پایان نامه علوم سیاسی در مورد اطلاعاتی، نبرد، حریف، اطلاعاتی،، آن­ها

جنگ است. آن­ها در تأیید ادعای خویش بر چند نکته تأکید می­نمایند: نخست، هر نوع نافرمانی موجب نقض هنجارها و نظم حاکم می­شود. دوم، افراد با شرکت در تجمع­های اعتراض­آمیز به سبب از دست دادن هویت فردی، پخش مسئولیت، برانگیختگی احساس و گمنامی، آشکارا قوانین را نقض می­کنند، اموال عمومی را تخریب می­نمایند، با مأموران حکومتی درگیر می­شوند و ارزش­های بنیادی جامعه را مورد تاخت و تاز قرار می­دهند. سوم، بسیاری از حزب­ها و  دسته­های درگیر در فرآیند نافرمانی مدنی، مخالف نظام حاکم بر جامعه­ی خویش بوده و در پی آن هستند تا به تدریج مردم را با خود همراه سازند و حکومت را گام به گام وادار به عقب نشینی نمایند. چهارم، بسیاری از کنش­های اعتراض­آمیز و نافرمانی مدنی کشورها، از سوی کشورهای دشمن یا رقیب آن­ها مدیریت می­شود؛ بنابراین تلقی نافرمانی مدنی به عنوان نوعی جنگ نرم که قدرت و اقتدار حکومت را تقلیل می­دهد و کارآمدی و مشروعیت الگوی سیاسی موجود را به چالش می­کشد، تلقی درستی به نظر می­رسد. این برداشت از نافرمانی مدنی شیوه­ای از جنگ نرم برای براندازی یک نظام سیاسی به شمار  مي­رود كه محدود به بعد سیاسی می­شود و سایر ابعاد جنگ نرم را در برنمی­گیرد (نائینی، 1389: 21).

2-11-4)نبرد اطلاعاتی[42]:

ورود به عصر جامعه­ی اطلاعاتي، همچون مرحله گذار از جامعه­ي كشاورزي به جامعه­ي صنعتي، تمام جنبه‌هاي حيات بشري را تحت تأثير قرار داده و عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را با انبوهي از فرصت‌ها و چالش­هاي اساسي مواجه ساخته است. مفهوم جامعه­ی اطلاعاتی در حال حاضر مباحث بسیاری از جمله: اهميت دانش نظري در مقايسه با تجربه‌گرايي، حق دسترسي شهروندان به اطلاعات، دموكراسي مشاركتي، اقتصاد اطلاعاتي، افزايش نقش نظارتي، دست­كاري افكار و نابودي گستره­ی عمومي و شكاف و نابرابري‌هاي اجتماعي در سطوح ملي و بين‌المللي را به عنوان برخي از پيامدهاي جامعه اطلاعاتي برانگیخته است (ناطقی، 1390: 35). جامعه­ی اطلاعاتی بسیاری از حوزه­های فناوری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع را تحت تأثیر قرار داده است. به عنوان مثال در حوزه­ی مربوط به فناوری، هم­گرايي و پيوند میان کامپیوتر و مخابرات علاوه بر بانکداری و اتومبیل­سازی، دیگر جنبه­های زندگي همچون نظام مالياتي، تأمين اجتماعي، كارت‌هاي اعتباري، اطلاعات پزشکی، امنيت داخلي و خارجي را تحت تأثیر قرار داده و انواع گوناگوني از اطلاعات را به حالت دیجیتال در آورده است (محسنی، 1380: 40-41). پيشرفت‌هاي خيره‌كننده در پردازش، نگهداري و انتقال اطلاعات، به كاربرد تكنولوژي­هاي اطلاعاتي در تمام زواياي حيات اجتماعي کمک نموده است. همچنين ارزاني تكنولوژي‌هاي پردازش و نگهداري اطلاعات موجب شده است تا کاربرد آن در ابعاد جهاني گسترش یابد (وبستر، 1389: 21). افزون بر این، نقش فناوری و اطلاعات دیجیتالی در بیشتر زوایای زندگی بشری در حال افزایش است(ناطقی، 1390: 36).گسترش و رشد تکنولوژی اطلاعاتی باعث تعامل و وابستگی بیشتر اشخاص، سازمان­ها و کشورها در یک فضای اطلاعاتی شده و به همین میزان فشار بر رهبران سیاسی، نظامی و اقتصادی برای مدیریت و مقابله با خطرات ناشی از تکنولوژی اطلاعاتی، بیشتر خواهد شد. برخی از ویژگی­های عصر اطلاعات عبارتند از:

1- سرعت گردش اطلاعات که  در درون و بین سازمان­ها و کنش­گران بین­المللی انتقال می­يابد يا کنترل، دست­کاری و تفسیر می­شود، افزایش می­یابد.

2- ظرفیت انتقال اطلاعات افزایش می­یابد و در اختیار کنش­گران بین­المللی گوناگون قرار می­گیرد.

3- انعطاف­پذیری گردش اطلاعات افزایش می­یابد.

4- تعداد بیشتری از افراد به اطلاعات، افراد و سازمان­ها دسترسی می­یابند (آلبرتس و پاپ، 1385: 35-36).

در عصر اطلاعات، فرهنگ و تمدني بر جهان حاكم مي‌شود كه تكنولوژي و فن‌آوري ارتباطي و اطلاعاتي را دارد و توانايي ايجاد يك فرهنگ جهاني را داشته باشد. در اين فرهنگ جهاني قرار است همه نقش داشته باشند، اما كسي نقش اصلي و بنياني را بازي مي‌كند كه داراي قدرت و تكنولوژي و سرمايه است و این فرهنگ، خواهان تسلط و حاكميت بر جهان است. در نگرش سيبرنتيكي، كنترل ارتباطات در نظام‌ها جهت كنترل انسان‌ها يا ماشين‌ها انجام مي‌گيرد. مي‌توان اين نكته را اضافه كرد كه كنترل نظام‌هاي ارتباطي، وسيله‌اي براي كنترل ارتباطات، فرهنگ‌ها و رفتارها است. كنترل ارتباطات يعني كنترل جريان معناسازي و فرهنگ‌سازي و انتقال آن جهت تحقق منافع خاص. با در نظر گرفتن اين امر كه در سال‌هاي اخير نظارت به عنوان يك عامل قدرت در روابط بين‌الملل، رفته رفته جايگزين زور مي‌شود، الگوي سيبرنتيكي از مقبوليت بيشتري برخوردار شده است(ناطقی، 1390: 36).اگر اطلاعات و ارتباطات عامل قدرت باشد، كسي كه آن را بهتر توليد كند، بيشتر جمع‌آوري كند، بيشتر داشته باشد و بهتر و سريع‌تر انتقال دهد، و به نحواحسن از آن استفاده کنداز قدرت برتر برخوردار خواهد بود. در این وضعيت، تكنولوژي ارتباطي عامل تعيين كننده است و فرد، گروه يا جامعه‌اي كه از انقلاب ارتباطاتي بهترين بهره‌برداري را بكند، در آينده، از ديگران قدرتمندتر خواهد بود و استيلاي فرهنگي خود را اعمال خواهد كرد. در چنین وضعيتی که هدف نهايي و واقعي كنترل ارتباطات، پيروزي و نه حقيقت است صداقت، حقيقت، ‌اخلاق و بي‌طرفي مفهوم خود را از دست مي‌دهند. اما براساس اين اصل كه هر كنشي، واكنشي دارد و سلطه موجب اقدام رهايي‌بخش مي‌شود، مقاومت شكل‌ مي‌گيرد(ناطقی، 1390: 37-36).به طور كلي الگوي حاكم بر جهاني­شدن فرهنگ و استراتژي‌هاي فرهنگي در عصر ارتباطات مبتني بر سه فرضيه است:

  • براي دستيابي به قدرت سياسي نخست بايد قدرت فرهنگي را به دست آورد

2-كارهاي بزرگ تاريخي نيازمند در دست داشتن قدرت فرهنگي هستند

3-كثريت ايدئولوژيكي از اكثريت پارلماني مهم‌تر است.

به گفته «آلوين تافلر»[43]، در عصر اطلاعات، آن دسته از دولت­هایی که از فناوری­های عصر اطلاعات استفاده می­کنند و بیشترین منافع را از آن­ها به دست می­آورند، در قلّه­ی ساختار قدرت جهانی سه گانه قرار خواهند گرفت که سیطره­ی دانش و امور نامحسوس مرتبط با دانش در رأس آن است. توانمندی­های این­گونه دولت­ها، برتر از کشورهایی خواهد بود که وابستگی خویش به اقتصاد صنعتی یا کشاورزی را حفظ می­کنند (آلبرتس و پاپ، 1385: 51).با آغاز گسترش سیستم­های ارتباطی در دهه 1960، مسأله از صورت انتزاعی و ذهنی خارج شد و مطالعات چندی در این زمینه بر امکان بالقوه این سیستم برای تغییر روابط اجتماعی، ارتقاء و پیشرفت دموکراسی، گسترش آزادی­های شخصی و استقلال سیاسی متمرکز شدند. این تحولی بود که نقش فزاینده­ی اطلاعات در اقتصادهای مدرن و نیاز کنونی به سیستم­های بهبود یافته ارتباطات، آن را تقویت  می­کرد(ناطقی، 1390: 37).پیدایش سیستم­های جدید اطلاعات، عامل محوری در پیدایش عصر اطلاعات است. تحولات اجتماعی اغلب موجب تغییر ارزش­های اجتماعی راهنما می­شوند، به­ویژه روابط اجتماعی را تغییر می­دهند و پیدایش گروه­ها و ملت­های جدید را سرعت می­بخشند. به بیان دیگر، الگوهای جدید اجتماعی در اثر پیدایش و توسعه­ی سیستم­های جدید ارتباطات حاصل می­شوند (امری وجی.بیتز، 1385: 191).انقلاب الکترونیک و تشکیل جامعه اطلاعاتی، حوزه­ی فرهنگی را تحت تأثیر قرار داده است. گسترش استفاده از اطلاعات باعث ایجاد ارتباط و نزدیکی میان فرهنگ­های گوناگون و تأثیر و تأثر آنان از یکدیگر شده است. در حال حاضر، فرهنگ بیش از دیگر دوره­های پيشين، سرشار از اطلاعات شده است. برخی بر این اعتقادند که ما در محيطي لبريز از رسانه‌ها زندگي مي‌كنيم. به اين معنا كه زندگي امروزي اصولاً پيرامون نمادسازي امور، مبادله و دريافت دور مي‌زند و ارزش­های فرهنگی، اعتقادات و الگوهای رفتاری جوامع، به­شدت تحت تأثیر تکنولوژی اطلاعاتی قرار گرفته است. به­گونه­ای که حتی آن­ها را در معرض دگرگونی و تغییرات اساسی قرار داده است.نبرد اطلاعاتی، ایده­ای پیچیده است؛ زیرا تسلیحات به­کار گرفته شده در آن، واژه­ها و تصاویر هستند. در این نوع نبرد، حملات توسط اذهان برای تأثیرگذاری بر اذهان طرح­ریزی می­شوند و آن­ها را می­توان به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر ضد اهداف خارجی و داخلی نشانه­گیری کرد. پیامد و نتیجه­ی مطلوب نبرد اطلاعاتی، تغییر اعتقادات و معلومات حریف می­باشد.هدف نهایی نبرد اطلاعاتی بر ضد حریف خارجی یا داخلی، این است که با استفاده از تسلیحات اطلاعاتی، بر سیستم­های دانش و اعتقادات حریف تأثیر بگذارد. برای مثال در یک نبرد، برای حریف خارجی سودمند است که بداند یا حداقل اعتقاد داشته باشد که دولت یا گروه مقابل در برابر او متحد است یا نه. نبرد اطلاعاتی سعی دارد تا به طور همزمان عوامل داخلی را به حمایت خود کشانده، حریفان خارجی را متقاعد سازد که دشمنش دارای جبهه­ای متحد است. هدف از نبرد اطلاعاتی کامل در سطح استراتژیک، تأثیرگذاری بر انتخاب­های حریف است تا رفتار حریف بدون آگاهی او از انتخاب­ها و رفتارش، تحت تأثیر قرار بگیرد. اگر چه دستیابی به این هدف، مشکل است. یک نبرد اطلاعاتی موفق (نه لزوماً کامل) در سطح استراتژیک به تصمیماتی از سوی حریف منتج می­شود که با نیات و اهداف حریف، هم­خوانی ندارد. نبرد اطلاعاتی موفق در سطح عملیاتی با تأثیر بر توانایی اتخاذ تصمیمات به موقع و کارآمد، پشتیبان اهداف استراتژیک خواهد بود. به کلام دیگر، هدف از فعالیت­های اطلاعاتی در سطح عملیاتی عبارت از پیچیده کردن و محدود ساختن فرآیند تصمیم­گیری حریف است، به­گونه­ای که نتواند به شیوه­ای مؤثر و هماهنگ اقدام کند. هدف نبرد اطلاعاتی، عبارت از هماهنگ ساختن  فعالیت­های اتخاذ شده در سطح عملیاتی با فعالیت­های سطح استراتژیک است، به­گونه­ای که حریف، تصمیماتی رااتخاذ کند که در راستای اهداف ما باشد. نبرد اطلاعاتی اساساً درباره­ی ایده­ها و هستی­شناسی انسان است؛ بنابراین به روش تفکر انسان­ها ومهم­تر از آن، روش تصمیم­گیری انسان مربوط می­شود و حوزه­ی فعالیت آن وسیع می­باشد، به­گونه­ای که صرفاً هدفش شبکه­های ارتباطی[44] یک جامعه یا بخش نظامی، ماهواره­ها، امواج رادیویی یا رایانه­های آن نیست، بلکه به دنبال اعمال نفوذ بر انسان­ها و تصمیم­گیری­ آن­ها است. بزرگ­ترین آسیب بخش­های اطلاعاتی این است که تسلیم وسوسه پذیرش تکنولوژی­های جدید، به­ویژه تکنولوژی­های اطلاعاتی شوند، بدون این که به سایر ابعاد مسئله توجه کنند (Builder, 1994: 90).

این اشتباه استراتژیک تاریخی است که صرفاً به تکنولوژی نظامی اتکا شود. توانمندی تکنولوژی­های نبرد اطلاعاتی می­تواند گسترده، دقیق و مهلک باشد و امکان دید و فرصت مناسب برای انقلاب نظامی را بگیرد.

نبرد اطلاعاتی، نبردی حقیقی است و هدف آن، ایجاد عدم توازن میان دو رقیب است و آن­گونه که سان تزو می­گوید، وادار

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید