پایان نامه رشته علوم سیاسی در مورد طالبان، وهابيت، پاکستان، جنبش، نظامي

ش از آن که مانند سلفي­گري وهابي، به دنبال تکفير و تهييج براي انجام عمليات­هاي تروريستي باشند، رويکرد مذهبي و فرهنگي دارند. ساخت مدارس و مساجد و انجام کارهاي تبليغي از مهم­ترين فعاليت­هاي آنان به شمارمي­رود. مرکز اصلي اين گروه در گوجران و اله ازتوابع استان پنجاب قرار دارد. اما در ميان اهل­حديث، احسان الهي­ظهير استثناست. وي ديدگاهي به شدت فرقه­گرايانه داشت و در مورد بيشترين بهره برداري سلفي­هاي وهابي قرار گرفت. او با تندروي­هايي که در اين زمينه داشت، موجب شد جمعيت اهل حديث که حزب رسمي مکتب اهل حديث بود، به دو شاخه تقسيم شود. وي با نگاشتن کتاب­هاي بسيار تند بر ضد شيعه، آتش نفاق را، افزون بر اين که ميان مسلمانان سني بر افروخت، ميان شيعيان و اهل سنت نيز شعله ور ساخت. او با متهم ساختن شيعه به قايل بودن به تحريف قرآن و مخدوش کردن جايگاه اهل بيت عليهم السلام، شيعه را خارج از اسلام مي­شمارد. وي سرانجام در سال 1987 در يک حادثه بمب گذاري کشته شد. چنين ديدگاه­هايي در آثار او، وهابي­ها را به شدت وسوسه کرد که از وي بيش­ترين بهره را ببرند؛ بنابراين، سلفي­هاي وهابي کتاب­هاي او را چاپ و در شمارگان بالا در سطح گسترده­اي منتشر مي­کنند. البته در ميان اهل حديث، تنها شخصيتي که تا اين اندازه ابزار دست وهابي­ها قرار گرفت، همو بود و چنان که گفته شد بيشتر اهل حديث رويکرد فرهنگي و مذهبي دارند. اهل حديث با سلفي­هاي عربستان سعودي رابطه­ي زيادي دارند و عربستان نيز با توجه به ديدگاه­هاي تند اين گروه بر ضد مسلمانان ديگر، چه شيعه و چه سني، به شدت از آنان دفاع مي­کنند. چنان­که گفته شد، ديدگاه­هاي اهل حديث با ديدگاه ديگر مسلمانان اهل­حديث و حتي با ديدگاه سلفي­گري ديوبند تفاوت دارد؛ زيرا سلفي­هاي ديوبندي پيرو مکتب حنفي هستند، اما سلفيان اهل­حديث، تقليد را جايز نمي­دانند و احکام را مستقيماً از کتاب و سنت استخراج مي­کنند. آنان هم چنين به شدت با تصوف مخالفند. اهل­حديث از نظر فکري به وهابيت نزديکترند و وهابيان نيز به شدت از ايشان حمايت مالي مي­کنند. بي­شک ديدگاه اهل­حديث در باره­ي ديگر مسلمانان نيز کاملاً روشن است، چنان­که هيچ يک از فرقه­هاي اسلامي را بر نمي­تابند (عليزاده موسوي،1391: 47 و 48).

 

3-10- گرايش برخي ديوبنديان به وهابيت:

با وجود اختلاف­هاي جدي ديوبنديان نخستين با وهابيت، در سال­هاي بعد، برخي ديوبنديان، به تأييد دعوت ابن­وهاب رو آوردند و سعي کردند خود را به آنها نزديک کنند، حتي برعکس، مخالفت با وهابيت را به سلفيان هند نسبت داده­اند؛ ازجمله شيخ محمدمنظورنعماني با نوشتن کتاب دعايات مکثفه ضدالشيخ محمدبن عبدالوهاب، همين مسير را طي کرد و پيروان او نيز از راه او تبعيت کردند. برخي اعضاي جماعت تبليغ نيز ضمن تبري جستن از دشنام­هاي انورشاه کشميري و ديگران به وهابيت و سران آن، گفته­اند هر چند در گذشته چنين موضع­گيري­هايي در قبال وهابيت انجام مي­شد، ولي وقتي علماي ديوبند به حقيقت دعوت ابن عبدالوهاب پي بردند، با عذرخواهي از رفتارهاي گذشته­شان به حمايت از وهابيت برخاستند. علماي ديوبنديان حتي در همان اوايل نيز تحت تأثيرافکار ابن عبدالوهاب، کتاب­هايي را در تأييد او نوشته بودند؛ از جمله رشيداحمدگنگوهي با نوشتن کتاب الفتاوي الرشيديه بسياري از عقايد و افکار ابن­عبدالوهاب را تأييد کرد؛ هر چندحسين احمدسهارنپوري با تدوين کتاب­هاي الشهاب الثاقب و المهند بر ضد کتاب فوق، نسبت ديوبنديه را با ابن­عبدالوهاب انکارکرد. برخي معتقدند هر چند ديوبنديان در آغاز مخالف وهابيت بودند، اما وقتي به صورت يک­فرقه درآمدند، آهسته آهسته از مقاصدشاه ولي­الله دور گرديدند و به وهابيت نزديک شدند. از جمله کساني که در بيشتر آثار خود از وهابيت و شخص ابن تيميه و ابن عبدالوهاب دفاع کرده است، ابوالحسن­ندوي است، او از ابن­تيميه، به دليل تجديد اعتقاد به توحيد و ابطال شرک و بدعت، به عنوان متفکر مصلح و مجدد تاريخ­اسلام نام مي­برد که خدمات زيادي به اسلام انجام داده است و رفتار او بايد الگوي ديگر مسلمانان گردد. ندوي در بيشتر آثارخود از وهابيت و سلفيت شبه­قاره به نيکي ياد مي­کند و مي­کوشد نشان دهد که هيچ نقطه اختلافي ميان ديوبنديه و وهابيت وجود ندارد. همچنين يکي از اساتيد معاصر دارالعلوم ديوبند در ديداروزير اوقاف و امورديني عربستان از دارالعلوم ديوبند، از ابن­عبدالوهاب به عنوان مصلح­ديني نام برد و عقايد و رفتار علماي ديوبند را، به خصوص در مبارزه با بدعت­ها و خرافات، نزديک به آن چيزي دانسته است که ابن عبدالوهاب آن را تبليغ مي­کرد (رفيعي،1390: 34 و 35). در پاکستان، آموزه­هاي راديکاليسم در بسترهاي ايدئولوژيک انديشه­ي ديني اهل سنت شکل گرفته و هماهنگي کاملي ميان آنها وجود دارد، به گونه­اي که ايدئولوژي­هاي وهابيت و ديوبندي با ترويج ديدگاه افراطي از طريق مدارس مذهبي و رويکرد خشونت آميز نسبت به سايرمذاهب، نقش شاخصي در به وجودآمدن طالبان ايفا نمودند. با وجوداين، در اينجا به چگونگي پيدايش تحريک­طالبان پاکستان پرداخته مي­شود.

 

3-11- تحريک­طالبان پاکستان[54]:

تحريک­طالبان پاکستان، (طالبان پاکستان) يک گروه فراگير از جناح­هاي مختلف طالبان مي­باشد. (سيمون راس ولنتاين ،2009: 3) در دسامبر 2007 شورايي شامل 40 نفر از رهبران ارشد گروه­هاي جنگجو که حدود 50هزار مرد جنگي در اختيار داشتند، در پيشاور پاکستان تشکيل اين جنبش را اعلام کردند. اين شورا تصميم به متحدشدن تحت پرچمي واحد گرفت. بيت­الله محسود از منطقه وزيرستان­جنوبي به عنوان رييس تحريک­طالبان پاکستان، مولانا حافظ گل بهادر از وزيرستان شمالي به عنوان نائب امير و مولانا فقيرمحمد ماجور به عنوان فرد سوم در فرماندهي منصوب شدند. اين شورا نه تنها نمايندگي­هايي از هفت گروه قبيله­اي فتا دارد، بلکه در ايالت سرحد، سوات، ديراسماعيل خان، کوهستان بونر و ملکند نيز نمايندگي­هايي دارد. (سليماني و خالديان ،1391: 170) اجراي شريعت و هم چنين انجام جهاد دفاعي در برابر ارتش پاکستان و اتحاد عليه نيروهاي ائتلاف در افغانستان؛ از اهداف اين جنبش مي­باشد (ساناجمال وام احسن ،2015: 3 و 5). البته بيت­الله محسود در اولين موضعگيري خود اعلام کرد که هدف اين جنبش، مقابله با عمليات نظامي پاکستان است و اگر دولت خلاف رويه طالبان، به عمليات نظامي و همکاري با آمريکا ادامه دهد، با جواب دندان شکني مواجه خواهد شد. با کشته شدن بيت­الله محسود، حکيم­الله محسود به عنوان رهبرطالبان پاکستاني انتخاب شد. در حال حاضر طالبان پاکستان غالب، مناطق قبايلي و ايالت سرحد را در کنترل يا تحت نفوذ خود دارند.  بعضي از گروه­ها ازجمله لشکر جهنگوي (طالبان پنجاب)، سپاه­صحابه، جيش­محمد، القاعده، حرکت المجاهدين و حرکت الانصار، لشکرطيبه، جمعيت علماي اسلام، جنبش نفاذشريعت­محمدي (طالبان سواد)، شبکه حقاني، طالبان محلي، افراد فراري طالبان افغانستان و…زير چتر تحريک طالبان پاکستان جبهه متحد نظامي تشکيل داده­اند. طالبان، معجوني از تفکر ديوبندي- وهابي بودند (موسوي ،1391: 137).  در تفکر ديوبندي- طالباني مبتني بر تفکرات قبيله­اي کنوني منطقه جنوب آسيا، جهان بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001به دو بخش دارالاسلام و دارالحرب تقسيم مي­شود که خارج از دارالاسلام، جهاد به صورت امري واجب است و بايد درون دارالاسلام جبهه متحد نظامي شکل داد. طالبان پاکستاني نتيجه اتحاد آمريکا و پاکستان را گسترش سکولاريسم، بي­بندوباري، تشديد نفوذ و دخالت­هاي همه جانبه بيگانگان به­ويژه آمريکا در پاکستان مي­دانند و با اتخاذ رويکردهاي نامتقارن، خود را در نبردي تمام عيار و عميقاً هويتي در تقابل با تمايلات هژمونيک آمريکا و متحدين نظامي آن مي­بينند (سليماني و خالديان ،1391: 169 و 170 و 171 و 183). اصول عقيدتي اين گروه برگرفته از انديشه­ي وهابيت و تفکر ديوبندي در شبه قاره­ي هند مي­باشد (عليخاني ،139.: 67 و 68). حکيم الله محسود، توانسته بود گروه­هاي شبه نظامي قبايلي را يکپارچه سازد. تحريک طالبان پاکستان، در حدود 5هزار جنگجودارد. پيوند گروه­هاي مذکور از نظر ايدئولوژي، نيروي انساني و عملياتي با القاعده قطعي به نظرمي­رسد. اين وضعيت فقط در درون مناطق قبايلي محصور نشده بلکه بازتاب آن در قالب بمب­گذاري­ها، حملات انتحاري، ترور مقامات سياسي و امنيتي و حملات چريکي به ارتش پاکستان ظاهر شده است. در اين ميان حملات فرقه­گرايانه تروريست­ها به شيعيان، بيش از ساير موارد تلفات جاني در پي داشته است. عقب نشيني القاعده و طالبان به عقبه راهبردي خود در مناطق قبايلي پس از اشغال افغانستان، اين منطقه را ميعادگاه تمام گروه­هاي خشونت طلب اعم از قومي، فرقه­اي و ايدئولوژيک جهادگر تبديل کرده است. يک کاسه شدن بسياري از عناصر اسلام گرا در کمربند قبايلي، موجب گرد هم آمدن اسلام­گرايان راديکال نامتجانس ساير نقاط دنيا در يک حوزه جغرافيايي و قومي شد. اين وضعيت منابع مالي و انساني در دسترس راديکال­ها را افزايش داده و رديابي کانال­هاي ارتباطي و مالي آنها را براي دولت غيرممکن ساخته است. آموزه­هاي فرهنگي و اعتقادي قبايل پشتون که برپايه­هاي مکتب ديوبنديسم استوار شده است، پشتوانه فکري و شناختي مؤثري را در ترويج و تقويت جهاد در اين منطقه به دست مي­دهد. شالوده­هاي ديوبنديسم که بر جهاد با استعمار انگليس در شبه­قاره بناشد، امروزه مورد بازخواني و بازيابي کارکردي ديگري از سوي پيروان القاعده و طالبان قرار گرفته است. مي­توان ادعا کرد که انديشه­جهاد و جغرافياي پشتوني، به نقطه تماس و ارتباط جنگجويان بين­المللي تبديل شده و موجب تلفيق نسل دوم القاعده با طالبان محلي پاکستان، در انديشه و عمل شده است (واعظي ،1390: 237 و 238). هر چند اکثريت اعضاي جنبش را، مبارزان راديکال از قبايل پاکستاني تشکيل مي­دهند، ولي تعدادي از قوميت­هاي عرب، ازبک، افغاني، چچن و ديگر شبه نظاميان در بين آنها حضور دارند. منابع مالي اين جنبش عبارتنند از: کمک­هاي مالي داخلي و بين­المللي، انجام فعايت­هاي غيرقانوني از جمله: آدم ربايي براي باجگيري، سرقت، اخذ ماليات، جريمه، اخاذي و و جوه حاصل از ساير سازمان­هاي تروريستي و بهره­برداري از منابع طبيعي (ساناجمال وام احسن ،2015: 1 و 2).

 

(جدول3-1) وضعيت جنبش طالبان پاکستان

نام گروه مکتب فکري سال تأسيس بنيانگذار جغرافياي حضور و نفوذ اهداف رويکرد پيوندهاي درون شبکه­اي
تحريک طالبان پاکستان ديوبندي وهابيت 2007 بيت­الله محسود مناطق هفتگانه قبايلي جهاد دفاعي

تأسيس امارت مبتني بر شريعت

ضد دولت

فرقه گرا

همکاري عملياتي با القاعده و لشگر جهنگوي

 

تفکر ديني طالبان در حقيقت همان تفکر ديوبندي است که نسخه بدل «وهابي­گري» در شبه­قاره هند به شمار مي­رود. جهت روشن شدن بهتر مباني فکري طالبان و ديوبندي،  چند محور

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید