جنگ نرم حالت تنش ودرگیری شدیدی است که بین کشورها درعرصه بین­الملل ظاهر می­شود وازمختصات آن می­توان به مانورهای سیاسی، مشاجره­های دیپلماتیک، جنگ­های روانی، مخاصمه­های ایدئولوژیکی، جنگ اقتصادی ورقابت برای کسب وقدرت نام بردکه هدف­های این تهاجم می­تواند تضعیف روحیه،وحدت ملی،ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، نافرمانی مدنی،افزایش ناکارآمدی حاکمیت وتضعیف اراده مقاومت درمردم باشدجنگ نرم ازابعادمختلف برامنیت اجتماعی کشورها تاثیر گذاشته و به اعتقادات ، باورها و ارزش­های اساسی یک جامعه، حمله می شود؛ زیرا در صورت تغییر باورهای بنیادین جامعه قالب­های تفکر واندیشه آن دگرگون شده والگوهای رفتاری جدیدشکل می­گیردو رفتارهای چالشی و ساختارشکنانه، جایگزین رفتار های متعادل جامعه می­گردد. تردید، دودلی، بدبینی و احساس ناکارآمدی نسبت به ساختار سیاسی نظام درجنگ نرم شکل می­گیرد.جنگ نرم،عرصه عرضه نمادها ومناسک فرهنگی گوناگون و متعارض، رویارویی آموزه ها وباورها وتفسیرهای دینی متفاوت ومتضاد و تقابل ارزش­ها و رفتارها و گرایش­های معنوی رنگارنگ است. جنگ نرم از طریق ابعاد عینی،ذهنی وفرهنگی درامنیت اجتماعی جوامع تاثیر می­گذارد چرا که مقوله امنیت اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین مقوله­های اجتماعی درهر جامعه­ای ازاهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است. امنیت اجتماعی با ارزش­های جامعه، پیوند ناگسستنی و در صورتی که امنیت اجتماعی در جامعه حفظ شود؛ ارزش­های جامعه حفظ گردیده و به عبارت دیگر، امنیت جامعه به معنی وضعیتی است که در آن ارزش های جمعی حفظ می­گردد.یکی از مهمترین عواملی که باعث تضعیف امنیت اجتماعی می شود جنگ نرم است جنگ نرم با تغییر در ارزش های جامعه و اخلال درروند درونی شدن ارزش­ها باعث تضعیف امنیت اجتماعی می­شود.جامعه­ای در مقابل جنگ نرم می­تواند امنیت اجتماعی خود را حفظ کندکه ضمن درونی کردن ارزش­های خود بتواند در مقابل اقدامات مجری جنگ نرم، ارزش های خود را حفظ نماید.جنگ نرم از طریق اخلال درمجموعه هنجاری جامعه و تضعیف ارزش های جامعه،باعث همنوایی افراد جامعه با ارزش های جامعه دیگر می شود.در این میان جنگ نرم کشورهای غربی با همراهی ایالات متحده آمریکا  علیه ایران در دوران ریاست جمهوری محموداحمدی نژادبا ایجاد تغییردرعوامل فرهنگی،سیاسی واجتماعی مانند افزایش بیکاری، افزایش فقر، افزایش اعتیادومواد مخدردر جامعه وافزایش تورم به دنبال هدف قراردادن نظام ارزشی جامعه ایران از طریق استحاله فرهنگی،تردید در مبانی نظام،نابسامانی،از خود بیگانگی،نا به هنجاری وشکاف نسلی به دنبال تضعیف و تهدید امنیت اجتماعی در ابعاد گوناگون بوده­ است.[1]

 

 

 

 

 

 

فصل اول:

کلیات طرحَ پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1-       طرح مسأله:

در سال­هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، دشمن دست به اقداماتي عليه جمهوري اسلامي ايران همانند کودتاي نوژه، فاجعه طبس، جنگ هشت ساله، جنگ هاي داخلي زد که مي توان از آن با عنوان جنگ سخت ياد کرد اما پس از ناکامي در اين خصوص، تهديدات دشمن تغيير روش داد به گونه اي که در ادبيات جديد ديپلماسي يا در عرصه هاي سياسي از آن با عنوان  جنگ نرم ياد مي شود.

جنگ نرم عبارت از هر اقدام غیرخشونت‏آمیز است که ارزش‌ها و هنجار‌ها را مورد هجوم قرار داده و در نهایت، منجر به تغییر در الگو‌هاى رفتارى وخلق الگو‌هاى جدیدى شود که با الگو‌هاى رفتارى نظام حاکم، تعارض داشته باشد. لازم به ذکر است که زمینه‌هاى تهدید نرم‏افزارى مانند موانع ساختارى مشروعیت یا بحران مشروعیت می­تواند منجر به شکل‏گیری یا تشدید تهدیدات نرم‏افزاری و حتی سخت‏افزاری مانند حمله نظامی شود. جنگ نرم در صورتى شکل مى‌گیرد که کسانى که به آن تن مى‌دهند اساساً احساس و ادراک تهدید از آن نداشته باشند، بلکه آن را مطلوب و تسلیم در برابر آن را اولویت خود بدانند. این اولویت می‌تواند با عمد یا ترغیب، آموزش و پرورش و فرهنگ‏سازی انجام شود. این‏گونه تهدید نرم که در واقع، نقطه مقابل قدرت شرطی است، با تغییر اعتقادات افراد و ملت‌‌ها، اساسی‌ترین کارکرد‌ها را در دگرگونی­ فرهنگ، اقتصادوسیاست کشور‌ها ایفا مى‌کند (کالبرایت، 1371: 65).

امروزه جنگ نرم، موثرترين، كارآمدترين، كم هزينه ترين، خطرناك ترين وپيچيده ترين نوع تهديد عليه ارزش ها وامنيت اجتماعی يك كشور است. که موثرتر است؛ چون مي توان با كمترين هزينه، باحذف لشكركشي واز بين بردن مقاومت هاي طيف شناسي جنگ ، بر مبناي«ابزار و روش تحميل اراده» است. بر مبناي اين شاخص جنگ، شامل جنگ نرم و جنگ سخت است. اين نوع تفكيك ابتدا در مورد تفكيك قدرت، به قدرت نرم و سخت، از سوي جوزف ناي انجام شده، و سپس دردهه ي اخيرازسوي انديشمندان تكامل يافته است.

جنگ نرم، استفاده دقيق و برنامه ريزي شده از قدرت نرم عليه نظام هاي سياسي مورد هدف، به منظورتاثيرگذاري بر باورها و ارزش هاي بنيادين و با هدف دگرگوني در هويت فرهنگي و الگوهاي رفتاري مورد قبول در عرصه هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است.هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف جنگ سخت، یعنی تضعیف، مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است، ولی ابزار و روش­های این براندازی متفاوت است.

اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام می­شود و نظام دفاعی و امنیتی یک کشور فرو می­ریزد، در جنگ نرم تلاش می­شود با تأثیرگذاری بر باورها و ارزش­های یک ملت، اندیشه و الگوی اداره­ی یک کشور که هویت دهنده به نظام سیاسی است به چالش کشیده شود. تلاش دشمن در براندازی نرم با پروژه­ی بی­اعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، به نتیجه خواهد رسید. جنگ نرم، روشی برای تحمیل اراده و تأمین منافع است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روش­های خشونت­آمیز اعمال می­شود. ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم به­ویژه، قدرت اقناع­گری وهمراه سازی است که اغلب با استفاده از ابزارهای ارتباطی ورسانه­ها ودانش روان­شناختی تلاش می­شود تا در هویت­های فکری وفرهنگی مخاطب تردید ایجاد شود، حوزه­ی عمل این جنگ، افکار، اعتقادها، باورها، ارزش­ها، علائق و گرایش­های جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامه­ریزی می­کند.در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق می­شود. به عبارت دیگر جنگ نرم، جنگ تخریب الگو است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزش­های اساسی نظام سیاسی، الگوی آن نظام را در عرصه­های گوناگون اجتماعی ناکارآمد می­سازد (نائيني، 1389: 78).

امنیت اجتماعی از نیازهای اولیه­ ایمنی هر نظام از جمله نظام سیاسی است. همه اشخاص وارکان جامعه،نیازمند امنیت اجتماعی هستندواز فقدان آن متضرر می­شوند.امنیت اجتماعی به مثابه روح حیات­بخش ارتباطات افراد و نیرو­های اجتماعی است. فضای مبتنی بر امنیت اجتماعی از لحاظ روانی، فکری، بستر پیشرفت­ سیاسی، اقتصادی، علمی وفرهنگی را فراهم می­سازد و برتکوین وثبات ساختارها و روابط سیاسی مؤثر است.

امنیت اجتماعی باعث انسجام، پویایی وتوانمندی جامعه و تحکیم کیان نظام سیاسی در برابر آسیب­های درونی و تهدیدهای بیرونی به­ویژه در شرایط متحول منطقه وجهان است.امنیت اجتماعی به معنی حفظ نظام اجتماعی وسیاسی در وضعیتی است که جامعه، خانواده، فرد و حکومت در مقابل آسیب­ها و تهدیدهای اجتماعی ایمن بوده و به سلامت زندگی خود مطمئن باشد. با استقرار امنیت اجتماعی در کشور، اطمینان و امید انسان­ها افزایش می­یابد و میل به پیشرفت و کوشش برای زندگی سالم در آن­ها بارور می­شود.با پیشرفت فناوری،­ دامنه امنیت اجتماعی ازمقوله­های رفاهی، بهداشتی و اقتصادی فراتر رفت و مباحثی از قبیل هستی فرد و جامعه، هویت وشخصیت موضوعیت یافت و دستیابی به آن برای نظام اجتماعی و نظام سیاسی اولویت یافت.بنابراین؛ امنیت اجتماعی یکی از مقولاتی بوده که در حیات جامعه بسیار تأثیرگذار است و عوامل متعددی در تقویت و تضعیف آن دخیل هستند. امنیت اجتماعی با ارزش های جمعی انسان در زندگی اجتماعی ارتباط نزدیک دارد و جنگ نرم در صدد است تا افراد اقشار جامعه هدف را با خود همراه نماید. ارزش های جمعی نقطه پیوند میان امنیت اجتماعی وجنگ نرم است چرا که ارزش های جمعی ازیک سو عامل همبستگی و وفاق جامعه می باشد و از سوی دیگر چون ارزش های جمعی باعث هنجارمندی روابط افراد در عرصه های گوناگون حیات عمومی انسان می­شود، عامل تقویت امنیت اجتماعی است. استقرار ارزش های جمعی باعث افزایش استحکام هنجارهاوکاهش هنجارشکنی در جامعه و نظام شده و ثبات، تعادل و امنیت اجتماعی از این طریق تقویت می گردد و جنگ نرم با تضعیف مجموعه ارزش و هنجاری جامعه باعث اختلال در سیستم امنیتی جامعه می گردد.استراتژي دشمنان جمهوري اسلامي ايران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 مبتني بر اقدامات غير نظامي ونرم دركنار تهديد به اقدام نظامي است.

كليد خوردن جنگ نرم عليه ايران در مقطع فعلي را بايد ناشي از گسترش حس تنفر از آمريكا در جهان دانست كه به نظر سران كاخ سفيد، ايران مركز اصلي ايجاد و گسترش اين تنفر است. پروژه و پديده جنگ نرم كه هم­اكنون به عنوان پروژه­اي عظيم عليه جمهوري اسلامي ايران در حال تدوين و اجرا است، در شاخص­هايي مانند ايجاد نابساماني اقتصادي، گسترش به نارضايتي در جامعه، تأسيس سازمان­هاي غيردولتي در حجم گسترده، جنگ رسانه­اي، عمليات رواني براي ناكارآمد جلوه دادن دستگاه اداري واجرايي دولت، تضعيف حاكميت ايران از طريق روش­هاي مدني وتزلزل درامنیت اجتماعی این نظام متبلور مي­شود. درفرآيند جنگ نرم، عوامل براندازي از زمينه­هاي موجود درجامعه براي پيشبرد  اهداف خود بهره مي­برند يا به طور مجازي در ايجاد نارضايتي و آشفتگی افكار عمومي وسپس بهره برداري ازآن می­کوشند.

تئوری نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ نرم وبر هم زدن امنیت اجتماعی پس از پشت سر گذاشتن جنگ سخت وارد مرحله عملیاتی گردیده و تغییر استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران وانتقال منطقه نبرد از میادین نظامی به اذهان مردم ایران وناامن ساختن روان جامعه وبرهم زدن امنیت اجتماعی ازاصلی­ترین دغدغه­های پژوهش حاضر است لذا شناخت لازم از سامانه­هاي اصلي جنگ نرم وآشنايي با استراتژي­ها و تاكتيك­هاي دشمن علیه امنیت اجتماعی مي­تواند نحوه تقابل هوشمندانه وبا بصيرت جمهوری اسلامی ایران را در پي داشته باشد. مسأله این پژوهش، جنگ نرم وچگونگی تأثیر آن برامنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران دردوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از سال 1384 تا 1392 است.

1-2- علل انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:

مبحث جنگ نرم در سیاست و حکومت از موضوعات عمده حوزه مطالعاتی  جامعه شناسی سیاسی و نوسازی ودگرگونی سیاسی است از این روشناسایی انگیزه ها ،دلایل واهداف جنگ نرم در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید