مقاله در مورد دولت، سیاسی، هویت، اجتماعی، تاریخی

کرد و گاهی آنان را به کشمکش های سیاسی و نظامی سوق می داد. (دیگار، 368،1377)

پژوهشگران و محققان مسایل ایران در ارزیابی ساختار طبقاتی و قشر بندی و ماهیت و کارکرد دولت­های ایران قبل از قرن بیستم به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی با توجه به شباهت های تاریخی ایران با اروپا و با توجه به شرایط پیش سرمایه داری الگوی فئودالیسم را برای بررسی ماهیت دولت بکار می برند. گروهی دیگر نظیر محمد علی همایون کاتوزیان و خنجی و یرواند ابراهامیان و احمد اشرف با تاکید بر تفاوت تاریخی ایران و اروپا الگوی شیوه تولید آسیایی را برای تحولات سیاسی در ایران به کار می گیرند بطور مثال کاتوزیان در بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پیش از سرمایه داری به دو مفهوم اشاره دارد: یکی جامعه ی خشک و منزوی و دیگری استبداد ایرانی؛ اولی به ساختار اجتماعی و اقتصادی – اجتماعی پراکنده ی ایران اشاره می کند و دیگری به دیوان سالاری و اعمال قدرت بی حد و حصر دولت نظر دارد. به اعتقاد وی گستردگی مالکیت دولتی به دلیل کنترل انحصاری بر آب و زمین و ضعف طبقات اجتماعی، به دولت ماهیت فرا طبقاتی بخشیده است. ایشان سعی در توجیه سیکل ماهیت استبدادی دولت در ایران دارد و می گوید در پروسه ی تاریخی شکل های استبدادی دولت دائماً با چالش و مقاومت هایی روبرو می­شدند و شورش های مختلف و ایجاد بی ثباتی بار دیگر منجر به ساخت استبدادی جدید می­گردید. (کاتوزیان،22030:1373)

اگر به پیروی از نظریه ی استبداد شرقی بخواهیم ماهیت دولت در ایران را ارزیابی نماییم می توان خصوصیات و ویژگی­های زیر را که بر دولت شرقی منطبق است در دولت های ایرانی جستجو نمود.

بطور مثال گفته می شود که دولت خودکامه شرقی متکی به یک دیوان سالاری متمرکز و گسترده و نیرومند است که ضمن داشتن لایه های درونی در کلیّت خود طبقه ای اصلی و بهره کش است. این دیوان سالاری به طور اشتراکی صاحب شرایط و امکانات بهره کشی است. این طبقه که در یک دولت نیرومند و متمرکز متمثل شده است، جامعه ی درهم شکسته و ضعیف را که فاقد هر نوع تشکل می باشد مورد بهره کشی قرار داده است.(ادیبی، 1354: 98)

در دولت خودکامه شرقی همواره یک دین دولتی وجود داشته است و پادشاه مقام قدسی را با منصب دنیایی پیوند ی زده است. سرشت متمرکز دولت خود کامه شرقی وجود دین دولتی را اقتضا می کرده است. از طرفی خصلت تمرکز گرای این دولت نمی گذارد نیروهای غیر دولتی و جدا از دولت مرکزی به صورت پیکره ای مستقل و نیرومند در آیند و امکان پیدا کنند که کنترل ماشین سیاسی را تضعیف کنند یا در برابر آن وزنه ای باشند. این دولت ممکن است میزان محدودی از آزادی های فرهنگی را بپذیرد ولی از لحاظ سیاسی از هر جهت تمامیت خواه است. در ایران عهد هخامنشی فرهنگ دین سالاری هنوز در نیمه ی راه خود بود و سنت های پیشین هنوز پا برجا بود با این حال کورش پس از فتح بابل خود را نمایند. مردوک (خدای بابل) خواند. داریوش در مصر خودش را هروس ایزد بزرگ مصر خواند. در پادشاهی ساسانی در اتحاد مقام عالی دینی و دنیای ابهامی نیست دین یاری و شهریاری در یک جا جمع شده اند. در تمدن اسلامی گر چه رابطه دین یاری و شهریاری تا حدودی دستخوش نوعی ابهام شد اما خلیفه جانشین پیامبر محسوب می شد. گر چه در آن زمان نظام خلافت یک نظام تئوکراتیک نشد اما خلافت از شکل گیری یک دستگاه دینی مستقل جلوگیری می کرد.ویتفوگل در توجیه عدم تکامل دولت در ایران می گوید: عدم وجود مبارزات طبقاتی در جامعه ی ایرانی و یا بطور مشخص نبود طبقات اجتماعی که منجر به مبارزه سیاسی شوند، مانع تکامل دولت شده اند، وی بین مبارزه ی اجتماعی و مبارزه ی طبقاتی فرق قائل می شود و می­گوید که آنچه در ایران قرن ششم و قرن هفتم صورت گرفت در سایر جوامع سیاسی هم بارها اتفاق افتاده است این پیشرفت های فرهنگی را نباید به منزله ی تکامل مناسبات اجتماعی دانست تکامل اجتماعی در جوامعی صورت می گیرد که در آنها مبارزه ی طبقاتی وجود داشته باشد.

چرا که مبارزه ی طبقاتی خصلت سیاسی دارند و بر خلاف مبارزات اجتماعی موجب تکامل ساخت­های سیاسی می شوند. ( پولادی، 1370: 129-135)

بدین ترتیب سلطانیم به عنوان جزئی از فرهنگ سیاسی ایرانیان می تواند توجیه گر ساخت دولت ایرانی در بسیاری از پویه های تاریخی باشد. و خلفیات مردم ایران از جمله ترس از قدرت و تعظیم و تمجید حاکمان خود گویای پذیرش این نوع از حاکمیت است. به همین دلیل سعدی در گلستان می گوید :

خلاف رای سلطان رای جستن                                         به خون خویش باید دست شستن
گر خود روز گوید شبست این                                         بباید گفت آنک ماه و پروین
ایرانیان همواره بر این باور بودند که هر چه بیشتر بترسند یا تظاهر به ترس نمایند از نظر مردم و فرهنگ حاکم دور اندیش تر و عاقل ترند. تصویر ترسناکی که از دولت نزد ایرانیان وجود دارد نه تنها مجال ایجاد جامعه مدنی نمی دهد حتّی کوچکترین مخالفت جدی را نیز تحمل نمی کند. به عبارت دقیق تر، ترس از قدرت سیاسی عامل اساسی رابطه ی میان مردم با دولت و مردم با یکدیگر است.

7-2- نگاه پاتریمونالیستی به ماهیت دولت ایران

ماهیت دولت در ایران از نگاه پاتریمونالیسم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نظریه ی پاتریمونالیسم که از سوی ماکس وبر مطرح شده نوعی حاکمیت سیاسی سنتی است که در آن یک خاندان پادشاهی قدرت را از طریق دستگاه عریض و طویل اداری و به شکل اجبار آمیز اعمال می کنند. در سنخ شناسی رژیم های سنتی، ماکس وبر پاتریمونالیسم و سلطانیسم را مترادف هم تلقی می کند و آنها را برای توصیف نظام­های سنتی خاورمیانه بکار می برد.(شهابی، 1380: 198)

جیمز بیل و هوشنگ شهابی بیش از هر پژوهشگر دیگر از وجود یک نظام پاتریمونیال درخاورمیانه از جمله در ایران صحبت می کنند. هوشنگ شهابی در مجموعه ی مقالاتی که به رشته ی تحریر در آورده است، دولت ایران را در مقاطع تاریخی 1312 تا 1320 و از 1322 تا 1356 را با ویژگی­های پاتریمونالیستی منطبق می داند. از نظر او تمرکز قدرت و خودکامگی در سال­های سلطنت پدر و پسر، با شخصی شدن قدرت همراه بوده است. حکام نظام­های پاتریمونیال، بیشتر کسانی که او را در قدرت رسیدن و شاه شدن یاری رساندند یا اعمال سیاست ترس و پاداش یا تنبیه و تشویق طرد می نمایند. اساسی ترین ویژگی ساختار قدرت پاتریمونالیستی که عبارت از شخصی شدن قدرت سیاسی است در حاکمیت ایرانی سالهای 1332 تا 1356 مشاهده شده است.(همان،36)

از نظر مفسرین، در نظام پاتریمونالیستی وجود یک ایدئولوژی، عامل قوام بخش این نوع نظام است. به عبارت دیگر داشتن ارتباط با سرمنشاء هستی و یا ناسیونالیسم را باید از دیگر ویژگی هایی نظام­های سنتی – پاتریمونالیستی تلقی کرد. بدین دلیل لازم بود دولت ایران، دین اسلام و یا ناسیونالیسم را به عنوان یکی از اجزای مهم نظام سیاسی- موروثی و به عنوان نهاد حاکمیت بلا منازع چند قرنی سلطنت معرفی کند. رضا شاه با قاطعیت تکلیف خود را مشخص کرده بود. دولت او همزمان با مبارزه با روحانیون و نه اسلام تجدید ساخت نظام پاترویمونالیستی ایران باستان را تبلیغ و ترویج ایدئولوژی دولت ساز ناسیونالیسم ایرانی و بهره گرفتن از امکانات گسترده ی بوروکراسی نظامی شروع کرد. (مجموعه اسناد لانه ی جاسوسی،33)

 

 

فصل سوم: هویت ملی در ایران

مقدمه

همانگونه که اشاره شد، پایه های اساسی ساخت دولت و ملت در معنای مدرن آن از سوی مشروط خواهان مطرح شد. شکست مشروطه خواهان در ترسیم مفهوم جدید دولت و ملت در اثر برخورد با دیوار ستبر سنت پادشاهی در ایران و نظریه ریشه دار ذل الهی پادشاه در تاریخ ایران عاقبت راه را برای باز پروری اندیشه حاکمیت فرد هموار نمود و از دل این جریانات حکومت فردگرای پهلوی ظهور کرد. این دولت در ترسیم مفهوم دولت – ملت مدرن در ایران با اتکای به اندیشه های روشنفکران حرفه ای نقش مهمی ایفاء نمود و در واقع اساس انحراف از مفهوم مدرن هویت ملی از این دوره آغاز گردید.

1-3- تاسیس هویت ملی در ایران

2-3- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم

آنچه که در جریان مشروطه خواهی اتفاق افتاد قرار گرفتن دو جریان منور الفکر اسلام گرا بود که عاقبت هیچ کدام از آنها راه به جایی نبرد. مشکل از آن جا آغاز گردید که مدرنیست های مشروطه خواه می­خواستند این مفهوم گرفته شده از نهضت مدرنیزاسیون اروپایی را عیناً در ایران پیاده کنند و به نوعی چشم به الگوی خارجی آن داشتند. بخشی از علما با پذیرش فرهنگ جدید و نهادهای آن سعی نمودند نیروی عقلانی خویش را برای توجیه منورالفکری به کار اندازند و آشتی بین دین و مدرنیسم را توجیه نمایند. در واقع انقلاب مشروطیت دوشأن نفی و اثبات داشت. شان نفی آن استبداد و ظلم و انحطاط بود و شان اثبات مشروطیت را باید در منورالفکری دانست در اولی علما حضور داشتند و در دومی روشنفکران گر چه بعد ها به ظاهر روشنفکران غرب گرا غلبه نمودند ولی پایه گیری مجدد استبداد موجب حذف سریع آنان از گردونه سیاست شد و نه تنها اصل حریت و آزادی و تکثر در ساخت دولت مدرن پذیرفته نشد، بلکه دولت جدید با حمله به ساخت های سنتی جامعه ی ایرانی استبدادی از نوع جدید باز تولید نمود. (مدد پور،1380: 226-220)

3-3- هویت ایرانی در پرتو مدرنیسم

بحث هویت اغلب در حوزه ی فرهنگی بررسی می شود چرا که منشاء تکوین هویت ها ساخت فرهنگی جامعه است در مباحث قبلی اشاره شد که فرهنگ سیاسی جامعه ی ایرانی خود به خود به نوعی باز تولید کننده استبداد است و جریان­های اصلاح طلب و مدرن تاکنون نتوانستند موفقیت چندانی در بازاندیشی نظریه سیاسی ایرانی داشته باشند. بدیهی است کنش­های تاریخی صد سال اخیر جامعه ی ایرانی در عرصه ساخت دولت – ملت منجر به چارچوب بندی مفهوم هویت ملی شد و آنچه که امروزه در دسترس ما است حاصل خوانش های تاریخی از این مفهوم است هویت ملی و تحقق آن در چارچوب دولت­های ملی جدید بستگی به نگاه نخبگان جامعه به مفهوم حقوق شهروندی دارد در صورتی که در جامعه ملی برابر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تک تک افراد آن به عنوان اعضای دولت ملی به رسمیت شناخته شود، قطعاً منجر به توزیع عادلانه ی فرصت ها می شود محصول این فرآیند پیدایش دولت ملی در معنای دقیق و مدرن آن است که عاقبت از بحرانی شدن این مفهوم جلوگیری می نماید. پژوهنده در این پژوهش مدعی است که مفهوم ملت در فرهنگ سیاسی ایران و به تبع آن هویت ملی تحت تاثیر الزامات اقتصادی، اجتماعی و بین­المللی شکل نگرفته است و خوانش­های ایدئولوژیک یا ناسیونالیستی از مفهوم هویت ملی در طول یک صد سال گذشته ایران موجب عقب ماندگی تاریخی گردیده است.(حسین زاده، 1386: 18)

4-3- فرآیند هویت سازی در ابتدای شکل گیری دولت مدرن

همانگونه که در مباحث نظری اشاره شد برای پیدایش دولت­های جدید نیازمند دو مرحله هستیم: اولی مرحله ی ملت

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید