Menu

پایان نامه درباره کودتا، سیاسی، انگلیسی‏ها، نظامی، رضاخان

0 Comment

روابط با ایران سوابق استعماری نداشت. ایران از ۱۸۸۵ میلادی با آلمان رابطه سیاسی برقرار کرده بود و با آغاز جنگ جهانی اول این رابطه نزدیک‌تر شد. ایرانیان از این که می‌دیدند آلمان با روسیه و انگلیس ـ یعنی دو دشمن بدسابقه آن‌ها ـ وارد جنگ شده، شادمان بودند و پیروزی آلمان را به معنی پیروزی خود می‌دانستند. زیرا تلقی عموم این بود که با شکست روسیه و انگلیس، ایران نیز از قید نفوذ سیاسی و سلطه اقتصادی آن‌ها آزاد می‌شود. سیاستمداران آلمان نیز از این گرایش استفاده فراوانی کردند و فعالیت‌های خود را در ایران گسترش دادند، به آزادیخواهان ایرانی نزدیک شدند و ایلات و عشایر را بر ضد انگلیس شوراندند. آلمانی‌ها حتی در برلن میزبان طیفی از روشنفکران ایرانی شدند که تلاش می‌کردند تا زمینه نفوذ سیاسی آلمان در ارکان ایران را فراهم سازند؛ ولی این باورها با ورود فرانسه و انگلیس و آمریکا به صحنه جنگ و شکست مرحله به مرحله آلمان و عثمانی به تدریج رنگ باخت و به یأس تبدیل شد.

در سال‌های جنگ اول جهانی موجی از قحطی، فقر، گرسنگی، قتل و غارت دامنگیر جامعه ایران شده بود. بیماری‌های واگیردار به ویژه تیفوس در مناطقی که بیشتر در معرض تاخت و تاز نیروهای بیگانه بود، بیداد می‌کرد. در جریان ۴ سال جنگ اول جهانی، ایران دست کم ۱۵ بار شاهد ظهور و سقوط کابینه‌های مختلف کم‌دوام بود و عمر متوسط هر دولت تحت تأثیر هرج و مرج سیاسی ناشی از جنگ، از ۱۰۰ روز تجاوز نمی‌کرد (بصیرت منش، صص 209-206).

 

3-2   بخش دوم) وضعیت دموکراسی در دوران رضاخان(1304-1320)

3-2-1     مقدمه: کودتای رضاخان و چگونگی رسیدن او به قدرت

پس از ناامیدی انگلیسی‏ها از تصویب و اجرای قرارداد 1919م. طرحی در انداخته شد.که شامل کودتای نظامی و روی کار آمدن دولت مقتدر نظامی بود. انگلیسی‏ها که پس از ناامیدی از تصویب و اجرای قرارداد 1919م. درصدد برآورده ساختن برنامه‏های خود از راه کودتا بودند به شدت از احتمال وقوع کودتا یا انقلابی در ایران به دست ایرانیان، نگران بودند. اگر در ایران کودتا یا انقلابی رخ می‏داد هر چند ممکن بود منبع اصلی نیروی انقلاب یا کودتا از عناصر تجدد طلب داخلی باشد، اما آن چه مسلم بود، این که دولت انقلابی شوروی در این میان نقش مؤثری به عهده می‏گرفت. این شرایط درست زمانی به وجود آمده بود که دولت انگلستان به دلیل هزینه‏های سنگین مالی و فشار افکار عمومی قادر به حفظ نیروهای نظامی خود در ایران نبود. این وضعیت به شدت موجب نگرانی انگلیسی‏ها بود. سفیر انگلستان در تهران، در گزارش ارسالی خود به کرزن، وزیر امور خارجهی بریتانیا، متذکر می‏شود که اوضاع بی‏ثبات ایران پس از تخلیه‏ی قوای انگلیس می‎‏تواند منجر به یک انقلاب جمهوری‏خواهانه در ایران شود.

بنابراین انگلیسی‏ها‏ با شرایطی ویژهای روبه رو گردیدند، آنان از سویی مجبور بودند نیروهایشان را از ایران خارج سازند و از سوی دیگر به شدت از پیشروی روس‏ها در ایران احساس نگرانی می‏کردند. ضمن این که افکار عمومی و شرایط داخلی نیز به نوعی مستعد وقوع یک انقلاب یا کودتا بود. در این شرایط حساس بار دیگر سیاستمداران استعمار پیر طرحی نو ریختند، آنان با استفاده از شرایط و زمینه‏های داخلی و بهره‏گیری از شرایط خارجی برنامه‏های خود را به بهترین نحو عملی ساختند. مأمور اجرای نقشه ی جدید انگلیسی‏ها ژنرال «ادموند آیرونساید» بود. آیرونساید در بازدیدهایش از نیروهای نظامی ایران، با فردی به نام رضاخان آشنا شد. آیرونساید پس از دیدارها و بازدیدهایش گزارش کاملی تهیه کرد. وی در این گزارش به این نتیجه رسیده بود که باید حکومت ایران به فردی مقتدر واگذار شود. او در قسمتی از این گزارش که پس از دیدارش با احمدشاه تهیه شده بود، می‏نویسد: «… تکلیف ایران با چنین فرمانراویی چیست؟ تعجب نیست که مملکت این همه به گِل فرو رفته است. ایران به مرد مقتدری نیاز دارد که از این ورطه بیرونش کشد.»  از این رو، آیرونساید افزون بر فکر خروج مطئمن و بی دردسر نیروهای انگلیسی از ایران به این موضوع می‏اندیشید که فردی نیرومند در ایران به کار گمارده شود. وی اعتقاد داشت که رضاخان این شایستگی را دارد. آیرون بر این باور بود فقط دیکتاتور نظامی در ایران به آن‏ها فرصت خواهد داد تا این کشور را بدون دغدغه ترک کنند. ژنرال انگلیسی بهترین راه را برای استقرار دیکتاتوری نظامی کودتا معرفی کرد (جعفریان، ص 75-74).

نظرهای آیرونساید در واقع منعکس کنندهی مواضع وزارت جنگ بریتانیا بود. اما در سوی دیگر وزارت امور خارجه ی این کشور که وظیفه‏ی اصلی تعیین سیاست انگلستان در قبال ایران را داشت، مدتی قبل از آیرونساید در تدارک انجام همان ایده‏ای بود که نمایندهی وزارت جنگ انگلیس پس از مشاهده‏ی اوضاع ایران به آن نایل شده بود. به هر حال مقدمات کودتا را می‏بایست در دوره ی نخست‏وزیری «مشیرالدوله» جستجو کرد.

انگلیسی‏ها در اولین قدم در راه کودتا می‏بایست دولت مشیرالدوله را ساقط می‏کردند. برای انجام این منظور به عنوان اولین اقدام، مساعده‏ی 350 هزار تومانی را که برای پرداخت حقوق قزاق‏ها از مدت‏ها پیش می‏پرداختند، قطع کردند. با این اقدام مشیرالدوله که پیشتر تحت فشار انگلیسی‏ها قرار گرفته بود، استعفا داد و سپهدار «رشتی» جای او را گرفت. قدم بعدی انگلیسی‏ها اخراج افسران روسی و «استاروسلسلکی»، فرماندهی روسی نیروی قزاق بود. این اقدام علی‏رغم بی‏میلی احمدشاه انجام گرفت. استاروسلسکی و دیگران افسران قزاق بدون این که فرصت دفاع از خود بیابند به اتهام اختلاس و ارتباط با دولت شوروی برکنار شده و از مرز کرمانشاه از ایران خارج شدند.  پس از اخراج استاروسلسکی، به ترتیب سرهنگ «اسمایس» انگلیسی، سردار «همایون» و «رضاخان میرپنج» فرماندهی نیروهای قزاق را به عهده گرفتند.

همان گونه که ذکر شد، انگلیسی‏ها مقدمات و مطالعات لازم را برای کودتا فراهم ساختند. عناصر انگلیسی در این مرحله دو رهبر احتیاج داشتند. یکی از آن‏ها می‏بایست مسؤولیت و رهبری نظامی را بر عهده بگیرد و دیگری رهبر سیاسی کودتا بود. رضاخان میرپنج به عنوان فرماندهی نظامی کودتا انتخاب شد. در خصوص انتخاب رضاخان برای فرماندهی نظامی کودتا «اردشیر ریپورتر»، عامل و جاسوس انگلیس در ایران نقش مهمی داشت. وی که مدت‏ها قبل از کودتا رضاخان را می‏شناخت او را به آیرونساید معرفی نمود. آیرونساید نیز وی را به «نورمن»، معرفی کرد.

در مورد رهبر سیاسی کودتا، «سید ضیاء الدین طباطبایی» بهترین گزینه بود. سید ضیاء ویژگی‏هایی داشت که وی را از هر حیث برای انجام کودتا ممتاز می‏ساخت؛ انگلوفیل مشهوری که سرسپردگی‏اش به انگلیسی‏ها شهره آفاق بود.  فردی که در روزنامه‏ی معروف خود «رعد»، در زمان جنگ جهانی اول به نفع انگلیسی‏ها و متفقین مقاله می‏نوشت، مدافع سرسخت قرارداد 1919م. بود و در دفاع از آن با همکاری کلنل «هیک» انگلیسی، کمیته‏ی آهن را تشکیل داد.  سید ضیاء خاستگاه اشرافی نداشت و به خوبی می‏توانست نقش یک رهبر انقلابی را ایفا کند. ضمن این که چیره‏دستی‏اش در روزنامه‏نگاری به وی امکان نوشتن و صدور بیانیه‏های انقلابی و عوام فریبانه را می‏داد.

بدین ترتیب رهبران نظامی و سیاسی کودتا پس از انتخاب، در قزوین یکدیگر را ملاقات کرده و آماده ی انجام نقشه می‏شوند. البته انگلیسی‏ها تمهیدات و مقدمات دیگر را نیز فراهم کرده بودند. آنها توانسته بودند موافقت احمدشاه را جلب نمایند.  هم‏چنین برای سهولت کار، چندی قبل از کودتا، به اتباع کشورهای اروپایی و آمریکا هشدار می‏دهند که تهران را ترک کنند. آنان حتی تسهیلات ترک ایران را برای اتباع خارجی فراهم کرده بودند. «امیل لوسوئور»، دیپلمات فرانسوی که در جریان کودتا در ایران بوده، در این باره می‏نویسد: «انگلیسی‏ها با اقدام به تشویق خارجیان به ترک تهران در ماه‏های دی و بهمن 1299، آشکار هدفی دیگر منهای حفظ جان انسان‏ها و منافع مادی داشتند. آنها می‏خواستند که میدان در برابرشان خالی و تمامی صاحب‏منصبان اروپایی را از صحنه دور کنند تا در هنگام وقوع حوادثی که در حال تدارک آنها بودند از اقدام به کنترلی که ممکن بود اسباب زحمت بشود، جلوگیری کنند.» با تمهید مقدمات لازم، سرانجام در بامداد سوم اسفند 1299 عده‏ای از نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان وارد تهران شده و بدون این که با مانعی جدی روبه رو شوند، در عرض چندین ساعت تهران را فتح کردند. کودتا در حقیقت نسخه ی دوم قرارداد 1919م. محسوب می‏شد. انگلیسی‏ها آن چه را که به‏واسطه ی قرارداد درصدد کسب آن بودند از راه کودتا به دست آوردند. توضیح فزون‏تر این که، آنان خواستار ایجاد نظامی مستشاری در ایران بودند تا حافظ منافع انگلستان در ایران و خاورمیانه باشد. اکنون موفق به ایجاد دولتی دست نشانده شده بودند (جعفریان، صص 84-79).

 

3-2-2  مجلس و انتخابات در دوران رضاخان

انتخابات و تشکیل مجلس چهارم

از انحلال مجلس سوم در سال 1299 تا تشکیل آن در سال 1300 فطرتی طولانی به فضای سیاسی کشور سایه افکند، ‌این تعطیلی یا رکود سیاسی دلایل متعددی داشت که عبارت بودند از: مهاجرت جمع انبوهی از نمایندگان و دیگر فعالان فکری و سیاسی به خارج کشور در اثنای جنگ جهانی اول، انحلال و فروپاشی احزاب و تشکل­های سیاسی، نگرانی و هراس توام با مخالفت دولت و زمان­داران از بازگشایی مجلس و فعالیت آن که سرخوردگی گسترده­ای را سبب شد. مجلس چهارم که مرکب از نمایندگان فرمایشی به منظور تصویب قرارداد تحت­الحمایگی ‌ایران در سال 1919 بود و با خروج روسیه از صحنه سیاسی ‌ایران در پی ­انقلاب 17 اکتبر، کار خود را آغاز کرد.

بدعت هراس انگیز در انتخابات مجلس چهارم و مداخله وسیع و همه جانبه  دولت در امر انتخابات و گزینشی بودن نمایندگان دلخواه دولت که به صورت یک سنت پایدار و ناپسند باقی ماند، روند دولتی شدن مجلس و فرمایشی شدن انتخابات نمایندگان را در سراسر دوره رضاشاه سرعت بخشید. هر یک از جریان­های فعال در مجلس چهارم با انگیزه­های متفاوت و با شانه خالی کردن از پذیرش مسئولیت و رسالت­های سنگین ملی، زمام کشور را به سهولت از کف دادند و با انشعابات متعدد و‌ ایجاد چندین اقلیت، مجلس را از کارآیی لازم انداختند و اکثریت بعدها به عنوان عامل عمده در سقوط قوام­السلطنه ناخواسته نقش موثری در به قدرت رسیدن رضاخان سردار سپه ایفا کردند رضاخان نیز همگام با مجلس و گاه پیش از آنان ابتکار عمل را با برکناری افسران خارجی از قشون کشور به دست می‌گرفت و در یک توافق پنهان از امضای قرارداد استخدام افسران انگلیسی سرباز زد؛ و کابینه اول قوام­السلطنه را واداشت تا منابع جدیدی را برای تدارکات مالی و مستشاری بیابد.

خودسری­های روز افزون رضاخان و دست­زدن به اقداماتی خارج از چارچوب وظایف و اختیارات وزیر جنگ، نقض آشکار قانون اساسی، تعرض به آزادی­های بیان و قلم، سرکوب روزنامه­نگاران، مداخله در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید