Menu

مقاله رشته علوم سیاسی با موضوع ﭼﻴﻦ، اﻳﺮان، اﺳﺖ، ﻛﺸﻮر، آﻣﺮﻳﻜﺎ

0 Comment

نتیجه رسید آنها قرارداد را تمام می کرد. وقتی همه چیز تمام شد و مذاکرات به نتیجه رسید آنها قرارداد را امضا نکردند تا باعث اوقات تلخی آمریکا نشوند. قراردادهای بزرگی که ما با آنها بسته ایم، هیچ کدام فعال نیست در حقیقت چینی ها رفتار واقعی شان مثل غربی هاست اما با زبان، ما را بازی می دهند»( ترکان، 1389).

اگر به انتخاب استراتژیک چین و روابط گسترده این کشور با قدرت های غربی و به ویژه ایالات متحده توجه داشته باشیم، در پیش گرفتن چنین رفتاری از سوی آن کشور در قبال بازیگری با ویژگی های ایران چندان عجیب نیست. چین همان گونه که اشاره شد تلاش دارد تا نقش قدرتی مسئول را در نظم موجود بین المللی ایفا کند و روابط سازنده با ایالات متحده را توسعه بخشد. مهم ترین الزام ایفای چنین نقشی، همراهی حداقلی با دستور کار بین المللی امریکا به ویژه در حوزه امنیت بین المللی است. به بیان دیگر در دوران پساجنگ سرد از یک سو نظام بین الملل دگرگون شده و از دیگر سو موقعیت ایران و چین در این نظام دچار تغییر گردیده است. همین تغییرات باعث شده تا سطح روابط دو کشور در همکاری های تجاری و تا حدودی اقتصادی تعریف شود و علی رغم برخی همپوشانی ها در سیاست خارجی دو کشور، همکاری های سیاسی میان آنان محدود شود.

از این رو می توان گفت، عوامل محدودیت زا در سال های اخیر نقش اصلی را در شکل دهی به الگوی تحول در این رابط ایفا کرده و عوامل ظرفیت ساز را تحت الشعاع خود قرار داده اند. حاصل چنین وضعیتی محدود شدن بیش از پیش روابط سیاسی دو کشور است.

رﻗﺎﺑﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ اﻳﺮان در ﻣﻮرد ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ موثر بر روابط ایران و چین اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤـﺪه اﺳﺖ . در واﻗﻊ ﻣﻲ ﺗﻮان ﮔﻔﺖ ﻛﻪ رواﺑﻂ اﻳﺮان و ﭼﻴﻦ ﻧﻪ دوﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﻠﻜﻪ ﺳﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ اﺳﺖ؛ زﻳﺮا آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ ﻋﻨـﻮان ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﺳﻮم، ﺗﺎﺛﻴﺮات ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪهاي دارد. از اﻳﻦ رو ﻣﻲﺗﻮان رواﺑﻂ اﻳﺮان و ﭼﻴﻦ را در ﻗﺎﻟـﺐ ﻣﺜﻠﺚ در دوران ﭘﺲ از اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ، اﻳﺮان ﺑﻪ ﺗﺪرﻳـﺞ اﻳﺮان ـ ﭼﻴﻦ ـ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻮرد ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار داد.( Lanteigne,2007,5) در ﭘﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎ و ﻗﺪرت ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮآﻣﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺑﺴﻂ ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت ﺑﺎ آﻧﻬﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﻓﺰاﻳﻨـﺪه اﻳـﺎﻻت  ﻣﺘﺤﺪه، ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﻣﻮازﻧﻪ اﻳﺠﺎد ﻧﻤﺎﻳﺪ و ﭼﻴﻦ ﻳﻜﻲ از اﻳﻦ ﻗﺪرتﻫﺎ ﺑﻮد.از اﻳﻦ ﻣﻘﻄﻊ زﻣﺎﻧﻲ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎن ﺟﻨﮓ ﺳﺮد، رواﺑﻂ دو ﻛﺸﻮر ﺑﻪ وﻳﮋه ﺑﺎ ﺳﻔﺮ ﻣﻘﺎﻣﺎت ارﺷﺪ اﻳـﺮان ﺑـﻪ ﭼﻴﻦ رو ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻬﺎد و ﻣﺒﺎدﻻت در ﺣﻮزه ﻧﻈﺎﻣﻲ (از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ اﻳﺮان ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﺗﺴﻠﻴﺤﺎﺗﻲ ﻏـﺮب روﺑﻪ رو ﺑﻮد)، اوﻟﻮﻳﺖ وﻳﮋهاي ﻳﺎﻓﺖ. اﻟﺒﺘﻪ ﭼﻴﻦ ﺑﻪ ﻫﺮ دو ﻛﺸﻮر اﻳﺮان و ﻋﺮاق در دوران ﺟﻨﮓ (ﻋـﺮاق ﻋﻠﻴﻪ اﻳﺮان) ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت ﻓﺮوﺧﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺰان آن، ﺣﺪود 5 ﻣﻴﻠﻴﺎرد دﻻر ﺑﺮآورد ﻣﻲ ﺷـﻮد . ﺑﺴﻂ رواﺑـﻂ اﻳﺮان و ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه روﺑﻪ رو ﺷﺪ؛ ﺑـﻪ ﮔﻮﻧـﻪ اي ﻛـﻪ در دوره رﻳﺎﺳـﺖ ﺟﻤﻬـﻮري رﻳﮕﺎن، اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﻫﻤﻜﺎريﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﻓﺮوش ﺗﺴﻠﻴﺤﺎت ﺑﻪ ﭼﻴﻦ را ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻓﺮوش ﻣﻮﺷﻚ ﻫـﺎي  ﻛﺮم اﺑﺮﻳﺸﻢ از ﺳﻮي آن ﻛﺸﻮر ﺑﻪ اﻳﺮان، ﻟﻐﻮ ﻛﺮد.(ابراهیمی، رضایی، پیشین، 187)

اﻓﺰون ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﺪاوم رﺷﺪ ﺳﺮﻳﻊ اﻗﺘﺼﺎد ﭼﻴﻦ، اﻳﻦ ﻛﺸﻮر در ﺳﺎل 1993 ﺑﻪ ﺻﻒ واردﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻔﺖ ﭘﻴﻮﺳﺖ. ﻧﻴﺎز روزاﻓﺰون ﭼﻴﻦ ﺑﻪ اﻧﺮژي وارداﺗﻲ، ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﺑﺮﺧـﻮردار از اﻧـﺮژي را در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ و اﻣﻨﻴﺘﻲ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﺑﺎزﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد. ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در اﻳﻦ ﻣﻴـﺎن، ﺧﻠﻴﺞ ﻓـﺎرس ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻨﺒﻊ اﻧﺮژي ﺟﻬﺎن، از ﺟﺎﻳﮕﺎه وﻳﮋه اي در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﭼﻴﻦ ﺑﺮﺧﻮردار ﮔﺮدد . در ﻣﻴﺎن ﻛﺸﻮرﻫﺎي اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان از دو ﻣﺰﻳﺖ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﻮده اﺳـﺖ : ﻧﺨـﺴﺖ اﻳﻨﻜﻪ داراي دوﻣﻴﻦ ذﺧﺎﻳﺮ ﻧﻔـﺖ و ﮔـﺎز ﺟﻬـﺎن اﺳـﺖ؛ و دوم اﻳﻨﻜـﻪ، ﺑـﻪ دﻟﻴـﻞ ﻣﺤـﺪودﻳﺖ ﻫـﺎي ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺑﺰرگ ﻧﻔﺘﻲ، ﻣﺴﻴﺮ ورود ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺗﺎزهﻛﺎر ﭼﻴﻨﻲ در ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ و ﮔﺎز ﺑﻮد. ذﻛﺮ اﻳـﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺿﺮوري اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺷـﺮﻛﺖ ﻫـﺎي ﻧﻔﺘﻲ ﭼﻴﻨﻲ ﭘﺲ از ﺳﻮدان، در اﻳﺮان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان دوﻣﻴﻦ ﻛﺸﻮر آﻏﺎز ﺷﺪ و آﻧﻬﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﺳﻌﻲ و ﺧﻄﺎ در ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ ﻛﺸﻮر اﻳـﺮان، ﺗﻮاﻧـﺴﺘﻨﺪ اﻋﺘﺒﺎر ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﺮاي ﺧﻮد ﻛﺴﺐ ﻛﻨﻨﺪ. ﭼﻴﻦ اﻣﺮوز ﻳﻜﻲ از ﻣﻮاﻧﻊ ﻋﻤـﺪه ﺑـﺮ ﺳـﺮ راه ﻏـﺮب ﺑـﺮاي اﻋﻤﺎل ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎ و ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺗﻬﺮان اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺳﻮال ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻧﺎﻇﺮي ﭘﻴـﺶ آﻣـﺪه ﻛـﻪ در ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻛﻪ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﺑﺎ ﺗﺸﺪﻳﺪ ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ اﻳﺮان ﻫﺰﻳﻨﻪ زﻳﺎدي در ﻋﺮﺻـﻪ ﺑﻴـﻦ اﻟﻤﻠـﻞ ﻧﺪارد، ﭼﺮا ﻣﻘﺎﻣﺎت ﭘﻜﻦ ﻣﺨﺎﻟﻒ اﻋﻤﺎل ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺗﻬﺮان ﻫﺴﺘﻨﺪ؟

ﻋﺪه اي از ﻧﺎﻇﺮان ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎي اﻳﺮان ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻧﻴﺎزي اﺳـﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﺑﻪ ﻧﻔﺖ اﻳﺮان دارد. اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﻧﺎﻇﺮان ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻴﻦ روزاﻧﻪ ﺻـﺪﻫﺎ ﻫـﺰار ﺑـﺸﻜﻪ ﻧﻔﺖ از اﻳﺮان وارد ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﺗﺸﺪﻳﺪ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎي اﻳﺮان ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﺎﻣﻴﻦ اﻧﺮژي ﭼﻴﻦ را ﺑـﻪ ﺧﻄـﺮ اﻧﺪازد. از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ، اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﻧﺎﻇﺮان ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻴﻦ ﻋﻼوه ﺑﺮ واردات ﻧﻔﺖ از اﻳﺮان در ﺑﺎزار ایران ﺣﻀﻮري ﺟﺪي و ﻓﻌﺎل دارد  و ﻗﺮاردادﻫﺎي ﻧﻔﺘﻲ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه درﻫﺎي ﺑﺎز ﺑﺎزار اﻳﺮان ﺑﻪ روي ﭼﻴﻦ ﺟﺬاﺑﻴﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﺎن ﭘﻜﻦ ﺑﻪ راﺣﺘﻲ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ آن را از دﺳﺖ دﻫﻨﺪ.(همان، 188)

اﻣﺎ دﺳﺘﻪاي دﻳﮕﺮ از ﻧﺎﻇﺮان ﻧﮕﺎﻫﻲ ﻓﺮاﺗﺮ از اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع دارﻧﺪ و در ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻋﻠﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔـﺖ ﭼﻴـﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﺮاه ﺷﺪن ﺑﺎ ﻏﺮب ﺑﺮاي ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎ و اﻧﺰواي ﺑﻴﺸﺘﺮ اﻳﺮان، ﻣﻮﺿﻮع ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ را ﻣﻄـﺮح ﻛـﺮده و دﻻﻳﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﭼﻴﻦ را از اﻳﻦ زاوﻳﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﻧﺎﻇﺮان ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔـﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻫﺎي ﺷﺪﻳﺪ ﻋﻠﻴﻪ اﻳﺮان و ﻋﺪم ﻫﻤﺮاﻫﻲ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﺑﺎ ﻏﺮب ﺑﺮاي اﻧﺰواي ﺑﻴـﺸﺘﺮ ﺗﻬـﺮان در ﻋﺮﺻﻪ ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ، ﺻﺮﻓﺎ دﻻﻳﻞ ﻓﻮري اﻗﺘﺼﺎدي ﻧﺪارد و دﻻﻳﻞ اﻗﺘـﺼﺎدي ﺗﻨﻬـﺎ ﺑﺨـﺸﻲ از دﻻﻳـﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢﻫﺎي اﻳﺮان اﺳﺖ. از ﻧﻈﺮ اﻳﻦ ﻋﺪه دﻟﻴﻞ اﺻﻠﻲ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﭼﻴﻦ ﺑـﺎ ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﻫـﺎي اﻳﺮان، ﻧﮕﺮاﻧﻲ از ﻧﻔﻮذ رو ﺑﻪ ﮔﺴﺘﺮش اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه در ﻣﻨﻄﻘﻪ آﺳﻴﺎي ﺟﻨﻮب ﻏﺮﺑـﻲ و ﻛﻨـﺘﺮل اﻳـﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ (ﻛﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﻋﻤﺪه ﺗﺎﻣﻴﻦ اﻧﺮژي ﺟﻬﺎن اﺳﺖ ) از ﺳﻮي واﺷﻨﮕﺘﻦ اﺳﺖ . اﻳﻦ دﺳﺘﻪ از ﻧﺎﻇﺮان ﺑـﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ﭼﻴﻦ ﻧﮕﺮان آﻳﻨﺪه ﺗﺴﻠﻂ ﺑﻼﻣﻨﺎزع واﺷـﻨﮕﺘﻦ ﺑـﺮ آﺳـﻴﺎي ﺟﻨـﻮب ﻏﺮﺑـﻲ اﺳـﺖ . اﮔـﺮ وﺿﻌﻴﺖ ﻛﻨﻮﻧﻲ راﺑﻄﻪ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد، ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮان ﺑﺎ ﻧﻈـﺮ دﺳـﺘﻪ دوم ﺑﻴـﺸﺘﺮ ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﻛﺮد؛ ﭼﺮا ﻛﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻲ ﭼﻮن ﻓﺮوش ﺳﻼح ﺑﻪ ﺗﺎﻳﻮان، ﺣﻤﺎﻳـﺖ از داﻻﻳـﻲ ﻻﻣـﺎ و ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻧﻘﺾ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮ در ﭼﻴﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان اﻫﺮﻣﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﭘﻜﻦ ﺑﻬﺮه ﻣﻲ ﺑﺮد و در اﻳﻦ ﻓﻀﺎ ﻃﺒﻴﻌـﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺎﻛﻤﺎن ﭘﻜﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﺎﻳﺪ اﻫﺮم ﻫﺎﻳﻲ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠـﻪ ﻛﻨﻨـﺪ و ﻋـﺪم ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺎ اﻧﺰواي اﻳﺮان ﻳﻜﻲ از ﻫﻤﻴﻦ اﻫﺮمﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ ﺣﺎﻛﻤﺎن ﭘﻜﻦ ﻣـﻲ ﻛﻮﺷـﻨﺪ ﺑـﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آن در اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ، ﺑﺮاي ﮔﺮوﻛﺸﻲ آﻳﻨﺪه رواﺑﻂ ﺧﻮد ﺑﺎ واﺷﻨﮕﺘﻦ از آن ﺑﻬﺮه ﺑﺒﺮﻧﺪ.(مادسن، پیشین)

اﻟﺒﺘﻪ ﻓﺎﻛﺘﻮر دﻳﮕﺮ ،دﻳﺪﮔﺎه ﻣﺸﺘﺮﻛﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﺮان و ﭼﻴﻦ ﺑﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ دارﻧﺪ؛ ﻫﺮ دو ﻛﺸﻮر اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه آﻣﺮﻳﻜﺎ را ﻛﺸﻮري درﺻﺪد ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺟﻬﺎن و ﻣﺪاﺧﻠﻪﮔﺮ در اﻣﻮر داﺧﻠﻲ ﻛـﺸﻮرﻫﺎ ﻣـﻲ داﻧﻨـﺪ، اﻳﻦ ﻧﻮع ﻧﮕﺎه زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎي اﺷﺘﺮاﻛﺎت دﻳﮕﺮ را ﻧﻴﺰ ﻣﻴﺎن آﻧﻬﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣـﻲ آورد. ﺳـﻜﻮت ﺗﻬـﺮان در ﺑﺮاﺑـﺮ اﻓﺰاﻳﺶ ﻧﻘﺶ ﭼﻴﻦ در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ و آﺳﻴﺎي ﻣﻴﺎﻧﻪ و ﻧﻴﺰ ﻫﻤﻜﺎري اﻗﺘﺼﺎدي اش ﺑﺎ ﺟﻤﻬـﻮري اﺳـﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﺎزﺗﺎب ﻫﺎي ژﺋﻮاﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ وﺳﻴﻌﻲ دارد . ﭼﻴﻦ و روﺳﻴﻪ در واﻗﻊ روزﻧﻪ ﻫﺎي ارﺗﺒـﺎﻃﻲ اﻳـﺮان ﺑـﺎ ﺟﻬﺎن ﺧﺎرج ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ آن، اﻳﺮان اﻛﻨﻮن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧـﺎﻇﺮ در ﺳـﺎزﻣﺎن ﻫﻤﻜـﺎري ﺷﺎﻧﮕﻬﺎي ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﺷﻮد؛ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ از دﻳﺪ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﺠﻤﻌﻲ ﭼﻴﻨﻲ ـ روﺳﻲ ﺑـﺮاي ﻣﻬـﺎر ﻧﻔـﻮذ  آﻣﺮﻳﻜﺎ در آﺳﻴﺎي ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪه اﺳﺖ. (Alterman,2009)ﻋﺎﻣﻞ ﺑﻌﺪي دﻳﺪﮔﺎﻫﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻜﻦ ﺑﻪ ﻛﺎرﺑﺮد ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﻫـﺎ دارد؛ اﻳـﻦ ﻛـﺸﻮر ﺗﺤـﺮﻳﻢ را اﺑـﺰاري ﻧﺎﻛﺎرآﻣﺪ ﺑﺮاي ﻛﻨﺘﺮل و ﻣﺤﺪودﺳﺎزي ﻣﻲ داﻧﺪ و ﺑﺮﻋﻜﺲ آن را ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻘﻮﻳـﺖ روﺣﻴـﻪ اﺳـﺘﻘﻼل و ﺧﻮدﻛﻔﺎﻳﻲ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮد. ﺷﺎﻳﺪ ﺳﻮاﺑﻖ ﺑﺮﺧﻮرد ﻏﺮب ﺑـﺎ ﭼﻴـﻦ در ﺷـﻜﻞ ﮔـﻴﺮي اﻳـﻦ دﻳﺪﮔﺎه ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

آﺧﺮﻳﻦ و ﺷﺎﻳﺪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﺎﻣﻞ، ﺑﻬﺮهﺑﺮداري ﺳﻴﺎﺳﻲ ﭼﻴﻦ از ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑـﺎ ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﻋﻠﻴﻪ اﻳﺮان اﺳﺖ. ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﭼﻴﻨﻲ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان راﺑﻄﻪ دارﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﺗﺠﺎرت ﻛﺎﻻﻫﺎي ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷـﺪه، ﺑﻠﻜﻪ در ﺗﺒﺎدل و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري ﺑﺮاي ﻧﻔﺖ و ﮔﺎز، ﻫﻤﭽﻨﻴـﻦ رﺷﺪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري در ﺑﺨﺶﻫﺎي ﻋﻘﺐاﻓﺘﺎده و ﺿﻌﻴﻒ اﻧﺮژي اﻳﺮان. در اﻳﻦ ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﭘﻜﻦ ﺑـﺮاي ﭘﻴﺸﺒﺮد اﻫﺪاف ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ ﺧﻮد، ﻫﻢ از اﻳﺮان و ﻫﻢ از آﻣﺮﻳﻜﺎ اﻣﺘﻴﺎز ﻣﻲ ﮔﻴﺮد. اﻳﻦ ﺑﻬـﺮه ﺑﺮداري ﺗﺎﺛﻴـﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﭼﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺗﻼش ﻫـﺎي ﮔﺴﺘﺮده دﻳﭙﻠﻤﺎﺗﻴـﻚ از ﺳﻮي آﻣﺮﻳﻜﺎ و اروﭘﺎ در ﻫﻤﺮاه ﺳﺎزي ﭼﻴﻦ، ﻗﺪرت دﻳﭙﻠﻤﺎﺳﻲ ﭼﻴﻦ را ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﺮده و ﻣﻮاﺿﻊ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﭼﻴﻦ را ﻣﺴﺘﻘﻞ و ﺑﺎﺛﺒﺎت ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، ﻧﻤﻲﺗﻮان از آﺛﺎر ﺗﺨﺮﻳـﺒﻲ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﺧﻮاﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻴﺪ و ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺎس اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد ﭼﻴﻦ ﺧﻮد را ﻛﺸﻮري ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺟﺮﻳﺎن ﺟﺎري در ﻧﻈﺎم ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻞ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید