Menu

مقاله درباره جنگ، ،، سیاسی، نبرد، نخبگان

0 Comment

ساختن رقیب به شکست است، پیش از این که بتواند از نیروهایش استفاده و یا تیرهایش را پرتاب کند.

هدف نبرد اطلاعاتی تأثیرگذاری بر افکار و به­ویژه افکاری است که تصمیمات کلیدی جنگ و صلح را می­گیرند. توانمندی­های ایجاد شده در فعالیت­های روانشناسی، مسائل عمومی و مدنی به همراه آژانس­های اطلاعاتی، طراحان ماهواره­ای[45]، متخصصان ارتباطات[46] و نوابغ کامپیوتر بیان­گر توسعه در عرصه­ی نبرد اطلاعات هستند

.(Singal, 1994 : 37-39) در حالی که مفهوم نبرد اطلاعاتی دربرگیرنده کامپیوترها، جنگ الکترونیک و شبکه­های ارتباطی در فعالیت­های نظامی است، مناقشات دولتی را تحت تأثیر قرار می­دهد و مجموعه­ای از بازیگران جدید را در فضای سایبر وارد عرصه­ی نبرد اطلاعات می­کند.

نبرد اطلاعاتی استفاده از اطلاعات برای رسیدن به اهداف ملی است كه داراي دو بخش مجزای جنگ رایانه­اي[47] و جنگ شبکه­ای[48] مي­باشد. ایده­ی نبرد اطلاعاتی منحصراً وابسته به وجود شبکه­های انتقال داده­ها مانند ماهواره­ها، سیستم­های کامپیوتری و مخابراتی نیست، بلکه بیشتر بر جنبه­ی روانی و فرماندهی استراتژیک جنگ تأثیر دارد. به­طور کلی ویژگی­های نبرد اطلاعات استراتژیک را در هفت محور کلی می­توان مورد بررسی قرار داد که در جدول زیر بیان شده است.

 

 

 

2-11-4-1) ویژگی­های نبرد اطلاعات استراتژیک:

ویژگی­های نبرد اطلاعات استراتژیک را در هفت محور کلی می­توان مورد بررسی قرار داد.

جدول شماره 2،2 : ویژگی­های نبرد اطلاعات استراتژیک

 

ویژگی­ها پیامدها
کم هزینه بودن تهدیدات را به شدت چند برابر می کند هر کس می­تواند حمله کند
از بین رفتن مرزهای سنتی، ایجاد مشکل می کند شاید مشخص نشود چه کسی مورد حمله قرار گرفته، چه کسی حمله کرده، یا چه کسی مسئول آن است
مدیریت افکار و درک مردم، نقش ها را گسترش داده است شاید نتوان تشخیص داد چه چیزی واقعیت دارد
اطلاعات استراتژیک هنوز در دسترس نیست شاید ندانیم چه کسی دشمن ما خواهد بود. یا اهداف و امکانات آنها چیست
هشدارهای تاکتیکی و برآورد حمله، بسار دشوار است شاید ندانیم که مورد حمله قرار گرفته ایم، چه کسی حمله می کند. یا چگونه حمله می کند
ایجاد و حفظ ائتلاف ها دشوارتر خواهد بود شاید به کسانی اتکا داشته باشیم که آسیب پذیرند
آسیب پذیری قلمرو (ایالات متحده) شاید اهرم فشاری در اختیار دشمنان قرار دهد ایالات متحده احتمالاً دیگر به عنوان قلمرویی امن نخواهد بود

 

2-12) ابعاد جنگ نرم:

برای جنگ نرم ابعاد گوناگونی برشماری شده است، ولی جنگ نرم سه بعد اساسی در برمی­گیرد:

2-12-1) بعد فرهنگی:

بعد فرهنگی، مهم­ترین بعد جنگ نرم است. تهاجم فرهنگی، مقدمه­ی جنگ نرم به شمار می­آید؛ زیرا عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا با استفاده از ساز­و­کارها و روش­های فرهنگی، بر ارزش­های بنیادی جامعه (مانند خدامحوری، دشمن­ستیزی، عدالت­خواهی و خودباوری)، نگرش­های پایه (مانند نگرش به بیگانگان، حکومت وروابط اجتماعی)، ترجیحات اساسی (مانند ترجیحات اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) آداب و رسوم و منش و رفتار اجتماعی، تأثیر بگذارند و آن­ها را تغییر دهند. نتیجه­ی جنگ نرم فرهنگی، استحاله­ی فرهنگی و تغییر هویت است (ناطقی،1390: 40).

 

2-12-2) بعد سیاسی:

عاملان جنگ نرم درصددند تا نوع نگرش ، موضع گیری و کنش شهروندان یک جامعه را در برابر حکومت و نهاد های سیاسی آن دستکاری نمایند و آنان را برای دست یازیدن به کنش های اعتراض آمیز مانند راهپیمایی،تظاهرات،اعتصاب،و جز آن، ترغیب کنند. به تعبیر روشن تر ، عاملان جنگ نرم در پی آن هستند که شهروندان جامعه را وادار به نافرمانی- مدنی نمایند تا بر اثر آن ، رفتار حکومت ، یا حتی نوع حکومت به تدریج و دستخوش تغییر کنند و مشروعیت ،مقبولیت و کار آمدی الگو سیاسی موجود را مورد تردید قرار دهند شاید از این رو است که برخی محققان انقلاب های رنگی را در زمره جنگ نرم سیاسی قرار دهند زیرا در این فرآیند الگوی سیاسی کشور هدف  به چالش کشیده می شود. برخی صاحب نظران بعد سیاسی جنگ نرم را با اهمیت تر از سایر ابعاد می دانند . متولیان بنیاد فرهنگی، پژوهشی غربی شناسی در نوشتاری با عنوان «شیوه های به کار گیری قدرت نرم» آنان تهدید و جنگ نرم رااقدام سیاسی می دانند(عسگری، 1390: 78).

2-12-3) بعد اجتماعی:

سومین بعد جنگ نرم بعد اجتماعی است از جمله مولف های بعد اجتماعی جنگ نرم ، کنش های اجتماعی ، روابط و تعاملات ، آداب و رسوم و رفتار های اجتماعی است . عاملان جنگ نرم در پی آن هستند تا بر هویت مردم جامعه انسجام اجتماعی ، روحیه ملی ، سرمایه اجتماعی ، الگو های رفتاری و دلبستگی ملی تاثیر بگذارند(عسگری، 1390: 79-78).

2-13)مخاطب شناسی جنگ نرم:

همه افراد جامعه می­توانند بخش­های مشخصی باشند که مورد نظر عاملان جنگ نرم قرار گرفته که در حالت کلی می­توان مخاطبان جنگ نرم را به دو سطح، نخبگان و مردمان کشور هدف دسته­بندی کرد.

2-13-1) نخبگان فکری کشورهدف:

هدف اصلی جنگ نرم در سطح نخبگان که سطح راهبردی كشور و بالاترین سطح رویارویی جنگ نرم است و به رهبران و نخبگان فکری و سیاسی كشور هدف باز می‌گردد، تضعیف و کاهش قدرت تأثیر‌گذاری و جریان‌سازی نخبگان در محیط داخلی و بین‌المللی است. بازیگران به هر میزان كه در این سطح، قدرت نخبگان را کاهش دهند یا آن­ها را با خود هماهنگ نمایند، امكان پیروزی بیشتری خواهند داشت. در این سطح از جنگ نرم با مدیریت ادراک نخبگان، تلاش می‌‌‌شود تا برآورد‌ها و شناخت نخبگان از پدیده‌‌‌ها دستکاری شود و یا با انجام عملیات روانی بر آنان، عزم و اراده آنان را دگرگون سازند(ناطقی،1390: 42).

 

 

2-13-2) مردمان کشورهدف:

هدف اصلی جنگ نرم در سطح ‌مردمان، عنصر مردمی قدرت ملی كشور است. هدف از جنگ نرم در این سطح، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آن­ها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شكل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شكاف بین مردم و حاکمیت است. جنگ نرم در این سطح می‌تواند بر میزان حمایت مردم از سیاست‌های نظام و نخبگان مؤثر باشد. كشوری که از قدرت نرم لازم در این سطح برخوردار باشد، به طور طبیعی، فاقد بحران‌های سیاسی، مشروعیت، کارآمدی، مشاركت، مقبولیت و هویت خواهد بود و بازدارندگی مردمی در برابر جنگ نرم شكل خواهد گرفت (عسگری، 1389: 161-162).

2-14) نظریه پردازان اصلی جنگ نرم:

2-14-1) جوزف نای[49]:

اصلی­ترین نظریه پرداز جنگ نرم جوزف نای است. ابعاد نرم­افزاری یا «نرم­افزار گرایی[50]» اصطلاحی است که از دیدگاه جوزف نای، نظریه پرداز امریکایی در زمینه ضرورت بهره­گیری ایالات متحده از منابع قدرت نرم گرفته شده است. مفهوم قدرت نرم را می­توان در کارهای«هانس جی مورگنتا[51]، کلوس کنور[52]  وري کلاین[53]»  نیز ردیابی کرد. اما همان­گونه که در سال­های اخیر جوزف نای آن را خلاصه کرده، قدرت نرم، دستیابی به آنچه می­خواهید، از طریق جاذبه به جای تطمیع است. این قدرت ناشی از جذابیت فرهنگ، آرمان­های سیاسی و سیاست­های یک کشور است. از نظر وی، قدرت نرم شامل تبلیغات، اما بسیار وسیع­تر از آن است؛ چیزی بیش از تصویر ذهنی، روابط عمومی و محبوبیت زود گذر؛ یک قدرت بسیار واقعی، توانایی دستیابی به اهداف.نولیبرال­های آمریکایی مانند جوزف نای، نظریه قدرت نرم و جنگ نرم را توسعه داده و آن را برای بقای توان ساختاری و بین­المللی آمریکا اجتناب ناپذیر دانسته­اند. این مطلب، الگوی رقابت و منازعه در سیاست بین­المللی را تحت تأثیر قرار داده است. به طور کلی  اگر تولید مشروعیت به عنوان یکی از نشانه­های قدرت نرم محسوب شود در آن شرایط مشروعیت­زدایی ساختاری و کارکردی می­تواند یکی از شاخص­های جنگ نرم تلقی گردد (متقی، تابستان 1388: 59).

از این منظر، قدرت نرم در سیاست بین­الملل ناشی از عوامل نامشخص اما بسیار واقعی مانند ارزش­های غالب و فرهنگ جذاب است که به جای یک اقدام مشخص و قابل مشاهده، یک نفوذ کلی پدید می­آورد. بر این اساس، قدرت نرم چیزی فراتر از قدرت فرهنگی است و دیگر اینکه به اندازه قدرت سخت، وابسته به دولت نیست و تنها چنبره حکومت محبوس نبوده و فرهنگ عمومی جامعه تأثیر فراوانی بر آن دارد؛ بنابراین، از مهم­ترین تمایزات قدرت نرم با قدرت سخت، مردمی بودن و غیر رسمی بودن آن است.نای در تقسیم بندی خود از قدرت، برای نخستین بار واژه­ی قدرت نرم را در برابر قدرت سخت مطرح می­کند (Hardpower – Softpower, 2005) وی معتقد است: «قدرت نرم عبارت است از توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران بدون استفاده از زور» شخصیت جذاب، فرهنگ، ارزش­ها و سازمان­های سیاسی دارای مقبولیت و سیاست­هایی که دارای مشروعیت و اعتبار اخلاقی هستند. تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و بطور کلی سرمایه­هایی که جذابیت را ایجاد می­کنند. از نظر جوزف نای از منابع و مؤلفه­های قدرت نرم هستند (Nye,op.cit: 35).نای با اشاره به انقلاب اطلاعات معتقد است شرایط بروز قدرت نرم طی سال­های اخیر به شکلی باور نکردنی تغییر کرده است. انقلاب اطلاعات و جهانی سازی جهان را دستخوش تغییرات بنیادین نموده است. انقلاب اطلاعات، جوامع و شبکه­های مجازی را موجب شده که مرزهای کشورها را در هم نوردیده­اند تا همکاری­های فراملی و عاملان غیر حکومتی نقش­هایی مهمتر ایفا کنند. رهبری سیاسی به رقابتی برای جذابیت، مشروعیت و اعتبار بیشتر تبدیل شده است (Nye,op.cit: 10).جوزف نای معتقد است برای بهره­مندی حداکثری از این دوره اطلاعاتی باید ابزارهای زیر را در اختیار داشت:

  • کانال­های چندگانه­ی ارتباطی
  • سنت­ها و ایده­های فرهنگی که به نرم­های جهانی غالب نزدیک باشند
  • اعتباری که ارزش­های و سیاست­ها افزایش یابد.

در نهایت وی نتیجه می­گیرد که قدرت در عصر اطلاعات، نه فقط از قدرت سخت، بلکه از آمیزه­ای از هر دو قدرت (سخت و نرم) ناشی می­شود (Brooke,2000: 13  و خرازی، 1384).

در این ارتباط جوزف نای تأکید دارد که در فضای جنگ نرم و فرآیند تولید قدرت نرم باید اقدام­های غیر محسوس، پیچیده و غیر مستقیم به کار گرفته شود. وی در این ارتباط تأکید دارد که:«اغلب مشکل است بدانیم در صورت نبود دستورهای ما، دیگران چگونه رفتار می­کردند  گاهی اوقات می­توانیم بدون دستور دادن و تنها از راه تأثیر گذاری بر رفتار دیگرا ن به نتایج دلخواه برسیم در واقع، این امکان وجود دارد که بدون داشتن قدرت محسوس بر دیگران با بسیاری از نتایج مورد در خواست خود برسیم ، سیاست­مداران کار آموزده، اغلب این قبیل مسائل رفتاری را تحریکی بسیار پیچیده می­دانند .، آنها قدرت را داشتن قابلیت­ها را مانعی می­دانند که بر نتایج تأثیر داشته باشد و تبدیل منابع به قدرت تحقق یافته به منظور به دست آوردن

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید