پایان نامه درباره نفت، دیپلماسی، امنیت، بشکه، ذخایر

فارس این است که در سال 2003 کمابیش تمام ذخایر مازاد تولید نفت جهان در اختیار این کشورها قرار داشته و در کل در بیشتر سالها ، بخش بزرگی از این ظرفیت مازاد، به این نقطه از جهان مربوط بوده است.(بهروزی فر، 1383، 67) مصرف نفت صرفا از سوی دولتهای در حال توسعه آسیا انتظار می رود به بیش از دو برابر در مدت 35 سال آینده برسد، ولی برای مصرف جهانی (کل جهان) افزایش نزدیک 55 درصد تا سال 2025 انتظار می رود. بخش بزرگی از این تقاضا لزوما از طریق تولید کنندگان خلیج فارس تامین خواهد شد که پیش بینی شده سهم آنها از 30 درصد در سال 2003 به 43 درصد تولید جهانی تا سال 2025 رشد خواهد داشت.

البه باید متذکر شد که خلیج فارس علاوه بر دارا بودن ذخایر عظیم نفت، برتری های دیگری نیز در زمینه نفت دارد، از جمله توانایی تولید و صدور نفت به میزان قابل توجه و نیز هزینه کم تولید هر بشکه در مقایسه با سایر نقاط نفت خیز جهان. هزینه تولید هر بشکه نفت در خلیج فارس پائین ترین هزینه تولید در جهان محسوب می شود، و تنها جزئی از هزینه تولید در مناطق رقیب از جمله آفریقای شمالی است.(اسدی، 1371، 129) که باعث توجه شرکت های بزرگ نفتی و کشورهای غربی و حتی چین در گرایش به استفاده از نفت خلیج فارس و حساسیت نسبت به تحولات منطقه بوده است.(نصری، 1380، 108-107)

بر اساس پیش بینی ها، سهم آسیا در افزایش مصرف انرژی کشورهای در حال توسعه 69 درصد خواهد بود. هم اکنون عمده نیازکشورهای آسیایی به انرژی از طریق منابع اصلی تولید انرژی در جهان مثل خلیج فارس تامین می شود. بر اساس آمار آژانس بین المللی  انرژی ، وابستگی کشورهای آسیایی به نفت تا سال 2030، در اثر رشد اقتصادی چین و هند 75 درصد افزایش خواهد یافت که عمده افزایش عرضه بر دوش کشورهای عضو اوپک خواهد بود.(محمدی،1379، 36)

بر مبنای آمار سازمان بین المللی انرژی، آسیای در حال توسعه به جز ژاپن و کره جنوبی تا سال 2030، تقاضا برای انرژی در جهان را 40 درصد افزایش خواهد داد، در حالی که ایالات متحده و کانادار در همنین مدت فقط 26 درصد تقاضای جهانی برای انرژی را افزایش خواهند داد.بنابراین، رشد اقتصادی سریع چین در سال های اخیر، افزایش سریعی را در مصرف انرژی این کشور موجب شده است. به عنوان مثال، مصرف نفت این کشور بین سالهای 1995 تا 2008، یعنی در یک دهه بیش از دو برابر شده و به 05/8 میلیون بشکه در روز رسیده است، به گونه ای که در سال 2008، بیش از نیمی از نفت مصرفی آن از خارج وارد شد. بر همین مناسبت که اغلب پیش بینی ها حکایت از آن دارد که در دهه های آینده نیاز چین به نفت افزایش خواهد یافت و در نتیجه واردات نفت آن نیز سرعت خواهد گرفت.

برخی برآوردها حاکی از آن است که مصرف نفت این کشور تا سال 2020 به 12 میلیون بشکه در روز و تا سال 2030 به 16 میلیون  بشکه خواهد رسید. میزان نفت وارداتی به 7 میلیون بشکه در روز در سال 2020 و 11 میلیون بشکه در سال 2030 خواهد رسید. در واقع، طی دو دهه آینده، مصرف انرژی چین سالانه رشدی معادل 5/4 درصد خواهد داشت. نرخ رشدی که دو برابر متوسط نرخ رشد جهانی و چهار برابر نرخ رشدی است که احتمالا کشورهای توسعه یافته تجربه خواهند کرد.(شریعتی نیا، 1388، 61) با توجه به انتشار گزایش از سوی دپارتمان چشم انداز بین المللی انرژی در سال 2007، انتظار می رود مصرف نفت جهانی از 5/82 میلیون بشکه در سال 2004 به 117 میلیون بشکه در سال 2030 صعود داشته باشد.

چینی ها با درک این موضوع در سالهی اخیر تلاش های وسیعی برای ارتقا روابط با کشورهای نفت خیر این منطقه، به ویژه کشورهای اصلی انجام داده اند تا در پرتو آن بتوانند سهم خود از ذخایر این منطقه را هر چه بیشتر افزایش دهند. چین بنا بر مصالح اقتصادی و امنیت انرژی خود توسعه مناسبات با همه کشورهای منطقه خاورمیانه را دنبال می کند. این کشور برای واردات نفت از کشورهای عمان، یمن، ایران و عربستان سعودی به منزله تامین کنندگان اصلی، به شدت وابسته به خلیج فارس است. البته در بین کشورهای حوزه خلیج فارس، ذخایر اصلی متعلق به عربستان، ایران، عراق و کویت است. این احتمال به وجود آمد که عربستان در پی آن باشد که از نظر نیازهای سیاسی، اقتصادی، نفتی و امنیتی خود که برای تامین آن اکنون به ایالات متحده وابسته است روی چیت حساب کند، بنابراین با آغاز قرن 21 یک موضوع هر روز روشن تر می شود. چین هم نفت می خواهد و با میلیاردها دلار که از محصولات صنعتی خود به دست می آورد قادر است بهای آن را بپردازد. با چنین شرایطی در بازار انرژی، موقعیت منابع، امنیت حمل و نقل و فناوری های مربوط، باز هم چشم ها به سوی خاورمیانه بزرگ دوخته شده است.

ایران با داشتن بیش از 130 میلیارد بشکه ذخایر قابل برداشت نفت خام و میعانات گازی و 26 تریلیون متر مکعب ذخایر قابل برداشت گاز طبیعی، در رتبه دوم جهان از نظر این ذخایر گرانبهای خداداد قرار دارد(بهروزی فر، نسیمی، 1383، 35-33) و چین هم مانند هر قدرت دیگر به طور جدی باید درباره امنیت عرضه نفت به کشور خود بیندیشد.

دیپلماسی انرژی چین

انرژی اکنون کالایی استراتژیک محسوب می شود که بر چگونگی و کیفیت زندگی بشر بسیار تاثیر گذار است. شمار فراوانی از جنگ ها و تنش ها در بین کشورها طی قرن گذشته بر سر تصاحب یا کنترل این ماده حیاتی رخ داده است. انرژی هم بر سیاست و هم بر اقتصاد کشورها موثر است، زیرا باعث تقویت اقتصادها و به تبع آن افزایش قدرت ملی و در نتیجه قدرت سیاسی یک کشور در عرصه بین الملل می شود. اختلاف بر سر منابع انرژی در شرایطی که پایان عصر نفت نزدیک تر می شود احتمال وقوع نبرد بر سر انرژی را افزایش داده است. همه کشورها، چه تولید کننده و چه مصرف کننده، نسبت به این ماده حیاتی آسیب پذیر هستند. مصرف کنندگان، نگران تامین امنیت عرضه اند، در حالی که تولید کنندگان امنیت فروش انرژی را برای اقتصادشان ضروری و حیاتی می دانند. در این شرایط هرگونه اختلال در حوزه انرژی می تواند آسیب های بسیار جدی به اقتصاد به هم پیوسته جهانی وارد ساخته و صحنه را برای جنگ آماده کند. امروزه نفت، جنگ، دیپلماسی، اقتصاد و سیاست در یک محور قرار دارند و دارای ارتباط و پیوندی ناگسستنی هستند، بنابراین اهمیت نفت و گاز در سبد انرژی و جایگاه انرژی در اقتصاد جهان موجب تعامل گسترده میان دو عرصه سیاست و انرژی شده است و بسیاری از رقابت ها و همکاری های بین المللی را تحت تاثیر خود قرار داده است. در عصر حاضر با توجه به اهمیت انرژی و جایگاه آن در اقتصاد و سیاست بین الملل این مقوله نیز به حوزه دیپلماسی وارد شده در کانون سیاست خارجی کشورها قرار گرفته است.

معمولا از دیپلماسی به عنوان شیوه و ابزاری برای حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و پرهیز از به کارگیری قدرت نظامی در حل تنش ها، یاد می شود. دیپلماسی دانش ارتباط میان سیاستمداران و سران کشورهای جهان و وسیله ای است که سیاست خارجی با استفاده از آن، از راه توافق به هدف های خود می رسد و بنابراین تعریف، آغاز جنگ، شکست دیپلماسی است. به این ترتیب، دیپلماسی حول محور تفاهم بر سر موضوعاتی مشخص در حوزه تجارت، اقتصاد، فرهنگ، دین و یا سایر نیازهای جامعه جهانی قرار دارد و بر این اساس، کشورها در روابط خود دیپلماسی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در دستور کار خود قرار می دهند. «با توجه به گسترش اندیشه جهانی شدن و سرنوشت مشترک بشری، تلاش ها برای حل دیپلماتیک منازعات بیشتر شده است ، تا در هر شرایطی از بروز پدیده جنگ جلوگیری شود. در این چارچوب انرژی و شیوه های مسالمت آمیز تامین امنیت آن می تواند به عنوان یکی از جنبه های مهم و اساسی دیپلماسی قلمداد شود. بر این اساس می توان گفت: دیپلماسی انرژی برنامه ای است راهبردی، جامع و کارآمد که تعاملات بین المللی در حوزه انرژی را برای یک کشور مدون نموده و چارچوب کلی توافقات را روشن می سازد.( کی پور، 1388، 162-139) نخستین بار دیپلماسی انرژی در دهه 1990 در وزارت امور خارجه آمریکا تنظیم و در سنای این کشور تصویب شد و هم اکنون بسیاری از کشورهای تولید کننده و مصرف کننده نفت و گاز در دنیا تابع دیپلماسی انرژی خود هستند. دیپلماسی انرژی، چه برای مصرف کنندگان و چه برای تولید کنندگان، به منزله ایجاد فرصتی برای حداکثر سازی منافع ملی است. دیپلماسی انرژی برای کشورهای صادر کننده به منزله استفاده از ابزار انرژی در جهت تامین اهداف دیپلماتیک و اقتصادی و برای کشورهای وارد کننده به معنای اتخاذ استراتژی های منطقی برای ایجاد امنیت انرژی است. کشورها در چارچوب این دیپلماسی در راستای افزایش منافع ملی خود با هم رقابت می کنند.

با استفاده از ابزار دیپلماسی انرژی، تولید کنندگان می توانند با تعیین بازارهای هدف انرژی، نوع حضور و مطالعات تعیین قیمت را با توجه به منابع امنیتی و سیاسی خود ارزیابی کنند. علاوه بر این، حضور در معاهدات، سرمایه گذاری و یا شرکت در سازمان های جهانی انرژی و تصمیم گیری برای عضویت در آنها از دیگر ابعاد دیپلماسی انرژی برای کشورهای تولید کننده و مصرف کننده قلمداد می شود. با دیپلماسی انرژی کشورهایی نیز که از نظر منابع انرژی ضعیف هستند و مصرف کننده عمده نیز به شمار نمی روند، می توانند راهکارهایی برای استفاده حداکثری از موقیت جغرافیایی در جهت تاثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی اتخاذ کنند.(موسوی شفائی، دارابی، پیشین، 64)

درک دیپلماسی انرژی چین در چارچوب گسترده تر رژیم بین المللی انرژی میسر است، رژیم بین المللی انرژی شامل مجموعه از قوانین و سازوکارهاست که روابط میان قدرتهای بین المللی انرژی را در شرایط کمبود رو به رشد منابع و افزایش رقابت استراتژیک میان بازیگران مختلف تنظیم می کند. رژیم فعلی             بین المللی انرژی تحت تاثیر عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورهای دارنده منابع انرژی و نیز عوامل سیاسی، اجتماعی و مالی بین المللی است. بر همین اساس بود که هوجین تائو در 2006 اظهار داشت:« امنیت انرژی جز با همکاری بین المللی مقدور نیست و ما باید مفهومی جدید از امنیت انرژی را بر پایه همکاری و تفاهم مدنظر قرار دهیم» اکنون دیپلماسی انرژی چین بخش مهمی از دیپلماسی عمومی این کشور است. دیپلماسی انرژی چین در تلاش است تا ضمن حفظ ثبات در عرضه انرژی، امنیت حمل و نقل، تسریع در ارتقای فناوری، افزایش بهره وری انرژی و حفاظت از محیط زیست خویش را تامین کند.

چین از جمله کشورهای فعال در زمینه طراحی و اجرای دیپلماسی انرژی محسوب می شود. عملکرد چین کمونیست نشان آشکاری از تلاش دیپلماتیک این کشور برای تامین امنیت انرژی است. این کشور با بکارگیری دیپلماسی انرژی، در پی افزایش ضریب امنیت نفتی خود از طریق تشدید فعالیت دیپلماتیک است.(واعظی، 1386، 32) به همین دلیل کشورهای برخوردار از منابع انرژی از خاورمیانه و آسیای مرکزی گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین، در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید