تحقیق در موردهویت، دولت، اجتماعی، سیاسی، فئودالی

خاصی از اقتدار سیاسی است. در نظریه وبر مدرنیته، ملقمه ای از سرمایه داری بورکراسی و عقلانیت هدف مدار است.(آزادملکی، 1371: 98)

در مورد عامل کاریز ماتیک باید گفت اقتدار و سلطه ی سنتی در اندیشه ی وبر به عنوان وضع مستقر و قدیمی در زندگی سیاسی انسان تلقی می شود. بر خلاف نیروی عقلانیت که ابتدا نهادها و ترتیبات اجتماعی را دگرگون می سازد نیروی کاریزماتیک زندگی روحی فرد را دچار دگرگونی می کند.

شخصیت­های کاریز ماتیک در طی تاریخ غیر عقلانی انسان به طور مداوم تعاریف جدید از جهان و انسان عرضه می کنند و هنگامی بروز می کنند که زندگی از معنا تهی شده و نارضایتی نسبت به محیط اطراف افزایش یافته باشد جنبش کاریزمایی به طور مداوم نیازمند برانگیختن عواطف پیروان است و مبنای سلطه­ی آن ارادت می باشد. ( بشیریه، 1376-63-58) حال که با این مقدمه ی کوتاه چگونگی پیدایش مدرنیسم و عوامل موثر در پیدایش آن آشنا شدیم به چگونگی ظهور دولت مدرن اشاره می کنیم.

2-7-2-1- مفهوم دولت مدرن

پیدایش ساخت دولت مدرن در همه جا محصول حل منازعه ی میان شهریاران و قدرت­های محلی در کنار گسترش روابط اقتصاد بازاری و پایان یافتن نزاع میان دولت و مذهب به سود شهریاران بود دولت مدرن کم و بیش در همه جا نخست در هیئت، دولت مطلقه پدیدار شد و چنین دولتی مقدمات لازم برای یکپارچگی ملی را فراهم آورد. در فلسفه سیاسی، دولت مدرن نوعی قدرت عمومی مستقل از حاکم و اتباع او واجد اقتدار عالیه در کشور تلقی می شد اما در جامعه شناسی سیاسی قدرت عمومی دولت مدرن مورد تردید قرار گرفته است و رابطه ی میان قدرت دولتی و منافع و علایق حکام و جامعه مورد تائید است به عبارت دیگر دو نوع برداشت از ساخت دولت مدرن ارائه شده است یکی برداشت فلسفی که به دنبال یافتن بهترین نوع رابطه میان دولت و جامعه است که یک نوع برداشت هنجاری و ارزشی است و برداشت دوم به سعی در یافتن نوع رابطه میان دولت و جامعه می باشد که برداشتی علمی و جامعه شناختی است.(بشیریه، 1374: 25)

در دیدگاه نخست سخن از عمومی بودن قدرت دولت به عنوان نماینده ی مصالح عامه و ضرورت دفاع از حوزه ی خصوصی، همچنین از حدود مطلوب دخالت در علایق جامعه بحث می کند در حالی که در رویکرد دوم صحبت از روابط دولت و جامعه به ویژه تاثیرات جامعه بر دولت است و جامعه به عنوان بستر و زمینه ی عمل دولت، حدود و ماهیت آن را تعیین می کند. ( بشیریه، 1374: 27-17)

3-7-2-1- جامعه شناسی تاریخی دولت مدرن

نظام سیاسی متشکل از قدرت­های متداخل و خود مختاری­های پراکنده که طی قرون هشتم تا چهاردهم میلادی بر اروپا مسلط بود (فئودالیزم) اشکال متعددی به خود گرفت، اما مناسب است که بگوییم این نظام سیاسی در کل به وسیله ی شبکه ای از وابستگی های متقابل و تعهدات، همراه با حکومت­های بخش بخش شده در قالب بسیاری از واحدهای اجتماعی و سیاسی خود مختار مشخص گردید قدرت سیاسی ویژگی­های منطقه ای داشت و یک جهان اجتماعی از ادعاها و قدرت­های متداخل را خلق می نمود برخی از این داعیه­ها و قدرت­ها متعارض بودند و هیچ حاکم یا دولتی در این معنا که عالی ترین مقام بر یک جمعیت یا مرزهای معینی باشد، وجود نداشت، در دوران این نظام قدرت، تنش­ها فراوان و جنگ­ها متوالی بودند. (طاهایی،1381: 44-43)

در عمل کشمکش بین اصل فئودالی و اصل پاتریمونیال اقتدار در حکومت های قرون وسطائی، به یک سیستم تفکیک یافته و نیز دارای صفات متداخل از حوزه های قضائی منجر شد که برای قدرت و نفوذ بیشتر با هم رقابت می نمودند. چیزی که وبر آن را زیر عنوان رقابت ساختارهای پاتریمونیالی – فئودالی می­نامید. در واقع سیستم قدرت سیاسی فاقد همگرائی و تراکم بود این نظام عمدتاً به روابط فردی و کمتر به قوانین عمومی استناد می کرد و بهره ای از دخالت اکثریت جامعه به عنوان مشارکت کنندگان نداشت. در واقع عصر فئودالی به وسیله افزایش انشقاق هر سیستم وسیع حکومتی و تبدیل آن به سیستم های مستقل و کوچک که در عملکردهایش به گستردگی متفاوت بودند مشخص می گردد. با توجه به این طبیعت سلسله مراتبی که جامعه ی فئودالی داشت عجیب نیست که به هیچ شکلی مشارکت عمومی مردمی وجود نداشت افراد فاقد حقوق و وظایف قانونی بودند و هر صنف به حوزه ی قضائی مشخص وابسته بود با این همه اوصاف از گسست در جامعه فئودالی، نباید در بی دولتی این سیستم اغراق نمود، چرا که نوعی از ساخت های دولت مدرن در این سیستم یافت می­شد برای این گفته چند دلیل وجود داشت اول آنکه فئودالیسم اولین کوششی بود برای تحمیل یک چهار چوب محکم و کارا از حکومت بر سرزمین­هایی که از تباهی و عدم امنیت رنج می برد. دوم فئودالیزم یک طبقه جنگجو و چادر نشین پدید آورد که به گونه­ی مترقیانه­ای معیار برابری و عدالت را در نظر گرفته و اصل مسئولیت­پذیری را اعمال و حفظ نمودند ثالثاً فئودالیزم یک مبنای مدنی هر چند سازمان نیافته برای تعیین و اجری عدالت، همراه با حفظ مجموعه ای از قرار دادها علیه حکام مستبد مستقر کرد که بعدها ویژگی خاص رویه های قضائی غربی شدند. (همان، 65-64) به تدریج الگوهای فئودالی با سیستم حکومت مطلق یا مطلقه در قرون پانزدهم و شانزدهم جایگزین گردید این امر در واقع نوعی جابجائی از حقوقی سیاسی به سوی یک دستگاه متمرکز و نظامی از قدرت سلطنتی بود.(آشوری، 1375: 118)

تاریخ تقریبی بحران فئودالیزم حول و حوش سال­های 1300 میلادی آغاز می گردد و آن هنگامی است که قدرت سیاسی سعی داشت تا درون قدرت اقتصادی نفوذ کند لذا دو نوع رژیم سیاسی در اروپا ظاهر شد پادشاهی مطلقه و پادشاهی مشروطه. (حائری، 1367: 53)

 

 

نتیجه گیری

در بسیاری از نظریات ارائه سیر تاریخی و تکاملی دولت را از عهد باستان تا کنون آنچه که قابل توجه و مشترک بوده، سیر مفهوم دولت از معنای ایدئولوژیک آن به سوی واقع گرایی و عقلانیت مداری است. در این نظریات، ضرورت وجود دولت، ابتدا از بعد دینی و آسمانی مورد توجه قرار گرفته بود ولی بعدها ضرورت های مادی و زمینی توجیه گر فلسفه ی وجود دولت گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم: مبانی نظری هویت

مقدمه

هویت از موضوعاتی است که در حوزه ی جامعه شناسی مطرح گردید و در مرحله ی کلاسیک و مرحله معاصر مورد توجه اندیشمندان در این حوزه بود. تفاوت در نظریه های موجود در رابطه با موضوع هویت عمدتاً و اصولاً به معیارها و ملاک های انتخاب شده ی محققان در این زمینه است. در این بخش از پژوهش ابتدا مفهوم هویت بطور عام تعریف شده و بعد از آن دیدگاه های مختلف در این زمینه بررسی گردیده اند. بعد از آن به عوامل موثر بر ساخت هویت اشاره گردیده و دگرگونی های هویتی در طول زمان و چگونگی تاثیر آن ها بر مفهوم هویت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

3-1- مبانی نظری هویت

1-3-1-تعریف هویت

به لحاظ لغوی واژه ی هویت[3] از واژه ی Identitas مشتق شده است و دو معنای به ظاهر متضاد دارد. اولی به معنای همسانی و یکنواختی و دیگری به معنای تمایز که در بر گریرنده ی ثبات یا تداوم در طول زمان باشد. (گل محمدی، 1383 :223)

اگر چه اکثریت قریب به اتفاق نظریه پردازان هویت بر سر دو معنای فوق اتفاق نظر دارند، ولی هنوز به توافقی درباره ی کاربرد آن معنای نرسیده اند. ( همان، 224)

دکتر پرویز مجتهدزاده هویت را فرآیند پاسخگوئی آگاهانه هر فرد یا قوم یا ملت به پرسش هایی از خود و از گذشته خود، می داند. اینکه که بوده به کجا و چه بوده و چه هست؟

وی هویت را پدیده ای غیر ثابت و تغییر پذیر می داند که دائم در اثر تعاملات انسانها با همدیگر و تغییر شرایط و محیط طبیعی یا در اثر برخورد و ارتباط مستمر با جوامع دیگر، در حال دگرگونی فرض می کند. فرآیندهای ناشی از این تعامالات (محیط و جوامع دیگر) در طول زمان تعیین کننده ی نسبی خصوصیات قومی، اجتماعی و ملی یک جامعه و یا به عبارتی بیان کننده ی ویژگی­ها و مشخصات مشترک آن جامعه است که هویت نام دارد. (مجتهدزاده، 125:1377)

هویت در نحوه ی پاسخ دهی به سوال، من کیستم؟ مشخص می شود و در پاسخ به آن گفته می شود من هستم، هویت به این معنی است که من چگونه خود را می بینم و چگونه دیگران را. پس هویت شامل دو بعد درونی و برونی است. چرا که هویت به وسیله اجتماع تعریف می شود و به وسیله دیگران مشخص می­گردد.

در تعریف هویت به نقل از دلاپورتا هویت یعنی توانائی تعریف خود، دیگران و محتوای رابطه با دیگران که در جریان عمل به وجود می آید. (روحانی، 1390 :13-14)

سبحانی جو، هویت را در معنای عام مبین هستی و وجود می داند و مفهوم این کلمه را دلالت بر یکی بودن با ذات و یا یکی بودن موصوف با صفات تلقی می نماید. (سبحانی جو، 20:1383)

هویت را اغلب نظریه پردازان پیش از آنکه دریافت ذهنی آگاهانه بدانند آن را کار بستی عملی و ناآگاهانه می شناسند این کار بست بعدها یا تبدیل شدن به یک امر انتزاعی نظریه را می سازد که در ذهن دائماً در حال پویش و تغییر است.(همان، 25)

پرچم دار نظری هویت، جرج هربرت مید این مفهوم را فرآیند دست یابی فرد به احساس و برداشتی کامل از خویشتن می داند، از دیدگاه مید خویشتن یا خود از طریق سازمان دهی نگرش های فردی دیگران در قالب نگرش های سازمان یافته ی اجتماعی یا گروهی شکل می یابد. (ازمیری، 1384: 25)

تاجفل هویت اجتماعی را عبارت از برداشت یک فرد از خود که از آگاهی او نسبت به عضویت در گروه اجتماعی سرچشمه می گیرد، همراه با اهمیت ارزشی و احساسی ضمیمه شده به آن عضویت، می داند. فرآیند هویت سازی این امکان را برای کنش گر اجتماعی فراهم می کند که برای پرسش های بنیادی معطوف به کیستی و چیستی خود پاسخ مناسب و قانع کننده، پیدا می کند. در واقع هویت معطوف است به باز شناسی شکاف های میان خودی و بیگانه است، که عمدتاً از طریق هم سنجی های اجتماعی و انفکاک درون گروه از برون گروه ممکن می شود. اهمیت تضادها، تمایز ها و ستیزه های گروهی، حتی در شرایط عدم تضاد منافع از این جنبه ی هویت ناشی می شود. (آشوری، 1385: 48)

بدین ترتیب از آنجایی که هویت امری غیر ذاتی و حاصل تجارب، توافقات و عدم توافقات در طول زندگی اشخاص است، می توان گفت که هویت از طریق انکار آگاهانه ی ابهامات و کنار گذاشتن تفاوت­ها، کسب می شود. پس هویت بر خلاف دیدگاه ساختاری، می تواند امری تاریخی، محتمل الوقوع، و حاصل زمان و مکان بوده و فرا تاریخی باشد(گل محمدی، 220:1382-225) توجه به این موضوع اهمیت دارد که هویت از دیدگاه­های روانشناختی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار گرفته و نزد هر کدام از نظریه پردازان این حوزه ها تعاریف کما بیش متفاوتی دارد.روانشناسان شخصیت هویت را در درجه ی نخست امری فردی می­دانند و بر جنبه ی شخصیتی و احساس فردی تاکید می کنند. آنان گر چه هویت اجتماعی را انکار نمی­نمایند. اما هویت جمعی و فردی را از هم متمایز می دانند. اما روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان

مقاله علوم سیاسی با موضوع دولت، مطلقه، اجتماعی، ویژگی­های، گرائی

بر این بر طبق اصول اساسی رفرماسیون، همه باید تابع قدرت حکام غیر دینی باشند چرا که قادر به تامین ثبات هستند و هم اینکه تنها شخصیت پاسخگو در برابر پروردگار می باشند درکنار این عامل جنگ­های داخلی، سبب گسترش روز افزون علاقه شهروندان به حکومت مرکزی قوی، ارتش دائمی و تضعیف قدرت های محلی شد. از طرفی ایجاد ارتش های دایمی نیازمند هزینه ی عمومی بیشتر از حکومت مرکزی بود. این نیازمندی بورکراسی نظامی و اداری را بیش از بیش به شخص پادشاه وابسته کرد و بدین ترتیب به تدریج او در کانون و محور اصلی دولت قرار گرفت. ( وینست، 1371: 83)

بعضی از نظریه پردازان وجود این دولت را در پرتو دو عامل توجیه می کنند: یکی شامل پیشنه ی تاریخی عقل گرائی تمدن غرب و دیگری مددجوئی فرهنگ دولت ساز دین مسیح است و آن را آغازی برای فرآیند دولت-ملت سازی می دانند.

به هر حال نظریه دولت مطلقه در اروپا و به ویژه در اواخر قرن شانزدهم در فرانسه مطرح شد لیکن کاربرد دولت مطلقه به مثابه یک اصطلاح سیاسی در ادبیات اروپائیان از اوایل قرن هیجدهم متداول گردید. ( همان، 85)

3-3-6-2-1- عوامل موثر بر پیدایش دولت مطلقه

این دولت در فاصله ی اضمحلال فئودالیه و پیدایش و گسترش نظام سرمایه داری بوجود آمد و به نوعی از ساخت های مدرن دولت تلقی می شود و بهتر است گفته شود که مقدمه ی دولت مدرن است.

اهمیت طرح این مبحث در این پژوهش به این دلیل است که بسیاری از نظریه پردازان معتقدند: دولت مدرن در ایران نخست در قالب دولت مطلقه و در عصر پهلوی ظاهر شد. بنابراین شروع این بحث می تواند مقدمه ای بر شناخت ویژگی­های دولت مدرن یا شبه مدرن در ایران باشد. (بشیریه، 1376-301)

بحران و عدم ثبات در مسائل بین المللی در کنار جاه طلبی سلسله های پادشاهی موجب گردید که فشارهای معطوف به تمرکز و تحکیم سرزمینی تقویت گردد و آن نیز به تقویت نظم انگیزه های پادشاهی منجر شود. (اسماعیلی، 1380: 49)

عامل موثر دیگر که سبب خلق دستگاه­های دولتی قدرتمند شد، وجود دولت­های مرکزی در اقتصاد جهانی سرمایه داری است بدین ترتیب در تقویت اینگونه دولت­ها مفهوم تحلیلی اقتصاد جهانی بیشتر از تغییرات داخلی موثر واقع شد. علاه بر این چالش ها ی داخلی و تاخت و تاز حاکمان سرزمینی، ضرورت وجود یک قدرت سیاسی سازماندهی شده و متمرکز را دو چندان نمود این نوع دولت می توانست بر حمایت صاحبان تجارت و منافع ملی حساب باز کند و از طرفی این امکان را فراهم اورد که آنان بتوانند با اطمینان بیشتر از فرصت­های تجاری استفاده نمایند و بازار داخلی را برای آنان از طریق ایجاد یک چارچوب عمومی نظم و ثبات محافظت کند.( طاهائی، 1381: 55-54)

علاوه بر عوامل ذکر شده میتوان موارد زیر را در پیدایش این دولت به صورت خلاصه شده بیان نمود:

1-گسترش تجارت از طریق جابجائی شمش های طلا و پول که موجب تضعیف زمین داران اشرافی شد.

2-جنگ­های طولانی قرن­های 16و17و افزایش مالیات و سنگین شدن بدهی فئودال­ها

3-تکامل تدریجی فنون و تکنولوژی نظامی و کاهش اهمیت شوالیه گری عصر فئودالی

4-احیای مجدد حقوق رومی در اروپای قاره ای (الگار، 1369: 92)

4-3-6-2-1- ویژگی های دولت مطلقه

نوسازی قضائی، اصلاحات اقتصادی و مالی، ایجاد بورکراسی وسیع نظامی و تاکید بر مصلحت عمومی، تمرکز انحصاری در منابع و ابزارهای قدرت سیاسی از جمله ویژگی­های این دولت است. در این شکل از دولت پادشاه به عنوان ضامن نظم و امنیّت و نهاد خواسته های ملّی و واجد اقتدار تام و بانی اصلاحات و نوسازی و حافظ همبستگی ملی در برابر تهدیدات خارجی است. وی تکیه گاه نهائی اشرافیت در حال زوال و مشوق شکل گیری طبقات کارگزاران دولتی جدید می باشد. بدین ترتیب باید گفت که دولت مطلقه همیشه بی قید و بند، سرکوبگر، جبار و ناقض اصول و حقوقی، که مبنای اقتدار آن و مشروعیت آن است به شمار نمی رود. چرا که پادشاه خود را حافظ نظم و قانون و عدالت می دانست. به عبارت دیگر دولت مطلقه از برخی دولت های استبدادی، دیکتاتوری، فردی و فاشیستم یا توتالیتر قابل تمیز می باشد.( طاهایی، همان،70)

از دیگر ویژگی­های این دولت مقابله با تجزیه طلبی اشرافیت و گروه­های قدیمی و قدرت ایجاد دستگاه­های اداری و مالی است، که برای انباشت سرمایه اولیه ی نقش مهمی دارند. این دولت در بعضی کشورها نظیر روسیه خودکامه تر و در برخی کشورها مثل فرانسه آزاد منشانه تر بود در برخی کشورها بر قدرت و امتیازات اشرافیت محدودیت وضع نمود اما در برخی کشورها قدرت اجتماعی فئودال­ها را حفظ کرد. این ناشی از ضعف طبقات بورژوازی بود، چرا که هر چه این طبقات ضعیف­تر بودند دولت مطلقه از تجارت حمایت کمتری می نمود. (بشیریه، 25.1376)

کارل کائوتسکی معتقد بود که از ویژگی­های بارز این دولت جلوگیری از هر گونه مبارزه ای طبقاتی و استقلال آن از طبقات اجتماعی است. (بلوخ، 1363: 25)

پیدایش دولت متمرکز مالی، ارتش جدید، ناسیونالیسم و تاکید بر مصلحت ملی، تمرکز قانون گذاری و پیدایش پارلمان صوری از دیگر ویژگی­های آن است.(همان، 28)

درباره ی پایگاه اجتماعی و اقتصادی دولت مطلقه نخستین نظرات جامعه شناختی به وسیله ی کارل مارکس و فریدریش انگلس مطرح شد. مارکس خود شاهد دولت و سلطنت مطلقه در آلمان بود و آن را محصول مرحله ی انتقالی در فاصله ی زوال طبقات فئودالی و پیدایش بورژوازی می دانست. با گسترش تجارت و صنایع دستی مرکز ثقل جامعه از روستا به شهر و از اشرافیت زمین داری به بورژوازی منتقل گردید. رقابت تجاری میان کشورها، ضرورت حمایت دولت از تجارت را پیش آورد امنیت تجارت، و مالکیت هم پیدایش نظام اداری متمرکز و نیرومندی را ایجاب کرد بنابراین دولت مطلقه حاصل چنین تحولاتی بود به نظر مارکس دولت مطلقه طبقات اجتماعی قدیم را حفظ نمود و درنهایت به یک نیروی ارتجاعی تبدیل شد و راه را برای وقوع انقلاب بورژوازی هموار کرد. انگلس در این باره می گوید: استثنائاً دوران­هایی پیش می­آید که در آنها طبقات متخاصم چنان به صورت متعادل یکدیگر را خنثی می کنند که قدرت دولت به عنوان میانجی ظاهری موقتاً میزان معینی استقلال از هر دوطبقه را بدست می­آورد چنین بود سلطنت مطلقه قرن­های هفدهم و هیجدهم که توازن میان اشرافیت و طبقه ی بورژوازی را حفظ می­کرد. (بشیریه، 1376: 302)

7-2-1- مفهوم مدرنیته

تغییر و تحولات جهان بینی مسیحی در پرتو رواج اندیشه های عقلی و پایان منازعه میان قدرت دنیوی و اقتدار روحانی با پیروزی شهریار بر کلیسا که از سده های دوازدهم و سیزدهم میلادی به بعد در اروپا به وقوع پیوستند بنیان جهان بینی و نظام سنتی را متزلزل و زمینه های پایان دروان قرون وسطی را مهیا کردند این دگرگونی­ها زمینه را برای پیدایش دوره ای نو و پیدایش جامعه ای مدرن در اروپا را فراهم آورد در این بین اندیشه های فلسفی ارسطو و آرای سیاسی توماس اکوئیناس نقش مهمی در انتقال از دوران سنتی به مدرن داشته اند بدیهی است تحول و نوآوری ابزاری و اختراعات جدید در کنار گشایش راه های ارتباطی زمینه را برای حرکت سریعتر به سوی مدرنیسم اجتماعی فراهم نمود عواملی نظیر اکتشافات جدید گسترش تجارت و داد و ستد سرازیر شدن منابع غیر محلی ثروت به سوی اروپا و پیدایش شهرهای جدید موجب انباشت ثروت شد. این عوامل سبب پیدایش بورژوازی جدید و ساخت اقتصادی نوین به جای اقتصاد فئودالی شد عوامل فوق انعکاس های اجتماعی خود را به همراه داشت بطوری که کم کم حوزه های مختلف اجتماعی از هم تفکیک شد و قلمرو زندگی خصوصی از قلمرو زندگی عمومی (دولت) جدا گردید. (پور احمدی و فوزی، 1382: 14)

پیدایش رنسانس و تجدید حیات معنوی نسبت به حیات مادی، شورش علیه اقتدار گرائی و جمع گرایی، و زندگی زاهدانه، راه را برای توجه به حقوق فرد گشود خرد گرائی و انسان باوری مدرن در کنار جدایی دین از سیاست و حکومت عقلانیت به مثابه پیامدهای تحولات اجتماعی و اقتصادی به شمار آمدند بنابراین گرچه بنیادهای مدرنیته از قرون دوازده و سیزده آغاز شد اما آنچه ما آن را به درستی آغاز این دوران میدانیم از قرن پانزدهم یعنی از رنسانس آغاز گردید و با عبور از خرد ورزی عصر روشنگری در قرن نوزدهم معنا و مفهومی تازه یافت. خدا محوری به انسان محوری کلیسا محوری به عقلانیت خود بنیاد، منطق صوری به عقل استقرائی و علم گرایی و حقیقت گرائی دینی راه به سوی واقع گرائی و امتیازات مادی برد. (ساوجی، 1383-19-15)

بر این اساس مدرنیته، نظامی در ارزش­ها و افکار و اندیشه است که در طی قرون متمادی تکامل افکار و عقاید بشری، حاصل شده است. عناصر اصلی آن عبارتند از:

  1. عقل که معیار و کلید تجلیات انسان معاصر تلقی شد.
  2. انسان آزاده و رها شده از قید و بند عقاید سنتی و جزم ها، مطلق گرائی و اقتدار کهن. این پدیده با حضور فیلسوفان خرد ورزی چون، اما نوئل کانت و هگل در دو قرن هجدهم و نوزدهم در عرصه ی مجادلات سیاسی-نظری، نقد جزمیت در کنار تاکید بر ضرورت وحدت دیالیتک عین و ذهن گسترش یافت. هگل نخستین شخص بود که مدرنیته را از دیدگاه تاریخی و به مثابه یک مفهوم و یک مرحله ی تاریخی مورد بررسی قرار داد و آن را پله ای در تکامل روح برای آزادی می دانست. (جهانبگلو، 1374-73)

1-7-2-1- مدرنیته در اندیشه ی ماکس وبر

بی شک صحبت از ظواهر و ویژگی­های مدرنیته و علل و عوامل ظهور آن بدون توجه به آرا و نظریات ماکس وبر راه به جائی نمی برد چرا که اندیشه های وی زمینه ساز کلیه ی مباحثی بود که بعدها در این باره توسط اندیشمندان و نظریه پردازان پیگیری و توسعه یافت.

در آثار وبر چهار موضوع اساسی به چشم می خورد که ارتباطی تنگاتنگ و ارگانیک با هم دارند:

1-عقلانیت

2-اخلاق پروتستانتی

3- بورکراتیزه شدن

4-کاریزما

او ویژگی­های عقلانیت را اینگونه بیان می کند [عقلانیت مفهومی نسبی مدلی علمی و غیر ارزشی است] وی برخلاف ایده آلیسم عینی هگل و ماتریالیسم تاریخی مارکس، هیچ­گونه غایت تاریخی مطلوبی را برای عقلانیت نمی بیند. (منوچهری، 28: 1374)

در رابطه با اخلاق پروتستانتی، بین این اخلاق و رشد سرمایه داری نوعی رابطه ی متقابل می بیند. به نظر ماکس وبر سرمایه داری مدرن ارتباط خاصی با ریاضت پرونستانتی دارد. وی زهد غربی را بر خلاف عرفان مراقبه­ای شرقی، دارای این استعداد می داند که صورتی درون جهانی به خود گیرد و رستگاری فرد را نیاز مند عمل در این جهان و نفی و مراد آن جهانی تلقی کند.

همچنین بورکراسی را شکل سازمانی، اداره­ی عقلانی امور می­داند که به افزایش کارائی منجر می­گردد که تجلی­گاه غلبه ی عقلانیت ابزاری بر زندگی انسان مدرن است و همچون قفس آهنین انسان را در بر می­گیرد.

بدین ترتیب دولت در زمره انواع بورکراسی وبری قرار می گیرد که او آن را عقلانی­ترین و کار آمدترین شکل اداری امور تعریف کرده است بر طبق نظر وی اداره بورکراتیک امور دولت جنبه یا شاخه ای از نوع

تحقیق دربارهدولت، حکومت، سیاسی، اجتماعی، مارکس

ملت مطابقت تام و کامل با منافع و مصالح اشخاص دارد از این رو مردم مجاز نیستند اقدامات دولت را تعبیر به ظلم نموده و به منظور دفاع از حقوق و منافع خود علیه دولت قیام کنند. روسو بین دولت و حکومت تفاوت قائل می­شود و می گوید که دولت هیئت سیاسی یا جامعه سیاسی است و اراده ی عمومی برتر و حکمران خود را نشان می دهد. اما حکومت از افرادی تشکیل می شود که مردم انتخاب کرده اند تا اراده ی عمومی را اجرا نمایند.

روسو می گوید تشکل حکومت را میزان جمعیت تعیین می کند کشورهای کم جمعیت به راحتی زیر سلطه حکومت ستمگری قرار می گیرند. در نواحی پر جمعیت استبداد امکان پذیر نیست. وی همه ی دولت ها را بدون توجه به شکل حکومت جمهوری می نامد. یعنی حکومت­هایی که تحت قانون عمل می­کنند جمهوری می باشند روسو حکومت دموکراسی را در معرض بزرگترین خطرهای جنگ داخلی و انقلاب ها می­دانست. چرا که امکان تغییر و دگرگونی در آن زیاد است. او با توجه به همه ی ویژگی­های دموکراسی گفت که دموکراسی فقط برای خدایان و فرشتگان خوب است.

8-5-2-1- اگوست کنت ونگاه وی به دولت

کنت نماینده ی مکتب علمی فرانسه و به عنوان آفریننده­ی فلسفه اثباتی (پوزیتویسم) است متفکران وابسته به این مکتب در بررسی جامعه و دولت دیدگاهی زیست شناختی برگرفته از نظریه تکامل دار وینسیم اجتماعی داشتند. کنت برای توضیح خاستگاه یا فرآیند دولت از لحاظ تاریخی بر نظریه­ی تاریخ بشر و مراحلی که انسان پشت سر گذرانده تا به مرحله ی اثباتی رسیده است، تاکید می کند. وی عقیده دارد که جامعه به دو دسته ی فرا دست و فرو دست تقسیم شده و طبقه ی فرا دست که منابع اقتصادی و سیاسی را در اختیار دارد دولت یا حکومت تشکیل می دهد و زیر دستان را زیر سلطه می گیرد. او گفت با اینکه در گذشته جنگ عامل تشکیل دولت بود اما در عصر جدید صنعت بسیار اهمیت یافته و عامل نظم اجتماعی و وسیله ی اقتدار دولت شده است. کنت معتقد است که نظام سیاسی هر گروهی، بازتاب آن مرحله از تبین جهان است. که آن گروه در آن عصر می زیسته است در مراحل کلامی روحانیون حکومت می کنند و در مرحله ی فرا طبیعی اقتدار سیاسی دست سیاست مداران و حقوقدان ها است کُنت حکومت و دولت را به دو دسته تقسیم کرد که شامل دولت دین سالار که در دست روحانیون است و قدرت دنیایی را تابع قدرت دینی می کنند و دیگری دولت جامعه سالار است که در دوره ی اثباتی به وجود می آید و قدرت دینی را از قدرت دنیوی جدا می کند. ( بشیریه، 1376: 89)

9-5-2-1- مارکس و دولت

فلسفه تاریخی مارکس ترکیبی از نظریه هگل و اقتصاد انگلیسی است مارکس مانند هگل معتقد است. که جهان مطابق فرمول دیالکتیکی تحول و تکامل می یابد اما وی نیروی محرک را بر خلاف هگل روح نمی­داند بلکه ماده است. یعنی رابطه­ی انسان با ماده که مهمترین قسمت آن تولید است سبب حرکت تاریخ می­شود. (پدامناتز، 1373: 92)

مارکس نیرو های تولید را به جای روح جهانی هگل و طبقات را به جای دولت­های ملی قرار داد. (عالم،1378: 501-489)

در واقع رابطه ی دولت و جامعه نخستین بار از دیدگاهی جامعه شناسی به وسیله ی کارل مارکس مورد بررسی قرار گرفت. از آنجائی که فلسفه سیاسی قرون جدید مبتنی بربررسی رابطه ی دولت و جامعه بر اساس افراد و حقوق و آزادیهای آنان بحث می کند اما مارکس اعتقاد داشت که نقطه ی عزیمت تحلیل دولت مدرن را نمی­توان در فرد یا رابطه ی او با دولت جستجو کرد بلکه از آنجائی که افراد با هم ارتباط و کنش متقابل دارند و روابط آنها ساختاری و عینی است واحدهایی را به نام طبقات می سازند لذا جامعه سیاسی عبارت از رابطه ی دولت وساخت طبقات اجتماعی است و نه افراد. ( بشیریه، 1376-30)

مارکس با طرح مفهوم زیر بنا و روبنا می خواست همه ی مولفه های اجتماعی را به یک مبدا واحد یعنی نیروی تولید ربط دهد در بسیاری از موارد مارکس سازمان اجتماعی را زیر بنای دولت و ایدئولوژی و حقوق معرفی می کند تغییر در روابط تولیدی دیر یا زود به تغییر در کل روبنا می انجامد بدین سان روابط تولیدی نسبت به دولت و ایدئولوژی از لحاظ علّی اولویت دارند. دولت محصول روابط تولید است نفی ماهیت عمومی قدرت دولت نقطه ی عزیمت اصلی جامعه شناسی سیاسی مارکس را تشکیل می دهد. وی معتقد است دولت حافظ نظام و امتیازات اجتماعی است. دولت ابزار سلطه ی طبقه ی بالا و وسیله­ی تضمین و تداوم منافع آن تلقی می شود در نتیجه دولت مستقیماً در خدمت منافع طبقه ی مسلط از نظر اقتصادی قرار دارد و منافع این طبقه را در قالب اراده ی دولتی و قانونی جلوه­ای عمومی می بخشد. (بشیریه، 1375: 35)

بسیاری از مارکسیست ها، اصل ارتباط میان دولت و طبقات اجتماعی را در رابطه ی ساختاری میان آن دریافته اند بر اساس این استدلال جایگاه دولت در درون هر وجه تولیدی صرف نظر از پایگاه اجتماعی هیات حاکم ضامن حمایت آن از منافع طبقه ی مسلط در درون آن وجه تولید است.

پولانزاس می گوید کار ویژه ی دولت در صورت بندی اجتماعی مشخص با منافع طبقه ی مسلط در همان صورت بندی منطبق می باشد. چنین انطباقی ناشی از ماهیت خود نظام است مشارکت اعضای طبقه ی مسلط در دستگاه دولت علت ماهیت طبقاتی دولت نیست بلکه معلول و نتیجه­ی آن است. دولت موسسه ای است که وظیفه ی آن با زتولید نظام طبقاتی است (همان، 42)

6-2-1- اشکال مختلف دولت

1-6-2-1- دولت های ملوک الطوایفی

حکومت ملوک الطوایفی نوعی نظام­های سیاسی قرن سیزدهمی است که در اروپا شکل گرفت و بیشتر به وسیله ی یک نفوذ پدر سالارانه مشخص می گردید، این حکومت ها به لحاظ حقوقی مقدم­تر بر نظام فئودالی بودند این نوع حکومت ها تاثیر شهرهایی را نشان می دهند که به شیوه ای کاملا ًجدید به حوزه­های استقلال و عمل سیاسی جمعی بدل شده بودند، همچنین این نوع حکومت ها ساختارهایی را ایجاد نمودند که بر خلاف نظام فئودالی نه تنها خود مختاری سیاسی را برای شهرها به ارمغان آورند بلکه حق مشارکت در سطوح وسیع تری از حکومت را فراهم نمودند در حکومت ملوک الطوایفی جنبه هایی از حکومت که عموماً همگانی و جمعی به نظر می رسند ایجاد شدند و دارای نمایندگی سرزمینی در مقابل پادشاه گردیدند، بنابراین حکومت ملوک الطوایفی به تضعیف مناسبات ارباب-رعیتی بین عناصر فئودالی و حاکمان از طریق استحاله ی تدریجی فئودال­ها به همراه گسترش منافع طبقات شهری در داخل سیستم نهادینه شده و سرزمینی نمایندگی گرایش داشت. این شهر ها ترتیبات جدید سیاسی و حکومتی را خلق کردند که قدرتمندانه بر نفوذ حکومت سرزمینی می افزود و مشتمل بر مجموعه های نمایندگی انتخابی بود که به وسیله ی مقرر کردن قوانین و مقررات و استقرار سیستمی از ادارات که مستقل از افراد فرض می شدند عمل می نمودند و افراد زیر نظر حاکم در درون همین سیستم اداری انتخاب می شدند لذا دیگر به عنوان رعیت محسوب نمی­شدند. ( طاهائی، 1381: 53-50)

2-6-2-1- دولت پاتریمونیال

پاتریمونالیسم نوعی اقتدار سنتی است که در آن یک خاندان پادشاهی قدرت را از طریق دستگاه عریض و طویل اداری و به شکل اجبار آمیز اعمال می کنند ماکس وبر، پاتریمونالیسم یا سلطه ی موروثی را عمدتاً برای کشورهای خاورمیانه مطرح ساخت و معتقد است که ابتدائی ترین ساخت سیاسی سنتی یا اقتدار یک رئیس بر قبیله شکل می گیرد و دستگاه اداری –اجرائی این اقتدار به صورت مستقیم از اعضای گسترده خانواده ی پدر سالار به وجود آمده است. ( ازغندی، 26:1385)

نظام سیاسی یا دولت معمولاً از دیدگاه وبر به معنای حکومت عده ای قلیل بر اکثریت است با آن که سرکوب و اجبار یا زورگویی می تواند نقش کم تر یا بیشتری در این فرآیند داشته باشد اغلب موارد غالب حکومت شوندگان وضعیت را مشروع تلقی می کنند و می پذیرند این امر ناشی از وجود سه نوع اقتدار است.

  • اقتدار سنتی
  • اقتدار کاریزماتیک
  • اقتدار قانونی

پاتریمونالیسم همان پذیرش اقتدار سنتی است که معادل سلطانیسم هم هست از نظر ماکس وبر ویژگی­های پاتریمونالیسم شامل موارد زیر است.( ، همان 27)

1-بوراکراسی اداری و سیاسی به صورت کامل به مثابه ابزار و سازمان خصوصی در اختیار انحصاری پادشاه است.

2-در این نوع رژیم رشد نظام سرمایه دارای ناقص و دلّال صفت است.

3-در این نوع نظام هیچ تعهدی مبنی بر حفظ مرزها و فعالیت نیروهای اجتماعی وجود ندارد لذا رژیمی بلامنازع است.

4-در رژیم پاتریمونیالیستی مرزها میان حوزه ی عمومی و خصوصی مبهم می باشد.

پس از جنگ جهانی دوم رژیم هایی ظاهر شدند که هم ویژگی پاتریمونیالیسی دارند و هم به مدرنیسم نزدیکتر شده اند این رژیم ها تحت عنوان نئوپاتریمونالیست از سوی بعضی اندیشمندان نام گذاری شدند که دارای ویژگی­های زیر می باشند: (شهابی، 1380: 24)

  • این رژیم ها از دل مناسبات مدرن بر آمده و در شکل شخصی تر ظاهر می شوند.
  • در این نوع حاکمیت عناوین رسمی و نهادهای دموکراسی برقرار است ولی قدرت اصلی در دست حاکم باقی می ماند.
  • نظام اقتصادی این کشورها نامشخص است.
  • آمیزه ای از خویشاوندی، رفیق بازی، اعطای پاداش و امتیازات برای جلب وفاداری و همچنین اتکا به نیروها ی خارجی در آنها دیده می شود.
  • عدم باور به یک ایدئولوژی خاص و تعهد به اهداف شخصی بجای اهداف.

جیمز بیل در نوشته های برای بر طرف نمودن نواقص مدل پاتریمونالیستی ماکس وبر ویژگی­هایی را برای این نوع رژیم­ها بر می شمارد که با رژیم های خاور میانه ای میانه ی نزدیکتری دارند. از جمله، می توان به موارد زیر اشاره کرد شاه در رأس هرم قدرت است، تصمیم گیری متمرکز و متکی به حاشیه ی نزدیک خویشاوندی، اتخاذ سیاست تفرقه اندازی از سوی رژیم برای کنترل سلطه ی خود، ارتباط حکومت با مذهب و گرفتن مشروعیت از آن. ( ازغندی، همان، 28)

3-6-2-1- دولت مطلقه

1-3-6-2-1- ریشه های تاریخی پیدایش و زوال دولت مطلقه

در تاریخ اروپا، دوران میان سال­های 1648 ( انقلاب انگلستان ) و سال­های 1789 انقلاب فرانسه، به عنوان دوران دولت مطلقه تلقی می شود طبعاً دوران دولت مطلقه به اشکال کم و بیش مشابه در سایر نقاط جهان پس از رسوخ روابط سرمایه داری و تضیف ساخت­های اقتصادی و اجتماعی محلی از اواخر قرن نوزدهم آغاز گردید اما زوال این دولت در مناطق مختلف اروپا متفاوت بود.

عصر دولت مطلقه در انگلستان در سال 1688 به سرآمد. در فرانسه دولت مطلقه در زمان لوئی شانزدهم به اوج خود رسید و در آلمان نخستین جلوه های ان پس از پیمان وستفالی پیدا شد و تا سال 1848 ادامه یافت و در روسیه تا انقلاب 1905 دست نخورده باقی ماند. (اسکاچیل، 1376: 125)

2-3-6-2-1- توجیه نظری پیدایش دولت مطلقه

در تعریف دولت مطلقه گفته می شود، آن نوع حکومتی است که در انتقال جامعه ی فئودالیه به سرمایه داری، نقش اولیه و اساسی داشته است. بسیاری از اندیشمندان نظیر مارکس وبر و الکسی دوتوکویل، تکوین دولت مطلقه را سرآغاز پیدایش مبانی دولت ملی می دانند. ( بشیریه، همان، 304)

علاوه

پایان نامه رشته علوم سیاسی با موضوع حکومت، دولت، حاکمیت، سیاسی، اجتماعی

یگانه واقعیت و حقیقت دانست و پاپ را از هیچ مسئله ای خطا ناپذیر ندانست. مذهب پروتستانت در عرصه سیاست خواستار قدرت مطلق دولت بود و از حق الهی فرمانروا سخن می گفت اطاعت کورکورانه و بی قید و شرط از فرمانروایان و گردن نهادن به اوامر آنها از آموزه های اصلی پروتستانیسم است که با حاکمیت سوداگری و تسلط سوداگران مطابقت کامل داشت. یکی از اعتراضات لوتر به کلیسای روم آن بود که بیش از اندازه سیاسی شد و در کارهای غیر دینی بطور غیر قابل بازگشت گرفتار شده است. او گفت: که همه ی انسان­ها در پیشگاه خداوند و در توان فهم کلام او برابر هستند، بنابراین روحانیون به عنوان میانجی خدا و انسان نه تنها لازم نیستند، بلکه بر سر راه پرورش یک رابطه معنوی درست بین انسان و خدا مانع ایجاد می کنند. وی پس از اینکه از کلیسای کاتولیک گسست، گفت که اقتدار غیر دینی با دولت غیر دینی یک ضرورت است.(کاتوزیان، 1380: 122)

روحانیت نمی تواند اعمال کننده ی اقتدار اجبارگر غیر دینی باشد بنابراین قدرت باید به کل در اختیار حکومت غیر دینی که مسئولیت منحصر حفظ صلح را دارد قرار گیرد. وی گرچه معتقد بود که مسیحیان در نظر خداوند برابرند اما در حکومت کردن برابر نیستند، بنابراین دموکراسی ناممکن است و قدرت باید به کل در اختیار شهریار باشد. لوتر معتقد بود که خداوند دو نظام متفاوت در جهان آفریده است و با آنها بر انسان حکم می راند یکی نظم روحانی که سبب رستگاری می شود و دیگری نظم این جهانی که زندگی مادی انسان­ها را سامان می بخشد. این نظریه او تحت عنوان نظریه دو پادشاهی مطرح شد.(عنایت، 1346: 46)

به عقیده ی وی تضاد این دو پادشاهی تعیین کننده ی تاریخ بشر است او با هر گونه شورش علیه حاکم حتی اگر مستبد باشد مخالف بود و آن را کار شیطان می دانست، چون معتقد بود که شورش در هر حال زیان آور است لذا حتی روحانیون هم باید تابع فرمانروا باشند و کلیسا جزئی از امور دنیوی است پس فرمانروا می تواند بر آن حاکم باشد. راه چاره ی مبارزه با حاکم مستبد هم فقط عدم اطاعت است و شورش راه به جائی نمی برد پروتستانیتسم که از لوترانیسم و کالونییسم بوجود آمد به طور کامل عقاید و منافع طبقه ی نو پای سرمایه داری را در خود داشت بخصوص فلسفه ی کالوینیستی سنگ بنای نظریه اقتصادی در جهان غرب شد و راه را برای کسب سود و توسعه تجارت و بازرگانی باز نمود. ( عالم، همان، 71،101)

3-5-2-1- نظر یان­ژآن­بدن در مورد دولت

ژان بدن رساله شش کتاب در باب جمهوری را به زبان عامه نوشت و سرآغاز این رساله ها را بحث درباره­ی جمهوریت قرار داد نظریه حاکمتی بدن از جمله نمونه های برجسته ای است که دوران جدید نظریات سیاسی وی آغاز می شود. وی در کتاب خود کوشید تا ضرورت دولت نیرومند که حافظ حقوق مدنی و سیاسی افراد باشد را ثابت کند. ( عنایت، 170:1367)

وی در تعریف دولت می گوید، دولت یا اجتماعی سیاسی عبارت است از حکومت قانونی چندین خانوار و کلیه ی متعلقات مشترک ایشان به همراه حاکمیتی فائقه. بدن به عنوان اولین کسی که حاکمیت را تعریف نمود می­گوید حاکمیت عامل اصلی همبستگی و یگانگی جامعه ی سیاسی است و جامعه ی سیاسی بدون آن نمی تواند پایدار باشد. حاکمیت قدرت مطلقه و دائم حکومت یک اجتماع است. نخستین نشانه­ی شهریار حاکم، قدرت وضع قوانین عمومی و خصوصی برای مردم است بدون آن­که به رضایت و تصویب مقامی برتر یا فروتر از خود نیازمند باشد. بدن میان حاکمیت و نظم صرف تفاوت قائل است وی عقیده دارد که قوانین طبیعی که مطابق موازین عدالت است و آنها را به یاری عقل می­توان باز شناخت، باید بر روابط اجتماعی مردم حاکم باشند، هر استیلائی برابر با حاکمیت نیست زیرا اعمال زور در صورتی قانونی مشروع و صحیح است که طبق یک نظام اخلاقی معتبر، مستقل و مطلق یعنی قوانین طبیعت که ناشی از اراده خداوند است صورت پذیرد.

وی با پیشنهاد حکومت مختلط که از سوی نظریه پردازان سابق ارائه شده بود مخالفت کرد زیرا آن را مایه ی تقسیم حاکمیت و ضعف استقلال ملی می دانست. بنابراین او بر برتری حکومت سلطنتی اصرار ورزید و آن را بر سایر حکومت ها ترجیح داد. از بین سه نوع حکومت پادشاهی یعنی اربابی، شاهانه و ستم­گرانه نوع دوم یعنی پادشاهی را برتر می دانست. ( طاهری، همان، 222)

 

 

4-5-2-1- دیدگاه هوگو گروسیوس

گروسیوس حقوقدان و سیاست مدار هلندی حاکمیت را بالاترین قدرت سیاسی تعریف کرد و گفت که این قدرت به کسی واگذار شده است که اقدامات او تابع نظارت کس دیگری نیست اقدامات حکمرانان را هیچ اراده ای نمی تواند لغو کند. گرسیوس بر خلاف بدن معتقد به تقسیم پذیری حاکمیت است وی حاکمیت را حق محدود مالکیت طبق قانون طبیعی و آن را متعلق به مردم می داند، اما به محض این که، این حاکمیت از سوی مردم به حاکم داده شد، دیگر قابل پس گیری نیست. وی می گوید که قانون طبیعی که قانون دائم و غیر قابل تغییر است دارای عدالت ذاتی است و بر همه ی مردم و شهروندان حاکم است علاوه بر حقوق طبیعی، حقوق بین مردمان هم وجود دارد که مجموعه ای از دریافت­های عقل سلیم بوده که برای پیشبرد صلح جهانی به کار می روند.

5-5-2-1- نظریات هابز در رابطه با دولت

هابز فیلسوف انگلیسی و علاقه مند به ریاضیات و فیزیک بود وی تا آخر عمر خود با دو گروه در کشمکش بود یکی اهل کلیسا و دیگری با علمای ریاضی و فیزیکدانان زمان، در مورد مسائل مربوط به ریاضیات و فیزیک، مشهورترین اثر وی لویاتان در زمینه­ی قرارداد اجتماعی است که دولت را به غول بزرگ دریایی تشبیه کرده بود از دیدگاه هابز انسان­ها خود خواه و بدخواه یکدیگر هستند و انسان گرگ انسان است و برای اینکه این خود خواهی­ها با هم تصادم نکنند احتیاج به دولت است. برای فرار از نابسامانی امنیتی مردم دور هم جمع می شوند و جوامعی را تحت اراده ی یک نفر در می آورند. هابز می­گوید طبیعت اصلی همه­ی آدمیان یکسان است همه تبهکار و درنده خود هستند او تاکید می کند که پیمان و قراردادی که میان افراد یک جامعه بسته می شود به وسیله ی یک نفر بهتر اجرا می گردد در حالت طبیعی نه مالکیت وجود دارد و نه عدالت و نه بی عدالتی زور و نیرنگ در جنگ دو فضیلت عظیم هستند. قیدی که افراد به آن گردن می­گذارند صیانت نفس است وقتی که دولت انتخاب شد افراد همه ی حقوق خود را از دست می دهند مگر آنکه حقوقی که دولت صلاح بداند که به آنها بدهد.

هابز می گوید از دو راه می توان به دولت رسید: اول آنکه با استفاده از قدرت طبیعی، مانند تسلط مرد بر خانواده دوم اینکه آدمیان میان خود توافق کنند که با میل و رضایت به زیر فرمان یک فرد یا انجمنی از افراد درآیند راه اول دولت تاسیسی و راه دوم دولت اکتسابی نامیده می شود در دولت اکتسابی زور نقش اول را بازی می کند و در دولت تاسیسی مردم از بیم آسیب یکدیگر حکمرانی را برای خود انتخاب می­کنند.

در هر حال هر دو دولت حاصل ترس و بیم است حکمران بر اثر قدرت و اختیاری که توسط همه ی افراد کشور در اختیار او گذاشته می شود از چنان نیرویی برخوردار است، که می تواند با هراس که در دل آنها می افکند، اراده ی آنها را به صورت واحد در آورد. علیرغم اینکه قدرت حاکم از دیدگاه هابز مطلق است اما در برابر آزادی فردی، فرد حق دفاع از آزادی خود را دارد. (همان، 223-231)

نظر هابز در رابطه با حکومت ها، رجحان حکومت پادشاهی بر حکومت پارلمانی است. وی از میان حکومت ها سه نوع حکومت را بر می شمارد و با توجه به نقاط ضعف و قدرت هر یک از آنها چنین نتیجه می گیرد که حکومت سلطنتی بهترین شکل حکومت است.

هابز معتقد به جدائی دو قدرت روحانی و قدرت سیاسی از همدیگر است وی می گوید که تمام دستگاه­های حکومت کلیسا باید مطیع حاکم، یعنی زمامدار سیاسی باشد. ( عالم،1378: 234-238)

6-5-2-1- مونتسکیو و دولت

مونتسکیو عضو یکی از خانواده های نجبای قدیمی شهر بردو بود. در دوران جوانی ریاست پارلمان را به عهده گرفت، کتاب نامه های ایرانی و روح القوانین را نوشت. روشی که او برای بررسی نظریه ی سیاسی به کار برد، روش تاریخی و تطبیقی بود این روش تکاملی برای درک و فهم خاستگاه و رشد نهادهای سیاسی بسیار اساسی بود. وی گفت که قانون طبیعی بر همه ی موجودات از جمله انسان حاکم است و این قانون در مورد انسان معیاری برای عدالت بوجود می­آورد، که بر قانون موضوعه مقدم است اما انسان همیشه نمی­تواند فقط بر اساس قانون طبیعی زندگی کند چون دچار سه نوع فراموشی است: نوع اول فراموشی خدا که در آن صورت خداوند احکامی را بر وی خواهد فرستاد.

نوع دوم فراموشی خود در آن صورت فیلسوفان قواعد اخلاقی را تدوین خواهند نمود نوع سوم فراموشی همنوعان در این حالت قانون گذار قوانین سیاسی و مدنی می گذارد تا به او یاد آور شود. (طاهری، 1380، 26-274)

وی حکومت ها را به سه نوع استبداد مطلق، سلطنتی و جمهوری تقسیم نمود مونتسکیو بین شرایط روانی هر ملت و حکومتی که آن ملت انتخاب می نماید پیوند زده است بطور مثال می گوید جمهوری در کشورهای با تقوا بوجود می آید (منظور کشوری­هایی که به پول و مال اندوزی بی علاقه باشند) علاوه بر این، او بین نوع حکومت و نوع اقلیم جغرافیایی پیوند مستقیم برقرار می کند. بطور مثال می گوید حکومت سلطنتی در مناطق معتدل ایجاد می شود. (آریلاتسو، 1368: 49)

مهمترین بحثی که وی در روح القوانین مطرح می کند مفهوم تفکیک قوا است.

7-5-2-1- دولت از دیدگاه روسو

مهمترین و معروف­ترین اثر روسو، قرار داد اجتماعی است این نظریه که اولین بار از طرف حقوقدان هلندی به نام گروسیوس بیان گردیده بود، توسط روسو تکمیل شد نظر روسو درباره­ی منشا دولت در کتاب معروف وی به نام قرار داد اجتماعی بیان گردیده است به نظر روسو و سایر طرفداران قرار داد اجتماعی ابتدا انسان به حالت طبیعی (نه حیوانی) زندگی می کرد و تابع قوانین طبیعی بود اما به دلیل وجود خطرات و عدم امکان مقابله تنهایی با این خطرات مجبور گردید با دیگران تشریک مساعی نماید. روسو مدعی بود افرادی که به میل خود تشکیل دولت می دهند ابداً مطیع و فرمانبردار اشخاص نمی گردند و هیچگونه فداکاری و گذشتی نمی­کنند، زیرا در ازای حقوقی که به دولت واگذار می­کنند در حاکمیت ملی شریک و سهیم می­شوند. در دولتی که مطابق قرار داد اجتماعی تشکیل یافته هر فردی از افراد مکلف و ملزم است از اراده عمومی که قانون نماینده­ی آن است اطاعت کند. مقصود از اراده ی عمومی، اراده ی تمام اعضا جامعه نیست بلکه اراده­ی اکثریت آن است. برای وضع قوانین رای اکثریت مردم کافی است زیرا به وسیله­ی اکثریت می­توان اراده عمومی را به دست آورد. روسو مدعی است که اکثریت همیشه بر حق و اقلیت بر خطا می باشد.(انصاف پور، 1355: 26)

در دولتی که به وسیله ی قرارداد اجتماعی تشکیل یافته تمام افراد مردم مساوی می باشند و تفاوت و اختلاف در حقوق و وظایف مردم بر خلاف قرار داد اجتماعی است. نظر به اینکه منافع عمومی

تحقیق با موضوعدولت، حکومت، کلیسا، پاپ، دین

تحقق عدالت توسط جامعه­ی رومی امکان پذیر نبود زیرا مردم خدای واقعی را نمی شناختند و خدایان موهوم را می­پرستیدند همه­ی دولت­های گذشته هم چنین بودند لذا رستگاری بشر فقط در مسیحیت است وی با اعلام این اصل که مسیحیت عدالت را آفریده است، از دیگر آبا نخستین کلیسا دور شد چرا که آنان معتقد بودند عدالت در دولت تحقق می یابد و متفکران رومی، قانون و عدالت را پایه ی بنیادین دولت می­دانستند اما اگوستین با آنان موافق نبود و معتقد بود تنها دولت مسیحی است که می تواند عدالت را برقرا کند.(همان، 233) در توجیه علت وجودی دولت، اگوستین موضوع گناه انسان را هسته ی اصلی تفکر خویش قرار می­دهد و می گوید اگر انسان گناهکار نبود بی نظم نمی­شد و از آنجائی که دولت وظیفه ایجاد نظم را دارد بنابراین وجود دولت حاصل گناه اولیه انسان بود بدین ترتیب خداوند در اصل حکومت را در نظر نداشت و مقدر نبود که هیچ انسانی تابع انسان دیگر باشد اما گناهکاری انسان به تابعیت و نابرابری وی انجامید که در نهاد بردگی، حکومت و مالکیت خصوصی متجلی شد. (راسل،1353 :499)

8-4-2-1- اندیشه های توماس اکوئیناس

اندیشه های توماس و خدمات فکری وی در حوزه فلسفه مغرب زمین آشنا است وی به عنوان بزرگترین فیلسوف اندیشه ی مدرسی تلقی می شود از میان آرا گوناگونی که در دعوای دین و دولت عرضه شد اندیشه های توماس قدیس در سیر کمال فلسفه سیاسی در غرب مقام نمایان دارد. صاحب نظران اروپائی او را به اتفاق بزرگترین فیلسوف مسیحیت می دانند مذهب در نظر اکوئیناس تاجی است که بر فرق سازمان اجتماعی قرار گرفته و نه تنها رقیب تشکیلات دنیوی نیست، بلکه مکمل آن است اهمیت عمل اکویناس در همین است که فلسفه ارسطو را قبول کرد. دولت در نظر ارسطو مظهر خیر است و لزومی ندارد که منبع شر یا موجد فساد باشد. وظیفه ای که اسلاف اکوئیناس برای دولت قائل بودند عبارت از حفظ نظم و آرامش بود که بی وجود آن مذهب هرگز نمی توانست از عهده­ی انجام وظیفه ی اختصاصی خود براید. وی برای دولت یک وظیفه ی آموزشی قائل شد و تا حدودی بار مسئولیت اولیای مذهبی را کم می­نمود همه پیشینیان وی آئین فرمانبری سیاسی آئین مالکیت و آئین بندگی را بر خلاف طبعیت می­دانستند و وجود این موضوعات را نتیجه­ی سرپیچی انسان از امر خداوند تلقی می­نمودند اما وی دو عامل اول را؛ فرمانبری سیاسی و مالکیت را طبیعی می­دانست و آئین بندگی را مصنوعی و ساخته دست بشری فرض می کرد اما وجود آن را مفید می دانست. (همان، 160-153)

بطور کلی فلسفه حکومت و جامعه از نظر سن توماس بر نهاد برتری و سلسله مراتبی قرار داده شده است. توماس دیدگاه ارسطو که انسان را حیوانی سیاسی می­دانست، بر دیدگاه اگوستین که می­گفت انسان­های خوب می توانند بدون حکومت زندگی کنند را رد کرد. وی همانند راسطو برای دولت دو وظیفه را ذکر می­کرد که یکی تامین رفاه جسمانی و دیگری تکامل روحی مردم، پس دولت هدف نیست بلکه وسیله است که برای تامین شرایط تکامل انسان طراحی شده است. تکامل روحی مردم محتاج تفضل الهی است و تفضل الهی محتاج میانجی­گری کلیسا، در آن صورت دولت پایین تر از کلیسا و درخدمت آن است.

وی منشا دولت را حاصل گناه اولیه ی انسان نمی دانست و قانون طبیعی را موجد دولت تلقی می نمود دولت از بسط خانواده پدید می آید و خداوند از قدرت خود بهره ای به مردم می دهد و مردم آن را به دولت تفویض می کنند. اکوئیناس در مورد ارتباط دولت و کلیسا می گوید حکمران دنیوی مانند یک نجار و تعمیر کار کشتی است که وظیفه اش بر طرف کردن عیوب و نواقص داخل کشتی است که در حال سفر است اما مذهب و اولیای مذهبی به سان ناخدایان می مانند که وظیفه ی آنها رساندن سالم کشتی به لنگرگاه است (طاهری، 167:1380)

به این ترتیب دیدگاه سن توماس در موضوع رابطه دین و دولت عدم مجزا بودن این دو از همدیگر است را که چنین چیزی با کشیش و آئین مسیح امکان پذیر نیست. طبق احکام و شرایع مسیح نیل به رحمت ابدی با رشته ای گسست ناپذیر به تحصیل فضایل اخلاقی پیوند خورده است سعادت دنیوی به عنوان یک هدف مادون رحمت جاودانی است و این رحمت جاودانی تنها هدف زندگانی بشر است حکمران دنیوی اگر هم در پی تحصیل سعادت دنیوی باشد باید آن را به شکل وسیله ای برای نیل به هدف جاودانی و نه به عنوان یک هدف نهائی تعقیب کند. از این قرار دولت از مذهب بی نیاز نیست. از آنجائی که رستگاری برترین هدف زندگانی انسان است و فقط کلیسا می­تواند و می­داند که این رستگاری چگونه به دست می آید، بنابراین شاهان به کلیسا وابسته اند. پاپ برترین فرمانروا است و او دو شمشیر روحانی و دنیوی را در دست دارد و تابعان خود را در سازمان کلیسایی مجاز می کند تا با ابزارهای لازم بر اعمال فرمانروایان نظارت کنند با این همه او معتقد بود که دولت در کار خود مختار است و کلیسا هنگامی مداخله می کند که فرمانروا احکام قانون طبیعی را نادیده بگیرد حتی با وجود آنکه ممکن است فرمانروا بی دین باشد تا زمانی که از قانونی طبیعی پیروی می کند اتباع مسیحی و نیز کافران باید از او اطاعت کنند. (همان، 280)

9-4-2-1- اندیشه های ضد پاپ و دولت

حد فاصل بین اندیشه دولت مسیحی و دولت های مخالف پاپ دیدگاه­های دانته ادیگری است وی از پژوهشگران شاهکار منظوم کمدی الهی بود که به تبلیغ صلح و وحدت سیاسی پرداخت و از تشکیل امپراتوری جهانی دفاع نمود. برای بازگرداندن وحدت امپراطوری باید حکومت زیر نظارت میسحیت و نه پاپ تشکیل شود وی می گوید که پاپ و کلیسا باید فعالیت های خود را به دعا و عبادت و اندرزهای اخلاقی محدود کنند و مداخله در کارهای غیر دینی را متوقف نمایند. دانته با جدا کردن دقیق کلیسا و امپراطوری و قرار دادن آنها به عنوان دو اقتدار مستقل اهمیت و اقتدار کلیسا را کاهش داد بعد از وی اندیشمندانی چون پیردبوآو مارسیلیوپا دوا، ویلیام اوکام اندیشه های ضد پاپ خود را ارئه نمودند دبوآ نخستین متفکری بود که پیدائی دولت نو را از پیش دید و بر استقلال پادشاهی تاکید و استدلال کرد وی گفت که تملک اقتدار دنیایی عامل فساد کلیسا است. (کمالی، 1381: 149)

مارسیلیو پادوا به پیروی از ارسطو دولت اورگانیستی را مطرح کرد. به عقیده ی وی حکومت خوب حاکمیت عمومی است و اقتدار نهائی باید به مردم متعلق باشد مارسیلیو، دین را مسئله ای خصوصی و در مرحله معنوی و روحانی می دید و اظهار نمود که کلیسا حق قانون گذاری ندارد روحانیون نمی توانند از قوانین حکومتی اطاعت نکنند پاپ و روحانیون حق ندارد که به نام کلیسا حکومت کنند و روحانیون حق مال اندوزی ندارند.

جان ویکلیف از دیگر متفکران ضد پاپ بود وی که از ناسیونالیست ها تندرو بود تشکیل دولت ملی را تنها راه خلاصی از حکومت پاپ می دانست دولت گرائی وی با ناسیونالیسم مورد نظرش، همنوا بود. علاوه بر اینکه هوادار برتری دولت بر کلیسا بود یک ضد کشیش معروف بود. ویکلیف معتقد بود که فرمانروایان بد شاهان راستین نیستند، اما باید احترام آنها را نگه داشت. (همان، 292،334)

5-2-1- دولت در اندیشه های عصر جدید

چند دهه ی پایانی سده ی پانزدهم و دو یا سه دهه نخست سده ی شانزدهم دوره ی نوزایی بود اندیشه ی نوزائی نه تنها رهایی از تفکر مدرس گرایی بود، بلکه راه بر انسان گرائی و اومانیستم را باز کرد. انسان­گرائی تاکیدی بر ماهیت غیر دینی فرهنگ جدید و نوعی برگشت به فرد گرایی بود. در این دوره تفکرات اسکولاستیسم (مدرس گرایی) که انسان را حیوانی تباهی فرض نموده و از هنگام زاده شدن نشان گناه بر وی خورده است کنار گذاشته شد. توجه به جهان دیگر یا آخرت به عنوان عامل مسلط از بین رفت و ذهن انسان را از دسترس الهیات و خشونت تفکر مدرس گرایی رها کرد. اقتدار کلیسایی کشیشان را رد کرد و آزادی تفکر انسان را فراهم آورد. در این دوره فلسفه از وابستگی به دین و کلیسا رهایی یافت و به علم و روش های علمی نزدیکتر شد و از تنها هدف خود که اثبات وجود خدا بود فراتر رفت.

از نقاط برجسته این دوره که عموماً در تاریخ دوره ی جدید نامیده می شود، تضعیف حاکمیت کلیسا و افزایش قدرت علم است. فرهنگ عصر جدید بیشتر دنیوی است و دولت­ها روز به روز جای کلیسا را به عنوان مرجع حکومتی که بر فرهنگ نظارت می کند می­گیرند.

1-5-2-1- اندیشه های ماکیاول در مورد دولت

ماکیاول در عصری می­زیست که عصر خود کامگی، گستاخی، زیرکی، فریب، خیانت، کینه توزی، بدبینی، نفرت و شهرت بود. اندیشه های وی را می­توان اینگونه خلاصه نمود: همیشه در پی سود خود باش، جز خویشتن هیچکس را محترم نشمار، بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی می­کنی و…

ماکیاول هیچ فرقی میان دو حاکم سیاسی و کلیسایی نمی بیند وی نه تنها اندیشه ی برتری مذهب را نسبت به دولت رد می کند، بلکه با این ادعا که مذهب ممکن است وجودی مستقل از دولت داشته باشد نیز مخالف بود. او می گوید که کار هیچ دولتی رونق نخواهد یافت اگر تنها وسیله وادار کردن شهروندانش به خدمت گذاری در راه دولت، این باشد که آنها را از فرمانروای کشور یا از کیفرهایی که ممکن است به امر آن فرمانروا نصیبشان گردد بترساند. مذهب از مهمترین انگیزهایی است که قادر است وفاداری را نسبت به دولت افزایش دهد. لذا وی مقامی والا برای مذهب در داخل تشکیلات دولت قائل است. ماکیاول شکل­های حکومت را در همان طبقه بندی کلاسیک ارسطو دانست اما مانند سیسرو به این نتیجه رسید که شکل مختلط حکومت بهترین و مناسب ترین آن است. (همان، 166)

او بیشتر به خصوصیات و امتیازات نسبی جمهوری­ها و پادشاهی­ها توجه کرد و در هر حال از حکومت استبداد جانبداری نکرد. ماکیاول حکومت جمهوری را بیشتر از پادشاهی نگهدارنده­ی ایمان دانست. منظور وی از حکومت جمهوری دولتی است که در آن مردم داوطلبانه از فرمانروا پشتیبانی می کنند وی منشا اصلی پراکندگی سیاسی و اجتماعی را آریستو کراسی یا طبقه ثروتمند تنبلی می داند که انگل و از کار دیگران می خورد از نظر ماکیاول حکومت جمهوری، با وصف بهتر بودنش از حکومت سلطنتی، در کشورهایی که فضیلت لازم را برای ایجاد و نگهداری آن فاقدند، به وجود آمدنی نیست و برای این­گونه مردمان حکومت از نوع درجه دوم یعنی حکومت سلطنتی از هر نظام دیگر بهتر است. به عنوان یک جمهوری خواه وی معتقد است که دولت­های آزاد دارای فضیلتی هستند که دولت­های دیگر ندارند. ( شوالیه، 31:137)

2-5-2-1- جنبش های دین زدائی و دولت

جنبش دین زدائی از دولت یا رفرماسیون در آلمان آغاز گردید این جنبش که به نام مارتین لوتر و ژان کالوین آمیخته بود حاصل پیش نظریه های مارسیلیو پادوآ، ویلیام اوکام، و بسیاری از معاصرین آنها بود. این جنبش در واقع ادامه حرکت نظام شورائی برای کاهش نقش پاپ و اقتدار او بود لوتر و کالوین با کل مفهوم سلسله مراتب کلیسا مبارزه کردند و بسیاری از احکام و رسوم کاتولیسم را کنار گذاشتند و دین را با روح بشریت پیوند زدند این جنبش پروتستانتی انجیل را منبع و

پایان نامه در مورد دولت، حکومت، کلیسا، سیاسی، انسان­ها

قادر به ایجاد دولت کمال مطلوب باشد هر دولتی نوعی جامعه تلقی می شود، غرض دولت یا جامعه ی سیاسی عبارت از تحصیل بزرگترین خیرها در عالی­ترین صور آن برای اعضای جامعه ی سیاسی است. علت و دلیل ایجاد دولت، تأمین احتیاجات ابتدائی زندگی است دولت ساخته و پرداخته ی طبیعت است و بر افراد جامعه تقدم دارد دولت در مرحله ی آخر تشکیل خانواده قرار می گیرد و بنابراین جزئی از رشد و توسعه ی خانواده است، زیرا اگر فلسفه ی وجود خانواده را در نظر بگیریم می بینیم آن هدفی که خانواده اساساً به قصد انجام آن بوجود آمده است همان هدف را دولت در سطح رفیع تر و با تشکیلات وسیع­تر به طور کامل انجام می­دهد. دولت برای این بوجود آمده است که یک زندگی خوب برای شهروندان خود تامین کند و گرنه تامین یک زندگی بی خصلت و خاصیت هدف نیست. در این اندیشه حوزه ی اختیارات دولت وسیع تلقی شده است دیدگاه ارسطو بر خلاف نظر افلاطون به واقعیت نزدیکتر است در واقع ارسطو موضعی بین ماتریالیسم و ایده آلیسم دارد. لذا هدف دولت و غایت آن را در واقعیت های موجود زندگی می بیند و در تعریف دولت می گوید: جامعه ای است که از اختلاط مردمانی بوجود می آید که در مکان مشترکی به سر می برند و با هم آمیزش و وصلت دارند، از این رو در شهرها پیوندهای محبت آمیز خانوادگی و برادری ها، گذشت ها، فداکاری ها و تفریحات مشترک که همه را دور هم جمع می کند، بوجود می آید.(همان،159)

3-4-2-1- ماهیت دولت از دیدگاه لاک

جان لاک انسانی بود فعال و پرکار و پرتحرک، او استاد دانشگاه، پزشک، دیپلمات، کارمند دولت و اقتصاددان و رساله نویس بود که در سال­های آخر زندگیش به عنوان نویسنده ی مشهور خود را صمیمانه وقف سیاست و دستگاه اداری دولت کرد وی از پیامبران انقلاب 1688 بود که اکثر آثار او در سال­های دوروبر 1688 منتشر شد ( طاهری، 243:1380). عقاید وی در زمینه ی اموال ضمانت و الزام حکومت در حفظ اموال مردم و نظریه قرار داد اجتماعی در آغاز تشکیل کشورهای متحده، مورد پسند مردم آن واقع شد و پایه­ی تشکیل جمهوری امریکا قرار گرفت (پازارگاد، 1359: 33-65). لاک معتقد است که انسان­ها در ذات و منشا با هم برابرند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد بنابراین نسبت به هم در وضعی برابر قرار می­گیرند و هیچ گونه فرمانروائی و فرمانبرداری میان آنان وجود ندارد. آزادی طبیعی انسان عبارت است از این که فقط باید از قانون طبعی پیروی کند و همه­ی انسان­ها موظفند که حقوق همدیگر را رعایت کنند. لاک معتقد است که انسان­ها به سهولت می توانند بدون دولت بسر بردند اما گرایش آنها به سوی تشکیل دولت حاصل پاره ای از آسایش­هایی است که آنان از دولت انتظار دارند، نه از آن رو که وجود دولت بر ایشان امری ضروری باشد. لاک تشکیلات سیاسی پیشنهادی خود را بر اساس دو فرضیه قرار می دهد. یکی شامل وضع طبیعی و دیگری قرار داد اجتماعی، منظور وی از وضع طبیعی (قانون طبیعی) فقط قانونی است که بر رفتار انسانی حاکم است و آن آزاد و برابر بودن مردم است که خود نظام اخلاقی کمال مطلوب است. و اما قرارداد اجتماعی لاک بر خلاف عقاید قرن هفدهم که منشا حکومت ها را خدایان می دانستند می گوید حکومت مدنی محصول قرار داد است و امری صرفاً دنیوی است و دست الهی در استقرار آن دخالتی ندارد. در قرار داد اجتماعی مردم از حق طبیعی خود می­گذرند و آن را به دست جامعه می سپرند این امر از طریق رضایت صورت می گرد و به عبارتی مردم از وضع طبیعی می گذرند و به وضع سیاسی وارد می شوند. (طاهری و مقصود لو، 204:1382)

4-4-2-1- دیدگاه اپیکور

دوره­ی مابین ارسطو و سیسرون یعنی از مرگ ارسطو تا مرگ سیسرون، سه نوع اندیشه در یونان و جهان اطراف آن رواج یافت یکی فلسفه­ی اپیکور دیگری فلسفه ی شکاکین و سوم فلسفه­ی رواقیون، اپیکور ماتریالیست مادی گرا بود و معتقد بود که انسان ذاتاً موجودی خود پسند است. اپیکوریسم معتقد به کسب لذت در زندگی و تامین خوشحالی و مسرت بود اپیکور منظور خود از مسرت را دوری از دردها و نگرانی­ها عنوان می کرده و ترس از جزای الهی و کیفر آسمانی و بوالهوسی خدایان و ارواح را عامل مزاحم حیات بشر می دانست که برای فرار از آنها محتاج به وسائل تسلی بخش و قبول یک مرام تسلیت آمیز بود. در رابطه با دولت معتقد بود که دولت­ها و کشورها تنها به منظور ایجاد امنیت به وجود آمده­اند لذا مردم ضمن تشکیل دولت با یکدیگر قرار داد ضمنی منعقد می­کنند که مزاحم یکدیگر نباشند و به یکدیگر آزار نرسانند (پازارگاد، 1359: 162) به همین دلیل اپیکوری­ها در عین اینکه اهمیت چندانی به شکل حکومت نمی­دادند حکومت سلطنتی را به دلیل اینکه حکومتی بسیار قوی و بیشتر امنیت را تامین می کند، آن را بر سایر حکومت­ها برتر می شمرند ( طاهری، 98:1380)

شکاکین که از پیروان پیرون یا یورهون بودند مانند اپیکوری­ها فلسفه ی فرار را پذیرفتند فلسفه فرار آنان شامل :

1-دوری از هر گونه چیزی است که انسان آن را خوبی ها و محاسن حیات می داند.

2- تساوی عمومی مردم و حذف طبقات اجتماعی.

3- ترک نعمت ها و مواهب حاصل از قراردادها.

4-ترک تمام آداب و رسوم حاصله از مقررات اجتماعی.

به این ترتیب هدف انسان عاقل را آرامش روان دانستند و باید در عمل از عقاید و رسوم و قوانین اجتماعی دولت ها پیروی کند و این واقعیت را بپذیرد که هرگز حقیقت مطلق وجود ندارد (همان، 17).

5-4-2-1- رواقیون

این مکتب بعد از دوره ی اسکندر تاسیس شد و بعدها به روم انتقال یافت. موسس این مکتب زنون بود رواقیون بیش از گروه­های دیگر در تحولات سیاسی یونان و روم موثر واقع شدند. در زمان ایشان دوره ی شهر یا پولیس یا جوامع محدود تام شده بود و به برکت کشور گشایی اسکندر عصر امپراطوری و جهان شهری فرا رسیده بود. آنان هدف انسان را زیستن و هماهنگ شدن با طبیعت می دانستند لذا قانون طبیعی و حقوق طبیعی را بنیاد نهادند البته مفهوم قانون طبیعی از قبل برای یونانیان آشنا بود ولی مفهوم حقوق طبیعی توسط آنان بنیانگذاری شد. از آنجائی که آنها به دنبال یافتن معنی واقعی کلمه ی انسان بودند، معتقد بودند که نباید انسان­ها را از لحاظ موضعی که نسبت به یکدیگر دارند مورد قضاوت قرار داد بلکه باید با توجه به چگونه یا چیستی یک فرد درباره ی او داوری کرد. بدین ترتیب مکتب رواقی از تفاوت­های اجتماعی کاست. زنون و گرسیوس امیدوار بودند که به جای دولت­ها و طبقات متعدد یک جامعه ی گسترده و بی طبقه و فراگیر برقرار شود لذا دولت باید دارای خصلتی فراگیر و جهان شمول باشد و قوانین آن باید از طبیعت دریافت شوند.

6-4-2-1- اندیشه های سیاسی روم درباره ی دولت

از سال 167 سال قبل از میلاد مسیح، رومیان بر یونان مسلط شدند و پس از تسلط، اندیشه ی یونانی را درامپراطوری خود گسترش دادند. آنان بخش عمده فلسفه قدیم یونان را برای وضعیت خود مناسب ندیدند چرا که تاکید این فلسفه بر مطلوب بودن شکل شهر دولت با واقعیت­های موجود در امپراطوری هماهنگ نبود. آنان، سیاسی بودن موجود انسانی را پذیرفتند. اما یکسان بودن فرد و دولت را تحمل نمی نمودند مکتب­های اپیکوری کلبی و رواقی برای رومیان دیکتاتور زده جذابتر از فلسفی افلاطون و ارسطو تشخیص داده شد در واقع از آنجایی که در مکتب رواقی همه چیز تابع قانون انگاشته می شد و این قانون از عقل خداوند بر می­خاست مورد توجه امپراطور مارکوس اورلیوس قرار گرفت تا توجیهی برای گرایش های توسعه طلبانه و جهان وطنی رومیان باشد پولیبیوس نخستین آموزگار روش شناسی تاریخ معتقد بود که برای جلوگیری از دور تاریخی بهتر است سه نظام پادشاهی، اریستو کراسی و دموکراسی را با هم بیامیزیم و حکومتی مانند حکومت قدیم روم بر پا کنیم بدین سان وی معتقد بود که روم توانسته است با استفاده از قانون اساسی مختلط از تمایل طبیعی به انحطاط جلوگیری کند. سیسرول یکی دیگر از رواقیون درباره ی دولت می گوید که منشا زندگی اجتماعی، در غریزه گروه جویی است و دولت نتیجه این غریزه است وی درباره پیدایش دولت دو نظر دارد اول انسان­ها در طبیعت تنها بودند و هیچ تمایلی به زندگی مشترک نداشتند، اما بنا به خطرهای جانی با هدف دفاع متقابل به هم پیوستند دوم اینکه طبیعت انسان­ها تمایل به زندگی مشترک و اجتماعی است. سیسرول دولت را نهادی طبیعی دانست که به طور اتفاقی بوجود نیامده است بلکه بر پایه ی عدالت و قانون قراردارد و برای پیشبرد رفاه عمومی است لذا دولت از دید وی اینگونه تعریف می شود، مردمی که بی هدف دور هم گرد نیامده­اند بلکه مردمی که تحت قانونی مشترک برای پیشبرد رفاه عمومی متحد شده اند. سیسرول با هر گونه استبداد مخالف بود بدین جهت وی حکومت مختلط را پیشنهاد کرد و اگر اجرای این حکومت ممکن نباشد حکومت پادشاهی بر دیگر حکومت ها ارجحیت دارد. وی دولت را نه مسؤل شرارت بشری بلکه عالی­ترین دستگاه انسانی خواند و از آنجائی که انسان­ها می توانند قانون طبیعی را به عقل دریابند پس حق دارند در اعمال قدرت سیاسی سهیم باشند.

7-4-2-1- اندیشه های مسیحی در موضوع دولت

متفکران مسیحی که در گذر سده های میلادی در تحکیم و ترویج اصول مسیحیت کوشیدند آیا کلیسا خوانده می شوند آیا کلیسا معتقد بودند که انسان­های اولیه از نوعی اشتراک مصرف برخوردار بودند اما پس از پیدایش مالکیت بیشتر مردم بینوا شدند و اقلیت اسیر ثروت و غرور شدند آنان کار و فعالیت انسان­ها را کفاره ی گناهان آنها دانستند و گفتند چون انسان گناه کرد و فرو افتاد ناگریز از کارکردن شد این گونه عقاید رابطه ی کلیسا و دولت را پیچیده نمود. اما این اندیشه در نهایت ظاهر شد که هم کلیسا و هم دولت برای زندگی خوب ضروری می باشند و هر یک باید به روش خود در راه دست یافتن به این هدف بکوشند. بین کلیسا و دولت باید روحیه ی سخاوتمندانه ی همکاری وجود داشته باشد اما باید صلاحیت های هر یک به خوبی تعریف شوند. با این همه نوعی تداخل کارها پیش آمد. از قبیل اینکه چه چیزی واقعا به سزار تعلق دارد و چه چیزی به خداوند متعلق است. آمبروز معتقد بود که دولت را خداوند مقدر کرده است و باید در هر حال از دولت اطاعت کرد چرا که حکومت چاره ی خداوند برای کیفر گناه انسان است. فرمانروا هم نباید در کار کلیسا دخالت کند آمبرور گفت که عدالت، دولت را برقرار، و بی عدالتی آن را نابود می کند. اصل بی عدالتی هم عدم تبعیت پادشاه از قانون است (همان، 209-231)

از دیگر متفکران این دوره اگوسیتن بود که از وی آثار مفصلی باقی مانده است اگوسیتن نخستین فیلسوفی است که اندیشه ی صلح جهانی را مطرح کرد اگوستین با آنکه موقعیت دولت را پایین تر از کلیسا کشید، اما نمی خواست دولت وابسته محض کلیسا باشد او می­گفت هر نهاد کار ویژه­ی خود را دارد در زمان وی کلیسا به دولت متکی. بود. وی در تعریف دولت می­گوید: مجمع انسان­های معقول که بنا به توافق عمومی در مورد هدف­های دوستی خود با یکدیگر پیوند یافتند. اگوسیتن هم اعلام کرد که

مقاله رشته علوم سیاسی درباره دولت، هویت، سیاست، تکوین، تاریخی

د جامعه اتفاق می افتد از روش تحلیل محتوی تقاضاهای قومی در چند دهه اخیر استفاده شده است.

11-1-1- متغیرهای مورد بررسی

در این پژوهش بدنبال تبیین رابطه­ی بین دو متغیر مستقل، ساخت دولت مدرن در ایران و متغیر وابسته­ی هویت ملی هستیم. بدین معنا که هویت ملی تحت تاثیر سیاست های دولت ملی شکل گرفته است.

بدیهی است میزان وابستگی و گرایش به هویت ملی از طریق بررسی تاریخی رخدادهای همگرایانه یا واگرایانه در ایران سنجیده می شود و هر اندازه مشارکت مردم ایران در یک رخداد ملی افزایش یابد نشان از همگرایی خواهد بود. این بدین معنی است که حوادث تاریخی و مراحل انعطاف تاریخی یا رخ دادهای مهم می تواند به عنوان پارامتر اندازه گیری همگرایی یا واگرایی ملی باشند.

روش گرد آوری اطلاعات مبتنی بر مطالعات تاریخی جامعه شناختی از طریق مطالعات کتابخانه ای می­باشد.

روش و ابزار تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده توصیفی بود. میزان مشارکت مردم ایران در حوادث ملی ابزار سنجش وابستگی یا عدم وابستگی به هویت ملی خواهد بود.

12-1-1- سازماندهی تحقیق

پژوهنده برای فهم بیشتر موضوع و آشنایی سایر پژوهندگان با مفاهیم و اصطلاحات مورد پژوهش، آن را در چهار فصل سازماندهی نموده است. فصل اول شامل سه بخش است: بخش اول شامل کلیات تحقیق، بخش دوم: نظریات مختلف درباره ی منشا دولت از عهد باستان تا کنون است و در بخش سوم این تحقیق مفهوم هویت ملی بررسی می شود. فصل دوم پژوهش .ماهیت دولت در ایران و فصل سوم به چگونگی تکوین هویت ملی ایران می پردازد. فصل چهارم این پژوهش به بررسی ناکارآمدی دولت ایران در ساخت هویت ملی اختصاص دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش دوم: چارچوب نظری تحقیق

1-2-1- چارچوب نظری تحقیق

در پژوهش فعلی به دنبال یافتن رابطه ای بین ماهیت دولت ایرانی (شبه مدرن) و چگونگی تکوین هویت ملی هستیم. در واقع با پیوند زدن بین دو مقوله ی دولت و هویت برآنیم تا تاثیر تشکیل دولت ملی در ایران را بر چگونگی ساخت هویت ملی بررسی نمائیم. بدیهی است این امر مستلزم شناخت و ماهیت دولت و نیروهای اجتماعی و نیازها و ضرورت های آن دوره ی تاریخی است. پرورش حس تعلق به سرزمینی به نام وطن و تکوین هویت ملی بر اساس یک محدوده ی جغرافیایی، قدرت سیاسی و متمرکز و در حال تاسیس پهلوی را به این ایده رسانید که افراد ملت علاوه بر حس تعلق به یکدیگر باید به سرزمینی تعلق گیرند و به آن عشق ورزند. این امر در تکوین پروژه ی دولت–ملت سازی از اهمیت شایان توجهی برخوردار بوده است از آنجایی که تکوین دولت مطلقه پهلوی مستلزم تمرکز در منابع قدرت سیاسی و ابزارهای آن بود، دو اقدام هم زمان برای از میان برداشتن تکثر و پراکندگی گروه های اجتماعی و تمرکز در درون ساخت دولت انجام شد محور اصلی سیاست فرهنگی پهلولیسم ایران گرایی و شاه پرستی بود. پژوهنده معتقد است گر چه هویت پدیده ای سیال و متاثر از عوامل گوناگونی است اما ساخت دولت شبه مدرن دوره ی پهلوی و سیاست های آن از عوامل مهم و تاثیر گذار بر چگونگی ساخت هویت ملی ایرانیان است.

پهلوی اول اقدام به دست کاری و جابجایی ساختارهای سنتی نمود از جمله شورش های ایلی را سرکوب کرد. به تخت قاپو کردن ایلات و عشایر پرداخت سیاست های تشویقی را برای توسعه و تقویت زبان فارسی انجام داد به گسترش آموزش و پرورش رسمی دست زد. ایجاد ارتش متمرکز نمود و دستگاه­های اداری متمرکز را تاسیس کرد لباس ها را متحدالشکل نمود و در مجموع اصلاحات و نوسازی فرهنگی رضا شاه بر سه محور ناسیونالیسم باستان گرا و تجددگرایی و مذهب زدایی دور می زد. در دوران پهلوی دوم نیز این سیاست ها دنبال شد. در حقیقت محمدرضا شاه پهلوی با طرح هویت ملی در صدد حل بحران هویتی ناشی از توسعه سریع و حل بحران مشروعیت بود. با این توضیحات می توان گفت هویت ملی در ایران متاثر از ساخت دولت مطلقه ی پهلوی است و محقق به دنبال اثبات این مطلب است. بدیهی است قبل از آنکه این موضوع بیشتر مورد کاوش قرار گیرد. در این فصل مراحل تکوین دولت ها از نظر تاریخی بررسی می شوند تا به چگونگی ساخت دولت مطلقه برسیم خلاصه آنکه می توان بر اساس طرح نظری زیر تکوین هویت ملی در ایران را توجیه نمود.

عضویت در اجتماع ملی
ورود اندیشه ناسیونالیسم به ایران
نقش دولت شبه مدرن درتولید هویت
تکوین هویت ملی در ایران

 

 

 

 

 

 

 

2-2-1-تاملی در مفهوم دولت

دولت یکی از موضوعات کلاسیک علم سیاست بوده و هست بطوری که بیشتر نظریه پردازان سیاسی مطالعه­ی دولت را علت وجودی علم سیاست می­دانند از آنجائی­که دولت تبلور قدرت است این نظریه پردازان با حساسیت زیادی به مفهوم قدرت توجه دارند. این ویژگی دولت می تواند به گونه­ای زندگی افراد را شکل داده و کنترل کند بطوری که هیچ نهاد دیگری نمی تواند چنین کارکردی داشته باشد. لذا هر پدیده­ای در جامعه به و وسیله­ی دولت سازمان می یابد. بلونچلی در نظریه دولت می­گوید: علم سیاست در معنای واقعی آن علمی است که با دولت سر و کار دارد و تاریخ نظریه سیاسی عمدتاً حول دولت دور می­زند. با این حال هنوز به معنای مشترکی درباره­ی مفهوم دولت نرسیده ایم و ماهیت دولت تا بحال در هاله­ای از ابهام فرو رفته است. از یک نظر دولت در زندگی افراد و جامعه به صورت قهر آمیز وارد می شود و از سوی دیگر متضمن امتیازات و حمایت ی معینی برای اعضای آن است که هیچ نهاد دیگری توان اجرای آن را ندارد از طرفی دولت هم نماینده ی طبقات مسلط است و از طرفی دیگر عرصه ای است که درآن منافع عمومی جامعه صورت بندی می شود. دولت هم چارجوب حقوقی، سیاسی و قهری جامعه را تعیین می­کند، و هم در عین حال احساس تعلق به یک جامعه ی وسیعتر را بوجود می آورد.

بنابراین به نظر می رسد که دولت کارکردهای متناقض را اعمال می کند، بطوری که این ویژگی آن امکان مفهوم سازی را دشوار می سازد اینکه کدام ویژگی از ویژگی­های مذکور دولت فرعی و کدام اصلی است اغلب مورد اختلاف می باشد این اختلافات زمینه تنوع در نظریه پردازهای دولت را فراهم می نمایند و امکان برداشت­های مختلف از کارکردهای آن در آینده را مهیا می سازند. (چاوندیک، 1377: 43-40)

اما آنچه که مورد پذیرش اکثریت نظریه پردازان است، ضرورت وجود دولت و مرجعی برای تنظیم روابط انسانی است که اطمینان به زندگی را حفظ کند. مشکل هنگامی ظاهر می شود که بخواهیم درباره نوع مفهوم دولت اظهار نظر نمائیم در آن صورت مکاتب مختلفی نظیر لیبرالیسم، مارکسیسم، ناسیونالیسم، الیتیسم و… ظاهر می شوند که هر کدام رویکرد مختلفی نسبت به ویژگی­های دولت دارند.

با این توضیح می توان گفت بستگی به نوع ایدئولوژی و مکاتب مختلف تعاریف متفاوتی از دولت وجود دارد. دولت گرایانی که معتقد به جدایی دولت از جامعه می باشند و تمرکز آنان بر مفهوم قدرت استوار است، نظریه های جامعه محور را مورد انتقاد قرار می دهند و می گویند این امر دولت را به جامعه تقلیل می­دهد و دولت ماهیت خاص خود را به عنوان یک بازیگر اجتماعی و یک ساختار مستقل، از دست می دهد.

بطورمثال اسکاچپول و سایر نظریه پردازان به نکات زیر توجه می کنند:

1-دولت بهترین و اغلب تنها بازیگر زندگی سیاسی است که برنامه ها را تعیین می کند و بدین وسیله بر جامعه تاثیر می گذارد.

2-دولت کارکردهای اختصاصی خود را نظیر مقاومت در مقابل فشارهای خارجی، حفظ نظم و قانون و تامین در آمد در انحصار دارد. (اسکاچپل، 1376 : 44)

3-2-1- تعریف دولت

در تعریف کلی گفته می شود که دولت عبارت است از عده ای مردم که به طور دائم در یک سرزمین زندگی می کنند و دارای حکومتی هستند که مبادرت به وضع و اجرای قانون می کند و از یک اقتدار عالیه برخوردار است که آنها را از تعارضات داخلی و خارجی دور نگه می دارد.

گارنر در تعریف دولت می گوید: انسان­های کمابیش زیادی که سرزمینی را در تصرف دائمی دارند، از کنترل خارجی مستقل و یا به تقریب مستقل هستند و حکومت سازمان یافته ای دارند که بیشتر ساکنان آن سرزمین به طرز مرسوم از آن اطاعت می کنند. (طاهر167:1380)

مک آیور دولت را به شرح زیر تعریف می کند:

دولت مجتمعی است که بنا به قانون توسط حکومتی واجد قدرت اجبار کننده است و در اجتماعی شکل می­گیرد که سرزمین مشخصی دارد و شرایط عمومی و بیرونی نظم اجتماعی را حفظ می کند.

هارولدلاسکی در تعریف دولت مسئله اجبار را مورد توجه قرار می دهد و می گوید:

دولت اجتماع سرزمینی است که در آن رابطه شهریاری – شهروندی در داخل حوزه ای معین و در قالب دولت شکل می گیرد که بر همه­ی نهادهای دیگر ادعای برتری دارد. (سیف زاده،1379: 92)

ماکس وبر، دولت را هیئتی می داند که نه تنها مدعی حق اعمال زور است، بلکه مدعی انحصار چنین حقی هم در قلمرو خود است.

4-2-1- نظریه های دولت

1-4-2-1- دیدگاه افلاطون

دولت از دیدگاه افلاطون زائیده­ی احتیاج، نوع بشر است از آنجائی که هیچ کس به تنهایی قادر به تامین نیازهای خویش نیست و هر شخصی برای تامین نیاز فرد دیگر و تامین نیازهای خود به اجبار تن به نوعی رابطه ی داد و ستدی می دهد این روابط متقابل در نهایت منجر به ایجاد ساختی به نام دولت می شوند عامل دیگری که افلاطون بر آن تاکید می کند و آن را یکی از عوامل ایجاد دولت می داند اختلاف طبیعی استعدادهای انسانی است و هر فردی بر مبنای استعداد خود قادر است چیزی را بیافریند که درنهایت موجب تامین نیاز فرد دیگر می شود.

به نظر افلاطون هر جامعه ای به دو چیز نیاز دارد یکی از آنها، وجود هیاتی یا فردی حاکم در جامعه است که وظیفه ی خاص دارد و آن عبارت از تشخیص منافع کلی همگان و انتخاب بهترین راه برای تامین آن منافع است.دومین عامل وجود مقررات و قوانین لازم برای جلوگیری از استفاده ی شخصی افراد حاکم و محدود نمودن قدرت آنهاست، وی معتقد به یک دولت طبقاتی است که متشکل از حکمرانان، جنگ آوران و تولید کنندگان است. این طبقه بندی بر مبنای خصلت های فردی ایجاد می شود که اغلب فطری می­باشند.

افلاطون در کتاب جمهور دولت­ها را بر حسب میزان فضیلت، از دولت کمال مطلوب جمهوری به تیموکراسی، الیگارشی و سپس دموکراسی و در نهایت تیرانی، طبقه بندی می کند.

وی دولت مطلوب جمهوری را به دلیل غیر قابل عمل بودن کنار گذاشت و یک دسته بندی دو سویه از دولت­های قانونی و غیر قانونی تنظیم نمود:

دولت های رعایت کننده ی قانون به ترتیب شامل، 1-منارشی (پادشاهی ) 2-آریستو کراسی (اشراف سالاری ) 3- دموکراسی ( مردم سالاری ) مبتنی بر قانون اساسی

دولت های بی توجه به قانون : 1- تیرانی ( ستمگری ) 2-اولیگارشی (سالاری توانگران ) 3- دموکراسی بی قانون ( عالم، 1378 : 15-48)

2-4-2-1- ماهیت دولت از نظر ارسطو

ارسطو را می­توان نخستین دانشمند علم سیاست دانست، او با افلاطون موافق بود که سیاست مدار باید

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                صفحه

چکیده 1

مقدمه. 2

فصل یک:کلیات تحقیق

بخش اول: کلیات تحقیق. 3

1- 1- عنوان تحقیق.. 3

1-1-1- عنوان به زبان فارسی. 3

2-1-1- تعداد واحد پایان نامه. 3

3-1-1- بیان مساله اساسی تحقیق.. 3

4-1-1- اهمیت و ضرورت تحقیق.. 5

5-1-1- ادبیات و سوابق تحقیق.. 5

6-1-1- اهداف مشخص پژوهش… 7

1-6-1-1- هدف اصلی پژوهش… 7

2-6-1-1- اهداف فرعی تحقیق.. 7

7-1-1- سئوالات تحقیق.. 7

1-7-1-1- سئوال اصلی. 7

2-7-1-1- سئوالات فرعی. 7

8-1-1- فرضیه های تحقیق.. 7

1-8-1-1- فرضیه ی اصلی. 7

2-8-1-1- فرضیه ی فرعی. 7

9-1-1- تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی. 7

10-1-1- روش تحقیق.. 8

11-1-1- متغیرهای مورد بررسی. 8

12-1-1- سازماندهی تحقیق.. 9

بخش دوم: چارچوب نظری تحقیق. 10

1-2-1- چارچوب نظری تحقیق.. 10

2-2-1-تاملی در مفهوم دولت.. 11

3-2-1- تعریف دولت.. 12

4-2-1- نظریه های دولت.. 13

1-4-2-1- دیدگاه افلاطون. 13

2-4-2-1- ماهیت دولت از نظر ارسطو. 13

3-4-2-1- ماهیت دولت از دیدگاه لاک… 14

4-4-2-1- دیدگاه اپیکور. 15

5-4-2-1- رواقیون. 15

6-4-2-1- اندیشه های سیاسی روم درباره ی دولت.. 16

7-4-2-1- اندیشه های مسیحی در موضوع دولت.. 17

8-4-2-1- اندیشه های توماس اکو ئیناس.. 18

9-4-2-1- اندیشه های ضد پاپ و دولت.. 19

5-2-1- دولت در اندیشه های عصر جدید. 20

1-5-2-1- اندیشه های ماکیاول در مورد دولت.. 20

2-5-2-1- جنبش های دین زدائی و دولت.. 21

3-5-2-1- نظر یانژآنبدن در مورد دولت.. 22

4-5-2-1- دیدگاه هوگو گروسیوس.. 23

5-5-2-1- نظریات هابز در رابطه با دولت.. 23

6-5-2-1- مونتسکیو و دولت.. 24

7-5-2-1- دولت از دیدگاه روسو. 24

8-5-2-1- اگوست کنت ونگاه وی به دولت.. 25

9-5-2-1- مارکس و دولت.. 26

6-2-1- اشکال مختلف دولت.. 27

1-6-2-1- دولت های ملوک الطوایفی. 27

2-6-2-1- دولت پاتریمونیال. 27

3-6-2-1- دولت مطلقه. 29

1-3-6-2-1- ریشه های تاریخی پیدایش و زوال دولت مطلقه. 29

2-3-6-2-1- توجیه نظری پیدایش دولت مطلقه. 29

3-3-6-2-1- عوامل موثر بر پیدایش دولت مطلقه. 30

4-3-6-2-1- ویژگی های دولت مطلقه. 30

7-2-1- مفهوم مدرنیته. 32

1-7-2-1- مدرنیته در اندیشه ی ماکس وبر. 33

2-7-2-1- مفهوم دولت مدرن. 34

3-7-2-1- جامعه شناسی تاریخی دولت مدرن. 34

نتیجه گیری.. 36

بخش سوم: مبانی نظری هویت.. 37

مقدمه. 37

3-1- مبانی نظری هویت.. 37

1-3-1-تعریف هویت.. 37

2-3-1- فلسفه وجودی هویت.. 39

3-3-1- مروری بر دیدگاه های نظری هویت.. 39

1-3-3-1- دیدگاه مدرنیستی. 39

2-3-3-1- دیدگاه جاوید انگاری یا کهن گرائی. 40

3-3-3-1- دیدگاه زیست شناختی. 41

4-3-3-1- دیدگاه مارکسیستی در تبین هویت ها 41

5-3-3-1- دیدگاه های کلاسیک در موضوع هویت.. 41

4-3-1- رویکردهای مدرن به هویت.. 42

1-4-3-1- نظریه آنتونی گیدنز. 42

2-4-3-1- نظریه فردریک بارث.. 43

3-4-3-1- پسا ساخت گرایی و هویت.. 43

4-4-3-1- مکتب کنش متقابل نمادین و هویت.. 43

5-3-1- انطباق و سازگاری هویتی. 45

6-3-1- مفهوم هویت ترکیبی. 46

7-3-1- عوامل موثر بر آینده هویت.. 47

8-3-1- بررسی رابطه ی قدرت و هویت.. 47

9-3-1- جهانی شدن و هویت.. 48

10-3-1- هویت قومی. 50

11-3-1- شکل گیری مفهوم دولت – ملت.. 51

12-3-1- هویت ملی و مفهوم آن. 54

نتیجه گیری.. 55

فصل دوم:ماهیت دولت در ایران

مقدمه. 56

1-2- فرهنگ سیاسی در ایران و ماهیت دولت در ایران. 56

2-2- فرهنگ سیاسی قبل از اسلام 56

3-2- فرهنگ سیاسی ایران بعد از اسلام 58

4-2- فرهنگ سیاسی ایران در دوره ی معاصر. 59

5-2- پیشینه ی ساخت دولت مدرن در ایران. 61

6-2- ساخت سیاسی دولت ملی در ایران. 62

7-2- نگاه پاتریمونالیستی به ماهیت دولت ایران. 65

فصل سوم: هویت ملی در ایران

مقدمه. 67

1-3- تاسیس هویت ملی در ایران. 67

2-3- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم. 67

3-3- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم. 68

4-3- فرآیند هویت سازی در ابتدای شکل گیری دولت مدرن. 68

5-3- بنیانهای سیاسی جامعهی سنتی ایران. 69

6-3- ورود اندیشه ناسیونالیسم به ایران. 70

1-6-3- ناسیونالیسم قومی در ایران. 71

7-3- هویت مدرن در پرتومدرنیسم ایرانی. 72

8-3- نقش نخبگان در توجیه هویت مدرن ایران. 73

9-3- نخبگان سیاسی وادبیات قوم مدارانه. 74

10-3- سیاست های قومی و تاثیر آن بر هویت ملی. 80

1-10-3- سیاست قومی دولت ایران در قبال اقوام 84

2-10-3- سیاست های قومی قبل ازدولت مدرن. 84

1-2-10-3- سیاسیت قومی در دوره ی قاجار. 85

2-2-10-3- سیاست های قومی دوران مشروطه. 85

فصل چهارم: نا کارآمدی دولت مدرن در ساخت هویت ملی

1-4- مراحل اولیه تشکیل دولت ملی در ایران. 88

2-4- سیاست قومی رضا شاه در ایران. 88

3-4- مصادیق سیاست های قومی رضا شاه در ایران. 92

4-4-توصیف وضع مناطق قومی در ایران بعد از رضا شاه 92

5-4- سیاست های قومی پهلوی دوّم 94

نتیجه گیری.. 97

منابع. 99

 

 

چکیده:

مفهوم دولت مدرن عبارت است از تغییر و تحولاتی است که نیمه دوم قرن هیجده و اوایل قرن نوزده در اروپا اتفاق افتاد و موج آن به کشورهای دیگر از جمله ایران رسید.  جنبش مشروطیت در ایران  که واکنشی در مقابل این تحولات  بود به دلایل متعددی نتوانست دولت مدرن در ایران  رابه معنای واقعی کلمه تشکیل دهدو به تبع آن هویت ملی راجایگزین هویت­های قومی و قبیله نماید. در عوض نوعی استبداد جایگزین آن گردید. به این دلیل ما شاهد تنوع تعاریف این نوع هویت در یک صد سال اخیر در جامعه ی ایران بودیم بطوری که اغلب در فرهنگ سیاسی ایرانیان به غلط هویت ملی با هویت نژادی و زبانی آمیخته می شود و تصوری صحیحی از آن تا کنون حتی نزد نخبگان سیاسی حاصل نشده است.

 

واژگان کلید: دولت مدرن- هویت ملی

 

 

مقدمه:

در معنای جدید آن تقسیم­بندی جهان به واحدهای سیاسی بر اساس مرزبندی جغرافیایی منجر به خلق مفهومی به نام هویت ملی گردید. رفته رفته دولت­های جدید التأسیس با پذیرش هنجارهای سرمایه­داری و قوانین و مقررات اقتصاد جهانی، مطلق­گرایی سیاسی را کنار گذاشته و انعطاف بیشتری در پذیرش ارزش­های ناشی از مدرنیسم و لیبرالیسم در حوزه­های اجتماعی و اخلاقی از خود نشان دادند.

اما این وضع در کشورهای جهان سوم روند فوق­الذکر را طی نکرد و در بازه­های زمانی مختلف بین گشایش سیاسی و استبداد نوسان نمود. در ایران بعد از نهضت مشروطه، همراه با اولین مراحل پیدایش مدرنیته و تشکیل دولت شبه مدرن ملی تقابل بین سنت و مدرنیسم به خشونت گرائید و سطوحی از منازعات قومی و قبیله­ای همراه با تهاجم به کلیه­ی مظاهر سنت­گرایی از طرف دولت نوظهور، موجی از واگرایی قومی و قبیله­ای را در ایران فراهم آورد. ونتوانست مفهوم مدرن هویت ملی را به درستی جایگزین سایر هویت­های مادون، نظیر هویت زبانی، قومی، قبیله­ای، نژادی و مذهبی نماید. بدین ترتیب در همان اوایل پیدایش هویت ملی در ایران، نوعی چالش بین این هویت با سایر هویت­ها آغاز شد. پژوهنده در این تحقیق مدعی است که طرح مسئله­ی هویت ملی در ایران و تلاش برای نهادینه کردن آن از سوی دولت شبه مدرن رضا خان، به درستی انجام نگرفت و به جای آن هویت قومی از سوی دولت و نظریه پردازان آن زمان تبلیغ و تثبیت شد. بعدها این برداشت از ظهور مشروطه تا پیدایش انقلاب اسلامی از سوی بسیاری از اندیشمندان، نظریه پردازان و سیاست­مداران مورد تائید قرار گرفت و تا کنون هیچ مصالحه­ای بین نخبگان سیاسی حاکم و سایر اقلیت­های قومی بر سر این مفهوم حاصل نشده است.

از سوی دیگر، به دلیل اینکه در ساخت سیاسی ملت – دولت زندگی می­کنیم، ضروری است که بدانیم چه نسبتی میان هویت­های مختلف با هویت ملی برقرار می­شود و تا چه حد امکان یافتن راه­های گریز برای جلوگیری از اختلاف بین آنها وجود دارد، به گونه­ای گه هیچ سطحی از هویت سطوح دیگر را تحت الشعاع قرار ندهد.

 

 

 

 

 

 

 

فصل یک: کلیات تحقیق

بخش اول: کلیات تحقیق

1- 1- عنوان تحقیق

1-1-1- عنوان به زبان فارسی

بررسی رابطه بین تاسیس دولت مدرن در ایران و هویت ملی

2-1-1- تعداد واحد پایان نامه

3-1-1- بیان مساله اساسی تحقیق

هویت ملی و دولت مفاهیم مدرنی هستند که در اثر تغییر و تحولات قرن 17 وارد حوزه ی علوم انسانی شدند به این ترتیب که دولت در سه حوزه ی اقتصادی شامل توسعه صنعتی و رشد نظام سرمایه داری به همراه درهم ریختگی اقتصاد سنتی و ایجاد بازار ملی و هم در حوزه ی علوم سیاسی متاثر از انقلاب فرانسه و دیدگاه­های مونتسکیو و در بعد فرهنگی مدیون توسعه ی تکنولوژیکی وسایل ارتباط جمعی و آموزش همگانی پدیدار شد. بنابراین دولت مدرن در اروپا حاصل ضرورت­ها و تکامل در سه حوزه ی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بعد از انقلاب صنعتی بود. برای تشکیل چنین دولتی فرآیندهای زیر طی شده اند.

1-مرحله ملت سازی[1]

2-مرحله دولت سازی[2]

3-تدوین معیارهای صحیح جهت توزیع عادلانه ی منابع

4-ترک علایق ماقبل مدرن و سیاست گذاری خارج از علایق شخصی و گروهی.

برای طی مراحل فوق مستلزم ضروریات ساختاری برای رسیدن به یک جامعه ی ملی است بدیهی است این مراحل جنبه ی انتزاعی نداشته بلکه در یک زمینه ی اجتماعی و فرآیندی تجربی به همراه گذر از یک مرحله­ی آزمون و خطا و رسیدن به خرد جمعی یا رسیدن به یک هم رایی درباره تعاریف مشترکی نظیر فرد، جامعه، مالکیت، سیاست قدرت و… می باشد.

اما هویت ملی به تبع تشکیل دولت­های مدرن بوجود آمد چرا که تا قبل از پیدایش دولت­های مدرن، آنچه که ساخت سیاسی جوامع را تشکیل می داد، مرزبندی­های قومی بود. اما زایش هویت ملی به عنوان پدیده­ای اجتماعی و سیاسی، خود آگاه و مستقل و تکوین این هویت و تحقق آن در چارچوب دولت­های ملی جدید، بستگی به میزان رعایت حقوق شهروندی و برابری انسان­ها به عنوان عضوی از یک دولت ملی دارد. هر اندازه مفهوم هویت از عناصر نژادی، زبانی، قومی، قبیله ای، دینی، طبقاتی، جنسی و تباری فاصله گیرد به مفهوم هویت ملی و مفهوم مدرن ملت نزدیک می شود و از واگرایی ملت کاسته می گردد.

در ایران قبل از شکل گیری دولت مدرن یا شبه مدرن، رؤسای قبایل، طوایف و عشایر در مناطق جغرافیایی دارای اختیارات و قدرت زیادی بودند حتی تمرکز گرایی دولت ایلی قاجار هم نتوانست از حوزه نفوذ و قدرت این رهبران بکاهد زیرا این دولت، دولتی ملوک

پایان نامه رشته علوم سیاسی در مورد ،، . ، انقلاب، موسوی، انتخابات

د 1388 .

  • بیانیه های امضاء شده توسط گروه های مخالف در اعتراض به بازداشت رامین جهانبگلو .
  • سر دادن شعارهایی نظیر :
    • یک یا حسین تا میرحسین .
    • نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری ایرانی .
    • نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران .
    • مرگ بر اصل ولایت فقیه .
    • مرگ بر جمهوری اسلامی .
    • و … .
    1. انتشار کاریکاتورهای هتاکانه متعدد علیه نظام ، مقام معظم رهبری ، رئیس جمهور و … .
    2. استفاده از نوارهای سبز رنگ در تبلیغات و تجمعات در پیش از انتخابات و حمل پرچم های سبز رنگ در تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات .
    3. حمل پلاکاردهای توهین آمیز به رئیس جمهور ( دروغ ممنوع ) در لشکر کشی های خیابانی پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری .
    4. حمل پلاکارهایی با عنوان ما خس و خاشاکیم ، رای من کجاست ؟ ، ما بیشماریم و … در تجمع های پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری .
    5. آموزش شیوه های عملیاتی مبارزه ی بدون خشونت پیش از انتخابات در سایت های متعدد وابسته به فتنه گران از جله : گذار ، بیشمار ، ارتش سبز ، گرین ، سوروس و … .
    6. حمایت ده ها روزنامه و مجله از مهندس موسوی و ایراد اتهامات به دولت و رئیس جمهور .
    7. دیوار نویسی علیه نظام در سطح شهر با اسپری .
    8. برگزاری جلسات متعدد توسط اصلاح طلبان پیش و پس از انتخابات در باره ی نحوه ی مدیریت آشوب ها .
    9. دعوت از کارگران برای شرکت در اعتصابات و تظاهرات در آستانه ی روز کارگر و دستگیری عوامل برنامه ریز این اعتصاب در خانه ی تیمی در 11 اردیبهشت 1388 .
    10. استفاده از رنگ سبز و عباراتی مانند موج سبز ، جنبش سبز ، انقلاب سبز و … و لباس ها و مچ بندهای سبز توسط طرفداران موسوی .
    11. بر پایی نماز و دعا توسط هواداران موسوی در مقابل سازمان ملل .
    12. در آوردن پیراهن و برهنه شدن در تجمع میدان نبوت .
    13. تخریب اموال شخصی مردم عادی در اغتشاشات روزهای 25 ، 26 و 30 خرداد 1388 .
    14. روشن کردن چراغ ماشین ها در روزهای اغتشاش در سطح شهر تهران .
    15. استفاده از عکس مصدق ، سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی .
    16. به صدا در آوردن بوق ممتد ماشین های حامیان موسوی در روزهای اغتشاش در سطح شهر تهران در 18 تیر 1388 .
    17. بازخواست از شورای نگهبان ، وزارت کشور ، رهبری و … توسط موسوی و حامیانش .
    18. تولید و انتشار کلیپ احمدی نژاد ( تدوین سخرانی های متفاوت به صورت هجو آمیز ) در سطح جامعه از طریق لوح فشرده ، اینترنت ، بلوتوث و … .
    19. خواندن سرود یار دبستانی در تمامی تجمعات اصلاح طلبان به ویژه در دانشگاه ها .
    20. برگزاری تجمع های اعتراضی در روزهای 25 ، 26 و 30 خرداد 1388 و روز قدس ، 13 آبان ، 16 آذر و روز عاشورا در سال 1388 .
    21. برگزاری بزرگداشت دکتر مصدق ، بازرگان ، سحابی و مقتولین قتل های زنجیره ای .
    22. تجمع در بهشت زهرا بر سر مزار جان باختگان حوادث پس از انتخابات و ادعای خون خواهی آنان .
    23. تجـمع غیر قانـونی حامیـان موسـوی در میادیـن انقـلاب ، آزادی ، فردوسـی و
      امـام خمـینی ( ره ) .
    24. اهانت به عکس امام خمینی ( ره ) در تجمع روز 16 آذر 1388 .
    25. درخواست از مردم جهت بالا بردن ناگهانی میزان مصرف برق جهت اخلال در برق رسانی توسط دولت در 30 تیر 1388 .
    26. خود داری موسوی و کروبی از انحلال کمیته ی موسوم به صیانت از آرا .
    27. عدم همکاری موسوی و کروبی با شورای ویژه ی باز شماری آرا .
    28. خودداری موسوی و کروبی از حضور در شورای نگهبان جهت رسیدگی به شکایاتشان .
    29. عدم تمکین موسوی به قانون اخذ مجوز تظاهرات و تجمعات از وزارت کشور و قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات و نامشروع جلوه دادن آن .
    30. عدم ارائه ی اسناد تخلف و تقلب ادعایی به شورای نگهبان توسط موسوی و کروبی .
    31. عدم ارائه ی اسناد مربوط به ادعای تجاوز به زندانیان توسط کروبی .
    32. برگزاری شورش ها و تجمعات خیابانی پس از سخنرانی آیت ا… خامنه ای ( ره ) در نماز جمعه با محوریت تاکید بر پرهیز از لشکر کشی های خیابانی .
    33. الله اکبر گفتن های شبانه از روی بام خانه ها در اعتراض به نتایج انتخابات .
    34. فعالیت صدها سایت و وبلاگ سیاسی علیه نظام و ارکان آن از یک سال قبل از انتخابات .
    35. ارائه ی آمار غلط در مناظره ها جهت سیاه نمایی اوضاع جامعه . ( عبد الهی 1390 : 64 – 79 )

     

    4 – 5  رمز گشایی شکست انقلاب رنگی در ایران

    اصلی ترین مشکل جوامع بشری در طول سالیان متمادی وجود رهبران نا اهل و ضعیف بوده است . هر گاه بر جوامعی رهبران بی تقوا ، ترسو و بی تدبیر حکومت نموده آن ها نتوانسته اند گام هایی به سوی تعالی و پیشرفت بردارند .

    یکی از اصلی ترین عامل استثمار و سلطه ی بیگانگان بر جوامع مسلمان در طول تاریخ وجود رهبرانی بوده است که با ناکارآمدی و بی تقوایی ، منافع شخصی و فردی خود را بر منافع ملی برتری بخشیده و در نهایت تسلیم قدرت های ظالم و متجاوز شده اند .

    تجربیات ارزشمند تاریخ اسلام گواه آن است که در دوره هایی از تاریخ تمدن اسلامی که دستگاه مدیریت جامعه ، صالح و توانمند بوده است ، خطاهای موجود در متن جامعه به تدریج و در سایه ی رهبری کارآمد اصلاح شده است .

    همان گونه که در گذشته اشاره گردید ، وجود رهبری توانمند برای جوامع اسلامی موضوعی است که در تفکرات شیعه از آن به مدیر ولایی تعبیر گردیده و اهمیت این امر تا بدان جا می باشد که در ماجرای غدیر خُم خداوند خطاب به نبی مکرم اسلام امر می کند که در صورت عدم تبیین و تعیین این موضوع برای مردم ، رسالت تبلیغ را انجام نداده است . بر این اساس می توان تشخیص داد که موضوع تشکیل حکومت و تدبیر جامعه از برنامه های اصلی دین به شمار می رود .

    همان گونه که اشاره گردید با سیری در تاریخ انقلاب اسلامی ایران می توان دریافت که سکاندار نجات بخش کشتی انقلاب در فتنه ها و بحران های سهمگین ، که از روزهای نخستین شکل گیری نظام اسلامی آغاز گردید و نیز همچنان ادامه داشته و پایانی نیز نمی توان برای آن متصور بود ، درایت و هوشمندی رهبران آن بوده است .

    در فصل آینـده سعی خواهد شد نحوه ی مواجهه و مدیریت هوشمـندانه ی حضـرت آیت ا…
    خامنه ای ( مد ظله ) در بحران سال 1388 که به دنبال برگزاری انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران حادث گردید مورد واکاوی و کنکاش قرار گیرد .

    4 – 6  جمع بندی

    طرح فروپاشی دولت های غیر هم سـو با غرب و آمریکا با استفاده از شیوه ی انقلاب رنگی ، با توجه به خصوصیات و ویژگی های هر کشوری قابل بازسازی بوده و به دلیل اینکه در چندین کشور با موفقیت به اجرا در آمد از یک سو ، و از طرف دیگر با توجه به زمینه های مساعد اجرای آن در ایران دور از ذهن نبود . پیشینه ی انقلاب رنگی در ایران را بایستی در رویدادهای پنهان دهه ی هفتاد جستجو کرد . با فعال شدن گروه های معاند داخلی و وجود ضرورت هماهنگی بیشتر میان اپوزیسیون داخل و خارج در سال 1373 کنفرانس همبستگی هامبورگ از سوی سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی آلمان و سران چپ ضد انقلاب برگزار شد . در این کنفراس تاکید گروه های داخلی و خارجی مبنی بر انتخاب استراتژی تغیییر بر مبنای استحاله بود . طراحان و هدایت کنندگان سناریوی براندازی ، در جستجوی راه کارهایی برای تسریع روند عملیات استحاله و دست یابی به اهداف آتی ، نیازمند افراد و جریان هایی بودند که در نقش کاتالیزور ظاهر شده و فرآیند تغییر حاکمیت از درون را عینیت و سرعت بخشند .

    فراخوان مراکز تصمیم سازی برای تهیه ی راهبرد عملیاتی برای ایران ، تصویب بودجه ی ویژه برای حمایت از آشوب ها ، تلاش برای تصویب قطع نامه های جدید علیه ایران و … ، برخی از اقداماتی است که غرب به سرکردگی آمریکا برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران به اجرا در آورده است . قابل توجه است که بحران سال 88 در ایران که از آن به عنوان عملیاتی جهت براندازی نظام در قالب انقلاب رنگی یاد می شود با همراهی عوامل داخلی و خارجی پا به عرصه نهاد . موسسات و بنیادهای آمریکایی و غربی ، رسانه های دیداری و شنیداری دول غربی به خصوص آمریکا ، اقدامات عملی
    جبهه ی غرب به سرکردگی آمریکا از اتحاد گروه های اپوزیسیون خارج نشین و … از مهمترین عوامل خارجی ؛ فعالیت های احزاب زاویه گرفته از انقلاب نظیر مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی برای پیاده سازی مدل نافرمانی مدنی جین شارپ در کشور و ورود مهندس میرحسین موسوی به صحنه ی انتخابات و افتادن در تله ی دشمن جهت اجرای براندازی ، از مهمترین عوامل داخلی برای اجرای سرنگونی نظام در بحران سال 88 به شمار می رود .

     

     

     

     

     

    فصل پنجم

    نگاهی گذرا به  برخی ازبحران ها در انقلاب اسلامی ایران

    5 – 1 بحران ها در انقلاب

    زندگی اجتماعی انسان خالی از بحران نمی تواند باشد ؛ و به طبع کشور ایران نیز در طول تاریخ خود ، از این قاعده مستثنی نیست . چه این که ویژگی های جغرافیای ، اقتصادی ، طبیعی ، فرهنگی ، سیاسی ، مذهبی و قومیتی این کشور موجبات افزایشِ پیدایش بحران ها را نیز سبب می گردد .

    به علاوه با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی شاه که یکی از سرسپردگان آمریکا در منطقه به شمار می رفت ، و به طبع از دست رفتن یکی از مهمترین پایگاه های آمریکا در خاورمیانه ، و همچنین مقاومت ایران انقلابی در برابر زیاده خواهی های امپریالیسم ، موجب گردیده که حجم بحران ها ، برای براندازی نظام اسلامی و انقلابی  ، دو چندان گردد .

    توضیح واضحات است که پرداختن به بحران های حادث شده در طول حیات جمهوری اسـلامی از
    حوصله ی این مقال خارج است ؛ ولیکن در این قسمت تنها بخشی از این بحران ها و نحوه ی مدیریتشان در دوران زعامت حضرت امام خمینی ( ره ) و رهبری حضرت آیت ا… خامنه ای ( مد ظله ) مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

    پایان نامه درباره ،، .، :، موسسه، آمریکا

    پدر کودتاهای رنگین پایه گذاری شد . شارپ تا ابتدای سال 1990 م به عنوان مدیر عامل و از آن پس تا به امروز به عنوان مدیر علمی این موسسه فعالیت نموده است . این موسسه در ابتدا با هدف تامین مالی پروژه های دانشگاهی پیرامون انقلاب های رنگی و اجرای الگوهای آن در شرایط واقعی فعالیت نمود و به بازوی اصلی سازمان سیا برای پیشبرد کودتاهای مخملی و براندازی خاموش در جهان تبدیل شد . خبر گزاری آسوشیتدپرس طی گزارشی از مشاهده ی رد پای جین شارپ در وقایع تهران در سال 1388 می نویسد : معترضان ایرانی که اکنون نمی دانند چه کنند تشویق می شوند تا از منبعی کمک بگیرند که به یک دهه انقلاب های نرم در اروپای شرقی کمک کرد . آسوشیتد پرس این منبع را جین شارپ اعلام کرد و نوشت : شارپ و دیگر متخصصان جنگ نرم عقیده دارند ، تظاهرات کنندگان ایرانی باید روش های خود را متنوع کنند . ( عبدالهی ، 1390 : 80 )

    صندوق اعانه ی ملی برای دموکراسی NED :

    ریاست هیئت مدیره ی این موسسه به عهده ی مالدین آلبرایت می باشد که نود درصد بودجه ی این صندوق توسط کنگره ی آمریکا تامین می شود . این صندوق فعالیت خود در خصوص ایران را از سال 1999 م شروع کرده است . این موسسه هرساله از افرادی که دارای تجربه هستند و به نحوی نخبه به حساب می آیند در قالب محقق مهمان بورسیه می کند . از جمله افرادی که از ایران به عنوان محقق میهمان به این صندوق دعوت شده اند می توان به : هاله اسفندیاری ، لادن برومند ، رامین جهانبگلو ، سیامک نمازی ، علی افشاری ، منوچهر محمدی ، مهناز افخمی ، تریا پارسی و مهر انگـیز کار اشـاره نمود . همه ی این افراد در بررسی پروژه هایی نظیر وضعیت زنان ، نقض حقوق بشر ، آموزش روزنامه نگاری ( حمایت از روزنامه نگاران دوم خردادی ) ، آموزش خبرنگاری از راه دور و … برای بهره برداری از آن ها در استراتژی انقلاب رنگی در ایران نقش فعالی داشته اند .  ( رنجبران ، 1389 : 119 – 123 )

    مرکز فعالیت استراتژیک عدم خشونت ( CANVAS ) :

    این مرکز توسط مارک پالمر که یک دیپلمات آمریکایی است اداره می شود . این مرکز با همکاری
    موسسه ی مرکز اسناد حقوق بشر که مسئول آن رامین احدی است اقدام به برگزاری کارگاه های متعددی به منظورآمزش براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران در کشورهای حاشیه ی خلیج فارس می نمود که بسیاری از فعالان نزدیک به جبهه ی دوم خرداد در آن حضور مستمر داشتند . در انتخـابات دهمـین
    دوره ی ریاست جمهوری بخشی از آموزه های این موسسه توسط مخالفان مورد استـفاده قرار گرفته
    است . ( عبدالهی ، 1392 : 248 )

    موسسه ی بروکینگز :

    کنت پولاک کارشناس علوم سیاسی و روابط بین الملل از وابستگان این موسسه از جمله افرادی است که روی مسائل ایران تمرکز دارد . پولاک با تالیف کتابی سعی کرده براندازی نرم در ایران را توجیه و اثبات کند که چرا جمهوری اسلامی ایران تهدیدی برای منافع ملی آمریکا در منطقه است . شائول بخاش نیز که از عناصر مشهور صهیونیستی است و بر روی مسائل ایران تمرکز دارد در این موسسه فعالیت می کند . به علاوه همسر وی یعنی هاله اسفندیاری که به محافل سلطنت طلب نیز نزدیک می باشد از فعالان این موسسه می باشد . ( رنجبران ، 1388 : 124 – 125  )

    خانه ی آزادی :

    همه ی عناصر اصلی موسسه ی خانه ی آزادی صهیونیست هستند و چندین سال است که با بودجه ای 15 میلیون یورویی توسط کشور هلند ، یک وب سایت به نام گذار به زبان فارسی منشر کردند . گردانندگان بخش فارسی این موسسه افرادی همچون : ساسان قهرمانی ، فرج سرکوهی ، عباس معروفی ، فاطمه حقیقت جو و همسرش محمد تهوری ، مجید محمدی ، علی افشاری ، محسن سازگارا و نیک آهنگ کوثر هستند . چند ماه قبل از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران ، خانه ی آزادی دستورالعمل آموزشی مبارزه ی مسالمت آمیز با پنجاه نکته ی اساسی را در وب سایت خود منتشر و به آموزش آن پرداخت . این دستورالعمل ، یک خود آموز کامل برای انقلاب رنگی به شمار می آید . به علاوه در این سایت یک راهنمای دیگر منتشر گردیده که در خصوص چگونگی نظارت بر انتخابات است .  این موسسه ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی آمریکا سیا دارد . ( رنجبران ، 1388 : 129 )

    این خانه برای ایران بیشتر در حوزه ی رسانه و ارتباط جمعی فعال بوده و تحت لوای یک برنامه ی کلی به نام توسعه ی جامعه ی مدنی با حمایت رسانه ای تلاش های خود را انجام می دهد . طبق این برنامه خانه ی آزادی تلاش می کرد تا منبع اطلاعاتی جامعی را برای فعالان حقوق بشر ایران فراهم نموده و آن ها را با منابع و دیگر همکاران خود در سرار جهان مرتبط نماید . ( عبدالهی ، 1390 : 251 )

    مرکز سابان :

    مرکز سابان وابسته به موسسه ی بروکینگز گزارشی 160 صفحه ای تحت عنوان کدام مسـیر به سمت
    ایران ؟ منتشر کرد ، که در آن جنگ نرم بهترین گزینه برای براندازی جمهوری اسلامی ایران معرفی شده بود . تنها دو روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ، این سند 160 صفحه ای که در آن 9 سناریو و روش براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران به تفصیل بیان شد بر روی سایت این مرکز برای استفاده مخالفان داخلی قرار گرفت . ( رنجبران ، 1388 : 167 )

    موسسه ی اینتر پرایز آمریکا :

    ای موسسه یکی از موسات قدیمی نزدیک به جمهوری خواهان است که در آن افرادی مانند مایکل لدین که از افسران اطلاعاتی سیا می باشد در خصوص ایران فعالیت می کند . وی از افرادی است که در ماجرای 18 تیر 1378 فعالیت های مختلفی را در خصوص سازماندهی و رهبری معترضین داشته و با افرادی نظیر احمد باطبی ، علی افشاری و منوچهر محمدی مرتبط بوده است .

    از دیگر افراد فعال در این موسسه که شدیداً به دنبال براندازی نظام در ایران می باشد ریچارد پرل است . محسن سازگارا از افرادی است که که همکاری زیادی با این موسسه دارد . ( رنجبران ، 1388 : 133)

    از دید این موسسه عملیات و اقدامات نامتقارن ( که بر خلاف عملیات نظامی برای دورانی طولانی سازماندهی شده است ) ، بهترین راه برای تغییر حکومت در ایران است . ( عبدالهی ، 1390 : 247 )

    موسسه ی واشنگتن برای مطالعه ی سیاست های خاور نزدیک :

    ای موسسه یکی از موسسات بسیار متنفذ در ساختار سیاسی آمریکا است که به خاطر رابطه ی خیلی نزدیک با لابی اسرائیل ، مشهور است .

    در این موسسه ، محسن سازگارا به دعوت کلاوسن به مدت یک سال محقق میهمان بوده است که گزارشی راجع به فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران تهیه کرده و در این گزارش سپاه را به عنوان یک مافیای اقتصادی ، سیاسی ، نظامی ترسیم کرده که تمام جنبه های حکومت ایران را کنترل می کند و دارای یک یکپارچگی بی نظیری می باشد .

    همچنین مهدی خلجی نیز با این موسسه همکاری داشته که فعالیت های زیادی در خصوص تئوری سازی و عملیاتی کردن رویکردهای آمریکا در خصوص حوزه های علمیه و مرجعیت شیعه انجام داده است .
    ( رنجبران ، 1389 : 135 )

    4 – 4 – 1 – 2   رسانه های دیداری و شنیداری

    جهت گیری خاص رسانه هایی چون روز آنلاین ، گویا ، گذار ، بی بی سی ، رادیو فردا ، رادیو زمانه ، رادیو رژیم صهیونیستی ، شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب مانند منافقین ، گروه های سلطنت طلب ، پارس ، رنگارنگ ، کانال یک ، و سایت های اینترنتی ضد انقلاب و همسو با جریان فتنه مانند ، جرس ، کلمه ، بالاترین ، قلم و … در جریان انتخابات و وقایع بعد از آن به عنوان عوامل موثر بر آشوب کاملاً مشهود بود .

    رادیوهای فارسی زبان :

    یکی از مهمترین اهداف این رادیو ها و اطلاعات منتشر شده در آن ها به منظور جهت دهی به افکار عمومی مردم ایران مطبق با خواست گردانندگان آن ها است . رادیوهای بی بی سی ، فردا ، آمریکا ،  آلمان ، فرانسه ، اسرائیل ، و موسکو به طور علنی توسط دستگاه سیاست خارجی کشورهای مطبوعشان و با سیاست گذاری نهادهای ذیربط امنیتی و سیاسی آن کشورها اداره می گردند . ( رنجبران ، 1388 : 241 )

    شبکه ی ITC   ایرانی :

    راه اندازی شبکه های تلوزیونی ماهواره ای یکی از روش های مهم جنگ رسانه ای آمریکا علیه ایران
    است . کنگره ی آمریکا بودجه ای برای حمایت از آن چه فعالیت های مدنی و رسانه ای در ایران نامیده می شود اختصاص داده که بخش عمده ی این بودجه به تلوزیون های ماهواره ای فارسـی زبان مقیـم
    لس آنجلس اختصاص داده شده تا به برنامه سازی و ترویج فرهنگ غربی در ایران بپردازند .

    همچنین این تلوزیون ها  از سوی گروه های سلطنت طلب ، حمایت مالی می شوند . این تلوزیون ها در اغتشاشات سال 1388 نقش تحریک کنندگی فراوانی داشته ، و بسیاری از دستگیر شدگان این حوادث به تحریک پذیری بر اثر تماشای برنامه های مخرب این تلوزیون ها ازعان کرده اند .
    ( رنجبران ، 1388 : 242 )

    سایت های اینترنتی فارسی :

    اکثریت قریب به اتفاق سایت های فارسی خبریِ مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران ، وابسته به جریانات سیاسیِ خارج از کشور و دولت های خارجی است . سرمایه گذاری بر روی سایت های اینترنتی به عنوان یکی از ابزارهای جنگ رسانه ای علیه ایران با قدرت و شدت از سوی کشورهایی نظیر آمریکا و جریانات معاند نظام جمهوری اسلامی ایران پیگیری می شود . امروزه اینترنت این امکان را برای مخالفان ایران فراهم کرده که با صرف هزینه ای بسیار اندک به ارتباط با مردم ایران پرداخته و آن ها را تحت بمباران تبلیغاتی و سیاسی قرار دهند . اهمیت این موضوع برای آمریکا به حدی است که در مقابله با سیاست فیلترینگ ایران که بر اساس مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گیرد ، با انعقاد قرارداد 40 میلیون دلاری با یک شرکت سازنده ی نرم افزارهای فیلتر و ضد فیلتر اقدام به شکستن فیلترهای ISP  های ایرانی کرده است . ( رنجبران ، 1388 : 243 )

    4 – 4 – 1 – 3  اقدامات آمریکا

    شواهد وتحولات موجود نشان دهنده ی آن است که آمریکا در صدد براندازی نرم با استفاده از حمایت اقتصادی در ایران بوده که جنبهه هایی از آن به شرح ذیل می باشد :

    1. اتحاد و ائتلاف بین اپوزیسیون های مختلف و معارضِ ایران با یکدیگر .
    2. شکل دهی اپوزیسیونِ جدید با حضور و نقش جنبش های جدید و عناصر رهبری داخلی و ناشناخته مانند جنبش های کارگری ، زنان و فمینیستی ، دانشجویی و … .
    3. سازماندهی و به کارگیری آلترناتیو جمهوری اسلامی ایران از عناصر و نخبگان خودی یا شبه خودیِ داخل کشور .
    4. حضور گسترده در برخی کشورهای همسایه برای هدایت انقلاب نرم به ویژه در امارات . چنانچه آقای نیکلاس برنز معاون وقت وزیر خارجه ی آمریکا در این باره می گوید : امارات پنجره ی آمریکا به سوی ایران است تا بتوانیم ایران را آزاد سازیم .
    5. تمرکز بر حوزه ی معرفتی ، رسانه ای و دانشگاهی کشور و جلب همکاری بخشی از نخبگان در تولید وتوزیع اندیشه های براندازی نرم .
    6. معطوف شدن موسسات و دانشگاه های آمریکا به موضوع ایران و اعطای تسهیلات لازم برای گروه های مخالف جمهوری