Menu

پایان نامه رشته علوم سیاسی با موضوع حکومت، دولت، حاکمیت، سیاسی، اجتماعی

0 Comment

یگانه واقعیت و حقیقت دانست و پاپ را از هیچ مسئله ای خطا ناپذیر ندانست. مذهب پروتستانت در عرصه سیاست خواستار قدرت مطلق دولت بود و از حق الهی فرمانروا سخن می گفت اطاعت کورکورانه و بی قید و شرط از فرمانروایان و گردن نهادن به اوامر آنها از آموزه های اصلی پروتستانیسم است که با حاکمیت سوداگری و تسلط سوداگران مطابقت کامل داشت. یکی از اعتراضات لوتر به کلیسای روم آن بود که بیش از اندازه سیاسی شد و در کارهای غیر دینی بطور غیر قابل بازگشت گرفتار شده است. او گفت: که همه ی انسان­ها در پیشگاه خداوند و در توان فهم کلام او برابر هستند، بنابراین روحانیون به عنوان میانجی خدا و انسان نه تنها لازم نیستند، بلکه بر سر راه پرورش یک رابطه معنوی درست بین انسان و خدا مانع ایجاد می کنند. وی پس از اینکه از کلیسای کاتولیک گسست، گفت که اقتدار غیر دینی با دولت غیر دینی یک ضرورت است.(کاتوزیان، 1380: 122)

روحانیت نمی تواند اعمال کننده ی اقتدار اجبارگر غیر دینی باشد بنابراین قدرت باید به کل در اختیار حکومت غیر دینی که مسئولیت منحصر حفظ صلح را دارد قرار گیرد. وی گرچه معتقد بود که مسیحیان در نظر خداوند برابرند اما در حکومت کردن برابر نیستند، بنابراین دموکراسی ناممکن است و قدرت باید به کل در اختیار شهریار باشد. لوتر معتقد بود که خداوند دو نظام متفاوت در جهان آفریده است و با آنها بر انسان حکم می راند یکی نظم روحانی که سبب رستگاری می شود و دیگری نظم این جهانی که زندگی مادی انسان­ها را سامان می بخشد. این نظریه او تحت عنوان نظریه دو پادشاهی مطرح شد.(عنایت، 1346: 46)

به عقیده ی وی تضاد این دو پادشاهی تعیین کننده ی تاریخ بشر است او با هر گونه شورش علیه حاکم حتی اگر مستبد باشد مخالف بود و آن را کار شیطان می دانست، چون معتقد بود که شورش در هر حال زیان آور است لذا حتی روحانیون هم باید تابع فرمانروا باشند و کلیسا جزئی از امور دنیوی است پس فرمانروا می تواند بر آن حاکم باشد. راه چاره ی مبارزه با حاکم مستبد هم فقط عدم اطاعت است و شورش راه به جائی نمی برد پروتستانیتسم که از لوترانیسم و کالونییسم بوجود آمد به طور کامل عقاید و منافع طبقه ی نو پای سرمایه داری را در خود داشت بخصوص فلسفه ی کالوینیستی سنگ بنای نظریه اقتصادی در جهان غرب شد و راه را برای کسب سود و توسعه تجارت و بازرگانی باز نمود. ( عالم، همان، 71،101)

3-5-2-1- نظر یان­ژآن­بدن در مورد دولت

ژان بدن رساله شش کتاب در باب جمهوری را به زبان عامه نوشت و سرآغاز این رساله ها را بحث درباره­ی جمهوریت قرار داد نظریه حاکمتی بدن از جمله نمونه های برجسته ای است که دوران جدید نظریات سیاسی وی آغاز می شود. وی در کتاب خود کوشید تا ضرورت دولت نیرومند که حافظ حقوق مدنی و سیاسی افراد باشد را ثابت کند. ( عنایت، 170:1367)

وی در تعریف دولت می گوید، دولت یا اجتماعی سیاسی عبارت است از حکومت قانونی چندین خانوار و کلیه ی متعلقات مشترک ایشان به همراه حاکمیتی فائقه. بدن به عنوان اولین کسی که حاکمیت را تعریف نمود می­گوید حاکمیت عامل اصلی همبستگی و یگانگی جامعه ی سیاسی است و جامعه ی سیاسی بدون آن نمی تواند پایدار باشد. حاکمیت قدرت مطلقه و دائم حکومت یک اجتماع است. نخستین نشانه­ی شهریار حاکم، قدرت وضع قوانین عمومی و خصوصی برای مردم است بدون آن­که به رضایت و تصویب مقامی برتر یا فروتر از خود نیازمند باشد. بدن میان حاکمیت و نظم صرف تفاوت قائل است وی عقیده دارد که قوانین طبیعی که مطابق موازین عدالت است و آنها را به یاری عقل می­توان باز شناخت، باید بر روابط اجتماعی مردم حاکم باشند، هر استیلائی برابر با حاکمیت نیست زیرا اعمال زور در صورتی قانونی مشروع و صحیح است که طبق یک نظام اخلاقی معتبر، مستقل و مطلق یعنی قوانین طبیعت که ناشی از اراده خداوند است صورت پذیرد.

وی با پیشنهاد حکومت مختلط که از سوی نظریه پردازان سابق ارائه شده بود مخالفت کرد زیرا آن را مایه ی تقسیم حاکمیت و ضعف استقلال ملی می دانست. بنابراین او بر برتری حکومت سلطنتی اصرار ورزید و آن را بر سایر حکومت ها ترجیح داد. از بین سه نوع حکومت پادشاهی یعنی اربابی، شاهانه و ستم­گرانه نوع دوم یعنی پادشاهی را برتر می دانست. ( طاهری، همان، 222)

 

 

4-5-2-1- دیدگاه هوگو گروسیوس

گروسیوس حقوقدان و سیاست مدار هلندی حاکمیت را بالاترین قدرت سیاسی تعریف کرد و گفت که این قدرت به کسی واگذار شده است که اقدامات او تابع نظارت کس دیگری نیست اقدامات حکمرانان را هیچ اراده ای نمی تواند لغو کند. گرسیوس بر خلاف بدن معتقد به تقسیم پذیری حاکمیت است وی حاکمیت را حق محدود مالکیت طبق قانون طبیعی و آن را متعلق به مردم می داند، اما به محض این که، این حاکمیت از سوی مردم به حاکم داده شد، دیگر قابل پس گیری نیست. وی می گوید که قانون طبیعی که قانون دائم و غیر قابل تغییر است دارای عدالت ذاتی است و بر همه ی مردم و شهروندان حاکم است علاوه بر حقوق طبیعی، حقوق بین مردمان هم وجود دارد که مجموعه ای از دریافت­های عقل سلیم بوده که برای پیشبرد صلح جهانی به کار می روند.

5-5-2-1- نظریات هابز در رابطه با دولت

هابز فیلسوف انگلیسی و علاقه مند به ریاضیات و فیزیک بود وی تا آخر عمر خود با دو گروه در کشمکش بود یکی اهل کلیسا و دیگری با علمای ریاضی و فیزیکدانان زمان، در مورد مسائل مربوط به ریاضیات و فیزیک، مشهورترین اثر وی لویاتان در زمینه­ی قرارداد اجتماعی است که دولت را به غول بزرگ دریایی تشبیه کرده بود از دیدگاه هابز انسان­ها خود خواه و بدخواه یکدیگر هستند و انسان گرگ انسان است و برای اینکه این خود خواهی­ها با هم تصادم نکنند احتیاج به دولت است. برای فرار از نابسامانی امنیتی مردم دور هم جمع می شوند و جوامعی را تحت اراده ی یک نفر در می آورند. هابز می­گوید طبیعت اصلی همه­ی آدمیان یکسان است همه تبهکار و درنده خود هستند او تاکید می کند که پیمان و قراردادی که میان افراد یک جامعه بسته می شود به وسیله ی یک نفر بهتر اجرا می گردد در حالت طبیعی نه مالکیت وجود دارد و نه عدالت و نه بی عدالتی زور و نیرنگ در جنگ دو فضیلت عظیم هستند. قیدی که افراد به آن گردن می­گذارند صیانت نفس است وقتی که دولت انتخاب شد افراد همه ی حقوق خود را از دست می دهند مگر آنکه حقوقی که دولت صلاح بداند که به آنها بدهد.

هابز می گوید از دو راه می توان به دولت رسید: اول آنکه با استفاده از قدرت طبیعی، مانند تسلط مرد بر خانواده دوم اینکه آدمیان میان خود توافق کنند که با میل و رضایت به زیر فرمان یک فرد یا انجمنی از افراد درآیند راه اول دولت تاسیسی و راه دوم دولت اکتسابی نامیده می شود در دولت اکتسابی زور نقش اول را بازی می کند و در دولت تاسیسی مردم از بیم آسیب یکدیگر حکمرانی را برای خود انتخاب می­کنند.

در هر حال هر دو دولت حاصل ترس و بیم است حکمران بر اثر قدرت و اختیاری که توسط همه ی افراد کشور در اختیار او گذاشته می شود از چنان نیرویی برخوردار است، که می تواند با هراس که در دل آنها می افکند، اراده ی آنها را به صورت واحد در آورد. علیرغم اینکه قدرت حاکم از دیدگاه هابز مطلق است اما در برابر آزادی فردی، فرد حق دفاع از آزادی خود را دارد. (همان، 223-231)

نظر هابز در رابطه با حکومت ها، رجحان حکومت پادشاهی بر حکومت پارلمانی است. وی از میان حکومت ها سه نوع حکومت را بر می شمارد و با توجه به نقاط ضعف و قدرت هر یک از آنها چنین نتیجه می گیرد که حکومت سلطنتی بهترین شکل حکومت است.

هابز معتقد به جدائی دو قدرت روحانی و قدرت سیاسی از همدیگر است وی می گوید که تمام دستگاه­های حکومت کلیسا باید مطیع حاکم، یعنی زمامدار سیاسی باشد. ( عالم،1378: 234-238)

6-5-2-1- مونتسکیو و دولت

مونتسکیو عضو یکی از خانواده های نجبای قدیمی شهر بردو بود. در دوران جوانی ریاست پارلمان را به عهده گرفت، کتاب نامه های ایرانی و روح القوانین را نوشت. روشی که او برای بررسی نظریه ی سیاسی به کار برد، روش تاریخی و تطبیقی بود این روش تکاملی برای درک و فهم خاستگاه و رشد نهادهای سیاسی بسیار اساسی بود. وی گفت که قانون طبیعی بر همه ی موجودات از جمله انسان حاکم است و این قانون در مورد انسان معیاری برای عدالت بوجود می­آورد، که بر قانون موضوعه مقدم است اما انسان همیشه نمی­تواند فقط بر اساس قانون طبیعی زندگی کند چون دچار سه نوع فراموشی است: نوع اول فراموشی خدا که در آن صورت خداوند احکامی را بر وی خواهد فرستاد.

نوع دوم فراموشی خود در آن صورت فیلسوفان قواعد اخلاقی را تدوین خواهند نمود نوع سوم فراموشی همنوعان در این حالت قانون گذار قوانین سیاسی و مدنی می گذارد تا به او یاد آور شود. (طاهری، 1380، 26-274)

وی حکومت ها را به سه نوع استبداد مطلق، سلطنتی و جمهوری تقسیم نمود مونتسکیو بین شرایط روانی هر ملت و حکومتی که آن ملت انتخاب می نماید پیوند زده است بطور مثال می گوید جمهوری در کشورهای با تقوا بوجود می آید (منظور کشوری­هایی که به پول و مال اندوزی بی علاقه باشند) علاوه بر این، او بین نوع حکومت و نوع اقلیم جغرافیایی پیوند مستقیم برقرار می کند. بطور مثال می گوید حکومت سلطنتی در مناطق معتدل ایجاد می شود. (آریلاتسو، 1368: 49)

مهمترین بحثی که وی در روح القوانین مطرح می کند مفهوم تفکیک قوا است.

7-5-2-1- دولت از دیدگاه روسو

مهمترین و معروف­ترین اثر روسو، قرار داد اجتماعی است این نظریه که اولین بار از طرف حقوقدان هلندی به نام گروسیوس بیان گردیده بود، توسط روسو تکمیل شد نظر روسو درباره­ی منشا دولت در کتاب معروف وی به نام قرار داد اجتماعی بیان گردیده است به نظر روسو و سایر طرفداران قرار داد اجتماعی ابتدا انسان به حالت طبیعی (نه حیوانی) زندگی می کرد و تابع قوانین طبیعی بود اما به دلیل وجود خطرات و عدم امکان مقابله تنهایی با این خطرات مجبور گردید با دیگران تشریک مساعی نماید. روسو مدعی بود افرادی که به میل خود تشکیل دولت می دهند ابداً مطیع و فرمانبردار اشخاص نمی گردند و هیچگونه فداکاری و گذشتی نمی­کنند، زیرا در ازای حقوقی که به دولت واگذار می­کنند در حاکمیت ملی شریک و سهیم می­شوند. در دولتی که مطابق قرار داد اجتماعی تشکیل یافته هر فردی از افراد مکلف و ملزم است از اراده عمومی که قانون نماینده­ی آن است اطاعت کند. مقصود از اراده ی عمومی، اراده ی تمام اعضا جامعه نیست بلکه اراده­ی اکثریت آن است. برای وضع قوانین رای اکثریت مردم کافی است زیرا به وسیله­ی اکثریت می­توان اراده عمومی را به دست آورد. روسو مدعی است که اکثریت همیشه بر حق و اقلیت بر خطا می باشد.(انصاف پور، 1355: 26)

در دولتی که به وسیله ی قرارداد اجتماعی تشکیل یافته تمام افراد مردم مساوی می باشند و تفاوت و اختلاف در حقوق و وظایف مردم بر خلاف قرار داد اجتماعی است. نظر به اینکه منافع عمومی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید