Menu

مقاله علوم سیاسی با موضوع خلیج، جنگ، سیاست، عربی، کویت

0 Comment

توان آن را ثروتمندترین کشور معرفی کرد و بالاترین شاخص توسعه انسانی بین کشورهای جهان عرب را دارامی باشد.

قطردر مقایسه با سایر شیخ نشین های منطقه چون كویت، بحرین و امارات، در تصمیم گیری در امور خارجی خود كمتر مواجه با عدم قطعیت ها و بی ثباتی ها است. زیرا توانسته است با استفاده از در آمدهای سرشار نفتی یك نوع پشتوانه اقتصادی محكم برای خود بسازد و از طرف دیگر چون در مقابل كشورهای دیگر منطقه، مثل عربستان از لحاظ امنیتی آسیب پذیر است باعث شده كه دولت قطر در تامین امنیت خود به فرا سوی منطقه  خلیج فارس چشم داشته باشد و كمتر در سیاست خارجی خود تغییر رویه دهد و با تعریف درست اهداف خود در سیاست خارجی ، همیشه در سیاست خارجی خود اقدامات متكبرانه ای داشته است. (امام زاده فرد،١۳٨۳ص١۳۵)

رابطه قطر با دیگر امیر نشینان منطقه مسالمت آمیز است.گرچه این ارتباط با امارات عربی متحده چندان وسیع نیست،ولی در هر حال ،این کشور به دلیل قوم گرایی عربی،هماهنگی با سیاستهای غربی و ترس ناشی از تهدیدات خارجی و داخلی ، دارای وجه اشتراک با کشورهای عربی منطقه است (علوی، ١۳٧۴ص87)

3-2-3-2 كویت

امیرنشین کویت از شمال به عراق، از جنوب به عربستان سعودی و از شرق به خلیج فارس محدود می‌باشد .کویت امیر نشینی كوچك است كه معضلات امنیتی بسیاری دارد.

در تحلیل موقعیت ژئو پولیتیکی کویت باید گفت:این کشور به دلیل وسعت کم ، از موقعیت آسیب پذیری برخوردار است.چرا که پراکندگی جمعیت و مراکز صنعتی برای این کشور فراهم نیست و دشمن می تواند به راحتی  آن را تصرف کند. آن گونه که عراق در جنگ دوم خلیج فارس چنین کرد.از سوی دیگر ،داشتن همسایگان پرقدرتی همچون ایران،عراق،عربستان همواره نوعی تهدید برای این کشور به شمار می آید و به همین دلیل ،کویت فاقد عمق استراتژیک مطلوب است. (رودباری،١۳٧۵ص41)

بخشی از تهدیدات بالفعل و بالقوه کویت ناشی از رژیم عراق قبل از سال ٢٠٠۳بود و علاوه بر آن كویت از جانب كشورهای دیگر منطقه مثل عربستان سعودی نیز تحت فشارهای امنیتی جدی قرار گرفته است . به همین دلیل در تصمیم گیری های خود پیرامون سیاست خارجی ، از تمایلات و دیدگاه های سایر كشورهای عربی خلیج فارس به خصوص كشورهای پر اهمیت شورای همكاری خلیج فارس دنباله روی می كند اما این تا زمانی است كه كوچكترین پیامد منفی علیه منافع امنیتی كویت  نداشته باشد كه در آن صورت این دنباله روی قطع خواهد شد و سیاست مستقل پیش می گیرد. (امام زاده فرد،١۳٨۳ص١۳۵)

3-2-3-3 امارات متحده عربی 

کشوری در جنوب غربی قارهٔ  آسیا و در شرق شبه جزیره عربستان، در خاورمیانه که از جنوب با قطر و عربستان سعودی، از شرق با عمان و از شمال با خلیج فارس همسایه است. امارات یکی از بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را در اختیار دارد و تولید ناخالص سرانه آن در حد ثروتمندترین کشورهای  اروپای غربی است.

اماراتمتحدهعربی اقتصادی نسبتاًپیشرفته تر نسبت به سایر كشورهای منطقه داشته و حجم بالای مبادلات تجاری در منطقه را به خود اختصاص داده است. از نقطه نظر شكل رژیم سیاسی ساختار حكومتی امارات متحد عربی ازنوعی دموکراسی و كثرت گرایی بر خوردار است این امیر نشین در سیاست خارجی خود معمولا ًبیش از سایر كشورهای عربی خلیج فارس دنبال خط مشی های سازمان های منطقه ای و بین المللی مثل شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب است و كمتر مانند سایر كشورهای عربی خلیج فارس دنبال تك روی و ابتكار درسیاست خارجی است.(امام زاده فرد،١۳٨۳ص ١۳٦)

3-2-3-4 عمان

این کشور سلطان نشین از دو بخش شمالی وجنوبی تشکیل شده که بخش شمالی آن را شبه جزیره المسندم و بخش جنوبی آن سرزمین اصی را عمان تشکیل می دهد. این کشور در منتهی الیه شرق وجنوب شرقی شبه جزیره عربستان واقع شده است(یگانه، ١۳٧۴ص1)

در تحلیل ژئو پولیتیکی عمان باید گفت :این کشور بدلیل قرار گرفتن در گذرگاه استراتژیک هرمز ، دارای یک ارزش استراتژیک است .به دلیل آنکه این کشور در منطقه خلیج فارس قرار گرفته است از منافع انرژی این حوزه از جمله نفت متابر است.ازسوی دیگر،در مسیر آبراههای حمل و نقل انرژی و کالاهای تبدیلی آسیا _ اروپا قرار دارد و دارای نقش ارتباطی است و از این نظر، مورد توجه اهداف استراتژیک قدرت های بزرگ از جمله ایالات متحده آمریکا است.(عزتی، ١۳٧٨ص101)

دولت عمان به دلیل دور بودن نسبی از دیگر كشورهای عربی خلیج فارس و پیشینه تاریخی نسبتا متفاوت با كشورهای مذبور و بافت جمعیتی و قومی متفاوت با این كشورها در تصمیم گیری سیاست خارجی، خود را تحت فشار می بیند كه گاهی اوقات در سیاست خارجی خود ساختارشكنی كند و اغلب سیاست مستقلی را دنبال كند. همان طور كه در اواسط دهه  ١٩٨٠با شوروی روابط دیپلماتیك برقرار كرد ودردهه ١٩٩٠با اسرائیل وارد گفتگو های سیاسی جهت ایجاد رابطه دیپلماتیك شد. دولت عمان می خواهد نشان دهد كه در منطقه خلیج فارس موجودیتی خاص دارد كه از موجودیت های سایر كشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی می تواندجدا باشد. (امام زاده فرد،١۳٨۳ص١۳١)

3-2-3-5 بحرین

بحرین مانند دیگر كشورهای عربی منطقه، اقتصادی تك محصول و وابسته به نفت دارد. تصمیم گیری سیاست خارجی آن در وجه غالب تحت تاثیر موقعیت بین المللی این كشور به عنوان مركز ناوگان پنجم آمریكا و گرانیگاه شركت های چند ملیتی در منطقه خلیج فارس است.

بحرین با توجه به اكثریت شیعه  آن در مقابل خاندان سنی حاكم، دولت عربی خود را در شرایطی می بیند كه باید علایق و منافع بعضاً غیر همسو  و حتی متعارف گروه های متعدد را بر آورده ساخته و یا آنها را در مقابل هم موازنه کند.در چنین شرایطی با فرایند تصمیم­گیری گام به گام و محافظه كارانه روبرو  می شود.

اصل حاكم برفرایند تصمیم گیری دولت بحرین درقبال امورخارجی ، حفظ هماهنگی با كشورهای خارجی و قدرت های بزرگ از یك سو و كشورهای عربی منطقه خلیج فارس از سوی دیگر می باشد. (امام زاده فرد،١۳٨۳ص ١۳٦)

با توجه به وضعیت های متفاوت سیاست خارجی كشورهای عربی خلیج فارس و شیوه های متفاوت در تصمیم گیری در سیاست خارجی آنها روند همگرایی میان آنها خیلی كند بوده است.

3-2-4 یک عامل و دو بحران مهم امنیتی در منطقه

بعد از جنگ سرد وتغییر در استراتژی کشورها و میل به اقتصاد محوری بار دیگر بر اهمیت منطقه خلیج فارس افزوده است. وجود منابع سرشار انرژی در کنار ساختار حکومتی سنتی و یدوی آنها بحرانهایی را در منطقه ایجاد کرده است.دولتها در رویارویی با چالشهای داخلی و خارجی ، درگیر تلاش مداوم برای سیطره بر قلمرو ملی هستند.(مویر،۱۳۷۹ص۱۹۹)

نیاز کشورهای صنعتی به منافع انرژی و مواد خام صنعتی از یک سو و نیاز به داشتن بازار فروش از سوی دیگر، برخی مناطق از جهان را دچار بحران می سازد. منطقه استراتژیک خلیج فارس هر دو ویژگی فوق را داراست بنابراین این منطقه دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد و هر تحولی در این منطقه کل جهان را دچار تنش و بحران می سازد.

ریشه بحران از واژه «Crisis» در معنای جور کردن، قضاوت، لحظه حساس مشاجره گرفته شده است. بحران به معنای تغییر ناگهانی است که در جریان یک بیماری پدید می آید و صفت ویژه آن حالت وخامت است.(بیرو، ۱۳۷۰ ص۷۳ ( بررسی بحران ها بدون شناخت کانونهای بحران امکان پذیر نمی باشد و هر بحرانی دارای منشاء و کانونی می باشد که برای حل آن باید به صورت ریشه ای عمل نمود.

بحرانها معمولاْدرفضاهای جغرافیایی شکل می گیرندو به آن فضاها«منطقه بحران»گفته می شود( احمدی، ۱۳۸۴-ص۳(

منطقه خلیج فارس پس از پایان جنگ سرد و طى دهه‌هاى اخیر ۳ واقعه بحرانی حمله عراق به ایران،حمله عراق به کویت و حمله آمزیکا به عراق  وایجاد نا امنی منطقه ای را تجربه کرده است که بطور گذرا در راستای آشنایی بیشتر آنها را مورد اشاره قرار خواهیم داد.

همه این جنگ ها  ویا به عبارتی بحرانها موجبی برای ایجاد نا امنی و عدم امنیت در منطقه شده اند . مسلما همه این تحرکات و جنگ ها را باید در چارچوب اهمیت منطقه خلیج فارس در ابعاد مختلف ژئوپلتیک ،‌ژئو استراتژیک و ژئواکونومیک آن مشاهده کرد. علیرغم این تلاش‌ها، هیچگاه ترتیبات امنیتی در منطقه خلیج‌فارس به دلیل چشم‌پوشى نسبت به واقعیت‌ها و ساختارهای موجود، به موفقیت جدی دست نیافته‌ است. (راثمل، ١۳٨٢ص ٢٩)

3-2-4-1 جنگ ایران وعراق در سال١٩٨٠

طولانی‌ترین جنگ متعارف در قرن بیستم و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام جنگ عراق بر علیه ایران بود که نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰(۳۱شهریور ۱۳۵۹) آغاز شد. پس از وقوع  انقلاب ١۳۵٧، صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت و مهمترین فرصت بود تا با اوضاع نابسامانی که حاکم بود از شر قدرت هژمون دوران نه چندان دور راحت شود و به نفع خود از این فرصت براساس سیاست تهاجمی ای که داشت بهره برداری نماید . مهمترین اختلاف مرزی دو کشور یک اختلاف کهنه بر سر وضعیت اروند رود بعنوان خط مرزی طبق قرارداد 1975بود که پنج سال بعد و پنج روز پیش از آغاز جنگ، صدام حسین این قرارداد را فسخ کرده و مدعی شد این پیمان به دلیل عدم رعایت مفاد آن از سوی ایران اعتبار خود را از دست داده است. این جنگ در نهایت پس از حدود ۸ سال در مرداد ۱۳۶۷ با قبول آتش‌بس از سوی دو طرف  خاتمه یافت.جنگ ایران و عراق از لحاظ استراتژیک یکی از مهمترین برخوردهای نظامی دوران معاصر بود، که منافع تقریباً همه کشورهای جهان را بدون استثنا تهدید کرد و تأثیر مستقیم آن بر کشورهایی وارد شد که بیشترین ذخایر نفتی جهان را داشتند. (www.fa.wikipedia.org/wiki)

در طول جنگ ثابت شد که پیروزی هر یک از دو کشور ایران یا عراق موجب برهم‌خوردن ثبات و توازن قوا در منطقه خواهد شد به همین دلیل ابرقدرت‌ها کوشیدند تا هیچکدام از این دو کشور پیروز نشوند و هر دو را با زخم‌هایی عمیق و طولانی رها کنندتا موازنه در منطقه برقرار شود چرا که عدم توازن باعث ناآرامی و بی نظمی های زیادی می شد و بحث هژمونیک عربستان به عنوان یک عامل داخلی  که به جد در صدد تثبیت و حفظ آن بود به خطر می افتاد که سیاستهای شورا که تقریبا مورد اشاره قرار خواهد گرفت خود نشان از حفظ سیاست موازنه و به عبارتی قرادادن بر موازنه ضعف دارد .

3-2-4-2 تهاجم عراق به خاک کویت

پایان جنگ ایران و عراق همزمان با بروز تشنج عراق و کویت بود. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث عراق در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م.) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد. حمله عراق به کویت منطقه را دچار یک بحران و چالش جدی کرد و موقعیت عربستان را نیز به خطر انداخت. عراق ضعیف شده می توانست با جبران ضررهای مالی که قبلا متحمل شده بود، موازنه قدرت  را در منطقه  به نفع خود بر گرداند. از ترس و با مداخله کشورهای منطقه و

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید