Menu

مقاله با موضوع نفت، .، ﭼﻴﻦ، آﻣﺮﻳﻜﺎ، بشکه

0 Comment

سیاست خارجی چین جایگاه ویژه ای یافته اند. تکاپوی چین برای دستیابی به منابع انرژی شامل طیفی از تجارت دو جانبه با کشورهای تولید کننده انرژی گرفته تا اجرای پروژه های کلید در دست، کمک های بلاعوض، بخشش بدهی ها و کمک به ساخت جاده ها، پل ها، ورزشگاه ها و بزرگراه ها در این کشور بوده است. در همین راستا، چین در دسترسی به منابع کلیدی از طلا در بولیوی تا زغال سنگ در فیلیپین و نفت در اکوادور و گاز طبیعی در کانادا موفقیت های قابل توجهی کسب کرده است.

دیپلماسی انرژی چین مبتنی بر دستیابی به منابع انرژی، سرمایه گذاری و انعقاد قراردادهای بلند مدت در بخش های بالادستی و پائین دستی کشورهای تولید کننده انرژی است ومناطق عمده نفت خیز جهان به عرصه حضور شرکت های چینی برای تولید و اکتشاف تبدیل شده اند. در حال حاضر شرکت های CNPC,SINOPEC و NOOC در پروژه های بالادستی در آفریقا، خاورمیانه، آسیای مرکزی، آسیای جنوب شرقی، اقیانوسیه و آمریکایی شمالی و جنوبی فعالیت دارند.(پاکدامن، حاجی میرزایی، 1385، 52)

رویکرد چین  به امنیت انرژی

تامین، تضمین و اهمیت انرژی در شرایط فعلی یکی از اولویت های استراتژیک کشور چین است. در میان کشورهای آسیایی، چین از بالاترین نرخ های رشد اقتصادی برخوردار است و به همین دلیل افزایش مصرف انرژی این کشور نیز سرعت گرفته است. هم زمان با رشد و توسعه اقتصادی چین در زمان حاضر، این کشور از جمله کشورهای خریدار انرژی و سرمایه گذار در حوزه نفت وگاز است. آن گونه که محاسبه کارشناسان اقتصادی چینی این است که بین سالهای 2020-2010 حجم مبادلات اقتصادی کشور به مقام دوم در جهان خواهد رسید و شاید حتی از آمریکا فزونی گیرد، بنابراین، آشکار است که چین در آستانه قرن 21 و اوائل این قرن با شرایط کاملا متفاوت با دو دهه پیش از آن رو به رو خواهد شد.(امیدوار نیا،1382، 14)

با این روند، به نظر کارشناسان چینی اهمیت نفت در امنیت اقتصادی کشورها روز به روز افزایش می یابد و سیاست خارجی مبتنی بر ملاحضات درباره نفت در مناسبات امروزی کشورها جایگاه ویژه ای دارد.

 

 

استراتژي نفتي چين

اقتصاد چين در خلال دو دهة گذشته به طور متوسط حدود 9 درصد در سال رشد کرده و همين مسأله تقاضای اين کشور برای مصرف انرژی را به شدت افزايش داده است.چين بخش اعظم انرژی مورد نيازش را از ذغال سنگ تأمين می کند .با اين حال اين کشور در حال حاضر دومين مصرف کنندة نفت دنيا پس از ايالات متحده است. چين زمانی بزرگترين صادر کنندة نفت در آسيا به حساب می آمد اما از 1993 به وارد کنندة نفت تبديل شد. آژانس بين المللی انرژي برآورد کرده است که واردات نفت چين از 5/3  ميليون بشکه در سال 2006 به 1/13 ميليون بشکه در 2030 خواهد رسيد. چين در حال حاضر حدود نيمی از نفت وارداتی خود را از خاورميانه تأمين می کند. چين تنوع بخشی به واردات خود را مد نظر قرار داده و در اين راستا به ويژه به آفريقا توجه ويژه ای داشته است.

آفريقا حدود 9 درصد از ذخاير اثبات شدة نفت جهان را در اختيار دارد در حالی که اين رقم برای خاورميانه حدود 60 درصد است . البته امکان پيدا شدن ذخاير جديد در اين قاره نيز وجود دارد . چين هم اکنون حدود يک سوم نيازهای نفتی خود را از آفريقا تأمين می کند. در اين ميان آنگولا ، جمهوری کنگو ، گينه استوايي و سودان بزرگترين صادر کنندگان آفريقايي نفت به چين به حساب می آيند.

صنعت و حمل ونقل در مرکز توسعه اقتصادی در هر کشور قرار دارد و هر دو بخش در دنيای امروز به دسترسی مستمر به سوخت های هيدرو کربنی وابسته است . اهميت نفت در بخش حمل ونقل ،بسيار حياتی است . برای توليد برق می توان از ديگر انواع سوخت های فسيلی همچون ذغال سنگ استفاده کرد اما در حمل ونقل چنين امکانی در شرايط حاضر وجود ندارد. صنعت نيز همچنان به طور گسترده به مصرف فرآورده های نفتی وابسته است. با این حساب می توان انتظار داشت رشد مصرف نفت در چین، همچنان به موازات رشد اقتصادی و افزایش نسبی سطح رفاه ادامه پیدا کند.

برپايه گزارش آژانس بين المللی انرژي مصرف نفت چين در حدود 20 سال آينده دو برابر خواهد شد و از 7/7 ميليون بشکه در سال 2008 به 3/16 ميليون بشکه در 2030 افزايش خواهد يافت. در همين حال روند توليد در اين کشور شيب نزولی ملايمی را طی خواهد کرد و از 8/3 ميليون بشکه در سال 2008 به 2/3 ميليون بشکه در 2030 کاهش خواهد يافت. اين امر سبب خواهد شد در سال 2030، چين به بزرگترين وارد کنندة نفت خام تبديل گردد واز اين نظر آمريکا را نيز پشت سر بگذارد.( واردات 5/13 ميليون بشکه در برابر 7/12 ميليون بشکه آمريکا.) (میرترابی،1384، 205)

چين احساس می کند در اين شرايط آسيب پذيری اين کشور به واسطة افزايش وابستگی به واردات نفت افزايش خواهد يافت . اين آسيب پذيری هم در برابر بروز شوک های قيمتی است و هم بروز اختلال در عرضه نفت به چين. در اين راستا پکن تلاش های گسترده ای را برای کاهش آسيب پذيری خود تدارک ديده است. سياست انرژي چين از اين نظر هم راستا با سياست خارجی کلان اين کشور تنظيم شده است. در عين حال که بايد توجه داشت شرکت های نفتی دولتی چين در تدوين و اجرای سياست انرژي نقش ممتازی دارند. اين شرکت ها فعاليت خود را در مناطق مختلف جهان به شدت توسعه داده اند.

رهبران چين، از افزايش وابستگي اقتصاد خود به نفت وارداتي نگران هستند. به علاوه، حدود نیمی از نفت چين از منطقه خاورميانه تأمين مي‌شود. جدا از ناآراميها و تنشها در اين منطقه، تمام خطوط حمل و نقل دريايي نفت در آنجا، تحت كنترل آمريكا قرار دارد.ایالات متحده پس از جنگ سال 2003 ،حضور نظامی خود را در خلیج فارس تقویت کرده است.اين باور تقريباً عمومی در محافل سياسی چين مطرح است که سياست آمريکا در خاورميانه در اساس بر محور کنترل نفت اين منطقه استوار است تا از اين راه کشورهای وابسته به نفت منطقه در مسير دستيابی به سلطة جهانی آمريکا تحت فشار قرار گيرند.

يكي ديگر از اقدامات چين براي افزايش امنيت انرژي خود، تكيه بر واردات گاز است. يكي از مهمترين اقدامات چين در اين ارتباط، امضاي يك تفاهم‌نامه همكاري در زمينه گاز با ايران بوده است. اين تفاهم‌نامه در آبان ماه سال 1383، به ارزش صد ميليارد دلار امضا شد و «قرارداد قرن» لقب گرفت. براساس اين توافق كه به گفته كارشناسان تا 200 ميليارد دلار قابل افزايش است، ايران سالانه 10 ميليون تن گاز طبيعي مايع شده به مدت 25 سال به چين صادر خواهد كرد و در ازاي آن شركت ملي نفت چين، در پروژه‌هاي اكتشاف، حفاري، احداث خط لوله و پتروشيمي در ايران مشاركت خواهد كرد.

چين در هزارة جديد ، با توجه به روند فزآيند نياز به واردات نفت و شرايط متحول عرصه بين المللی مجموعه ای از سياست ها را را برای تأمين امنيت انرژي خود در پيش گرفت که مهمترين آن ها عبارتند از:

  1. توسل به قرار دادهای طولانی مدت با عرضه کنندگان نفت برای خريد نفت و امضای قراردادهای مشارکت در توليد که متضمن مالکيت بخش مهمی از نفت توليدی می شود.
  2. پشتيبانی از شرکت های نفتی چينی برای تبديل شدن به شرکت های فعال در عرصة بين المللی.
  3. ارائه پيشنهادهای متنوع مالی و سرمايه گذاری فرضاً دريافت نفت به ازای توسعه زير ساخت کشور عرضه کننده يا دريافت نفت به ازای ارائه وام.
  4. تقويت همکاری های فنی با شرکای غربی برای دستيابی به فن آوری پيشرفته در حوزة انرژي .
  5. تنوع بخشيدن به منابع عرضه نفت با تأکيد بيشتر بر آفريقا ، روسيه ، آسيای ميانه و آمريکای لاتين.
  6. تنوع بخشيدن به راه های ترانزيت و حمل و نقل نفت به اين کشور.
  7. تبديل بخشی از دارايي های مالی به ذخاير زير زمينی از طريق سرمايه گذاری در اين ذخاير. (همان، 206)

رﻗﺎﺑﺖ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻣﻨﻄﻘﻪ

اﻫﺪاف اﺻﻠﻲ آﻣﺮﻳﻜﺎ در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﺳﻪ ﻣﺤﻮر اﺳﺘﻮار اﺳﺖ : اﻟﻒ . ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔـﺘﻲ و ﺷﺮﻳﺎن ﻫﺎي اﻧﺘﻘﺎل آن؛ ب. ﺣﻔﻆ اﻣﻨﻴﺖ اﺳﺮاﻳﻴﻞ و ﺑﺮﺗﺮي ﻧﻈﺎﻣﻲ آن ﺑﺮ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن؛ و ج . دﺳﺘﺮﺳﻲ آﺳﺎن ﻛﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﺑﺎزار ﻣﻨﻄﻘﻪ. اﮔﺮﭼﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲﻫﺎ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺗﺼﻮرﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ اﻋﻄﺎي اﻣﺘﻴﺎزات وﻳﮋه ﺑﻪ ﭼﻴﻦ، اﻳﻦ ﻛﺸﻮر را در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧـﻪ ﻫﻤﺮاه ﺳﺎزﻧﺪ، اﻣﺎ ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ ﭼﻴـﻨﻲ ﻫـﺎ ﻃـﺮح ﻫـﺎي راﻫﺒﺮدي ﻣﺨﺼﻮص ﺑﻪ ﺧﻮد را دﻧﺒﺎل ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﺿﻤﻨﻲ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ روﺳﻴﻪ، ﻓﺮاﻧﺴﻪ و آﻟﻤـﺎن در ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﻃﺮح آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮاي ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻋﺮاق از اﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ اﺳﺖ. ﭼﻴﻨﻲﻫﺎ ﺑﺮآﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ آراﻣﻲ رواﺑـﻂ ﺧــﻮد ﺑــﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس را ﺗﺤﻜﻴﻢ و ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت راﻫﺒﺮدي ﺧﻮد در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ را (Davidson,2010,3) ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﻨﺪ.

اﮔﺮﭼﻪ ﭼﻴﻦ و آﻣﺮﻳﻜﺎ از رﻗﺎﺑﺖ آﺷﻜﺎر در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﭘﺮﻫﻴﺰ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ رﻗﺎﺑـﺖ اﻳـﻦ دو در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ دور از اﻧﺘﻈﺎر ﻧﻴﺴﺖ. ﭼﻴﻦ و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺮژي ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧـﻪ واﺑـﺴﺘﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ دو ﻛﺸﻮر از ﻣﺪل ﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ ﭘـﻴﺮوي ﻣـﻲ ﻛﻨﻨـﺪ . در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن ﻣﺪل ﭼﻴﻦ از ﻣﺤﺒﻮﺑﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮي در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ . ﻣـﺪل آﻣﺮﻳﻜـﺎ دﺧﺎﻟـﺖ در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺣﻘﻮق ﺑﺸﺮي، اﻗﺪاﻣﺎت ﭘﻴﺶ ﮔﻴﺮاﻧﻪ و ﺗﻐﻴﻴﺮ رژﻳـﻢ ﻣـﻲ ﺑﺎﺷـﺪ و ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧـﻪ در اﻳـﻦ ﻣـﺪل از اوﻟﻮﻳﺖ ﺑﺎﻻﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. اﻣﺎ ﭼﻴﻦ ﻣﺪل ﺳﻨﺘﻲ رواﺑﻂ ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ وﺳﺘﻔﺎﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺗﺎﻛﻴـﺪ ﺑـﺮ ﻋـﺪم اﺟـﺮاي ﺳﻴﺎﺳـﺖ (Collins,2006,6)ﻣﺪاﺧﻠﻪ و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﻣﻠﻲ و ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ارﺿﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎ را دﻧﺒﺎل ﻣﻲ ﻛﻨـﺪ .ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺗﺮورﻳﺴﻢ ﺗﻮﺳﻂ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻌﺪ از ﺣﺎدﺛﻪ 11 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ و ﭘـﻲ ﮔـﻴﺮي ﺗﻮﺳـﻌﻪ دﻣﻮﻛﺮاﺳـﻲ در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ، ﻣﻮﺟﺐ ﮔﺮدﻳﺪ رژﻳﻢﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ ازﺟﻤﻠﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎﻳﻲ ﻣﺜﻞ ﻋﺮﺑـﺴﺘﺎن ﺳـﻌﻮدي ﻛـﻪ داراي رواﺑﻂ ﺳﻨﺘﻲ و دﻳﺮﻳﻨﻪ ﺑﺎ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﻪ ﺗﻌﻤﻴﻖ رواﺑﻂ ﺧﻮد ﺑﺎ ﭘﻜﻦ و ﻛﺎﻫﺶ رواﺑﻂ ﺑﺎ واﺷـﻨﮕﺘﻦ روي ﺑﻴﺎورﻧﺪ. رواﺑﻂ ﭼﻴﻦ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎﻳﻲ ﻧﻈﻴﺮ اﻳﺮان، ﻟﻴﺒﻲ و ﺳﻮرﻳﻪ و ﻧﻴﺰ دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ اﻳـﻦ ﻛـﺸﻮرﻫﺎ ﺑـﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻨﺒﻊ ﺗﻨـﺶ زا در رواﺑـﻂ ﭼﻴـﻦ و  ﻓﻨﺎوري ﺗﻜﺜﻴﺮ ﻣﻮﺷﻚﻫﺎي ﺑﺎﻟﺴﺘﻴﻚ و ﺳﻼح ﻫﺎي دﻳﮕﺮ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﮔﺮدﻳﺪ. رﻗﺎﺑﺖ ﭼﻴﻦ و آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ اﻧﺮژي ﺑﻪ ﺧﺎرج از ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﻧﻴﺰ ﮔﺴﺘﺮش ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. (ابراهیمی، رضایی، 1391، 185)

ﭼﻴـﻦ ﺑﺮاي واردات ﻧﻔﺖ ﺧﻮد از ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ از ﻣﺴﻴﺮ ﺗﻨﮕﻪ ﻫﺮﻣﺰ و ﺗﻨﮕﻪ ﻣﺎﻻﻛﺎ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷـﺪ .ﭘﻜﻦ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻛﺎﻫﺶ واﺑﺴﺘﮕﻲ ﺧﻮد ﺑﻪ آﻣﺮﻳﻜﺎ، ﺗﻼش دارد ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻧﻔﺖ و ﮔﺎز ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﻧﻴـﺰ اﻧﺘﻘﺎل آﻧﻬﺎ از ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻂ ﻟﻮﻟﻪ دﺳﺖ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ. از ﺳﻮي دﻳﮕﺮ، ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎ و ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاريﻫـﺎي ﭼﻴـﻦ در ﺳﺎﺧﺖ ﺑﻨﺪر ﮔﻮادر ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن ﺑﺎ ﺷﻌﺎر «ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺗﺠﺎري ﺻﻠﺢآﻣﻴﺰ» در ﺳﺎل ﻫﺎي اﺧﻴﺮ آﻏﺎز ﺷﺪ . ﺑﻨﺪر ﮔﻮادر، در ﺟﻨﻮب ﻏﺮﺑﻲ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن و در ﺳﺎﺣﻞ ﺧﻠﻴﺞ ﮔﻮادر در درﻳﺎي ﻋﻤﺎن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘـﻪ و داراي ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ارزﻧﺪه اي اﺳﺖ . ﭼﻴﻦ از اﺣﺪاث اﻳﻦ ﺑﻨﺪر در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ اﻫﺪاﻓﻲ را دﻧﺒﺎل ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮان ﭼﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ از آن را ﺑﺮﺷﻤﺮد: اﺗﺼﺎل ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﺮﺑﻲ ﭼﻴﻦ ﺑـﻪ ﺑﺎزارﻫﺎي ﺟﻬﺎﻧﻲ، اﻳﺠﺎد ﻣﺮﻛﺰي ﺗﺠﺎري ـ اﻗﺘﺼﺎدي اﺧﺘﺼﺎﺻﻲ در ﻣﻨﻄﻘـﻪ ﺧﻠﻴـﺞ ﻓﺎرس و ﺑﻬﺮه ﺑﺮداري ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاري ﭼﻴﻦ در ﺳﺎﺧﺖ ﺑﻨﺪر ﮔﻮادر

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید