Menu

مقاله در مورد آمریکا، خلیج، منافع، جنگ، نفت

0 Comment

مهم واگرایی و نگرش منفی امنیتی كشورهای خلیج فارس نسبت به یكدیگر به شمار می روند. بنابراین احساس تهدید و ناامنی واحدهای منطقه­ای مانعی جدی برای نهادینه شدن سازوكارهای درون منطقه ای امنیت، در منطقه و یكی از مهمترین موانع  همگرایی میان آنهاست.

 

 

 

 

 

بخش سوم

(موانع خارجی امنیت جمعی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3-3-1 حضور آمریکا در منطقه پس از جنگ سرد

تسلط بر خلیج فارس به معنای تسلط بر قلب دنیا می باشد. همین موقعیت استراتژیک موجب گردیده است چشم طمع بسیاری از كشورهای بزرگ دنیا به خلیج فارس، معطوف گردد.(پارساپور ، 1391ص4(

آمریکا به عنوان ابرقدرت مطرح پس از فروپاشی شوروی نظر بر تسلط کامل نسبت به منابع خلیج فارس بر اساس تکمیل سیاستهای پیشین خود،برای برآورد منافعش داشت ودر همین جهت حضور خود را بطور جدی پس از حمله عراق به کویت دنبال و با وقوع حادثه11سپتامبر در راستای کامل کردن  این سناریو بر تلاش خود افزود. بایستی  به این اصل اذعان داشت که در تمام بحرانها و ناآرامی هایی که در سطح منطقه اتفاق افتاده است  آمریکا سهم بسزایی داشته است و این در راستای این امر بوده تا وجود خود را در منطقه برای حمایت از هم پیمانانش موجه وبا این استراتژی موقعیت و منافع خود را حفظ و گسترش دهد.

3-3-1-1  حمله عراق به کویت

با پایان ‌یافتن جنگ ایران و عراق  در سال 1988 ، این تصور وجود داشت که شاید منطقه یك آرامش نسبی را به خود ببیند اما با حمله به کویت و اشغال آن به دست عراق ، امنیت در خلیج‌فارس حادتر شد.

سال 1990 نقطه عطف مهمی در تاریخ خلیج فارس است. حمله تجاوزكارانه عراق به كویت و اشغال خاك آن كشور و فروپاشی شوروی در این زمان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد چراكه زمینه ظهور دوران كاملا جدیدی را هم در منطقه خلیج فارس وهم در صحنه سیاست جهانی و روابط بین الملل فراهم آورد.همین امر منجر به یک رشته تغییر و تحولات در منطقه شد و با تغییر در ترتیبات امنیتی منطقه نیروهای نظامی آمریكا در خلیج فارس مستقر شدند. (واعظی،1385ص26)

نفوذ و سلطه آمریکا در منطقه بعد از بحران کویت مستحکم ترشد. ( نظرپور،1:1380)آمریکا به این امر واقف بود که با تسلط عراق بر کویت و قدرتمندتر شدن او منافعش و موقعیت کشورهای هم پیمان او به خطر می افتد و آمریکا مطمئنا این اجازه را نخواهد داد و در این قضیه دخالت خواهد کرد.با حمله عراق به کویت آمریکا به بهانه هواداری از کشورهای منطقه به دفاع از منافع خود در منطقه برآمد.

ایالات متحده آمریكا پس استقرر در منطقه دست به اقداماتی چون آزادسازی كویت و اعمال تهدیدها و تحریم های شدید بر علیه عراق زد. (واعظی،1385ص26)

پیامدها و ملزومات جنگ دوم خلیج فارس (1991،جنگ کویت) نه تنها موقعیت بسیار مناسبی را برای کاهش مسائل و مشکلات ناشی از حضور نظامی آمریکا در منطقه و برخی کشورهای آن ایجاد کرد بلکه باعث ترمیم تقویت و تثبیت موقعیت سیاسی – نظامی منطقه ای آن کشور نیز شد. ( اسدی،1381ص559 ) و به فکر استقرار کامل و کوتاه کردن دست دیگر رقیبان از تسلط بر این منطقه مهم برآمد تا اینکه وقوع حادثه 11 سپتامبر2001 و تبغاتی که به دنبال داشت این فرصت را برای آنان  فراهم نمود.

3-3-1-2  حادثه 11 سپتامبر2001

واقعه یازده سپتامبر فصل جدیدی را در نگاه امنیتی آمریكا به منطقه خلیج فارس گشود كه خود را در قالب اعلام جنگ علیه تروریسم بین المللی نشان داده (واعظی،1385ص26) وبه تصوراتش جامه عمل بپوشاند.

حادثه 11 سپتامبر در عرصه ی سیاست خارجی آمریکا از درجه اهمیت بالایی برخوردار است که منجر به اتخاذ راهبرد جنگ پیش گیرانه در سیاست خارجی آمریکا در برابر خطرهای جدید پس از جنگ سرد گردید، یعنی برخورد با آن پیش از آن که عملی شود. برخورد آمریکا با عراق بر پایه همین راهبرد صورت پذرفت. (  اطاعت، جهانیان 1370 ص61) چرا که آمریکا عنوان  می کرد که کشور عراق با توجه به داشتن سیاست  تهاجمی و بخاطر تسلط بر تجهیزات و سلاحهای کشتار جمعی ،تهدیدی جدی بر علیه منافع او و دیگر هم پیمانانش به حساب می آید و این بهانه ای شد تا به کشور عراق حمله و آن کشور را به اشغال خود در آورد. همگی به این موضوع اشراف داشتند که این سلاحها را آمریکا در جریان تحریک عراق در حمله به ایران در اختیار او گذاشته بود تا از این طریق بتواند ایران را مهار کند.زیرا ایران انقلابی دیگر نه تنها مانند سنوات گذشته حافظ منافع آمریکا نبود بلکه در مقابل او قد علم کره و خواهان این بود که دست او را از این منطقه استراتژیک کوتاه کند است. پس با این توضیح مختصر می توان به راحتی فهمید که آمریکا نمی تواند به دنبال خیر عموم و حفظ آرامش در بین  کشورهای خلیج فارس  باشد و تمام این حربه ها را برای حفظ منافعش انجام داده و خواهد داد.

3-3-2  اهمیت  خلیج فارس برای حضورآمریکا در این منطقه

ایالات متحده آمریکا از زمان استقلال، در خلیج فارس برای خود منافعی قائل شده و از آن هنگام با این منطقه ارتباط دارد.( حجار،1381ص15). تحرکات و اقدامات آمریکا در خلیج فارس همواره مبتنی بر یک رشته علایق و اهداف ویژه منطقه ای بوده است.

در بحث سیاست خارجی و روابط بین الملل اصلی وجود دارد مبنی براینکه رفتار متقابل کشورها همواره متوجه هدف یا اهدافی است. بنا به تعبیر این اهداف ، بخشی از منافع ملی کشورها در روابط با سایرکشورها و تحرکات منطقه ای و بین المللی تشکیل می شود. به عبارت روشن تر، در اینکه کشورها در روابط با یکدیگر اهدافی را دنبال می کنند تردیدی وجود ندارد. ضمنا درصحنه روابط بین الملل نیز همه کشورها به دنبال کسب، حفظ و یا توسعه هدف ها وآرمان ها یی هستند که منافع ملی خوانده می شود. آمریکا به عنوان یک ابرقدرت از دیدگاه سیاست خارجی اش و منافع ملی تعریف شده اش دررابطه با کشورها و مناطق و قاره های گوناگون جهان دارای علایقی بوده است به ویژه منطقه خلیج فارس با توجه به موقعیت ممتاز و حساس آن از جهات گوناگون اهمیت و موقعیت استراتژیک و ژئوپولیتیک، اقتصادی و مالی و سیاسی همواره یکی از مناطق مورد توجه شدید رهبران آمریکا بوده است.(اسدیان،1381ص216)

همانطور که بیان شد ایالات متحده آمریکا از زمان استقلال با منطقه خلیج فارس ارتباط دارد و از آن زمان اهداف و منافعی را در منطقه دنبال می کرده است، اما در مجموع اهمیت خلیج فارس برای آمریکائیان ازآن جهت است که:

1- منطقه خلیج فارس دارای بزرگترین ذخایر نفت است.

2- خلیج فارس به لحاظ استراتژیک، دنباله اقیانوس هند است.

3- خلیج فارس با درگیری های اعراب واسرائیل پیوند خورده است.

4- احساس خطر از ناحیه اسلام سیاسی دو کشورهای منطقه و روند روزافزون آن .

5- وابستگی چرخ صنعت غرب به امنیت ترانزیت نفتی دراین منطقه .( www.did.ir)

3-3-3 منافع و اهداف آمریکا در منطقه خلیج فارس

آمریکا در خلیج فارس دارای یکسری علایق ذاتی و ثانوی است. علایق و منافع ذاتی آمریکا در خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس شامل نفت و اسرائیل اما منافع ثانوی این کشور با مرور زمان تعیین و دچار تحول می شود. به عنوان نمونه جنگ عراق و کویت منافع ثانوی آمریکا را در خلیج فارس دچار تحول کرد. اما حتی پایان جنگ سرد هم منافع ذاتی آن کشور را تغییر نداده است. ( اسدیان ،1381س33 )

 

 

3-3-3-1  اهداف ومنافع ثانوی

مساله جنگ عراق علیه كویت و تحولات ناشی از آن، فرصتهای مناسبی را پیش‌ روی امریكا قرار داد تا اقدامات برنامه‌ریزی‌شده خاورمیانه‌ای خود را اجرا كند و بعلاوه، بهانه‌های حضورش در منطقه فراهم شود كه برخی از آنها به شرح ذیل است:

1ــ علاقه‌مندی به حضور فعال و مستقیم نظامی در منطقه با امضای قراردادهای دفاعی با كشورهای منطقه خلیج‌فارس و استقرار پایگاه‌های نظامی دائمی.

2ــ كنترل كامل بر ذخایر نفتی منطقه كه شصت‌وپنج ‌درصد از كل ذخایر انرژی جهان را در بر می‌گیرد. كنترل ذخایر نفتی منطقه خلیج‌فارس تسلط بر درآمدهای نفتی كشورهای صاحب‌ نفت خلیج‌فارس و سوق‌دادن درآمدها به سوی ایجاد تقاضا برای اقتصاد امریكا را سبب می‌شود.

3ــ افزایش فروش تسلیحات نظامی به منطقه، یعنی ایجاد فضایی تهدیدآمیز برای كشورهای منطقه و مجبورساختن آنها به افزایش خریدهای نظامی.

4ــ تدوین استراتژی میان‌مدت و بلندمدت برای حضور نیروهای امریكایی و اسرائیلی در منطقه خلیج‌فارس و راهبرد «كنترل از راه دور» و حمایت همه‌جانبه از حكومت های همگرا با امریكا. ( رائمل و دیگران، 1384ص34)

3-3-3-2  اهداف ومنافع ذاتی آمریکا

الف)نفت اصلی ترین علاقه آمریکا درخلیج فارس

نفت مهم ترین عنصر حرکت صنایع مدرن غرب و آمریکاست و غرب به کمک همین ماده حیاتی توانسته است به این سطح از رشد و رفاه نائل آید. نفت خلیج فارس ارتباط مستقیمی با هژمونی آمریکا دارد. این کشور برای گسترش نفوذ سیاسی خود در جهان صنعتی نیازمند آن است که همچنان کنترل راه های انتقال نفت و تامین امنیت آن را به عهده داشته باشد.

ب) مطلوبیت بازار خلیج فارس

اقتصاد کشورهای خلیج فارس بر صادرات نفت مبتنی است و درآمد حاصل ازآن دوباره به کشورهای صنعتی غرب و آمریکا بازمی‌گردد. بنابراین حتی اگر قیمت نفت افزایش یابد این افزایش در نهایت به نفع بازارهای مصرفی  آمریکایی خواهد بود. ( رائمل و دیگران، 1384ص 38-37)

ج)امکانات اقتصادی وتجاری منطقه

همه کشورهای منطقه، تولیدکننده نفت هستند و اقتصادشان بردرآمدهای نفتی قابل توجه استواراست، به ویژه در دوره های زمانی که قیمت نفت بنا به شرایطی افزایش داشته باشد آن ها ثروت های بالایی را کسب می کنند. این امر زمینه و انگیزه بسیار خوبی را برای نزدیکی روابط آمریکا با کشورهای منطقه به منظور بهره برداری هرچه بیشتر از امکانات اقتصادی و تجاری آن ها فراهم آورده است.( اسدی،1381ص324 )

د) توسعه نفوذ سیاسی

دیپلماسی آمریکا در دوران بعد از جنگ سرد در خلیج فارس نمونه بارز سیاست خارجی فعال و متحرک این کشور است. آمریکا به عنوان یک بازیگر فعال و توانا درصحنه سیاست بین الملل همواره برآن بوده است که در رفتار سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی نفوذ کند و آن ها را در راستای هدف ها و علایق گوناگون خود هدایت کند.(همان ،326 )

در تحقق اهداف و دستیابی آمریکا به منافعش در این منطقه ، نوع رابطه ای که با کشورهای منطقه برقرار می کند بسیار مهم است چرا که جواز ورود و تثبیت موقعیت خود را به دست همین کشورها می تواند اخذ کند و به حضور خود ادامه دهد. در نوع رابطه آمریکا با کشورهای منطقه ، اثرش در واگرایی بین کشورهای این منطقه به وضوح آشکار می شود.

3-3-4 نوع رابطه آمریکا با کشورهای منطقه پس از جنگ سرد

با نگاهی به ساختار قدرت در منطقه خلیج فارس، می‌توان سه قطب اصلی به عنوان بازیگر و سه نوع ساخت قدرت را از هم

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید