مقاله در مورد هند، سياست، منطقه‌اي، اقتصادي، سياسي

دچار شوک ساخت. با این استدلال که از این طریق فناوری‌هاي آمریکایی ممکن است به دست دانشمندان ایرانی بیفتد. منتقدان این همکاری‌ها یادآوری می‌کنند که ایران به توسعه برنامه فضایی و ماهواره ای در حال رشد خود علاقمند است و این به مجموعه‌ای از اقلام و سیستم‌هاي دو منظوره نیاز دارد که می‌توانند تهران را در توسعه برنامه موشکی و بهبود توانایی‌هاي ماهواره‌ای اش یاری کنند (اسپیر 2006).

آخرین گزارش در این زمینه در نشریه«تایمز ایندیا» در فوریه 2003 منتشر شد که ایران و هند یک همکاری مداوم درعرصه تحقیقات فضایی دارند. در این گزارش اظهارات یکی از مقامات مخابراتی ایران نقل و قول شده بود که ادعا کرده بود سازمان او مدت طولانی است با سازمان تحقیقات فضایی هند همکاری می‌کند. متأسفانه اطلاعات اندکی در زمینه طبیعت این همکاری یا حتی اساساً وجود چنین همکاری فضایی در دست است.

 

 

 

3-5- اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامي‌ایران

براساس مباني نظري در قانون اساسي جمهوري اسلامي‌و عملكرد سي ساله اين نظام سياسي شايد بتوان به طور نسبي و به موجب يك روش استقرايي، اصول ومباني زير را براي سياست خارجي ايران قائل شد:

  • ترجيح دادن ملت‌ها به دولت‌ها در روابط بين المللي
  • ترجيح دادن نهضت‌ها بر دولت‌ها در روابط بين المللي
  • مبارزه با اسرائيل ودفاع همه جانبه از نهضت اسلامي‌فلسطين
  • ضديت ومبارزه با آمريكا
  • قائل نبودن به سطوح قدرت در ميان كشورها
  • مخالفت با سيستم وتو در سازمان ملل
  • اعتقاد به قابل تفكيك بودن روابط خارجي اقتصادي از روابط خارجي سياسي
  • تأكيد واجراي همه جانبه استقلال سياسي در برنامه ريزي وسياست گذاري
  • ترجيح دادن اعتقادات بر منافع اقتصادي وتجاري در روابط دو جانبه
  • فاصله استراتژيك از قدرت‌هاي بزرگ و منافع وسياست‌هاي آن‌ها
  • اهميت دادن به عدالت سياسي در روابط ميان دولت‌ها (سريع القلم 1389، 40-21)

 

3-6- اهداف سياست خارحي جمهوری اسلامي‌ایران

اهداف کلان جمهوری اسلامي‌ایران ريشه در ميراث سياسي و فرهنگي انقلاب اسلامي‌1357 دارد؛  فرهنگي که به پيروزي انقلاب اسلامي‌منجرشدو به اصول وساختارهايي تبديل گشت که اهداف سياست خارجي کشور را مي‌توان از آنها مشتق نمود. با توجه به قانون اساسي وعملکرد ايران، اهداف کلان را مي‌توان در سه قسمت تقسيم بندي کرد:

الف) رشد وتوسعه اقتصادي ، حفظ تماميت ارضي وحاکميت ملي؛

ب)  دفاع از مسلمانان و نهضت‌هاي آزاديبخش وتعارض با اسرائيل وغرب (به خصوص آمريکا)

ج) استقرار يک جامعه اسلامي‌بر اساس مباني شيعي ( سريع القلم  1379، 49).

در زمينه سياست خارجي بايستي اذعان نمود که سياست خارجي ايران از پيروزي انقلاب اسلامي‌ايران در مسيري قرار گرفت که تا به امروز اين مسير، جريان اصلي سياست خارجي جمهوري اسلامي‌ايران به شمار مي‌رود؛ اين مسير همان اسلام گرايي سياست خارجي است . در اين جا برآنيم که با يک بررسي تاريخي نگاهي اجمالي به سياست خارجي در طول دوران بعد از انقلاب داشته و گفتمان‌هاي جمهوري اسلامي‌ايران را در اين رابطه مورد بررسي قرار دهيم.

در مجموع بعد دولتي سياست خارجي جمهوری اسلامي‌ایران بر اساس گفتمان حاكم بر دولت‌هاي روي كار آمده بعد از انقلاب اسلامي‌را مي‌توان به صورت زير دوره بندي كرده و هر يك را به ترتيب مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

1 – دوره واقع گرايي حفظ محور (60-1357)

2 – دوره آرمان گرايي بسط محور (68-1360)

3 – دوره توسعه گرايي اقتصاد محور (76-1368)

4 – دوره توسعه گرايي سياست محور (84-1376)

5 –  دوره آرمان گرايي اصول محور (…-1384)( ازغندی 1390 ،23)

نكته شايان ذكر درباره تقسيم بندي مذكور اينست كه در هر دوره ما با برتري يك گفتمان روبرو هستيم و اين به معناي نفي ديگر گفتمان‌ها در آن دوره نيست، بلكه بدين معناست كه در دوره مورد بررسي، آن گفتمان توانسته است در كنار ساير گفتمان‌ها تسلط خود را بر سياست خارجي كشور در آن دوره اعمال نمايد.

 

3-7- اصول سیاست خارجی هند

هند به لحاظ موقعيت جغرافيايي در جنوب شبه قاره هند واقع شده است. به لحاظ وسعت در مقام هفتم جهاني قرار دارد. دومين كشور پرجمعيت جهان بعد از چين مي‌باشد. رشد اقتصادي اين كشور طي سال‌هاي 1990 به بعد با سياست‌هاي آزادسازي اقتصادي و سياسي افزايش چشم گيري داشته است. از نظر سرعت رشد اقتصادي (6%) دومين اقتصاد جهان است. از نظر برابري نرخ ارز (روپيه در مقابل دلار آمريكا) در مقام دوازدهم اقتصاد جهان قرار دارد. پيش بيني مي‌شود تا سال 2025 به چهارمين قدرت اقتصادي بعد از آمريكا، چين و ژاپن تبديل شود. جايگاه بخش كشاورزي در توليد ناخالص ملي 21 درصد، صنعت 28 درصد و خدمات 67 درصد مي‌باشد ( Betz , 2006: 2).

توسعه قدرت  نظامي‌يكي ديگر از منابع قدرت هند مي‌باشد. هند سومين ارتش جهاني، چهارمين نيروي هوايي جهان و پنجمين نيروي دريايي جهان را دارا است. علاوه بر اين، هند دومين كشور بعد از آمريكا است كه مي‌تواند تصويرهاي ماهواره‌اي با قابليت تفكيك پذيري يك متري نشان دهد. هند در بودجه دفاعي درنرخ بازار ارز رتبه يازدهم را داراست. به علاوه، اين كشور يكي از شش قدرت هسته‌اي جهان به شمار مي‌آيد كه با توافقنامه‌ي اخير هسته‌اي هند و آمريكا به صورت دو فاكتور به عضويت باشگاه هسته‌اي جهان پيوسته است.بر طبق گزارش سازمان سيا وقتي كشورها بر اساس قدرت ملي رتبه بندي مي‌شوند كه وزن آنها از تركيب GDP (هزينه دفاعي، جمعيت و رشد تكنولوژي) محاسبه شود از اين منظر، هند به عنوان چهارمين قدرت دنيا كه قادر به تجميع مؤلفه‌هاي قدرت است، بعد از آمريكا، اتحاديه اروپا و چين تا سال 2015 معرفي مي‌شود. آرزوهاي هند براي رسيدن به يك قدرت منطقه‌اي، مستلزم يك قدرت دريايي درخور اعتماد در اقيانوس هند مي‌باشد كه يكي از حوزه‌هاي نفوذ هند مي‌باشد. اقيانوس هند سومين اقيانوس بزرگ دنياست. با توجه به اينكه هشتاد درصد تجارت برون منطقه‌اي هند از طريق اقيانوس هند صورت مي‌گيرد و داراي تعدادي نقاط استراتژيك مسيرهاي انتقال انرژي مي‌باشد، اهميت آن براي هند مضاعف مي‌شود. استراتژي دريايي هند ايجاد يك قدرت سه بعدي اقيانوس‌پيما با قابليت انجام عمليات نظامي‌در تمام منطقه اقيانوس هند مي‌باشد (Niklakant, 2006: 4-10)

هند با آزمايش‌هاي هسته اي در سال 1998 به جايگاه كشوري داراي سلاح‌هاي هسته اي ارتقاء يافت. دوره پس از سال 1998 مهم ترين دوران سرمايه گذاري در صنعت نظامي‌هند شناخته مي‌شود. امضاء موافقت نامه‌هسته‌اي غير نظامي‌هند و آمريكا كه هند را به باشگاه هسته اي جهان پيوند مي‌زند دال‌ بر پذيرش قدرت منطقه‌اي هند از طرف آمريكا به عنوان مهمترين قطب قدرت جهاني مي‌باشد كه تا ديروز روابط چندان دوستانه‌اي با هم نداشتند. در بيانيه كميته روابط خارجي سناي آمريكا رايس، وزير امور خارجه، هند را به عنوان يك قدرت جهاني و منطقه‌اي در حال ظهور معرفي كرد كه مي‌تواند يك حامي‌با ثبات در آسيايي كه به سرعت در حال تغيير است، باشد (Niklakant, 2006: 4-10)

دكترين امنيت ملي هند گذر از يك دولت حداقل خواه به يك دولت حداكثر خواه به لحاظ كسب قابليت‌هاي نظامي‌و سياسي است كه خواهان مداخلات سازنده در بعد منطقه ای و جهاني مي‌باشد. بر مبناي دكترين امنيت ملي هند، قابليت نظامي‌هند، بايد اجازه نبرد در يك و نيم جنگ كه منجر به ارتقاء موقعيت هند شود را بدهد. سه عامل در اين زمينه نقش اصلي را بازي مي‌كند.

1- ماهيت مشاركت هند در اقتصاد جهاني

2- جو حاكم بر تكامل امنيت بين المللي

3- تداوم ثبات سياسي هند

بنابراين مشاركت سازنده هند در اقتصاد جهاني همراه با بكارگيري قدرت استراتژيكي در جهت تقويت مجموعه رژيم‌هاي امنيت بين‌المللي مي‌تواند هند را سريع تر از آن چه كه انزواگرايان نظامي‌گرا در سياست خارجي هند دنبال مي‌نمايند، به جايگاه يك قدرت بزرگ در نظام بين‌الملل تبديل كند( Mohite,1993:1-4)

هند به لحاظ سياسي به دنبال مشاركت در مديريت تصميمات جهاني است. هند خواهان جايگاه بزرگي در امور جهاني، منطقه‌اي و نهادهايي است كه هم اكنون در حال تشكيل شدن هستند؛ سازمان هايي كه قدرت در آن به طور مساوي بين تعدادي از قدرت‌هاي بزرگ كه در برگيرنده هند باشد، توزيع شود. هدف بزرگ هند، در جهت نقش اين كشور در حكمراني جهاني، عضويت دائمي‌در ‌شوراي امنيت سازمان ملل مي‌باشد كه عنصر مهمي‌در ديپلماسي جهاني اين كشور قلمداد مي‌شود. مشاركت هند در سازمان هايي كه متعهد به جلوگيري از انتقال مواد هسته‌اي شده، در پي  موافقتنامه اخير هسته‌اي هند و آمريكا اتفاق افتاد كه نمايانگر وارد شدن هند به مشاركت درحكمراني جهاني است در مجموع، سيستم سياسي دموكراسي، طبقه متوسط عظيم، قدرت نظامي‌و موفقيت‌هاي فزايند اقتصادي از پتانسيل‌هاي قدرت هند محسوب مي‌شوند كه تصويري از اين كشور به عنوان يك قدرت منطقه‌اي در نگاه رهبران هند تجسم مي‌كند كه از طرف قدرت اي فرا منطقه‌اي نيز مورد پذيرش قرار گرفته است؛ يعني دقيقاً آن چيزي كه به لحاظ نظري، يك قدرت منطقه‌اي بايد داشته باشد. ( Schaffer & Mitra, 2005: 4)

جنوب آسيا به عنوان يك سازه ژئوپوليتيكي كه هند بخش هسته اين نظام منقطه‌اي محسوب مي‌شود، با يك مجموعه پيچيده امنيتي شامل جنگ‌هاي چريكي در كشمير، رقابت تاريخي، سرزميني، موشكي و هسته‌اي هند با پاكستان، رقابت شديد سياسي، نظامي‌و اقتصادي هند و چين و گسترش تروريسم و بنياد گرايي افراطي مواجه است كه حل اين مسائل به طور يك جانبه توسط قدرت‌هاي منطقه‌اي (هند) و يا فرامنطقه‌اي (آمريكا) چه در كوتاه مدت و يا بلند مدت به سادگي امكانپذير نيست. به عبارت ديگر، قدرت‌هاي منطقه‌اي به لحاظ عدم توان تغيير در نظام بين‌الملل به طور مطلق، كامل نبودن ابعاد قدرت و گسترده دسترسي به قدرت در سطح منطقه‌‌اي به طور محدود، از حل مسائل و چالش‌هاي منطقه‌اي و جهاني قاصر مي‌باشند. از طرف ديگر ابرقدرت يا هژمون اگر چه از همه ابعاد قدرت به طور نسبي برخوردار است، اما بدليل مشكلات ناشي از تقبل وظايف و مسئوليت‌هاي بيشتر و عدم تطابق ميان حمايت داخلي و تعهدات خارجي در دراز مدت آسيب خواهد ديد كه در بلند مدت ناپايداري نظام تك قطبي را به دنبال خواهد داشت بنابراين  تداوم نظام تك قطبي مبتني بر مثمرثمر بودن حضور نظامي‌و اقتصادي آن در جهت تخفيف مشكلات امنيتي منطقه آن را با چالش هايي روبه رو خواهد ساخت. از اين رو افزايش منافع هژمونی چه در سطح منطقه‌اي و چه در سطح جهاني از طريق مشاركت با قدرت‌هاي سطح دوم نظام معاصر در جهت حل مسايل جهاني امكان‌پذير است ( ايكنبري 1382، 105).

بنابراين آمريكا در رابطه با هند بايد بازنگري عمده‌اي صورت دهد و نبايد روابط با هند را تنها در چارچوب محدود روابط اين كشور با پاكستان و توليد سلاح‌هاي هسته‌اي ديد بلكه بايد اين كشور را به عنوان قدرت عمده‌اي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید