Menu

0 Comment

1-1مقدمه

در هر جامعه ای ایدئولوژی نگرش سیاسی گروه حاکم و یا به سخن دیگر گفتمان مسلط، قطع نظر از اینکه سرچشمه­هایی پدید آمده باشد نقش بسیار تعیین کننده­ای در توسعه سیاسی دارد. بر این اساس تغییر در ایدئولوژی و نگرش حاکم نیز بر روند توسعه سیاسی مؤثر است. در واقع ایدئولوژی و نگرش سیاسی متغییر واسطی در ایجاد شرایط سیاسی است. با این حال ایدئولوژی و نگرش­های سیاسی، بویژه نزد گروه حاکم منشاء عمل و رفتار سیاسی هستند و ممکن است نسبت به رقابت و مشارکت سیاسی، مساعد یا نامساعد باشند.

آنچه در ارتباط با ساخت و ماهیت دولت در ایران مطرح شده در واقع منبعث از ویژگی های تاریخی، جغرافیایی اقلیمی و اجتماعی بوده که متناسب با آن ساختار دولت در ایران را تشکیل داده و معمولاً استمرار بخشیده است. در واقع آنچه باعث استمرار عناصری از این ساختار در تاریخ سیاسی طولانی ایران شده بحث دیرپایی عناصر فرهنگ سیاسی است که متناسب با این ساختار شکل گرفته و خود را بازتولید نموده است. در حقیقت گفتمان های سیاسی در ایران حاصل تعامل ساخت دولت و فرهنگ سیاسی بوده اند که توسط همان ساخت به همراهی نهادها و ساختارهای دیگری تولید و معمولاً در طول زمان استمرار یافته اند. به عنوان مثال بسیاری از اندیشمندان تاریخ سیاسی اجتماعی ایران معتقدند که پاتریمونیالیسم سنتی، گفتمان مسلط در ایران پیش از ظهور فشارها و نفوذ غرب وجود داشته که در غالب جنبش اصلاحات دوران قاجاریه و نهضت مشروطیت ظهور نمودند. در نگاه این اندیشمندان، پاتریمونیالیسم سنتی ایران به طور کلی بر اقتدار و اطاعت مطلقه، پدرسالار سیاسی، قداست دولت و رابطه مستمر آن با خدا رابطه میان حکام و علمای دین و ساختار عمودی یک جانبه غیرمشارکتی و غیر رقابتی تأکید می گذاشت. (بهشتی نیا،1387،41)

در این گفتمان بر اقتدارگرایی، اصلاحات از بالا، عقلانیت مدرنیستی، ناسیونالیسم ایرانی، مرکزیت سیاسی مدرنیسم فرهنگی، سکولاریسم و توسعه صنعتی تأکید می شده و در واقع دولت مطلقه ای که در پرتو این گفتمان ظهور کرد، در پی آن بود تا جامعه و اقتصاد ایران را از صورت بندی سنتی و ماقبل سرمایه­دارانه به صورت بندی مدرن و سیاستمدارانه عبور دهد و از این حیث برخی کارویژه های زیربنایی در حوزه نوسازی اقتصادی و اجتماعی به عمل آورد. البته چون اجزای این گونه سیاست ها نیازمند تمرکز ابزارها و منابع قدرت سیاسی در دست دولت مطلقه بود، از سوی دیگر موجب انقیاد نیروهای اجتماعی و سیاسی شد و در واقع در گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی چندان جایی برای مشارکت و رقابت سیاسی وجود نداشت. دولت مطلقه پهلوی گرچه در چهارچوب تلاش برای نوسازی اقتصادی و اجتماعی نیازمند تمرکز منابع قدرت و اعمال مستبدانه آن بر جامعه و نیروهای اجتماعی بود. با توجه به همین ویژگی هاست که برخی از نویسندگان حتی در کاربرد عنوان دولت مطلقه مدرن برای دولت نوساز پهلوی با احتیاط بسیار عمل می نمایند. در واقع رضاشاه در فقدان شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسب در امر یکپارچگی ملی نمی توانست در انجام کارویژه های ملت سازی موفق باشد و به این خاطر بود که با هدف فائق آمدن بر ضعف های تاریخی و اجتماعی به سرکوب و حذف نیروهای اجتماعی متوسل گردید. عبور ناموفق از دولت – ملت سازی در زمان او و استقرار حکومت مرکزی متمرکز از طریق یکپارچه سازی اجباری موجب باعث شد تا از ظهور گروههای متنوع سیاسی خارج از حاکمیت جلوگیری به عمل آید. در واقع همانطور که دکتر بشیریه متذکر می شود درخواست های عمده انقلاب مشروطه یعنی حکومت قانون و پارلمان و مشارکت آزاد گروه ها در زندگی سیاسی با تکوین ساخت دولت مطلقه غیرقابل اجرا شدند ولی خواسته های دیگر آن به ویژه اصلاحات بروکراتیک و مالی و آموزشی نوسازی فرهنگی و نوعی ناسیونالیسم ایرانی، در نتیجه تکوین ساخت دولت مطلقه مجال تحقق یافتند و در واقع از مجلس ششم به بعد نهادهایی برآمده از مشروطیت نیز در دوران ساخت دولت مطلقه ادغام شدند و در مقابل، قوه مجریه دربار و ارتش به عنوان مراکز اصلی قدرت سیاسی پدیدار گردیدند. (بشیریه،1381،202)

پس از این بررسی کلی درباره دولت مطلقه پهلوی اول پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال می باشد: که سرکوب جنبشهای قومی گیلان و خوزستان چه تأثیری بر شکل گیری دولت مدرن در ایران داشته است؟ و فرضیه ای که برای این سؤال در نظر گرفته شده عبارت است از : تلاش برای حل بحران هویت و مقابله با جنبش های قومی به شکل اقتدار آمیز موجب شد تا پروسه تکوین هویت ملی و شکل گیری دولت مدرن به صورت ناقص صورت پذیرد.

بنابرین در فصل اول پس از بیان مسئله و تعریفی کوتاه از موضوع پژوهش کلیتی از تحقیق در اختیار خوانندگان قرار می گیرد و همچنین اهمیت و ضرورت پژوهش ،معرفی متغییرها، سؤال اصلی، فرضیه پژوهش، شیوه یا روش پژوهش، محدودیت­های پژوهش و کلید واژه ها به صورت تعریفی ارائه می شوند. اما فصل دوم طبق قانون تحقیق حاوی چهارچوب نظری می­باشد که پژوهنده پس از ارائه و تعریف چهار گفتمانی که درباره جامعه ایرانی(پاتریمونیال، شیوه تولید آسیایی، دولت تحصیلدار و دولت مطلقه) [1]به کار رفته است با تأکید بر گفتمان دولت مطلقه مسیر پژوهش هموارتر می شود.

در فصل سوم تاریخچه­ای از موضوع پژوهش برای خوانندگان به این صورت ارائه می شود که پژوهنده اوضاع اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی را در آن برهه زمانی به دو قسمت قبل از کودتای رضاخانی و بعد از کودتای رضاخانی تقسیم کرده است تا مطلب بهتر و رساتر خود را نشان دهد و در ادامه چگونگی کودتا را تعریفی کوتاه ارائه می دهد و هم عوامل خارجی و هم عوامل داخلی دخیل در به وجود آمدن کودتا را نیز مورد بررسی قرار می دهد. در فصل چهارم که به عقیده پژوهنده مهمترین فصل پژوهش می باشد زیرا که تجزیه و تحلیل داده های تحقیق است پژوهنده در ابتدا تمایلات متضاد سیاسی در کشور را بر اساس دو جنبش (یکی در گیلان و دیگری در خوزستان) از سر می گیرد و پس از بررسی این دو جنبش که اولی به رهبری میرزا کوچک خان بوده و دومی به رهبری شیخ خزعل صورت گرفت نوسازی در عصر پهلوی و چگونگی ایجاد جامعه ای شبه مدرن بر اساس الگوی دولت مطلقه مورد تحلیل قرار می گیرد و پس از آن نتیجه گیری ارائه می شود و حاوی عصاره ای از آنچه ما خواندیم ، اندیشیدیم و نوشتیم…. .

در پایان و به حکم ادب بهتر آن است که از بزرگان،استادان، معلمان و دوستانی که در این راه همراه و همیار ما بوده اند تشکر کنیم. در ابتدا از جناب آقای دکتر ادریس بهشتی نیا به عنوان استاد راهنما که با مساعدت هایشان در امر تحقیق بنده را یاری دادند تشکر می کنم و از جناب آقای دکتر سیروس محبی به عنوان استاد مشاور به دلیل مشاوره در موضوع و حتی اصل متن سپاسگزارم و از جناب آقای سعید زین الدینی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات تهران نیز به خاطر جمع آوری برخی منابع و راهنمایی هایشان به خصوص در فصل چهارم تحقیق ممنونم. باشد که به یاری خداوند متعال این پژوهش ذره ای باشد برای سلول توسعه جامعه ی ایرانی… .

 

 

2-1بیان مسئله

دولت را در دولت- ملت با قوانین اساسی مهار می کنند تا این دولت نتواند حتی با قانون گذاری در پارلمان حقوق گذاری مردم را مخدوش کند. اصل دوم در دولت- ملت این است که دولت نمی تواند استقلال و آزادی عمل جامعه یا جامعه مدنی را خدشه دار کند به بیان دیگر و حقیقت دولت در دولت – ملت متشکل از اجتماع سیاسی شهروندان است و این چنین دولتی سراسر حریم و فضای زندگی افراد در جامعه تحت تأثیر قرار گرفته و تضمین کننده حقوق افراد و جامعه آنها می باشد. (جلالی پور، 115، 1376)

تکوین مدرنیته سیاسی یا نوع خاصی از دولت به عنوان استقرار مجموعه نهادی مردم سالارانه یکی از جنبه های مدرنیته است که تحقق آن را از خواسته های اساسی بسیاری از علاقه مندان و طرفداران ایران برای توسعه و پیشرفت بوده است. از نظر هویت ملی ایران همانند دیگر کشورها کاملاً سیال و رقابتی است با وجود این دلبستگی و وابستگی ایران به ایران زمین و ایران شهر به شکل چشم گیری بدون تغییر مانده است. هویت ایرانیان بر اساس اسلام شیعی و تاریخ پیش از اسلام آنان به ویژه ساسانیان و هخامنشیان و پارت ها تعریف شدنی است. (آبراهامیان،35، 1384)

ایران زمین کشوری چند قومیتی با فرهنگهای قومی و قبیله گوناگون است.هربار یکی از قبایل یا اقوام بر سایرین مسلط و با حذف و طرد سایر قبایل و اقوام موفق به تشکیل حکومت مقتدری شده است و هیچگاه همگرایی درونی و توافق اجتماعی ما بین قومیتهای ایرانی شکل نگرفته است. همیشه روابط از بیرون و با قدرت و سلطه، امنیت مرزها و همگرایی قومیت ها تأمین شده است. همیشه به جای همگرایی قومیتی، سلطه و انقیاد سیاسی امنیت و وحدت ایران زمین را تأمین کرده است. دیالکتیک سلطه و فروپاشی همیشه بر تاریخ ایران زمین حاکم بوده است یا سلطه مقتدرانه مرکز بدون آزادی قومیتها حاکم بوده است یا با کوچکترین خللی در قدرت حاکم ایران زمین درآستانه­ی فروپاشی قرار گرفته است و هیچگاه تعادلی مابین آزادیهای قومی و قدرت مرکزی ایجاد نشده بود. (احمدی، 32، 1378)

در این باره رجوع می کنیم به قلم حسین بشیریه که معتقد است: «درباره ایران، فرهنگ و نگرش سیاسی گروههای حاکم به دلایل عمیق تاریخی و اجتماعی و روانشناختی، نگرشی پاتریمونیالیستی بوده که در آن ساخت قدرت به عنوان رابطه ای عمودی و آمرانه از بالا به پایین میان حکام و مردم تصور می شده است. شکل نهادی این رابطه قدرت عمودی و پدرسالارانه ممکن است در طی تاریخ -به ویژه در قرن بیستم-  دگرگون شده باشد اما رابطه قدرت، علی رقم ورود عناصر تازه ای در آن، اساساً دگرگون نشده است. چنانچه بپذیریم که ساخت و رابطه قدرت در سطح زندگی سیاسی، تابعی از نوع تصور قدرت در سطح زندگی اجتماعی و خانوادگی است در آن صورت باید تغییر در نگرش ها و ایدئولوژی های گروه حاکم درگرو تغییرات ژرف تر اجتماعی بدانیم. منابع و سرچشمه های ایدئولوژی قدرت ساخت عمودی و یکجانبه در ایران، متنوع و متعددند و این ایدئولوژی علاوه بر ساختار خانواده، با سنن مذهبی این سرزمین و ساختار اجتماعی سنتی و شیوه استبداد شرقی نیز در پیوند بوده است. در همین رابطه قداست از ویژگی های اصلی قدرت سیاسی محسوب می­شود.» (بشیریه،661و662، 1386)

از سوی دیگر برای بحث در این مسئله که آیا ایلات به طور کلی برای حیات اجتماعی و سیاسی کشور مفید فایده بوده و زیانهایی دربرداشته است و برای بحث در جنبه های گوناگون نهضتهای عشایری باید در نظر داشته باشیم که عوامل گوناگونی از قبیل دیانت، زبان، نژاد و لهجه محلی و عقاید وخصوصیات روحی سران عشایر و ایلات، تفاوتهای بارزی میان ایلات و عشایر کشور و هر قسمت از این مردمان را در سرزمینی که از قرنها به این طرف ساکن هستند به صورت خاصی در راه به دست آوردن قدرت و حاکمیت به جنبش و نهضت برانگیخته

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید