پایان نامه با موضوع خلیج، اختلافات، نظامی، .، امنیت

جنگ ایران  عراق و عراق  کویت . سندگویایی از آغاز تاثیر توسعه طلبی یک کشور بر امنیت جمعی در سطح منطقه خلیج فارس بود . عراق با آغاز هجوم به ایران زمینه های مناسب حضور آمریکا در منطقه را فراهم کرد و با تهاجم به کویت این حضور ر ا شدت بخشید و عملاً باعث ایجاد ناامنی در منطقه شد . از این پس نیز توسعه طلبی هر یک از کشورهای حاشیه خلیج فارس وضعیت امنیتی منطقه را وخیم تر خواهد کرد.

3-2-7-12 گسترش سلاح های نظامی و مسابقه تسلیحاتی

افزایش روند نظامی گری در منطقه ، احساس بد بینی کشورها را به یکد یگر افزایش داده و احتمال درگیری های نظامی ر ا قوت بخشید ه است. امروزه، مفروض روابط خارجی بین دولت های منطقه ، احساس تهدید از طرف مقابل است.  این مسئله موجب شده است تا اجماع داخلی بین کشورهای منطقه کاهش و میزان اتکاء به قدرت های خارجی افزایش یابد . از سوی دیگر ، اتکاء به قد رت های بزرگ ، مشروعیت سیاسی رژیم های منطقه را کاهش داده و موجب افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی این رژیم ها بر مردم شد ه است(یکتا، 1375ص7)

در آمدهای کلان نفتی به جای اینکه موجب تقویت هرچه بیشتر روابط دوستانه بین  کشورهای ثروتمند منطقه شود ، صرف خرید تجهیزات نظامی از غرب می گردد. طبعتا هر کشوری که اقدام به خرید تجهیزات می نماید دیگر کشورهای حوزه را نیز وادار می نماید که برای رسیدن به نوعی موازنه و بازدارندگی تا دندان مسلح شوند . بنابراین هرکدام از این دولت ملت ها مشتریان دائمی بازارهای تجهیزات نظامی غرب می شوند و روز به روز قدرت ویرانگری این سلاحها بیشتر می شود و روابط دیپلماتیک جای خود را به نظامی گری می دهد . بالاترین خریداران تجهیزات در منطقه به ترتیب عربستان ـ مصر و کویت هستند.

خلیج فارس منطقه ای است كه از نظر جذب سلاح های پیشرفته جنگی بسیار مستعد است و منطقه ای است كه مخالفت های سیاسی موجود، به تداوم مسابقه تسلیحاتی منجر شده است. (امیراحمدی،1384ص75)

کشورهای منطقه خلیج فارس بدنبال عقد قراردادهای نظامی گسترده، منطقه را به انبار اسلحه تبد یل نموده اند و با واگذارکردن مسئولیت تامین امنیت خود به آمریکا و اتصال استراتژیک به آن کشور، همکاری های مهم استراتژیک با قد رت های فرامنطقه ای را به تلاش های درون منطقه ای برای امنیت سازی، ترجیح دادند. چنین مسئله ای به از بین رفتن بسترهای لازم برای ایجاد ترتیبات امنیتی بومی، در خلیج فارس منجر شده است. (اسدی،1391ص7)

تهاجم عراق به کویت و تهدید سایر کشورهای عربی توسط صدام، نقطه عطفی در تاریخ روابط خارجی کشورهای عربی محسوب می شود . با این تجاوز، کشورهای ثروتمند اما کوچک و بی دفاع عرب حاشیه خلیج فارس جهت تامین امنیت خود ، تحت پوشش امنیتی آمریکا قرار گرفتند و با عقد قراردادهای نظامی گسترده ، منطقه را به انبار اسلحه و مهمات تبدیل نمودند.

كشورهای منطقه خلیج فارس استراتژی نظامی خود را در ارتباط با امنیت تنظیم كرده و بر همین اساس رهبران منطقه به این نتیجه رسیده اند كه برای حفظ حكومت و ثبات سیاسی ناگریز از انباشت سلاح هستند. اما ذخیره سازی سلاح برای تامین امنیت و اعتماد زدایی ناشی از آن، به یك چرخه ی باطل منجر شده و خطر جنگ منطقه­ای را افزایش داده كه نتیجه­ای جز واگرایی در بر نخواهد داشت. مسابقات تسلیحاتی در منطقه با گسترش تعهدات نظامی به بازیگران فرا منطقه­ای به ویژه آمریكا همراه بوده است . عقد پیمان های دو جانبه بین آمریكا و كشورهای منطقه و  واگذاری پایگاه­های نظامی در منطقه دلالت بر این دارد كه این  كشورها برای تامین امنیت خود به خارج از منطقه چشم دوخته اند. پس از حمله آمریكا به عراق پایگاه های نظامی جدید در خاك برخی از كشورهای كوچك مانند قطر به آمریكا واگذار شد. بدین طریق این كشورها بیش از پیش درگیر مشكلات ناامنی و مسؤلیت­ها و تعهدات نظامی شدند. (اسدی، ١۳٨١ص۳۳٩-۴۴٠)

هرچند مسابقه تسلیحاتی بین بازیگران مجموعه امنیتی خلیج فارس، باعث تداوم و تشدید سوء تفاهم و عدم اطمینان بین كشورها می شود، اما در مرحله ای فراتر باعث ایجاد نوعی وابستگی به قدرت های بزرگ و استعماری نیز می شود که این مساله موجب شده است تا اجماع داخلی بین کشورهای منطقه کاهش یافته و میزان اتکاء به قدرتهای خارجی افزایش یابد . از سوی دیگر اتکاء به خارج و قدرتهای بزرگ مشروعیت سیاسی رژیم های منطقه را کاهش داده و موجب افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی این رژیم ها بر مردم  گردیده که علاوه بر مسایل فوق رشد و روند نظامی گری، توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای منطقه را نیز با مشکلات عدیده ای مواجه ساخته است . اختصاص بخش قابل توجهی از درآمدهای اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس به امور نظامی سبب اختلال در سایر بخشهای اقتصادی کشورها شده و مسئولین آنها را با خطر رکود اقتصادی و فرهنگی مواجه و به این ترتیب چرخه باطلی در منطقه ایجاد شده است. مسابقه تسلیحاتی سبب بی اعتمادی در میان آنها و تسلط سیاست قدرت و توازن قوا در رویكردهای سیاست خارجی این كشورها می شود و همزمان با فاصله گرفتن خلیج فارس از دستیابی به امنیتی پایدار ، زمینه حضور و مداخله قدرت های فرامنطقه ای در آن بیشتر و در نهایت باعث احساس تهدید بین بازیگران و كاهش سطح همكاری ها و گرایش به سوی دوستی در بین کشورهای منطقه می گردد.

3-2-7-13  مناقشات ارضی و مرزی

اختلافات مرزی و ارضی، از بارزترین آنهاست. مرز ابزار پایه یک دولت است، زیرا هیچ دولتی بدون داشتن سرزمینی با مرزهای مشخص نمی تواند پیشرفت داشته باشد . مفهوم مرزها برای اثبات حاکمیت وروابط آن با دولت های دیگر ضروری است)شوتار، 1386ص191)

نتایج جغرافیایی هر اختلاف مرزی به نوع قد رت دو طرف مخاصمه برای رسیدن به راه حل بستگی دارد.  اگر اختلاف مرزی با توافق کامل دو کشور بطور دائم به حل و فصل بینجامد ، منجر به افزایش تعاملات مرزی و شکوفایی منطقه خواهد شد . اما ا گر اختلاف مرزی بصورت موقت و با رضایت نسبی طرفین یا یکی از دو کشور حل شود، مانند آتش زیرخاکستر باقی مانده و نه تنها در افزایش تعاملات مرزی نقش چند انی نخواهد داشت، بلکه با کوچک ترین تنش بین دو کشور، بار دیگر اختلاف مرزی باعث در گیری دو کشور می شود. پس مرزهای سیاسی کشورها در واقع ویترین هر کشوری می باشند ، به همین علت به محض بروز اختلافات بین کشورها، مرزهای سیاسی آنها متاثر خواهد شد(عزتی،1386ص141)

همانگونه که دو جنگ اخیر در منطقه خلیج فارس به ظاهر بر سر اختلافات مرزی و ارضی آغاز شد، بحرانهای بعدی نیز می تواند به این بهانه شروع شود . تقریباً اکثر کشورهای منطقه با یکدیگر دارای اختلاف ارضی و مرزی هستند . اختلاف ارضی ایران و عراق، کویت و عربستان، کویت و عراق، قطر و عربستان و … از جمله اختلافاتی هستند که می توانند در آینده امنیت منطقه را دچار تهدید نمایند.

مرزهای بین المللی به خاطرتبعاتی كه برای تامین امنیت داخلی كشورها دارند از عوامل مهم و تعیین كننده ای در روابط همكاری جویانه یا خصمانه بین آنها به شمار می روند. در منطقه خلیج فارس علاوه بر مسائل اقتصادی ناشی از وجود منابع غنی نفت و گاز ، تجمع اقوام و مذاهب گوناگون نیز موجب حاد شدن مشكلات ارضی و مرزی می شود كه نتیجه ای جز ناامن كردن سیستم منطقه­ای و واگرایی ندارد. در میان 8 كشور ساحلی خلیج فارس در حدود 23 اختلاف مرزی و سرزمینی وجود دارد، كه بر سر تعدادی از این اختلافات منازعاتی رخ داده است، كه مهمترین آنها جنگ عراق و ایران و جنگ عراق و كویت بوده است.

آنچه كه تا چند سال پیش، فضای ایجاد تفاهم امنیتی را در منطقه تیره و تار نموده بود و بعضی از آن ها تا به امروز نیز به قوت خود باقی است، شامل اختلافات مرزی امیرنشین ها با یكدیگر و همچنین ایران و امارات،سیاست های شورای همكاری در مقابل ایران و عراق، مذاكرات صلح خاورمیانه و روابط با رژیم صهیونیستی است كه مانع از گسترش همكاری و تلاش برای ایجاد یك تفاهم و حركت به سمت همگرایی منطقه ای بود. البته برخی از تحلیل گران معتقدند، تا زمانی كه سه كشور اصلی این منطقه یعنی ایران، عراق و عربستان، به تحلیل امنیتی مشتركی نرسند، تامین امنیت در خلیج فارس به كشورهای فرا منطقه ای واگذار خواهد شد و لازمه این دخالت ها نیز ایجاد بحران های زودگذر، ایجاد زمینه های سوءظن در كشورهای منطقه و احیای اختلافات تاریخی و مسائلی از این قبیل در منطقه خواهد بود تا زمینه را برای حضور همه جانبه خود فراهم سازد. (عزتی، ١۳٨٠ص ٨٧)

میزان دسترسی به منابع آب، رودخانه ها و دریاهای آزاد و مسائل مرتبط با جغرافیای سیاسی منطقه؛ مانند تنگناهای ژئوپلیتیك عراق، از جمله مواردی هستند كه سطح ناامنی در خلیج فارس را افزایش می دهند. واكاوی و ریشه یابی اختلافات و منازعات جوامع ساكن در منطقه خلیج فارس نشان می دهد كه امنیت ملی كشورهای خلیج فارس و خاورمیانه با امنیت آب در این منطقه گره خورده است.

علاوه بر مسائل ژئوپلیتیك، مرزهای بین المللی و حتی سرزمینهای فرامرزی نیز مسأله دیگری است كه كشورهای خلیج فارس بر سر آن اختلافات گسترده ای با همسایگان خود دارند. هرچند كه شدت و حدت این اختلافات بسیار متفاوت است )روشندل و سیف زاده،١۳٨٢ص144)به طور كلی اختلافات ارضی و مرزی منطقه دردورانهای مختلف را می توان یطور خلاصه تحت عناوین ذیل نام برد:

الف) اختلاف بر سر مرزهای دریایی و رودخانه ای

١. درباره مرز دریایی، در خلیج سلوا بین عربستان و قطر

٢. درباره مرز دریایی در خلیج فارس و دریای عمان، بین امارات متحده عربی و عمان

۳. درباره مرزهای دریایی، بین امارات متحده عربی و عربستان

۴. درباره اروند رود، بین ایران و عراق

۵. درباره مرز دریایی، بین ایران و كویت

٦. درباره مرز دریایی، بین ایران و امارات متحده عربی

٧. درباره مرز دریایی، بین بحرین و قطر.

ب)اختلاف بر سر مرزهای زمینی و تملك جزایر

١. درباره جزایر تنب و ابوموسی بین ایران و امارات متحده عربی

٢. درباره مرز زمینی در بخش هایی از رأ س الخیمه و شارجه بین امارات متحده عربی و عمان

۳. بین امارات متحده عربی و قطر

۴. بین عراق و كویت تقریباً درباره تمامی سرزمین كویت

۵. بین عربستان و كویت درباره جزایر قاروه و ام المرادیم

٦. اختلافات متعدد ارضی بین عربستان و یمن

٧. اختلافات بحرین و قطر درباره مجمع الجزایر حوار

٨. اختلافات مرزی و ارضی بین هفت عضو امارات متحده كه به دوازده مورد می رسد. (جعفری ولدانی،١۳: ١۳٧۴)

این اختلافات مرزی و سرزمینی زمانی برجسته تر می شود كه جانبداری برخی كشورهای منطقه­ای و یا فرا منطقه ای از یكی از طرف های دیگر مطرح باشد. نمونه بارز این امر اختلافات ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه است. (ابراهیمی فر،١۳٨۳ص ١١۵) برخی از این اختلافات مابین كشورهای منطقه حل و فصل شده، اما این اختلافات همچنان از جمله عوامل

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید