پایان نامه با موضوع نفت، امنیت، انرژي، سیاست، مکعب

ظرفیتی معادل 8/9 تریلیون فوت مکعب می باشد. میدان گازی Xinjiang نیز به عنوان دومین حوزه ذخیره گاز چین ظرفیتی معادل 27/8 تریلیون فوت مکعب را دارد. دیگر میدان های گازی مانند Kela2 و Dina2 در محل Tarim ظرفیت 15 تریلیون فوت مکعب را دارا می باشند. به هر حال به دلیل پیچیدگی های جغرافیای ساختار این حوزه های گازی و فاصله زیادی که از مرکز کشور و تاسیسات فرآوری گاز دارند، بهره برداری از آنها بسیار پر هزینه می باشد.

منبع http://www.petronet.ir/

دغدغه های چین در زمینه امنیت انرژی

آژانس بین المللی انرژی پیش بینی کرده است، وابستگی چین به انرژی وارداتی به بیش از 60 تا 70 درصد از کل مصرف آن در سال 2015 خواهد رسید.(Jian,2011,7) اکنون با توجه به چشم انداز افزایش مصرف چین در آینده نزدیک، امنیت انرژی به عنوان مسئله ای مرتبط با توسعه اقتصادی به بخش لاینفکی از اهداف سیاست خارجی چین تبدیل شده است. در واقع امنیت انرژی، به معنای داشتن مقدار کافی منابع انرژی برای توسعه پایدار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در جهت بقای سیستم های انسانی و محیطی است که دارای چهار بعد ذخایر استراتژیک، حفظ و افزایش بهره وری انرژی، تنوع سوخت و تنوع واردات و مدیریت معاملات انرژی می شود.(Ibid,16)

در عصر حاضر با گمانه زنی ها درباره نزدیک شدن به پایان عصر نفت، مسئله امنیت انرژی ابعاد بین المللی پیچیده ای به خود گرفته است. اکنون قله نفت به عنوان یکی از نشانه های پایان عصر نفت، کشورهای عمده مصرف کننده را برای دستیابی به منابع انرژی و انجام اقداماتی ترغیب کرده است. «نزدیک شدن به پایان عصر نفت، به ویژه برای واردکنندگان بزرگی همچون چین، زنگ خطری جدی به شمار می رود، زیرا هر گونه خلل در جریان انرژی می تواند با ایجاد مشکلات جدی در توسعه اقتصادی چین بر امنیت ملی این کشور تاثیر منفی بر جای بگذارد»(شریعتی نیا، 1384، 2)

وابستگی فزاینده به بازارهای جهانی، بر نگرانی مقامات حوزه انرژی در چین افزوده است، منابع داخلی این کشور محدود بوده و رشد بالای تقاضا، نارسایی زیرساخت ها را برای تامین نیاز به انرژی آشکار کرده است. بنابراین محافظت از رشد اقتصادی چین با وجود ناامنی در بازار تولید و عرضه و انتقال انرژی برای مقامات چینی با دشواری هایی همراه است.«با در نظر گرفتن این شرایط، مسئله امنیت انرژی برای چین به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات سیاست خارجی این کشور مطرح است. به عبارت دیگر، امنیت انرژی چین در وضعیت فعلی یکی از اولویت های استراتژیک سیاست خارجی چین به شمار می آید که طبیعتا بر رفتار آن در صحنه بین الملل تاثیرات پر اهمیتی خواهد گذاشت» (واعظی، 1387، 8)

چین در حال حاضر نیازهای انرژی خود را از خاورمیانه، آفریقا، اورآسیا، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی تامین می کند که هر یک از این مناطق، تهدیدها و فرصت هایی برای امنیت انرژی چین در بر دارند.

 

واردات نفت چین در سال 2010 (درصد)

Source: China Energy Data, Statistics, and Analysis: Oil, Gas, Electricity, Coal 2011.

تحلیلگران چینی معتقدند: بعد از 11 سپتامبر و تهاجم آمریکا به عراق، چین بیش از پیش نگران تامین انرژی مورد نیاز خود از این منطقه شد و درصدد عقد قراردادهایی برای متنوع سازی واردات انرژی خود برآمد. به اعتقاد برخی صاحبنظران با توجه به سلطه آمریکا بر منطقه خلیج فارس و سایر مناطق نفتی مهم جهان، این کشور می تواند از نفت به عنوان یک سلاح در برابر چین بهره  بگیرد.نگرانی چین از این لحاظ به ویژه به دنبال افزایش حضور آمریکا در خلیج فارس، عراق و آسیای مرکزی تحت عنوان مبارزه و جنگ با تروریسم گسترش پیدا کرده است.(اخوان کاظمی، 1384، 171)

نگرانی دیگر چین، امنیت مسیر انتقال انرژی است، حملات تروریستی در تنگه مالاکا، در مجاروت اندونزی،مالزی و سنگاپور، باعث ایجاد «معمای مالاکا» شده است. علاوه بر این، چین همواره از تهدید تایوان درباره امنیت انرژی انتقالی از مسیر تنگه تایوان هراس دارد. به تبع نگرانی چین درباره خطوط حمل و نقل دریایی انرژی وارداتی، حضور این کشور در آب های جنوبی چین افزایش یافته است که همین مسئله شاید منجر به هراس همسایگان کوچک و نزدیکی هر چه بیشتر آنان به آمریکا شود. چین برنامه ریزی کرده است که تا اواخر دهه میلادی جاری بتوانند کنترل اطمینان بخشی بر مسیر انتقال انرژی خود را به دست آورد و با گسترش همکاری با کشورهای غرب آفریقا و آمریکای لاتین از وابستگی خود به نفت خاورمیانه بکاهد.

این دغدغه و اهمیت آن در بقا نظام سیاسی چین در حدی بوده که این کشور به تدوین و پیگیری سیاست ویژه و منسجمی برای تامین امنیت انرژی خود اقدام کرده و آن را به صورت برنامه ای کاملا هماهنگ و یکپارچه در قالب راهبردهای سیاست خارجی مورد توجه قرار داده است. سیاست مزبور که به «دیپلماسی انرژی» معروف شده است. (موسوی شفائی، دارابی،1390، 62)

نفت و گاز در برنامه آینده چین

بی‌شک در میان کشورهای آسیایی چین با داشتن بالاترین میزان مصرف و نرخ رشد مصرف و نیز برخورداری از سریع‌ترین رشد اقتصادی، نگرانی‌های جدی‌تری در خصوص تضمین جریان انرژی مورد نیاز اقتصاد خود دارد، زیرا دستیابی به منابع مطمئن انرژی، عاملی اساسی در تضمین تداوم مدرنیزاسیون به مثابه انتخاب استراتژیک چین است.

رشد سریع اقتصادی چین باعث شد تا این کشور در سال 1993 با وجود آنکه پنجمین تولیدکننده نفت در جهان به شمار می‌رفت، به صف وارد کنندگان انرژی بپیوندد. یک دهه پس از آن نرخ رشد بالای مصرف انرژی در چین موجب گردید تا این کشور در سال 2003 با پیشی گرفتن از ژاپن به دومین مصرف کننده نفت در جهان تبدیل شود. بر مبنای آمارها از سال 1993 تا 2003، مصرف نفت چین 90 درصد رشد داشته است، در حالی که تولید داخلی در همین مقطع کمتر از 15 درصد رشد یافته است.( Leverett and Badder,2005,5)

شکاف رو به گسترش میان تولید داخلی و مصرف نفت، بی‌شک چین را به گونه‌ای روزافزون به نفت وارداتی وابسته خواهد کرد. نیاز چین به نفت وارداتی از 20 میلیون تن در سال 1996 به 70 میلیون تن در سال 2002 و 100 میلیون تن در 2005 رسیده است. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که این رقم در سال 2010 به 150 میلیون تن و در سال 2020 به 250 تا 300 میلیون تن خواهد رسید. به عبارت دیگر، وابستگی چین به نفت وارداتی از 30 درصد در سال 2002 به 50 درصد در 2007، 60 درصد در 2010 و 85 درصد در 2030 رسید.( Calder,2006,5)

در بخش گاز نیز اگر چه این بخش در حال حاضر فقط حدود سه درصد از نیاز انرژی این کشور را تأمین می‌کند، طبق پیش‌بینی‌ها تا سال 2010 مصرف آن دو برابر خواهد شد. بر این مبنا، تقاضا در بازار مصرف گاز طبیعی در چین تا سال 2010 به 120 میلیارد متر مکعب و تا سال 2020 به 200 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که در خوش‌بینانه‌ترین حالت به ترتیب 40 و 80 میلیارد متر مکعب از آن باید از طریق واردات تأمین گردد.[8]

نکته شایان توجه در بخش گاز آن است که در وضعیت فعلی با داشتن تنها 3 درصد سهم در سبد انرژی چین که در قیاس با استانداردهای جهانی و آسیا (متوسط مصرف گاز در سبد انرژی جهانی 28 درصد و در میان کشورهای آسیایی 8/8 درصد است) بسیار ناچیز است، از ظرفیت‌های بالقوه گسترده‌ای برخوردار می‌باشد. به همین دلیل، کمیسیون توسعه و اصلاحات چین اعلام نموده است تا سال 2020 سهم گاز در سبد مصرف انرژی این کشور باید به 12 درصد افزایش یابد.

نتیجه گیری

این فصل به طیف گسترده ای از مسائل مرتبط با بازار انرژی جهان پرداخت. مباحث فصل نشان داد که بازار انرژی به ویژه بازار نفت و گاز در سال های اخیر تحولات شگرفی را تجربه کرده است. در ضمن همان گونه که در فصل دوم نشان داده شد در بازار نفت ،همواره بازیگران بزرگی وجود داشته اند که عملا بخش عمده ویژگی ها و تحولات بازار را رقم زده اند. ایران در مقایسه با بازیگران بزرگ بازار نفت و انرژی کشوری با موقعیت و توانایی های میانی است. یعنی هم از ظرفیت ها و امکانات بالقوه و بافعل گسترده ای برای پیشبرد منافع خود در این بازار بهره می برند.

بی شک انرژی و تامین آن از ارکان بنیادین هر جامعه صنعتی محسوب می شود به نحوی که بدون وجود انرژی کافی، کارامد و در دسترس، توسعه صنعتی متصور نیست به بیانی دیگر انرژی، بخصوص نفت و گاز بیش از گذشته، به پایه قدرت و ثروت جهانی تبدیل شده و نقشی اساسی در تعیین سلسله مراتب بین الملل پیدا کرده است. به گونه ای که موضوع امنیت جهانی انرژی به عنوان یکی از دغدغه های جدی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده است. اما با توجه به سرانه مصرف انرژی کشورهای پرجمعیتی چون چین و هند و همچنین کشورهای غیرOECD و پیش بینی های بعمل آمدی حاکی از آن دارد که تا سال 2030 چین به بزرگترین مصرف کننده انرژی در جهان تبدیل خواهد شد و همچنین هند و دیگر کشورهای غیر OECD از سال 2006 به بعد افزایش سرانه مصرف انرژییشان بالاتر از کشورهای OECD بوده است و تا سال 2030 رشد مضاعفی خواهد یافت.

در شرایط امروز بازار انرژی جهان اقتصادهاي بزرگ مانند ژاپن، چين و هند هر يك به دنبال عقد قراردادهاي درازمدت با كشورهاي توليد كننده ي نفت و گاز و سرمايه گذاري هاي مشترك براي توليد بيشتر نفت وگاز هستند. اين قبيل همكاري هاي دراز مدت در زمينه انرژي، بلوك بندي هاي جديدي را در جهان شكل خواهد داد. وابستگي اقتصادي اين بلوك ها نيز، به وابستگي سياسي بيشتر آنها منجر خواهد شد، نكته اي كه از آغاز سبب خشم و وحشت آمريكايي ها شده است. در اين ميان دولت نو محافظه كار آمريكا براي تضمين امنيت انرژي خود در آينده، روش يك جانبه گرايي، جنگ، اشغال مستقيم و تغيير ساختار سياسي كشورهاي منطقه ي خاورميانه و تصرف فيزيكي منابع نفتي را در دستور كارخود قرار داده است. امروز تئوريسين هاي آمريكايي اين گونه درك مي كنند كه در توازن قدرت هاي آينده، برتري از آن قدرتي خواهد بود كه بر مناطق ژئواكونوميكي تسلط داشته باشد. از نظر آنها هر كشوري كه بر خليج فارس تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود. بنابراين اين گونه به نظر مي رسد كه حمله و اشغال عراق مرحله ي نخست اجراي اين سياست و تفكر باشد. به طور خلاصه، امنيت انرژي يك مسئله بين المللي است كه ضرورتا وابستگي متقابل رو به افزايشي را ميان توليد كنندگان و مصرف كنندگان عمده در بر مي گيرد. هيچ كشور يا منطقه اي نمي تواند به تنهايي به امنيت انرژي دست يابد. متنوع ساختن تركيب انرژي مورد استفاده و همچنين متنوع ساختن منابع و مسيرهاي انتقال انرژي دو راه عمده براي دست يابي به امنيت انرژي است. در این بین ایران با توجه به جایگاه ژئوپلیتیکی و ذخایر انرژی در رتبه دوم دارندگان منابع انرژی قرار دارد. ایران بر اساس چشم انداز بیست ساله ایران بایستی 400 میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز سرمایه گذاری

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید