Menu

مقاله علوم سیاسی با موضوع ،، .، انقلاب، مدنی، انتخابات

0 Comment

را نام برد .
( بشیریه ، 1379 : 3 )

انقلاب در فرهنگ سیاسی به معنای تغییر ناگهانی است که در هر نظم اجتماعی ، نهادی و سیاسی مستقر ، تحت تاثیر نیروهای معمولاً متشکل و برتر از نیروهای حافظ نظم موجود و نه در جهت جابجایی افراد ، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع می پیوندد . ( آقا بخشی و افشاری راد ، 1383 : 589 )

جک گلدستون ضمن بر شمردن شکل گیری چهار نسل از نظریات انقلاب ، معتقد است که مهمترین عامل در تمامی انقلاب ها ـ علی رغم همه ی تفاوت ها در میان آن ها ـ آن است که انقلاب بر آمده از خواهندگی فراگیر و همه جانبه ی جامعه و نیروهای درونی آن است و آحاد یک ملت و رهبران آن ها دست به تغییر معمولاً خشونت بار دولت و ارزش های جامعه می زنند . ( گلدستون ، 1385 : 15 – 33 )

آلوین استانفورد کوهن در کتاب خود تئوری انقلاب ها ابعادی را که معمولاً تحول انقلابی با آن ها همراه دانسته می شود را چنین بیان می کند :

  1. استحاله ی ارزش ها ، یا دگرگونی در ارزش های جامعه .
  2. تغییر ساختار اجتماعی .
  3. دگرگونی نهادها .
  4. تغییراتی در صورت بندی رهبری ، چه در افراد گروه نخبه ی حاکم یا در ترکیب طبقاتی
    آن ها .
  5. انتقال غیر قانونی یا ضد قانونی قدرت .
  6. حضور یا حاکمیت رفتار خشونت آمیز ، که در قالب وقایعی آشکار می گردد که به فروپاشی رژیم می انجامد . ( کوهن ، 1387 : 57 )

پدیده ی انقلاب با تمـام اختالافاتی که در تعـاریف آن وجود دارد ، در غـالب موارد یک خیزش
خواهنده ی مردمی است که قاطبه ی طبقات را در بر گرفته و با خروش و خشونت همراه بوده و در نهایت نه تنها نظام سیاسی حاکم را برکنار می کند بلکه نظام ارزشی ، هنجارها و ایستارهای موجود را تحمل ننموده و آن ها را باز تعریف می کند . نخـبگانی که رهبری این جنبـش های فراگیر را بر عهده می گیرند معمولاً از جایگاه طبقاتی متفاوتی با نخبگان موجود برخوردارند و زمانی که جنبش های انقلابی به نهاد مبدل می شوند ، طرد وحذف نخبگان پیشین در دستور کار قرار می گیرد .

آن چه که از تعریف انقلاب بر می آید این است که پدیده ی انقلاب عمدتاً تغییرات اساسی و ریشه ای در تمام ارکان جامعه است ، به طوری که هیچ تشابهی بین رژیم قبلی و حکومت جدید وجود نداشته باشد . این در حالی است که در انقلاب های رنگی گروه های انقلابی خواهان تغییرات سریع و جابجایی نخبگان طبقه ی حاکم بوده اند . نوع مبارزه ی آن ها نیز غیر خشونت آمیز و با بهره گیری از روش های اعتراضی متعادل و تدریجی در بستر جامعه ی مدنی با همراهی مردم و حمایت نیروهای خارجی به صورت مرحله به مرحله بوده است .

3 – 3  انقلاب رنگي چیست ؟

انقلاب رنگي يا مخملي يكي از شيوه هاي براندازي نرم و جابجایی قـدرت هـمراه با مبارزه ی منـفی است كه نافرماني مدني پايه ي آن می باشد . نافرمانی مدنی در مقابل اطاعت یا فرمانبری که به عقیده ی ماکس وبر یکی از مفاهیم کلیدی مناسبات قدرت است ، به معنی سرپیچی کردن از دستورات و اطاعت نکردن از فرامین است . نافرمانی مدنی اقدامی است که ، شهروند با اتکا به ابزارهای مسالمت آمیز برای سرپیچی علنی و اعلام شده از فرامیـنی که به نام هنجار صـادر شده ، ولیکن از نظر شهروند نامـشروع
می آید ، صورت می دهد . باید توجه داشت که ساماندهی نافرمانی مدنی همواره با فرایند نهادسازی و نماد سازی همراه است .

هنری ثرو هدف نافرمانی مدنی را گذاشتن چوب لای چرخ حاکمیت دانسته و مسالمت جویی مطلق را مهمترین ویژگی نافرمانی مدنی می داند ، و هدف غایی آن را تحلیل بردن مصلحت گرایی ، همراه با معرفی و عرضه ی قانون اخلاقی به منزله ی ملاک برتر حق و اقتدار اجتماعی معرفی می کند .
( ثرو ، 1378 : 25 )

تاریخچه ی انقلاب های رنگی به جوامع پسا کمونیستی در شرق اروپا و آسیای مرکزی بر می گردد .
واژه ی انقلاب مخملی نخستین بار توسط واسلاو هاول ، رهبر مخالفان چکسلواکی وارد ادبیات سیاسی شد . مخالفان دولت چکسلواکی با استفاده از انقلاب مخملی طی یک دوره ی شش هفته ای در دسامبر 1989 م موفق به تغییر حکوت شدند .

در حوزه ی نظری ، جین شارپ بود که نظریه ی انقلاب های مخملی را در سال 1960 م با نوشتن کتابی تحت عنوان سلاح گاندی به مثابة قدرت اخلاقی مطرح کرد . جین شارپ در این کتاب ، پایـه های
نظریه ی انقلاب مخملی را با الهام از استراتژی مقاومت منفی گاندی بنیان گذاشت . شارپ با تحلیل
شیوه های انقلابی گاندی در برابر استعمار انگلیس و با استفاده از قدرت اخلاقی او در مبارزه ی انقلابی ، معتقد است که می توان با استفاده از شیوه ی مقاومت منفی و غیر خشونت آمیز گاندی که در مبارزات انقلابی هندی ها علیه استعمار انگلیس مورد استفاده قرار گرفت ، تغییرات بنیادین در حوزه ی اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی با هدف احیای آزادیِ انسان های در بندِ حکومت های اقتدارگرای خودکامه به وجود آورد . وی پس از اتمام تحصیل در رشته ی فلسفه با گرایش نظریه های فلسفه ی سیاسی ، به عنوان پژوهشگر در دانشگاه مساچوست کارش را آغاز کرد . او در سال 1983 م ، مدیر برنامه ریزی مرکز مطالعات اقدامات غیر خشونت آمیز دانشگاه هاروارد شد و در همین سال مؤسسه ی آلبرت انشتین را تاسیس کرد . از سال 1987 م ، با اوج گیری حمایت دولت آمریکا از شارپ ، وی سمینارهایی با عنوان روش های دفاعی از طریق نافرمانی مدنی برگزار کرد و از آن پس رشته ی درسی بازدارندگی مدنی وارد برنامه های درسی دانشکده ی دفاع ملی آمریکا شد . از آن پس جین شارپ در همکاری مستقیم با دولت آمریکا ،
کنفرانس ها و سمینارهای فراوانی را برای آموزشِ الگوهای مبارزه ی مدنی به نیروهای اپوزیسیون در کشورهای مختلفی که نظام حاکم در آن ها سر خصومت با دولت امریکا داشت ، برگزار کرد . تاکید قطعی بر پرهیز از خشونت ، به کارگیری فعالانه و مبتکرانه ی عدم اطاعت توده ای ، توسل ماهرانه به رسانه ها و افکار عمومی ، توسل به دولت های غربی ، سازش با قدرتمندان بی آن که جذب آن ها شوند ، ترکیبی از ضربه های حرفه ای و تظاهرات مسالمت آمیز با گفت و گوهای محرمانه ، تحمیل فشار اعتراض عمومی به وسیله ی خواص مخالف و با هدف انتقال مسالمت آمیز قدرت از طریق گفت و گو ، مهمترین الگوهای عملیاتی برای انقلاب مخملی به شمار می روند . ( حاضری و مهدوی ، 1388 : 168 – 169 )

خواستگاه اصلی انقلاب های رنگی ، برخی از جمهوری های شوروی سابق بوده اند که فضای سیاسی و اجتماعی آن ها دچار دگرگونی هایی بی سابقه گشته است . انقلاب های رنگی نخستین بار با وقوع انقلاب رنگی در دوره ی شش هفته ای 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 م در چکسلواکی آغاز شد و با تحولات مشابهی به شکل زنجیره وار در صربستان در دو مرحله 1997 م و 2000 م ، گرجستان 2003 م ، اوکراین
2004 م ، 2014 م و قرقیزستان 2005 م ادامه یافت و در کشورهای روسیه ، ونزوئلا و ایران با شکست مواجه شده است . این پدیده در مراكز جاسوسي غرب به ويژه آمريكا عليه كشورهاي هدف طراحي شده و توسط موسسات به ظاهر علمي ، فرهنگي ، هنري مانند بنياد سوروس اجرا گرديده است .

انقلاب های رنگی یا مخملی تغییر رژیم بدون کشتار و خشونت است که از طریق اعتراض های مدنی و یا تحصن های گسترده حاصل می شود . انقلاب رنگی تحولی آرام و همراه با جابجایی نخبگان در سطوح بالایی حکومت بوده که طی آن هیئت حاکمه توسط اپوزیسیون قدرتمند به چالش کشید شده و با فعالیت مخالفان حکومت که از پشتیبانی کشورهای غربی برخوردار هستند از عرصه ی قدرت کنار زده
می شوند . این جریان که عموماً در برابر اعتراض به نتایج انتخابات شکل می گیرد ، هدف خود را تحقق واقعی انتخابات معرفی کرده و در این راستا از ابزارهای گوناگونی برای نمایش تقلب حاکمان یا فساد استفاده می کند . به نحوی که برگزاری انتخابات بحث برانگیز به مخالفت های گسترده ی خیابانی دامن زده و این امر منجر به عزل و فرار رهبرانی شده که از سوی مخالفان با عناوینی نظیر دیکتاتور و مستبد شناخته می شدند . ( خلیلی ، 1387 : 53 – 54 )

انقلاب های مخملی شیوه ای از طرح براندازی نرم و غیر ایدئولوژیک بوده که در جهت سیاست جهانی آمریکا و پر کردن خلاء قدرت شوروی سابق در اروپای مرکزی و شرقی ، آسیاسی مرکزی و قفقاز اجرا شد .

انقلاب های رنگی ناظر بر تولید یا باز تولید جنبش های اجتماعی در نقاط عطف گسل ها و شکاف های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی ناشی از نارضایتی عمومی تعمیم یافته ، و مبتنی بر نوعی انگیزه های درونی و انگیخته های بیرونی سازمان یافته و معطوف به نوعی شرایط اسقاط نظام مستقر از رهگذر انقلاب نرم هستند . ( تاجیک ، 1385 : 34 )

با نفوذ جریان های ضد استعماری در آمریکای لاتین و خاورمیانه این شیوه ی براندازی مجدداً مورد بازنگری جهت به اجرا گذاردن در کشورهای هدف قرار گرفت .

3 – 4  انقلاب های رنگین در کشورهای مدل

3 – 4 – 1   انقلاب گل رز گرجستان

انقلاب گل رز گرجستان در سال 2003 م از حیث نحوه ی شکل گیریِ مبارزه ی مخالفان و حمایت کشورهای غربی ، و هم از لحاظ نتایجی که در بر داشت اهمیت زیادی دارد ؛ زیرا این انقلاب از یک سو نیروهای مخالف داخلی را به قدرت رساند و موجبات تشدید سیاست های ضد روسی تفلیس را فراهم کرد ، و از سوی دیگر سرآغاز و الهام بخش انقلاب های رنگین و ضد روس در آسیای مرکزی و قفقاز شد و نقش مهمی در منطقه ایفا کرد .

گرجستان در سال 1991 م با رای 3/89 درصدی مردم خود از اتحاد جماهیر شوروی مستقل شد و در
26 مه 1991 م ، نخستین انتخابات ریاست جمهوری در آن کشور برگزار گردید . طی این انتخابات زویاد گاماساخوردیا با کسب 5/86 درصد آرای مردم پیروز شد . با این حال وی پس از حدود گذشت یک سال به دلیل درگیری های داخلی میان طرفداران و مخالفانش مجبور به ترک کشور گردید . رهبری مخالفان را ادوارد شواردنادزه آخرین وزیر امور خارجه ی شوروی بر عهده داشت که از این زمان تا نوامبر 2003 م زمام امور گرجستان را در اختیار قرار گرفت . ( احمدی لفورکی ، 1383 : 538 )

شواردنادزه از سال 1992 م تا 2003 م حکمرانی بی درد سری داشت تا این که در 2 نوامبر 2003 م انتخابات پارلمانی گرجستان برگزار شد . در این انتخابات ادوارد شواردنادزه به رهبری ائتلاف برای گرجستان نو ، میخائیل ساکاشویلی به رهبری جنبش ملی گرای گرجستان و نینو بورجانادزه به رهبری حزب کارگر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند . مطابق با نظرسنجی های صورت گرفته که در آستانه ی انتخابات توسط انستیتو جامعه ی باز و با پشتیبانی بنیاد سروس آمریکا صورت گرفته بود ، احزاب مخالف دولت شانس بیشتری برای پیروزی داشتند ، اما کمیسیون مرکزی انتخابات گرجستان بر خلاف نتایج نظرسنجی یاد شده و با اعلام نتیجه ی قطعی انتخابات به شرح ذیل شعله های انقلاب رنگی در گرجستان را بر افروخت .

حزب اتحاد رستاخیز به رهبری اصلان آباشیدره 8/21 دصد آرا ، حزب گرجستان نو به رهبری ادوارد شواردنادزه 8/20

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید