پایان نامه علوم سیاسی درباره انگلستان، مستعمره، آمریکا، پارلمان، حقوق

باشد. این منشور حقوق مشخصی را برای زمینداران فراهم می ساخت که در نهایت به تمام مردم انگلستان تسری یافت[54].

 

ب)پارلمانتاریسم:

« هنری سوم» که بعد از شاه جان به قدرت رسید، به طور مرتب با گروهی از اشراف و مقامات کلیسا دیدار می کرد که به شاه مشورت می   دادند و در اداره ی کشور به وی یاری می رساندند. با گذشت سال ها این گروه که به شورای کبیر معروف بود، هم از نظر تعداد و هم از نظر قدرت رشد کرد. در اواخر سده ی ۱۲۰۰ شورا قدرت بیشتری کسب کرد و از شاه خواست تا تصمیماتش را به تائید این شورا برساند. از این به بعد بود که به تدریج این شورا پارلمان نامیده شد.

چند قرن بعد از آن همواره پادشاهان با شورا یا همان پارلمان همکاری می کردند تا اینکه در اواسط سده ی ۱۶۰۰ کشمکش جدی ای بر سر قدرت و قانون آغاز شد و سرانجام در ۱۶۸۸ پارلمان پادشاه جیمز دوم را از قدرت برکنار و دخترش ماری و همسر وی ویلیام را به فرمانروایی انتخاب کرد. این شکل بی خشونت تغییر قدرت که به انقلاب شکوهمند معروف شد، ایده ی حکومت در انگلستان را تغییر داد. و از آن به بعد پارلمان تبدیل به بخش مهمی از حکومت انگلستان شد. پارلمان در سال ۱۶۸۹ لایحه ی حقوق انگلستان را تنظیم کرد که بیان می داشت پادشاه نمی تواند پارلمان را منحل کند و همچنین نمی تواند بدون هماهنگی با پارلمان، دادگاه های ویژه تشکیل دهد، مالیات ببندد و یا ارتش را به حرکت درآورد. انتخاب آزاد اعضای پارلمان و برخی حقوق دیگر نیز در این لایحه مطرح شد[55].

ج)حقوق عرفی (غیر مدون):

بسیاری از مفاهیمی که امروزه در قانون ایالات متحده ی آمریکا به چشم می خورد مانند تفکیک قوا ریشه در قوانین و حقوق انگلستان دارد. در زمان شکل گیری آمریکا بیشترین تاثیر را در این زمینه حقوق عرفی انگلستان بر جای نهاد. در گذشته های دور انگلستان قانون مدونی نداشت با این حال مردم مقرراتی را برای زندگی به صورت سنت ها و رویه های عرفی ایجاد کرده بودند که الزام قانون را داشت. هنگامی هم که سیستم دادگاهی شکل گرفت، قضات در موارد مختلف با توجه به موارد مشابه قبلی حکم صادر می کردند و اگر مورد مشابهی یافت نمی شد خودشان حکمی برای آن از سنت ها و عرف استخراج می کردند. این شکل از حقوق که بر اساس سنت ها و سابقه است حقوق عرفی نامیده می شود[56].

د)سنت های مذهبی و روشنفکری

یکی از مهمترین مولفه های تاثیرگذار روی آمریکایی ها سنت های مذهبی یهودی-مسیحی اروپایی بود. تقریبا تمامی رهبران انقلاب آمریکا به خدا اعتقاد داشتند و بسیاری از آنها مسیحی بودند. باور آنها به مقام انسان و آزادی وی، ناشی از آموزه های کتاب مقدس بود و از این رو آنها آزادی را نه تنها در قالب سیاسی بلکه حقی می دانستند که از سوی خداوند به انسان اعطا شده است.

از سوی دیگر رهبران آمریکا تحت تاثیر روشنفکری اروپایی نیز قرار داشتند. بسیاری از نظریه پردازان روشنگری، طبیعی بودن مذهب را ناشی از قانونمندی و نظام مندی قابل مشاهده ی جهان خلقت می دانستند و خدا را به عنوان معمار چنین جهان و خلقتی، شایسته ی ستایش. از این رو آنها معتقد بودند که با کشف قوانین طبیعی، می توان قوانینی را یافت که برای اداره ی جوامع بشری ضروری هستند.

برای اندیشمندانی مانند جان لاک انگلیسی این حقوق طبیعی شامل حقوقی می شد که نه قوانین انسانی و نه حاکمان، نمی توانستند آنها را نقض کنند. تحت تاثیر چنین اندیشه هایی بود که اعلامیه   ی استقلال از قوانین طبیعت صحبت می کند. چنین اصطلاحی گویای آن است که تنظیم کنندگان آن- از جمله «توماس جفرسون»-  معتقد بودند آزادی و برابری از قانون طبیعی سرچشمه می گیرد، قانونی که از سوی خدا برقرار شده است[57].

چند مورد فوق مهمترین میراث سیاسی انگلستان بود که مهاجران با خود به آمریکا آوردند. زمانی که انگلیسی ها در آمریکا سکنی گزیدند، برای اداره ی جوامع خود با مسائل تازه تری روبرو شدند. از جمله تلاش برای رهایی از استعمار انگلستان و همزیستی آنان با مردمانی که از دیگر کشورها و مناطق جهان به آمریکا سرازیر شده بودند، منجر شد تا آمریکائی ها ابتکاراتی را به وجود آوند که نتیجه ی تجربه ی تاریخی و فرهنگ انگلیسی گذشته ی آنها بود.

به عبارت دقیق تر می توان گفت که در سده های ۱۶۰۰ و ۱۷۰۰ مستعمرات انگلیسی   در آمریکا در حال شکل گیری بود. هرچند این مستعمرات با کشور مادر فاصله ی زیادی داشتند، اما آنها به انگلستان و سنت های سیاسی انگلیسی وفادار بودند، قانون عرفی را پذیرفته بودند و باور داشتند که حاکمان بالاتر از قانون نیستند. تجربه ی ماگنا کارتا و پارلمان انگلستان این باور را در مستعمره نشین ها ایجاد کرده بود که آنها نیز باید نقشی در حکومت داشته باشند و از حقوق اساسی ای که مردم در انگلستان برخوردارند، منتفع شوند.

 

2.1) نمونه هایی از ابتکارات مستعمراتی در جهت متنفع شدن از حقوق اساسی

این شکل از فرهنگ سیاسی در چند ابتکار مستعمراتی بازتاب یافت:

الف) مجلس برگس ویرجینیا

نخستین مستعمره ی بریتانیا در آمریکای شمالی «جیمز تاون» بود که امروزه ایالت «ویرجینیا» نامیده می شود. جیمز تاون در سال ۱۹۰۷ توسط کمپانی ویرجینیا، گروهی از بازرگانان لندنی، بر اساس منشوری از سوی پادشاه جیمز اول تاسیس شد. منشور کمپانی ویرجینیا سند مکتوبی بود که زمین و اختیار تشکیل مستعمره را به کمپانی می داد و همچنین به مستعمره نشینان تمام آزادی هایی که اگر در انگلستان به دنیا می آمدند، داشتند را وعده می داد.

جیمز تاون در ابتدا از سوی یک فرماندار و شورایی که از سوی کمپانی تعیین می شدند، اداره می شد. اما در سال ۱۶۱۹ مستعمره نشینان نمایندگانی را برای دیدار با فرماندار و شورای وی انتخاب کردند. این ۲۲ مرد که برگس نامیده می شدند، مجلس برگس را تشکیل دادند که اولین مجمع نمایندگی یا قانونگذاری در مستعمرات انگلستان بود. مجلس برگس از قدرت کمی برخوردار بود اما نقطه ی آغازی برای حکومت خود مستعمره نشینان در آمریکای مستعمراتی بود. در سال ۱۶۲۴ شاه چارلز اول منشور کمپانی ویرجینیا را منحل کرد و ویرجینیا را یک مستعمره ی پادشاهی عنوان کرد که تحت نظارت پادشاهی اداره می شود. شاه یک فرماندار جدید تعیین کرد اما وی اجازه داد که مجلس برگس همچنان به عنوان یک هیات مقننه انتخاباتی به فعالیت خود ادامه دهد[58].

ب) قرار داد «می فلاور» ( Mayflower)

در سال ۱۶۲۰ اندکی پس از آنکه مجلس «برگس» تاسیس شد، گروه تازه ای از مستعمره نشین ها به آمریکا رسیدند و در شمال ویرجینییا مکانی را ساختند که «پلی موث» (Plymouth) نامیده شد. امروزه این منطقه ماساچوست و بخشی از «نیوانگلند» دانسته  می شود. مقصد اصلی آنها ویرجینیا بود اما وقتی اشتباهی در ماساچوست به خشکی رسیدند، چون خارج از قلمرو منشور ویرجینیا بودند برای اداره ی خود و پرهیز از آشوب وجود مقرراتی را ضروری تشخیص دادند. در نتیجه طرحی برای حکومت بر خودشان نوشتند و ۴۱ مرد روی کشتی آن را به عنوان قرارداد «می فلاور» امضا کردند. این قرارداد بیان می کرد که حکومت باید قوانین عادلانه و برابری برای منافع عمومی مستعمره و مستعمره نشینان ایجاد کند و امضا کنندگان ضمانت کردند که از آن قوانین پیروی کنند. این قرارداد یک دموکراسی مستقیم ایجاد کرد که در آن همه ی مردان باید رای می دادند تا اکثریت اداره شوند. (آنچنان که در این زمان عرف بود تنها مردان بالغ اجازه داشتند رای بدهند.) دموکراسی مستقیمی که می فلاور ایجاد کرد امروزه هم در نیو انگلند دیده می شود.

موفقیت مستعمره های «جیمز تاون» و «ماساچوست»، به شکل گیری سکونت گاه های دیگری در آمریکا منجر شد. در ۱۷۳۳ سیزده مستعمره ی انگلیسی از ماساچوست در شمال تا جورجیا در جنوب گسترش یافت. و به دنبال نمونه های موفق مجلس برگس و قرارداد می فلاور، هر مستعمره ی جدید، حکومت خود را تشکیل داد. ضمن آنکه در میان مستعمرات تفاوت هایی وجود داشت، آنها شباهت هایی نیز با یکدیگر داشتند. هر مستعمره فرمانداری داشت که یا از سوی مستعمره نشین ها انتخاب می شد و یا از سوی پادشاه انگلستان تعیین می گشت. همچنین هر مستعمره هیات مقننه ای داشت که از سوی مردان بالغ آزاد به نمایندگی انتخاب می شدند و بسیاری از آنها از پارلمان انگلستان شبیه سازی می شدند.

با گذشت زمان که شاه و پارلمان انگلستان با مشکلات داخلی مشغول بودند، حکومت های مستعمرات قدرت و مسئولیت های بیشتری می یافتند. مستعمره نشین ها در آمریکا خیلی زود یاد گرفتند که تصمیات مربوط به خویش را خودشان اتخاذ کنند. آنها شهرها و جاده ها را ساختند، کلیساها، مدارس و بیمارستان های خود را تاسیس کردند، اقتصاد موفقی را به وجود آوردند و با حل کردن مشکلات خود به طور مستقل از انگلستان، احساس لذت بخش استقلال را تجربه کردند.

 

  1. ریشه های شکل گیری فرهنگ دموکراسی در ایالات متحده آمریکا

«دیوید مک کی» در کتاب «سیاست و جامعه آمریکا» (American Politics and Society )در باب ریشه­های تشکیل قانون اساسی و نهادهای قانونی در این کشور می نویسد: « در سال 1774 انجمن­های مستعمرات، نمایندگانی به کنگره ملی قاره­ای فرستادند که اولین اظهار نظر استقلال ملی توسط مستعمرات بود. در سال 1775 جنگ در ماساچوست شروع شده بود و در سال 1776 کنگره قاره­ای اعلامیه استقلال را پذیرفت که در حقیقت تاسیسی واقعی ایالات متحده بود..در طی پنج سال بعد، مسعتمره­ها به طور موفقیت آمیزی به جنگ انقلابی خود با بریتانیا ادامه دادند و در سال 1781 نظام حکومتی جدیدی تحت قانون کنفدراسیون تاسیسی کردند.

در عمل این- اولین قانون اساسی آمریکا- چیزی بیش از به رسمیت شناختن رسمی از جانب کنگره قاره­ای بود. کنگره­ای هم تشکیل شد که البته اجرایی یا قضایی نبود. ساز و کارهای جدید تا حدی زیادی شبیه کنفدراسیون بود، یعنی تک تک ایالات از خودمختاری قابل توجهی برخوردار شدند و فقط قدرتهای محدودی به کنگره واگذار کردند[59]»

قانون اساسی ایالات متحده آمریکا که در تاریخ ۱۷۸۹ به تصویب رسید، از قدیمی‌ترین قانون‌های اساسی موجود جهان است و در طول بیش از ۲۲۰ سال هنوز به قوت خود باقی است. در حقیقت هیچگاه قانون اساسی ایالات متحده تغییر نکرده و صرفاْ اصلاحیه‌هایی به آن افزوده شده‌است.

 

1.2) محورهای کلی حاکم برقانون اساسی

روح کلی حاکم بر قانون اساسی بر ۳ محوراصلی قرار دارد که به عنوان محورهای غیر قابل تغییر در نظر گرفته شده‌اند. این ۳ محور عبارت‌اند از:

تفکیک قوا در ایالات متحده آمریکا

نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا

نظام فدرالی ایالات متحده آمریکا[60] .

حکومت تاسیس شده توسط اولین قانون اساسی آمریکا قدرت اجرایی کافی برای اداره کشور جدید را نداشت. برای مثال، این حکومت فاقد قوه مجریه و سیستم دادگاه های مرکزی بود و همچنین قادر به اداره قانون تجارت بین ایالت ها،

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید