Menu

پایان نامه با موضوع شاه، مجلس، مشروطه، روس، مشروطیت

0 Comment

شورای ملی، افکار عمومی در تهران و شهرستان‏ها متوجه مذاکرات و مباحثات مجلس شد و روزنامه‏ «مجلس» وسیله ارتباط بین نمایندگان و موکلان‏ آنها بود. نمایندگان نیز کم‏کم به اهمیت این‏ جریده واقف شدند و از طریق تریبون مجلس‏ شورای ملی به نفع خود و موکلان خود جهت‏ تبلیغ استفاده می‏کردند. مطابق مقررات اول‏ مشروطه، مذاکرات مجلس به صورت علنی اعلام‏ شد و انعکاس آنچه در مجلس می‏گذشت برای‏ همه آزاد بود، از این رو تیراژ روزنامه مجلس به‏ علت علاقه مردم بسیار بالا رفت تا به ده هزار رسید.

پس از امضای قانون اساسی توسط مظفر الدین‏ شاه و تصویب آن توسط مجلس و فوت‏ مظفر الدین، پسر او محمد علی شاه در تاریخ 1325 به سلطنت رسید. محمد علی شاه علاقه‏ای به‏ مشروطیت و مطبوعات نداشت و چندین بار سعی‏ کرد آن را از بین ببرد از نشانه‏های دشمنی او با مجلس و مطبوعات همین بس که در تاجگذاری‏ خود اعضای هیچ کدام را دعوت نکرد.

در نتیجه حمایت‏های قانونی که توسط مجلس‏ در رابطه با مطبوعات صورت پذیرفت،مطبوعات‏ در سال‏های اول مشروطه به سرعت توسعه یافت. به طوری که در سال 1325 ق.، یک سال پس از اعلام مشروطه، در حدود 90 نشریه در تهران و شهرستان‏ها منتشر می‏شد که در بین آنها چندین‏ روزنامه وجود داشت.از دیگر نشریات روزانهء این‏ دوره به جز انجمن و مجلس، می‏توان از «ندای‏ وطن» و «کشکول» و «محاکمات» یاد کرد.

یکی از نتایج برقراری مشروطه، بازگشت‏ نویسندگان و روزنامه نگاران مهاجر بود. از روزنامه‏های تبعیدی که این زمان در تهران به‏ انتشار خود ادامه داد «حبل المتین» چاپ هند بود. در بین روزنامه‏های انقلابی و آزادی خواه‏ هفتگی این دوره، «صور اسرافیل» از جایگاه‏ مخصوصی برخوردار است. سه مجاهد آزاده میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا جهانگیر خان شیرازی و میرزا علی اکبر خان قزوینی (دهخدا) این روزنامه‏ را در تهران منتشر می‏کردند. مطبوعات این دوره‏ علاوه بر جنبه سیاسی از جنبه ادبی نیز حائز اهمیت بود.

بعدها در سال 1326 ق.محمد علی شاه دست‏ به کودتا زد و مجلس را بمباران کرد.دستگیری و کشته شدن سلطان العلمای خراسانی که صاحب‏ مقالات تند و آتشین در نشریه هفتگی «روح‏ القدس» بود، یکی از پر سر و صداترین وقایع دوره‏ دوم انقلاب مشروطه بود.

با آغاز سلطنت محمد علی شاه انتظار می‏رفت که‏ اصطکاک مطبوعات و دربار روز به ‏روز بیشتر گردد. هنگامی که محمد علی شاه محرمانه قرارداد وام‏ چهار صد هزار لیره‏ای را با انگلیس‏ها و روس‏ها امضا کرد، مطبوعات آگاهی پیدا کردند و با کمک‏ نمایندگان مجلس شورای ملی عمل شاه با به‏ سختی مورد انتقاد قرار دادند.

محمد علی شاه که از وضعیت حاضر ناراضی‏ بود، اتابک را که در تبعید به سرمی‏برد باز گرداند تا سر رشته امور را به دست گیرد. این دو، جبهه‏ جدیدی علیه مجلس و مطبوعات تشکیل دادند. در این زمان با نخست‏وزیری اتابک، روابط شاه و ملیون بدتر شد. از طرفی دخالت روس‏ها که با مشروطه ایران مخالف بودند، بیشتر شد. اما این‏ مخالفت‏ها زیاد به طول نیانجامید، چراکه اتابک‏ توسط یکی از انقلابیون ترور شد. (مولانا،1358، ص 144-135)

3-1-2-6 شکست مشروطیت و استبداد ضغیر و کودتا علیه آن

پس از آن که مجلس از شاه خواست که مشاوران مغرض و بدخواه مانند سعدالدوله (وزیر مشاور) و شاپشال (معلم و مشاور روسی) را از اطراف خود دور سازد، محمدعلی شاه مخالفت کرد و بالأخره تصمیم گرفت تا دست به توطئه ای جدی بزند. در روز نهم ذی قعده ۱۳۲۵ قمری عده ای از اوباش و اراذل را به میدان توپخانه فرستادند و چند تیر هم شلیک نمودند و تصمیم داشتند آن جا را مرکز فرماندهی عملیات کودتا قرار دهند و مقدمات حمله به مجلس و مشروطه خواهان را فراهم سازند.  آنان از انجام هیچ گونه فساد و خلافی، مانند نوشیدن مشروب، خودداری نکردند. از طرف دیگر مشروطه طلبان با اطلاع از این جریانات در اطراف مجلس سنگر گرفته و آماده جان فشانی شدند و با مقاومت بی نظیر خود چنان رعبی در دل اشرار و مستبدین بوجود آوردند که همگی پا به فرار گذاشتند.

وقتی خبر واقعه میدان توپخانه به دیگر ولایات رسید، مردم تبریز به سربازان تبریزی که قبلاً شاه را از آذربایجان به مرکز آورده بودند تلگراف کردند که اگر اقدامی بر ضد آزادی و به حمایت از شاه و استبداد انجام دهند خاندان آن ها را از بین می برند و علمای نجف نیز تلگراف های هشدار دهنده و حتی تهدید به شاه فرستادند و او را از انجام چنین اعمال زشتی منع کردند، شاه هم تسلیم شد و حتی قسم نامه ای هم امضاء کرد و قول داد که با مشروطیت مخالفت نکند. بدین ترتیب توطئه شاه برای سرکوب آزادی و از بین بردن مشروطیت ناکام ماند (آدمیت، ص 96).

ماجرای میدان توپخانه (شکست کودتا) و قسم نامه محمدعلی شاه، مردم و مشروطه خواهان را تا اندازه ای آرام کرد و به آینده نهضت امیدوار کرد، ولی حادثه سوء قصد به جان شاه این امید را قطع نمود، زیرا پس از این حادثه شاه تصمیم به زور آزمائی جدید با مشروطیت گرفت. عده ای آن را کار دولتی ها و دربار، برای به دست آوردن بهانه بر علیه آزادی خواهان می دانند. و عده ای آن را به کمیته انقلاب ملی نسبت می دهند و می نویسند: «کمیته تصمیم گرفت قبل از اینکه محمدعلی شاه با حمایت روس و انگلیس به مشروطه حمله کند، آن ها پیش دستی کرده و مشروطه را از شر شاه راحت نمایند، لذا در جلسه ۱۲ دیحجة ۱۳۲۵ قمری تصمیم گرفتند آن را عملی سازند». اگر چه در این حادثه (بمب گذاری در خیابان چراغ برق و پرتاب آن به سوی شاه) به شاه صدمه ای نرسید ولی او تلگراف هائی به شهرستان ها کرد و به مجلس اولتیماتوم داد که اگر عاملین این حادثه تا چند روز دیگر پیدا نشوند، اقدامات جدی انجام خواهد داد.

محمدعلی شاه پس از واقعه توپخانه و اولتیماتوم به مجلس با همکاری مخفیانه با روسیه تزاری و قوای قزّاق آماده مقابله جدی با مشروطیت و آزادی خواهان گردید. نخستین برنامه این بود که شاه به باغشاه (مرکز فرماندهی نیروهای قزّاق روس و ایران) برود تا به این طریق از پایتخت دور باشد و هم از خطرات در امان بماند. دومین برنامه اینکه، ابتدا سربازان سیلاخوری (از بدترین نیروهای مسلح دربار) در شهر تهران رها شوند و با شلیک تیرهای هوائی، مضروب ساختن مردم و عربده کشی جنجال و وحشت به وجود آورند.در پشت پرده شاه و لیاخوف (فرمانده نیروهای قزّاق) و سایر نیروهای علم کننده در کودتا در جلسه مشاوره نظامی به ریاست محمدعلی شاه، در مورد چگونگی اجرای نقشه تصمیم گیری می کردند.

در صبح روز سوّم تیر ماه ۱۲۸۷ شمسی (۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) همه نیروهای قزّاق با ۴ دستگاه توپ، ۲۵۰ سواره و ۲۵۰ پیاده در جلوی ساختمان مجلس موضع گرفتند. در ساعت ۷ صبح، هزاران مشروطه خواه مسلح از انجمن آذربایجان واقع در خیابان ظل السلطان بیرون ریختند و در حالی که سید جمال افجه ای در جلوی آن ها حرکت می کرد با نیروهای قزّاق روبرو شدند تیری شلیک شد و مشروطه خواهان آن را اعلان جنگ تلقی کردند و بدین گونه درگیری مسلحانه بین انقلابیون و نیروهای دربار مستبدین آغاز شد. همین که صدای توپ در شهر طنین انداز شد، عده ای از مجاهدان مشروطه خواه که اسلحه داشتند با زحمت زیاد خود را به مجلس رساندند تا از مشروطیت دفاع کنند، رؤسای مشروطه که در داخل ساختمان بهارستان متحصن بودند، آن ها را به انبار مهمّات راهنمائی کردند ولی با خیانت وکلای طرف دار استبداد مواجه شدند زیرا آن ها تمامی اسلحه ها را شب قبل خارج کرده بودند. روس ها که مقاومت انجمن آزادی خواهی آذربایجان و انجمن مظفری صدماتی دیده بودند، لوله توپ ها را  به سوی آن ها نشانه گرفته و با شلیک گلوله های پی در پی ساختمان آن دو مرکز را ویران ساختند و مدافعان زیادی را کشتند و تعدادی نیز مجبور به فرار شدند. در  ضمن به دستور لیاخوف، باران گلوله بر سر مدافعان مسجد سپهسالار و ساختمان مجلس شورا باریدن گرفت و مبارزان و مجاهدان پس از شلیک آخرین فشنگ های خود و تحمل تلفات سنگین تاب مقاومت را از  دست دادند. با رسیدن نیروهای کمکی قزّاق، بلأخره کفّه این جنگ خونین به نفع استبداد سنگین شد و مشروطیتی که با جان فشانی هزاران شهید و زحمات مجاهدان آزاده مسلمان و همکاری اقشار مختلف علماء، تجار و روشنفکران به دست آمده بود، به دست شاهِ مستبد و با حمایت آشکار و علنی روس به شکست انجامید (آدمیت، صص 109-107).

 

3-1-2-7  جنگ جهانی اول و بحران در ایران

جنگ جهانی اول هشت روز پس از تاجگذاری احمد شاه آخرین پادشاه سلسله ی قاجار آغاز شد. مستوفی‌الممالک نخست‌وزیر وقت ایران بلافاصله پس از آغاز جنگ، بی‌طرفی کامل خود را اعلام کرد اما دولت‌های درگیر در جنگ، این بی‌طرفی را نادیده گرفتند و نیروهای خود را از هر سو وارد ایران کردند. روس‌های تزاری به فرماندهی ژنرال «باراتف» از بندر انزلی تا اصفهان را میدان تاخت و تاز خود قرار دادند. عثمانی‌ها با حمایت آلمان از مرزهای غرب کشور تا مرکز همدان پیش آمدند و از آن جا راهی قفقاز و مرزهای روسیه شدند. واکنش متقابل روسیه چنان عثمانی‌ها را به عقب راند که آذربایجان شرقی در بهمن ۱۲۹۳ به اشغال نظامیان روس درآمد.

روس‌ها در مرداد ۱۲۹۴ تا پشت دروازه‌های تهران جلو آمدند. پیشروی روس‌ها به سمت پایتخت موجب مهاجرت عده‌ای از نمایندگان مجلس از تهران و تعطیل مجلس شد. احمد شاه در صدد انتقال پایتخت از تهران به اصفهان برآمد، وزیران مختار روس و انگلیس او را از اجرای این تصمیم بازداشتند. روس‌ها به قزوین عقب‌نشینی کردند. در این مدت رؤسای دولت در تهران تحت فشار بیگانگان مرتباً تغییر می‌کردند. به طوری که در عرض یک سال، بعد از استعفای مستوفی‌الممالک به ترتیب مشیرالدوله، سعدالدوله، عین‌الدوله، مستوفی ‌الممالک، و عبدالحسین میرزا فرمانفرما به ریاست دولت منصوب شدند و سرانجام با استعفای فرمانفرما در دی ۱۲۹۴ (ژانویه ۱۹۱۶) احمد شاه، محمدولی خان سپهدار تنکابنی را با لقب سپهسالار [اعظم] به رئیس‌الوزرائی برگزید (بصیرت منش، 201).

نیروهای انگلیسی همزمان با این تغییر و تحول در تهران وارد جنوب شدند و با پیشروی آن‌ها در صفحات جنوب ایران، در نیمه اول سال ۱۹۱۶ ایران عملاً تحت اشغال قوای سه کشور بیگانه قرار گرفت: روس‌ها قسمت شرقی آذربایجان و گیلان و مناطق وسیعی را که شامل قسمت اعظم استان مرکزی کنونی و قم و کاشان و نطنز و بخشی از استان اصفهان می‌شد اشغال کرده بودند و عثمانی‌ها آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه و همدان و بروجرد را تحت سلطه خود گرفته بودند. بخش مهمی از صفحات جنوب نیز در اشغال انگلیسی‌ها بود و حکومت مرکزی که فقط تهران را در اختیار داشت عملاً ناچار به تبعیت از سیاست روس و انگلیس، یعنی متفقین آن روز بود. جنگ جهانی اول دنیای جدیدی را در برابر مردم ایران گشود و پیروزی‌های اولیه آلمان امیدهایی را در دل آنان ایجاد کرد. آلمان از نظر ایرانیان دولتی استعمارگر نبود و دست کم در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید