مقاله درباره حکمرانی، دولت، ،، حکومت، بازیگران

انحراف‌هاي اجتماعي نيز بالفعل بازتاب نبود سرمايه اجتماعي خواهد بود( همان). مسائل اجتماعي ـ مانند ساختهاي اقتصادي نامطلوبي كه موجب نابرابريهاي بزرگ مي‌شود ـ باعث مي‌گردند كه اقشار اجتماعي مبتلا به اين مسائل فاقد تعلق و دلبستگي و هويت نسبت به كل جامعه شوند و اين آغاز بي هويتي و از خود بيگانگي در بين اقشار جامعه مي‌شود .( آلمال :1383) با اين كه سرمايه اجتماعي عموماً به عنوان ارزش‌هاي مثبت تعريف مي‌گردد؛ اما مي‌توان سرمايه اجتماعي منفي را نيز در تحليل خود مورد محاسبه قرار داد و در يك جمع جبري با سرمايه‌هاي اجتماعي مثبت به ميزان سرمايه‌هاي اجتماعي مطلوب دست يافت.( همان) تشكيل يك سازمان غير دولتي مستلزم آن است كه ارزش‌ها و هنجارهاي مشترك (چه مثبت و چه منفي) ميان افراد وجود داشته باشد تا موجب گردد اين افراد در جهت تحقق بخشيدن به اين اهداف و هنجارها در سطح جامعه اقدام به سازماندهي و تشكيل گروه نمايند. همانطور كه ذكر گرديد يكي از شاخص‌هايي كه براي اندازه‌گيري ميزان سرمايه اجتماعي در جامعه مورد استفاده قرار مي‌گيرد حجم فعاليت داوطلبانه افراد است. از آنجائيكه فعاليت داوطلبانه افراد عمدتاً از طريق مشاركت در گروه‌هاي غير دولتي رسمي و غير رسمي صورت مي‌پذيرد مي‌توان ازحجم و گستردگي فعاليت سازمان‌هاي غير دولتي به عنوان معياري در جهت سنجش ميزان سرمايه اجتماعي استفاده نمود.مي‌توان گفت اگر جامعه مدني را بسان يك اتومبيل فرض كنيم، سرمايه اجتماعي به مثابه سوخت اين اتومبيل به شمار مي‌آيد كه بستگي به مقدار سوخت مي‌توان پيش بيني كرد كه چه مسافت‌هايي را مي‌توان طي كرد، سازمان‌هاي جامعه مدني مانند خيريه‌ها، سازمان‌هاي غير دولتي و غيره به مثابه موتور اين اتومبيل به شمار مي‌آيد، كه هر چه قدرتمند باشد مي‌تواند سربالايي‌هايي با شيب‌هاي زياد را هم طي كند. همبستگي بين سرمايه اجتماعي و سازمان‌هاي جامعه مدني در اين مثال به خوبي پيداست. .( نشریه داوطلب : 11 )

دكتر غلامعلي توسلي جامعه‌شناس معتقد است : ‹‹ توسعه سازمان‌هاي غير دولتي يكي از اقداماتي است كه به شكل گيري جامعه مدني كمك مي‌كند.›› .( توسلی :1383؛52) با افزايش تشكل‌هاي غير دولتي همبستگي‌ اجتماعي تكثير مي‌شود و عمق مي‌يابد.به طوركلي مي توان گفت ايجاد سرمايه اجتماعي مستلزم عوامل زير است: ( نشریه داوطلب ؛ همان)

1ـ شهرونداني فعال و مطلع به عنوان بازيگران

2ـ شبكه‌اي غني از سازمان‌هاي داوطلب و آژانس‌ها

3ـ مجمع‌هايي براي مشورت عمومي به عنوان فرصت

2-5 حکمرانی و ابعاد آن

مفهوم حکمرانی با برخورداری از قدمت چند هزار ساله، همواره در بین جوامع بشری، نمود  عینی داشته است. اغراق نیست که اگر مدعی شویم که این مفهوم به پیشینگی تمدن بشری است.  این مفهوم به عقیده «صانعی» در دولت شهر های آتن  نیز رواج داشته است. به عقیده او زمانی که دولت در نظر شهروندان به‌عنوان نهادی مستقل مطرح می‌شود (به جای اینکه یک فرایند باشد)، نیاز به حکمرانی به‌عنوان مفهومی جدای از دولت خود را آشکار می نماید. گفته می شود که در آتن باستان که به‌عنوان مهد دموکراسی شناخته شده است، شهروندان در بازار شهر همدیگر را ملاقات می کردند تا به مسائل مورد توجه جامعه و نحوه رفع آن بپردازند. در چنین شرایطی، دولت فرایندی برای پرداختن به مسائل و رفع آن بود( صانعی، 1385: 27).

معنای ساده حکمرانی در تعبیر سازمان ملل، فرایند تصمیم گیری و اجرا تصمیمات است و دولت یکی از بازیگران مهم آن به حساب می آید که در بطن آن بازیگران دیگری نیز وجود دارند که با توجه به وابستگی شان به سطوح مختلف حکومت متفاوت هستند که این وضعیت در مناطق شهری  پیچیده تر است (سازمان ملل متحد:1). پیچیدگی برتابی مفهوم حکمرانی در سطوح خرد حاکمیت، عمدتا بواسطه وجود خرده لایه های دولت یا سازمان های غیر دولتی در قالب بازیگران محلی یا غیر رسمی است و از آنجا که دولت یکی از بازیگران  عمده حکمرانی محسوب می گردد، سطح دخالت دیگر بازیگران حکمرانی بسته به میزان وابستگی با مقوله حکمرانی دولت است که این امر محل مناقشه و بحث را در این خصوص فراهم آورده است(همان). در خصوص مفهوم حکمرانی تا اکنون مباحث گسترده ای مطرح گردیده است و  نویسندگان زیادی سعی کرده اند که ابعاد آن باز شود. این مفهوم در دهه های اخیر محبوبیت فراوانی در بین سازمان های خیریه ای، دانشمندان علوم اجتماعی، بشردوستان و جامعه مدنی پیدا کرده است. این محبوبیت ناشی از این واقعیت است که می توان مفهوم حکمرانی را به طیف گسترده ای از مسائل، روابط و رسومات دخیل در فرایند مدیریت عمومی و  امور مربوط به حوزه خصوصی به کار برد (سازمان ملل متحد، 2006: 3).

2-5-1 – تعاریف حکمرانی

واژه حکمرانی از لغت یونانی(kybernan) و (kybernetes) گرفته شده است و معنی آن هدایت کردن و راهنمایی کردن و یا چیز ها را در کنار هم نگه داشتن است(نوبری و رحیمی، 1389: 5) اما با این همه، این مفهوم از مفاهیمی است که از آن تعاریف گوناگونی ارائه گردیده است. گسترده گی جنبه های مفهومی آن الزامی است تا نویسندگان و پژوهشگران همواره در راستای ارتقاء نظام سیاستگذاری، آن را مد نظر داشته باشند. برخی از نویسندگان از مفهوم حکمرانی تعبیر به اعمال اقتدار اداری، اقتصادی و سیاسی در روابط بین دولت و جامعه مدنی و دیگر نهاد ها با دولت نموده اند. و برخی نیز مانند آقای «کاظمیان» از حکمرانی تعبیر به فرایند می کند. از دید او حکمروایی نوعی فرایند است که متضمن نظام به هم پیوسته ای است که هم حکومت و هم اجتماع را در بر می گیرد(کاظمیان،1386 5:). حکمرانی همچنین را می‌توان “نفوذ هدایت شده در فرایند های اجتماعی” تعریف کرد که مکانیسم های مختلفی در آن درگیر هستند، برخی از این مکانیسم ها بسیار پیچیده اند و فقط از بازیگران بخش دولتی سرچشمه نمی گیرند( صانعی، پیشین: 27).  اگر بخواهیم در خصوص مفهوم حکمرانی به تعابیر دقیقتری رجوع کنیم جدل زیر کمک گسترده ای به ادامه بحث در خصوص مفهوم حکمرانی می کند.

 

 

 

 

نام نویسنده مفاهیم، تعاریف و ویژگی های حکمرانی
سازمان ملل«کمیته اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوسیه»[1]

(بی تا:1-2)

1-تعریف: فرایند تصمیم گیری و اجرای تصمیمات
2-ویژگی های حکمرانی:

·        مفهوم جدیدی نیست؛

·        در چند زمینه مختلف همچون حکومت اندام وار، حکومت بین المللی، حکومت ملی و حکومت محلی به کاربرده می شود؛

·        این مفهوم بر بازیگران رسمی و غیر رسمی درگیر در تصمیم گیری و اجرای تصمیمات و ساختار های رسمی و غیر رسمی که برای موفقیت و انجام تصمیمات طراحی شده اند، متمرکز می شود؛

·        در این مفهوم حکومت یکی از بازیگران آن به حساب می آید. دیگر بازیگران عبارتند از :

·        در سطح روستایی: زمینداران با نفوذ ، انجمن کشاورزان روستایی ، تعاونی ها ، سازمان های غیر دولتی ، موسسات پژوهشی ، رهبران مذهبی ، نهادهای مالی، احزاب سیاسی ، نظامی و..

·        در سطح شهری: وضعیت در مناطق شهری بسیار پیچیده تر است.  بازیگران این سطح عبارتند از: فقرای شهری، طبقه متوسط شهری، کارگران و کارمندان، مافیا،  نخبگان شهری،  تصمیم سازان سطوح ملی، استانی و محلی، مقامات محلی، بنگاهها، مقامات دولتی سطوح میانی، متخصصان و آموزش دهندگان ملی و محلی

·        در سطح ملی: علاوه بر بازیگران فوق ، رسانه ها ، لابی ها ، اهدا کنندگان بین المللی ، شرکت های چند ملیتی و غیره.

سازمان ملل« کمیته اقتصادی و اجتماعی»[2](سازمان ملل، 2006: 3) حکمرانی به عنوان “بکاربردن قدرت اقتصادی ، سیاسی و اداری برای مدیریت امور مربوط به یک کشور در تمام سطوح” تعریف شده است. حکمرانی شامل مکانیسم ها، فرآیندها، رسومات که از طریق آن شهروندان و گروه های  به بیان منافع، حقوق و تعهدات خود می پردازند، می شود.
 

 

مک کاولی[3](2005: 1)

·          حکمرانی بر حسب وجود  تعاریفی که از آن وجود دارد عبارت است از:

·          فرایندی که  در آن دولت انتخاب می کند، کنترل می کند و تغییر می دهد؛

·          سیستمی از تعامل بین دولت ، قوه مقننه و قوه قضائیه؛

·          توانایی دولت برای ایجاد و اجرای سیاست های عمومی؛

·          به مثابه مکانیسم هایی  برای ارتباط، تعامل و تعریف منافع میان شهروندان، گروه ها و نهادهای قدرت.

لغت نامه آکسفورد شیوه یا عمل حاکم بر حکومت یا سازمان های آن و … که بواسطه آن کارایی بیشتری از حکومت انتظار می رود.
کتاب آکسفورد مدیریت عمومی[4]

(فرلیه[5] و همکاران، 2005: 282)

این مفهوم بوسیله لین(Lynn)، هینریچ(Heinrich) و هیل(Hill) بعنوان روش های حکومت، قواعد، نقش ها، تصمیمات قضایی و اعمال مدیریتی که تدارک خدمات و اهداف عمومی را تحمیل، تجویز و مقدور می سازد، بکار برده شده است.

جدول شماره 1: حکمرانی« تعابیر، تعاریف و ویژگی ها»، ترسیم از نگارنده

 

2-5-2- سطوح حکمرانی

حکمرانی در چهار سطح زیر مطرح می شود:

1-   در سطح فضای جهانی:  حکمرانی در این سطح با مسائل فراتر از حوزه دولتهای ملی سروکار دارد.

2-   در فضای ملی: این سطح خود دارای سطوح زیر است: سطح ملی، استانی، شهری و محلی

3-   در فضای سازمانی: این سطح شامل فعالیتهای مختلف سازمانها می شود که معمولا باید در برابر هیأت مدیره پاسخگو باشد. برخی از این سازمانها خصوصی اند (نظیر شرکتهای تجاری خصوصی) و برخی دیگر دولتی هستند: نظیر (بیمارستانها، مدرسه‌ها، شرکتهای دولتی و…)

4-   در فضای جوامع محلی: این سطح شامل فعالیت هایی در سطح محلی می شود(سازمان ملل متحد:1).

2-6  مفهوم حکمرانی در عرصه سیاستگذاری

اما پرسش عمده این است که مفهوم حکمرانی چگونه وارد عرصه سیاستگذاری کشور ها گردید و بانک جهانی بعنوان متولی رشد و توسعه این مفهوم در عرصه سیاستگذاری عینی، چگونه به این نتیجه رسید که آن را در قالب بسته های سیاستی تحت عنوان حکمرانی خوب و لوازم آن به کشور های در حال توسعه پیشنهاد کند.  این مفهوم تحت تاثیر گسترده سازمان های بین المللی ابعاد مختلفی به خود گرفت است. از دیدگاه، صندوق بین المللی پول شفافیت مالی و پولی شرط لازم پاسخگویی حکومت بود(میدری، 1383: 3) که بطبع استاندارد هایی نیز برای آن در نظر گرفته می شد. بانک جهانی نیز با توسعه مجموعه بیشتری از ویژگی ها، این مفهوم را ارتقاء بخشید و دو متغیر رقابت و پاسخگویی(همان) را به ابعاد آن افزود که این امر ورود این مفهوم را به عرصه های مختلف نظام سیاستگذاری کشور ها (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دایره بسیار گسترده تری از سیاست ها) باز نمود. اما بیشترین تاثیر بر عمومیت یافتن این مفهوم را بانک جهانی بر عهده داشته است. دوره های سیاستگذاری که بانک جهانی در این خصوص مد نظر داشته است مدعای ما را در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید