Menu

پایان نامه علوم سیاسی درباره دولت، مطلقه، حاکمیت، حکومت، دولت­های

0 Comment

دولت مالیات گیرنده و دولت مفت خور کاملاً متفاوت هستند. نخست یک رابطه معناداری میان تحصیلدار بودن دولت ها و ماهیت غیر دموکراتیک آن وجود دارد. به نوشته لوسیانی «کشوری که به درامد حاصل از فرستادن و فروش منابع زیرزمینی مانند نفت به سایر نقاط جهان متکی است، ممکن است مبارزه قدرت و جناح گرایی را تجربه کرده باشد، ولی بعید است تقاضا و خواسته هایی در حمایت از دموکراسی پذیرا باشد.» یک دولت تحصیلدار عموماً دارای قدرت انحصاری وکنترلی است که توجهی به منافع جامعه نمی کند ولی در عین حال توسط رانت های پرداختی، درصدد جلب حمایت نخبگان و گروههای رقیب برای حفظ قدرت انحصاری خویش برمی آید. (حاجی یوسفی،61، 1378) این سازوکار ، توانایی های دولت به خصوص کارویژه های استخراجی و دوباره توضیحی دولت را به شدت تضعیف می کند و در نتیجه دولت در مقابل تغیرات درآمدهای رانتی خود که عمدتاً خارج از اراده آن قرار دارد به شدت آسیب پذیر می ماند.

اما پس از جنگ جهانی دوم برخی از دانشمندان علوم اجتماعی  (فیلیپ، داوید پیرس، هوک تیز، کاظم وبلاوی، جیاکو مولوسیانی) در قالب رهیافت اقتصادی برای بررسی چگونگی ایجاد و ماهیت دولت­های تک محصول خاورمیانه، مرکز بحث­های خود را بر رانت  متمرکز کردند. از نظر این دانشمندان دولت­های رانتی ویژگی­های زیر را دارند:

  1. هر دولتی که 42% یا بیشتر ازکل درآمد خود را از رانت خارجی حاصل از صدور یک یا چند ماده خام به دست آورد رانتیر است.
  2. دولت رانتیر نه تنها انحصار دریافت رانت را دارد بلکه هزینه کردن رانت­ها را نیز در اختیار خود دارد و از این رو یک موسسه توزیع درآمدهای حاصل از مواهب الهی است.
  3. هواداران این نظریه با اختلافات کم دربررسی ماهیت دولت­های نفتی خاورمیانه می­گویند که پویش­های مربوط به دولت­ها مالیات گیرنده و دولت­های نفتی کاملا متفاوت است. نخست دیوانسالاری دولت­های اخیر غیر عقلانی است و فلسفه وجودی آن اصل عدم دریافت مالیات در برابر عدم وجود نمایندگی است.

از جمله انتقاداتی که بر این مدل می توان وارد کرد این است که اولاً این مدل، ساخحت اجتماعی جوامع گوناگون و تفاوت های فرهنگی تاریخی آن را نادیده می گیرد و فقط به سیاست و حکومت می پردازد. به عبارت دیگر این مدل اقتصاد سیاسی نقش قدرت اجتماعی را نادیده می گیرد. رویکرد صرفاً اقتصادی به دولت و نوع رابطه با آن جامعه، این نظریه را از فهم سایر متغییرهای مستقل و عوامل شتاب دهنده باز می دارد بویژه آنکه هر کدام از دولتهای تحصیلدار شرایط اقتصادی- نفتی می تواند بر ماهیت دولت تأثیرگذار باشد. (ازغندی،47، 1385)

 

 

4-2-2 نظریه دولت مطلقه

الگوی دولت مطلقه هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی دراروپا و به خصوص فرانسه در اواخر قرن شانزدهم مطرح شد. کاربرد واژه  دولت مطلقه  به مثابه یک اصطلاح سیاسی در اروپا به قرن هجدهم بر می­گردد. این شکل از دولت درتاریخ کشورهای اروپایی، بین نابودی فئودالیسم و سرمایه­داری به وجود آمد. دو عامل رفرماسیون ( اصلاح دینی) و بروز جنگ­های گسترده زمینه ساز دولت مطلقه غیر دینی بود. درپرتوی دوعامل بهم پیوسته توسل به پیشینه تاریخی عقل گرایی غرب، و مددجویی فرهنگ دولت ساز دین مسیحیت، فرایند دولت سازی – ملت سازی انجام شد. جنبش اصلاح دینی مارتین لوتر، استقلال کلیسا و پاپ را در هم شکست و اقتدار حاکمان را محدود کرد. براساس اصول اصلاح گرایی همه باید تابع قدرت حاکمان غیردینی باشند. از سوی دیگر جنگ­های داخلی موجب گسترش روزافزون علاقه شهروندان به حکومت قدرتمند مرکزی، ارتش نیرومند، و تضعیف دولت­های محلی شد؛ ضمن این که ایجاد ارتش دایمی نیازمند تامین هزینه بیشتر از حکومت مرکزی بود. این نیازها دیوانسالاری نظامی و اداری را گسترش داد و به شخص شاه وابسته کرد و به تدریج شاه در کانون قدرت قرار گرفت و فراتر از قوانین و تنها شخص مسئول قلمداد شد. تحت شرایط حاکم بر اروپای قرن شانزدهم و هفدهم، برای بسیاری از نظریه پردازان پرسش­هایی درباره نحوه تامین حقوق انسان­ها مطرح شد. در محور بحث دولت مطلقه نزد بسیاری از نظریه پردازان علاقه زیادی به کاربرد نظریه دولت مطلقه ژان بدن و توماس هابز ابراز شد. هر دوی این دانشمندان از اصلاح گرایی و جنگ­ها، وبه ویژه بی­ثباتی و ضرورت آرامش متأثر بودند. از این زمان است که می­توان گفت دولت ، حکومت و جامعه از یکدیگر تفکیک و بدن و هابز با ارایه تعریف جدیدی از دولت محدودیت دولت یونانی را کنار گذاشته و بدن حاکمیت را مهمترین عامل دولت اعلام کرد. به نظر او حاکمیت یا قدرت کامل، مطلق و دایمی،محور نظریه دولت مطلقه را تشکیل می­دهد. بدن، وجود دولت را نیازمند شخصیت واجد حاکمیت می­داند و حاکمیت متضمن تفوق و تسلط است؛ ازاین رو از نظراو قدرت مرکزی نیرومند می­تواند بی­ثباتی داخلی را پایان بدهد. این قدرت بی­تردید در وجود شاه تجلی یافت.( پزشکی،1384)

توماس هابز از طراحان دیگراین نظریه ، مانند بدن ازشریط زمانه خود متاثراست. او بر این امر تاکید می­کند که هیچ کس وهیچ یک ازافراد بشردربرابر دیگری امنیت کافی ندارند. نتیجه این وضع، به باور وی  مبارزه دایمی برای بقا است که به صورت جنگ همه برضد همه شکل می­گیرد. دراین شرایط انسان برای رهایی از آشوب و ناامنی قرار می­گذارد حقوق فردی خود را به صورت دایم به مرجع ثالثی ( دولت) واگذار کند. مردم برای جلوگیری از تجاوز بیگانه ، حفظ جان و مال و تامین امنیت و آسایش خود تمام قدرت خود را به زمامدار واحد قدرتمندی یا جمعی از مردان با کفایت واگذار می­کند. به این ترتیب، لویتان این هیولای افسانه­ای مذهبی، قدرت دولتی که خدای فانی دربرابر ایزد باقی است، آفریده می­شود و افراد را به دلیل ترس از کیفر مرگ به تبعیت از خود وادار می­کند. ضمن آن که امنیت و تبعیت فردی را که هدف غایی دولت است، ایجاد می­کند. (سازگار،57، 1374)

بر همین اساس کارل ویتفول معتقد است : «بشر خود ـ مدار، تحت‌ قدرت‌ مطلقه‌ بشر مورچه‌ نيست‌. تلاش‌ او براي‌ فرار از آزادي‌ نشان‌ مي‌دهد هر چيزي‌ را كه‌ با ترديد از دست‌ بدهد، به‌ همان‌ نسبت‌ نيز به‌ آن‌ علاقه‌مند مي‌شود. اصرار بر اين‌ كه ‌مستقلا عمل‌ نمايد، يك‌ ويژگي‌ اساسي‌ انسان‌ Spapienes /Homo و كيفيت‌ شديدا پيچيده‌اي‌ است‌.همه‌ي‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ي‌ چنين‌ خصوصيتي‌ از نظراجتماعي‌ با ارزش‌ نيستند، بلكه‌ با ارزش‌ترين‌ آن‌ها نيروي‌ محركه‌ بشر است‌: علي‌رغم ‌همه‌ي‌ ضعف‌هاي ‌بيروني‌، اصرار در اطاعت ‌از درون ‌خود دارد. تحت‌ شرايط قدرت‌ مطلقه‌ بر سر ميل‌ خود ـ مداري‌ بشر چه‌ اتفاقي‌مي‌افتد؟ استبداد «آب‌ ـ پايه‌«، نوعي‌ از قدرت‌ مطلقه‌، هيچ‌ نيروي‌ سياسي‌ مربوطه‌را نمي‌تواند در كنار خود تحمل‌ كند. از اين‌ نقطه‌نظر، اولا در سطح‌ نهادي‌ موفقيت‌ مي‌يابد، چون‌ مانع‌ توسعه‌ چنان‌ نيروهايي‌ مي‌شود; ثانيا، در سطح‌ روان‌شناختي‌ نيز موفقيت‌ كسب‌ مي‌كند، چون‌ بشر را براي‌ انجام‌ عمل‌ سياسي‌ مستقلي‌ دلسرد مي‌نمايد. در تحليل‌ نهايي‌، حكومت‌ «آب‌ ـ پايه‌« حكومتي‌ است‌ با ارعاب‌.»[2]

ویتفوگل  حاکمران قدرتمند این گونه جوامع را به ببر مبدل می کند و معتقد است : « طراح‌ قدرت‌ بايستي‌ مانند ببر داراي‌ وسايل‌ مادي‌ باشد كه‌ بتواند قرباني‌هايش‌ راخرد كند، استعداد كشت‌ ـ مديريتي‌ در حقيقت‌ داراي‌ چنين‌ وسيله‌اي‌ است‌. اين حكومت‌ كنترل‌ بلامانعي‌ را بر ارتش‌، پليس‌ و خدمات‌ خبرگيري‌ اعمال‌ مي‌كند و زندان‌بانان‌، دژخيمان‌، و جلاداني‌ را در دسترس‌ خود دارد كه‌ مجهز به‌ تمام‌ وسايل‌ دستگيري‌، ناتوان‌ ساختن‌ و نابودي‌ شخص‌ مظنون‌ هستند.»(نراقی ،همان منبع)

درتوضیح نظریه دولت مطلقه باید پنج عنصر را در نظر گرفت که عبارتند از:

 1.نظریه حاکمیت کامل ومطلق در قانونگذاری: محور اصلی نظریه دولت مطلقه بوده است اولاً وجود دولت نیازمند وجود شخصی واجد حاکمیت است. دوم اینکه این شخص به نحو کامل در پادشاه تجلی می­یافت .سوم اینکه این نظریه تنها نظریه­ای بود که به نحو کامل منطق مفهوم حاکمیت را میپذیرفت.

2.نظریه مالکیت: شخص حاکم با دولت یکسان تلقی می­شد .دولت متعلق به پادشاه  یا شخص حاکم بود و از آن وی به شمار میرفت و این خود شامل اشخاص و اشیاء بود.

3.نظریه حق الهی: با مفاهیم قدیمی تر مربوط به حکومت دینی تفاوت داشت به موجب آن شخص حاکم بر اساس حکم و حمایت خداوندی حکومت می کرد .بنابراین قوانینی که پادشاه اعلام میکرد،دارای اهمیت مذهبی به شمار می­رفتند.

4.نظریه مصلحت دولت: وقتی نظریه حق الهی  با نظریات مربوط به مصلحت دولت در آمیخت ،نظریه­ای بسیار نیرومند پیدا شد.

5.نظریه شخصیت: هسته اصلی نظریه دولت مطلقه – شخص حاکم همان دولت و دولت نیز همان حاکم.(سطوتی حمید،1390)

عبدالرحمن عالم برای پادشاهی استبدادی سودمندیها و زیان هایی در نظر گرفته که در این پژوهش به صورت خلاصه ارائه داده خواهد شد:

-سودمندیهای پادشاهی مطلقه

1.تناسب با زندگی انسانهای نخستین.

2.آمادگی و نیروی عمل

3.باثباتی حکومت

4.پایداری و استمرار سیاست ها

  1. خدمات خوب اجتماعی
  2. رویارویی با ستمگری فئودال ها
  3. شناخت استعداد ها
  4. پیشرفت اقتصادی همه جانبه

-زیانهای پادشاهی مطلقه

1.ستمگری پادشاهی

  1. رد حکومت بر خود

3.غیرعقلانی بودن جانشینی

4.آسیب پادشاهی ضعیف

  1. ناامنی حکومت پادشاهی
  2. تمایلات امپریالیستی شاهان (عالم،280 و 281، 1385)

مفهوم حاکمیت مطلقه مفهوم اساسی و محور نظریه دولت مطلقه است. مهمترین نظریه پردازان مورد بحث در اینجا ژان بدن و توماس هابز هستند. همانطور که از عنوان آن پیداست، دولت مطلقه مظهر حاکمیت کامل و مطلق بود که قدرت خود را با هیچ نیروی دیگری تقسیم نمی کرد. نمونه بارز این گونه دولت ها دولت لوئی سیزدهم و لوئی چهاردهم در فرانسه بود و کارویژه مهم این دولت ها یکسان سازی پیرامون اجتماعی بود. تمرکز کامل قدرت، اقدام دولت در هر زمینه ای را ممکن می ساخت وتوجیه عقلایی آن هم «مصلحت دولت» بودچنین دولتی ناگزیر به تکیه زدن به یک دستگاه دیوانی سلسله مراتبی و متمرکز بود که سرآغاز پیدایش دستگاه دیوانسالاری کنونی تلقی می شود. (نقیب زاده،174، 1385)

خلاصه آن که دولت مطلقه، آن نوع ساختار دولتی است که در انتقال جامعه از صورت بندی ماقبل سرمایه­داری به صورت بندی اولیه سرمایه­داری نقش اساسی دارد و با نوسازی قضایی، اصلاحات اقتصادی، ایجاد دیوانسالاری وسیع نظامی و تاکید برمصلحت عمومی تمرکزی انحصاری برابزارها و قدرت به وجود می­آورد. پادشاه به عنوان تنها مبنای نظم و امنیت و مظهر خواست ملی و دارای اقتدار تام و بانی اصلاحات و نوسازی و حافظ همبستگی ملی در برابر تهدیدات خارجی تکیه گاه نهایی اشرافیت در حال زوال و شوق شکل گیری طبقات و کارگزاران دولتی جدید ظاهر می­شود. هر چند که دولت مطلقه به اقتضای شرایط پیدایش،

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید