پایان نامه علوم سیاسی درباره ﻧﻔﺖ، نفت، ﺑﺎزار، ﺟﻬﺎن، ﻛﺸﻮر

مستقیم از محصولات پتروشیمیایی ساخته می شود.(سایت شرکت ملی نفت ایران) به گفته پیتر اودل، صاحب نظر برجسته مسائل نفت،«با هر معیاری که بسنجیم، صنعت نفت، سرآمد صنایع جهان است و به علت جدایی جغرافیایی مناطق عمده تولید از مناطق عمده مصرف، این صنعت از نظر حمل ونقل بین المللی وکشتی رانی در دنیا، نخستین ومهمترین مقام را داراست.(اورست، 1385، 38)

4- ايجاد ذخاير حائل برای تنظیم بازار

در خلال حدود 150سالی که از پايه گذاری صنعت نفت می گذرد،پيشينه توليد نفت در جهان بين موج های بزرگ توليد بيش از حد تقاضا ودوره های نگرانی جدی درباره تمام شدن ذخائر در نوسان بوده است. در دوره های نگرانی از تمام شدن ذخائر،جستجوهای گسترده ای در سطح جهان برای يافتن ميدان های نفتی جديد آغاز شده است ودر دوره های توليد بيش از تقاضا ،تدابيری برای کاهش توليد وبالا بردن نفت به اجرا گذاشته شده است.(Gokay,2006:4)

از اين رو به نظر می رسد بازار نفت در طول حيات خود به يک سازوکار خاص برای تنظيم عرضه نفت نياز داشته است.به لحاظ تاريخي در دوره های مختلف مسئوليت تنظيم عرضه در بازار توسط تشکل های مختلفی انجام شده است.زمانی «کميسيون راه آهن تگزاس» کار سهميه بندی توليد نفت در آمريکا ونظارت برسهميه ها را به انجام رساند و سبب شد بهای نفت که به حدود بشکه ای ده سنت سقوط کرده بود،به بيش از يک دلار در هر بشکه افزايش پيدا کند.تدابیر این کمیسیون در تنظیم بهای نفت در دهه 1930 نقش مهمی بازی کرد.(يرگين ،1376، 59-443)پس از اين تاريخ شرکتهای بزرگ نفتی که عملاً به صورت يک کارتل در بازار عمل می کردند، توافقات مؤثری را در زمينه سقف توليد وقيمت نفت به اجرا گذاشتند که این ترتیبات تا اوايل دهه 1970 به قوت خود باقی ماند. از اين تاريخ به بعد نيز مسئوليت تنظيم عرضه در بازار عملاً بر عهده اوپک قرار گرفت و اين سازمان نيز در دهه 1980 که بازار با مازاد عرضه روبرو شد، نظام سهميه بندی ويژه ای را برای تأثير گذاری بر عرضه و بهای نفت در بازار در پيش گرفت.

نکته جالب توجه اين است که اين شيوه عملکرد بازار در ماهيت نفت خام ريشه دارد.توليدکنندگان نفت از بابت ذخيره سازی کالای خود متحمل هزينه خاصی نمی شوند چرا که نفت از ابتدا در دل زمين وجود دارد. به علاوه نفت فاسد شدنی نيست وبدون استفاده ماندن نفت در زير زمين ظرف چند سال ، برکيفيت آن تأثيری ندارد در حاليکه محصولات کشاورزی را نمی توان برای مدتی طولانی ذخيره سازی کرد.

در این حال مصرف کنندگان ناچارند برای ذخيره سازی هزينه های فراوانی را متحمل شوند. افزون براين توليد نفت ،در اساس فعاليتی کاربر به حساب نمی آيد وبنابراين سطح توليد را به سادگی می توان بدون نگرانی از اثر منفی بر نيروی کار کشور ،کاهش داد .همچنين از آنجا که در کوتاه مدت جايگزيني برای مصرف نفت وجود ندارد،تغيير در عرضه به شدت بر قيمت اثر گذار است .ضمن اينکه تقاضا برای مصرف نفت حساسيت زيادی نسبت به قيمت ندارد چرا که در هر حال،تأمين نيازهای موجود به انرژی در بخش های مختلف از محل نفت ،چاره ناپذير است.

امروز کارکرد ذخایر حائل را می توان در اهمیت «ظرفیت اضافی تولید» در کشورهای مهم تولید کننده نفت برای کنترل بازار مشاهده کرد. به طور کلی کشورهای مصرف کننده و نهادهای نماینده آنها همچون آژانس بین المللی انرژی می کوشند کشورهای مهم تولید کننده نفت را به ایجاد ظرفیت اضافی برای تولید ترغیب کنند. این کار حتی با انتشار برآوردهای بالا درباره حجم تقاضا برای مصرف نفت صورت گرفته است. این  ظرفیت مازاد می تواند در شرایط بروز مشکل در عرضه،مانع از التهاب بازار و افزایش شدید بهای نفت شود. عربستان سعودی از اواخر دهه 1970، نقش مهمی در این زمینه ایفا کرده است.

5-عدم تناسب توزيع جغرافيايى ذخاير و حوزه‏هاى مصرف

این عدم تناسب به این معناست که در آن بخش از جهان كه ذخاير عظيم نفتى موجود است مصرف نفت بسيار ناچيز است و در عوض عمده مصرف نفت جهان در آن بخش از جهان است كه ذخاير نفتى ناچيز مى‏باشد. این عدم تناسب توزيع جغرافيايى ذخاير و مصرف،سبب پیوند خوردن شدید نفت با معادلات قدرت در عرصه جهان می شود.چراکه در یک سو دنیای پیشرفته وثروتمند اما نیازمند به مصرف نفت است و در دیگر سو دنیای کمتر توسعه یافته ای که نفت فراوانی برای عرضه به دنیای پیشرفته در اختیار دارد.

این مسأله ریشه بسیاری از مسائل نفتى دنياست و بدون در نظر گرفتن اين واقعیت، تحليل مسائل نفتى جهان ممكن نيست. حيات صنعتى جهان وابسته به نفت است. لذا مسئله نفت، مسئله مرگ و حيات كشورهاى صنعتى است و اين امرى طبيعى است كه اين كشورها نمى‏توانند از منطقه خليج فارس چشم‏پوشى كنند.این وضعیت مفهوم امنیت عرضه را برای دنیای صنعتی در درجه اول اهمیت قرار داده است.

ﺑﺰرگﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن

از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ دو ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﻲ و ﺑﻨﻴـﺎدي در ﻫـﺮ ﺑـﺎزار از ﺟﻤﻠـﻪ ﺑـﺎزار ﻧﻔـﺖ ﺟﻬـﺎن ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻳﺪ، ﺑﺰرگﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﻇﺮﻓﻴـﺖ و اﻣﻜﺎﻧـﺎت ﺑـﺴﻴﺎر ﺑﺎﻻﻳﻲ در ﻋﺮﺿﻪ ﻳﺎ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻳﺎ ﻫﺮ دو ﺑﺨﺶ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻛﻪ ﻛﻤﻴـﺖ ﻧﻔـﺖ ﺗﻮﻟﻴـﺪي ﻳـﺎ ﻣﺼﺮﻓﻲ (ﻳﺎ ﻫﺮ دو) ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﻳﮕﺮ ﺑﺎزﻳﮕﺮان در ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﻳﻲ ﺑﺎﺷﺪ. در ﺿﻤﻦ ﻫﺮﻳﻚ از اﻳﻦ دو ﻋﺎﻣـﻞ ﺑﻨﻴﺎدي ﺑﺎزار از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ اي دﻳﮕﺮ از ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﻧﺪ؛ ﻣﻴﺰان ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺮاي ﻣﺼﺮف ﻧﻔﺖ ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳـﺎﻓﺘﮕﻲ آن، ﻣـﻴﺰان ﺑﺰرﮔـﻲ اﻗﺘـﺼﺎد ﻛﺸﻮر در ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎن، ﻣﻴﺰان ﮔﺴﺘﺮش ﺑﺨﺶ ﻫﺎي ﭘﺮﻣﺼﺮﻓﻲ ﻫﻤﭽﻮن ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ، ﻣﻴﺰان ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻛﺸﻮر و اﻣﻮر دﻳﮕﺮي از اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد. (میرترابی، اسماعیلی، 1391، 118)

ﻓﺮاﺗﺮ از ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﻨﻴﺎدي ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ و ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ، ﻣﺴﺎﻟﻪ ﭘﻴﻮﻧـﺪ ﺑـﺎزار ﻧﻔـﺖ ﺟﻬﺎن ﺑﺎ ﺑﺎزارﻫﺎي ﻣﺎﻟﻲ و ﺑﻪوﻳﮋه ﻧﺮخ ﺑﺮاﺑﺮي دﻻر در ﺑﺮاﺑﺮ دﻳﮕﺮ ارزﻫﺎي ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺟﻬـﺎﻧﻲ را ﻧـﻴﺰ ﺑﺎﻳـﺪ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ. در ﺷﺮاﻳﻂ اﻣﺮوز، ﻋﻤﺪه ﻣﻌﺎﻣﻼت در ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﺑـﺎ دﻻر ﺻﻮرت ﻣﻲ ﭘـﺬﻳﺮد و ﻧﻮﺳﺎن ارزش دﻻر در ﺑﺎزار ﺑﻪﻃﻮر ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺮ ﺑﻬﺎي ﻧﻔﺖ اﺛﺮ ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫـﺪ .

آﻣﺮﻳﻜﺎ

ﺑﺪون ﺷﻚ آﻣﺮﻳﻜﺎ، ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮ دوﻟﺘﻲ در ﺑـﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲ رود. ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﻛﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ ﺑﻪ ﺷﻴﻮه اﻣﺮوزي آن، اﺳﺎﺳﺎ در اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﭘﺎﻳﻪ ﮔﺬاري ﺷﺪ و ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻣﺒﺎدﻻت ﻧﻔﺘﻲ ﺑﺮاي ﺻﺎدرات ﻧﻔﺖ از ﻃﺮﻳﻖ ﻛﺸﺘﻲ ﻧـﻴﺰ از  ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ از زﻣﺎن ﭘﺎﻳﻪ ﮔﺬاري ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ ﻣﺪرن، آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻫﻤﻮاره ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳـﻦ 12 آﻧﺠﺎ آﻏﺎز ﮔﺮدﻳﺪ.ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪه ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﺑﻮده و در ﻣﻘﺎم ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳﻦ و ﻳﺎ ﺟﺰو ﺑﺰرگ ﺗﺮﻳﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨـﺪﮔﺎن ﻧﻔـﺖ ﺟﻬﺎن ﻋﻤﻞ ﻛﺮده اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻛﺸﻮر در ﺳﺎل 2010 ﺑﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪ 7/5ﻣﻴﻠﻴﻮن ﺑﺸﻜﻪ در روز، در ﺟﺎﻳﮕﺎه 13 ﺳﻮﻣﻴﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه ﺑﺰرگ ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﭘﺲ از ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن و روﺳﻴﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.

ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻔﺖ در آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺎﻻﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﺣﺘﻲ اﮔـﺮ در ﻛﻮﺗـﺎه ﻣـﺪت از ﻛﺎﻫـﺶ ﺑﻬﺎي ﻧﻔﺖ ﻧﻔﻊ ﺑﺒﺮد، ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ آﺳﻴﺐ ﭘﺬﻳﺮي آن اﻓﺰاﻳﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﻳﺎﻓﺖ . ﻛﺎﻫﺶ ﺷـﺪﻳﺪ ﺑﻬـﺎي ﻧﻔـﺖ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺷﺪن ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي داﺧﻠﻲ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه ﻧﻔﺖ در آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺷﻮد . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﻲ ﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻇﺮﻓﻴﺖﻫﺎ و اﻣﻜﺎﻧﺎت آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻫﺮ دو ﺑﺨﺶ ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ، اﻳﻦ ﻛﺸﻮر را در ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ وﻳﮋه ﺑﺮاي اﺛﺮﮔﺬاري ﺑﺮ ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﻗﺮار ﻣﻲ دﻫﺪ. اﻓﺰون ﺑﺮ اﻳﻦ، اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎي وﻳﮋهاي در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن دﻧﺒﺎل ﻛﺮده ﺗﺎ ﺗﻮان اﺛﺮﮔﺬاري آن ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎزار ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﻓﺰاﻳﺶ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ.

 

ﺳﺎزﻣﺎن اوﭘﻚ

اوﭘﻚ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﻓﺮادوﻟﺘﻲ اﺛﺮﮔﺬار در ﺑﺎزار ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻔﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺧﻼل ﭘﻨـﺞ دﻫﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺧﻮد، دوران ﭘﺮﻓﺮاز و ﻧﺸﻴﺒﻲ را ﺳﭙﺮي ﻛﺮده اﺳﺖ . اوﭘﻚ در زﻣﺎن ﺗﺎﺳﻴﺲ، 67 درﺻـﺪ ذﺧﺎﻳﺮ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻔﺖ، 38 درﺻﺪ از ﻛﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻔﺖ ﺟﻬـﺎن و 90 درﺻـﺪ ﺑـﺎزار ﺟﻬـﺎﻧﻲ را در اﺧﺘﻴـﺎر  اﻳﻦ ﺳﺎزﻣﺎن در ﺳﺎل 2010، ﺑﺎ ﺗﻮﻟﻴـﺪ 29/1 ﻣﻴﻠﻴـﻮن ﺑـﺸﻜﻪ در روز، ﺣـﺪود 42 درﺻـﺪ در واﻗﻊ اﻧﮕﻴﺰه اﺻﻠﻲ اوﭘﻚ در زﻣﺎن ﺗﺎﺳﻴﺲ، ﺟﻠﻮﮔـﻴﺮي 26 از ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن را در اﺧﺘﻴﺎر داﺷﺖ.

در واﻗﻊ اﻧﮕﻴﺰه اﺻﻠﻲ اوﭘﻚ در زﻣﺎن ﺗﺎﺳﻴﺲ، ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي از ﻛﺎﻫﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻬﺎي ﻧﻔﺖ ﺑﻮد. اﻣﺎ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲ ﻛﻪ در ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺎزار ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻔﺖ ﭘﺪﻳـﺪ آﻣـﺪ و ﺑﻪ واﺳﻄﻪ آن ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔﺖ ﺧﻮد را ﺑﻪدﺳﺖ آوردﻧﺪ، زﻣﻴﻨﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻧﻘـﺶ اوﭘﻚ در ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮريﻛﻪ اوﭘﻚ ﺑﻪوﻳﮋه در دﻫﻪ 1970 ﺑﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻬﺎد اﺛﺮ ﮔﺬار ﺑـﺮ ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺷﺪ و ﺑـﻪ ﻫﻤﻴـﻦ ﻋﻠـﺖ، ﮔﺮوﻫـﻲ از ﺻـﺎﺣﺐ ﻧﻈـﺮان در ﺗـﺸﺮﻳﺢ ﺗﺤـﻮﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎري ﺑﺎزار ﻧﻔﺖ، از دﻫﻪ 70 ﺑﻪﻋﻨﻮان دﻫﻪ «ﻧﻈﻢ اوﭘﻚ» ﻳﺎد ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.

ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن

ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺑﺎ دارا ﺑﻮدن ﺣﺪود ﻳﻚ ﭘﻨﺠﻢ ذﺧﺎﻳﺮ ﻧﻔﺘﻲ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﺟﻬﺎن (ﻣﻌﺎدل 264 ﻣﻴﻠﻴﺎرد ﺑﺸﻜﻪ) ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﮔﺰارش ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻲ ﭘﻲ در 2011، ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻧﺨﺴﺖ را در زﻣﻴﻨﻪ ﺣﺠﻢ ذﺧـﺎﻳﺮ ﻧﻔـﺖ ﺑـﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﺟﻮد ﺣﻮزهﻫﺎي ﺑﺴﻴﺎر ﻋﻈﻴﻢ ﻧﻔﺖ در اﻳﻦ ﻛﺸﻮر، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ در ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻴﺰان ﻣﻤﻜﻦ ﻛﺎﻫﺶ داده و ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﻴﺰان ﻛﺎر اﻓﺰاﻳﺶ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ را ﺗﺴﻬﻴﻞ ﻛﺮده اﺳﺖ. در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن از دﻫﻪ 1960 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨـﺪه اي ﺑﺰرگ در ﺳﻄﺢ ﺟﻬﺎن ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ و در ﻣﺪت ﭼﻬﺎر دﻫﻪ اﺧﻴﺮ، ﻫﻤﻮاره ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از ﺑﺰرگ ﺗـﺮﻳﻦ و ﻳﺎ ﺑﺰرگﺗﺮﻳﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻔﺖ ﺟﻬﺎن ﻣﻄﺮح ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺣﺪود ﻧﻴﻤﻲ از ذﺧﺎﻳﺮ اﺛﺒﺎت ﺷﺪه ﻧﻔﺖ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺗﻨﻬﺎ در ﻫﺸﺖ ﻣﻴﺪان ﺑﺰرگ در ﺷﻤﺎل ﺷﺮﻗﻲ اﻳـﻦ ﻛﺸﻮر واﻗﻊ ﺷﺪه اﻧﺪ. در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن ﻣﻴﺪان ﻫﺎي ﻧﻔﺘﻲ ﻗﻮار ( 70 ﻣﻴﻠﻴﺎرد ﺑﺸﻜﻪ )، ﻋﺼﻔﺎﻧﻴﻪ ( 19 ﻣﻴﻠﻴﺎرد  31 ﺑﺸﻜﻪ)، و اﺑﻘﻴﻖ (17 ﻣﻴﻠﻴﺎرد ﺑﺸﻜﻪ) ﻧﻔﺖ را در ﺧﻮد ﺟﺎي داده اﻧﺪ.وﺿﻌﻴﺖ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن از ﻧﻈﺮ ذﺧﺎﻳﺮ و ﻇﺮﻓﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻬﻤﻲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر در ﺑﺎزار ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻧﻔﺖ ﺑﺨﺸﻴﺪه اﺳﺖ. اﻟﺒﺘﻪ رواﺑﻂ وﻳﮋه و ﭘﻴﭽﻴﺪه ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ از زﻣﺎن ﻛﺸﻒ ﻧﻔﺖ در اﻳﻦ ﻛﺸﻮر و ﺣﻀﻮر ﺷﺮﻛﺖﻫﺎي آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ در ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺮﻛﺖ آراﻣﻜـﻮ ﺑـﺮاي ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﻧﻔﺖ در ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن، درك ﻣﻴﺰان اﺳﺘﻘﻼل راي ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن را در ﭘﻲ ﮔﻴﺮي ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎي ﻧﻔﺘﻲ ﺧﻮد در ﺑﺎزار دﺷﻮار ﻣﻲﻛﻨﺪ.

 

 

ﭼﻴﻦ

ﭼﻴﻦ از ﻗﺪرت ﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﺎزﮔﻲ در ﺑﺎزار اﻧﺮژي ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرت وزﻧﻪ اي ﺗﺎﺛﻴﺮ ﮔـﺬار ﻇﺎﻫـﺮ ﺷﺪه، اﻣﺎ ﮔﻮﻳﺎ ﺑﺮ آن اﺳﺖ از اﻳﻦ ﭘﺲ ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺧﻮد را در اﻳﻦ ﺑﺎزار ﺑﻪ ﺳـﺮﻋﺖ ارﺗﻘـﺎ ﺑﺨـﺸﺪ . ﻋﻠﺖ ﻋﻤﺪه اﻳﻦ اﻣﺮ، رﺷﺪ ﺑﺎﻻي اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻴـﻦ و ﺗﺒـﺪﻳﻞ ﺷـﺪن آن ﺑـﻪ دوﻣﻴـﻦ ﻗـﺪرت اﻗﺘـﺼﺎدي دﻧﻴﺎﺳﺖ. رﺷﺪ ﺳﺮﻳﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﭼﻴﻦ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر را در اواﻳﻞ دﻫﻪ 1990 ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﻗﺎﺑـﻞ ﺗﻮﺟـﻪ ﻧﻔﺖ، ﺑﻪ واردﻛﻨﻨﺪه اﻳﻦ ﻣﺎده ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮد.

رﺷﺪ ﺳﺮﻳﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﭼﻴﻦ، رﺷﺪ ﺷﺪﻳﺪ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺮاي ﻣﺼﺮف ﻧﻔﺖ در ﭼﻴـﻦ را ﺑـﻪ دﻧﺒـﺎل داﺷـﺘﻪ، ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﻋﻠﻞ ﻋﻤﺪه اﻓﺰاﻳﺶ ﺑﻬﺎي ﻧﻔﺖ در ﺳﺎلﻫﺎي ﻧﺨﺴﺖ ﻫﺰاره ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ رﺷﺪ اﻗﺘـﺼﺎدي ﭼﻴﻦ ﻧﺴﺒﺖ داده ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ روﻧﺪي اﺳﺖ ﻛﻪ درآﻳﻨﺪه ﻫﻤﭽﻨﺎن اداﻣﻪ ﺧﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ . ﭼﻴـﻦ در ﺳﺎل 2010، روزاﻧﻪ 4 ﻣﻴﻠﻴﻮن ﺑﺸﻜﻪ ﻧﻔﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺮد، اﻣﺎ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺷﺪ ﺑﺎﻗﻴﻤﺎﻧﺪه ﻧﻴﺎز 9/5ﻣﻴﻠﻴﻮن ﺑـﺸﻜﻪ اي  ﺑﺎ وﺟﻮد رﺷﺪ ﺑﺴﻴﺎر ﺳﺮﻳﻊ ﻣﺼﺮف ﻧﻔﺖ در ﭼﻴﻦ، در ﺣـﺎل ﺣﺎﺿـﺮ زﻏـﺎل 38 ﺧﻮد را از ﺧﺎرج وارد ﻛﻨﺪ.

رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید