Menu

پایان نامه در مورد امنیت، اجتماعی، اجتماعی،، امنيت، پارسونز

0 Comment

گرديد. انگيزه طرح اين عبارت، امواج تهديد آميزي بود كه «هويت گروه­ها[80]» را در معرض خطر قرار داده بود. بدين معنا كه از يك­سو با رشد فناوري­هاي نوين و مجتمع­هاي صنعتي، هويت بعضي گروه­ها درهويت­هاي مسلط هضم مي­شد (مانند غير اقتصادي و در نتيجه نابود شدن آموزش فرهنگ و زبان اوكرايني در روسيه يا پر هزينه بودن آموزش و پژوهش به زبان كردي در تركيه) و از سوي ديگر با گسترش مهاجرت از كشورهاي فقير و جهان سوم به كشورهاي صنعتي و پيشرفته، نوعي آشفتگي و آنومي در تمايزهاي هویتی نمایان گردید. (مانند اقامت و اشتغال سياه پوستان آفريقايي تبار در فرانسه يا قاچاق كارگران به كشورهاي اسكانديناوي). بوزان و ويور و بعضي ديگر از محققان اروپايي در سال 1993. با تعريف Societal Security به عنوان «دستور كاري جديد براي امنيت در اروپا»پيشگامان مبحثي در مطالعات راهبردي شدند كه امروزه به موضوعي جذاب و مناقشه انگيز مبدل شده است. در خصوص امنیت اجتماعی،اختلاف بر سر مفهوم آن وجود دارد. برخی امنیت اجتماعی را یکی از ابعاد امنیت ملی دانسته و در کنار ابعادی مانند زیست محیطی و اقتصادی قلمداد نموده­اند. برخی دیگر امنیت اجتماعی را هم سنگ امنیت ملی دانسته­اند. «ویور»، از دیگر پایه گذاران مکتب کپنهاگ، معتقد است که امنیت اجتماعی ناظر بر پایداری الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، همبستگی و هویت و عرف­های مذهبی و ملی در چارچوب شرایط قابل قبول برای تحول و تکامل آن است. امنیت اجتماعی به توانایی یک جامعه برای حفظ و تداوم هویت خود در شرایط بحرانی و یا در مقابله با تهدیدات واقعی و بالقوه اشاره دارد، امنیت اجتماعی به گونه­ای تفکیک ناپذیر با موضوع «هویت» مرتبط است. این گرایش نشان دهنده بازبینی اساسی در مفهوم امنیت و نیز دگرگونی عمده در حوزه موضوعات سنتی (موجود در عرصه­ی مطالعات امنیتی روابط بین المللی) است. این تحول جدید، در حقیقت فرصتی برای بیان موضوعاتی است که سابقاً نادیده گرفته می­شدند. امنیت اجتماعی، ما را به حوزه اجتماع و ابعاد گوناگون شکل دهنده هویت آن و نیز عوامل تهدید کننده این هویت، رهنمون می­سازد و به عبارتی مفهوم جدیدی از امنیت، ارائه می­دهد(لرنی، 1383: 44). امنیت اجتماعی دارای ابعاد سیاسی و حکومتی بوده و به شدت آمیخته با مقوله اساسی قدرت است و در مطالعات و بررسی­های استراتژیک در ذیل امنیت ملی[81] مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. امنیت اجتماعی را از حیث شمولیت و فراگیری می­توان امنیت عمومی[82] نیز قلمداد نمود که حوزه­های امنیت فردی، امنیت جمعی و گروهی را می­تواند پوشش دهد. آنچه به عنوان امنیت اجتماعی یا امنیت جامعگی و یا امنیت اجتماعی شده، مورد توجه صاحب نظران امنیت ملی می­باشد، واژه  Security Societal‏ است که دلالت بر وجود امنیت برای جامعه دارد. اما از آنجا که امنیت جامعگی واژه­ای متداول نبوده، از اصطلاح امنیت اجتماعی در تبیین این مفهوم مدد می­گیرند و واژه Security Social‏ به عنوان فرع بر امنیت اجتماعی مطرح می­شود (Mcsweeney, 1999: 4) در تعریفی دیگری که از امنیت اجتماعی شده است اینگونه بیان می­شود که: «کلیه اقداماتی که به موجب آن اقشار مختلف مردم در محیطی آرام بتوانند فعالیت­های اجتماعی خودرا انجام دهند، امنیت اجتماعی است»(ربانی خوراسگانی و قاسمی، 1386: 2).­ امنیت اجتماعی در جامعه شناسی، پناهی است که اجتماعات با بهره­مندی از آن، آسودگی و آرامش خاطر پیدا می­کنند و می­توانند در سایه آن به امورات خویش بپردازند و تصویر زندگی اجتماعی را در شکل دلخواه رقم بزنند (نویدنیا، 1385: 80). پس امنيت اجتماعي، مصونيت شهروندان يك جامعه از هرگونه مزاحمت، ترس، تهديد، اضطراب و وضعيتي است كه در آن ارزش­هاي حياتي جامعه تهديد مي­شود. تعريف امنيت اجتماعي محقق نمي­شود مگر با نگاهي جامع و كلان به موضوع امنيت و عامل مخل امنيت (رحمتی، 1389: 22-21).

3-5) نظریه­پردازان و امنیت اجتماعی:

3-5-1) پارسونز و امنیت اجتماعی:

نظام الگوبندی از روابط اجتماعی میان کنشگران والگوهای مناسبات اجتماعی را باید به منزله الگوهای هنجاری (نهادهای اجتماعی) تلقی کرد. نهادهای اجتماعی، چارچوب یک جامعه را تشکیل می­دهند. این قبیل نهادهای اجتماعی، ساختارهای کلانی است چون ازدواج، مناسبات خویشاوندی، مالکیت، مبادلات کالایی، دیوان­سالاری، تخصص، حاکمیت، حکومت انتخابی توحید، فرق مذهبی و آموزشی اختیاری نهادهای فردی هستند که حیات موقت دارند. بنابراین؛ ساخت اجتماعی به لحاظ مفهومی واقعیتی است، عناصرش را انتظاراتی الگومند و فرهنگی تشکیل می­دهد که نهادهای اجتماعی نامیده می­شود. نهادهای اجتماعی، الگوهای هنجاری هستند که در یک جامعه معین شیوه­های مطلوب یا مورد انتظار کنش یا روابط اجتماعی را مشخص می­کنند (لویژ و اسکات، 1385: 43-61).نظام اجتماعی نیز از دید پارسونز، ساخت­هایی خاص از کنش اجتماعی است که به منزله فرآیندهای کنش متقابل در نظر گرفته می­شود. فرآیندهایی که در آنها اگر چه پارسونز به نظم در کنش اجتماعی اشاره دارد، ولی به آن معنا نیست که وی غافل از بی نظمی و عدم انسجام در اجزای نظام است. بدین وصف چهار بعد نظم، ابعاد بی نظمی هستند (کریپ، 1378: 81).پارسونز هم به نظم در نظام اجتماعی توجه دارد و هم به نظم در چارچوب رابطه کنش اجتماعی، وی همچنین به نظام فرهنگی (ارزش ها و هنجارها) و به نظام اقتصادی (حیات مادی) توجه می­کند. به نظر می­رسد پارسونز به نظام بیشتر از رابطه و به ارزش، بیشتر از حیات مادی توجه داشته است (کریپ، 1378: 72-84).تالکوت پارسونز معتقد است: امنیت اجتماعی با حفظ و ادامه­ی توانایی نهادهای جامعه برای انجام وظایف کارکردیشان فراهم می­شود یعنی امنیت اجتماعی با ایجاد و حفظ شرایطی بسترهای لازم را برای کارکرد نهادهای اجتماعی فراهم نموده تا در سرانجام جامعه نقش ایفا نمایند. امنیت اجتماعی از نهادهای جامعه­پذیر ریشه گرفتند و اعتماد، اطمینان، همکاری و همیاری از جمله شاخصهای آن بوده و زور و قدرت در امنیت اجتماعی ابزار کارآمد نخواهد بود، بلکه ابزارهای اطلاع­رسانی و آموزش مفید می­باشند. از نظر پارسونز مهمترین بعد امنیت اجتماعی، امنیت فرهنگی است که خرده نظام­های اجتماعی به آن احتیاج دارند (ترنر، 1373: 81).

3-5-2) مارکس و امنیت اجتماعی:

مارکس برای جواب دادن به اینکه انسان در اجتماع چگونه، بر چه اساسی، تحت هدایت چه چیزی، زندگی جمعی و رفتارهای خویش را سامان داده و از خطرات و تهدیدات در امان می­ماند، مدلی از تضاد را مطرح کرد. مارکس با این فرض کار خود را آغاز می­کند: سازمان بندی اقتصادی به­ویژه مالکیت و ابزار تولید ساختار کل جامعه را تعیین می­کند. نگاه به مگانیسم­هایی در جامعه که تضاد را اجتناب­ناپذیر و قهرآمیز می­کردند و انعکاسی از مبانی اقتصادی جامعه بودند، ویژگی عمده­ی نظریات مارکس را تشکیل می­دهد. او معتقد است که انسان اجتماعی و آگاه برای رفع نیازهای جسمانی خود میل به انجام فعالیت آگاهانه دارد. از این رو او امنیت را در ارتباط با کار معنا می­کند و امنیت را به دفع خطرات و آسیب­ها به منظور استمرار بقا و حیات بشر و بهبود شرایط زندگی در نظر می­گیرد (بوزان، 1378: 10).بر این اساس امنیت از دو حوزه معنایی تشکیل می­شود، امنیت برای نیروهای تولیدی و امنیت روابط تولید. تأمین امنیت نیروهای تولیدی از طریق حفظ و مراقبت از منابع طبیعی و محیط زیست، چگونگی به کارگیری فناوری و نوع تولیدات تکنولوژیکی و از همه مهمتر وجود وضعیت و شرایطی که فرآیند عقلانی کار یا فرآیند کنش­مندانه کار را تأمین می­کند، باید دانست. به این ترتیب امنیت نیروهای تولیدی به شرایطی معطوف است که انسان قدرت خود را در کار حفظ نماید و روند عاقلانه کار به برآورده شدن نیازهایش منجر شود، نه آنکه بی­اقتدار در کار، برنامه­ای را که فرآیند تولید به او تحمیل می­کند، انجام دهد. به تعبیر دیگر، امنیت نیروهای تولیدی یعنی توانایی حفظ قدرت مولد به گونه­ای که فرآیند کار تحت تسلط انسان قرار گیرد و او نظام کار را اداره کند، آنکه تحت حکومت و سیطره آن قرار گیرد. دیدگاه مارکسیستی امنیت، خصلت طبقاتی دارد و میان امنیت و طبقات اجتماعی ارتباط قائل است و امنیت را حفظ منافع طبقاتی و مالکیت وسایل تولید می­دانند، یعنی طبقه مسلط با قبولاندن منافع خصوصی خود به عنوان ملی بیشتر از سایر طبقات خواهان امنیت است. به همین دلیل امنیت را کنترل وسایل تولید و روند انباشت سرمایه و اعمال نفوذ در تولید، دستمزدها و قیمت­ها تعبیر کرده و امنیت جامعه را به امنیت برای خود تبدیل می­کند (صالحی امیری و نادری، 1390: 59).

3-5-3) تونیس و امنیت اجتماعی:

«تونیس» نیز امنیت اجتماعی را در حفظ ارزش­ها دانسته و در اين مورد معتقد است كه امنيت اجتماعي عدم ترس، خطر و هراس در حفظ و نگهداري ويژگي­هاي مشترك گروه اجتماعي چون مذهب، زبان و سبك زندگي است (نویدنیا، 1382: 76). تونیس آلمانی با طرح مفاهیم گمانی­شافت و گزل­شافت به تبئین و بررسی مفهوم امنیت اجتماعی پرداخته است. گمانی­شافت نشان­دهنده اجتماع و گزل­شافت نشان­دهنده جامعه است. گمانی­شافت با پیوندهای نزدیک، صمیمانه، شخصی، علاقه به رفاه همدیگر، همکاری و اعتماد متقابل مشخص می­شود. ویژگی چنین جمعی، کوچکی آن، بقای روابط سنتی در درون و سرنوشت مشترک اعضای آن است. ولی گزل­شافت بر رقابت، نفع شخصی، کارایی و پیشرفت و تخصص استوار است. ویژگی چنین جمعی، بزرگی جامعه و بسط و رجحان روابط عقلانی است. «تونیس» از  community security  یاد می­کند که در واقع مربوط به گمانی­شافت و حفظ آن­ها از خطرها و آسیب­ها است و این مشابه مفهومی است که بوزان تحت عنوان  societal security مطرح کرده است ( ترابی و گودرزی، 1383: 41). امنیت اجتماعی یعنی حفظ نیروهای تولیدی در شرایطی که افراد در عرصه­های متعدد و متنوع روند تولید بتوانند به انسان بودن خود جامه عمل بپوشانند (کیویستیو، 1378: 45).

3-6) بعد اجتماعی امنیت :

بعد اجتماعی امنیت  که غالباً به قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی، مربوط می­شود. به   طور کلی، هر چه پیوندهای قومی، مذهبی، اندیشه­ای، نسلی، طبقاتی و سیاسی افراد یک ملت، بیشتر باشد، به همان میزان زمینه­های برقراری امنیت بیشتر فراهم می­گردد. در جوامعی که این پیوندها، ایجاد نشده یا در مراحل آغازین  می­باشد، نه تنها نمی­توان صحبت از دستیابی به امنیت اطمینان بخش کرد، بلکه خود این مسائل بخش اعظم موضوعات امنیتی این جوامع را تشکیل می­دهد. به هر حال، آنچه بدیهی است این­که بعد اجتماعی، از جمله ابعاد پایدار و تأثیرگذار در رسیدن به وضعیتی نسبتاً امن می­باشد. از آنجا که بعد اجتماعی امنیت، با مناسبات و روابط اجتماعی در تعامل است، بنا­بر­این از اهمیت خاصی نیز برخوردار می­باشد. چرا که کیفیت ارتباط فرد با نظام اجتماعی در این بعد، مشخص

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید