Menu

پایان نامه علوم سیاسی با موضوع خلیج، .، امنیتی، امنیت، ،

0 Comment

منطقه نمود داشته است.

عدم اعتماد از ویژگی های بارز این منطقه است این سوء ظن و عدم اعتماد به حدی است که خرید تسلیحاتی را به منظور بازدارندگی در منطقه را به چندین برابر رسانیده است و اکثر نشست های دیپلماتیک را جهت رسیدن به یک دیدگاه و هدف مشترک ناکام می گذارد و به واسطه نبود هنجارهای مشترک ، بستری برای شکل گیری هویت مشترک نیز فراهم نشده است، در نتیجه فضای بی اعتمادی بین کشورهای منطقه خلیج فارس وجود دارد )روحی، 1390 ص80) واین مانع از اتخاذ یک سیستم امنیت جمعی کارا و موثر در بین کشورهای منطقه می شود.

 

 

 

3-2-7-2  فقدان درك مشترك از امنیت منطقه

عدم تعریف مشترک از امنیت در منطقه خلیج فارس به طور کلی دو نوع تفکر امنیتی در منطقه خلیج فارس دارد. امنیتی که (ج.ا.ا) به دنبال آن است و آن جلوگیری از انکار منافع این سرزمین توسط عربهای حوزه خلیج فارس است و دیگری نوعی امنیت آمیخته به ناسیونالیسم عربی که ملی گرایان عرب داعیه دار آن هستند، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور شیعه فارس (یا اصطلاحا عجم) بر آن است تا حلقه امنیتی عربهای منطقه را در هم کوبد، حال آنکه (ج.ا.ا) معتقد است منافع نفتی و گازهای این منطقه استراتژیک و اکونومیک فی الذاته یک هدف مشترک و یک منفعت مشترک بین همسایه های خلیج است که موجب این انگیزه می شود که خود امنیت این منطقه را تامین نمایند و دست هرگونه تجاوز فرا منطقه ای را از این منطقه کوتاه نمایند. اما کشورهای دیگر حوزه خلیج معتقدند که ایران به دلیل وسعت و جمعیت و وضعیت تجهیزات نظامی و فاصله کمی که با این کشورها دارد و باتوجه به ادعاهای ارضی و مرزی خود نیز یک تهدید بالقوه است. پس بعد از آنکه حضور بیگانگان به عنوان یک مامن و پناهگاه برای این کشورهای ذره ای با وسعت و جمعیت کم مطرح شد ابتدا به نوبت و سپس به صورت رقابتی به بیعت با آنها پرداختند. بدین صورت امنیت خلیج فارس برای هریک از کشورهای حاضر در این منطقه یک معنی متفاوت دارد.

كشورهای منطقه خلیج فارس در زمینه منبع تهدید خارجی و تعریف امنیت و به طور كلی شرایط خارجی خود اتفاق نظر ندارند و در نتیجه سیاست امنیتی متفاوتی را اتخاذ می كنند. اختلاف میان اعراب و ایرانیان و همچنین برداشت كشورهای عربی منطقه از ایران و عراق به عنوان منابع ناامنی و خارج نگه داشتن این دو كشور از ترتیبات امنیتی منطقه، دلالت بر فقدان درك مشترك از امنیت منطقه دارد. در حالی كه تحقق رژیم امنیتی در یك

 

جامعه همگرا  دارای چهار شرط مهم است كه عبارتند از:

الف-همگون بودن واحد های منطقه ای،

ب-استقلال یك رژیم امنیتی،

ج-وجود وابستگی متقابل میان اعضاء،

د- توزیع قدت و مشاركت كلیه كشورها در ساختار امنیتی منطقه. در حالی كه حوزه خلیج فارس در این زمینه ها دچار نا كار كردی است. ( سلمانی پورلك،١۳٨۳ص ۳٨۵)

3-2-7-3  عدم وجودیک سازمان فراگیرمنطقه ای

با اشاره به درگیریهای منطقه ای و تهاجم عراق به کشورهای همسایه همواره مشکلاتی درسطح منطقه بوجود آمد که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس رامجبور به انتخابی استراتژیک وحساس نمود . این انتخاب جدایی میان دو قدرت منطقه (ایران و عراق ) را با سایرکشورهای حاشیه خلیج (کویت ، عربستان ، قطر ، امارات ،بحرین وعمان) افزایش داد . عربستان سعودی ازفرصتی که ازغیبت دورقیب خود به وجود آمده بود سود جست وشورای همکاری خلیج فارس را تشکیل داد.  تشکیل این اتحادجدید که درآغازبیشترجنبه اقتصادی داشت، جنبه های امنیتی و دفاعی نیز گرفت و بر پیچیدگیهای منطقه افزود.

باپایان دوجنگ خلیج فارس و لزوم برقراری امنیت دست جمعی درمیان کشورهای منطقه،این سازمان بدلیل عدم حضور ایران و عراق عملا نمی تواند هیچگونه نقش جمعی دراین زمینه ایفا نماید . به همین دلیل این سازمان درحال حاضر فاقد توانایی لازم جهت اتخاذ تصمیمات امنیتی در سطح منطقه است . کشورهای منطقه درآینده مجبور خواهندبود، سازمانی فراگیرجهت حل مشکلات امنیتی خود ایجاد نمایند . تا زمانی که چنین بازیگری درسطح منطقه وجود نداشته باشد ، کشورهای منطقه مجبورخواهند بود مسائل خود را از طریق قدرتهای بزرگ و یا سازمانهای بین المللی حل وفصل نمایند . این مساله موجب کاهش تفاهم بین کشورهای منطقه شده وعملا پای سایر بازیگران غیرمنطقه ای رابه حوزه امنیتی خلیج فارس بازخواهد کرد . با افزایش این حضور،کیک امنیتی منطقه میان تعدادبیشتری تقسیم شده و در نتیجه امنیت منطقه نیزچند پاره خواهد شد . نتیجۀ امنیتی یقیناً مورد دلخواه هیچ یک ازکشورهای حاشیه خلیج فارس نخواهدبود و اتحاد در این منطقه اصولا یا شکل نمی گیرد یا بر فرض وجود بسیار سست و ناپایدار خواهد بود. مانند اتحاد عراق با شیخ نشینان حاشیه در زمان جنگ با ایران و پس از آتش بس با نادیده گرفتن اتحاد خود به کویت حمله کرد. که با این کار منطقه را دچار وحشت و شوک نمود و این اتحادهای صوری فرو ریخت.

3-2-7-4 ساختار اقتصادی نا مناسب

می توان گفت بین تجارت، همگرایی و سطح توسعه رابطه وجود دارد. یکی از موانع عمده همگرایی کشور های خلیج فارس مکمل نبودن اقتصاد آنها است. همه آنها همواره اقتصاد تک محصولی دارند و درآمد آنها بیشتر از راه نفت حاصل می گردد و تولیدات آنها مواد خام و اولیه بوده و وارد کننده کالاهای صنعتی از خارج منطقه هستند. بنابراین این کشورها به دلیل اقتصاد مشابه، اقتصادشان وابسته به غرب بوده و تجارت خارجی آنها با کشورهای خارج از منطقه است. بنابراین سطح تجارت میان کشورهای منطقه در سطح پایینی قرار دارد و پیشرفتی در زمینه گسترش تجارت درون منطقه ای بین آنها نشده است. (ابراهیمی فر،١۳٨١ص٢٦٦)

مادامی که رانتها از منابع نفت و منابع خارجی تامین می گردد، دولتها فقط به آن دسته از مطالبات مردم که برای حفظ موقعیت و قدرت خود ضروری است پاسخ خواهند داد. دولت رانتیر تمایل دارد تا روز به روز استقلال بیشتری پیدا کند و تمایل زیادی برای بسط آزادی در نظام های سیاسی خودشان ندارند. (نصری، 1383ص147)

اقتصادهایی بیشتر به سمت همگرایی می­روند كه مكمل همدیگر باشند و بتوانند به مبادله كالاهایی كه در هر كدام از كشورها ساخته می شود جریان اقتصادی خود را تكمیل کنند این در حالی است که میزان تجارت درون منطقه ای آنها کمتر از (١٠درصد) است زیرا كه برای همگرایی منطقه ای تجانس بیشتری در زمینه پیشرفت اقتصادی ضروری است. در منطقه خلیج فارس همه كشورها یك كالا تولید و مشتریان آن هم از خارج از منطقه می باشد بنابراین بیشتر از این كه سطح روابط و مبادله اقتصادی در منطقه شكل گیرد با خارج از منطقه انجام می شود. (سلمانی پورلك، ١۳٨۳ص۳٨٢)

3-2-7-5  توسعه نیافتگی کشورهای منطقه

وابستگی اقتصادی،  توزیع ناعادلانه درآمد و ضعف علمی و تكنولوژیكی و… از مشخصات عمده كشورهای توسعه نیافته جهان است . اقتصاد تك محصولی در این كشورها بر اساس نفت و یا براساس مواد اولیه تبدیل نشده، در سطح داخلی شكل گیری شكاف طبقاتی و استبداد اقتصادی را تحمیل می كند و در سطح خارجی و بین المللی اقتصاد وابسته و متزلزل را شكل می دهد.

سطح توسعه و پیشرفت از لحاظ رشد اقتصادی دراین کشورها برابر نیست و نوعی ناهمگونی بین رشد این کشورها وجود دارد. به دلیل اینکه تا چند صباحی پیش تکنسین بومی وجود نداشت همواره با ورود تکنولوژی و فن آوری افراد نخبه و صنعتگر هم از کشورهای غربی وارد این کشورها می شدند و می شوند و عملا شغلهای کلیدی که موجب حفظ این وابستگی می شود را از آن خود کرده اند و این مسئله تا بدانجا پیش رفته است که این کشورها به صورت رقابت آمیز با اعطاء امتیاز و شرایط بهتر به افراد متبحر غربی هر روز جای را برای ورود صنایع جدیدتر باز می کنند. در این روند آنچه که باعث عدم همگرایی می شود. توزیع ناعادلانه توسعه در بین این کشوره سبب توسعه نیافتگی کشورهای منطقه است که ، فاصله بین فقیروغنی ناشی ازآن زیادمی باشد که وجودفاصله واختلاف فاحش اقتصادی در بین اقشارجامعه دراکثرکشورهای حاشیه خلیج فارس،موجب بروز بحرانهای داخلی در این کشورها می شود که در جای خود تهدیدی علیه امنیت منطقه خواهدبود.

وجود مسائلی از قبیل: فقر، عدم توسعه، جمعیت زیاد، تخریب های زیست محیطی و تقلیل  تمام منابع، از مشخصه های كشورهای كمتر توسعه یافته هستند (برادن و شلی، 1383ص106)

اگرچه کشورهای حاشیه خلیج فارس ازکشورهای ثروتمند جهان محسوب میشوند اما اکثر قریب اتفاق آنها در فهرست کشورهای توسعه نیافته قرار دارند ، در این میان تنها ایران با پایان جنگ هشت ساله اش با عراق، برنامه های توسعه اقتصادی،سیاسی و فرهنگی خود را آغاز کرد و موفق شد گامهای مبتنی بر این زمنیه بردارد . عراق که طرف دیگر این جنگ بود ، درجنگی دیگر شرکت کرد و مورد هجوم گسترده وسنگین آمریکا و متحدینش قرار گرفت و عملاً نتوانست قدمی در راه توسعه بر دارد . کشورکویت نیز که پس از اشغال عراق به ویرانه ای تبدیل شده بود . همچون کشورهای عربستان،قطر،امارات وبحرین ، هیچگونه اقدام مثبتی درجهت توسعه انجام نداده است . درمجموع نتیجۀ توسعه نیافتگی کشورهای حاشیه خلیج فارس ، تشدید بحرانهای داخلی آنها را در پی خواهد داشت واینگونه کشورها دیر یا زود در معرض شدیدترین تهدیدات داخلی قرار خواهند گرفت و بی ثباتی سیاسی نتیجه طبیعی چنین روندی خواهد بود.

درآمدهای نفتی بخصوص در كشورهایی كه اقتصاد آن ها متكی بر این درآمدها هستند بخش اعظم منابع ارزی كشور و بخش مهمی از درآمدهای دولت را تأمین می كند. با توجه به نقش مسلط دولت در اقتصاد این كشورها، درآمدهای نفتی تعیین كننده  میزان رشد اقتصادی، مصرف، پس انداز ملی، سرمایه گذاری، نرخ تورم و … بوده و نوسانات درآمدهای نفتی موجب نوسانات اقتصادی در این كشورها می شود (حاجی میرزایی، 1385ص5)

3-2-7-6  ساختار رژیم های سیاسی

همگرایی فرایندی است كه طی آن ملتها از آرزو و قدرت هدایت مستقل سیاست خارجی و سیاست داخلی خود چشم پوشی كرده و در عوض می كوشند تا به اتخاذ تصمیماتی مشترك دست زده و یا وظیفه تصمیم گیری را به نهادهای مركزی جدید تفویض كنند. (دوئرتی و فالتزگراف، ١۳٧٢ص٦٦٨)

ساختار رژیم های سیاسی در ایجاد ثبات یا بی ثباتی برون مرزی و در نتیجه تحقق یا عدم تحقق همگرایی میان واحدهای سیاسی نقش بسزایی دارد.در8 كشور منطقه علی رغم وجود تشابهات  كلی سه ساختار سیاسی متفاوت وجود دارد:

الف- ساختار مشابه و همگون كشورهای عضو شورای همكاری خلیج فارس كه دارای ساختار سیاسی سنتی و پادشاهی هستند،

ب- ساختار جمهوری مبنی برانتخابات در ایران،

ج-  ساختار سیاسی در حال تكوین عراق.

از نظر ساختار سیاسی عموما نظام سلطنتی موروثی در بخش اعظم خلیج فارس سیطره دارد. این نظام مشروعیت خود را از تاریخ و سنت می داند. در اکثر این کشورها مجلس و پارلمان شکل گرفته است اما به دلیل ریشه های

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید