Menu

مقاله علوم سیاسی در مورد امنیت، نفت، سیاسی، برق، انرژی،

0 Comment

ن روند نیازمند باز تعریفی از مفهوم امنیت انرژی از جانب کشورها و در قالبی مبتنی بر اجماع تمام طرف های ذی نفع در موضوع انرژی است. در همین راستا در کنار اوپک و آژانس بین المللی انرژی [5] – که در سال 1991 تاسیس شده است – وسیله ای برای گفتگو تشخیص داده شده است که می تواند بین علائق تولیدکنندگان، صادرکنندگان و مصرف کنندگان و وارد کنندگان انرژی (نفت و گاز) پل بزند. البته به اعتقاد لیندا جاکبسون و ژا داوجیونگ مجمع بین المللی انرژی راه زیادی برای رسیدن به این هدف در پیش دارد.

در راستای نزدیک کردن دیدگاه ها نسبت به امنیت انرژی، میلر ادعا می کند که تعریفی که ویلریش از امنیت انرژی ارائه می دهد به اندازه کافی برای دربرگرفتن دولت های صنعتی و هم غیر صنعتی گسترده است. ویلریش امنیت انرژی را به عنوان «اطمینان از عرضه های بسنده انرژی، به منظور فرصت دادن به اقتصاد ملی برای کارکردن در روالی از نظر سیاسی قابل قبول» تعریف می کند و باور بنیادی اش را اینگونه بیان می کند، که وارد کنندگان با بیم هایی که درباره قیمت و دسترسی به عرضه انرژی دارند، تحت شرایطی که امنیت ملی خود را وابسته به نفت یافتند و صادرکنندگان با نگرانی شان درباره حاکمیت و بازارهای خارجی با مشکلات قابل مقایسه قطع تقاضا و مداخله نظامی روبرو هستند، بنابراین ضرورتی برابر برای تمام کشورها به منظور اقدان هماهنگ  و همکاری بین المللی در موضوع انرژی وجود دارد.(Miller,1977,119-120)

در شرایط کنونی، امنیت انرژی که دو سوی صادرکننده و وارد کننده انرژی را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک ساخته است، ضرورت تعامل و گفتگو بین آنها را گوشزد می کند، چرا که هیچ یک از دو طرف نمی توانند به تنهایی به امنیت انرژی دست یابند و بی شک هر گونه بحران در بازار جهانی انرژی که می تواند اقتصاد جهانی را به چالش بکشد، بر هر دو دسته از کشورها تاثیرگذار خواهد بود. به بیان دیگر وجه بسیار مهم در روابط بازیگرانی که در وضعیت وابستگی متقابل قرار دارند، توامان شدن آسیب پذیری متقابل و منافع مشترک است که همین امر را می توان زمینه ساز استقرار یک الگوی وابستگی متقابل میان صادرکنندگان و واردکنندگان انرژی به شمار آورد.

هر چند که رشد وابستگی متقابل انرژی ممکن است مسئله آسیب پذیری را از جهتی تشدید کند، اما در عین حال می تواند راه حلی در اختیار دولت ها قرار دهد که بتوانند به بهترین وجه منافع و امنیت ملی خود را ارتقا بخشند. لذا به اعتقاد ایوور ریچارد وابستگی متقابل اگرچه تا اندازه ای واژه نازیبایی است، اما با این وجود،در برگیرنده یک ضرورت مفهومی است که به طور فزاینده ای در حال اهمیت یافتن است.(Richard,1977,9) بدین معنا که سلامت و حتی بقای دولت، نه به تقویت کردن شرایط ایستا، بلکه به وفق یافتن با پیشرفته ترین و موفق ترین عملکردها در نظام بین الملل وابسته است و شکست نسبت به این سازگار شدن، یا حتی کندی نسبی در انجام چنین کاری، کاهش پایدار قدرت و افزایش پایدار در آسیب پذیری معنا خواهد داد.(Buzan,1994,91) این روندی نیست که خاص قرن بیست و یکم باشد، بلکه کشورها همواره برای افزایش کارایی خود و بهره گیری از بهترین شرایط در چهارچوب تعامل با دیگران تلاش کرده اند.

همکاری کشورهای تولید کننده انرژی (نفت و گاز ) نیز در تامین و عرضه آن به مقدار کافی برای مصارف آینده، شرط لازم در تحقق امنیت عرضه برای کشورهای صنعتی پیشرفته است. و همکاری نکردن کشورهای تولید کننده انرژی برای تنظیم بازار، کشورهای صنعتی پیشرفته را با عدم امنیت عرضه انرژی در آینده رو به رو خواهد کرد.

راهبرد مصرف کنندگان بزرگ و شرکت های نفتی بین المللی در مقابله با احتمال به خطر افتادن امنیت عرضه نفت خام، به کارگیری سیاست تنوع بخشی به عرضه نفت خام بوده است تا بتواند وابستگی شدید خود را در کوتاه مدت و میان مدت به عرضه انرژی به نحو رضایت بخش کاهش دهنده، در حالی که به کارگیری این راهبرد به تنهایی کارساز نیست و افزایش سرمایه گذاری این کشورها در حوزه نفت در کشورهای در حال توسعه و دارنده نفت و گاز می تواند امنیت انرژی را در آینده افزایش دهد.

رویکردی که به بهترین وجه کارآمد خواهد بود، نوعی از دیپلماسی است که با تمرکز بر مذاکره، آن هم با اولویت قائل شدن برای شیوه چند جانبه گرایی به جای رویکرد گرایی و تعامل مثبت با تمامی طرف های بازی در نظام اقتصاد سیاسی جهانی و اعتقاد به همکاری دسته جمعی که تنها رویکرد عملی برای مواجهه با مشکلات و معضلات جهانی به شمار می رود، منافع ملی و امنیت ملی را همسو با منافع و امنیت جهانی دنبال کند.(پوراحمدی، 1386، 161)

بنابراین اگر اجماع نظر نسبت به ضرورت همکاری دسته جمعی را برای رفع نیازی مشترک، مرحله ابتدایی وابستگی متقابل تلقی کنیم، آنگاه رویکرد نهادگرایی جدید لیبرالیسم را می توان به عنوان چارچوبی برای ایجاد نهادی بین المللی در راستای فراهم مردن فضای گفتگو میان صادرکنندگان و واردکنندگان دانست که در جایگاه رویکردی به حفظ صلح و امنیت بین المللی، با علم به اینکه کارکردهایی که توسط کشورها در تعقیب امنیت انرژی دنبال می شود، بخشی از برهم کنش گسترده تر و پیچیده تر در میان سیاست های داخلی، سیاست خارجی و سیاست بین المللی است که با تاکید بر ضرورت تعقیب امنیت انرژی در چشم اندازی چند جانبه و گاه جهانی دنبال می شود، کار می کند. (مختاری هشی، نصری،پیشین ،111)

مسائل در حال ظهور امنیت انرژی

مولفه های سنتی امنیت انرژی – عرضه منابع، مراکز تقاضا، جغرافیای سیاسی و ساختار بازار- با ملاحضات جدیدی پیوند خورده است. این ملاحضات عبارتند از: در هم تنیدگی اقتصاد جهانی، سیستم های زیر ساخت انرژی، نگرانی از تغییرات ناگهانی آب و هوا، نوآوریهای تکنولوژیک و افزایش فشار از جانب ذینفعان.

نفت که از مرزهای مختلف از طریق خط لوله، خطوط ریلی، تانکرهای نفتی و کشتی انتقال یافته است بعنوان یک کالای جهانی برای دهه ها بوده است. همانطور که قبلا ذکر گردید گاز نیز تبدیل به یک کالای جهانی شده است. خطوط بین الملی لوله گاز طبیعی کشورهای مختلف را در عرصه گیتی بهم متصل کرده است. این اتصال میان کشورها این فرصت را برای همکاری ها در زمینه انرژی فراهم آورده است اما در مقابل بدلیل وابستگی متقابل اقتصادها، آنها را با خطرات دو چندانی مواجه کرده است.

1-اختلالات در عرضه

در زمان اختلال در عرضه در آمریکای شمالی بدلیل طوفان کاترینا و ریتا در هم تنیدگی زیر ساخت های اقتصادی بواضح مشخص گردید. انتقال تولیدات نفت و گاز بدلیل متوقف شدن کمپرسور ها که ناشی از قطع برق بود، امکان پذیر نبود. پالایشگاهها که وابسته به شبکه برق بودند قادر به از سر گیری فعالیت خود تا زمان قطع بودن برق نبودند. در برخی موارد نه خطوط ثابت تلفن و نه تلفن همراه بدلیل قطع اتصالات الکترونیکی قادر به کار نبودند. صنعت انرژی با زیر ساخت ها ارتباط تنگاتنگی پیدا کرده است بطوریکه خطرات تروریسم آن را به شدت تهدید می کند و در آن تاثیر گذار است. لذا این ارتباط نیاز به بررسی مجدد دارد.

اتحادهای ژئوپلیتیک همراه با منابع عرضه و مراکز تقاضا تغییر می کنند. بخش نفت و گاز روسیه ارتباط تنگاتنگی با اروپای غربی و آسیای شرقی پیدا کرده است. گسترش روسیه، دریای خزر و اروپای غربی منجر به ارتباط جدید سیاسی و اقتصادی شده که مستلزم ادغام هرگونه دیالوگ در رابطه با امنیت انرژی شده است.

2-تغییرات آب و هوا

نگرانی تغییرات آب و هوا بر برداشت های امنیت انرژی تاثیر گذارده است. هدف از تنوع و گوناگونی سازی منابع نفتی با تمایل به تنوع سازی تمام منابع ، دستیابی به امنیت انرژی و نگرانیهای زیست محیطی بوده است. با این وجود به نسبت دهه 1970 سوخت های متنوع دیگری بعنوان انتخاب در دسترس می باشند. بعنوان مثال انرژی بادی در برخی بازارها در حال رقابت می باشد و در برخی دیگر بعنوان راهی جهت کاهش هزینه ها مورد استفاده واقع می گردد. سلول های فوتووالتایک بطور متوسط رشد سالانه 43%در طول 5 سال گذشته را تجربه کرده که نتیجه آن 1195مگا وات تولید برق در سال 2004 بوده است. نیروی هسته ای بعنوان یک رنسانس مورد تجربه واقع گردیده است. شرکتهای قدرتمند تولید برق ایالات متحده و شرکای آنها گامهای اولیه را برای توسعه راکتورهای جدید هسته ای برداشته اند. ((Cambridge Energy Institute, 2006,35-38

3-امنیت انرژی و تغییر قواعد مدیدیت

قواعد تجارت انرژی در طول زمان تغییر کرده است. در نیمه دوم قرن بیستم کشورهای صادر کننده نفت پس از اینکه شرکت های نفتی جایگاه مرکزی و استرتژیک خود را بواسطه ملت سازی و ملی کردن صنایع نفتی از دست دادند مدعی اعمال حق حاکمیت بر صنایع نفتی خود شدند. این روند در آمریکای لاتین و کشورهای عربی آغاز گردید. ادعای حاکمیت دائمی کشورهای اوپک با توجه به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر حاکمیت اوپک برمنابع طبیعی در همین راستا قابل ارزیابی می باشد. (Mommer, 2000, 26) سه جریان عمده در طول تاریخ فعل و انفعالات مصرف کنندگان و تولیدکنندگان را تغییر داده است. اولین مورد در زمان تسلط شرکت های نفتی بر این صنایع بود این رابطه بواسطه قائل شدن نقش فعال تر برای کشورهای تولید کننده انرژی، تغییرات عمده ای کرد که در غالب تاسیس OPEC انعکاس یافت. در واکنش به این واقعه از جانب مصرف کنندگان انرژی شاهد تاسیس سازمان بین الملی انرژی می باشیم. جریان دوم در زمان بحران نفتی دهه 1970 شکل گرفت. چیزی که بعنوان جریان سوم در دهه 1990 قابل مشاهده می باشد ورود ساختارهای توسعه یافته حکومتی کشورهای مصرف کننده بویژه کشورهای اروپایی در کشورهای تولید کننده نفت و گاز طبیعی می باشد. در جریان سوم تغییرات شگرفی در اقتصاد سیاسی بین الملی انرژی قابل مشاهده می باشد.این تغییرات بواسطه فروپاشی اتحاد شوروی سابق و گشایش بازارهای جهان در نفت و گاز قابل دسترس کشورهای حوزه خزر می باشد,مساله ای که در سالهای اخیر مجددا آشکار گردیده حاکم شدن انرژی در تنش میان تسلط مبتنی بر بازار و حکوت قوانین سازمانها از یک طرف و تسلط دولت محور و قدرت مبتنی بر جغرافیای سیاسی از طرف دیگر می باشد. مولفه دوم دلالت بر افزایش نفوذی که توسط هژمونی سازماندهی شده و منجر به ایجاد بلوکهای منطقه ای گردیده، دارد(Clingendael International Energy Programme, 2004)

راهبرد این بلوکها ادره چندجانبه امور با هدف مدیریت وابستگی متقابل مبتنی بر اعمال مساوی مقررات برای تمام اعضا و دسترسی به منابع و سرمایه گذاری های محدود و مناسب توسط مکانیسم بازار همراه با مشارکت قدرتمند شرکتهای خصوصی می باشد. با این حال مدیریت وابستگی متقابل همواره یکی از انگیزه های عمده برای شرکت در طرح های اداره چند چانبه امور و توافق بر سر یک رژیم بین المللی می باشد. لذا نتیجه ای که در رابطه با امنیت انرژی می توان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید