Menu

مقاله علوم سیاسی در مورد ایالات، سیاست، قطعنامه، چینی، تحریم

0 Comment

نهادهای بنیادین جامعه بین المللی و نیز کانون های اصلی ثروت و قدرت بین المللی، ارتقاء یافته و نقاط اتصال این کشور به این کانون ها آشکارا افزایش یافته است؛ افزایشی که طبیعی به نظر می رسد، زیرا پیشبرد فرایند توسعه در هر کشور نیازمند منابع لازم است و ناگزیر، بخشی از این منابع باید از محیط بین المللی کسب شود. از سوی دیگر، بازارهای اصلی جذب صادرات چین که در سال های اخیر رشدی تصاعدی داشته است نیز، عمدتاً در این کانون ها قرار دارد. از میان ده شریک اصلی تجاری چین، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و ژاپن به عنوان کانون های اصلی ثروت و قدرت در رتبه های اول تا سوم هستند.

مقایسه حجم تجارت چین با امریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و ایران به خوبی این موضوع را نشان می دهد. روابط تجاری ایران و چین در سال های اخیر اگرچه به سرعت گسترش یافته است، اما در مقام مقایسه با روابط تجاری این کشور با قدرت های غربی و ژاپن رقمی محسوب نمی شود.

شکل 6. مقایسه روابط تجاری چین با آمریکا، اتحادیه اروپا، ژاپن و ایران در سال 2010(میلیارد دلار)

در چنین فضایی، چین از راه های مختلف تلاش می کند تا این پیوندها را تحکیم کرده و گسترش دهد. یکی از این راه ها، موضع گیری های سیاسی این کشور در صحنه بین المللی است که به ویژه با توجه به جایگاه آن به عنوان قدرتی بزرگ و دارای حق وتو، با حساسیت از سوی سایر قدرت ها مواجه است به همین دلیل، چین پیوسته تلاش می کند در موضع گیری های خود، به ویژه پیرامون بحران های بین المللی، جانب احتیاط را نگاه دارد و به ملاحظات این بازیگران توجه کند. نمونه این تلاش ها را می توان در بحران هسته ای کره شمالی و ایران دید. در هر دو این بحران ها اگرچه چین متعادل ترین مواضع را اتخاذ می کند، اما همواره در این مواضع، میزانی از هماهنگی با بازیگران مسلط را حفظ می کند. بر این مبنا، می توان گفت که وجود پیوندهای قوی میان چین و کانون های اصلی ثروت و قدرت از یک سو و تمایل جدی چین به تثبیت و گسترش این پیوندها از سوی دیگر، محدودیتی مهم در روابط این کشور با بازیگر تجدیدنظر طلب انقلابی چون ایران به شمار می آید. روابط همکاری جویانه امریکا و چین و تأثیر آن بر روابط ایران و چین در سال های اخیر نماد چنین وضعیتی به شمار می آید.

ایالات متحده به عنوان بازیگر ثالث، در سالیان اخیر فشارها و محدودیت های بسیاری بر روابط ایران و چین وارد ساخته؛ فشارهایی که در قالب تحریم شرکت های چینی طرف معامله با ایران، فروش تسلیحات به تایوان و… تحقق یافته است. بسیاری از شرکت های چینی طرف معامله با ایران در این دوران تحریم شدند و برخی معاملات پر اهمیت ایران و چین با فشار امریکا و عقب نشینی طرف چینی لغو شد. در سال 1985 چین موشک های ضدکشتی موسوم به کرم ابریشم را به ایران فروخت که با واکنش اعتراض آمیز ایالات متحده مواجه شد. امریکا در پاسخ به این اقدام، صادرات کالاهای حساس به چین را به حالت تعلیق درآورد. از این پس ایالات متحده با حساسیت فراوان، مبادلات نظامی ایران و چین را رصد کرده و تا حدّ زیادی موفق به کاهش آن شده است. امریکا از اوایل دهه 1990 فشارهای زیادی را به چین وارد آورد تا این کشور را از همکاری های هسته ای با ایران باز دارد و در نهایت موفق شد در سال 1992 تلاش ایران برای خرید رآکتور تحقیقاتی 20 مگاواتی از چین را ناکام بگذارد و در سال 1995 نیز مانع از اجرای توافق ایران و چین مبنی بر انتقام 2 رآکتور 300 مگاواتی کینشان شد. ایالات متحده به این حد نیز قانع نشد و در سال 1997 از چین خواست تا به تمامی همکاری های هسته ای و موشکی خود با ایران خاتمه دهد، درخواستی که از سوی چین مورد پذیرش قرار گرفت. از این مقطع به بعد تعاملات ایران و چین در حوزه کالاهای دارای کاربرد دوگانه و مبادلات نظامی محدود شد ( Gill,2007:54).

اما نماد اصلی همکاری و هماهنگی چین با ایالات متحده برای اعمال فشار بر ایران را می توان در روند پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد مشاهده کرد با ارجاع پرونده ایران به این شورا، بحث ها پیرامون نقش چین و روسیه در مقابله با اعمال تحریم علیه ایران بالا گرفت و چین در آزمونی دشوار برای انتخاب میان ایران و امریکا قرار گرفت. دشواری این آزمون بدان لحاظ بود که همواره چین تلاش داشت در میانه روابط ایران و امریکا قرار گیرد و از تأثیرات منفی مناقشه این دو بر روابط خود با هر یک از آنها بکاهد.

اما روند پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت، چین را وادار به انتخاب کرد و در نهایت چهار قطعنامه این شورا با رأی مثبت این کشور همراه بود. آرای چین در این قطعنامه ها، مهر پایانی بر بحث های مربوط به ائتلاف ایران – چین زد و نشان داد که این کشور همکاری با ایالات متحده در بحران های بین المللی از جمله بحران هسته ای ایران را بر سایر گزینه ها ترجیح می دهد. پس از تصویب تحریم ها، چین در پی محدود سازی روابط اقتصادی خود با ایران برآمد و به ویژه معاملات بانکی دو کشور را با تضییقاتی رو به رو ساخت. بانک های چین که عمدتاً دولتی اند، به تدریج از گشایش اسناد اعتباری برای بازرگانان ایرانی خودداری کردند. نکته پراهمیت آنکه این تضییقات به دلیل فشارهای ایالات متحده صورت گرفت.

رأی مثبت چین به قطعنامه 1929 بحث های زیادی را در محافل تصمیم گیری ایران برانگیخت. گرچه ایران واکنش رسمی به این اقدام نشان نداد، اما نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی چند روز پس از صدور قطعنامه از قول مسئولین وزارت امور خارجه، رأی مثبت چین و روسیه به قطعنامه را دلسوزانه خواند و همین امر واکنش های منفی فراوانی را در سطوح سیاست گذاری و رسانه ای ایران برانگیخت؛ واکنش هایی که جملگی حاکی از محکومیت اقدام چین و روسیه بود ( جهان، 1389). برخی از صاحبنظران نیز که نگاهی واقع گرایانه به روابط ایران و چین دارند، حمایت چین از این قطعنامه را طبیعی دانستند. جواد منصوری، سفیر سابق ایران در چین در مصاحبه ای با خبرگزاری ایلنا اعلام کرد که « چینی ها گمان می کنند مناسبات اقتصادی شان با ایران از آنچه در حال حاضر وجود دارد بالاتر نخواهد رفت؛ بر همین اساس ترجیح می دهند که با سیاست های غرب همراه شوند» ( ایلنا، 1389).

همان گونه که سفیر سابق ایران در چین اشاره کرده، چینی ها با تحریم های اعمالی علیه ایران همراه شدند و همکاری با غرب را بر سایر گزینه ها ترجیح دادند. در حوزه قراردادهای نفت و گاز به عنوان یکی از ظرفیت های اساسی روابط دو کشور، چینی ها با تشدید بحران هسته ای ایران، عملاً وارد اجرای این قراردادها نشدند و سیاست انتظار را در پیش گرفتند. در واقع، علی رغم اینکه هر از گاهی خبر عقد قراردادهای میلیارد دلاری نفت و گاز بین دو کشور منتشر می شود، اما در عمل هنوز هیچ یک از این توافقات به مرحله اجرا نرسیده است. بی شک، فشارهای ایالات متحده و تشدید فضای تخاصم و تنش در روابط ایران و ایالات متحده، مهم ترین عوامل وقوع چنین وضعیتی است. بر این مبنا، می توان گفت که حساسیت ایالات متحده، تا حد زیادی در روابط ایران و چین محدودیت ایجاد می کند. به بیان بهتر روابط همکاری جویانه چین با قدرت های بزرگ، به ویژه قدرت های غربی و به خصوص ایالات متحده، محدودیت های مهمی در روابط ایران و چین ایجاد می کند.

 

نقش تعیین کننده متغیرهای محدودیت زا

با عنایت به مباحث ارائه شده می توان روند تحول در روابط ایران و چین در سال های اخیر را محصول تأثیرگذاری ترکیبی متغیرهای یاد شده دانست. ایران و چین به عنوان دو دولت تجدیدنظر طلب از حوزه های مهمی از منافع همپوش برخوردارند. افزون بر این در برخی حوزه ها همچون مبادلات انرژی، منافع مشترک عینی است و طبیعتاً به همکاری می انجامد. از دیگر سو از آنجا که دو کشور به دو گونه ی متفاوت از دولت های تجدیدنظر طلب تعلق دارند، عوامل دیگری همچون نگاه متفاوت دو کشور به نظم بین المللی، انتخاب های استراتژیک آنان و نیز بازیگران ثالث، نقش محدود کننده ای در بسط روابط در کشور ایفا می کنند. از این عوامل برخی از اثبات بیشتری برخوردارند و برخی دیگر تحت تأثیر تحولات سیاسی، تغییر و تحول می یابند. در این میان انتخاب استراتژیک چین و رفتار همکاری جویانه آن با قدرت های بزرگ و تداوم موقعیت ایران به عنوان دولت تجدید نظر طلب انقلابی از ثبات بیشتری برخوردارند و تأثیرات بیشتری بر سیر کلی روابط دو کشور می گذارند. تجربه روابط ایران و چین در سال های اخیر به خوبی این موضوع را نشان می دهد.

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در سال 2005، ایران « سیاست نگاه به شرق» را به عنوان یکی از اولویت های سیاست خارجی خود اعلام کرد و تلاش های زیادی برای بسط روابط با کشورهای آسیایی انجام داد. منوچهر متکی، وزیر وقت امور خارجه در ابتدای دوره وزارت خود در این راستا تأکید کرد که متوازن ساختن روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران که مستلزم تقویت نگاه به شرق و توسعه مناسبات با کشورهای آسیایی است، در دستور کار سیاست خارجی دولت جدید قرار دارد. در میان کشورهای آسیایی، ایران گسترده ترین روابط را با چین داشت و طبیعتاً چین از جایگاهی ویژه در سیاست نگاه به شرق ایران برخوردار بود؛ بنابراین در اراده ایران برای بسط روابط با چین در سالیان اخیر شکی وجود ندارد.(شریعتی نیا، پیشین، 205)

اما دقت در سیر تحول روابط ایران و چین در این دوره نشان می دهد که علی رغم خواست ایران، روابط سیاسی با چین نه تنها توسعه نیافته، بلکه محدودتراز گذشته نیز شده است. همان گونه که اشاره شد در این دوره اختلاف ایران و غرب بر سر برنامه هسته ای ایران تشدید شد و پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد. در پی این رخداد و در چهارچوب سیاست نگاه به شرق، مقامات ارشد ایران، رایزنی های فشرده ای با چینی ها داشتند و در سطوح مختلف به این کشور سفر کردند. اما نتایج، امیدوار کننده نبود، زیرا چین به قطعنامه های صادره علیه ایران رأی مثبت داد و در کنار ایالات متحده قرار گرفت. هند و برخی دیگر از کشورهای آسیایی نیز واکنش مشابهی در مورد موضوع هسته ای ایران انجام دادند و همین امر باعث شد تا سیاست نگاه به شرق خیلی زود از ادبیات سیاست خارجی دولت احمدی نژاد کنار گذاشته شود.

با تصویب قطعنامه های تحریمی علیه ایران، همکاری های اقتصادی ایران و چین کند، و روابط، به تجارت خلاصه شد. تحریم ها حتی بر بخش انرژی به عنوان مهم ترین حوزه همکاری های دو کشور تأثیرات محدود کننده ی جدی گذاشت. این محدودیت ها را یکی از مدیران ارشد پیشین صنعت نفت ایران این گونه بیان می کند: « حاصل سیاست چینی ها این شده که از ما امتیاز بگیرند، بعد بازار ما را تبدیل به محل جولان کالاهای بنجل خود کنند. مثلاً در پارس شمالی چین 4 سال پیش باید قرارداد را تمام می کرد. وقتی همه چیز تمام شد و مذاکرات به

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید