پایان نامه در مورد ترکیه، دولت، سوریه، سیاست، تحولات

پس از 2002 روابط سیاسی و دیپلماتیک دو طرف تنش آمیز شد، اما روابط اقتصادی آنان رشد مناسبی داشته است. اصولاً بین روابط سیاسی_دیپلماتیک با روابط اقتصادی دو طرف همبستگی مثبت وجود ندارد.

 

3_ 3_ 2_ 2_ موضع گیری پیرامون بیداری اسلامی

الف_ ترکیه و تونس

شروع  تحولات اخیر در منطقه در ابتدا می توانست  برای  دولت  ترکیه  و  در  چهار چوب

____________________

1_ Mustafa Kibaroglu

2_ Ozlem Turtermath

سیاست خارجی جدید این کشور فرصت ها و تهدیداتی را به همراه داشته باشد. به همین دلیل در ابتدا واکنش دولت ترکیه به تحولات جهان عرب که  از تونس آغاز شد، “سیاست سکوت” بود. بخش عمده ای از این سکوت اولیه، ریشه در منافع اقتصادی ترکیه داشت، زیرا ترکیه به عنوان یکی از قدرت های مهم تجاری دنیا پیش از هر چیز در فکر افزایش حجم صادرات و سرمایه گذاری های خود در منطقه بود. تعقیب این سیاست های اقتصادی تا میزان زیادی باعث شده بود که دولت مذکور به یک دولت حافظ وضع موجود تبدیل شود و به تغییرات دراماتیک در منطقه تمایلی نداشته باشد. اما در مورد تونس حجم پایین تجارت و سرمایه گذاری های ترکیه در این کشور که در سال 2010 کمتر از یک میلیارد بود (صبوحی؛ حاجی مینه،1391: 107). سبب شد که پس از مدتی ترکیه از لزوم گذار تونس به سوی دموکراسی سخن بگوید و در این راستا با حمایت از جنبش مردم این کشور خود را هم چون یک الگو و مدل به نمایش درآورد.

 

ب_ ترکیه و مصر

مصر دومین و مهم ترین کشوری بود که امواج استبداد ستیزی، آزادی و دموکراسی خواهی و اسلام گرایی بهار عربی، آن کشور را درنوردید. در انقلاب مصر نیز دولت ترکیه از جمله مهم ترین بازیگران بین المللی صحنه تحولات این کشور بود و در طول قیام مردم مصر علیه حسنی مبارک، به چند دلیل عمده از تظاهر کنندگان مصری حمایت کرد. از جمله این دلایل، رقابت استراتژیکی میان دو کشور در منطقه در زمان حکومت مبارک، پایین بودن سطح روابط تجاری دو کشور، عدم سرمایه گذاری های عمده ترکیه در این کشور و در نهایت ارتباط و نزدیکی دیدگاه های نخبگان سیاسی حزب عدالت و توسعه و گروه اخوان المسلمین بود. در ارتباط با دلیل آخری که ذکر شد ترکیه امیدوار بود تا با به دست آوردن نقش های سیاسی عمده توسط گروه اسلامی میانه رو اخوان المسلمین در مصر پس از مبارک و همکاری و اتحاد با دولت جدید، بتواند منافع سیاسی_اقتصادی خود در این کشور و نیز دستیابی به اهداف هژمونیک خود در این منطقه را تضمین کند. دلایل فوق باعث شده بود که اردوغان به عنوان نخستین رهبر بلوک غرب در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکة الجزیره از حسنی مبارک بخواهد تا استعفا دهد و در ادامه و پس از سرنگونی دولت مبارک در مصر عبدالله گل، رئیس جمهور وقت ترکیه اولین مقام بلند پایه خارجی بود که از این کشور دیدار کرد و پس از وی نیز اردوغان در سفری تبلیغی در ماه سپتامبر 2011 وارد مصر شد. اردوغان در این سفر به روشنی پشتیبانی دولتش را از روند انتقال سیاسی در مصر و برقراری یک نظم سیاسی تکثرگرا و باز در این کشور ابراز داشت و هم چنین اهمیت تجربة ترکیه در پایه گذاری یک سیستم سیاسی سکولار را مورد اشاره قرار داد (اونیس1، 2012: 25).

 

ج_ ترکیه و لیبی

در جنبش های اخیر در منطقه بیشترین ضرر و آسیب به سیاست خارجی و سیاست اقتصادی ترکیه از سوی لیبی به وجود آمد. درواقع می توان گفت جنگ داخلی دراین کشور، به ویژه در ابتدای

____________________

1_ Ziya Onis

شکل گیری آن یک بحران جدی برای دولت ترکیه تلقی می شد و این امر باعث شده بود دولت ترکیه نسبت به حضور خود به عنوان یک نیروی فعال برای تغییر رژیم در این کشور چندان تمایلی نداشته باشد، زیرا منافع اقتصادی ترکیه، و تجارت و سرمایه گذاری ها و هم چنین حضور حدود 25000 کارگر ترک در لیبی شرایط این کشور را با مصر متفاوت ساخته بود و لذا دولت ترکیه در  ابتدا رویکردی محتاطانه را در قبال رویدادهای این کشور در پیش گرفت. دولت ترکیه در مراحل اولیه، تمایلی به عملیات ناتو در لیبی نداشت و همین مسئله باعث شده بود که دولت مزبور تحت انتقادات بسیار جدی نیروهای مخالف و همچنین جامعة بین المللی به خاطر انفعال و مدارایش در ارتباط با موجودیت رژیم قذافی قرار گیرد. این مخالفت های ابتدایی ترکیه حتی باعث آن شد که در بنغازی به عنوان دومین شهر بزرگ لیبی و شهری که اعتراضات این کشور از آنجا آغاز شد، معترضان پرچم ترکیه را آتش زده و تلاش کنند تا به کنسولگری این کشور حمله برند (صبوحی؛ حاجی مینه،1391: 109). در چنین شرایطی دولت ترکیه با ناامیدی از ماندگاری رژیم قذافی برای حفظ منافع و موقعیت خود در آیندة این کشور و با تغییر رویکرد خود در این ارتباط به حمایت از مخالفان پرداخت.

ترکیه اولین قدم های استوار خود را در جهت نزدیکی به مخالفان با به رسمیت شناختن شورای انتقالی لیبی به عنوان نماینده واقعی و مشروع مردم این کشور در چهارم جولای 2001 برداشت، در چهارچوب اتخاذ سیاست جدید، داوود اوغلو وزیر خارجه وقت ترکیه طی سفری به بنغازی (مقر مخالفان قذافی) با تأکید بر راه حل سیاسی بحران لیبی، بیان داشت که “ترکیه از خواست های ملت لیبی و هم چنین اتحاد و یکپارچگی این کشور حمایت می کند”. در این ارتباط دولت آنکارا در دو نوبت مبلغ 300 میلیون دلار در اختیار شورای ملی انتقال لیبی قرار داد. علاوه بر این، استانبول میزبان پنجمین نشست گروه تماس لیبی که هدف آن حمایت از خیزش آزادیخواهانه مردم لیبی بود شد. در این نشست داوود اوغلو خواستار آن شد که شورای امنیت سازمان ملل نسبت به ایجاد چارچوبی قانونی برای تأمین یک راه حل جهت آزادسازی دارایی های مسدود شدة لیبی اقدام کند. تلاش دولت ترکیه برای برپایی این نشست ها و دیگر اقدامات این کشور، فرصت مناسبی را برای شورای انتقالی فراهم آورد تا بر مشروعیت بین المللی خود به عنوان تنها نماینده مشروع مردم لیبی بیافزاید. همان گونه که بیان شد ترکیه با تغییر موفقیت آمیز تاکتیک خود تا حدود زیادی توانسته است منافع اقتصادی خود را در این کشور حفظ کند.

 

د_ ترکیه و سوریه

به دنبال بروز ناآرامی ها در کشور سوریه، بدیهی بود که دولت ترکیه نتواند در قبال تحولات همسایة خود بی تفاوت باشد. زیرا از یک طرف این تحولات با دکترین عثمانی گرایی جدید رهبران حزب عدالت و توسعه در تعارض بود و از طرفی دیگر تحولات سوریه می توانست چالش هایی در برابر منافع ملی ترکیه از نظر اقتصادی، سیاسی و امنیتی ایجاد کند. توضیح این که، یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی منطقه ای ترکیه در چارچوب دکترین عثمانی گرایی جدید، به حداقل رساندن مشکلات در روابط با همسایگان به منظور گسترش مناسبات، به ویژه در حوزة اقتصادی و عهده دار شدن نقش بازیگر تأثیر گذار در تحولات منطقه ای بود.

موضع گیری اولیة دولت ترکیه در قبال تحولات سوریه در راستای سیاست میانجی گری در مسائل منطقه ای به منظور ایفای نقش بازیگری در چارچوب دکترین عثمانی گرایی جدید بود؛ که حمایت از انجام اصلاحات در سوریه و توصیه به اسد برای انجام اصلاحات سیاسی در این کشور را شامل می شد. با توجه به این استراتژی بود که پس از آغاز ناآرامی ها در اوایل سال 2011 در سوریه، اردوغان به اسد توصیه کرد که در سوریه اصلاحات سیاسی انجام دهد و کنترل اوضاع را در دست بگیرد. برای نخستین بار در فوریة 2011، اسد و اردوغان در جریان ملاقات در شهر حلب در مراسم افتتاحیة سد دوستی بر روی رودخانة ارنتس، در مورد تحولات مصر و تونس باهم به گفتگو پرداختند و حتی حمایت خود را از تحولات جاری در این دو کشور اعلام نمودند. در همین ملاقات اردوغان برای نخستین بار به اتفاقات و تحولات داخلی سوریه اشاره کرد و اهمیت و لزوم اصلاحات در سوریه را یادآور شد. ترکیه این تحولات را نشانة درخواست های مردمی برای اصلاحات و تغییرات دموکراتیک در نظر گرفت و حمایت خود را از روند اصلاحات در سوریه اعلام کرد. اردوغان متذکر شد که اسد به عنوان رئیس جمهور باید با این اصلاحات موافقت کند و شخصاً مسئولیت تغییر را به عهده بگیرد. او هم چنین تأکید کرد که روش های خشونت آمیز در مقابل خواست های دموکراتیک مردم قابل قبول نیست و چنانچه درگیری های قومی و فرقه ای در سوریه آغاز شود و یا برخوردهای خشونت آمیز با معترضان افزایش یابد و دولت مرکزی در وضعیت یک دولت شکست خورده قرار بگیرد، ترکیه اقدامات لازم را در جهت منافع و موقعیت خود انجام خواهد داد (ماهفود1، 2012: 28).

____________________

1_ Agee Mahfudh

با گسترش بحران در سوریه روابط دو کشور رو به زوال گذاشت و از اوائل ژوئن 2011، ترکیه اتفاقات سوریه را غیر انسانی خواند و اعلام کرد بشار اسد به قولی که برای اصلاحات داده بود عمل نکرده است. در نتیجه در نوامبر 2011 ترکیه با چرخش کامل در موضع خود از اسد خواست تا قدرت را رها کند و علاوه بر این با قرار گرفتن در موضع تهاجمی و فعال، چندین نشست مخالفان سوری را میزبانی و در آوریل 2012 نیز دومین اجلاس دوستان ملت سوریه را در استانبول برگزار کرد تا به یک بازیگر کلیدی حامی مخالفان سوریه تبدیل شود.

ترکیه در راستای سیاست جدید خود نه تنها به مخالفان دولت سوریه امکان عبور از خاک خود و حمل سلاح را به درون خاک سوریه داد، بلکه خودش نیز تا مرحلة درگیری نظامی با دولت دمشق پیش رفت (فروغی و دیگران، 1391: 102).

 

3 _3 _3 _چند جانبه گرایی

برای مدت طولانی به خصوص در طول سال ­های جنگ سرد، غرب و غربی شدن جهت گیری اصلی سیاست خارجی ترکیه بود و علی رغم اشتراکات تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی، شرق و خاورمیانه چندان جایگاهی نزد این کشور و سیاست خارجی آن نداشت. این امر را می توان تا حدودی ناشی از ویژگی­ های دوران جنگ سرد دانست که ساختار نظام بین الملل جهت­ گیری­ های سیاسی و امنیتی کشورها را بر آنها تحمیل می کرد و ترکیه نیز تحت این شرایط نسبت به خاورمیانه نسبتاً بی تفاوت بود. پایان جنگ سرد فرصت­ هایی را برای کشورها فراهم کرد تا ملاحظات سیاسی امنیتی خود را مورد تجدید نظر قرار دهند و در نتیجه اولویت ها و اشکال جدیدی از روابط را در عرصه سیاست خارجی تعریف نمایند.

ترکیه نیز از این امر مستثنی نبود، تغییرات ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد، تحولات داخلی، هزینه­ بالای سیاست سنتی عدم مداخله و طیف وسیعی از منافع ترکیه از امنیت تا اقتصاد که به خاورمیانه گره خورده بود، این کشور را بر آن داشت تا سیاست فعال­ تری در این منطقه اتخاذ کند. روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و مسائل ناشی از ناکامی عضویت در اتحادیه اروپا این توجه را بیشتر کرد و ترکیه در سیاست خارجی خویش الگوی تازه­ ای پیش گرفت که خاورمیانه به عنوان یکی از مناطق هدف در کانون توجه آن قرار دارد.

دیگر نمی توان برای تحلیل سیاست خارجی ترکیه صرفاً بر وجهه غرب محوری و غرب

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید