مقاله علوم سیاسی درباره دولت، سیاسی، اجتماعی، جوامع، استبداد

ر فیلتر بودن بسیاری از سایت های خبری و تحلیلی تاریخی- سیاسی که به گونه ای در افت کیفیت پژوهش تأثیر گذاشت.

 

 

 

11-1 اصطلاحات یا واژگان

1-11-1 دولت ملت (Nation- State)

 نوع خاصی از دولت ویژه ی جهان مدرن است که در آن یک دستگاه سیاسی در قلمروی ارضی معینی دارای حق حاکمیت است و می تواند این حق را با قدرت نظامی پشتیبانی کند. در نوع دولت، جمعیت کشور شهروند محسوب می شوند. ملت- دولت یا ملت کشور شکل خاصی از دولت سازی است که مشروعیت خود را از اعمال حاکمیت به نام یک ملت در واحد سرزمینی دارای حاکمیت کسب می کند. وبر ملت – کشور را «ساختار سیاسی دارای حق انحصار اعمال اقتدار مشروع در سرزمینی مشخص» تعریف کرده است. ملت کشور پدیده ای مدرن است که عقلانی شدن ساختارهای گوناگون اداری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن را از ساختارهای سیاسی پیشین مانند امپراطوری ها و حکومت های قبیله ای متمایز می کند. ملت- دولت یا ملت – کشور مفهومی است که به عنوان یک نمونه آرمانی به حل بحرانهایی نظیر بحران هویت، بحران سرزمینی، بحران دخالت بیگانگان، بحران مشارکت شهروندان، بحران توسعه اقتصادی و آموزشی و… در فرایند پیدایش ملت- کشور اشاره دارد.

در این تحقیق منظور از دولت ملت دولت ملتی مدرنی است که رضا خان تأسیس کرد.

2-11-1 ناسیونالیسم (Nationalism)

 در لغت ترکیب شده از دو کلمه یکی، معنای ناسیون یعنی متولد شدن گروهی از مردم در یک مکان است و دوم اسم به معنای شناختن است این دو معنا تداعی در ایدئولوژیک بودن ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم یا ملی گرایی به اصالت دادن به تعلقات قومی و ملی تعریف شده است انسان به جهت بارهای از تعلقات از قبیل سرزمین، زندگی مشترک، خون و نژاد و مانند آن خود را از دیگران جدا شمرده و به قوم خاصی احساس تعلق می کند و توجه خود را به تأمین ملی حتی اگر مستلزم زبان دیگران هم باشد معطوف می گرداند.

داریوش آشوری می نویسد:«نوعی آگاهی جمعی است یعنی آگاهی به تعلق به ملت. این آگاهی را آگاهی ملی می خوانند. آگاهی ملی اغلب پدیدآوردنده حس وفاداری و شور دلبستگی افراد به عناصر تشکیل دهنده ملت (نژاد،زبان، سنتها و عادت ها ارزشهای اجتماعی و اخلاقی و به طور کلی فرهنگ) و گاه موجب بزرگداشت مبالغه آمیز از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملتها می شود. ناسیونالیسم ایدئولوژی است که «دولت ملی» را عالی ترین شکل سازمان می داند. (آشوری،319، 1387)

در این پژوهش منظور از ناسیونالیسم پان ایرانیسمی است که رضاخان تأسیس کرد.

3-11-1 استبداد یا قدرت مطلقه (Absolutism)

ساخت سیاسی است با این ویژگی ها : الف)نبودن حدودسنتی یا قانونی برای قدرت حکومت ب)وسعت دامنه قدرت خود سرانه ای که به کار برده می شود. از قرن شانزدهم به بعد استبداد در اروپا صورتی تازه یافت و آن زمانی بود که دولتهای ملی و شاهان در برابر قدرت پاپ قد برافراشتند و استبداد پادشاهی به صورت یک آرمان سیاسی درآمد و این آرمان که بر پایه ی نظریه ی قدرت مطلق شاه قرار دارد که ناشی از فرمانفرمایی شاهانه و قدرت برین دولت است، دولتهای ملی را یگانه کرد و به صورت تازه ای سازمان داد. جمله ی معروف لویی چهاردهم که گفت «من دولتم» نشانه همان استبداد شاهانه کلاسیک است. نظام استبدادی در جامعه های شرقی اساساً از نوع خدایگان سالاری بوده است. (آشوری، 25، 1387)

در این پژوهش منظور از استبداد، قدرت مطلقه رضاخان است.

4-11-1 قومیت

گروهی از انسان ها است که اعضای آن دارای ویژگی های نیایی و اصل و نسبی یا مشترک هستند. همچنین گروههای قومی اغلب دارای مشترکات فرهنگی، زبانی ، رفتاری و مذهبی هستند که ممکن است به آبا و اجدادشان برگردد و یا بر اساس عوامل دیگری به وجود آمده باشد. بنابرین یک گروه قومی می تواند یک جامعه فرهنگی نیز باشد. قوم در جوامع برده داری و فئودالی نوعی دیگر از اشتراک فردی است که دارای پیوندهای خونی هستند و سرزمین و زبان و فرهنگ مشترک دارند ولی این اشتراک هنوز به اندازه کافی پایدار نیست و در مقیاس کشوری نیز اشتراک اقتصادی هنوز کامل نیست.

در این پژوهش بیشتر قومیت های گیلان و خوزستان مد نظر می باشد.

 

 

 

 

فصل دوم

چهارچوب نظری

گفتمانهای سیاسی در ایران با تأکید بر گفتمان دولت مطلقه

 

 

 

 

 

 

 

1-2 پیشگفتار

پیرامون چگونگی پیدایش و تکوین دولت و ماهیت و پایگاه اجتماعی آن و همچنین نوع رابطه ای که دولت ها با نیروهای اجتماعی دارند، نظرات متعددی توسط علمای علوم اجتماعی ساخته و پرداخته شده است. گروهی از نظریه پردازان دولت را کاملاً وابسته به گروه یا طبقه خاصی می دانند و برای دولت ماهیتی کاملا ً وابسته فرض می نمایند. از دیدگاه کارل مارکس دولت کارگزار و تأمین کننده منافع و مقاصد طبقه ی حاکم سرمایه­داری و صرفاً روبنایی است در جهت تحقق برنامه ها و منافع اقتصادی. از دیدگاه نگرش انتقادی کارل مارکس، فیلسوف آلمانی دولت مدرن را باید به عنوان حاصل عقلانیت نظام مدرن غرب در راستای سلطه طبقه بروژوازی تلقی کرد. در عین حال او بین ساختار جوامع غربی با جوامع شرقی فرق قائل است. در واقع دو نوع الگوی متفاوت از توسعه و رشد جوامع و شیوه ابزار تولید را مطرح می سازد که از پویایی درونی این جوامع سرچشمه می گیرد. در الگوی سرمایه داری غربی، جامعه به خاطر ویژگی پویای درون جامعه­ای و مبارزه ی مستمر طبقاتی از مرحله برده داری به فئودالیسم و سپس سرمایه داری گذر کرده، ولی در جوامع شرق به دلایل مختلف از جمله کمبود آب وجود واحدهای پراکنده روستایی، بی اعتباری مالکیت خصوصی و شکل گیری انباشت سرمایه به نفع دولت، شاهد تشکیل دولتی متمرکز هستیم که خدمات و کارهای عمومی جامعه را یک طرفه سروسامان می داد. (بشیریه،جلد 1، 163 و 164 ، 1378)

در کنار نظریات مارکسیستی یا چپگرا، طیف وسیعی از نظریات وجود دارند که به نحوی به بررسی تناقضات و ابهامات موجود روابط بین دولت و جامعه پرداخته اند. از جمله ماکس وبر قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی را دو مقوله جداگانه تلقی می کند و برخلاف کارل مارکس که در مطالعه تاریخ و پیدایش دولت صرفا ً بر یک عامل اقتصادی تأکید می ورزید، بر آن بود که باید عوامل گوناگونی چون عوامل سیاسی و نظامی را در کنار عامل اقتصادی مورد توجه قرار داد. وبر دولت را به عنوان محصول عقلانیت غربی معرفی میکند که از طریق کارکردهای مترقیانه طبقه بروژوازی جامعه را به کمال می رساند. (بشیریه، 97، 1387)

طیف دیگری از نظریات که توجه کمتری به تعارض دو حوزه عمومی و خصوصی نشان داده و آن دو را سازگار با یکدیگر می دانند، دارای گرایش کثرت گرایانه بوده ، در برابر نظریات مارکسیستی و پلورالیستی بر وحدت گروه حاکمه تأکید می ورزند. از این دیدگاه دولت به هیچ وجه وابستگی طبقات خاصی نداردو از استقلال کافی برخوردار است. تکثر گرایان که پیدایش دولت را در صورت بندی خاص سرمایه داری مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند، استقلال دولت را در گروی تکثر منافع قدرت و قائل به تمایز میان جامعه و دولت، یعنی مجموعه ای از قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه مجریه می باشند. طبق این نظریه از گروه و طبقه ی خاصی حمایت نمی­شود بلکه همه نیروها و طبقات اجتماعی به طور یکسان از حمایت دولت برخوردارند.(ازغندی،18،1385)

حال باید به این سؤال پاسخ دهیم که کدام یک از این دیدگاهها با سنخ دولت در ایران در گذشته مطابقت دارد. تجارب تاریخی جوامع مختلف به ما می آموزد که برجسته کردن یک عامل از عوامل متعدد و طرح نظریات عام و تعمیم شرایط خاص یک جامعه به جوامع دیگر به درک چگونگی پیدایش، ماهیت و به ویژه نوع ارتباطی که بین دولت و نیروهای اجتماعی وجود دارد کمک چندانی نمی کند. به عبارت دیگر بدون توجه به ویژگی های اجتماعی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی و روانی که شاخص یک جامعه اند، درک و شناخت دولت ، نظام سیاسی و کلاً پدیده های سیاسی امکان پذیر نخواهد بود.همانگونه که در مورد پیدایش دولت، ماهیت و کارکرد آن به طور عام آراء و نظرهای بسیار متفاوتی مطرح شده، این داوری چندگانه در مورد دولت در ایران نیز صادق است. در واقع میان علمای علوم اجتماعی، در مورد دولت همانند سایر اصطلاحات اجتماعی-سیاسی اجماع نظری وجود ندارد. اغلب صاحب نظران مسائل ایران بر نقش اساسی و تعیین کننده دولت در غیاب نیروهای موثر اجتماعی تأکید دارند و دلایل گوناگونی را برای این نقش مسلط و منحصر به فرد برمی شمارند. (ازعندی، 18، 1385) بنابرین، شناسایی ماهیت و سیاست و حکومت چنین دولتی، بسیاری از مسائل موجود در جامعه ایرانی را توضیح خواهد داد. در این راستا مدل های گوناگونی از دولت و حکومت در ایران ارائه شده اند. از جمله مهمترین و شناخته ترین این مدل ها که مقبولیت بیشتری دارند به مدل دولت تحصیلدار(رانتیر)، دولت استبداد شرقی، دولت شبه نوگرای نفتی و ورا طبقاتی، دولت مطلقه مدرن، دولت پاتریمونیال می توان اشاره کرد. در این فصل چهار دیدگاه را از جمله پاتریمونیال، شیوه تولید آسیایی، دولت تحصیلدار به صورت خلاصه مورد بررسی و تعریف قرار می گیرند و سپس دیدگاه دولت مطلقه که چارچوب نظری تحقیق مارا مشخص می کند و پژوهشگر بر اساس این پی بنا راه پژوهش را هموار می کند به صورت مفصل تعریف و بررسی خواهد شد.

2-2دیدگاههای تأسیس دولت

1-2-2 شیوه تولید آسیایی/ نظریه استبداد شرقی

تعداد زیادی از پژوهشگران و صاحب نظران مسائل سیاسی و اجتماعی سعی می کنند چگونگی، ایجاد، ماهیت و کارکرد دولت ها را با بهره گیری از شیوه تولید آسیایی توضیح دهند. ریشه این تفکر را در نوشته های کسانی که به بررسی تأثیر شرایط جغرافیایی بر نظام اجتماعی و طبعاً بر نظام سیاسی پرداخته اند، می توان یافت. ارسطو، نیکولو ماکیاولی، دیوید هیوم و شارل لویی.د.مونتسکیو هر یک به نوعی علل فقدان فئودالیسم یا نبود ترتیبات اجتماعی- اقتصادی مناسب در جوامع مختلف را در چارچوب یک حوزه مستقل به عوامل محیطی و یا سنت های استبداد شرقی نسبت می دهند.ارسطو در رساله هفتم کتاب «سیاست» نظریه ای را در خصوص روابط بین آزادی و سیاست با اوضاع اجتماعی و اقلیمی می پروراند. او می گوید:

«مردم سرزمین های سردسیر، به ویژه در اروپا بیشتر دلیر اما کم هوش و کم هنرند و اگرچه بالنسبه آزادی خود را همچنان نگه داشته اند دارای سازمان سیاسی نیستند و بر فرمانروایی بر همسایگانشان ناتوانند. آسیاییان هوشمندتر و هنرمندترند اما از دلیری بی بهره اند و از این رو همیشه به حال بندگی و فرمانبرداری بسر می­برند.» (عنایت،297، 1358)

ماکیاولی تفاوت بین دولتهای شرقی و غربی را مورد توجه قرار داده است. او در کتاب «شهریار» با توجه به شرایط زیستی و نوع حکومت ها و چگونگی اعمال قدرت پادشاهان بین شاه عثمانی و شاه فرانسه تفاوت قائل است. چند سده بعد دیوید هیوم

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید