدا می‌کند. ضرورت این هماهنگی بیش از پیش نمایان می­شود (رحمتی، 1389: 82).

3-8-2) امنیت اجتماعی (بعد ذهنی)  :

این بعد از امنیت اجتماعی که به حفاظت از ارزش­های جمعی می­پردازد، مربوط به امنیت ذهنی افراد بوده که در این حالت نقش کنترل­ کننده­های داخلی همچون مردم (توسط نگاه شماتت انگیز، فریضه امر به معروف و نهی از منکر و تقوی درونی افراد) دارای اهمیت است.این سطح از امنیت اجتماعی در واقع به ارزش­های ملی بیشتر مربوط می­شود که این عناصر دارای بار ارزشی برای جامعه است، مثلاً عنصر دین دارای یک سری ارزش­های مورد قبول جمعی است و به صورت کلی حفاظت از این ارزش­های هویتی به امنیت اجتماعی ذهنی افراد مربوط می­شود. بدیهی است در صورتی که این ارزش­های عام گستر در جامعه محافظت گردند، بعد امنیت ذهنی مردم از ثبات بالاتری برخوردار است. در علوم انسانی و اجتماعی، فرهنگ پذیری یا درونی کردن ارزش­ها یکی از روش­های مطمئن برای رعایت ارزش­ها و هنجارها توسط آحاد جامعه شناخته شده است. به گونه­ای که هر کس از درون ضمیر خود، کشش و تمایل قلبی برای رفتار متناسب با ارزش­ها، احساس کند و میل به تخلف از هنجار­ها را نه به لحاظ ترس از افشا یا عوامل بیرونی دیگر، بلکه به عنوان امری نا­خوشایند در ضمیر خود سرکوب کند (ریتزر، 1374: 423-414). در واقع به منظور تحقق امنیت واقعی جامعه، باید یک مکانیزم خود تنظیم کننده، توسعه یافته و به طور موثر کارکردی داشته باشد تا حرص و طمع فردی و خود خواهی تحت کنترل در­آید بدون این­که در این روند، انگیزه­ها و محرک­ها خفته و خاموش گردد. به هر حال امنیت اجتماعی در ایران از دو مقوله­ی امنیت ذهنی و امنیت عینی تشکیل یافته است که در حوزه امنیت عینی میزان توجه به مسائل و مشکلات جامعه و همین­طور مسائل اقتصادی و در حوزه امنیت ذهنی نیز میزان توجه به ارزش­های جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است(رحمتی، 1389: 83).

3-9) مشکلات حوزه امنیت عینی:

همان­طور که ذکر گردید؛ بررسی دقیق کمی و کیفی مشکلاتی که امنیت اجتماعی را تضعیف می­کند، نیاز به تحقیقاتی میدانی و مجزا داشته بر همین اساس در این پژوهش به دنبال این نبوده که مسائل را به صورت دقیق و میزان نوع تخلفات آن ذکر کرد، بلکه هدف این است که مشکلات را به دو دسته مشکلات عینی و ذهنی تقسیم نمود. بدیهی است مشکلاتی که مربوط به جرم و جنایت و همین­طور مسائل اقتصادی بوده در حوزه مشکلات عینی و مسائلی که مربوط به عدم تطابق ارزشی و مربوط به ذهن افراد بوده در حوزه مشکلات ذهنی مورد بررسی قرار می­گیرد. در حوزه مشکلات عینی که امنیت اجتماعی مردم را به مخاطره می­اندازد می­توان موارد زیر را ذکر کرد:

3-9-1)  بیکاری:

بیکاری به فقدان کار برای جمعیت دارای توان فعالیت گفته می­شود. بنا به تعریف دفتر بین المللی کار، «تمامی افرادی که در یک روز معین در جستجوی کار هستند ولی به رغم توان، موفق به کسب آن نمی­شوند، بیکار به حساب می­آیند.» پیران، کودکان، معلولین، از کار افتادگان در زمره بیکاران به حساب نمی­آیند (ساروخانی، 1375: 896). بیکاری به دلیل طویل مدت بودن آن، فرد را از جامعه­ی فعال، بیرون رانده و او را حاشیه نشین و غیر اجتماعی می­سازد. بدین ترتیب بیکاری که پدیده­ای است مقطعی و دوره­ای، به یک پدیده­ی ساختاری بافتی در جامعه تبدیل شده و افت ناگهانی و تدریجی روند زندگی از نظر مادی و معنوی را منجر می­گردد که به نظر روانشناسان و جرم شناسان؛ به عنوان عامل جرم زا باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنچه بدیهی است این­که بیکاران، جزء نخستین گروه از قربانیان بحران­های اقتصادی می­باشند (کاظمی­پور، 1376: 90). در حال حاضر مشکل بیکاری در صورتی که با اعمال سیاست­های درست، کنترل و کاهش نیابد، قطعاً به مشکلات دیگر اجتماعی دامن زده و زمینه ساز بسیاری از مشکلات و معظلات دیگر اجتماعی خواهد شد زیرا افراد بیکار مستعد جرم و مشکلات اجتماعی هستند.

3-9-2) تورم:

تورم، روند فزآينده و نا‌منظم افزايش قيمت‌ها در اقتصاداست. تورم عبارت است از افزایش دائم و  بی­رویه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات که در نهایت به کاهش قدرت خرید و نابسامانی اقتصادی منجر می‌شود. در حال حاضر، یکی از عمده­ترین نگرانی­ها  در خصوص وضعیت معیشت خود به تورم در جامعه بر می­گردد. تداوم روند نرخ تورم بالا ، سایر حوزه­ها همچون پوشاک، مسکن و سایر عوامل مرتبط با جامعه را دستخوش مشکل خواهد کرد.

3-9-3)  اعتیاد:

مشکل اعتیاد نیز در حال حاضر به یکی از مهم­ترین مسائل و مشکلات جوامع، مخصوصاً در بین جوانان تبدیل شده است. اعتیاد، به تداوم مصرف به هر ماده­ای همچون؛ حشیش­ها، مواد مخدر، محرک­ها، کوکایین­ها، قرص­های روانگردان و مواد استنشاقی گفته می­شود که می­تواند بزرگ­ترین ضربه را به نیروی عظیم سرمایه­ای در هر جامعه­ای یعنی افراد آن جامعه بزند (آقابخشی، 1379: 15).

3-9-4)  فقر :

در دنیای امروزی، پژوهشگران «فقر» را آن سطح درآمدی می­دانند که به انسان، امکان خرید و مصرف حداقل نیازهای لازم برای زیستن نمی­دهد. در «فقر مطلق» نیز غذا، پوشاک و مسکن کافی برای داشتن حداقل استاندارد زندگی در اختیار فرد فقیر نیست (لرنی، 1383: 200). آنچه مشخص است دولت در راستای مبارزه با فقر، سعی دارد ثبات و امنیت جامعه را از هر گونه تهدید و تعرض، مصون نگاه دارد. بی تردید کاهش فقر در جامعه، می­تواند به امنیت جامعه، بیش از پیش بیفزاید. چرا که یک جامعه­ی فقیر، همیشه آماده انفجار و شورش است. از این رو، هر دولتی باید نهایت سعی خود را نماید که همه­ی مردم از یک حداقل متعارف زندگی برخوردار باشند. کمک و مساعدت به افراد فقیر، در واقع تور اطمینانی برای ملت و دولت است. زیرا چنین کمکی به جامعه اطمینان می­بخشد که سطح رفاه و زندگی حتی در هنگام وقوع حوادث غیر مترقبه، از حداقلی پایین­تر نخواهد آمد.

3-9-5) فرار از خانه:

امروزه در اکثر کشورهاي جهان، فرار از خانه به يک معضل اجتماعي تبديل شده است. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني، سالانه يک ميليون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار مي‏کنند که 74 درصد آن­ها دختر هستند (ایروین و سون، 1371: 61). هر چند که فرار از خانه در مورد پسران نیز اتفاق می افتد، ولی متأسفانه قسمت اعظم فرار از منزل­ توسط دختران انجام می­شود (نامجویان، 1382: 23). افراد فراري براي امرار معاش به سرقت، تکدي گري، توزيع مواد مخدر، مشروبات الکلي و کالاهاي غير مجاز، روسپيگري، عضويت در باندهاي مخوف و کثيف اغفال و فحشاء اقدام مي‏کنند که در صورت ایجاد چنین پیامد­های ناگواری، مشکلاتی در خصوص امنیت اجتماعی به وجود خواهد آمد.

3-9-6)  جدائی زن وشوهر:

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است. طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد (رفیع­پور، 1377: 174). امروزه افزایش طلاق، تهدیدی برای جوامع به شمار می­رود، چرا که به موازات نرخ بالای طلاق در جامعه، مسائل جنبی آن هم به سرعت رشد می­کند. روز به روز از کودکان سالم و شاداب کاسته شده، آمار خودکشی نوجوانان بالا رفته و در عین حال نقش مدارس هم کمتر خواهد شد. به گفته­ی محققین، بیش از نیمی از بزهکاری­های کودکان، ناشی از جدایی پدر و مادرها­یشان است. به طور عام بیشتر از 70 درصد از نوجوانانی که به دارالتادیب فرستاده می­شوند از خانواده­هایی هستند که پدر یا مادر، در آن­ها وجود ندارد (مصلحتی، 1379: 6).

3-9-7)  مهاجرت:

مجموعه عوامل در هم تنیده­ی محیطی، جمعیتی و فنی، دست به دست هم می­دهند و مهاجرت شتابان جمعیت به سوی قطب­های

مقاله علوم سیاسی در مورد امنیت، اجتماعی، هنجارهاي، اخلاقی، هنجارها

خواهد شد. نکته­ی اساسی نهفته در بعد اجتماعی امنیت، آن است که افراد به واسطه­ی محیط اجتماعی که در آن تعلق دارند و یا به آن رجوع می­کنند، هویت خود را تعریف می­کنند (لرنی، 1383: 99). یعنی این­که بعد اجتماعی امنیت در ارتباط با الگوها و ارزش­های هویتی است که اگر ارزش­های هویتی تقویت گردند، بعد اجتماعی امنیت نیز تقویت می­گردد و در نهایت باعث تقویت امنیت اجتماعی می­شود (رحمتی، 1389: 38).

3-7) هنجارهاي اجتماعي و امنیت اجتماعی:

اهنجارهاي اجتماعي، شيوه­هاي رفتاري معيني هستند كه بر اساس ارزش­هاي اجتماعي جامعه شكل مي­گيرند و با رعايت آن­هاست كه جامعه نظم مي­يابد. در اصطلاح جامعه شناسي، هنجارها الگوهاي استاندارد شده رفتار و كردارند؛ زيرا آن­ها راهنماي آشكاري هستند و به مردم يك جامعه مي­گويند كه در هر شرايط اجتماعي چه رفتاري را بايد داشته باشند. در واقع، هنجارهاي اجتماعي تعيين مي­كنند كه انسان چه بايد بگويد و چگونه بينديشد و چه اعمالي را انجام دهد (هنجارهاي مجاز[83]) و از گفتن چه چيزهايي اجتناب ورزد و از كدام اعمال دوري گزيند (هنجارهاي ممنوع[84]) و به همين دليل، هر كس  مي­كوشد تا رفتار خود را با هنجارهاي اجتماعي سازگار كند تا جامعه او را به عضويت خود بپذيرد. هنجارها بر مبناي ميزان ارزش، اهميت و پذيرش در ميان مردم يك جامعه، يكسان نيستند. به طوري كه آن­ها را به سه گروه  هنجارهاي ديني، رسمي، غيررسمي (سنتي) تقسيم مي­كنند.

3-7-1) هنجارهاي ديني:

هنجارهاي ديني معلول آموزش ديني هر جامعه مفروض هستند. براي مثال: فقه و شرع مقدس اسلام كه از تعاليم ديني اسلام سرچشمه گرفته است، در طول قرن­ها به وسيله مجتهدان و انديشمندان ديني تنظيم و تدوين شده و مرجع داوري در كارها و مهم­ترين هنجارها در ايران است. هنجارهاي اخلاقي را نيز مي­توان در مقوله هنجارهاي ديني به حساب آورد. هنجارهاي اخلاقي مبتني بر باورها و ارزش­هاي با اهميت جامعه است كه نقص آن­ها واكنش شديدي را به همراه دارد. مثلاً اعتياد به مواد مخدر، داشتن فرزند نامشروع، دزدي و یا هر رفتاري كه احساسات اخلاقي جامعه را جريحه دار كند و باعث بر هم خوردن نظم و تعادل جامعه گردد، را شامل مي­شود. افرادي كه هنجارهاي اخلاقي را ناديده مي­گيرند، از نظر مردم پليد بوده و خطري براي جامعه به شمار مي­روند.

3-7-2) هنجارهاي رسمي:

این هنجارها مشتمل بر قوانين تشكيلاتي، اداري و مالي كشور و واحدها و   موسسه­هاي تابعه است. مانند قانون اساسي، قانون مدني، قوانين حقوقي وجزايي. هنجار­هاي رسمي به وسيله نمايندگان مجلس وضع مي­شوند و بخش اعظم كارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، اداري و سازماني بر اساس آن انجام مي­گيرد و سازمان­هاي قضايي و نيروهاي انتظامي براي نظارت بر اجراي آن­ها به وجود آمده­اند.

3-7-3) هنجارهاي سنتي (غير رسمي):

هنجارها است كه توسط فرد يا افرادي وضع نشده بلكه خود به خود و به صورت تدريجي از اتفاقات روزمره زندگي سرچشمه گرفته و خواستگاهي جز كل جامعه ندارند. اين هنجارها جزئي از فرهنگ عامه است كه آن­ها را با عنوان سنت­ها، رسم­ها و آداب و رسوم مي­شناسيم. آداب و رسوم هنجارهايي است كه مشخص مي­كند افراد در فعاليت­هاي روزانه­شان به چه شيوه­هاي مورد قبولي بايد رفتار كنند (ستوده، 1383: 32-31). در این حالت نیز می­توان به ارتباط هویت ملی و امنیت اجتماعی پی برد زیرا كژ رفتاري که ازعوامل تضعیف کننده امنیت اجتماعی است و به طريقي نیز با انتظارهاي مشترك اعضاي يك جامعه سازگاري ندارد و بيشتر افراد آن را ناپسند و نادرست مي­دانند، از عدم تبعیت از هنجارهای جامعه نشأت می­گیرد و هر جامعه­اي از اعضاي خود انتظار دارد که ارزش­ها و هنجارها را رعایت كنند. جامعه افرادي را كه هماهنگ و همساز با ارزش­ها و هنجار­ها باشند «سازگار» يا «همنوا» و كساني را كه بر خلاف آن­ها رفتار كنند «ناسازگار» يا ناهمنوا مي­خواند. در واقع كساني كه با هنجارهاي جامعه همنوا هستند «بهنجار» شمرده مي­شوند و آنان كه همنوايي ندارند نابهنجار نام مي­گيرند. از ميان اين افراد نابهنجار كسي است كه رفتار نابهنجارش زودگذر نباشد و ديرگاهي دوام آورد؛ كژرفتار يا منحرف[85] ناميده مي­شود و رفتار او را كژرفتاري يا انحراف اجتماعي[86] مي­خوانند (ستوده، 1383: 36) و از سوی دیگر هویت نیز به عنوان عاملی که به هنجارها شکل می­دهد مورد پذیرش است. «دوركيم[87]» از جمله نظريه پردازان قرن نوزدهم است كه به تبيين كژرفتاري از ديدگاه جامعه شناسي پرداخت. او درباره­ي رابطه ميان انسان، نيازها و آرزوهايش بحث مي­كند و بر اين باور است كه در شرايط اجتماعي استوار و پايدار، آرزوهاي انسان از طريق هنجارها، تنظيم و محدود مي­شود و با از هم پاشيدگي هنجارها (و لذا از بين رفتن كنترل آرزوها) يك وضعيت آرزوهاي بي حد و حصر يا آنومي[88] به وجود مي­آيد. از آنجا كه اين آرزوهاي بي حد و حصر، نمي­توانند ارضا شوند، در نتيجه يك وضعيت نارضايتي اجتماعي دائمي پديد مي­آيد. سپس اين نارضايتي، در جريان اقدامات اجتماعي منفي نظير،خودكشي، تبهكاري وطلاق ظاهر مي­گردد كه از نظر آماري نيز قابل سنجش مي­باشد (ستوده، 1383: 128). دوركيم بر اين باور بود كه اگر در جامعه همبستگي اجتماعی[89]نيروي كششي كه افراد يك جامعه را به هم مي­پيوندد قوي باشد؛ اعضاي آن احتمالاً با ارزش­ها و هنجارهاي اجتماعي همنوا مي­شوند ولي اگر در جامعه­اي همبستگي اجتماعي ضعيف باشد، ممكن است مردم به سوي رفتار مجرمانه كشيده شوند. به بيان ديگر، افرادي كه با اجتماع خود همبستگي دارند تمايل به تبعيت از مقررات آن را دارند‌ در حالي كه كساني كه از اجتماع بريده­اند، ممكن است، تمايل به نقض آن مقررات داشته باشند (ستوده، 1383: 134 و رحمتی، 1389: 39-38).

3-8) ابعاد امنیت اجتماعی:

آنچه که در بحث امنیت اجتماعی اهمیت پیدا می­کند، بعد ذهنی، عینی، اخلاقی و انسانی امنیت است که به آن خواهیم پرداخت. امنیت اجتماعی حق مسلم تمام انسان­هاست، از این رو اگر تمام بخش­های مختلف اجتماع در کنار هم قرار گیرند سبب ایجاد اجتماع امنیتی با ثبات می­شود. عوامل بسیاری باعث شده که از نظر ذهنی نوعی نگرانی در جامعه بوجود آید و در امنیت تأثیر بگذارند. تغییر در ساخت جمعیت و تغییرات تکنولوژی که باعث تغییر شتایان الگوهای اجتماعی شده، همچنین شیوه گذراندن اوقات فراغت، بحران هویت، تغییر ارزش­های اخلاقی و فردگرایی افراطی همگی از نظر ذهنی سبب نوعی ناامنی در افراد جامعه می­شود (ملکی، 1385: 2-1).  نمونه بارز آن روبرو شدن نسل جوان با انبوهی از سؤال­های بی پاسخ است که از سوی خانواده، مدرسه، دولت، گروه­های همسالان، احزاب و جمعیت­ها و رسانه­ها مطرح می­شود. سؤال­هایی که با افزایش حجم مبادلات فرهنگی رو به افزایش است و باعث مهم شدن بحث امنیت اجتماعی می­شود. در مقوله امنیت عینی می­توان به وقوع جرم و جنایاتی اشاره کرد که در سطوح جامعه اتفاق می­افتد. وقوع جرم و هزاران اتفاق در جامعه بدون تردید نیازمند دست­یابی به امینت اخلاقی است. صاحب نظران معتقدند که دست­یابی به امنیت اخلاقی و اجتماعی نیازمند بازنگری همه­جانبه در تجربیات پیشین است. آنها اعتقاد دارند که کالبدشکافی وجوه امنیت اخلاقی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن تعامل ظریف و پیچیده آنها با امنیت روانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نقد ساختار هر یک از اجزای یاد شده در کلیت جامعه و نظام امکان­پذیر نیست. ضرورت رفع خلأهای قانونی و ابهام از قوانین موجود به­ویژه در زمینه پدیده­های ناهنجار اجتماعی با استفاده از فقه مترقی شیعه و اجتهاد زمان و مکان، فرهنگ سازی در خصوص تبئین قواعد و قوانین اخلاقی و اجتماعی و عدالت انتظامی،قضایی و اجتماعی نیز از جمله مواردی است که صاحب نظران و کارشناسان در زمینه بازنگری در امنیت اخلاقی و اجتماعی بر سر آنها اتفاق نظر دارند (افشار، 1387: 4). در بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنی عدم تهدید برای ارزش­های کسب شده و در بعد ذهنی مشتمل بر نبود هراس از این که آن ارزش­ها مورد حمله قرار گیرد؛ بنابراین امنیت  اجتماعی در جامعه برقرار نمی­شود مگر آن که جامعه از تهدیدها رهایی نسبی پیدا کند و از فرصت­ها برخوردار و بهره­مند شود (رسولی و صالحی، 1390: 167). ابعاد ذهنی، عینی، روانی، اخلاقی و حتی بعدهای دیگر امنیتی را می­توان در قالب «امنیت انسانی» تعریف کرد. در واقع مفهوم امنیت انسانی در مقاطع مختلف، متناسب با سطح توسعه، میزان دمکراسی، اصول اخلاقی، نگرش و رفتار نسبت به جنسیت و بسیاری مسائل اجتماعی دیگر معانی کاملاً متفاوتی یافته و با نیازهای اساسی و تأمین آنها، حقوق بنیادین انسان­ها و احترام به این حقوق ارتباط پیدا کرده است. ابعاد مهم امنیت اجتماعی، فرهنگ جامعه است. امنیت فرهنگی-اجتماعی برجسته ترین چهره و درونی ترین لایه در امنیت هستی­شناختی در یک جامعه است. امنیت هستی­شناختی بر «نوعی احساس تداوم در رویدادها، حتی آنهایی که به طور مستقیم در حوزه ادراک شخصی قرار ندارد» دلالت دارد. بنابراین امنیت هستی شناختی نشان از یک نیاز فردی دارد؛ نیاز به اطمینان از تداوم هویت خود و دوام محیط­های اجتماعی و مادی، کنش در اطراف خود، تحقق این نیاز مستلزم حصول ضریب مؤثری از اعتماد، اطمینان و یقین است. البته این رابطه یک رابطه تعاملی و دوطرفه است؛ یعنی به تعبیر گیدنز هر چه افراد از امنیت هستی­شناختی و وجودی بیشتری داشته باشند نسبت به سایرین اعتماد بروز می­دهند و هر چه احساس این نوع امنیت مورد تهدید واقع می­شود؛ اعتماد متقابل در آن جامعه تقلیل و تحدید و یا محو می­شود (یزدانی و صادقی، 1389: 52).

3-8-1) امنیت اجتماعي (بعد عینی):

فقدان جرم و جنایت و از سوی دیگر برخورداری از رفاه و تأمین اجتماعی مناسب، همان امنیت عینی است که در این بعد، امنیت اجتماعی به معنی فقدان جرم و جنایت و تأمین انتظارات اقتصادی مردم است. این­که مردم در حوزه ثروت، اشتغال، مسکن، ازدواج، آتیه خودوفرزندان و برخورداری از چتر تأمین اجتماعی و همچنین در خصوص میزان وقوع جرائم و بزهکاری­ها مانند خرید و فروش مواد مخدر، شرارت، سرقت، کلاهبرداری، قتل، آدم ربایی، خرید و فروش مشروبات الکلی، کیف قاپی، خرید و فروش و مصرف مواد مخدر، روابط نامشروع، اختلاس و چک بلامحل تا چه حدودی ایمنی دارند به این حوزه مربوط است (حاجیان، 1384: 29).فقدان و کاهش بزهکاری یکی از مهم­ترین مولفه­های امنیت اجتماعی تلقی می­شود. برآورد و قضاوت فرد در خصوص میزان وقوع جرائم و کجروی­های اجتماعی در جامعه و به ویژه محیط پیرامون وی که در آن زیست می­کند حائز اهمیت فراوان است. این بعد از امنیت را می­توان امنیت انتظامی دولتی نام نهاد، زیرا مهم­ترین رسالت نیروی انتظامی، پیشگیری و مقابله با تخلفات، بزهکاری­ها و جرائم است و از طرف دیگر در کنار نیروی انتظامی، باید از نهاد دولت در ایران نیز نام برد

پایان نامه در مورد امنیت، اجتماعی، اجتماعی،، امنيت، پارسونز

گرديد. انگيزه طرح اين عبارت، امواج تهديد آميزي بود كه «هويت گروه­ها[80]» را در معرض خطر قرار داده بود. بدين معنا كه از يك­سو با رشد فناوري­هاي نوين و مجتمع­هاي صنعتي، هويت بعضي گروه­ها درهويت­هاي مسلط هضم مي­شد (مانند غير اقتصادي و در نتيجه نابود شدن آموزش فرهنگ و زبان اوكرايني در روسيه يا پر هزينه بودن آموزش و پژوهش به زبان كردي در تركيه) و از سوي ديگر با گسترش مهاجرت از كشورهاي فقير و جهان سوم به كشورهاي صنعتي و پيشرفته، نوعي آشفتگي و آنومي در تمايزهاي هویتی نمایان گردید. (مانند اقامت و اشتغال سياه پوستان آفريقايي تبار در فرانسه يا قاچاق كارگران به كشورهاي اسكانديناوي). بوزان و ويور و بعضي ديگر از محققان اروپايي در سال 1993. با تعريف Societal Security به عنوان «دستور كاري جديد براي امنيت در اروپا»پيشگامان مبحثي در مطالعات راهبردي شدند كه امروزه به موضوعي جذاب و مناقشه انگيز مبدل شده است. در خصوص امنیت اجتماعی،اختلاف بر سر مفهوم آن وجود دارد. برخی امنیت اجتماعی را یکی از ابعاد امنیت ملی دانسته و در کنار ابعادی مانند زیست محیطی و اقتصادی قلمداد نموده­اند. برخی دیگر امنیت اجتماعی را هم سنگ امنیت ملی دانسته­اند. «ویور»، از دیگر پایه گذاران مکتب کپنهاگ، معتقد است که امنیت اجتماعی ناظر بر پایداری الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، همبستگی و هویت و عرف­های مذهبی و ملی در چارچوب شرایط قابل قبول برای تحول و تکامل آن است. امنیت اجتماعی به توانایی یک جامعه برای حفظ و تداوم هویت خود در شرایط بحرانی و یا در مقابله با تهدیدات واقعی و بالقوه اشاره دارد، امنیت اجتماعی به گونه­ای تفکیک ناپذیر با موضوع «هویت» مرتبط است. این گرایش نشان دهنده بازبینی اساسی در مفهوم امنیت و نیز دگرگونی عمده در حوزه موضوعات سنتی (موجود در عرصه­ی مطالعات امنیتی روابط بین المللی) است. این تحول جدید، در حقیقت فرصتی برای بیان موضوعاتی است که سابقاً نادیده گرفته می­شدند. امنیت اجتماعی، ما را به حوزه اجتماع و ابعاد گوناگون شکل دهنده هویت آن و نیز عوامل تهدید کننده این هویت، رهنمون می­سازد و به عبارتی مفهوم جدیدی از امنیت، ارائه می­دهد(لرنی، 1383: 44). امنیت اجتماعی دارای ابعاد سیاسی و حکومتی بوده و به شدت آمیخته با مقوله اساسی قدرت است و در مطالعات و بررسی­های استراتژیک در ذیل امنیت ملی[81] مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. امنیت اجتماعی را از حیث شمولیت و فراگیری می­توان امنیت عمومی[82] نیز قلمداد نمود که حوزه­های امنیت فردی، امنیت جمعی و گروهی را می­تواند پوشش دهد. آنچه به عنوان امنیت اجتماعی یا امنیت جامعگی و یا امنیت اجتماعی شده، مورد توجه صاحب نظران امنیت ملی می­باشد، واژه  Security Societal‏ است که دلالت بر وجود امنیت برای جامعه دارد. اما از آنجا که امنیت جامعگی واژه­ای متداول نبوده، از اصطلاح امنیت اجتماعی در تبیین این مفهوم مدد می­گیرند و واژه Security Social‏ به عنوان فرع بر امنیت اجتماعی مطرح می­شود (Mcsweeney, 1999: 4) در تعریفی دیگری که از امنیت اجتماعی شده است اینگونه بیان می­شود که: «کلیه اقداماتی که به موجب آن اقشار مختلف مردم در محیطی آرام بتوانند فعالیت­های اجتماعی خودرا انجام دهند، امنیت اجتماعی است»(ربانی خوراسگانی و قاسمی، 1386: 2).­ امنیت اجتماعی در جامعه شناسی، پناهی است که اجتماعات با بهره­مندی از آن، آسودگی و آرامش خاطر پیدا می­کنند و می­توانند در سایه آن به امورات خویش بپردازند و تصویر زندگی اجتماعی را در شکل دلخواه رقم بزنند (نویدنیا، 1385: 80). پس امنيت اجتماعي، مصونيت شهروندان يك جامعه از هرگونه مزاحمت، ترس، تهديد، اضطراب و وضعيتي است كه در آن ارزش­هاي حياتي جامعه تهديد مي­شود. تعريف امنيت اجتماعي محقق نمي­شود مگر با نگاهي جامع و كلان به موضوع امنيت و عامل مخل امنيت (رحمتی، 1389: 22-21).

3-5) نظریه­پردازان و امنیت اجتماعی:

3-5-1) پارسونز و امنیت اجتماعی:

نظام الگوبندی از روابط اجتماعی میان کنشگران والگوهای مناسبات اجتماعی را باید به منزله الگوهای هنجاری (نهادهای اجتماعی) تلقی کرد. نهادهای اجتماعی، چارچوب یک جامعه را تشکیل می­دهند. این قبیل نهادهای اجتماعی، ساختارهای کلانی است چون ازدواج، مناسبات خویشاوندی، مالکیت، مبادلات کالایی، دیوان­سالاری، تخصص، حاکمیت، حکومت انتخابی توحید، فرق مذهبی و آموزشی اختیاری نهادهای فردی هستند که حیات موقت دارند. بنابراین؛ ساخت اجتماعی به لحاظ مفهومی واقعیتی است، عناصرش را انتظاراتی الگومند و فرهنگی تشکیل می­دهد که نهادهای اجتماعی نامیده می­شود. نهادهای اجتماعی، الگوهای هنجاری هستند که در یک جامعه معین شیوه­های مطلوب یا مورد انتظار کنش یا روابط اجتماعی را مشخص می­کنند (لویژ و اسکات، 1385: 43-61).نظام اجتماعی نیز از دید پارسونز، ساخت­هایی خاص از کنش اجتماعی است که به منزله فرآیندهای کنش متقابل در نظر گرفته می­شود. فرآیندهایی که در آنها اگر چه پارسونز به نظم در کنش اجتماعی اشاره دارد، ولی به آن معنا نیست که وی غافل از بی نظمی و عدم انسجام در اجزای نظام است. بدین وصف چهار بعد نظم، ابعاد بی نظمی هستند (کریپ، 1378: 81).پارسونز هم به نظم در نظام اجتماعی توجه دارد و هم به نظم در چارچوب رابطه کنش اجتماعی، وی همچنین به نظام فرهنگی (ارزش ها و هنجارها) و به نظام اقتصادی (حیات مادی) توجه می­کند. به نظر می­رسد پارسونز به نظام بیشتر از رابطه و به ارزش، بیشتر از حیات مادی توجه داشته است (کریپ، 1378: 72-84).تالکوت پارسونز معتقد است: امنیت اجتماعی با حفظ و ادامه­ی توانایی نهادهای جامعه برای انجام وظایف کارکردیشان فراهم می­شود یعنی امنیت اجتماعی با ایجاد و حفظ شرایطی بسترهای لازم را برای کارکرد نهادهای اجتماعی فراهم نموده تا در سرانجام جامعه نقش ایفا نمایند. امنیت اجتماعی از نهادهای جامعه­پذیر ریشه گرفتند و اعتماد، اطمینان، همکاری و همیاری از جمله شاخصهای آن بوده و زور و قدرت در امنیت اجتماعی ابزار کارآمد نخواهد بود، بلکه ابزارهای اطلاع­رسانی و آموزش مفید می­باشند. از نظر پارسونز مهمترین بعد امنیت اجتماعی، امنیت فرهنگی است که خرده نظام­های اجتماعی به آن احتیاج دارند (ترنر، 1373: 81).

3-5-2) مارکس و امنیت اجتماعی:

مارکس برای جواب دادن به اینکه انسان در اجتماع چگونه، بر چه اساسی، تحت هدایت چه چیزی، زندگی جمعی و رفتارهای خویش را سامان داده و از خطرات و تهدیدات در امان می­ماند، مدلی از تضاد را مطرح کرد. مارکس با این فرض کار خود را آغاز می­کند: سازمان بندی اقتصادی به­ویژه مالکیت و ابزار تولید ساختار کل جامعه را تعیین می­کند. نگاه به مگانیسم­هایی در جامعه که تضاد را اجتناب­ناپذیر و قهرآمیز می­کردند و انعکاسی از مبانی اقتصادی جامعه بودند، ویژگی عمده­ی نظریات مارکس را تشکیل می­دهد. او معتقد است که انسان اجتماعی و آگاه برای رفع نیازهای جسمانی خود میل به انجام فعالیت آگاهانه دارد. از این رو او امنیت را در ارتباط با کار معنا می­کند و امنیت را به دفع خطرات و آسیب­ها به منظور استمرار بقا و حیات بشر و بهبود شرایط زندگی در نظر می­گیرد (بوزان، 1378: 10).بر این اساس امنیت از دو حوزه معنایی تشکیل می­شود، امنیت برای نیروهای تولیدی و امنیت روابط تولید. تأمین امنیت نیروهای تولیدی از طریق حفظ و مراقبت از منابع طبیعی و محیط زیست، چگونگی به کارگیری فناوری و نوع تولیدات تکنولوژیکی و از همه مهمتر وجود وضعیت و شرایطی که فرآیند عقلانی کار یا فرآیند کنش­مندانه کار را تأمین می­کند، باید دانست. به این ترتیب امنیت نیروهای تولیدی به شرایطی معطوف است که انسان قدرت خود را در کار حفظ نماید و روند عاقلانه کار به برآورده شدن نیازهایش منجر شود، نه آنکه بی­اقتدار در کار، برنامه­ای را که فرآیند تولید به او تحمیل می­کند، انجام دهد. به تعبیر دیگر، امنیت نیروهای تولیدی یعنی توانایی حفظ قدرت مولد به گونه­ای که فرآیند کار تحت تسلط انسان قرار گیرد و او نظام کار را اداره کند، آنکه تحت حکومت و سیطره آن قرار گیرد. دیدگاه مارکسیستی امنیت، خصلت طبقاتی دارد و میان امنیت و طبقات اجتماعی ارتباط قائل است و امنیت را حفظ منافع طبقاتی و مالکیت وسایل تولید می­دانند، یعنی طبقه مسلط با قبولاندن منافع خصوصی خود به عنوان ملی بیشتر از سایر طبقات خواهان امنیت است. به همین دلیل امنیت را کنترل وسایل تولید و روند انباشت سرمایه و اعمال نفوذ در تولید، دستمزدها و قیمت­ها تعبیر کرده و امنیت جامعه را به امنیت برای خود تبدیل می­کند (صالحی امیری و نادری، 1390: 59).

3-5-3) تونیس و امنیت اجتماعی:

«تونیس» نیز امنیت اجتماعی را در حفظ ارزش­ها دانسته و در اين مورد معتقد است كه امنيت اجتماعي عدم ترس، خطر و هراس در حفظ و نگهداري ويژگي­هاي مشترك گروه اجتماعي چون مذهب، زبان و سبك زندگي است (نویدنیا، 1382: 76). تونیس آلمانی با طرح مفاهیم گمانی­شافت و گزل­شافت به تبئین و بررسی مفهوم امنیت اجتماعی پرداخته است. گمانی­شافت نشان­دهنده اجتماع و گزل­شافت نشان­دهنده جامعه است. گمانی­شافت با پیوندهای نزدیک، صمیمانه، شخصی، علاقه به رفاه همدیگر، همکاری و اعتماد متقابل مشخص می­شود. ویژگی چنین جمعی، کوچکی آن، بقای روابط سنتی در درون و سرنوشت مشترک اعضای آن است. ولی گزل­شافت بر رقابت، نفع شخصی، کارایی و پیشرفت و تخصص استوار است. ویژگی چنین جمعی، بزرگی جامعه و بسط و رجحان روابط عقلانی است. «تونیس» از  community security  یاد می­کند که در واقع مربوط به گمانی­شافت و حفظ آن­ها از خطرها و آسیب­ها است و این مشابه مفهومی است که بوزان تحت عنوان  societal security مطرح کرده است ( ترابی و گودرزی، 1383: 41). امنیت اجتماعی یعنی حفظ نیروهای تولیدی در شرایطی که افراد در عرصه­های متعدد و متنوع روند تولید بتوانند به انسان بودن خود جامه عمل بپوشانند (کیویستیو، 1378: 45).

3-6) بعد اجتماعی امنیت :

بعد اجتماعی امنیت  که غالباً به قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی، مربوط می­شود. به   طور کلی، هر چه پیوندهای قومی، مذهبی، اندیشه­ای، نسلی، طبقاتی و سیاسی افراد یک ملت، بیشتر باشد، به همان میزان زمینه­های برقراری امنیت بیشتر فراهم می­گردد. در جوامعی که این پیوندها، ایجاد نشده یا در مراحل آغازین  می­باشد، نه تنها نمی­توان صحبت از دستیابی به امنیت اطمینان بخش کرد، بلکه خود این مسائل بخش اعظم موضوعات امنیتی این جوامع را تشکیل می­دهد. به هر حال، آنچه بدیهی است این­که بعد اجتماعی، از جمله ابعاد پایدار و تأثیرگذار در رسیدن به وضعیتی نسبتاً امن می­باشد. از آنجا که بعد اجتماعی امنیت، با مناسبات و روابط اجتماعی در تعامل است، بنا­بر­این از اهمیت خاصی نیز برخوردار می­باشد. چرا که کیفیت ارتباط فرد با نظام اجتماعی در این بعد، مشخص

پایان نامه علوم سیاسی در مورد امنیت، اجتماعی، سیاسی، می­توان، آسایش

توانمندی جامعه و تحکیم کیان نظام سیاسی به­ویژه در شرایط متحول در برابر آسیب­ها و تهدیدهای درونی و بیرونی است و از نیازهای اولیه­ی ایمنی هر نظام به شمار می­رود. امنیت اجتماعی به مثابه روح حیات­بخش بر روابط افراد، اعضاء و گروه­های اجتماعی غالب است. استقرار امنیت در مناسبات اجتماعی سبب ایجاد نگرش مثبت در افراد نسبت به نظام سیاسی و تولید بستر مناسب برای برنامه­ریزی و تصمیم­گیری در ارتقاء بنیان نظام سیاسی می­باشد. امنیت اجتماعی با ایجاد شرایط تعادل پایدار در جامعه باعث افزایش میزان مقبولیت نظام سیاسی می­شود.کالبدشکافی امنیت اجتماعی از ظرافت خاصی برخوردار است. اين فصل بر آن است تا مفاهیم مرتبط با امنیت اجتماعی را به صورت مفصل بررسی نماید. به بیان دیگر، در این فصل سعی بر آن است تا مفهوم امینت، امنیت اجتماعی، نظریات مرتبط با آن و نظریه­پردازان برجسته در این حوزه و شاخص­های مرتبط با امنیت اجتماعی به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته تا بتوان در فصول بعد به بررسی این حوزه با حوزه جنگ نرم پرداخت.

3) امنیت :

3-1)مفهوم امنیت[63]:              ا اا

تعریف «امنیت» همواره با مشکلات خاص خود همراه بوده است (Mcsweeney, 1999: 52) و مقوله­ای کهن و دیرینه است که با جوهر هستی انسان پیوندی نا­گسستنی دارد (روشندل، 1374: 3). ادر تعريف لغوی، امنيت عبارت از «محافظت در مقابل خطر، احساس ايمني و رهايي از ترديد.» (بوزان، 1378: 52). امنیت یک مفهوم چند وجهی است و به همین جهت درباره معنای آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد. تعاریف مندرج در فرهنگ­های لغت درباره مفهوم کلی امنیت، بر روی «احساس آزادی از ترس» یا «احساس ایمنی» که ناظر بر امنیت مادی و روانی است، تأکید دارند (ماندل، 1387: 36). در فرهنگ «عميد» ايمني، آرامش و آسودگي(عمید، 1379: 233)، در فرهنگ دهخدا به معنی بی­خوفی، راحت و آسوده، جای امن، مملکت را امنیت دادن (دهخدا، 1372: 2894) و در فرهنگ «المنجد» اطمينان و آرامش خاطر (معلوف، 1374: 18) معنا شده است. در اصطلاح سیاسی و حقوقی نیز امنیت به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و امنیت بین المللی به کار برده می­شود (آشوری، 1379:39). در «فرهنگ لغات» امنيت به معناي ايمن شدن، در امان بودن و بدون بيم و هراس بودن آمده است؛ به عنوان مثال در فرهنگ «معين» امنيت به معناي ايمن شدن، در امان بودن و بي بيمي تعريف شده است(معین، 1363: 247)، مفهوم خاص «امنیت» عبارت است از: «مصونیت کامل جان، مال و ناموس مردم از هر گونه تعرض و گزند که مهم­ترین ضروریات زندگی اجتماعی است و تأمین آن، یک اصل و برای سلامت و بقای هر جامعه، حیاتی است.» (قربان حسینی، شهریور1376: 30).به کارگیری واژه امنیت دارای تاریخی طولانی است که ریشه آن به قدمت تاریخ بشر است. این واژه توسط «سیسرو»[64] و«لاکرتیوس»[65] به یک حالت روانشناختی و فلسفی ذهنی یا احساس درونی آزاد شدن از حزن و اندوه تعریف شده و بعدها در تاریخ رومیان به عنوان یک مفهوم سیاسی، معنایی سیاسی به خود گرفت. در تفکر سیاسی غرب امنیت با معنای «اطمینان» و مفهوم سیاسی آزادی لیبرالی پیوند خورده است و «هابز» امنیت را در تسلیم انسان­ها به حاکمان می­داند به طوری که مانع از بروز جنگ شود. در طی قرن­های هفدهم و هجدهم به عقیده «کافمن[66]» مفهوم امنیت مفهومی هنجاری بود که با توسعه رفاه اجتماعی[67]، رفاه عمومی[68] و خیر همگانی هم معنا شده و ملاک مناسبی برای هدایت اجتماعی[69] گردید (امانت، 1386: 250). باید توجه داشت که ارائه تعریفی دقیق و مشخص در خصوص واژه امنیت وجود ندارد. برای عدم بررسی دقیق و علمی مفهوم «امنیت»، علل متعددی را می­توان مورد توجه قرار داد از آن جمله:

  • 1- پیچیدگی ذاتی مفهوم «امنیت» است که میزان رغبت پژوهشگران را کاهش می­دهد.
  • 2- حاکمیت دیدگاه واقع گرایانه که منجر به سلطه­ی مفهوم «قدرت» و تبعی شدن مفهوم «امنیت» نسبت به مفهوم «قدرت» گردیده و همین امر، استقلال مفهومی «امنیت» را از بین برده است (لرنی، 1383: 16).

«هیومک دونالد»[70] کوشید با استفاده از یک سری طبقه بندی­ها، ابهام مفهوم امنیت را رفع کند. اما در چنبره طبقه بندی­های خود با شکست روبرو شد و اعلام کرد که امنیت مفهومی نارسا است(بوزان، 1378: 17). «پاتریک مورگان[71]» در این باره می­گوید: امنیت مانند سلامتی یا منزلت، نوعی شرایط است که به آسانی تعریف و تحلیل نمی­پذیرد.«بیل مک سوئیتی»[72]امنیت را واژه ای لغزنده و بی ثبات می­خواند که در گستره گیج کننده­ای از زمینه­های متنوع و در جهت اهداف چند گانه به وسیله افراد، شرکت­ها، حکومت­ها و متخصصان آکادمیک به کار رفته است و در این فضا مجموعه­ای از چیزها، مردم، وسایل، اهداف، حوادث خارجی و احساسات درونی منظور شده است (کیوان حسینی، 1379: 84). استاد «مطهری» نیز در تبیین امنیت می­گوید: امنیت یعنى چه؟ یعنى موجود زنده چیزى را در اختیار دارد، حیات دارد، لوازم و وسائل حیات را هم دارد.باید امنیت داشته باشد، تا آنچه را دارد از او نگیرند یعنى از ناحیه یک دشمن، از ناحیه یک قوه خارجى، آنچه دارد از او سلب نشود ( مطهری، 1373: 13).

3-2) دیدگاه­های مختلف در خصوص امنیت:

ابرداشت ما از واژه امنیت به عنوان پایه مفهومی امنیت اجتماعی و عوامل تأمین کننده آن، با توجه به زمان­ها و فرهنگ­های مختلف، متغیر می­باشد. ممکن است در برخی جوامع اقتصاد و معیشت نقشی اساسی در امنیت روانی و اجتماعی افراد داشته باشد و بیکاری، فقر و گرسنگی تهدید اصلی برای افراد آن جامعه تلقی گردد و یا در جوامع دیگر عوامل دیگری چون آزادی بیان، آزادی فردی، اجتماعی و سیاسی به عنوان امنیت اجتماعی مورد اهمیت قرار گیرد.

به هر حال این مسأله بدیهی است که نوع نگاه به امنیت در جوامع مختلف، متفاوت می­باشد. بر اساس این تفاوت­ها، می­توان دو دیدگاه مختلف را در خصوص امنیت مورد تبیین قرار داد:

3-2-1) دیدگاه سنتی:

در این دیدگاه امنیت صرفاً به معنای حصول شرایط فردی، گروهی و اجتماعی است که عاری از خشونت و پرخاشگری فیزیکی باشد. در این دیدگاه، امنیت مقوله­ای محدود، مخدوش،   طبقه­ای، جسمی، ابزارمند و ناپایدار است.

3-2-2) دیدگاه مدرن:

در این نظریه­ مفهوم امنیت هم ایمنی ناشی از فقدان خشونت را در بر می­گیرد و هم مبتنی بر شرایطی است که انسان به لحاظ شغلی، خانوادگی، فکری و عقیدتی، سیاسی، فرهنگی و مانند آن در آسودگی یا در رفاه و آسایش باشد.

در نگرش نوین به مقوله امنیت، هر نوع تأمین اجتماعی و هر نوع مصونیت انسان در برابر آسیب­های جسمی و بیماری­ها در زمره موضوع و امور امنیتی قرار می­گیرد. این دیدگاه محدوده وسیع­تر و حتی گاهی اموری برعکس دیدگاه سنتی را در بر می­گیرد.

در دیدگاه نوین، امنیت مقوله­ای وسیع، معین، غیرانحصاری، عقلانی، هدفمند و پایدار و هویت، احساسات و عواطف فردی و گروهی، عقاید، تمایلات و آرزوها، موقعیت­های شغلی و اقتصادی، باورهای فرهنگی و ساختارهای رسمی و حتی وسایل نیل به رفاه و آسایش زندگی اجتماعی مردم و از همه مهم­تر مقوله تربیت و نهادهای تربیتی را نیز در بر می­گیرد (کاشانی، 1383: 126 و رحمتی، 1389: 76-75).

3-3) اقسام امنیت از لحاظ ساختاری :

اگر از زاویه و میزان تحت پوشش قرار دادن امنیت برای انسان­ها نگاه کنیم؛مقوله امنیت به دو بخش تقسیم می­گردد: اول،«امنیت فردی» و دوم«امنیت اجتماعی».

 

 

 

3-3-1) امنیت فردی[73] :

«امنیت فردی» یا «امنیت شخصی»، محصول و برآیند امنیت در مال، جان، فکر و عاطفه­ افراد است و بالطبع هر چه توانایی و انسجام تشخیص افراد در این گونه ابعاد بیشتر باشد، از امنیت و آسایش فردی بیشتری برخوردار خواهند بود. در این نوع امنیت، توانایی و انسجام شخصیتی، شانس افراد را در مقابله با تهدیدات درون و برون شخصیتی آن­ها افزایش می­دهد.

3-3-2) امنیت اجتماعی[74] :

برای تبیین این امنیت، ابتدا لازم است این فرض را در تعریف جامعه قبول کنیم که جامعه یک نظام اجتماعی است. نظامی متشکل از اجزاء یا خرده نظام­های مختلف که با یکدیگر در ارتباطند. علاوه بر این، نظام اجتماعی (جامعه) با محیط بیرون خود (سایر جوامع)نیز رابطه دارد. در این معنا، امنیت اجتماعی را می­توان امنیت خرده نظام­های درونی جامعه و امنیت نظام برونی جامعه دانست (لرنی، 1383: 35-33). باید توجه داشت که غیر از امنیت که از مبانی تشکیل دهنده امنیت اجتماعی است، مقوله اجتماع نیز بسیار حائز اهمیت است چرا که امنیت اجتماعی بر جمع­های انسانی توجه دارد و شاید بتوان گفت امنیت در جامعه شناسی کلان عبارت است از: جریان یافتن جمع در ماهیت وجودی خویش. به عبارت دیگر، امنیت فرآیندی است که آرامش جمع را تضمین می­کند. جمع­ها نیز همچون هر واقعیت اجتماعی در گردونه سیر خویش به مراقبت، نگهداری، حمایت و پشتیبانی احتیاج دارند تا سرمایه لازم را برای زدودن دغدغه­ها و نگرانی­ها داشته باشند. آسایش جمعی و آرامش را در سایه تضمین حیات و طول عمر خویش تجربه کند. امنیت همان عایق و پوششی است که جمع با برخورداری از آن، نگرانی­ها و تشویش­ها را به کنار می­نهد و با آسودگی به زندگی خویش ادامه می­دهد. با این تعریف، امنیت به فراخور جمع معنا می­یابد. یعنی امنیت فرآیندی است که طیفی از بی نهایت مثبت تا بی نهایت منفی در خود جای داده است و آرامش آن­ها را در سایه تضمین کارکردهایشان فراهم می­کند. در این گستردگی، می­توان از نیاز به امنیت گروه­های نابه هنجار، واگرا، سازگار تا گروه­های به هنجار، هم گرا و سازگار نام برد. به این ترتیب، امنیت در جامعه شناسی کلان، ضامن آسایش جمع است و نا امنی به مسائلی اطلاق می­شود که مانع کارکرد جمع خواهد بود و مخل ادامه حیات و تأمین آسودگی هستند. به عبارت دیگر، جمع­ها با جریان داشتن کارکردهایشان، تضمین می­شوند و با اختلال در کارکردها دچار نگرانی و دغدغه خواهند بود، بنابراین، طیف امنیت و نا امنی به وسعت کارکردها تعیین می­شود؛ یعنی به میزانی که وظایف قابلیت اجرایی پیدا کنند، امنیت محقق می­شود و به میزانی که کارکردها ممکن نشود، نا امنی چهره می­گشاید (نویدنیا، 1385: 54 و رحمتی، 1389: 76).

 

 

3-4) مفهوم امنیت اجتماعی::کک

در عصر جدید و با شروع دهه­ی هفتاد وسپس دهه­ی هشتاد میلادی، مفهوم بسیار محدود «امنیت»، جای خود را به مفهومی وسیع­تر داد که مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را نیز شامل می­شد (لرنی، 1383: 20).که در این تعریف وسیع از امنیت می­توان به بررسی مفهوم امنیت اجتماعی پرداخت. مفهوم (امنيت اجتماعي[75]) را برای اولین بار، باري بوزان[76] در کتاب «مردم،   دولت­ها و هراس» درسال 1991م به کار برد؛ (روی، 1383: 692) البته امنیت اجتماعی به مفهوم فني كلمه در سال 1993م، توسط انديشمنداني چون، ال ويور[77] و لميتر[78] تحت عنوان «مكتب كپنهاگ[79]» مطرح