پایان نامه علوم سیاسی درباره عشایر، دولت، سیاسی، مشروطه، منافع

پیش از شاه عباس، رئوسای عشایر نقش مستقیم در ولایت داشتند پس از سقوط صفویه و تا پیش از دولت قاجار چندین ایل و طایفه برای کسب قدرت سیاسی می جنگیدند. (بشریه،1376: 285)

به اختصار مناسبات حکومت و عشایر و طوایف در چند مورد زیر خلاصه می شود:

الف: عشایر و ایلات حکومت را در دست داشتند (افشاریه – زندیه، قاجاریه)

ب: شریک و حامی دولت بودند (ایلات قزلباش)

ج: داعیه ی حکومت را داشتند (مبارزه ی خوانین قاجار علیه نادرشاه وکریم خان زند)

د: در حال جنگ و ستیز با حاکمیت بودند.(جلالی، 1373: 190)

آغاز فعالیت کشورهای استعماری در ایران نقطه شروع دگرگونی مناسبات دولت و ایلات و عشایر بود در این دوره نظام فئودالی و پدر سالاری قبایل تحت تاثیر عوامل مختلف دگرگون شد و مناسبات دیرینه و متقابل اقوام و حکومت مرکزی را در هم ریخت بدین ترتیب شعاع برخورد دولت و عشایر از مرزهای درونی خارج شد و وجه المعامله دولت و کشورهای استعمارگر قرار گرفت از آن تاریخ بود که دولت­های استعماری از ایلات و عشایر و ایران هر چند وقت یکبار به عنوان حربه ای جهت به زانو در آوردن حکومت­های مستقل استفاده نمودند زیرا متوجه پتانسیل­های لازم برای ایجاد گسست در جامعه قومی و قبیله ای ایران شده بودند.

1-2-10-3- سیاست قومی در دوره ی قاجار

این سیاست شامل دو رویکرد متضاد بود:

  • رویکرد فرصت محور: عبارت است از استفاده از تشکیلات و پتانسیل­های نظامی و مهارت­های جنگی اقوام، بدون صرفه هزینه آنچنانی در مقابل تهدید خارجی
  • رویکرد تهدید محور: در این نگاه دولت قاجاریه عشایر را بنا به تجربه تاریخی به عنوان نیروی تهدید­آمیز می شناسد که هر آن ممکن است علیه دولت مرکزی دست به اقدام بزند لذا در مقابل هر دو رویکرد سیاست­های زیر را اتخاذ کرد: (صالحی امیری، 1388: 322)

الف : مطیع و فرمانبردار نمودن خوانین و شیوخ از طریق تشویق، تهدید و ارعاب

ب: اخذ مالیات از توده عشایر به روش مقاطعه کاری و عدم دخالت مستقیم از طریق تفویض اختیار به خوانین یا شیوخ از یک قبیله بر علیه قبیله ی دیگر

ج: تامین نیروی نظامی سرحدات بر اساس سهمیه­بندی و کسر مالیات بر اساس تعداد نفراتی که به ببیگاری گرفته شده اند.

د: ایجاد تفرقه بین خوانین و رئوسای قبایل

ذ: قلع و قمع ایلخانان عشایر و تقویت قاجارها وزبون کردن ایلات دیگر

2-2-10-3- سیاست­های قومی دوران مشروطه

انقلاب مشروطه نقطه عطف مهمی در تاریخ کشور ما محسوب می شود زیرا فرهنگ سیاسی جامعه ایران را با مفاهیم جدید شهروندی آشنا نمود و بجای رعیت مفهوم ملت و مفهوم شهروندی، بجای حاکم وظل الله و دولت با مفهوم زمینی آن جایگزین شد اما به دلایلی از قبیل ضعف طبقه متوسط جامعه و ناآشنایی با شرایط جدید زیست مدرن و تمایل نداشتن ایلات و عشایر و خوانین به پذیرش شرایط جدید موجب در هم ریختگی و انسجام داخلی جامعه ایران گردید. (غراباق زندی،1385: 117) در توصیف نظام مشروطه گفته می شود ((نظام مشروطه یک پیشرفت طبیعی و تاریخی در ایران به نظر نمی رسید، بلکه نظامی خارجی و وارداتی به شمار می آمد به همین دلیل این نظام در ایران مستقر شد اما فرهنگ سیاسی متناسب با آن و فضای سیاسی لازم برای تعامل نیروهای درون ساخت قدرت فراهم نیامد به عبارت دیگر، سعی و تلاش روشنفکران و نخبگان دوره ی معاصر ایران برای جایگزینی فرهنگ سیاسی آمریت و تابعیت به دلایل مختلف از جمله جهل و نا آگاهی وسیع، مخالفت ها و دسیسه­های دربار، نفع پرستی و فرصت طلبی بعضی رجال سیاسی و حتی نخبگان جامعه، موفق نبود، چرا که در جامعه ی ایران بر اساس فرهنگ سیاسی حاکم هر کسی به دنبال منافع شخصی خود بود. (علم، 1386: 183-184)

از انقلاب مشروطه تا به قدرت رسیدن رضا خان یعنی به فاصله دو دهه ایران شاهد بحران­های قومی زیادی بود که ماهیتی واگرایانه داشتند یکی از مصادیق این بحران­ها، علاوه بر بحران­های کردستان وقیام خیابانی در آذربایجان، قیام شیخ خزعل جهت کسب استقلال از ایران بود. تصویت قانون مشروطه هر چند حرکتی اصلاحی محسوب می شد و فرصتی مناسب برای اقوام پیش آورد تا فشارهای وارده بر آنان از سوی حاکمیت قاجار کمتر شود ولی به علت عدم آگاهی سیاسی، سنتی بودن، بی سوادی 90 درصدی این جامعه عدم آگاهی آنان از تغییر و تحولات جهانی، سبب شد که اکثریت این جامعه منافع ایلی و قبیله ای و حتی منافع شخصی را بر منافع ملّی ترجیح دهند یا حتی می توان گفت جدایی جغرافیای و فرهنگی اقوام از دولت های ملوک الطوایفی سابق و نیمه مستقل بودن آنان از حاکمیت ها، عاملی برای عدم تکوین مفهوم هویت ملی نزد اقوام بود.(شجیعی، 1372: 44)

آنان تصوری از مفهوم منافع ملّی و هویت ملّی نداشتند لذا انتظار نمی رفت منافع قبیله ای و ایلی خود را که منبع اصلی امنیت آنان است را به حساب مفهومی کنار گذارند که هنوز برای آنها مبهم وغیر واضح است بدین ترتیب بار دیگر قوانین مصوبه دوران مشروطه بدون در نظر گرفتن ترکیب قومی و ایلی جامعه ایرانی و به صورتی تمرکز گرایانه نوشته شد در قانون اساسی مشروطه هیچ اشاره ای به اقوام و عشایر مختلف ساکن ایران نشده است خطاب این قانون عام بوده و نامی از نواحی و مناطق قومیت نشین به میان نیامده است تنها اصول 29و90و93 قانون مذکور از ایالت ها، ولایت ها و انجمن ایالتی و ولایتی و ترکیب اعضا و حدود اختیارات وخرج ودخل آنها به صورت کلی یاد می کند.(غنی، 1377: 22)

جهت گیری اصلی رویکرد تمرکز گرایی قانون حتی در نحوه انتخاب اعضای مجلس سنا نیز دیده می شود در اصل 45 قانون اساسی50 درصد از سهمیه این مجلس به تهران (مرکز) و 50 درصد باقی مانده به بقیه ولایت اختصاص یافته است 30 نفر را اعلیحضرت انتخاب می کند که 15 نفر از آنها از اهالی تهران و 15 نفر ازولایات می باشند 30 نفر دیگر توسط مردم انتخاب می شوند که 15 نفر از تهران و 15 نفر از ولایات هستند. (صالحی امیری،1388: 340-338)

اصل 6 اظهار می دارد که رأی منتخبین تهران در غیاب رأی منتخبین ولایات قابل اجراست نظام نامه هم از بینشی تمرکز گرایانه و قوم گرایانه برخوردار است.

تنها در ماده 24 نظام انتخابات است که به پنج ایل عمده، شاهسون، بختیاری، قشقایی، ایلات خمسه فارس و ترکمن ها اشاره شده است که بطور جداگانه یک نماینده برای مجلس شورای ملی، امتیاز داده شده است به هر حال این تمرکز گرایی محدود به مجلس و سایر موسسات قانونی نشد و حتی قوانین صنفی و آموزش را در بر گرفت.

 

 

[1] Nation Building

[2] State Building

[3] identity

[4] social constructionism

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید