پایان نامه علوم سیاسی در مورد ترکیه، اسرائیل، سیاست، دولت، سیاسی

را ایفا نمود.

6_ با همکاری اقتصادی، سیاسی و امنیتی با کشورهای منطقه نیاز به مداخله قدرت های خارجی را از بین برد.

7_ به جای التماس و صرف هزینه های گزاف برای پیوستن به اتحادیه اروپا، باید روی کشورهای منطقه سرمایه گذاری کند؛ به ویژه کشورهای که زمانی جزو امپراتوری عثمانی بودند.

در اصل هدفهای احتمالی گفتمان نوعثمانی گری این موارد است, اول از همه یک سیاست تاثیر گذار در منطقه، در مرحله بعد قدرتمند کردن جمعیت ترک واقع در خاک های بالکان و حفظ حق حاکمیت بر روی آنها.

نکوهش اقدام های خشن اسرائیل در سرزمین های اشغالی: پس از انتخابات سال 2002 میلادی در  ترکیه از  آن  جا که یک حزب اسلام گرا روی کار آمد و در اسرائیل حزب لیکود بر سر کار بود، با وجود تداوم روابط سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی، شاهد بروز تنش ها و بحران هایی در روابط دو طرف هستیم. برای مثال نخست وزیر، اجویت در سال 2002 کشتار فلسطینی ها را توسط اسرائیل یک نسل کشی خواند. اما بزرگترین آزمون برای روابط ترکیه و اسرائیل، پس از اکتبر 2002 این بود که پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات ترکیه باعث نزدیکی بیشتر ترکیه به همسایگان مسلمان شد. البته اردوغان بلافاصله اعلام کرد که روابط با اسرائیل ادامه و گسترش می یابد. در ادامه روابط دو کشور، در ماه مه سال 2005 اردوغان در اسرائیل با آریل شارون دیدار کرد و از مشارکت احتمالی ترکیه در مورد فرایند صلح خاورمیانه، جدی ترین بحث آن ها بود. همچنین عبدالله گل نیز در 5_3 ژانویه به اسرائیل سفر کرد. با وجود فشار اعراب در سازمان کنفرانس اسلامی روابط دو کشور ادامه یافت. عبدالله گل از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی خواست تا درمورد منازعه اسرائیل_فلسطین واقع گرایی بیشتری از خود نشان دهند.

درکنار همکاری های ترکیه و اسرائیل دراین دوره، گاهی نیز تنش هایی بین دوطرف صورت گرفت که در مجموع باعث سردی روابط سیاسی و دیپلماتیک دوطرف نسبت به دهة 1990 شد. از جمله تنش های سیاسی مهم این بود که اردوغان حملات اسرائیل به مناطق فلسطین را در مه 2004 جنایت علیه بشریت نامید. نکته جالب این است که با وجود انتقادات و اعتراضات ترکیه به اسرائیل به دلیل مسئله فلسطین، اسرائیل بسیاری از مواقع سیاست سکوت در پیش گرفته و سعی در کاهش تنش دارد. اما با نزدیک شدن ترکیه به اعراب در دولت اردوغان، تنش بین ترکیه و اسرائیل فزونی گرفت. اردوغان، قتل شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، در 19 مه 2004 توسط اسرائیل را تروریسم دولتی نامید. هم چنین در جای دیگری اردوغان می گوید: “ما کشوری هستیم که در قرن 15 یهودیان را که از اروپا رانده می شدند، به دامن خود پذیرفتیم. اما در حال حاضر اسرائیل همین بلا را سر فلسطینی ها می آورد. ما تأکید داریم که اسرائیل به این گونه اقدامات پایان دهد.

پس از سقوط صدام، نفوذ اسرائیل در شمال عراق و فعالیت های اقتصادی آن ها باعث شد تا ترکیه در بهار 2004 به انتقاد از اسرائیل بپردازد. از یک سو همدردی ترکیه با فلسطینی ها، نزدیکی به ایران و سوریه و از سوی دیگر نگاه نرم اسرائیل به کردها باعث واگرایی هر چه بیشتر روابط دو کشور  در این  دوره نسبت  به دهة 1990 شد. در نتیجه ترکیه نگران  بحران عراق و مسئلة کرد است.

با مرور کلی روابط ترکیه با اسرائیل در دوره حزب عدالت و توسعه، می بینیم که روابط دو طرف نسبت به دهة 1990 با چالش های بیشتری مواجه بوده است. نکته جالب در مورد روابط ترکیه و اسرائیل این است که با وجود این که پس از 2002 روابط سیاسی و دیپلماتیک دو طرف تنش آمیز شد، اما روابط اقتصادی آنان رشد مناسبی داشته است. اصولاً بین روابط سیاسی_دیپلماتیک با روابط اقتصادی دو طرف همبستگی مثبت وجود ندارد.

موضع گیری پیرامون بیداری اسلامی

ترکیه و تونس: شروع  تحولات اخیر در منطقه در ابتدا می توانست  برای  دولت  ترکیه  و  در  چهار چوب سیاست خارجی جدید این کشور فرصت ها و تهدیداتی را به همراه داشته باشد. به همین دلیل در ابتدا واکنش دولت ترکیه به تحولات جهان عرب که  از تونس آغاز شد، “سیاست سکوت” بود. بخش عمده ای از این سکوت اولیه، ریشه در منافع اقتصادی ترکیه داشت، اما در مورد تونس حجم پایین تجارت و سرمایه گذاری های ترکیه در این کشور که در سال 2010 کمتر از یک میلیارد بود، سبب شد که پس از مدتی ترکیه از لزوم گذار تونس به سوی دموکراسی سخن بگوید و در این راستا با حمایت از جنبش مردم این کشور خود را هم چون یک الگو و مدل به نمایش درآورد.

ترکیه و مصر: مصر دومین و مهم ترین کشوری بود که امواج استبداد ستیزی، آزادی و دموکراسی خواهی و اسلام گرایی بهار عربی، آن کشور را درنوردید. در انقلاب مصر نیز دولت ترکیه به چند دلیل عمده از تظاهر کنندگان مصری حمایت کرد. از جمله این دلایل، رقابت استراتژیکی میان دو کشور در منطقه در زمان حکومت مبارک، پایین بودن سطح روابط تجاری دو کشور، عدم سرمایه گذاری های عمده ترکیه در این کشور و در نهایت ارتباط و نزدیکی دیدگاه های نخبگان سیاسی حزب عدالت و توسعه و گروه اخوان المسلمین بود. در ارتباط با دلیل آخری که ذکر شد ترکیه امیدوار بود تا با به دست آوردن نقش های سیاسی عمده توسط گروه اسلامی میانه رو اخوان المسلمین در مصر پس از مبارک و همکاری و اتحاد با دولت جدید، بتواند منافع سیاسی_اقتصادی خود در این کشور و نیز دستیابی به اهداف هژمونیک خود در این منطقه را تضمین کند. اردوغان در سفری تبلیغی در ماه سپتامبر 2011 وارد مصر شد. و در این سفر به روشنی پشتیبانی دولتش را از روند انتقال سیاسی در مصر و برقراری یک نظم سیاسی تکثرگرا و باز در این کشور ابراز داشت و هم چنین اهمیت تجربة ترکیه در پایه گذاری یک سیستم سیاسی سکولار را مورد اشاره قرار داد.

ترکیه و لیبی: در جنبش های اخیر در منطقه بیشترین ضرر و آسیب به سیاست خارجی و سیاست اقتصادی ترکیه از سوی لیبی به وجود آمد. درواقع می توان گفت جنگ داخلی دراین کشور، به ویژه در ابتدای شکل گیری آن یک بحران جدی برای دولت ترکیه تلقی می شد و این امر باعث شده بود دولت ترکیه نسبت به حضور خود به عنوان یک نیروی فعال برای تغییر رژیم در این کشور چندان تمایلی نداشته باشد، زیرا منافع اقتصادی ترکیه، و تجارت و سرمایه گذاری ها و هم چنین حضور حدود 25000 کارگر ترک در لیبی شرایط این کشور را با مصر متفاوت ساخته بود و لذا دولت ترکیه در  ابتدا رویکردی محتاطانه را در قبال رویدادهای این کشور در پیش گرفت. دولت ترکیه در مراحل اولیه، تمایلی به عملیات ناتو در لیبی نداشت، این مخالفت های ابتدایی ترکیه حتی باعث آن شد که در بنغازی به عنوان دومین شهر بزرگ لیبی و شهری که اعتراضات این کشور از آنجا آغاز شد، معترضان پرچم ترکیه را آتش زده و تلاش کنند تا به کنسولگری این کشور حمله برند. در چنین شرایطی دولت ترکیه با ناامیدی از ماندگاری رژیم قذافی برای حفظ منافع و موقعیت خود در آیندة این کشور و با تغییر رویکرد خود در این ارتباط به حمایت از مخالفان پرداخت.

ترکیه اولین قدم های استوار خود را در جهت نزدیکی به مخالفان با به رسمیت شناختن شورای انتقالی لیبی به عنوان نماینده واقعی و مشروع مردم این کشور در چهارم جولای 2001 برداشت، در این ارتباط دولت آنکارا در دو نوبت مبلغ 300 میلیون دلار در اختیار شورای ملی انتقال لیبی قرار داد. علاوه بر این، استانبول میزبان پنجمین نشست گروه تماس لیبی که هدف آن حمایت از خیزش آزادیخواهانه مردم لیبی بود شد. در این نشست داوود اوغلو خواستار آن شد که شورای امنیت سازمان ملل نسبت به ایجاد چارچوبی قانونی برای تأمین یک راه حل جهت آزادسازی دارایی های مسدود شدة لیبی اقدام کند.

ترکیه و سوریه: موضع گیری اولیة دولت ترکیه در قبال تحولات سوریه در راستای سیاست میانجیگری در مسائل منطقه ای به منظور ایفای نقش بازیگری در چارچوب دکترین عثمانی گرایی جدید بود؛ که حمایت از انجام اصلاحات در سوریه و توصیه به اسد برای انجام اصلاحات سیاسی در این کشور را شامل می شد. با توجه به این استراتژی بود که پس از آغاز ناآرامی ها در اوایل سال 2011 در سوریه، اردوغان به اسد توصیه کرد که در سوریه اصلاحات سیاسی انجام دهد و کنترل اوضاع را در دست بگیرد.

با گسترش بحران در سوریه روابط دو کشور رو به زوال گذاشت و از اوائل ژوئن 2011، ترکیه اتفاقات سوریه را غیر انسانی خواند و اعلام کرد بشار اسد به قولی که برای اصلاحات داده بود عمل نکرده است. در نتیجه در نوامبر 2011 ترکیه با چرخش کامل در موضع خود از اسد خواست تا قدرت را رها کند و علاوه بر این با قرار گرفتن در موضع تهاجمی و فعال، چندین نشست مخالفان سوری را میزبانی و در آوریل 2012 نیز دومین اجلاس دوستان ملت سوریه را در استانبول برگزار کرد تا به یک بازیگر کلیدی حامی مخالفان سوریه تبدیل شود.

ترکیه در راستای سیاست جدید خود نه تنها به مخالفان دولت سوریه امکان عبور از خاک خود و حمل سلاح را به درون خاک سوریه داد، بلکه خودش نیز تا مرحلة درگیری نظامی با دولت دمشق پیش رفت.

چند جانبه گرایی: تغییرات ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد، تحولات داخلی، هزینه­ بالای سیاست سنتی عدم مداخله و طیف وسیعی از منافع ترکیه از امنیت تا اقتصاد که به خاورمیانه گره خورده بود، این کشور را بر آن داشت تا سیاست فعال­ تری در این منطقه اتخاذ کند. روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و مسائل ناشی از ناکامی عضویت در اتحادیه اروپا این توجه را بیشتر کرد و ترکیه در سیاست خارجی خویش الگوی تازه­ ای پیش گرفت که خاورمیانه به عنوان یکی از مناطق هدف در کانون توجه آن قرار دارد.

پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، دولت نشأت گرفته از این حزب مسائل خاورمیانه را در برنامه های سیاست خارجی خود (چه در بیانیه های انتخاباتی و چه در مقام حزب حاکم و دولت) بسیار مورد نظر قرار داده و می توان گفت که بیش از سایر احزاب نگاه به منطقة خاورمیانه را در دستور کار خود دارد. به عبارت بهتر نگاه به خاورمیانه در راستای متوازن سازی سیاست خارجی ترکیه صورت پذیرفته است. متوازن سازی سیاست خارجی در ترکیه بدین معناست که ضمن حفظ روابط مستحکم با غرب، شاهد واگذاری وزن بیشتر به تعاملات و روابط با کشورهای شرق به طور عام و کشورهای خاورمیانه به طور خاص هستیم. برگزاری دو اجلاس مهم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و سازمان کنفرانس اسلامی در سال 2004 گویا مسأله متوازن سازی در سیاست خارجی است  که از طرف  حزب عدالت و توسعه اجرا  می شود. بنابراین در یک نگاه کلی می توان گفت که ترکیه در سیاست خارجی خود سیاستی متوازن و متضمن منافع ملی اش را در پیش گرفته است و سعی دارد با همه منابع قدرت تأثیر گذار جهانی دارای تعامل سازنده باشد. این سیاست آنکارا البته با شرایط خاص ترکیه گره خورده است. بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه سیاست آنکارا در منطقه متناسب با شرایط ویژة هر یک از

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید