پایان نامه علوم سیاسی در مورد خلیج، شورای، ،، امنیت، عربستان

بخصوص تقاضای کمک عربستان از ایالات متحده آمریکا ، و آنکه عراق با این حمله باعث بروز بحرانی بین‌المللی گردیده بود و بحت هژمونیک فرامنطقه ای آمریکا را با مخاطره مواجه ساخته بود با دخالت آمریکا  شورای امنیت اخطار ی مبنی بر خروج ضرب الاجل داد،ولی نپذیرفت تا اینکه نهایتا آمریکادر سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از کشورهای دیگر به کویت و سپس به عراق حمله کرد ه و ارتش عراق را از کویت بیرون راند ( www.persiangulfstudies.com)و با حضور نیروهای مداخله گر خارجی به ناامن تر شدن منطقه بیشتر دامن زده شد و شرایط را برای حمله آمریکا به عراق در سال 2003  و رخ دادن بحران سوم در منطقه  و حضور جدی به عنوان یک مانع خارجی در پیشبرد اهداف امنیت جمعی مهیاتر شد.

3-2-5  اتحاد ناکارآمد منطقه ای در خلیج فارس

پس از به حرکت در آمدن ماشین جنگی عراق در خاک ایران در دیدار ۴و ۵ فوریه ١٩٨١میان وزیران خارجه عربستان سعودی، عمان، کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی در ریاض، توافق شد شورایی برای همکاری میان این شش کشور عربی خلیج فارس به نام شورای همکاری خلیج فارس به وجود آید. این شورا به صورت عادی، به  شورای همکاری خلیج فارس معروف شده است.  هدف تشکیل این شورا در آن هنگام، ایجاد چهارچوبی برای همکاری و هماهنگی همه سیاستهای دولتی میان کشورهای عضو همراه با توجه به مسأله حفظ امنیت  در منطقه اعلام شد (مجتهدزاده،١۳٨٠ص238)

در سال ١٩٨١م در زمان تأسیس این شورا، عربستان طرحی در خصوص امنیت منطقه ارائه داد که بخش اعظم آن به کنترل مخالفان داخلی اختصاص یافته بود که نکات این طرح عبارت بود از:

١- تمایل به حفظ ثبات و امنیت در داخل هر کشور

2-تحکیم همکاری بین نیروهای پلیس کشورهای عضو

3-اعتقاد به اینکه به خطر افتادن هر کشور بر کل امنیت مشترک تاثیرگذار است (نعیمی ارفع، ١۳٨٢ص ۵٦)

اعضای شورای همکاری خلیج فارس تصریح کردند که هدف اصلی از تأسیس شورای همکاری خلیج فارس ایجاد صلح و ثبات و همچنین تثبیت همکاری های هر چه بیشتر میان کشورهای عضو با دیگر کشورهای منطقه است. (قاسمیان،١۳٨٦ص ١)

ازمهمترین دلایل منطقی در مورد تشکیل شورای همکاری خلیج فارس می توان موارد ریر را مورد اشاره قرار داد:

١- یکی از مهمترین دلایل پیدایش شورای همکاری خلیج فارس را می توان پیروزی انقلاب اسلامی  ایران دانست. البته از دو بعد می توان این تاثیر را مورد توجه قرار داد:

الف:اتحاد بین دول عربی منطقه  که دارای سیستم  های حکومتی پادشاهی ،امیر نشین و شیخ نشین می باشند.توان آنها را در مقابل خطر داخلی افزایش می دهد.

ب:این اتحاد،بنیه نظامی – سیاسی آنها را در مقابل خطر احتمالی خارجی (و بیشتر تخیلی ایران)تقویت می کند.

٢- هماهنگی با استراتژی منطقه ای آمریکا،مسلح کردن عربستان و تبدیل آن به ستون اصلی سیاست آمریکا در منطقه،مستلزم ایجاد یک پوشش وسیع منطقه ای وجلب و جذب سایر کشورهای منطقه در استراتژی نظامی آمریکا بود تا بدینوسیله عربستان در منطقه تنها نباشد.

۳- دلیل دیگر می توانست آن باشد که با سقوط رژیم شاه در ایران،حلقه اتصال بین پیمان ناتو و سیتو گسسته بود و جایگزینی آن توسط کشورهای شبه جزیره عربستان دارای اهمیت بود.

۴- تشکیل شورا توان مقاومت این رژیم ها را در مقابله با نیروهای پیشرو و مترقی جهان عرب افزایش می داد.

۵- البته مقابله با تهدید شوروی نیز به عنوان عامل دیگر می تواند مورد توجه قرار گیرد . چنین تهدیدی با نفوذ شوروی در افغانستان جدی تر شده بود. (الهی، ١۳٨۴ص۴٢۴)

 

3-2-6 نقش منفی شورای همکاری در کنترل دو بحران مهم منطقه ای

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، موضوعاتی مشابه درخصوص جنگ ایران و عراق داشتند. وقوع جنگ، این كشورها را در وضعیت انتخاب میان بد و بدتر قرار داد. از یكسو ناسیونالیست های عرب خلیج فارس امیدوار بودند عراق نظام جمهوری اسلامی را ساقط یا حداقل تضعیف كند و از سوی دیگر، نگران این مسئله بودند كه عراق بتواند با غلبه بر ایران به یك  قدرت سیاسی – نظامی بسیار نیرومند و مهار نشدنی در منطقه تبدیل شود. به عبارت دیگر، شیوخ خلیج فارس هم به عراق بی اعتماد بودند و هم از تمایلات انقلابی ایران می ترسیدند.  به هر حال، ترس از پیروزی احتمالی ایران و ایدئولوژی انقلابی آن در تركیب با ناسیونالیسم عربی، آنها را به سمت حمایت از عراق در جنگ با ایران سوق داد، هر چند موضع رسمی شان در قبال جنگ، اعلام بی طرفی بود. این موضعی بود که به نوعی تا پایان جنگ حفظ کردند. هرچند که حمایت این کشورها از عراق نیز یكدست و یك شكل نبود، به طوری كه كشورهایی مانند عربستان و كویت بیشترین حمایت های مالی و لجستیكی را از عراق كردند، در حالی كه كشورهایی مانند عمان، قطر و امارات به حمایت های لفظی و حداكثر مالی اكتفا نمودند.

آنچه در طول جنگ بیش از همه برای آنها اهمیت داشت، این بود كه ایران و عراق قدرت یكدیگر را خنثی كنند و موازنه در منطقه همواره محفوظ باشد. کشورهای منطقه ، در برابر خطر گسترش جنگ، بسیار آسیب پذیر بودند از این رو، در سال 1980 ، به ابتکار عربستان سعودی، شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل دادند حمایت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از رژیم عراق، حتی در جریان مذاكرات صلح بین دو كشور ادامه یافت و در جریان مذاكرات، مسئولان و دولتمردان کشورهای عضو شورا از شرایط درخواستی مقامات عراقی حمایت می كردند که متعاقب این جریان با تجاوز این کشور به خاک کویت تصورات امنیتی آنها به هم ریخت وبه یک چالش مهم در عدم ثبات و امنیت منطقه ای مبدل گردید.

در سومین اجلاس سران در منامه بحرین اعلام شد كه حمله به هر كشور عضو شورا، حمله به كلیه كشورها قلمداد خواهد شد.  این اولین بار بود كه ایده امنیت دسته جمعی در فرهنگ دفاعی شورای همكاری وارد شد. در كنفرانس پنجم سران شورا نیز كه در اواخر سال 1984در كویت تشكیل شد ایجاد نیروی واكنش سریع با استعداد ده هزار نفر و استقرار در منطقه حفر الباطن واقع در شمال عربستان تصویب شد و یوسف العلوی وزیر مشاور در امور خارجی عمان، یادآور شد در صورت لزوم و یا بنا بر تقاضای كویت و با گسترش جنگ عراق و ایران، نیروی مزبور به كویت اعزام خواهد شد (نعیمی ارفع،1370ص71)

هجوم دوم اوت 1990 عراق به كویت نشان داد تمهیدات نظامی شورای همكاری نخواهد توانست امنیت آنها را بدون تكیه بر نیروهای خارجی تأمین سازد. در پی این هجوم با دعوت شورای همكاری، نیروهای خارجی در سطح وسیع به منطقه گسیل شدند و پس از آن در كنفرانس دسامبر 1990 سران شورای همكاری، سلطان قابوس پیشنهاد تشكیل نیروی صدهزار نفری مركب از اعضای شورای همكاری را ارائه داد. به سبب مسائل قبیله ای، خاندانی و ادعاهای ارضی و مرزی میان این كشورها، این طرح راه به جایی نبرد و یكسال بعد، در دسامبر 1991 ، در عمل به بایگانی سپرده شد. پس از آزادی كویت، راهبرد دفاعی شورا بر چهار محور بومی، شورا، عربی و بین المللی استوار گردید( امامی،1380ص320 )

تحولات پس از حادثه 11سپتامبر تا اشغال عراق در سال 2003 ، نیز نشان داد اعضای شورا برای مقابله با تهدید خارجی جز لابه بین المللی، لایه دفاعی اطمینان بخش دیگری ندارند. از آغاز تشكیل شورای همكاری خلیج فارس تا سرنگونی صدام، عمده ترین دل نگرانی كشورهای عضو، مقابله با تهدیدهای امنیتی بود كه در مورد عراق به شكل« وجود تهدید» و در خصوص ایران ، به صورت « برداشت از تهدید» نمود می یافت و در عین حال، اقدامات تأمینی نیز به شدت غیرمؤثر بود.

3-2-7 موانع داخلی تاثیر گذار بر ایجاد امنیت دسته جمعی در منطقه خلیج فارس

خلیج فارس در منظومه قدرت بین المللی نقش محوری دارد چرا که تامین کننده استمرار نقش یک قدرت جهانی است و کسب منافع اقتصادی ، قدرت نظامی و کنترل بر رقبا  و افزایش مقبولیت و مشروعیت بین المللی ، پی آمد کنترل بر خلیج فارس است. (یونسیان ، ١۳٨۴ص٩۴) همواره کشورهای حوزه خلیج فارس برای رسیدن به یك تفاهم  همه جانبه در جهت برقراری امنیت منطقه از مشكلات متعددی رنج می برند.وجود عوامل اختلاف برانگیز و بحران زا میان کشورهای منطقه می تواند امنیت منطقه را بصورت عملی با تهدید مواجه سازد.

میان کشورهای مختلف شورای همکاری خلیج فارس روابط ناامنی وجود دارد که ناشی از اختلافات مرزی و مسائل و مشکلات عقیدتی و سیاسی و … می باشد و می توان گفت که در واقع مشکلات فراوانی باعث تیر گی روابط کشورهای خلیج فارس با یکدیگر شده است.  (جوادی ارجمندی ، 1391 ص 120)

عرصه امنیت، عرصه بسیار پیچیده و حساسی است.گستره این مفهوم، عرصه تصمیم سازی، كنش و واكنش های حرفه ای است.  هر پدیده امنیتی، با “تهدیدات” و”فرصت هایی” قرین است. در چنین زمینه ای، بازیگران همه در پی كسب”خیر”و دفع”ضرر”هستند.  اما مقولات و ترتیبات امنیتی خلیج فارس برخاسته از الگوی طبیعی وابستگی متقابل كشورهای این منطقه است و الگوهای توزیع قدرت و روابط تاریخی دوستانه و خصمانه ای كه در منظومه این منطقه پرتحول به وقوع پیوسته، چیدما ن های امنیتی مختلفی را در شرایط مختلف ترتیب داده است که بیشتر با شکست رویرو گشته و در عمل هیچ امنیت و یا ثباتی در منطقه حادث نگردیده است.

با وجود وجوه مشترک ساختاری، اعتقادی، ارزشی، زبانی و تاریخی میان کشورهای منطقه خلیج فارس ، هریک از آنها ، منافع خاصی را دنبال می کنند که با منافع دیگران در تعارض است(قوام، 1389ص9)

ناهمگونی های سیاسی-  ایدئولوژیك و فرهنگی-  اجتماعی بین بازیگران است كه مانع از حركت بنیادین و اساسی به سوی همگرایی و در نتیجه سبب تداوم واگرایی ها و تهدیدات متقابل می شود . شكی نیست كه شرط  اصلی برای همگرایی در یك منطقه و شكل دهی ترتیبات امنیتی منطقه ای مشترك،توجه به شباهت ها و ویژگی های مشترك كشورها در عرصه های مختلف اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی– فرهنگی است . این در حالی است كه در منطقه خلیج فارس كشورها در عرصه های مذكور به شدت ناهمگون هستند و این خود از موانع جدی همگرایی، همكاری و اتخاذ سیاست های مشترك در قبال شرایط امنیتی منطقه محسوب می شوند که به بررسی تعدادی از عوامل موثر در واگرایی کشورهای منطقه بعنوان مانع  ایجاد اتحادی دسته جمعی می پردازیم.

3-2-7-1 عدم اعتماد جمعی

یکی از موانع ایجاد ترتیبات امنیتی در منطقه خلیج فارس، عدم اعتماد متقابل و فقدان اقدامات مؤثر به منظور ایجاد فضای مناسب برای اعتماد جمعی در منطقه می باشد. مواضع متفاوت و متعارض كشورها و بازیگران ، بازتاب ادراكهای متفاوت و رفتار متعارض بازیگران و كشورهای این منطقه و فقدان اعتماد جمعی بین بازیگران همراه با تأثیرگذاری و حضور گسترده قدرت های بزرگ در این منطقه است كه بر محور اقتصاد انرژی – امنیت شكل گرفته است ، این ویژگی از بدو شكل گیری نظام پرچالش امنیت منطقه ای در خلیج فارس، در دیدگاه ها و سیاست گذاری های متفاوت و متعارض كشورهای

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید