مقاله درباره ،، .، گرجستان، انقلاب، آمریکا

درصد آرا ، جنبش ملی گرا به رهبری میخائیل ساکاشویلی 5/18 درصد آرا ، حزب کارگر به رهبری نینو بورجانادزه 6/11 درصد آرا ، و دموکرات ها به رهبری زوراب ژاوانیا 5/7 درصد آرا را کسب کردند . ( امیر احمدیان ، 1384 : 61 )

با اعلام نتایج انتخابات ، حدود پانزده هزار نفر از افراد گروه های مخالف ، به نتایج اعلام شده اعتراض کرده و گروه حاکم و پیروز را به تقلب در انتخابات متهم نموده و از طریق جنبش کامارا سر به طغیان برداشتند . آن ها چند روز در مقابل ساختمان های دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نموده و مردم را به مخالفت فرا خواندند و به نیروهای ارتش و پلیس گل رز می دادند . با گسترش تجمعات و
اعتراضات ، مخالفان خواستار استعفای شواردنادزه شدند .

در ادامه ی نارضایتی ها در عصر روز 22 نوامبر و هنگام گشایش پارلمان جدید ، ساختمان مجلس توسط نیروهای مخالف اشغال گردید و ساکاشویلی و هواداران وی بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و میان دو طرف درگیری روی داد و در نتیجه شواردنادزه سخنان خود را ناتمام گذاشت و مجلس را ترک کرد . اقدام نمادین ساکاشویلی و طرفداران وی مبنی بر ورود به صحن علنی مجلس با در دست داشتن شاخه ی گل رز ، با استقبال و نمایش رسانه های گروهی داخلی و خارجی مواجه شد و به انقلاب گل رز مشهور گردید . ( عسگری ، 1384 : 75 )

در پی این اقدام ، شواردنادزه روز 22 نوامبر در گرجستان یک ماه حالت فوق العاده اعلام کرد و دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد شواردنادزه از قدرت کناره گیری نخواهد کرد . با این حال ، حربه ی مذکور موثر واقع نگردید و مخالفان علاوه بر تصرف پارلمان به ساختمان ریاست جمهوری حمله کرده ، و شواردنادزه مجبور به گریز به پایگاه نیروهای ویژه در 25 کیلومتری تفلیس گردید . به دنبال این حوادث ، شواردنادزه وظایف خود را به داوید توزادزه وزیر دفاع گرجستان واگذار کرد . توزادزه شرط برگزاری مجدد انتخابات را تخلیه ی پارلمان و بناهای دولتی توسط مخالفان و آغاز گفتگو میان طرفین اعلام کرد . اما در طرف مقابل نینو بورجانادزه رئیس پارلمان گرجستان که از مخالفان شواردنادزه محسوب می شد ، آمادگی خود را برای انجام وظایف ریاست جمهوری کشور اعلام کرد . این عمل با حمایت ساکاشویلی مواجه شد و وی ، بورجانادزه را تا زمان برگزاری انتخابات جدید به عنوان رئیس جمهور گرجستان معرفی کرد .

در روز 23 نوامبر ایگور ایوانف وزیر امور خارجه ی روسیه سفری غیر مترقبه به تفلیس داشت تا راه حلی برای بحران گرجستان بیابد . در این سفر وی علاوه بر گفتگو با شواردنادزه ، با مخالفان وی نیز گفتگو کرد و در نهایت ساعاتی پس از بازگشت وی به روسیه ، شواردنادزه استعفای خود را در عصر روز 23 نوامبر از طریق تلوزیون گرجستان اعلام کرد . با استعفای شواردنادزه ، انقلاب رنگی به پیروزی دست یافت و میخائیل ساکاشویلی به عنوان رهبر ائتلاف جنبش ملی گرایان و نینو بورجانادزه به عنوان رئیس ائتلاف بورجانادزه ـ دموکرات ها ، پیروزی انقلاب گل رز را به هواداران خود تبریک گفتند . پس از پیروزی انقلاب ، بورجانادزه طی فرمانی نتیجه ی انتخابات مجلس چهارم را باطل و همزمان مجلس سابق را تا زمان برگزاری انتخابات بعدی ابقاء کرد . وی همچین با تشکیل جلسه ی مجلس ، روز 4 ژانویه 2004 م را برای برگزاری انتخابات قبل از موعد ریاست جمهوری تعیین و ضمن تقدیر از نیروهای مسلح گرجستان به دلیل حمایت از انقلابیون ، برقراری مجدد حاکمیت قانون در خیابان ها را وظیفه اصلی دولت برشمرد . ( عسگری ، 1384 : 36 )

در انتخابات ریاست جمهوری ساکاشویلی باکسب 25/96 درصد آرا به پیروزی قاطع دست یافت . در انتخابات مجلس نیز که در 28 مارس 2004 م برگزار شد ، ائتلاف جنبش ملی ـ دموکرات ها با کسب 24/66 درصد آرا و ائتلاف راستگرایان جدید ـ صنعت گرایان با کسب 65/7 درصد آرا توانستند به مجلس راه یابند . در شرایطی که سایر احزاب به دلیل عدم کسب 7 درصد از کل آرا از راه یابی به پارلمان گرجستان باز ماندند . ( شیرازی ، 1387 : 42 )

3 – 4 – 1 – 1 نقش عوامل خارجی در انقلاب گل رز گرجستان

گرجستان به خاطر موقعیت ژئوپلتیکی خود مورد توجه بازیگران خارجی قرار گرفته است . در سطح استراتژیک نیز ، مسئله ی حضور و نفوذ نظامی در منطقه و کنترل خطوط انتقال انرژی به عنوان مهمترین موضوعات محوری در رقابت آمریکا و روسیه در منطقه ی قفقاز جنوبی است . گرایش دولت مرکزی درگرجستان به سمت روابط با روسیه یا غرب موجب حساسیت هر کدام از طرفین می شود .

در وقوع انقلاب گل رز گرجستان نقش آمریکا و سازمان های وابسته به آن و سپس نقش اتحادیه ی اروپایی دیده می شود . سفیر آمریکا در گرجستان در مقطع زمان وقوع انقلاب ریچارد مایلز بود که قبلاً در صربستان ( برکناری میلوشویچ ) ، بلغارستان و آذربایجان ( در مسئله ی سرنگونی ایلچی بیگ ) در
فعالیت های براندازی ایفای نقش نموده بود که پس از وقوع انقلاب گل رز ، سفیر برانداز نام گرفت . اما مهمترین سازمان ظاهراً غیر دولتی غربی دارای نقش در حرکت انقلاب گل رز گرجستان ، بنیاد سوروس بود . جورج سوروس ، یهودی مجاری الاصل ، که ریاست انستیتو جامعه ی باز و ریاست شورای روابط خارجی آمریکا را در کارنامه ی خود دارد ، در سال 1998 م با طرح خروج میلیاردها دلار از کشورهای اندونزی و مالزی فشارهای خرد کننده ی اقتصادی و سیاسی به آن ها وارد کرد . بنیاد سوروس 40 نفر از همکاران خود و بودجه ی سالانه ی کافی در اختیار الکساندر لومایا قرار داد تا شرایط را برای انقلاب گل رز فراهم کند . این بنیاد یک ایستگاه تلوزیونی نیز در اختیار جنبش کامارا قرار داد . به جز بنیاد سوروس ، تعدادی دیگر از موسسات آمریکایی که از بودجه ی فدرال بهره می گیرند نیز در این حرکت نقش داشتند.
( عسگری ، 1384 : 103 )

سرمایه گذاری آمریکا مربوط به زمان انقلاب نیست ، بلکه این فعالیت ها از ده سال پیش با تصویب کنگره ایالات متحده در حمایت از آزادی و دموکراسی در سال 1992 م و با توزیع میلیون ها دلار در سرزمین های شوروی سابق آغاز شد . نقش فرهنگی آمریکا در انقلاب رنگی بر روی حمایت از رسانه های مخالف دولت گرجستان متمرکز شده بود . یکی از این رسانه ها شبکه ی تلوزیونی روستاووی 2 بود که در سال 1994 م در شهر روستاووی در حوالی تفلیـس تاسـیس شد . این شبـکه ی محـلی با کمک های توسعه ای آمریکا و موسسه ی غیر انتفاعی اینترنیوز آمریکا به شبکه ای حرفه ای و مستقل تبدیل شد و در طی یکی دو سال پس از افتتاح در سراسر کشور صدها هزار نفر گرجی به این شبکه چشم می دوختند . این شبکه با میز گردهایی در زمینه ی فساد دولتی ، قاچاق و … بی توجهی خود را به سانسور دولتی نشان می داد . متقابلاً دولت شواردنادزه دو بار تلاش کرد که آن را تعطیل کند ولی با حمایت های مالی غرب و اعتراضات مردمـی این کـار عملی نشـد . شبـکه ی روستـاووی 2 یکـی از ذی نفع ترین شبکه هایی بود که از حمایت های آموزشی و مالی آمریکا برخوردار بود . این شبکه ی تلوزیونی با همکاری موسساتی نظیر موسسه ی آزادی و جنبش کامارا به بخش مبارزاتی فعالی در جریان بحران تبدیل گردید و تشویق
کننده ی اصلی مردم در مخالفت ها و اعتراضات بر ضد حکومت شواردنادزه بود . یکی از اقدامات این شبکه این بود که ده روز قبل از انتخابات با حمایت موسسه ی جامعه ی باز جرج سوروس فیلم مستند پایین آوردن یک دیکتاتور در مورد حوادث صربستان را پخش کرد که تاثیر زیادی در روند انقلاب گل رز بر جای گذاشت . ( شبان فاریابی ، 1387 : 152 – 153 )

روابط نزدیک موسکو و تفلیس در زمان شواردنادزه ، واکنش واشنگتن و دخالت مستقیم آن در انقلاب رنگی را در پی داشت به طوری که در کمتر از چند هفته ، بوش رئیس جمهور آمریکا ، استیون مان مشاور ارشد خود را با اخطار در مورد به خطر افتادن دالان انرژی شرق به غرب ، به گرجستان فرستاد و پس از آن جیمز بیکر ، وزیر امور خارجه ی آمریکا که ظاهراً دوست قدیمی شواردنادزه بود به گرجستان رفت و نیاز به یک انتخابات پارلمانی آزاد ومنصفانه را یاد آور شد . اقدامات سفیر آمریکا در انتخابات 2003 م گرجستان بر کسی پوشیده نیست . همکاری وزارت امور خارجه ی آمریکا و سفارت این کشور در تفلیس و موسسه ی جامعه ی باز با مخالفین و دانشجویان و اعطای کمک های مالی و آموزشـی به آن ها ،
زمینه ی حضور و دخالت بیشتر آمریکا را بعد از انقلاب مخملی در گرجستان تضمین کردند و روس ها را یک گام به عقب راند . دولت جدید گرجستان بلافاصله بعد از انقلاب گل رز موضوع خروج
پایگاه های نظامی روسیه از گرجستان را مطرح کرد و اجازه ی استفاده ی نظامی ترکیه و ایالات متحده از پایگاه ها و فرودگاه های نظامی این کشور را صادر کرد و با مشارکت در برنامه های مختلف ناتو و اعطای مصونیت حقوقی به کلیه ی افراد حقیقی و حقوقی آمریکایی که به نوعی با وزارت دفاع آمریکا در ارتباط بودند شرایط حضور ایالات متحده در گرجستان را بیشتر کرد . ( همان ، 153 – 154 )

آمریکا بین سال های 1992 م تا 2005 م مبلغ یک میلیارد دلار به کشورهای ارمنستان و گرجستان جهت تشویق آن ها به دموکراسی سازی کمک کرد . در ده سال قبل از انقلاب گل رز گرجستان ، آمریکا فقط 145 میلیون دلار برای پروژه ی دموکراسی در گرجستان هزینه کرد . بعد از انقلاب گل رز نیز کمک های گسـترده ی آمریکـا با هـدف حمـایت از برنـامه های اصلاحات دموکراتیک به گرجسـتان ادامه داشت . ( همان ، 154 – 155 )

3 – 4 – 1 – 2 فرایند انقلاب مخملی در گرجستان

  1. تزريق كمك هاي مالي فراوان به حزب وابسته به غرب .
  2. حمايت وسيع رسانه اي در داخل و خارج از كشور از حزب وابسته به غرب .
  3. تخريب حزب رقيب توسط پخش شايعات سهمگين از جمله متهم نمودن آن به دروغگويي و سياه نمايي وضع موجود .
  4. اعلام پيروزي حزب وابسته به غرب قبل از اتمام رأي گيري و زمينه سازي جهت القاي وقوع تقلب گسترده در انتخابات .
  5. اعلام تقلب گسترده و درخواست ابطال انتخابات .
  6. دعوت مرم براي نافرماني مدني و حضور در خيابان ها با گل رز و اهداي آن به مخالفان .
  7. تسخير پارلمان و ممانعت از به دست گرفتن قدرت توسط حزب پيروز .

 

3 – 4 – 2  انقلاب نارنجی اوكراين

اوکراین پس از روسیه و قزاقستان سومین کشور بزرگ اتحاد جماهیر شوروی به حساب می آید . این کشور در حال حاضر دومین کشور بزرگ اروپا بوده و همسایگی با کشورهای روسیه ، بلاروس ،
لهستان ، اسلوواکی ، مجارستان ، رومانی ، مولداوی و مجاورت با دریای سیاه به این کشور جایگاه ژئوپولتیکی خاصی ، اعطاء نموده است .

در دوران اتحاد جماهیر شوروی بخش اعظم صنایع تولیدی در اوکراین قرار داشت و به همین سبب این کشور پس از فروپاشی نیز برای روسیه از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود . اوکراین در 16 جولای
1990 م حق حاکمیت ملی و در 24 اوت 1991 م ، استقلال کامل خویش را به دست آورد .
( ژولدیز ، 1384 : 20 )

نخستین رئیس جمهور

مقاله علوم سیاسی با موضوع ،، .، انقلاب، مدنی، انتخابات

را نام برد .
( بشیریه ، 1379 : 3 )

انقلاب در فرهنگ سیاسی به معنای تغییر ناگهانی است که در هر نظم اجتماعی ، نهادی و سیاسی مستقر ، تحت تاثیر نیروهای معمولاً متشکل و برتر از نیروهای حافظ نظم موجود و نه در جهت جابجایی افراد ، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع می پیوندد . ( آقا بخشی و افشاری راد ، 1383 : 589 )

جک گلدستون ضمن بر شمردن شکل گیری چهار نسل از نظریات انقلاب ، معتقد است که مهمترین عامل در تمامی انقلاب ها ـ علی رغم همه ی تفاوت ها در میان آن ها ـ آن است که انقلاب بر آمده از خواهندگی فراگیر و همه جانبه ی جامعه و نیروهای درونی آن است و آحاد یک ملت و رهبران آن ها دست به تغییر معمولاً خشونت بار دولت و ارزش های جامعه می زنند . ( گلدستون ، 1385 : 15 – 33 )

آلوین استانفورد کوهن در کتاب خود تئوری انقلاب ها ابعادی را که معمولاً تحول انقلابی با آن ها همراه دانسته می شود را چنین بیان می کند :

  1. استحاله ی ارزش ها ، یا دگرگونی در ارزش های جامعه .
  2. تغییر ساختار اجتماعی .
  3. دگرگونی نهادها .
  4. تغییراتی در صورت بندی رهبری ، چه در افراد گروه نخبه ی حاکم یا در ترکیب طبقاتی
    آن ها .
  5. انتقال غیر قانونی یا ضد قانونی قدرت .
  6. حضور یا حاکمیت رفتار خشونت آمیز ، که در قالب وقایعی آشکار می گردد که به فروپاشی رژیم می انجامد . ( کوهن ، 1387 : 57 )

پدیده ی انقلاب با تمـام اختالافاتی که در تعـاریف آن وجود دارد ، در غـالب موارد یک خیزش
خواهنده ی مردمی است که قاطبه ی طبقات را در بر گرفته و با خروش و خشونت همراه بوده و در نهایت نه تنها نظام سیاسی حاکم را برکنار می کند بلکه نظام ارزشی ، هنجارها و ایستارهای موجود را تحمل ننموده و آن ها را باز تعریف می کند . نخـبگانی که رهبری این جنبـش های فراگیر را بر عهده می گیرند معمولاً از جایگاه طبقاتی متفاوتی با نخبگان موجود برخوردارند و زمانی که جنبش های انقلابی به نهاد مبدل می شوند ، طرد وحذف نخبگان پیشین در دستور کار قرار می گیرد .

آن چه که از تعریف انقلاب بر می آید این است که پدیده ی انقلاب عمدتاً تغییرات اساسی و ریشه ای در تمام ارکان جامعه است ، به طوری که هیچ تشابهی بین رژیم قبلی و حکومت جدید وجود نداشته باشد . این در حالی است که در انقلاب های رنگی گروه های انقلابی خواهان تغییرات سریع و جابجایی نخبگان طبقه ی حاکم بوده اند . نوع مبارزه ی آن ها نیز غیر خشونت آمیز و با بهره گیری از روش های اعتراضی متعادل و تدریجی در بستر جامعه ی مدنی با همراهی مردم و حمایت نیروهای خارجی به صورت مرحله به مرحله بوده است .

3 – 3  انقلاب رنگي چیست ؟

انقلاب رنگي يا مخملي يكي از شيوه هاي براندازي نرم و جابجایی قـدرت هـمراه با مبارزه ی منـفی است كه نافرماني مدني پايه ي آن می باشد . نافرمانی مدنی در مقابل اطاعت یا فرمانبری که به عقیده ی ماکس وبر یکی از مفاهیم کلیدی مناسبات قدرت است ، به معنی سرپیچی کردن از دستورات و اطاعت نکردن از فرامین است . نافرمانی مدنی اقدامی است که ، شهروند با اتکا به ابزارهای مسالمت آمیز برای سرپیچی علنی و اعلام شده از فرامیـنی که به نام هنجار صـادر شده ، ولیکن از نظر شهروند نامـشروع
می آید ، صورت می دهد . باید توجه داشت که ساماندهی نافرمانی مدنی همواره با فرایند نهادسازی و نماد سازی همراه است .

هنری ثرو هدف نافرمانی مدنی را گذاشتن چوب لای چرخ حاکمیت دانسته و مسالمت جویی مطلق را مهمترین ویژگی نافرمانی مدنی می داند ، و هدف غایی آن را تحلیل بردن مصلحت گرایی ، همراه با معرفی و عرضه ی قانون اخلاقی به منزله ی ملاک برتر حق و اقتدار اجتماعی معرفی می کند .
( ثرو ، 1378 : 25 )

تاریخچه ی انقلاب های رنگی به جوامع پسا کمونیستی در شرق اروپا و آسیای مرکزی بر می گردد .
واژه ی انقلاب مخملی نخستین بار توسط واسلاو هاول ، رهبر مخالفان چکسلواکی وارد ادبیات سیاسی شد . مخالفان دولت چکسلواکی با استفاده از انقلاب مخملی طی یک دوره ی شش هفته ای در دسامبر 1989 م موفق به تغییر حکوت شدند .

در حوزه ی نظری ، جین شارپ بود که نظریه ی انقلاب های مخملی را در سال 1960 م با نوشتن کتابی تحت عنوان سلاح گاندی به مثابة قدرت اخلاقی مطرح کرد . جین شارپ در این کتاب ، پایـه های
نظریه ی انقلاب مخملی را با الهام از استراتژی مقاومت منفی گاندی بنیان گذاشت . شارپ با تحلیل
شیوه های انقلابی گاندی در برابر استعمار انگلیس و با استفاده از قدرت اخلاقی او در مبارزه ی انقلابی ، معتقد است که می توان با استفاده از شیوه ی مقاومت منفی و غیر خشونت آمیز گاندی که در مبارزات انقلابی هندی ها علیه استعمار انگلیس مورد استفاده قرار گرفت ، تغییرات بنیادین در حوزه ی اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی با هدف احیای آزادیِ انسان های در بندِ حکومت های اقتدارگرای خودکامه به وجود آورد . وی پس از اتمام تحصیل در رشته ی فلسفه با گرایش نظریه های فلسفه ی سیاسی ، به عنوان پژوهشگر در دانشگاه مساچوست کارش را آغاز کرد . او در سال 1983 م ، مدیر برنامه ریزی مرکز مطالعات اقدامات غیر خشونت آمیز دانشگاه هاروارد شد و در همین سال مؤسسه ی آلبرت انشتین را تاسیس کرد . از سال 1987 م ، با اوج گیری حمایت دولت آمریکا از شارپ ، وی سمینارهایی با عنوان روش های دفاعی از طریق نافرمانی مدنی برگزار کرد و از آن پس رشته ی درسی بازدارندگی مدنی وارد برنامه های درسی دانشکده ی دفاع ملی آمریکا شد . از آن پس جین شارپ در همکاری مستقیم با دولت آمریکا ،
کنفرانس ها و سمینارهای فراوانی را برای آموزشِ الگوهای مبارزه ی مدنی به نیروهای اپوزیسیون در کشورهای مختلفی که نظام حاکم در آن ها سر خصومت با دولت امریکا داشت ، برگزار کرد . تاکید قطعی بر پرهیز از خشونت ، به کارگیری فعالانه و مبتکرانه ی عدم اطاعت توده ای ، توسل ماهرانه به رسانه ها و افکار عمومی ، توسل به دولت های غربی ، سازش با قدرتمندان بی آن که جذب آن ها شوند ، ترکیبی از ضربه های حرفه ای و تظاهرات مسالمت آمیز با گفت و گوهای محرمانه ، تحمیل فشار اعتراض عمومی به وسیله ی خواص مخالف و با هدف انتقال مسالمت آمیز قدرت از طریق گفت و گو ، مهمترین الگوهای عملیاتی برای انقلاب مخملی به شمار می روند . ( حاضری و مهدوی ، 1388 : 168 – 169 )

خواستگاه اصلی انقلاب های رنگی ، برخی از جمهوری های شوروی سابق بوده اند که فضای سیاسی و اجتماعی آن ها دچار دگرگونی هایی بی سابقه گشته است . انقلاب های رنگی نخستین بار با وقوع انقلاب رنگی در دوره ی شش هفته ای 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 م در چکسلواکی آغاز شد و با تحولات مشابهی به شکل زنجیره وار در صربستان در دو مرحله 1997 م و 2000 م ، گرجستان 2003 م ، اوکراین
2004 م ، 2014 م و قرقیزستان 2005 م ادامه یافت و در کشورهای روسیه ، ونزوئلا و ایران با شکست مواجه شده است . این پدیده در مراكز جاسوسي غرب به ويژه آمريكا عليه كشورهاي هدف طراحي شده و توسط موسسات به ظاهر علمي ، فرهنگي ، هنري مانند بنياد سوروس اجرا گرديده است .

انقلاب های رنگی یا مخملی تغییر رژیم بدون کشتار و خشونت است که از طریق اعتراض های مدنی و یا تحصن های گسترده حاصل می شود . انقلاب رنگی تحولی آرام و همراه با جابجایی نخبگان در سطوح بالایی حکومت بوده که طی آن هیئت حاکمه توسط اپوزیسیون قدرتمند به چالش کشید شده و با فعالیت مخالفان حکومت که از پشتیبانی کشورهای غربی برخوردار هستند از عرصه ی قدرت کنار زده
می شوند . این جریان که عموماً در برابر اعتراض به نتایج انتخابات شکل می گیرد ، هدف خود را تحقق واقعی انتخابات معرفی کرده و در این راستا از ابزارهای گوناگونی برای نمایش تقلب حاکمان یا فساد استفاده می کند . به نحوی که برگزاری انتخابات بحث برانگیز به مخالفت های گسترده ی خیابانی دامن زده و این امر منجر به عزل و فرار رهبرانی شده که از سوی مخالفان با عناوینی نظیر دیکتاتور و مستبد شناخته می شدند . ( خلیلی ، 1387 : 53 – 54 )

انقلاب های مخملی شیوه ای از طرح براندازی نرم و غیر ایدئولوژیک بوده که در جهت سیاست جهانی آمریکا و پر کردن خلاء قدرت شوروی سابق در اروپای مرکزی و شرقی ، آسیاسی مرکزی و قفقاز اجرا شد .

انقلاب های رنگی ناظر بر تولید یا باز تولید جنبش های اجتماعی در نقاط عطف گسل ها و شکاف های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ناشی از نارضایتی عمومی تعمیم یافته ، و مبتنی بر نوعی انگیزه های درونی و انگیخته های بیرونی سازمان یافته و معطوف به نوعی شرایط اسقاط نظام مستقر از رهگذر انقلاب نرم هستند . ( تاجیک ، 1385 : 34 )

با نفوذ جریان های ضد استعماری در آمریکای لاتین و خاورمیانه این شیوه ی براندازی مجدداً مورد بازنگری جهت به اجرا گذاردن در کشورهای هدف قرار گرفت .

3 – 4  انقلاب های رنگین در کشورهای مدل

3 – 4 – 1   انقلاب گل رز گرجستان

انقلاب گل رز گرجستان در سال 2003 م از حیث نحوه ی شکل گیریِ مبارزه ی مخالفان و حمایت کشورهای غربی ، و هم از لحاظ نتایجی که در بر داشت اهمیت زیادی دارد ؛ زیرا این انقلاب از یک سو نیروهای مخالف داخلی را به قدرت رساند و موجبات تشدید سیاست های ضد روسی تفلیس را فراهم کرد ، و از سوی دیگر سرآغاز و الهام بخش انقلاب های رنگین و ضد روس در آسیای مرکزی و قفقاز شد و نقش مهمی در منطقه ایفا کرد .

گرجستان در سال 1991 م با رای 3/89 درصدی مردم خود از اتحاد جماهیر شوروی مستقل شد و در
26 مه 1991 م ، نخستین انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور برگزار گردید . طی این انتخابات زویاد گاماساخوردیا با کسب 5/86 درصد آرای مردم پیروز شد . با این حال وی پس از حدود گذشت یک سال به دلیل درگیری های داخلی میان طرفداران و مخالفانش مجبور به ترک کشور گردید . رهبری مخالفان را ادوارد شواردنادزه آخرین وزیر امور خارجه ی شوروی بر عهده داشت که از این زمان تا نوامبر 2003 م زمام امور گرجستان را در اختیار قرار گرفت . ( احمدی لفورکی ، 1383 : 538 )

شواردنادزه از سال 1992 م تا 2003 م حکمرانی بی درد سری داشت تا این که در 2 نوامبر 2003 م انتخابات پارلمانی گرجستان برگزار شد . در این انتخابات ادوارد شواردنادزه به رهبری ائتلاف برای گرجستان نو ، میخائیل ساکاشویلی به رهبری جنبش ملی گرای گرجستان و نینو بورجانادزه به رهبری حزب کارگر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند . مطابق با نظرسنجی های صورت گرفته که در آستانه ی انتخابات توسط انستیتو جامعه ی باز و با پشتیبانی بنیاد سروس آمریکا صورت گرفته بود ، احزاب مخالف دولت شانس بیشتری برای پیروزی داشتند ، اما کمیسیون مرکزی انتخابات گرجستان بر خلاف نتایج نظرسنجی یاد شده و با اعلام نتیجه ی قطعی انتخابات به شرح ذیل شعله های انقلاب رنگی در گرجستان را بر افروخت .

حزب اتحاد رستاخیز به رهبری اصلان آباشیدره 8/21 دصد آرا ، حزب گرجستان نو به رهبری ادوارد شواردنادزه 8/20

پایان نامه با موضوع ،، .، (، )، انقلاب

که جریانِ مخالفِ مصالحِ اسلام است ، از آن ، مادامی که چنین است جلوگیری کند . حکومت می تواند از حج که که از فرائض مهم الهی است ، در مواقعی که مخالف

 

صلاح کشور اسلامی دانست ، موقّتاً جلوگیری کند . 1

باید توجه داشت که ولایت یا مسئولیت مطلقه ، اختصاص به برترین فقیه جامع الشرایط زمان دارد که اولاً اجتهاد مطلق دارد و همه ی ابعاد اسلام را به خوبی می شناسد و ثانیاً از عدالت و امانتی درخـور اداره ی جامعه ی اسلامی بهره مند است که او را از کج روی ها و هوامداری ها دور می سازد و ثالثاً دارای شناخت دقیق زمان و درک شرایط جاری جامعه و هوش و استعداد سیاسی و قدرت مدیریت و شجاعـت و تدبیر است . همان گونه که ذکر گردید فقیه در اداره ی جامعه از همه ی اختیارات پیامبر ( ص ) برخوردار
است ؛ این بدان معنا است که محدوده ی ولایت مطلقه ی فقیه تا آن جایی است که ضرورت نظم
جامعه ی اسلامی اقتضاء کند ، و به شأن نبوّت و امامت و عصمت پیامبر و امام مشروط نباشد ؛ بنابراین آن دسته از اختیاراتی که آن بزرگواران از جهت عصمت و نبوّت و امامت خود داشتند از اختیارات فقیه خارج است . مقصود از ولایت مطلقه ، ولایت در اجرای احکام اسلام است ، یعنی فقیه و حاکم اسلامی ولایت مطلقه اش محدود به حیطه ی اجراست ، نه این که بتواند احکام اسلامی را تغییر بدهد و همچنین در مقام اجرا نیز ، مطلق به این معنا نیست که هرگونه میل داشت احکام را اجرا کند ، بلکه اجرای احکام اسلامی نیز باید توسط راه کارهایی که خود شرع مقدس و عقل ناب و خالص بیان نموده اند صورت
گیرد . ( جوادی آملی ، 1384 : 151 – 154 )

2 – 3 جمع بندی

بحران : زمانی که حرکت عادی امور از ریل خود خارج گردد ، به گونه ای که باعث برهم خوردن تعادل و ثبات جامعه گردد ، وضعیتی بحرانی شکل می گیرد که برای به حداقل رساندن اثرات سوء آن باید برای تحدید آن دست به مجموعه ای از اقدامات زد . بحران ها در دو سطح خرد و کلان قابلیت بروز و ظهور را داشته و از نظر سیاسی مشروعیت نظام حاکم را به چالش می کشند .

1  . صحیفه ی نور ، جلد 20

 

بحران ها ارزش های بنیادین و منافع جامعه را مورد تهدید قرار داده و زمان اندکی برای واکنش نسبت به آن در اختیار تصمیم گیران قرار دارد . در بحران ها اهداف حیاتی جامعه مورد آماج قرار می گیرند .
بحران های سیاسی در طول ظهور و بروز خود سه مرحله ی پیش از بحران ، دوران اوج و مرحله ی افول را سپری می کنند .

مدیریت بحران نوعی تدبیر استراتژیک است که طی آن ، فرایندهای داخلی و خارجی بحران مورد تجزیه و تحلیلی قرار گرفته و برای مقابله با آن استراتژی هایی خلق و به مورد اجرا گذاشته می شود . مهمترین هدف مدیریت بحران ، مرتفع نمودن شرایط اضطراری و باز گرداندن سریع جامعه به حالت عادی به
گونه ای است که منافع و ارزش های حیاتی و اساسی جامعه حفظ گردد .

شناخت و تعریف مسئله ، ارزیابی تهدید و آسیب پذیری ، ریسک سنجی و تحلیل آن ، ترسیم و تدوین تیم مدیریت بحران در مواجهه با شرایط بحرانی نیازمند دست یازیدن به تسلسلی منطقی از کنش ها جهت سازماندهی استراتژی مناسب است ؛ این مراحل عبارتند از : 1 – شناخت و تعریف مسئله از رهگذر ارزیابی اطلاعات در دسترس و اخباری که مربوط به شرایط بحران هستند . 2 – ارزیابی تهدید و آسیب پذیری . 3 – ریسک سنجی و تحلیل آن . 4 – ترسیم وتدوین گزینه های استراتژیک ممکن در مهار و مدیریـت بحران . 5 – سنجش و احصـاء بازخـوردهای مثبـت و منفی احتمـالی هر استـراتژی . 6 – تقلیل
گزینه های مختلف به یک گزینه و انتخاب استراتژی برتر . 7 – پاسخ به بحران ومبارزه با آن .

همچنین تکنیک های ، تئوری های بازی های استراتژیک ، انضباطی ، روانی ، چانه زنی ، پیشگیرانه ، استقرار دولت بحران ، جریان سازی ، افزایش اعتبار ، مدیریت شناور ، و استفاده از رسانه ، تکنیک هایی است که در مدیریت بحران از آن ها استفاده می شود .

فرایند مدیریت بحران در یک تقسیم بندی کلی به سه مرحله ی قبل از بحران ، حین بحران ، و بعد از بحران قابل سازماندهی می باشد .

مهمترین شاخصه ی تفاوت بین بحران ها و مدیریت بر آن ها ، در شیوه و نحوه ی کنترل و اداره ی بحران است . لذا هر قدر موانع پیشگیری کننده از بحران و عناصر و ارکان کنترل و مهار بحران قوی تر باشد ، به همان نسبت مدیریت بحران قوی تر خواهد بود . مدیریت بحران شامل رویکردها و الگوهای رایج در این زمینه می باشد که عبارتند از : رویکردهای بازدارنده ، مواجهه ، انفعالی و پویا و الگوهای تقدیرگرا ،
خود اتکا ، سیستمی له چات ، لیتل جان ، رسیدگی جامع فینیک و الگوی عملیاتی .

ولایت فقها :حکومت ، اصلی است که تقریباً از سوی تمامی مکاتب فکری دنیا پذیرفته شده است . یکی از مکاتب فکری در دنیا مکتبی است که بر پایه ی دین اسلام و فقه جعفری استوار است ؛ نظریه ی ولایت فقیه دستاور اندیشه ی سیاسی این مکتب فکری بوده که برای اداره ی جامعه در زمان غیبت امام
معصوم ( ع ) مطرح و اجرایی گردیده .

ولایت واژه ای عربی بوده که از کلمه ی ولی گرفته شده و دارای انواع تکوینی ، تشریعی ، باطنی ،
ظاهری ، حقیقیه ، واقعیه ، مقیده ، مطلقه ، عام ، خاص و … می باشد و به معنی سرپرستی و
اداره ی امور کشور است که توسط فقیه جامع الشرایط که دانش دینی و بینش حکومت اسلامی است را داراست و دارای ویژگی هایی نظیر اجتهاد مطلق ، عدالت مطلق ، قدرت مدیریت و استعداد رهبری است صورت می گیرد .

بر اساس مکتب تفکری شیعه ، منبع مشروعیت بخش در زمان حضور ائمه ی هدی ( ع ) و همچنین زمان غیبت امام زمان ( عج ) ، همانند زمان حضور پیامبر( ص ) گرامی اسلام بوده و آن را از جانب خداوند قادر می دانند . از نظر شیعیان عدم حمایت مردم خللی در مشروعیت امامان ( ع ) و فقها وارد نکرده و
آن ها حاکم به حق می باشند و با حضورشان در جامعه حاکمیت دیگران مشروع ، قانونی و بر حق
نمی باشد . شیعیان معتقدند همان گونه که مردم در تحقق حکومت رسول گرامی ( ص ) اسلام نقش اصلی را بر عهده داشته اند و پیامبر( ص ) در این زمینه از نیروی قاهره و زور استفاده نکرده اند ، در زمان حضور ائمه ی معصومین ( ع )  و همچنین در زمان فقها نیز همین گونه بوده و مردم در تحقق عینی حاکمیت
ائمه ( ع ) و فقها نقش اساسی را داشته و امامان و فقها برای رسیدن به حق مشروع و قانونی خود به زور و جبر متوسل نمی شوند . بلکه اگر خود مردم خواستند و پذیرفتند ، تصدی امر حکومت را عهده دار
می شوند . بنا براین از نظر شیعه مشروعیت حکومت پیامبر ( ص ) و ائمه ی هدی ( ع ) از جانب خداوند تبارک و تعالی بوده و مردم نقش عینیت بخش و از قوه به فعل رساندن حکومت ایشان را عهده دار
بوده اند .

همچنین از نظرگاه تفکر شیعی تفاوت اساسی اکثریت در نظام دموکراسی با اکثریت در نظام اسلامی این است که در حکومت اسلامی ، حق و قانون پیش از اکثـریت و مقـدم بر آن اسـت و اکثریت کاشف حق است نه مُولّد و به وجود آورنده ی آن ، اما در نظام دموکراسی و غیر دینی ، اکثریت پیش از حق و
قانون ، و به وجود آورنده ی آن است .

مسئله ای که در ارتباط با اداره ی امور جامعه هم برای پیامبر( ص ) و امامان معصوم ( ع ) و هم برای فقیه وجود دارد بحث ولایت تشریعی آن هاست . ولایت تشریعی یعنی ولایت قانونی ؛ یعنی اینکه فردی بتواند و حق داشته باشد از طریق جعل و وضع قوانین و اجرای آن ها در زندگی مردم و افراد جامعه تصرف کند و دیگران ملزم به تسلیم در برابر او و رعایت آن ها باشند .

 

 

 

 

فصل سوم

بحران آفرینی در نظام های سیاسی به روش انقلاب رنگی

3 – 1 انقلاب رنگي

از آغاز هزاره ي جديد و به ويژه از نوامبر 2003 م تحولاتي كه در گستره ي جغرافيايي اوراسيا (گرجستان ( 2003 م ) ، اوكراين ( 2004 م ) ، قرقیزستان ( 2005 م )) رخ نمود ، باعث گرديد كه قاطبه ي پژوهشگران از عباراتي چون انقلاب رنگي يا انقلاب مخملي در ناميدن و تبيين اين تحولات بهره ببرند . وجه
تسميه ي اين نامگذاري متاثر از رنگ ها يا گل هايي بود كه رهبران سياسي و هواداران مخالف دولت در اعتراضات خود از آن اسـتفاده مي كردند . در گرجسـتان از گل رز استفاده شد ، در اوکراین گل ها و
نمـاد های به کارگیری شـده نارنجی بود ، گرچه اوکراینی ها خود آن را انقـلاب شاه بلوطی می نامند ، و در قرقیزستان به مناسبت مصادف شدن تحولات با فصل بهار گل لاله به عنوان نماد اعتراض برگزیده شد . انقلاب رنگي پديده اي نوين و مربوط به دوران پس از جنگ سرد است كه در زير مجموعه ي مدل هاي شناخته شده و كلاسيك جامعه شناسي سياسي در مورد تغييرات اجتماعي جاي نمي گيرد . منظور از انقلاب رنـگي ، انقـلابي بدون خـونريزي و كشتار اسـت . در اين انقـلاب ها هيئت هاي حاكمه كه از حمايت روسيه برخوردار بوده اند توسط مخالفان كه از حمايت كشورهاي غربي برخوردار بوده اند به چالش كشيده شده و مجبور به ترك اریکه ی قدرت گرديدند .

بروز این اتفاقات در جمهوری های سابق شوروی و با شرایط حدوثی تقربیاً مشابه ، تحلیل گران را به این باور سوق داد که این وقایع علی رغم ویژگی های متفاوت ، از سناریوی یکسانی بهره می برند و روند تحولات با وجود مشابهت ها بیش از آن که درون زا باشد ناشی از صحنه گردانی کارگردان بیرونی است .   در این فصل سعی می شود که ضمن مروری بر انقلاب و ویژگی های آن در معنای کلاسیک ، و تعریف انقلاب رنگی و شاخص های آن ، به مطالعه ی سه کشور که این پدیده در آن ها با موفقیت انجام گردیده پرداخته شود و سپس زمینه های مورد نیاز برای یک انقلاب رنگی در ایران مورد بررسی قرار گیرد .

 

3 – 2 انقلاب و ماهیت آن

انقلاب از لحاظ لغوی عبارت است از : برگشتن ، برگشتن از حالی به حال دیگر ، دگرگون شدن ، آشوب و شورش . ( عمید ، 1373 : 210 )

هنگامی می توان از انقلاب سخن گفت که دگرگونی به معنای آغازی تازه رخ داده و خشونت به منظور تشکیل حکومتی نو و ایجاد سازمان سیاسی جدید به کار رود که در آن ، رهایی از ستمگری به قصد استقرار آزادی صورت پذیرد . ( آرنت ، 1381 : 47 )

از حیـث مفهومی انـقلاب به گونه ای از کنش سیاسی جمـعی و توده ای گفـته می شود که در قالب
منازه ای خشونت آمیز برای قبضه ی قدرت دولتی ، در درون واحد سیاسی مستقلی شکل می گیرد . بنابراین نزاع های انقلابی نیازمند سازماندهی ، رهبری ، ایدئولوژی برای بسیج است و همواره سطحی از خشونت را به همراه دارد . ( بشیریه ، 1382 : 193 )

انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که طی آن حکومت مستقر به دلایلی ، توانایی اجبار و اعمال زور را از دست می دهد و گروه های گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه بر می خیزند تا قدرت سیاسی را قبضه کنند . از عناصر اصلی انقلاب می توان به نارضایتی اجتماعی ، پیدایش گروه های بسیج گر ، ناتـوانـی در قـوای سـرکـوب دولـت و کـوشـش بـرای ایـجـاد سـاخـت جـدیـد قــدرت

مقاله با موضوع ،، .، )، (، :

مانند پیامبر( ص ) ولیّ امر و دارای ولایت عامّه و خلافت کلّیِ الهی بودند . اما در زمان غیبت گرچه برای ولایت و حکومت شخص خاصی معیّن نشده لکن به حسب عقل و نقل باید به نحوی باقی باشد ، زیرا اهمال در اموری که جامعه اسلامی به آن نیازمند است جائز نمی باشد و مطلوبیت نظام و حفظ اسلام نیز در زمان غیبت امری پسندیده و لازم است .

حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بوده و والی آن باید حداقل دارای سه صفت : 1 – علم به قانون
الهی . 2 – عدالت . 3 – شایستگی رهبری ( کفایت ) باشد .

ایشان قیام برای تشکیل حکومت اسلامی را بر فقهای عادل واجب کفایی می دانند و می فرمایند در صورت موفقیت یکی از فقها ، سایرین باید از او پیروی کنند . و اگر تشکیل حکومت بدون اجتماع و همکاری دیگران ممکن نباشد ، باید متحد شده و با هم اقدام نمایند . و در صورت عدم موفقّیت از منصب خود ساقط نشده و معذور هستند و هر کدامشان حق ولایت بر امور مسلمین را دارند .
( موسوی خمینی ، 1373 : 25 – 41 )

 

دلایل عقلی ولایت فقیه از نظر آیت الله جوادی آملی  :

حضرت آیت الله جوادی آملی بر آن است که ، برهان عقلی می گوید تنها کسی که بالاصاله حق ولایت و سرپرستی انسان و جامعه ی بشری را دارد ، خالق انسان و جهـان است و از میان انسـان ها ، آن کس
می تواند جانشین خداوند باشد و از سوی او بر مردم حکومت کند که در مقام علم و عمل عصمت داشته باشد و خدای حکیم در قرآن کریم بعد از آن که ولایت بالاصاله را متعلق به خود دانست  « فالله هو الوَلی ـ شوری 9 » آن را به جانشینان خود نسبت می دهد « یا أیُّها الّذینَ امَنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرَّسول و اولی الأمرِ مِنکُم – نساء 59 »  و در نتیجه حاکمیت آنان حاکمیت الهی است .
( جوادی آملی ،1384 : 97 – 99 )

دلیل عقلی محض همان برهان ضرورت نظم در جامعه است . حیات اجتماعی انسان و نیز کمال فردی و معنوی او نیازمند قانون الهی در ابعاد فردی و اجتماعی است که مصون و محفوظ از ضعف و خطا و نسیان باشد و از سوی دیگر نیازمند حکومت دینی و حاکمی عالم و عادل است برای تحقق و اجرای آن قانون کامل . حیات انسانی در بعد فردی و اجتماعیش ، بدون این دو و یا با یکی از آن ها متحقق نشده ، در بعد اجتماعی سبب هرج و مـرج و فـساد و تبـاهی جامعه می شود که هیـچ انسـان خردمندی به آن حُکم
نمی کند . این برهان که دلیل عقلی است و مختص به زمین یا زمان خاصی نیست ، هم شامل زمان انبیاء می شود که نتیجه اش ضرورت نبوت است ، و هم شامل زمان پس از نبوت رسول خاتم ( ص ) است که ضرورت امامت را نتیجه می دهد ؛ و هم ناظر به عصر غیبت امام معصوم ( ع ) است که حاصلش ، ضرورت ولایت فقیه می باشد .

حضرت آیت الله جوادی آملی بیان می دارد که تفاوت نتیجه ی این برهان در این سه عصر آن است که پس از رسالت ختمیّه ی رسول اکرم ( ص ) آمدن قانون جدیدی از سوی خداوند ناممکن است و از این رو ، یک نیاز بشر که همان نیاز به قانون الهی است برای همیشه برآورده گشته و آن چه مهم است تحقق بخشیدن به این قانون در حیات فردی و اجتماعی و اجرای احکام دینی است که در در عصر امامت ، علاوه بر تبیین قرآن کریم و تعلیل معارف و مدعیّات آن و دفاع از حریم مکتب ، اجرای احکام اسلامی نیز به قدر ممکن و خواست جامعه توسط امامان معصوم ( ع ) انجام می گرفت و اکنون صحبت این است که در عصر غیبت ، همچنان انسان و جامعه ی انسانی نیازمند اجرای آن قانون جاوید است ، و بی شک خدای سبحان در عصر غیبت ، انسان و جامعه را به حال خود رها نساخته و برای هدایت انسان ها ، ولایت
جامعه ی بشری را  به دست کسانی سپرده است . بنا برهان عقلی ، بر ضرورت زعیم و رهبر برای جامعه امری دائمی است ، و هر کس در زمان غیبت مسئولیت اداره ی مسلمین را داشته باشد باید به عنوان نیابت از طرف ولی عصر ( عج ) باشد . زیرا آن حضرت تنها امام زنده و تنها حجت خدا می باشد و همان گونه که در عصر حضور امامان گذشته ، در خارج از اقلیم حضور آنان ، نائبانی از طرف ایشان منـصوب
می شـدند ، در عصـر غیـبت نیز چـنین است و نیابـت غیر معصـوم از معـصوم ممکن است .
( جوادی آملی ، 1384 : 151 – 154 )

برهان عقلی بر ضرورت ولایت فقیه در عصر غیبت نظیر بر برهان اثبات و ضرورت نبوت و امامت
است . آن چه که از نظر عقل وجود پیامبر ( ص ) را لازم می داند اول نیاز بشر به قوانین الهی است و دوم نیاز به وجود فردی از جنس انسان است که ضمن اسوه بودن ، توان تدبیر و اجرای همه ی قوانین الهی را داشته باشد . اگر جامعه بشری نیاز به قانون الهی نداشته باشد و یا آن که قوانین الهی به تنهایی برای اداره ی زندگی اجتماعی کفایت نماید ، آن گاه ضرورتی برای نبوت اثبات نخواهد شد . اثبات امامت نیز با همان دو دلیل صورت می پذیرد ، زیرا هر چند با رحلت پیامبر( ص )  تشریع قوانین الهی به پایان می رسد ، ولیکن بسیاری از عمومات و اطلاقات ، خصوصیات قوانین ، و علم به آن ها در نزد کسی است که به منزله ی جان نبی در ارتباط باطنی با نبی اکرم می باشد . از این رو بعـد از رحلت پیامبر( ص )  نیاز به شخصی است که هم آگاه به قوانین اسلامی باشد و هم عهده دار ولایت و سرپرستی اجتماع .

اما در زمان غیبت بعد از آن که بیان خصوصیات و مقیِّدات شریعت نبوی به حدّ نصاب رسید ، دیگر کمبودی در بخش قوانین احساس نمی شود . لیکن این مقدار ، جوامع انسانی را از انسان قانون شناس و امینی که عهده دار سرپرستی و اجرای قوانین باشد بی نیاز نمی کند . این نیاز همان امری است که ضرورت ولایت فقیهِ عادل مدیر و مدبر را در زمان غیبت امام زمان ( عج ) اثبات می نماید .

از مقایسه دلایل اثبات نبوت وامامت با دلایل اثبات ولایت فقیه این نکته حاصل می شود که اصل نیاز به  دریافت و تشریع قوانین الهی و بیان خصوصیات این قوانین در طول حیات پیامبر گرامی ( ص ) اسلام و در زمان حضور ائمه ی هدی ( ع ) به قدر کفایت انجام گرفته ، از این رو تنها امری که برای اثبات ولایت فقیه بدان تمسک می شود ، همان اصل دوم ، یعنی نیاز به رهبری و ولایت کسی است که ضامن اجرای این قوانین باشد . و نتیجه ی این مقایسه این است که حوزه ی مسئولیت ولایت فقیه تنها در محدوده ی اجرای احکام بوده در حالی که نبی و امام علاوه بر اجرا ، عهده دار ابلاغ شریعت و یا تبیین خصوصیات و مقیِّدات قوانین الهی نیز می باشند . و اگر در مواردی حکم ولی فقیه مقدم بر حلّیّت یک حلال و یا حرمت یک حرام باشد ، این از باب تقیید و یا تخصیص حکم الهی نیست ، بلکه از باب حکومت برخی از احکام الهی بر بعضی دیگر است ، مانند حکم مرحوم میرزای شیرازی به حرمت استعمال تنباکو . فقیه جامع الشرایط هیچ گاه و در هیچ حالتی اذن دخالت در محدوده ی قانون گذاری را ندارد ، بلکه آن چه او انجام می دهد اجرای قوانین است . پس اگر قوانین در هنگام اجرا بدون تزاحم قابل عمل باشند  ، مطابق آن فرمان خواهد داد ؛ اما اگر اجرای قوانین به تزاحم منجر شد ، ولی فقیه برای حفظ نظام اسلامی به آن چه اَهمّ است دستور می دهد . ( جوادی آملی ، 1367 : 127 – 132 )

دلایل عقلی ولایت فقیه از نظر آیت الله مصباح یزدی:

حضرت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی برای اثبات ولایت فقیه به دو دلیل از نظر عقل استناد نموده اند که هر کدام از آن ها نیز دارای مقدماتی می باشند ، مقدمات دلیل اول عبارتند از :

الف : برای تامین مصالح فردی و اجتماعی بشر و جلوگیری از هرج و مرج و فساد واختلال نظام ، وجود حکومت در جامعه ضروری و لازم است .

ب : عالی ترین و مطلوب ترین شکل حکومت آن است که پیامبر( ص ) و بعد از ایشان امام
معصوم ( ع ) در راس آن باشد و جامعه را اداره کند .

ج : زمانی که امکان رسیدن به یک موضوع در حد مطلوب و ایده آل آن میسر نباشد ، باید نزدیکترین مرتبه به حد مطلوب را تامین کرد . لذا در زمان غیبت امام معصوم ( ع ) باید به دنبال نزدیکترین مرتبه به حکومت معصوم باشیم .

د : نزدیکی یک حکومت به حکومت معصوم در سه امر اصلی متبلور می شود : اول علم به احکام کلی اسلام ( فقاهت ) . دوم شایستگی روحی و اخلاقی به گونه ای که تحت تاثیر هواهای نفسانی و تهدید و تطمیع ها قرار نگیرد ( تقوا ) و سوم کارایی در مقام مدیریت جامعه که خود به خصلت ها و صفاتی از قبیل : درک سیاسی و اجتماعی ، آگاهی از مسائل بین المللی ، شجاعت در برخورد با دشمنان و
تبهکاران ، حدس صائب در تشخیص اولویت ها و … قابل تحصیل است .

بر اساس این مقدمات نتیجه می گیریم در زمان غیبت معصوم ( ع ) باید فردی که دارای این شرایط است در مصدر حکومت قرار گرفته و به هدایت جامعه به سوی کمال مطلوب بپردازد و چنین کسی جز فقیه جامع الشرایط شخص دیگری نخواهد بود .

مقدمات دلیل دوم عبارتند از :

الف : ولایت بر اموال و اعراض و نفوس مردم از شئون ربوبیت الهی است و تنها با نصب و اذن خداوند سبحان مشروعیت می یابد .

ب : این قدرت قانونی و حق تصـرف در اعـراض و نفوس مـردم از جانب خــدای متعال به پیامـبر
اکرم ( ص ) و امامان معصوم ( ع ) داده شده است .

ج : در زمانی که مردم از وجود رهبر معصوم محرومند یا باید خداوند منان از اجرای احکام اجتماعی صرف نظر کرده باشد یا اجازه ی اجرای آن را به کسی که اصلح تر از دیگران است داده باشد .

د : این که خداوند در زمان عدم دسترسی جامعه به رهبر معصوم از اجرای احکام اجتماعی اسلام صرف نظر کرده باشد مستلزم ترجیح مرجوح و نقض غرض و خلافِ حِکمت است . بنابراین ما به حکم قطعی عقل کشف می کنیم که خداوند اجازه ی اجرای احکام اجتماعی اسلام را توسط کسی که اصلح تر از دیگران است داده است .

هـ : فقیه جامع الشرایط ، یعنی فقیهی که از دو ویژگی تقوا و کارایی در مقام مدیریت جامعه و تامین مصالح آن برخوردار باشد صلاحیتـش از دیـگـران بـرای ایـن امـر بیـشتـر است .
( مصباح یزدی ، 1385 : 84 – 91 )

2 – 2 – 10  اختیارات  یا مسئولیت های فقیه

از برهان وجود ناظم و رهبر برای جامعه ی اسلامی و نیز نیابت فقیه جامع الشرایط از امام عصر ( عج ) در دوران غیبت آن حضرت به خوبی روشن می گردد که ولی فقیه همه ی اختیارات پیامبر اکرم ( ص ) و امامان ( ع ) در اداره ی جامعه را داراست .

امام خمینی ( ره ) در این باره در یکی از بیانات خود فرمودند : حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه ی رسول الله ( ص ) است ، یکی از احکام اولیه ی اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است . حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند ؛ حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدی که ضرار باشد ، در صورتی که رفع ، بدون تخریب نشود خراب کند . حکومت می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است ، در موقعی که آن قرارداد مخـالف مصالـح کشـور و اسلام باشد یک جانبه لغو کند و می تواند هر امری را چه عبادی و چه غیر عبادی

تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوع،، .، )، (، حکومت

دانستند .

اما شیعیان منبع مشروعیت بخش در زمان حضور ائمه ی هدی ( ع )را همانند زمان حضور پیامبر( ص ) گرامی اسلام دانسته و آن را از جانب خداوند قادر بر شمرده اند . از نظر شیعیان عدم حمایت مردم خللی در مشروعیت امامان ( ع ) وارد نکرده و آن ها ، حاکم به حق می باشند و با حضورشان در جامعه حاکمیت دیگران مشروع ، قانونی و بر حق نمی باشد . شیعیان معتقدند همان گونه که مردم در تحقق حکومت رسول گرامی ( ص ) اسلام نقش اصلی را بر عهده داشته اند و پیامبر( ص ) در این زمینه از نیروی قاهره و زور استفاده نکرده اند ، در زمان حضور ائمه ی معصومین ( ع ) نیز همین گونه بوده و مردم در تحقق عینی حاکمیت ائمه ( ع ) نقش اساسی را داشته و برای رسیدن به حق مشروع و قانونی خود به زور و جبر متوسل نمی شـدند . بلـکه اگر خود مـردم خواسـتند و پذیرفـتند ، تصـدی امر حکومت را عهـده دار
می شوند . بنا براین از نظر شیعه مشروعیت حکومت پیامبر ( ص ) و ائمه ی هدی ( ع ) از جانب خداوند تبارک و تعالی بوده و مردم نقش عینیت بخش و از قوه به فعل رساندن حکومت ایشان را عهده دار
بوده اند .

اکثریت فقها و علمای شیعه معتقدنـد که در زمان غیبـت امـام معصوم ( ع ) ، همانـند زمان حضور
پیامبر( ص ) و حضور امام معصوم ( ع ) مشروعیت حکومت از جانب خداوند رحمان و رحیم بوده ، ولیکن تحقق عینی و استقرار آن با پذیرش مردمی و اقبال جامعه به آن است .

به نظر اکثر قریب به اتفاق فقهای شیعه در زمان غیبت امام عصر ( عج ) حاکمیت شرع به عهده ی فقیه جامع الشرایطی است که بر اساس توقیع شریفی که از ناحیه ی مبارک امام زمان ( عج ) به ما رسیده و نیز سایر ادله ای که در این زمینه وجود دارد به نصب عام برای حکومت منصوب شده است . باید توجه داشت که آن حضرت شخص و افراد خاصی را معیّن نفرموده اند ، بلکه مجموعه ای از اوصاف کلی را بیان
نموده اند که در هر فقیهی یافت شود او برای حکومت صلاحیت دارد .

پس ، از دیدگاه مذهب تشییع اصل تـشریع حکومـت و حاکمیـت فقیه از طرف خداوند منـان و امام زمان ( عج ) بوده و همچنین تعیین شخصِ آن هم باید به نوعی امام با زمان ( عج ) و به اجازه ی آن حضرت انتصاب پیدا کند ، اما تحقق و استقرار حاکمیت و حکومتش بستگی به قبول و پذیرش مردم دارد . شیعه بر اساس بینش اسلامی معتقد است که مالک حقیقی کل هستی خداوند سبحان بوده و تمام هستی و ذرات وجود آن ها متعلق به خداوند است و از طرف دیگر عقل نیز تصدیق می کند که تصرف در ملک دیگران کاری ناروا و ناپسند و ظالمانه است . بنابراین هیچ انسانی بدون اذن و اجازه ی خداوند حق تصرف در خود و دیگران را ندارد . بدیهی است که لازمه ی حکومت نمودن مواردی از قبیل : زندان کردن ، جریمه کردن ، مالیات گرفتن ، کُشتن ، اعدام کردن و خلاصه انواع تصرف ها و ایجاد محدودیت های مختلف در زندگی افراد و مردم جامعه است . بنابراین حاکم برای این تصرفات باید از مالک حقیقی انسان ها که کسی غیر از خداوند منان نیست اجازه داشته باشد ، که در غیر این صورت تصرفات او بر اساس حکم عقل ناروا و غاصبانه و ظالمانه خواهد بود . بر اساس ادله ی موجود خداوند سبحان این حـق را به پیامبر( ص ) و امامن معصوم ( ع ) ، و در زمان غیبت این حق از جانب خداوند متعال و امام زمان ( عج ) به فقیه جامع الشرایط داده شده است . اَلنَّبیُّ اَولَی بِالمؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم . پیامبر نسبت به مومنان از خود آنان سزاوارتر است . 1  اَطیعوا اللهَ وَ اَطیعوا الرَّسول وَ اولِی الاَمرِ مِنکُم . از خدا و پیامبر و صاحبان امرتان اطاعت کنید .2 البته انتصاب فقیه جامع الشرایط یک نصب عام بوده و افراد خاصی با اسم و هویت مشخص به این مقام منصوب نشده اند . بلکه صفاتی بیان شده که در هر فردی یافت شود او برای این کار صلاحیت دارد و پیدا کردن چنین فردی مانند رویت هلال ماه است که اول ماه قمری را اثبات می کند . ما به عنوان مسلمان باید در ماه رمضان روزه بگیریم ، اما برای اینکه بدانیم ماه رمضان شده یا خیر باید هلال ماه را رویت
1 . سوره ی احزاب آیه ی 284

2 . سوره ی نساء آیه ی 6

 

کنیم . ما با رویت هلال به ماه رمضان مشروعیت نمی بخشیم ، بلکه کشف می کنیم که ماه رمضان واقع گردیده و شروع شده است . در مورد ولی فقیه نیز این گونه است ، یعنی با نصب عام از جانب خداوند وامام زمان ( عج ) فقیه حق حاکمیت پیدا کرده و مشروعیت دارد و ما فقط کارمان این است که این شخص را پیدا و کشف کرده و مورد شناسایی قرار دهیم ؛ نقش مردم در این زمینه استقرار حکومت این شخص و از قوه به فعلیت در آوردن حاکمیت او می باشد . ( مصباح یزدی ، 1385 : 55 – 73 )

2 – 2 – 6  جایگاه اکثریت در نظام اسلامی

شعار اسلام با شعار حکومت های بشری و به ویژه غربی ، متفاوت است . شعار دین وحکومت اسلامی ، پیروی از حق است و شعار حکومت های بشری و دموکراسی پیروی از اکثریت . در نظام اسلامی هر حقی از ذات اقدس اله که حقِّ محض است سرچشمه می گیرد . البته در نظام اسلامی ، در بعضی موارد و مراحل اکثریت معتبر است و جایگاه خاص خود را دارد که همان مقام تشخیص حق است نه تثبیت حق ؛ یعنی حق را وحی الهی تبیین و تثبیت می کند و در مقام اجرای حق ، رأی اکثریت کار ساز است و گاهی در مواردی که تشخیص حق دشوار باشد ، و صاحب نظران با یکدیگر اختلاف داشته باشند ، رأی اکثریت معیار است .

تفاوت اساسی اکثریت در نظام دموکراسی با اکثریت در نظام اسلامی این است که در حکومت اسلامی ، حق و قانون پیش از اکثـریت و مقـدم بر آن اسـت و اکثریت کاشف حق است نه مُولّد و به وجود
آورنده ی آن ، ولی در نظام دموکراسی و غیر دینی ، اکثریت پیش از حق و قانون ، و به وجود آورنده ی آن است .

جایگاه دوم اکثریت در اسلام ، مقام عمل و اجراست ؛ به این معنا که رأی اکثریت مردم ، در کارهای اجرایی خودشان معتبر است . ( جوادی آملی ، 1384 : 90 – 92 )

 

2 – 2 – 7  ولایت تکوینی و ولایت تشریعی

ولایت تکوینی به معنای تصرف در عالم وجود و قانونمندی های آن است که اساساً مربوط به خدای متعال بوده که خالق هستی و نظام خلقت و قوانین حاکم بر آن است . خداوند قادر گاهی نمونه ی کوچکی از این ولایت را به برخی از بندگان خود عطا می کند که به وسیله ی آن می توانند دخل و تصرفاتی در موجودات عالم انجام دهند . معجزات و کراماتی که از انبیاء و اولیای الهی صادر می شود از همین باب است . به اعتقاد شیعه وسیع ترین حد ولایت تکوینی در میان بندگان به پیامبر( ص ) اسلام و امامان
معصوم ( ع ) بعد از آن حضرت داده شده است .

مسئله ای که در ارتباط با اداره ی امور جامعه هم برای پیامبر( ص ) و امامان معصوم ( ع ) و هم برای فقیه وجود دارد بحث ولایت تشریعی آن هاست . ولایت تشریعی یعنی ولایت قانونی ؛ یعنی اینکه فردی بتواند و حق داشته باشد از طریق جعل و وضع قوانین و اجرای آن ها در زندگی مردم و افراد جامعه تصرف کند و دیگران ملزم به تسلیم در برابر او و رعایت آن ها باشند . معنی اَلنَّبیُّ اَولَی بِالمؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم این است که تصمیمی که پیامبر( ص ) برای یک فرد مسلمان و یا جامعه ی اسلامی می گیرد لازم الاجرا بوده و بر تصمیمی که خود آن ها در باره ی مسائل فردی و شخصی خودشان گرفته باشند مقدم است و اولویت
دارد . به عبارت دیگر جامعه ، احتیاج به یک نقطه ی قدرتی دارد که در مسائل اجتماعی حرف آخر را بزند و ولایت فقیه منصبی است که حق تصرف و حق تشریع و قانون گذاری و تصمیم گیری در مورد اداره ی امور جامعه را داشته و این منصب را برای فقیه جامع الشرایط قائل می شویم و از این نظر او را بر دیگران مقدم می داریم .

2 – 2 – 8  ادله ی اثبات ولایت فقیه

باید توجه داشت که علمای شیعه معتقدند برای اثبات یک حکم شرعی ممکن است به چهار نوع دلیل استناد کنیم : 1 – کتاب ( قرآن ) . 2 – سنت معصومین . 3 – اجماع . 4 – عقل . از نظر فقهای شیعه لازم نیست برای اثبات یک حکم حتماً آیه یا روایتی در دست داشته باشیم ، بلکه می توان با استفاده از منظر عقل و دلایل معتبر عقلی نیز به حکمی از احکام شریعت اسلام دست یافت و آن را اثبات نمود . دلایلی که برای اثبات ولایت فقیه اقامه شده به دو دسته ی ادله ی عقلی و نقلی تقسیم می گردد که در این نوشتار بر آنم که دلایل عقلی اثبات ولایت فقیه از دیدگاه سه تن از فیلسوفان معاصر اسلامی را مرور کرده و نظر مخاطبان را در خصوص ادله ی نقلی ، به آثار فراوانی که در این زمینه به رشته ی تحریر در آمده ارجاع
می دهم .

2 – 2 – 9  ادله ی عقلی اثبات ولایت فقیه

دلایل عقلی ولایت فقیه از نظر حضرت امام خمینی ( ره ) :

حضرت امام خمینی ( ره ) معتقد است که قانون برای آن که مایه ی اصلاح وسعادت بشر بشود به قوّه ی اجرائیه و مجری نیاز دارد و به همین مناسبت خداوند متعال در کنار یک مجموعه ی قوانین ، یعنی احکام شرع ، یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده که در رأس تشکیلات اجرایی آن شخص رسول اکرم ( ص ) قرار داشت . وظیفه ی اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام ، تعیین خلیفه را تاحدی مهم گردانیده بود که بدون آن پیغمبر اکرم ( ص ) ، رسالت خویش را به اتمام نمی رسانید . زیرا مسلمانان پس از رسول اکرم ( ص ) به کسی احتیاج داشتند که قوانین الهی را اجرا و نظامات اسلام را در جامعه برقرار گرداند تا سعادت دنیا وآخرتشان تامین شود .

حضرت امام خمینی ( ره ) اعتقاد داشتند که سنت و رویه ی رسول اکرم ( ص ) دلیل بر لزوم تشکیل حکومت است . زیرا اولاً خود ایشان تشکیل حکومت داده و احکام حکومتی را به جریان می انداخت و ثانیاً برای زمان پس از خود به فرمان خدا تعیین حاکم کرده است ، و این بدان معناست که حکومت پس از رسول اکرم ( ص ) نیز لازم است . از طرف دیگر ایشان می فرمایند که ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم ( ص ) را لازم آورده منحصر و محدود به زمان و مکان آن حضرت نبوده و امری فرا زمانی و مکانی می باشد و همه ی دوران ها از جمله دوران غیبت امام معصوم ( ع ) را نیز در بر
می گیرد .

از دیگر سو حضرت امام خمینی ( ره ) ماهیت و کیفیت قوانین اسلام را دلیل دیگری برای تشکیل حکومت دانسته چرا که احکام شرع حاوی قوانین و مقررات متنوعی است که یک نظام کلی اجتماعی را می سازد . در این نظام حقوقی در زمینه های فردی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، قضایی ، تربیتی و … و هر آن چه که فکر می شود که بَشر بدان نیازمند می گردد ذکر گردیده و با دقت در ماهیت و کیفیت این قوانین و برنامه ها در می یابیم که اجرای به آن ها و عمل به آن ها مستلزم تشکیل حکومت بوده و بدون در اختیار داشتن دستگاه حکومت نمی توان به وظیفه ی اجرای احکام الهی عمل کرد .

ایشان می فرمایند : بدون تردید بر طبق اعتقادات شیعه ، بعد از وجود مبارک پیامبر( ص ) خلافت و ولایت به حضرت علی( ع ) و اولاد او رسیده تا زمان غیبت امام دوازدهم . ائمه( ع )

پایان نامه رشته علوم سیاسی درباره ،، .، حکومت، مشروعیت، –

مستـدل در تالیفـات فقهی خود ارائه نموده اند . اگر چه این نظریه در قرون گذشته جنبه ی نظری داشته ، اما با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری حکومت اسلامی وارد فاز اجرایی گردید و در اصول متعدد قانون اساسی مورد امعان نظر قرار گرفت و از بُعد حقوقی نهادینه گردید.

 

2 – 2 – 1 ولایت

ولایت واژه ای عربی است که از کلمه ی وَلی گرفته شده است . وَلی در لغت عرب ، به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر ؛ بدون آنکه در میان آن دو فاصله ای باشد که لازمه ی چنین توالی و ترتّبی ، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است . از این رو ، این واژه با هیئت های مختلف ( به فتح و کسر ) در معانی حب و دوستی ، نصرت و یاری ، متابعت و پیروی و سرپرستی استعمال شده که وجه مشترک همه ی این معانی همان قرب معنوی است . ( جوادی آملی ، 1384 : 122 )

راغب در مفردات قرآن كريم معناي آن را اين گونه ذكر كرده : قرار گرفتن چيزي در كنار چيزي ديگر ، به نحوي كه فاصله اي در كار نباشد ، يعني دو چيز آن چنان به هم متصل باشند كه هيچ چيز ديگري در ميان آن ها نباشد . به همين مناسبت طبعاً اين كلمه در مورد قُرب و نزديكي اعم از مكاني و معنوي به كار رفته و همچنين در مورد دوستي ، ياري ، تصدي امر ، تسلط و معاني ديگر از اين قبيل استعمال شده است .
(‌ علي آبادي ،‌ 1378 : 7 )

ولایت اعم از اینکه بر فرد باشد یا جامعه ، به معنای سرپرستی بر رشد است و رشد یعنی حرکت کردن ، تکامل و گسترده شدن در جهتی که مجموعه ای از افراد آن را کمال می پندارند ، البته این امر می تواند جهت الهی یا مادی نیز داشته باشد . ( پیروزمند ، 1378 : 50 )

ولایت به معنی سرپرستی ، زعامت ، حکومت ، مدیریت ، ریاست و رهبری جامعه و اداره ی امور
انسان ها است . ( همان ، 32 )

ولایت دارای انواعی است که عبارتند از : تکوینی ، تشریعی ، باطنی ، ظاهری ، حقیقیه ، واقعیه ، مقیده ، مطلقه ، عام ، خاص و … . ( علی آبادی ، 1378 : 8 -14 )

ولایت به معنای سرپرستی و دخالت در تمامی امور کشور است که معمولاً با مشورت عده ای صاحب نظر انجام می گیرد و مرحوم میزا محمد حسین نائینـی برای ولایت سه مرتبه قائل بودند : 1 – مرتبه ی اول که بالاترین مرتبه می باشد که مختص به انبیاء و اوصیاء بوده و تحت هیچ شرایطی قابل تفویض و واگذاری نیست . 2 – مرتبه ی دوم مرتبه ای است که قابل تفویض و واگذاری به سایرین بوده که مربوط به
سیاست ، نظم و انتظام امورات ، استحکام مرزها ، جهاد با دشمنان ، دفاع و نظایر این هاست .
3 – مرتبه ی سوم که مربوط به قضاوت و دادرسی و فتوا دادن است . ( آذری قمی ، 1372 : 98 )

2 – 2- 2  فقیه کیست ؟

فِقه در نگاه لغت شناسان به معنای فهمیدن است و فَقیه اندیشمندی شایسته است که صاحب فهم و آگاهی برجسته ای می باشد . در اصطلاح معارف مذهبی فقیه شخصیتی است که با خبر از دانش دین بـوده و آگـاه از بینش حکـومت اسـلامی اسـت ، افـزون بر این ویژگـی تخصـصی ، از برجـستگی
روحی ـ معنوی نیز برخوردار بوده و دارای صفاتی ثابت در اعماق وجود برای جلوگیری از گناه و نافرمانی است ، که چنین ویژگی برتر و شایان توجهی را عدالت نامیده اند . ( لقمانی ، 1381 : 10 )

مقصود از فقیه در بحث ولایت فقیه ، مجتهد جامع الشرایط است نه هر کس که فقه خوانده باشد . فقیه جامع الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد : 1 – اجتهاد مطلق . 2 – عدالت مطلق . 3 – قدرت مدیریت و استعداد رهبری . یعنی باید از سویی صدر وساقه ی اسلام را به طور عمیق و با استدلال و استنباط
بشناسد ، بنابراین کسی که در تحلیل همه ی معارف دین ، اجتهاد مطلق ندارد و به اصطلاح مجتهد مطلق نبوده و مجتهد متجزی است ، و همچنین فقیهی که ابعاد سیاسی اسلام را خوب نفهمیده است ؛ صلاحیت حکومت بر جامعه ی اسلامی را ندارد . از سوی دیگر ، فقیه باید در تمام زمینه ها ، حدود وضوابط الهی را رعایت کند و از هیچ یک تخطّی و تخلّف ننماید ، و علاوه بر این که لازم است علم دین را به درستی اجرا نماید ، باید آن علم را در خودش و محدوده ی حیاتش و در جامعه ی اسلامی به درستی اجرا
نماید . فقیه عادل باید به میل وهوا و هوس کاری نکند و مطیع هواهای نفسانی نگردد و گناهی از او سر نزند و هیچ واجبی را ترک نکند و مرتکب حرامی نگردد .  و از دیگر سو ، استعداد و توانایی مدیریت و کشور داری و لوازم آن را واجد باشد ؛ و بینش درست و صحیحی نسبت به امور سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور داشته باشد ؛ ترفند های دشمنان را خوب بشناسد و همچنین از هنر مدیریت و لوازم آن برخوردار باشد ؛ زیرا مدیریت گذشته از دانش تئوری ، نیازمند ذوقِ اداره و هنر تدبیر است  .
( جوادی آملی ، 1384 : 136 – 140 )

2 – 2 – 3 مبنای مشروعیت یک فرد یا گروه برای حکومت

به طور کلی در این زمینه دو شاخه ی فکری را می توان مشخص نمود . گروه اول برخی از فیلسوفان و مکتب های فلسفه ی سیاسی می باشند که معتقدند کسی که قدرت فیزیکی و بدنی بیشتر و برتری دارد ، یا از نظر فکری و ذهنی برتر و باهوش تر از دیگران است یا از نژاد برتری برخوردار است ، چنین فردی خود به خود و ذاتاً برای حکومت کردن تعیین شده و گروه دوم که فلسفه ی سیاسی مکتب شیعه نیز در زمره ی آن است با آن ایده مخالف بوده و حق حاکمیت را ذاتی هیچ فردی نمی دانند . یعنی نسبت به هیچ فردی این گونه نیست که وقتی از پدر و مادر متولد می شود خود به خود دارای یک حق قانونی برای حکومت کردن باشد و حکومت را به ارث ببرد . با پذیرش اصل مورد اشاره این سوال مطرح می شود منبعی که قدرت قانونی و مشروعیت را به حاکم می بخشد چیست ؟ از این جاست که مکتب فلسفه ی سیاسی اسلام به طور عام و مکتب شیعه به طور خاص از سایر مکاتب فکری موجود جدا گشته و حق حاکمیت و حکومت و امر و نهی کردن را اصالتاً از آن خداوند منان می داند . البته باید توجه داشت که حکومت کردن به معنای خاصش و این که کسی مباشرت در کارها داشته باشد و امور را مستقیماً رتق و فتق نماید ، مختص به افراد انسان بوده و به این معنا بر خداوند متعال صدق نمی کند . اما به معنـای
وسیع تری که حق حاکمیت ذاتی و تعیین حاکم را شامل می شود مخصوص خداوند سبحان بوده که مالک حقیقی همه چیز هست .

لِلّهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الاَرض . همه ی آن چه که در آسمان ها و زمین است از آن خداست . 1

در این جا مالکیت حقیقی در مقابل مالکیت اعتباری است . در مالکیت اعتباری اشخاص بنا به قراردای که 1 . سوره ی بقر  ه آیه ی 274

بین خودشان پذیرفته اند مالک شناخته می شوند و این قرارداد از یک اجتماع  به اجتماعی دیگر متفاوت می باشد . اما مالکیت حقیقی ناشی از رابطه ی تکوینی بوده و برگرفته شده از هستی و وجود مالک
است . در این رابطه مملوک حقیقتاً و تکویناً متعلق به مالک بوده تمام هستی خود را وامدار اوست . با چنین نگرشی همه ی انسان ها از این جهت که آفریده ی خدا هستند مملوک اویند و نه تنها حق هیچگونه تصرفی در هیچ شأنی از شئون انسان های دیگر را ندارند ، بلکه افراد ذاتاً حق هرگونه تصرفی در خود را نيز ندارد و نمی تواند به اعضاء و جوارح خود آسیب و صدمه وارد کند .

با پذیرش این اصل است که فلسفه ی سیاسی اسلام از سایر مکاتب موجود در این زمینه جدا شده و
نظریه ی ولایت فقیه با سایر نظریات حکومت و سیاست تفاوت اساسی پیدا می کند . از این جاست که قائلین به مشروعیت حکومتِ نخبگان ، یا حکومت فیلسوفان و حکیمان و یا اشراف و ثروت مندان و یا کسانی که سلطه و قهر و غلبه را منشأ مشروعیت می دانند و یا حتی نظریه ی دموکراسی ( با تبیین ها و روش های مختلفش ) همه و همه مسیرشان از تفکر اسلامی جدا می شود . مثلاً نظریه ی دموکراسی ، حکومت را اصالتاً از آن مردم می داند و این رأی مردم است که به شخص حاکم و حکومت او مشروعیت می بخشد ، که این مخالف با مبنای نظریه ی اسلام است که منبع مشروعیت بخش را خدا دانسته و بر اساس این پیش فرض همان طور که تک تک افراد هیچ کدام ذاتاً و اصالتاً حق حاکمیت ندارند ، جمع مردم و جامعه نیز از چنین حقی برخوردار نیست .

خداوند متعال بر اساس آن حق ذاتی و اصیل خود برای حاکمیت ، در مرتبه ی نازلتر چنین حقی را به انبیای الهی از حضرت آدم ( ع ) تا حضرت خاتم ( ص ) داده و به حکومت آنان و تصرفاتشان در جان و مال و زندگی و حقوق و اختیارات مردم مشروعیت بخشیده است .( مصباح یزدی ، 1385 : 17 – 21 )

2 – 2 – 4 رابطه ی مشروعیت و مقبولیت

تعیین رابط ی مشروعیت با مقبولیت بستگی به ضابطه ای دارد که برای مشروعیت قائل می شویم . بدیهی است که اگر ملاک مشروعیت یک حکومت را پذیرش مردمی آن بدانیم و اینکه افراد یک جامعه بر اساس رضا و رقبت حاکمیت آن را گردن نهاده باشند ، در این صورت مشروعیت و مقبولیت پیوسته با هم خواهند بود و هر حکومت مشروعی از مقبولیت نیز برخوردار خواهد بود و هر حکومت نامشروعی نیز فاقد مقبولیت خواهد بود . اما اگر ملاک مشروعیت را امر دیگری غیر از پذیرش مردمی قرار دهیم آن گاه امکان انفکاک مشروعیت از مقبولیت وجود خواهد داشت و ممکن است حکومتی مشروع ، فاقد مقبولیت مردمی بوده و یا حکومتی نامشروع ، دارای مقبولیت مردمی باشد .

2 – 2 – 5  نقش مردم در حکومت اسلامی

در این رابطه دو سوال مطرح است : 1 – نقش مردم در مشروعیت حکومت اسلامی چیست ؟ 2 – نقش مردم در تحقق حکومت اسلامی و حاکمیت یافتن آن چیست ؟ برای پیدا کردن پاسخ سوالات فوق باید تاریخ اسلام در سه دوره : زمان حضور پیامبر ( ص ) ، زمان حضور ائمه ( ع ) و زمان غیبت کبری مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد .

نسبت به زمان حضور پیامبر( ص ) در بین مسلمانان اختلافی در مورد این که مشروعیت حکومت ایشان هیچ ارتباطی با خواست و قبول مردم نداشته ، وجود ندارد و عامه ی مسلمانان معتقدند که مشروعیت حـکومـت آن حضرت از جانـب خـداوند باري تعـالي بوده اسـت و اگر مردم هم حکومت ایشان را
نمی پذیرفتند خللی در مشروعیت آن حضرت وارد نبوده و تنـها اثر آن عـدم تحقق یافتن حکومـت
پیامبر( ص ) به صورت عینی می شده است . اما این که مردم چه نقشی در حکومت رسـول خدا ( ص ) داشته اند باز هم جای هیچ تردید و اختلافی نیست که مردم در تشکیل حکومت آن حضرت نقش اساسی را ایفا نموده و پیامبر( ص ) حکومت خود را به زور و نیروی قاهره بر مردم تحمیل ننموده اند . بلکه عامل اصلی در ایجاد حکومت رسول اکرم ( ص ) رضا و رغبت خود مردم بوده است و حاکمیت آن حضرت را که از جانب خداوند بوده پذیرفتند .

اما در باره ی منبع مشروعیت بخش بعد از زمان رسول گرامی اسلام ( ص ) بین مسلمانان اختلاف نظر ایجاد شده و اساسی ترین این اختلاف ها بین دو گروه سنی و شیعه می باشد .

مسلمانان اهل تسنن مبنای مشروعیت بخش را بعد از رسول گرامی( ص ) اسلام اجماع امت ، نصب از جانب خلیفه ی قبل ، تعیین اهل حل و عقد و گروه اندکی از آنان نیز استیلا را منبع مشروعیت بخش حاکم

تحقیق رشته علوم سیاسی در مورد.، ،، -، :، (

دن چهره ی غبار غم بحران زا . 4 – استفاده از نفوذ خبر در اقناع عمومی برای کنار آمدن با شرایط بحران . ( همان )

 

2 – 1 – 12 ابزار مدیریت بحران

در مقابله با هر بحران تشکیل گروه مدیریت بحران یا اصطلاحاً اتاق بحران اولین اقدام است . اعضای گروه مدیریت بحران با توجه به ساختار سیاسی هر دولتی تعیین می شود . ولی اکثر اوقات متشکل است از اعضای شورای امنیت ملی یا منتخبی از آنان که ضرورتاً وزرای خارجه ، کشور ، دفاع ، دادستان کل یا دادگستری باید در آن عضویت داشته باشند . تصمیمات این گروه یا در حضور بالاترین مقام کشور اتخاذ و یا در حضور نماینده ی او اتخاذ و به اطلاع وی می رسد . ( شه وردی ، 1375 : 14 )

2 – 1 – 13   مراحل مدیریت بحران

فرایند مدیریت بحران در یک تقسیـم بـندی کلـی به سـه مرحلـه تقسـیم می شود : 1 – قبل از بحران .
2 – حین بحران . 3 – بعد از بحران .

  1. قبل از بحران : که در این مرحله تعیین و پیش بینی کانون بحران ، اقدامات اصلاحی جهت جلوگیری از بروز بحران ، شناسایی نقاط بحران زا در قالب برخورد اقناعی و توجیهی یا حل معضلات خاص ، عملیات روانی ، توجه به انگیزه ی قشر ناراضی و جلوگیری از تهیج احساسات مردم و … صورت می پذیرد .
  2. حین بحران : مهمترین اصل در کنترل حین بحران توجه به ساعات طلایی کنترل بحران و تعیین زمان لازم برای کنترل و تلاش جهت ممانعت از گسترش دامنه ی بحران و تهدید جغرافیایی
    منطقه ی بحران و شناسایی عناصر و عوامل اصلی بحران می باشـد . لازمـه ی ایـجاد این
    فعالیت ها اتخاذ تصمیمات صحیح و فوری بر اساس اطلاعات موجود است . یکی دیگر از
    ویژگی های کنترل ، توجه به اصول سرعت ، اعتبار و پیوستگی در حین بحران است .
  3. بعد از بحران : که در این مرحله تدوین تجارب ، روشن گری ، بهبودی و … صورت می گیرد . ( تاجیک ، 1379 : 124 – 125 )

پیش نیاز هر یک از مراحل مدیریت بحران شامل سازماندهی ، ارتباطات ، تصمیم گیری ، شناخت عوامل بحران و طراحی است . هر اندازه سازماندهی نیروهای مقابله کننده با بحران بیشتر باشد ، کنترل بحران سهل تر بوده و هراندازه میزان ارتباط بین ارگان های مقابله کننده با بحران بیشتر باشد ، مدیریت بحران کاراتر است . هر اندازه سرعت تصمیم گیری از سوی مدیریت بحران بیشتر باشد ، سرعت کنترل بحران بیشتر بوده و هر چقدر عوامل بحران برای مدیر بحران آشنا تر باشد ، کنترل بحران آسان تر است .

2 – 1 – 14   الگوی مدیریت بحران

مهمترین شاخصه ی تفاوت بین بحران ها و مدیریت بر آن ها ، در شیوه و نحوه ی کنترل و اداره ی بحران است . لذا هر قدر موانع پیشگیری کننده از بحران و عناصر و ارکان کنترل و مهار بحران قوی تر باشد ، به همان نسبت مدیریت بحران قوی تر خواهد بود . مدیریت بحران شامل رویکردها و الگوهای رایج در این زمینه می باشد .

رویکرد های مدیریت بحران عبارتند از :

  1. رویکرد بازدارنده : این رویکرد مبتنی بر طراحی و معماری یک جامعه ی امن که در برابر انواع بحران ها مقاوم بوده و استعداد صیانت از ذات و خـود تداوم دهنـدگی مطلـوبی برخوردار است می باشد . در این رویـکرد برنامه ریزی و اقدامات پیشگیرانه نقش محوری در مدیریت بحران دارد .
  2. رویکرد مواجهه : ایجاد ظرفیت لازم برای تدبیر و مهار بحران ها با توسل به استراتژی ها و
    تکنیک های گوناگون سخت افزاری و نرم افزاری که بیشتر در حین بحران انجام می گیرد . در این منظر ، فن مدیریت بحران شامل طیفی وسیعی از گفتگو و فشارهای عاری از خشونت ، تا اقدام نظامی و … می گردد . لذا این استراتژی ها در یک فرایند منطقی صورت می گیرد .
  3. رویکرد انفعالی : برخورد انفعالی با بحران ها که بیشتر ناظر بر اقدامات بازسازی و اصلاحی است که غالباً بعد از بحران صورت می گیرد .
  4. رویکرد پویا : برخورد با بحران ها نتیجه ی ترکیبی از رویکرد های فوق است که توجه به اقدامات پیشگیرانه به همراه توسل به استراتژی ها و تکنیک های مختلف مدیریت بحران در مرحله ی حین بحران و برخوردهای اصلاحی بعد از بحران محقق می گردد . ( حسین زاده ، 1390 : 65 – 66 )

الگوهای مدیریت بحران عبارتند از :

  1. الگوی تقدیرگرا : در این الگو عوامل مدیریت کننده ی بحران پس از وقوع حادثه ، وارد صحنه شده و فعالیت هایشان موردی و موقتی است . به اصل برنامه ریزی توجه چشمگیری نیست و اطلاعات نامنظم و پراکنده است و نظام جامع اطلاعاتی وجود ندارد . واکنش ها جنبه ی احساسی و عاطفی داشته و حامیان این الگو معتقدند پیش از و قوع حوادث نباید مردم را نگران کرد . اگر حادثه ای اتفاق افتاد دولت خسارت را جبران کرده و بر زخم های خانواده های قربانیان التیام خواهد بخشید . بنابراین در این الگو ، برنامه ریزی ، روش های عقلانی ، نظام اطلاعاتی و …. جایگاهی ندارد .
  2. الگوی خود اتکا : این الگو در مقابل الگوی تقدیرگرا قرار گرفتـه و معتـقد به ضـرورت برنامه ریزی ، انجام اقدامات پیشگیرانه و مداخله قبل از وقوع حادثه ، ایجاد روش های عقلانی و ایجاد آمادگی لازم اعم از سخت افزاری و نرم افزاری می باشد . این الگو قادر است در ارتباط با
    آینده ، موقیت و فوریت را خوب پیش بینی کند و احتمال وقوع بحران را به حداقل برساند . در این الـگو طراحی ساختـار سازمان با ویژگـی های انعطـاف پذیری ، پویایی و هدفمنـدی صورت می گیرد و راه برون رفت از بحران ها با ملاحظه و توجه به محیط بیرونی و درونی و مسائل آن صورت می گیرد .
  3. الگوی سیستمی له چات : این الگو مبتنی بر رویکرد سیستمی در مدیریت بحران است ؛ بدین معنی که مدیریت بحران متشکل از اجزا و عناصری است که با یکدیگر در تعامل اند و این تعامل به گونه ای است که تنظیم بهینه ی روابط بین اجزاء می تواند تحقق بین اهداف مورد نظر را تضمین کند . له چات چرخه ی مدیریت بحران را شامل پنج مرحله ی اساسی می داند :
    1 – مرحله ی انتظار یا پیش بینی . 2 – مرحله ی اعلام خطر . 3 – مرحله ی نجات .
    4 – مرحله ی عادی سازی . 5 – مرحله ی بازسازی و نوسازی .
  4. الگوی لیتل جان : که معطوف به رهیافتی اقتضایی است و شامل شش مرحله ی اساسی است :
    1 – طراحی ساختار سازمانی مدیرت بحران . 2 – انتخاب تیم مدیریت بحران . 3 – تشکیل و سازماندهی تیم از طریق آموزش و شبیه سازی موارد بحران زا . 4 – طراحی و اجرای رسیدگی به موقعیت بحرانی و شناخت موارد بالقوه بحران زا . 5 – آماده کردن و تنظیم برنامه ی اقتضایی .
    6 – به کارگیری محتوایی برنامه ی اقتضایی جهت اجرای مدیریت بحران .
  5. الگوی رسیدگی جامع فینیک : این الگو مبین آن است که بایستی رسیدگی جامعی از موقعیت بحران زا به عمل آید که سازمان را به تشخیص رویدادهایی که موجب بحران در زمینه ی عملکرد سازمان می گردد رهنمون ساخته و پس از شناخت این عوامل برنامه ی عملی تهیـه گردد . این برنامه شامل تشریح موقعیت بحران و بیان پیامدهای مطلوب یا قابل قبول است . در نتیجه اعضای تیم بحران سوالاتی در زمینه ی علت رویداد و نحوه ی مقابله با آن را مطرح کرده و از این طریق گزینه های راهبردی یا تاکتیکی را ایجاد و اجرا می کنند .
  6. الگوی عملیاتی : که مبتنی بر استراتژی های گوناگون در تعامل با جنبه های مختلف یک بحران است . به طوری که برنامه ریزی و اجرای عملیات مدیریت بحران طی فرایندی منظم صورت
    می گیرد که شامل چهار مرحله است : 1 – پیش بینی . 2 – تدوین برنامه . 3 – تامین نیروی انسانی و منابع . 4 – اجرا . ( همان ، 65 – 70 )

با بررسی الگوهای مدیریت بحران چنین دریافت می شود که وجه مشترک تمامی الگوهای مدیریت بحران ارائه و استخدام عناصر متعدد در جهت کنترل بحران در سه مرحله ی : 1 – قبل از بحران . 2 – حین
بحران . 3 – بعد از بحران . می باشد که بررسی بحران پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری در سال 1388 و تجزیه و تحلیل نقش مقام معظم رهبری در مدیریت و کنترل آن از این قائده مستثنی نبوده و الگوی مدیریتی ایشان در کنترل بحران در قالب رویکردی پویا ، و الگوی خود اتکا قابل بررس و تجزیه و تحلیل می باشد .

2 – 2 حکومت و ولایت فقیه

ضرورت حکومت تقریباً برای تمامی مکاتب فکری اصلی پذیرفته شده و وجوب آن مورد پذیرش است و شاید بتوان گفت یکی از  مخالفان معدود این اصل آنارشیست ها می باشند که معتقدند بشر می تواند زندگی خود را با اصول اخلاقی اداره کند و احتیاجی به دستگاه حکومت ندارد ، و یا لااقل طرفدار این هستند که دولت و حکومت باید آن چنان حرکت کند که به این نتیجه منتهی شود . یعنی فعالیت هایی صورت پذیرد و تعلیم و تربیت هایی به مردم داده شود که احتیاجی به حکومت نداشته باشند . از طرفی مارکسیست ها نیز معتقدند که حکومت زاییده ی طبقات بوده و برای حفاظت ازمنافع اقتصادی طبقه ی حاکم ایجاد می شود و وقتی که طبقات از بین بروند حکومت و نیاز به آن نیز از بین خواهد رفت . در تاریخ اسلام نیز ، خوارج کسانی بودند که با طرح شعار « اِنِ الحُکمُ إلاّ لله » سرپرستی و حاکمیت را برای جامعه نفی می کردند . ولیکن سایر مکاتب فکری دنیا وجوب تشکیل حکومت را مورد توجه قرار داده و فقدان آن را موجب اختلال در نظام اجتماع انسانی دانسته اند .

نظریه ی ولایت فقیه دستاورد اندیشه ی سیاسی مکتب شیعه و یکی از اساسی ترین مباحث فلسفه ی علوم سیاسی اسلامی است . بررسی ولایت فقیه دارای دو شیوه بوده که آن شیوه ها عبارتند از : 1 – بررسی عقلی و کلامی . 2 – بررسی نقلی و فقهی .

این نظریه از زمان غیبت امام معصوم ( ع ) توسط فقها و عالمان شیعی مطرح و تا عصر حاضر با پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس حکومت اسلامی همچنان ارائه و نظریه پردازی شده است . نظریه ی ولایت فقیه به عده ای از عالمان دینی اختصاص نداشته بلکه قاطبه ی علما و فقهای شیعه بر این باورند که تصرف در امور مربوط به معصومین  ( ع ) در حوزه های اجتماعی ، دینی ، سیاسی و … اداره ی مسلمین نیاز به اذنِ امام معصـوم ( ع ) دارد . بنابر این حتـی در افتاء و صلاحیـت صدور فـتـوا و یا اخذ سهــمین ( خمس و زکات ) بدون اذن امام معصوم ( ع ) و یا نیابت عام از طرف ایشان امکان پذیر نمی باشد . فلذا فقهای شیعه با اجازه ی امام معصوم ( ع )  و به نیابت از ایشان است که حق تصرف در اموال مسلمین ، افتاء و قضاوت را خواهند داشت .

از عمده مطالبی که در اندیشه ی سیاسی شیعه مطرح شده است نظریه ی ولایت مطلقه ی فقیه بوده که از قرن پنجم هجری توسط شیخ مفید علیه الرحمه ارائه ، و در قرن ششم نیز توسط ابن ادریس حلی و سپس توسط محقق ثانی ( محقق کرکی ) در قرن دهم و در دوران حکومت صفویه مطرح گردید . بعد ها در قرن سیزدهم این نظریه با استناد به دلایل عقلی و احادیث و شواهد نقلی از معصومین ( ع ) توسط جمعی از علما همچون ملا احمد نراقی ، علامه محمد حسن نجفی ( صاحب جواهر الکلام ) و … نظریه پردازی و دفاع گردید . در قرن معاصر نیز حضرت امام خمینی ( ره ) ولایـت مطلقـه ی فقیه را به شکل

مقاله با موضوع -، .، ،، :، (

اشند : 1 – انطباق منطقی با تهدیدها و فرصت ها .
2 – انطباق اصولی با فوریت ها و اولویت های استراتژیک . 3 – انطباق راهبردی با کانون و حقایق گفتمان مسلط . 4 – انطباق با متغییر های محیطی ( ملی ، فراملی ) . 5 – انطباق با قدرت ملی .
6 – انطباق با ارزش ها ، ایستارها و هنجارهای جامعه . 7 – انطباق منطقی با استراتژی های سایر بازیگران صحنه .

ترسیم وتدوین یک استراتژی معمولاً از قواعد و فرایند های خاصی پیروی می کند که در ابتدا باید به تعریف و تعیین اهداف ، منافع و مصالح ملی پرداخـت و سپـس به احـصاء دقیـق
فرصت هایی که همنشین و همراه تهدیدات هستند اقدام نمود . بی تردید تدوین و ترسیم
استراتژی ها جز در پرتو قدرت ملی که به جمع کل توانایی های بالقوه و بالفعل هر ملتی که ناشی از منافع موجود سیاسی ، اقتصادی ، نظامی ، جغرافیایی ، اجتماعی ، علمی ، تکنولوژیکی آن باشد امکان پذیر نیست . رهبری و اراده ی ملی است که عوامل متحد کننده ی قدرت ملی هستند .

  1. سنجش و احصـاء بازخـوردهای مثبـت و منفی احتمـالی هر استـراتژی : به دست آوردن تقریبیِ باز خوردهای مثبت و منفی یک گزینه ی استراتژیک یکی از مراحل ضروری تدبیر بحران است و برای این منظور باید توجه داشت که : 1 – چه نوع حرکتی استعداد تبدیل شدن به یک بحران بزرگ را دارد ؟ 2 – امکان ساز و کار مهار امواج حاصله از حرکت های محتمل از سوی کانون های مختلف مقاومت و بحران زا چگونه ارزیابی می شوند ؟ 3 – بحران مورد بحث چه نوع فرصت هایی را در اختیار خودی و غیر خودی قرار می دهند ؟ 4 – آسیب پذیری ها و تعارضات درونی و بیرونی جامعه که ممکن است بر تداوم ، تشدید و گسترش بحران یاری رسانند کدامند ؟ 5 – بحران کدامین لایه از جامعه را در بر گرفته و کدامین مولفه های قدرت را به چالش طلبیده ؟ 6 – اکثریت خاموش و ناشناخته ی مردم تا چه میزان استعداد و انگیزه ی تبدیل شدن به لایه ای از بحران را دارند ؟
  2. تقلیل گزینه های مختلف به یک گزینه و انتخاب استراتژی برتر : استراتژی برتر را اصطلاحاً استراتژیی می نامیم که بیشترین بیّنه های مؤیّد را به سوی خود جذب کند و در مقابلِ بیّنه های مبطل ، امکان مقاومت بیشتری را داشته باشد .
  3. پاسخ به بحران و مبارزه ی با آن : در هنگامه ی پاسخ به بحران باید به اصول زیر توجه خاص نمود : 1 – چون بحران ممکن است در گستره ی خاصی بروز نماید تدبیر آن بایستی نه تنها خود بحران ، بلکه آسیب پذیری های آن زمینه و مؤلفه های خاص را هم به عنوان موضوع در نظر
    بگیرد . 2 – رفتار تحریک آمیز طرف مقابل با خویشتن داری تحمل شود . 3 – از آن جایی که بحران ها همزمان فرصت و خطر را یک جا جمع آوری می کند ، هر نوع پاسخـگویی مناسب
    می باید برایند این دو طرح باشد . 4 – اگر راه های دیگر ناکام ماند باید با دقت زیاد و وسواس نسبت به استفاده از خشونت اقدام نمود . 5 – بحران ماهیتی اشاعه شونده دارد و ادامه ی آن حرکت های افراطی را در دستور کار عوامل بحران زا قرار داده و حاشیه های بحران فربه تر از متن آن شده و در صورت ادامه غیر قابل کنترل تر و تهدیدزاتر خواهد شد . 6 – پایین آوردن چگالی اقدام نظامی را با افزایش چگالی اقدام سیاسی ـ روانی باید در مـرکـز توجـه قرار داد .
    7 – نباید با تمامی برگ های در دست خود وارد صحنه شده و تمامی آن را خرج کرد و یا امکان استفاده ی از یک کارت را منتفی کرد . ( تاجیک ، 1379 : 104 – 190 )

 

2 – 1 –  11 تکنیک های برخورد با شرایط بحرانی

در مواجهه با یک شرایط بحرانی می توان از تکنیک های متفاوتی بهره جست که برخی از آن ها عبارتند از : 1 – تکنیک استفاده از تئوری بازی های استراتژیک . 2 – تکنیک انضباطی . 3 – تکنیـک های روانی .
4 – تکنیک چانه زنی . 5 – تکنیک های پیشگیرانه . 6 – تکنیک استقرار دولت بحران . 7 – تکنیک جریان سازی . 8 – تکنیک افزایش اعتبار . 9 – تکنیک مدیریت شناور . 10 – تکنیک رسانه ای .

  1. تکنیک استفاده از تئوری بازی های استراتژیک : در این تکنیک طرفین بازی با ارزیابی امتیازاتی که کسب می کنند یا از دست می دهند ، طیفی از حالت های ارعابی یا سازشی را اتخاذ می کنند . وجود نکات مبهم و نامطمئن در حرکات و تاکتیک های طرفین بازی و فقدان مقدورات عملی برای برآورد مخاطرات و احتمالات و ارزش های مثبت و منفی حرکات طرفین باعث می گردد که هر یک از بازیگران درگیر در بحران اهتمام ویژه ی خود را برای افزایش اعتبار خود به کار بَرد و با تکنیک های تهدید و ارعـاب و تمهیـدات دیپـلماتیـک حریـف خود را در موقعـیت پاییـن تری قرار دهد . ( همان ، 134 )
  2. تکنیک انضباطی : این تکنیک شامل سه مرحله ی سلسله مراتبی ؛ به هنجار سازی و ارزیابی می باشد که مرحله ی اول شامل رویت پذیر کردن قدرت و ایجاد فضایی برای اعمال مراقبت از رهگذر محاط کردن چشم قدرت و نگاه انضباطی بر همه چیز شده و
    مرحله ی دوم شامل مجازات هرگونه نابه هنجاری یا بی قاعده گی بوده و در مرحله ی سوم ویژگی های مراحل قبلی در هم ادغام شده و نگاه به هنجار ساز ، پدید آمده و از طریق آن افراد طبقه بندی شده و مورد ارزیابی قرار می گیرند . ( تاجیک ، 1379 : 108 )
  3. تکنیک های روانی : در نزد بسیاری جنگ روانی اساساً معادل عملیات روانی تعریف شـده و به آن دستـه فعالیـت های سیـاسی ، نظامی ، اقتصادی و ایدئولوژیک اطـلاق
    می شود که قبلاً طراحی شده و به سمت گروه های دوست ، بی طرف یا دشمن نشانه رفته تا رفتار و عقاید آن ها را به خدمت بگیرند . در فرایند تدبیر بحران جنگ روانـی
    می تواند اهداف زیر را محقق کند : 1 – ایجاد تاثیر کلی بر عقاید ، احساسات و آداب و رفتار افراد بحران ساز به نحوی که موجب مهار بحران شود . 2 – ایجاد تردید بر باور به امکان دست یابی به اهداف ، از طریق ایجاد بحران . 3 – ایجاد انشقاق و اصطکاک در صفوف عناصر بحران ساز . 4 – کاهش کارایی استراتژی های تعمیق و گسترش بحران . 5 – تقلیل و تخفیف انگیزه های جریانات بحران ساز . 6 – اعتماد سازی و ایجاد حس مسـاعد در لایـه های بی طـرف با هدف ممانعت از پیوسـتن آنان به جریـان بحـران .
    7 – مشروعیت زدایی و تضعیف رابطه ی رهبری بحران با لایه های میانی و
    حاشیه ی آن .

دو عامل در تدبیر بحران با بهره وری از تکنیک های روانی از اهمیـت بالایی
برخوردارند : نخست شناخت تاکتیک های روانی بهینه ( اعتماد سازی ، فریب ، تفوق ، منفعل سازی ، روشنگری ، افشاگری ، ارعاب و … ) و دوم تشخیـص نـوع جـنگ
روانی ای ( ایجـابی ، سلبـی و … ) که بیشـترین انطبـاق را با گونـه ی بحــرانی دارد . ( همان ، 110 )

  1. تکنیک چانه زنی : تکنیک چانه زنـی زمانی در دستـور کار طرفـین یک بـحران قرار
    می گیرد که توافق و پذیرش در مورد این اصل حاصل شده باشد . البته فنون چانه زنی بسیار متنوعند و طرفین با بهره گیری بهینه از این فنون می توانند اهداف و منافع خود را تامین کنند . برای نمونه می توان به فنونی همچون ترغیب ، تطمیع ، تشویق ، تهدید و یا ترکیبی از این فنون اشاره کرد . هر یک از این فنون نیز قابلیت آن را دارند که به اشکال گوناگون به مورد اجرا گذارده شوند . ( هالستی ، 1373 : 308 )
  2. تکنیک های پیشگیرانه : به گفته ی مک کارتی اجرای عملکرد های واکنشی
    استراتژی های مقابله با بحران باید به گونه ای طراحی و اجرا شوند که جلوی وقوع حوادث تکراری و پیدایش زمینه های مربوطه را بگیرند . یکی دیگر از روش های مورد استفاده در تکنیک پیشگیرانه ایجاد مجاری تخلیه ی اعتراض و تامین خواسته ها است .
    ( مک کارتی ، 1381 : 44 )
  3. تکنیک استقرار دولت بحران : بهره جستن از چنین استراتژیی جز در شرایط بسیار حساس و فوق العاده تبعات منفی بسیاری به دنبال خواهد داشت . کارل دیتریش براشر مشکلات مترتب بر دولت بحران را در پنج پرسش زیر خلاصه می کند : 1 – چه کسی صلاحیت اعلان حالت اضطراری یا ضرورت دولت بحران را داراست ؟ 2 – حالت بحران در چه هنگامی به وقوع می پیوندد و چگونه تعریف می شود ؟ 3 – دولت بحران در حقیقت به چه معناست ؟ 4 – کدامین کنترل می باید جهت تقلیل سطح خطرات ناشی از هر یک از این راه حل ها حفظ شده و یا در نظر گرفته شوند ؟ 5 – دولت بحران چگونه خاتمه می یابد ؟ ( دیتریش براشر ، 1378 : 141 )
  4. تکنیک جریان سازی :جریان سازی به اقداماتی اطلاق می گردد که در سیستم تصمیم گیری حریف بتواند اعمال نفوذ و نظر کند . اهم اهداف جریان سازی عبارت است از :
    1 – اعمال نفوذ ( عملی و نظری ) در امر تصمیم سازی . 2 – اعمال نفوذ ( عملی و
    نظری ) در ساختارها و کارهای سیاسی و اجتماعی . 3 – اعمال نفوذ ( عملی و نظری ) در فرهنگ و خصلت های هیأت سیاسی . 4 – ایجاد انشقـاق در صفـوف اپوزیسیون .
    5 – ایجاد جریان مجازی برای فریب حریف . 6 – خنثی کردن توان و قدرت حریف توسط جریاناتی از درون خود حریف . ( تاجیک ، 1379 : 123 )
  5. تکنیک افزایش اعتبار : در این تکنیک سعی می شود که در احساس و برآورد حریف نسبت به ارزش هدف هایی که دنبال می کند دگرگونی ایجاد شود . برای این منظور باید ترتیباتی اتخاذ نمود که حریف احساس کند که می باید هزینه ی زیادی برای ایجاد و استمرار بحران پرداخت نماید . ( کاظمی ، 1368 : 140 )
  6. تکنیک مدیریت شناور : در جوامعی که تنها مدیران دولتی ، مسئول کنترل بحران هستند همواره شاهد از هم گسیختگی در ارائه ی خدمات به بحران زدگان در روزهای بحرانی و پس از آن خواهیم بود . اعضاء آسیـب دیده ی یـک جامعه متـکی بر توانمندی های دولتی با بروز حادثه نه تنها نقش فعال خود را در زمینه ی کنترل بحران بر عهده
    نمی گیرند بلکه خود عاملی جهت کاهش سرعت در رسیدن کمک های ارسالی به نیازمندان واقعی می گردند . لذا تشکیل مدیریت های شناور و سپردن بخشی از مدیریت بحران به این گروه ها می تواند در رفع این نقیصه موثر واقع گردد .
    ( سایت موج پیشرو ، 1385 )
  7. تکنیک رسانه ای : در زمان بحران ، مدیریت رسانه ، برای انتشار اخبار و در دست گرفتن افکار عمومی و چرخش از بازار شایعه به اخبار بازدارنده و امید بخش بسیار مهم و حساس بوده و یکی از راه های برون رفت از بحران ، پوشش اخبار بر اساس ارتباط میان عوامل بحران ، حاکمان و مخاطبین است . مدیر خبر باید فردی آگاه ، دور اندیش و
    واقع نگر باشد که دچار بحران زدگی نشود . یکی از نکات مهم و قابل توجه در تدبیر
    رسانه ای بحران ، جلوگیری از داغ شدن بازار شایعات خبری است ، که منجر به تشدید بحران می گردد . رسانه ها در شعله ور نمودن و یا فروکش کردن بحران نقش حیاتی دارند و برای تاثیر گذاری بیشتر نیاز به ابزارهایی غیر از مدیریت صحیح خبر دارند ، از جمله میزان اخبار منتشره از سوی یک رسانه به انضمام سطح پوشش اخبار . کاربردهایی که برای این تکنیک متصور می باشند عبارتند از : 1 – اعلام حس همدردی . 2 – تقویت روحیه ی مشارکت و تعاون به وسیله ی مدیریت رسانه . 3 – تلاش برای برانگیختن افکار عمومی در جامعه

مقاله با موضوع .، ،، -، :، تهدید

تسکین و فرونشاندن درد تقلیل داد . مدیریت بحران هنری است که از رهگذر آن دولتمردان ، نخبگان و بازیگران در صحنه نقش تعیین کننده خود را به نمایش می گذارند .

2 – 1 – 9 اهداف مدیریت بحران

هدف مدیریت بحران در درجه ی اول رفع شرایط اضطراری و بازگرداندن سریع جامعه به حالت عادی است . می توان قبل از وقوع بحران با بررسی دقیق مناطق مستعد بحران و با حذف آسیب پذیری ها ، اثرات مخرب را به حداقل رساند و قبل از آن که یک بحران ناگوار و سنگین رخ دهد ، از فشار بحران کاسته و در موقع ایجاد بحران با کمترین هزینه ها می توان شرایط بحران را پشت سر گذاشت . هدف اصلی در مدیریت بحران های سیاسی دست یابی به راه حل معقولی برای برطرف کردن شرایط غیر عادی به گونه ای است که منافع و ارزش های اساسی حفظ و تامین گردد ؛ تا در نهایت به گرفتن بیشترین امتیازات ممکن از حریـف بیانجـامد و جایگـاه خودی تا حد امکـان بدون هرگونه تزلزلی حفظ گردد .
( ابهری ، 1386 : 19 )

همچنین در مدیرت بحران ، مهار خسارت و از این طرق پاسداری از منافع خودی به طوری جدی دنبال شده ، و حراست از منافع خودی از دو طریق ممکن است : نخست طراحی و معماری یک جامعه ی امن که در برابر انواع بحران ها مقاوم بوده و از استعداد صیانت از ذات ، و خود تداوم دهندگی مطلوبی برخوردار است . دوم ایجاد ظرفیت لازم برای تدبیر و مهار بحران هایی است که هر از چندگاهی دست زمخت خود را بر رخسار جامعه و نظام می کشند . ( تاجیک ، 1379 : 87 )

2 – 1 – 10 اصول مدیریت بحران

متخصصان مدیریت بحران معتقدند بهترین روش در رهبری بحران ، ایجاد آمادگی قبل از وقوع بحران است . هر بحرانی از مدت ها پیش از بروز ، علایم هشدار دهندهی اولیه ای از خود نشان می دهند . اگر این علایم به موقع شناسایی شوند و اقدامات مناسب در مقابل آن ها صورت گیرد می توان از بروز بحران جلوگیری کرد .

تدبیر بحران یعنی نشان دادن واکنش صحیح نسبت به بحران در چهارچوب اصول زیر : 1 – میز بحران اهداف خودرا محدود کند . 2 – با محدود کردن امکانات اضـافی می تـواند مانع تشـدید بـحران شود .
3 – تصمیمات میز بحران لزوماً می باید مجهز به اطلاعات باشد . 4 – ایجاد ارتباط بین طرفین مخاصمه امـری ضـروری اسـت . 5 – ایجـاد امـکـانـات لازم بـرای مـیـز بحـران و دسـترسی به این امـکانات . 6 – مشروعیت بخشیدن به خط مشی اتخاذ شده و کسب حمایت لازم برای اجرای آن . 7 – ممانعت از نشان دادن واکنش نادرست به بحران . ( پی مک کارتی ، 1381 : 22 – 23 )

از منظر شاون پی مک کارتی اصول مدیریت بحران شامل موارد ذیل می باشد :

  1. محدود کردن اهداف : هر یک از طرفین بحران با کنترل بلند پروازی ها و فزون خواهی ها و به منـظور پرهیز از اوج گیری بی حاصـل بحران و افزایش امکان هر کدام برای دسـت یابی به
    نتیجه ی مطلوب از موقعیت بحرانی ، باید هدف های خودرا محدود کنند .
  2. تحدید ابزار : به منظور جلوگیری از هرگونه افزایش میزان تنش های حاصل از بحران ،
    طرف های درگیر باید در بهره گیری از ابزار زور و اهرم فشار برای خود محدودیت قائل شوند . میان هزینه و سود نسبتی برقرار است ، به گونه ای که استفاده ی غیر ضروری از نیروی نظامی چه بسا موجـب تخـریب مشـروعیت و جایگاه اخلاقی نیـروی حمله کنـنده و به کار گیـرنده ی زور می شود . زیاده روی در به کار گیری زور مقاومت بیشتر طرف متقابل را بر می انگیزد . البته باید این موضوع را نیز در نظر داشت در برخی موارد که ابزار لازم برای دست یابی به هدف ها به شدت محدود است و هنگامی که هیچگونه ابزار غیر نظامی در مجموعه ی شگردهای کاری برای جایگزینی شیوه ی بهره گیری از زور نباشد ، پیروی از اصل مورد بحث کار چندان ساده ای
    نیست .
  3. بهره گیری از اطلاعات : استفاده از اطلاعات به مثابه ساز و کاری حمایتی جهت افزایش توانمندی های کارگزاران در درک ظرافت ها و پیچیدگی های موقعیت موجود و تصمیم گیری لازم است . هدف اصلی در مدیریت بحران ، مهار خسارت ها و در نتیجه پاسداری از منافع خودی است . این بدان معنا است که طرفِ دارای حالت تدافعی می کوشد تا وضع قبلی اعاده شود . با عنـایت به اینکه بحران درسـت به هنگام مختـل شدن وضع قبـلی پدیدار می شـود ، می توان به منطقی و عقلانی بودن اصل مزبور پی برد . هدف دیگر در این میان تبدیل موقعیت های بالقوه خطرناک و شلوغ به وضعیتی سودمند و پر حاصل است . البته دقیقاً همین رهیافت است که این سوال را پیش می آورد که تحلیلگر و مدیر اطلاعات چگونه باید واقعیت ها را به مصرف کننده ارائه دهد .
  4. برنامه ریزی شرایط اضطراری و توانمندی های مدیریت بحران : این اصل مبین ایجاد توانمندی مناسب برای مدیریت بحران است و ضرورت برنامه ریزی برای شرایط اضطراری را نیز در بر
    می گیرد . این اصل نقش آفرینان را بر آن می دارد تا ظرفیت های اضطراری بحران را برای از میان برداشتن مشکلات رایج در نظام بروکراسی بیافرینند و از این رهگذر زمان لازم برای انتقال از حالت عادی به بحرانی را به حداکثر برسانند و گامی اساسی در پیش بینی وقایع و رویدادها و شناخت موقعیت های بحرانی احتمالی بردارند .
  5. نیاز به ارتباط : بنا بر اندیشه سنتی دو رهیافت در قبال مدیریت بحران وجود دارد که عبارتند از : رهیافت تک مرکز و رهیافت چند مرکز . رهیافت تک مرکز مبتنی بر این استدلال است که مدیریت و پاسخ به شرایط بحران در دست یک قدرت مرکزی متمرکز است . برای تضمین پاسخی یکپارچه و منسجم ، ارتباط هماهنگ و بهره وری موثر از منابع ، تمـرکز قـدرت الزامی تلـقی می شود . بر مبنای رهیافت تک مرکز قدرت در دست افراد معدودی جمع می شود که اصطلاحاً تیم مدیریت بحران نامیده می شوند . در سویی دیگر رهیافت چند مرکز تعامل میان فعالان رقیب و مخالف در نظام های بروکراسی دولتی را به رسمیت می شناسد و رقابت را همچون وسیله ای برای اعمال نظارت سالم و تعدیل تمرکز بالقوه ی قدرت تصمیم گیری ترویج می دهد . ارتباط در ارئه ی خط مشی مقامات و پاسخ شان به طرف مخاصم ، مردم و همپیمانان عنصری لازم است و در حفظ اعتبار و تثبیت مشروعیت عملکردهای مقامات نقشی بس مهم و حساس دارد .
  6. کاوش و جستجوی مشروعیت : مقامات مسئول در انجام واکنش در برابر تمامی وضعیت های بحرانی باید برای کسب حمایت و ایجاد درکی درست از عملکرد های خود و استراتژی های جواب دهی شان در میان مردم و جامعه جهانی حداکثر تلاش خود را بکنند . اصل مشروعیت با اصل مهارِ ابزار ، نیروی لازم برای تضـمیـن هـدف را پـیوند می دهـد . از طریـق تهـدید ابزار ( نیروی زور ) تا حداقل ممکن و لازم ، می توان از میزان خسارات سیاسی و روانشناختی مربوطه کاست ، که خود تاثیری مثبت بر جلب حمایت مردمی و ایجاد مشروعیت دارد .( همان ،61-74 )

تیم مدیریت بحران در مواجهه با شرایط بحرانی نیازمند دست یازیدن به تسلسلی منطقی از کنش ها جهت سازماندهی استراتژی مناسب است ؛ این مراحل عبارتند از : 1 – شناخت و تعریف مسئله از رهگذر ارزیابی اطلاعات در دسترس و اخباری که مربوط به شرایط بحران هستند . 2 – ارزیابی تهدید و آسیب پذیری . 3 – ریسک سنجی و تحلیل آن . 4 – ترسیم وتدوین گزینه های استراتژیک ممکن در مهار و مدیریـت بحران . 5 – سنجش و احصـاء بازخـوردهای مثبـت و منفی احتمـالی هر استـراتژی . 6 – تقلیل
گزینه های مختلف به یک گزینه و انتخاب استراتژی برتر . 7 – پاسخ به بحران ومبارزه با آن .
( تاجیک  ، 1379 : 103 )

  1. شناخت و تعریف مسئله : این مرحله نیاز به یافتن پاسخی مناسب در پرتو اطلاعات برای سوالات پنجگانه ( سوالات معروف خواجه نصیر طوسی ) است : چیستی ( مسأله ) تعریف ماهیت و تغییر حدود ؛ آیا ( هلیه ) آیا بحران منابع خاصی دارد ؟ آیا ریشه ی تاریخی دارد ؟ ؛ چرایی ( لمیه ) چرا چنین بحرانی شکل گرفت ؟ علل مقتضی و شرایط زایش آن چه بوده است ؟ ؛ چگونگی
    ( کیفیه )
    ویژگی ها و شاخصه های بحران کدامند ؟ ؛ کیستی ( منیه ) عاملین و کارگزاران بحران کدامند ؟
  2. ارزیابی تهدید و آسیب پذیری : باری بوزان معتقد است پس از این که فرد به درک معقولی از ماهیت تهدیدها و آسیب پذیری های ذیربط دست یافت می تواند امنیت ملی را به عنوان یک مسئله سیاسی بشناسد . برآورد تهدید از مسائل اساسیِ سیاستِ امنیتی است .
    ( بوزان ، 1378 : 135 )

آسیب پذیری را میزان حساسیت یک ملت و یا یک نیروی نظامی به گونه ای که بتوان با بکارگیری توان و ابزار نظامی و … از کارایی آن ملت یا نیروی نظامی کاست تعریف کرده اند . در یک نگاه کلی آسیب پذیری به هر موقعیت وشرایطی اطلاق می گردد که یک هویت فردی یا جمعی را مستعد خسارت ، تخریب و شکست نماید . در پاره ای از ادبیات سیاسی امنیتی ، تهدید به معنای توانایی ها ، نیات و اقدامات مخالفان بالفعل و بالقوه برای ممانعت از دست یابی موفقیت آمیز خودی به علائق و مقاصد امنیت ملی یا مداخله به نحوی که نیل به علائق و مقاصد به خطر بیافتد تعریف شده است . از دیدگاه اطلاعاتی یک تهدید عبارت از نیرو یا فعالیتی است که مخاصم با منافع یک ملت فرض شده است . تهدید از منظر اهـدافی که دنبال می کند ، نوع کنش های
مسلط ، موضوعات ، دامنه و گستره مورد بحث قرار گرفته است . اما مسئله ی اصلی در مدیریت بحران چگونگی سنجش تهدید است که عوامل ذیل در اولویت و فوریت دادن به امر تهدیدها نقش بازی می کند : 1 – زمان تهدید . 2 – مکان تهدید . 3 – شدت تهدید . 4 – عامل تهدید .
5 – تـوان و قـدرت تهـدید . 6 – عمـق ، گسـتره و دامنه ی تهدید . 7 – نوع تهدید . 8 – هدف مورد آماج تهدید . 9 – ابزار تهدید .

  1. ریسک سنجی و تحلیل آن : طبیعت یک بحران غیر قابل پیش بینی و طبیعتاً غیر قابل کنترل کامل است . به همین علت هر گونه مدیریت بحران با پذیرش میزان قابل ملاحظه ای از ریسک همراه است . مدیریت بحران ها آمیزه ی غریبی از رقابت متقابل از یک طرف و خطرات مشترک از طرف دیگر است . وظیفه ی یک سیاستمدارِ سیاست ساز در تدبیر بحران ، آشتی یا ایجاد توازن بین این دو جنبه از بحران است . مدیر بحران در شرایط خاص می تواند از تکنیک هایی نظیر انتقال
    ریسک ، پخش کردن ریسک و کاهش ریسک بهره ببرد .
  2. ترسیم وتدوین گزینه های استراتژیک ممکن در مهار و مدیریـت بحران : بازی استراتژی دارای دو زیر شاخه ی استراتژی مستقیم و غیر مستقیم می شود که در استراتژی مستقیم ، قدرت عامل اصلی و ضروری است و در استراتژی غیر مستقیم به جای قدرت از طرح های عملیات روانی و … استفاده می شود . بدیهی است که در هر استراتژی امکان بهره گیری از هر دو روش به
    مقیاس های متفاوت وجود دارد . که بسته به میزان کاربرد هر کدام ، مدل ها و نمونه های متنوعی ایجاد می گردد . عرصه ی بحران ، کارزار چالش و برخورد استراتژی هاست ؛ که چنین کارزاری صرفاً با تحقق منافع استراتژیست برتر خاتمه می یابد و آن دسته از استراتژی ها یی از کارایی بالاتری برخوردارند که مبتنی بر اصول

تحقیق در مورد،، .، :، -، (

بسیار مخرب باشد . ( تاجیک ، 1379 ، 24 )

میشل براون در مقدمه ی کتـاب ابعاد بین المللی ستـیزش داخلی را که به علل گوناگون از قبـیل ساختاری
( دولت های ضعیف ، علایق امنیتی دولت ، جغرافیای قومی ) علل سیاسی ( نهادهای سیاسی تبعیض
آمیز ، ایدئولوژی های ملی حذفی ، سیاست بیناگروهی ، سیاست نخبه گرا ) علل اقتـصادی ـ اجتمـاعی
( مشکلات اقتصادی ، نظام های تبعیض آمیز اقتصادی ، مدرنیزاسیون ) علل فرهنگی ( الگوهای تبعیض فرهنگی ، تاریخ های گروهی مشکل زا ) شکل گرفتـه و منجر به بحران های گوناگون شده اند را ارئه
می دهد . ( همان ، 24 )

2 – 1 – 5 انواع بحران ها

بحران ها ناظر بر دو سطح خرد و کلان هستند . در سطح کلان یک بحران فراملی به تغییر وضعیتی اطلاق می شود که به وسیله ی افزایش شدت روابط دو سویه ی مخرب میان دو متخاصم یا بیشتر ایجاد شده و در آن احتمال بالای تخاصم نظامی در زمان صلح می رود . در مقابل یک بحران در سطح خرد مبتنی بر داده های ادراکی است . ( تاجیک ، 1379 : 33 – 34 )

خانم ابهـری از نظر تعداد واحـد های درگیر در تدبیر و تحـدید بحران ، آن ها را به سه درجـه تقسیم
می کند که عبارتند از  :

  1. بحران درجه ی اول : شامل بحران هایی می شود که پیش بینی نشده و غیر منتظره بوده ، لیکن یک واحد به تنهایی و با امکانات معمول خود قادر به مقابله ی با آن می باشد .
  2. بحران درجه ی دوم : شامل بحران هایی می شود که پیش بینی نشده و غیر منتظره بوده ، لیکن برای مقابله با آن به دو یا بیش از دو نهاد با قابلیتی بیش از حد معمول نیاز باشد .
  3. بحران درجه ی سوم : شامل بحران هایی می شود که پیش بینی نشده و غیر منتظره بوده ، لیکن ابعاد آن به حدی گسترده باشد که برای مقابله با آن نیاز به تجهیز کلیه ی امکانات و نهادهای مسئول و هماهنگ کردن و همکاری این نهادها باشد . ( ابهری ، 1368 : 5 – 6 )

بحران ها از لحاظ شدت تهدید هدف ها ، میزان زمان برای پاسخگویی به آن و درجه ی آگاهی ای که تیم تصمیم ساز برای اتخاذ واکنش در برابر آن در اختیار دارند به هشت نوع تقسیم می گردند.

  1. بحران های شدید : که در آن تهدید هدف ها زیاد و شدید بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان کم و عناصر و عوامل تصمیم گیرنده را غافلگیر می کند .
  2. بحران های نوظهور ( بدعتی ) : که در آن تهدید هدف ها زیاد و شدید بوده و زمان تصمیم گیری برای تصـمیم گیرندگان طـولانی و عناصر و عوامل تصمیم گیـرنده را غافلگیر می کند .
  3. بحران های کند ( بطئی ) : که در آن تهدید هدف ها کم وخفیف بوده و زمان
    تصمیم گیری برای تصـمیم گیرندگان طولانی و عنـاصر و عوامل تصمـیم گیرنده را غافلگیر می کند .
  4. بحران های ویژه ( موردی ) : که در آن تهدید هدف ها کم و خفیف بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان کم و عناصر و عوامل تصمیم گیرنده را غافلگیر می کند .
  5. بحران های انعکاسی : که در آن تهدید هدف ها زیاد و شدید بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان کم و عناصر و عوامل تصمیم گیرنده آن را پیش بینی
    می نمودند .
  6. بحران های برنامه ای ( عمدی ) : که در آن تهدید هدف ها زیاد وشدید بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان طولانی و عناصر و عوامل تصمیم گیرنده آن را پیش بینی می نمودند .
  7. بحران های عادی : که در آن تهدید هدف ها کم و خفیف بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان طـولانی و عناصـر و عوامل تصـمیم گیرنده آن را پیـش بینی
    می نمودند .
  8. بحران های اداری : که در آن تهدید هدف ها کم و خفیف بوده و زمان تصمیم گیری برای تصمیم گیرندگان کم و عناصر و عوامل تصمیم گیرنده آن را پیش بینی می نمودند. ( کاظمی ، 1368 : 34 – 46 )

آقای تاجیک از منظر لایه های نفوذ بحران آن ها را به دو سطح دسته بندی نموده که عبارتند از :

  1. بحران سطح اول : به بحرانی اطلاق می شود که در ذهن و رفتار نخبگان تصمیم ساز رسوخ نموده که معمولاً منشا اندرونی دارد و از بالا به پایین عمل می کند ؛ شدتی بالا ، دامنه و گستره ای فراخ و تاثیر و درآمدی بس عمیق و پایدار دارد . چنین بحرانی بر سه چهره هویدا می شود . چهره ی نخست ، صورت و هیبتی است که از رهگذر همنشینی هویت بحران زدا و بحران زا و تجمیع امنیت و ناامنی در یک پیکره ی واحد حاصل شده است . چهره ی دوم آن حاصل نشستن گَردِ آفت و نکبت بر سیمای لایه های بَعدی نظام است . چهره ی سوم چهره ی مجازی آن است . چهره ای که حاصل کارکردهای ذهنی غیر است .
  2. بحران سطح دوم : بحرانی است که ریزبدنه های یـک نـظام را مورد هجـمه قرار داده ، از زیر
    می جوشد . کانون های متعدد قدرت و مقاومت را به خدمت می گیرد ، در مقابل گفتمان مسلط پادگفتمانی هژمونیک و آلترناتیو را سازماندهی می کند . قابلیت بهره وری و مشروعیت گفتمان حاکم را مخدوش می کند . بحران سطح دوم بحرانی است که در ذهنیت عمومی جامعه نشت کرده ، عِنان هر نوع انگاره پردازی و تصویر سازی را از مدیران بحران سلب می نماید .

این دو نوع بحران در تعامل دوسویه و مستمر با یکدیگر قرار دارند . ( تاجیک ، 1379 : 25 – 28 )

از لحاظ اینکه هر بحران چه مدت زمانی را برای واکنش نشان دادن به مدیران می دهد ، به چهار نوع تقسیم می شوند : 1 – بحران های منفجر شونده مانند حوادث طبیعی که در آن غافل گیری به همراه حداقل زمان ممکن برای واکنش مشهود است . 2 – بحران های فوری که در آن غافل گیری مشاهده شده ولیکن زمانی هم برای آماده شدن برای پاسخگویی و واکنش موجود می باشد . 3 – بحران فزاینده که یک سازمان
می تواند آن را پیش بینی و گام هایی را برای تاثیر گذاری بر آن بردارد . 4 – بحران ادامه دار که در آن بحران به آرامی شدت گرفته و به آسانی فروکش نخواهد کرد . ( داون آر و مورفی ، 1389 : 25 )

لوسین پای نیز با رویکردی ناظر بر توسعه در جوامع در حال گذار به بحران هایی همچون : 1 – بحران هویت . 2 – بحران مشروعیت . 3 – بحران مشارکت . 4 – بحران نفوذ . 5 – بحران توزیع . 6 – بحران یکپارچگی و همگرایی اشاره می کند . ( تاجیک ، 1379 : 35 )

2 – 1- 6 مفهوم بحران های سیاسی

بحران سیاسی ، بحران مشروعیت نظام حاکم است و هنگامی رخ می دهد که نخبگان سیاسی یک جامعه ، استعداد و قابلیت تولید و باز تولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست
می دهند و سیستم سیاسی دچار ناکار آمدی می شود . این بحران ها قابلیت و کار آمدی سیستم های سیاسی و مدیریتی را در معرض آزمون های جدی و دشوار قرار داده و توانمندی های روانشناختی ،
تصمیم گیری و اجرایی رهبران و مدیران را مورد آزمایش قرار می دهد . غلبه بر بحران ها خصوصاً بحران هایی که جنبه ی ملی پیدا می کنند مستلزم بسیج و به کارگیری سنجیده و برنامه ریزی شده ی همه ی امکانات بالقوه و بالفعل یک جامعه است .

2 – 1- 7 مراحل شکل گیری بحران

آقای علمداری در کتاب الگوها و دیدگاه ها در مدیریت بحران آورده است که بحران ها دارا ی سه مرحله می باشند :

  1. مرحله ی پیش بحران : به مرحله ای اطلاق می گردد که نطفه ی یک موقعیت بحرانی منعقد گردیده و سازمان نسبت به آن مطلع می گردد .
  2. مرحله ی حاد بحران : به مرحله ای اطلاق می گردد که بحران از کنترل خارج می گردد .
  3. مرحله ی پس از بحران : زمانی است که اتفاقات و حوادث رخ داده اند و سازمان تلاش می کند خرابی های پدید آمده را جبران کند و یا اعتبار از دست رفته را بازگرداند .
    ( علمداری ، 1389 : 112 )

شوارتز سه دوران مشخص برای یک بحران ترسیم می کند :

  1. مرحله ی آغازین که در گذر آن نخستین انحراف از سطوح هیجان و تیرگی روابط موجود حادث می شود .
  2. مرحله ی حداکثر ( اوج ) که در آن اقدامات استراتژیک ، تاکتیکی ، دیپلماتیک و اقتصادی صورت گرفته و آشکارا بنیادی ترین تصمیم ها در فرایند این مرحله اتخاذ می شوند .
  3. مرحلـه ی حل وتدبـیر بحـران که در آن فراینـد بازگشتی و سـطوح ممتد حاصـل می شـود .
    ( تاجیک ، 1379 : 77 )

آقای تاجیک آورده که بحران از مراحل : شروع ، تشدید ، فروکش و تاثیر تشکیل گردیده است . شروع بحران اشاره به تغییر کیفی در شدت از هم گسیختگی بین دو یا چند بازیگر و درک تهدید توسط ایشان دارد . در سطح کلان مرحله ی تشدید به فشار شدیدتر از مرحله ی شروع اشاره دارد . مرحله ی تشدید به طور ساده اوج بحران و ماکزیمم فشار را نشان می دهد . مرحله ی فروکش نقطه ی مقابل مرحله ی تشدید است ؛ که این حوزه با کاهش فعل و انفعالات ستیزه جویانه مشخص می شود . مرحله ی تاثیر عبارت است از تاثیرات یک بحران . تمامی بحران ها پیامد هایی در روابط بین بازیگران رقیب در یک یا چند سطح دارند . ( همان ، 131 )

2 – 1 –  8 مدیریت بحران

مدیریت بحران اصطلاحی است که برای پاسخ دهی به موقعیت های بحرانی به کار می رود و مقابله با هر بحـران چه در سطح داخـلی و چه در سطح خارجـی یک دولت یا یک کشـور ، تدبـیر خاصـی را
می طلبد . فشار عصبی گرفتار شدن در یک بحران می تواند برای مدیری که آمادگی کنترل گرداب وقایع و همچنین واکنش های هیجانی خود را ندارد فاجعه آمیز باشد .

رشته ی مدیریت بحران در سال 1982 به وجود آمد . همگان ، مسمومیت های حاصل از قرص های تایلنول در شیکاگو را نقطه ی شروع رشته ی جدید مدیریت بحران می دانند . ( میتراف ، 1388 ، 48 )

عبارت مدیریت بحران به صورت امروزی برای اولین بار توسط مک فامارو به هنگام پیش آمدن وقوع درگیری موشکی میان آمریکا وکوبا عنوان گردید .  مدیریت بحران علمی است کاربردی که به وسیله ی مشاهده ی سیستماتیک بحران های پیشین و تجزیه و تحلیل آن ها ، در جستجوی یافتن ابزاری است که به وسیله ی آن ها از یک سو ، از وقوع فجایع پیشگیری نموده و از دیگر سو در صورت وقوع آن ها نسبت به بهبود اوضاع اقدام نماید .  ( ابهری ، 1386 : 16 – 23 )

برخی مدیریت بحران را نوعی تدبیر استراتژیک قلمداد می کنند که در فرایند آن محیط های داخلی و خارجی یک بحران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته ، شناخت لازم کسب ، سیر استراتژیک پایه گذاری و استراتژیهایی خلق می شوند که نخبگان را برای رسیدن به اهداف تعیین شده و تدبیر شایسته و بایسته ی بحران یاری رساند . ( هریسون و جان ، 1378 : 18 )

مدیریت بحران ، علم و هنر برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و رهبری به صورت یکپارچه ، جامع و هماهنگ است که با بهره گیری از ابزارهای در اختیار تلاش می کند ، خطرات ناشی از بحران های مختلف را بر اساس مراحل مختلف بحران کنترل نماید . ( هواتمر و ورابک ، 1378 : 5 )

بر اساس تعریف سازمان ملل متحد مدیریت بحران عبارت است از سیاست گذاری ، اخذ تصمیمات مدیریتی و انجام اقدامات اجرایی به منظور آمادگی ، کاهش اثرات مخرب ، پاسخگویی ، و توانایی ترمیم اثرات ناشی از بلایای طبیعی یا انسان ساخت . ( علمداری ، 1389 : 127 )

مدیریت بحران را نمی توان به مثابه یک علم دقیقه و یا یک