مقاله علوم سیاسی درباره نفت، تجاری، چینی، دولت، انقلاب

ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن ﻧﮕﺮاﻧﻲ آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲﻫﺎ را ﺑﻪدﻧﺒﺎل داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. (همان، 187)

پیشینه رابطه ایران و چین

به استناد منابع تارخی در زمان سلطنت مهرداد دون، شهریار بزرگ اشکانی، روابط میان ایران و چین برقرار شد. پس از آن در دوره ساسانیان روابط ایران و چین توسعه و گسترش بیشتری یافت و دو ملت مناسبات صمیمانه تری با یکدیگر برقرار کردند. در این دوران رفت و آمد سفرا و نمایندگان سیاسی و همچنین جهانگردان و زائران بودایی چین به ایران و ممالک همجوار آن فزونی گرفت و نام ایران و ایرانی در چین و در اسناد و مدارک چینی ها بیشتر برده شد. با سقوط ساسانیان، روابط ایران و  چین گرچه محدودیت هایی به خود دید، اما همچنان تداوم یافت. در دوره فرامانروایان مغول که حوزه تسلطشان از شرق تا غرب آسیا را در بر می گرفت و بر چین نیز حکمرانی می نمودند، روابط ایرانیان با چینیان گسترش بیشتری یافت. در زمان صفویه و بعد از آن نیز مرودات میان ایران و چین ادامه پیدا کرد و کالاهای چینی به خصوص ابریشم از چین به ایران حمل می شد و از ایران به کشورهای غربی انتقال می یافت و به فروش می رسید.(شریعتی نیا،1388، 20)

در دوره افشاریه و زندیه نیز، روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران و چین کمابیش ادامه یافت. اما در عهد قاجار، دو کشور چندان توجهی به یکدیگر نداشتند و روابط دو جانبه به بی رمقی افتاد که عمدتا به دلیل مسائل و مشکلات دو کشور در عصر استعمار بود. سردی روابط در این دوران به حدی بود که در اواخر آن، به علت عدم توجه حکومت مرکزی به بازرگانی خارجی، تاجران ساکن جنوب ایران بدون اتکا به دولت مرکزی با کشورهرهای مختلف ارتباط تجاری داشتند. بازگانان عمده بعضی از شهرها مانند شیراز، یزد، بهبهان و بوشهر در شهرهایی مانند شانگهای دارای تجارتخانه بودند. بنیاد روابط دو کشور در قرن بیستم به سال 1299 برمی گردد، در این سال نخستین گام در جهت تجدید روابط دو کشور با انعقاد یک عهدنامه مودت کنسولی و قضایی که در رم به امضا رسید برداشته شد.

در سال 1933 دولت ایران در شهر بندی شانگهای کنسولگری دایر کرد. در جنگ جهانی دوم ایران حفاظت از منافعش را در سال 1320 ابتدا به هلند و سپس به ترکیه واگذار کرد.(میرعابدینی، 1372، 62)

این رابطه بار دیگر در سال 1321 در زمان حکومت جیان کای شک برقرار شد. در دوران سلطنت پهلوی دوم، جمهوری خلق چین به شدت با شاه به مخالفت برخاست و از سیاست های داخلی و روابط ایران با آمریکا انتقاد کرد. در زمان ملی شدن صنعت نفت و فعالیت های گسترده حزب توده که طرفدار شوروی بود، چین از این نهضت و نیز حزب توده حمایت می کرد. در این مقطع با محکومیت کودتای 28 مرداد 1332 توسط چین، شکاف عمیقی بین دو کشور پدید آمد که به دوران بدبینی ایران نسبت به چین معروف شد. دوران سردی روابط دو کشور دیری نپائید و ایران در دهه 1960 به تدریج علاقه و تمایل خود را به داشتن روابط دوستانه با چین ابراز کرد. این ابراز علاقمندی با پاسخ مثبت چینی ها مواجه شد و موجب برقراری دو کشور در ابتدای دهه 1350 شد. از این مقطع تا سال 1357 و وقوع انقلاب اسلامی، روابط دو کشور رو به گسترش رفت. دو کشور به تبادل هیات های بلند پایه پرداختند و مناسبات اقتصادی نیز رو به رشد گذاشت. اما این مناسبات به دلایل مختلف از سرعت و رشد مطلوبی تا وقوع انقلاب اسلامی برخوردارد نبود.(همان، 305)

پس از استقرار جمهوری اسلامی، روابط دو کشور به سرعت رو به گسترش و تعمیق نهاد زیرا اولا در نوع نگاه دو کشور به جهان همپوشی های مهمی پدید آمد و ثانیا منافع اقتصادی مشترک رو به فزونی نهاد. تبادل منظم هیئت های سیاسی بلند پایه و به ویژه افزایش سریع حجم مبادلات اقتصادی دو کشور در این دوران، نمادهای اصلی برقراری پیوندهای نزدیک به شمار می آیند. در این میان، روابط تجاری و اقتصادی دو کشور در دوران پس از انقلاب از اهمیت افزون تری برخوردار است. گرچه روابط تجاری دو کشور از سابقه بسیار کهن و تاریخی برخوردار است و رفت و آمد بازرگانان ایرانی به چین از حدود سه هزار سال پیش تا کنون ادامه داشته و یکی از مهم ترین عوامل پیوندهای تجاری و فرهنگی دو کشور به شمار می آید با این وجود در دوران قبل از وقوع انقلاب در ایران، حجم مبادلات تجاری دو کشور چندان قابل ملاحظه نبود..

اما در دوران پس از انقلاب روابط اقتصادی دو کشور به سرعت رو به گسترش و تعمیق گذاشت که افزایش تصاعدی حجم مبادلات تجاری دو کشور آشکارترین نمونه آن به شمار می آید. این افزایش به ویژه در دهه اخیر چشمگیر است. حجم تجارت دو کشور از 448 میلیون دلار در سال 1994 به 48/2 میلیارد دلار در سال 2000 و به 20 میلیارد دلار در سال 2008 رسیده است. بر این مبنا می توان گفت که حجم روابط تجاری دو کشور در طول یک دهه گذشته بیش از 20 برابر شده است.(شریعتی نیا، پیشین، 23-22)

البته حجم مبادلاتی که ذکر آن رفت، مبادلات رسمی است. علاوه بر این مبادلات سالانه حجم قابل توجهی از کالاهای چینی از طریق امارات عربی متحده وارد ایران می شود که آمار دقیقی از حجم و ارزش آنها در دست نیست.

در این میان بخش قابل توجهی از افزایش صادرات ایران به چین به دلیل افزایش قیمت نیز حجم نفت صادراتی بوده است. علاوه بر نفت خام، محصولات پتروشیمی نیز از اقلام مهم صادراتی ایران به چین به شمار می آید. سایر محصولات صادراتی ایران به چین را کلوخه های کانی نظیر سنگ آهن، چدن، کرومیت، سنگ های ساختمانی (به صورت کوپ) و خشکبار تشکیل می دهند. همچنین برخی اقلام دامی و شیلاتی ایران نیز به طور غیر مستقیم به ویژه از طریق هنگ کنگ به چین وارد می شوند.

از دیگر سو، عمده ترین اقلام صادراتی چین به ایران را فناوری، انواع ماشین آلات و ماشین افزار مکانیکی و الکترونیکی، منسوجات، مواد شیمیایی، تجهیزات مختلف حمل و نقل (کشتی، لوکوکوتیوهای مترو و هواپیما) و قطعات مربوط به آنها، کانی های غیر فلزی و محصولات وابسته به آن و … می باشد. به علاوه برخی کالاهای مصرفی دیگر نظیر کفش، البسه و اقلام تزئینی که در بازار ایران به وفور یافت می شوند نیز از جمله کالاهای وارداتی از چین هستند که عمدتا به صورت قاچاق وارد کشور می شوند. برخی از مهم ترین پروژه هایی که با همکاری شرکت های چینی در ایران انجام و یا در دست مذاکره می باشند عبارتند از: متروی تهران، خط متروی کرج – هشتگرد، ساخت تجهیزات نیروگاه های آبی کارون 3، مسجد سلیمان،کرخه و نیروگاه برق آذربایجان، نیروگاه حرارتی شازند اراک، احداث چندین کارخانه سیمان در شهرهای مختلف، ایجاد خط تولید شیشه شناور، ساخت چند فروند کشتی باری فله بر چند منظوره، همکاری های وزارت صنایع و معادن در بخش فلزات غیر آهنی، ساخت چند فروند نفت کش 300 هزار تنی، خط لوله نفی نکا – ری، احداث کارخانجات کربنات سدیم، پودر ملامین، روی، مس خاتون آباد، کارخانه مس سونگن، کارخانه فروکروم، کارخانه ورق کاغذ قشم، کک سهند، سد سیمره، سد ملاصدرا، سد طالقان، بخشی از پالایشگاه تهران و تبریز برای سواپ نفت آسیای مرکزی، لرزه نگاری میادین نفتی، حفر چاه نفت در میدان نفتی زواره کاشان، حفاری چندین حلقه چاه گاز، توسعه برخی میادین نفتی، بخشی از آزاد راه تهران شمال و راه آهن تهران – هشتگرد.(همان، 25)

روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و چین

سیر پرشتاب روابط ایران و چین در سال های اخیر، دیدگاه و نظرات مختلفی را پیرامون ظرفیت ها، محدودیت ها و چهارچوب روابط و نیز آینده آن پدید آورده است. در ادامه این بخش تلاش می کنیم حوزه های ظرفیت ساز روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و چین را مورد بررسی قرار دهیم. از منظر نویسنده، حوزه انرژی مهم ترین حوزه ظرفیت ساز بخش اقتصادی روابط دو کشور است که با تأکید بر تعاملات دو کشور در نظام بین الملل پس از 2001 مورد بررسی قرار می گیرد.

الف ـ نقش انرژی در روابط ایران ـ چین

بی شک، چین در میان کشورهای آسیایی با داشتن بالاترین مصرف و نرخ رشد مصرف و همچنین برخورداری از سریع ترین رشد اقتصادی، نگرانی های جدی تری در قبال تضمین تأمین انرژی مورد نیاز اقتصاد خود دارد، زیرا دستیابی به منابع انرژی عاملی اساسی در تضمین تداوم توسعه اقتصادی به مثابه انتخاب استراتژیک چین است. رشد اقتصادی سریع چین در سال های اخیر، افزایش سریعی در مصرف انرژی این کشور موجب شده است. به عنوان مثال ،مصرف نفت این کشور بین سال های 1995 تا 2008 یعنی یک دهه بیش از دوبرابر شده و به 05/8 میلیون بشکه در روز رسیده است. رشد مصرف چین به قدرت صورت گرفت که این کشور در سال 2003 با پیشی گرفتن از ژاپن به دومین مصرف کننده نفت در جهان تبدیل شد. در سوی دیگر ایران به عنوان چهارمین کشور دارای ذخایر نفتی و دومین کشور منابع گازی و نیز موقعیت ارتباطی این دوکشور بین دریای خزر و خلیج فارس همواره مورد توجه چین می باشد.

در حقیقت دو کشور ایران و چین در دو سوی آسیا از نظر اقتصادی مکمل یکدیگر قلمداد می شوند. کشور چین روز به روزنیاز بیشتری به مصرف انرژی دارد و ایران نیز به نوبه خود یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان نفت و گاز است. از نظر دو طرف، امنیت انرژی و امنیت تولید و عرضه آن بسیار مهم است. شاید بتوان ادعا نمود در آینده نه چندان دور، امنیت تولید و عرضه نفت و گاز تا حد زیادی در گرو همکاری های راهبردی ایران و چین است. همچنین چین برای توسعه خود نیاز به انرژی پاک دارد و این انرژیپاک تا حد زیادی در گرو مصرف گاز است که ایران یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان عمده آن است. پس می توان گفت سال های آتی، سال های مشارکت طلایی ایران و چین است.

همکاری های ایران و چین در بخش انرژی با امضای تفاهمنامه مهم همکاری های بین دو دولت نهایی شده است. در سند تفاهم شده میان دو دولت موارد مهمی از جمله محورهای زیر قرار دارد:

همکاری های بلندمدت ایران و چین در زمینه نفت و گاز؛ بدین معنی که همکاری های دوطرف در عرصه همکاری های انرژی 25 تا 30 ساله خواهد بود و جریان صادرات نفت ایران به چین و خرید نفت توسط چین از ایران به صورت بلندمدت تضمین گردید. خرید سالانه ده میلیون تن گاز طبیعی (LNG) از ایران، واگذاری بازار ده میلیون تنی گاز مایع به ایران از سوی چین یک تصمیم راهبردی تلقی می شود و در صورت توافق شرکت های دو طرف، این صادرات از یکی از یکی دو سال آینده آغاز و تا 25سال ادامه خواهد داشت (شریعتی نیا، 1386،  667). همچنین دولت ایران با واگذاری امتیاز توسعه یکی از میدان ها یبزرگنفتی خود را به چین واگذار نماید. این تصمیم برای دو طرف از اهمیت زیادی برخوردار است و شرکت های نفتی چین با این تصمیم ضمن دسترسی به چاه های استراتژیک منطقه نفتی خلیج فارس، به میدان رقابت بین المللی پای خواهند گذاشت. سوی دیگر دو کشور درباره ساخت لوله ای به طول 620 مایل در خاک ایران برای اتصال خطوط نفت قزاقستان و چین از طریق دریای خزر به توافقات مقدماتی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید