مقاله با موضوع جنگ، فرهنگی، سیاسی، دشمن، نرم،

توسط عمدتا نیرو های خود انقلاب و با عنوان دفاع از ارزش ها انجام می شود(عسگری،1390: 73).

در این جا به چند مورد از مهم ترین از بیانات آیت الله خامنه ای ناظر به اهمیت جنگ نرم اشاره می شود.«تهاجم فرهنگی را نباید انکار کرد، وجود دارد به قول امیر المومنین (ع) «من نام لم ینم عنه »اگر شما را در سنگر ، خواب برد معانیش این نیست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده ،سعی کن خود را بیدار کنی »«دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی 20 آذر 1370»«من یک وقت گفتم اینها دارند شبیه خون فرهنگی می زنند این راست است و خدا می داند که راست است بعضی نمی فهمند یعنی صحنه را نمی بینند یعنی کسی که صحنه را می بیندملتفت است که دشمن دارد چکار می کند و می فهمند که شبیخون است و چه شبیخونی هم است «دیدار با کارگران و فرهنگیان کشوربه مناسبت روز کارگرد و روز معلم 15 اردیبهشت 1372»«اینکه که مکرر گفته ایم و می گوییم توطئه فرهنگی در میان است و من آن را به عیان در مقابل خودم مشاهده می کنم متکی به استدلال است. شعار نمی دهم من این را مشاهده می کنم . امروز دشمن با روش زیرکانه در داخل در حال یک جنگ و مبارزه تمام عیار فرهنگی علیه ماست«بیانات در دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام 23 مهر 1380»«وقتی انسان،تجهیز،صف آرایی ،دهان های با حقد وغضب گشوده شده و دندان های با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، آیت الله خمینی(ره) آرمان های نظام اسلامی را می بیند وجود این جنگ نرم را باور می کند هر چند ممکن است عده ایی آن ها را نبینند» «دیدار با جمعی از شعراء14 مهر 1388».امروز آرایش تهاجمی فرهنگی بسیار خطر ناکی علیه انقلاب به وضوح مشاهده می شود ، زیرا جهان اسلام بیدار و هوشیار شده است از این رو تهاجم فرهنگی دشمن با گذشته تفاوت بسیار دارد و شکل جدیدی پیدا کرده است و برای مقابله با آن باید با شناخت و آگاهی کامل عمل کنیم «دیدار اعضار شورای عالی انقلاب فرهنگی 20 آذر 1370».«حقیقت آن است که امپراطوری بین المللی زرو زور، به سردمداری آمریکا ، با همه توان خود در برابر تاثیر جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام ، به جد و جهد مشغول است .رژیم آمریکا و شبکه بین المللی صهیونیزم با مایوس شدن از مقابله با نظام اقتصادی و نظامی با ایران اسلامی ،اینک بر تلاش تبلیغی و سیاسی خود افزوده اند»«پیام رهبری به حجاج بیت الله الحرام ،28 اسفند 1377».

2-4)تعریف جنگ نرم:

جنگ نرم نیز به مانند اکثر مفاهیم دانش انسانی از تعریف واحدی نزد اندیشمندان این حوزه برخوردار نیست. اندیشمندان گوناگون، از منظرهای متفاوت، ابعاد مختلف جنگ نرم را مد نظر قرار داده و به تعاریف مختلفی از آن دست یافته­اند. در این بخش به تعدادی از این تعاریف اشاره خواهد شد.بعضی، استفاده یک کشور از قدرت نرم برای دستکاری افکار عمومی کشور آماج و تغییر ترجیحات نگرش­ها و رفتارهای سیاسی آنان را جنگ نرم می­دانند (Nye,2004: 3).

برخی، تلاش برنامه­ریزی شده برای استفاده از ابزارها و روش­های تبلیغی، رسانه­ای، سیاسی و روان شناختی، برای تأثیر نهادن بر حکومت­ها، گروه­ها و مردم کشورهای خارجی، به منظور تغییر نگرش­ها، ارزش­ها و رفتارهای آنان را جنگ نرم می­دانند (fazio,2007 : 19).

گروهی از اندیشمندان جنگ نرم را عبارت از استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه­هایی می­دانند که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می­شود (کالینز، 1370: 487). به گمان برخی، جنگ نرم حالت تنش و مخاصمه شدیدی است که بین کشورها پدیدار می­شود و مانورهای سیاسی، مشاجره­های دیپلماتیک، جنگ­های روانی، مخاصمه­های ایدئولوژیکی، جنگ اقتصادی و رقابت برای کسب و قدرت از مختصات آن هستند هدف­های این تهاجم می­تواند تضعیف روحیه، وحدت ملی، ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، نافرمانی مدنی، افزایش ناکارآمدی حاکمیت و تضعیف اراده مقاومت در مردم باشد.همچنین تعاریف مشابه دیگری درباره جنگ نرم به شرح زیر وجود دارد: ساندرس اعتقاد دارد جنگ نرم نوعی جنگ سرد است که سرانجام به استحاله فرهنگی جامعه منجر می گردد (ساندرس، 1382: 123). به عقیده الیاسی جنگ نرم، مجموعاً تدابیر و اقدامات از پیش اندیشیده فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشورهاست که بر نظرات، نگرش­ها، انگیزش و ارزش­های مخاطبان آماج (اعم از حکومت ها، دولت­ها، گروه­ها  و مردم کشورهای خارجی) تأثیر می­گذارد و در بلند مدت موجب تغییر منش، رفتار و کنش­های فردی و اجتماعی آنان می­گردد (الیاسی، پاییز 1387: 12).

2-5)تفاوتهای جنگ نرم و جنگ سرد:

مفهوم جنگ سخت در مقابل جنگ نرم است و تعريف واحد مورد پذيرش همگان ندارد. اما ویژگی­های زیر که ناظر                                                         بر نقاط افتراق جنگ سخت و نرم است می­تواند به شناخت جنگ نرم کمک کند (نائيني، 1389: 91).

1-ذهنی و غیرمحسوس: جنگ نرم برخلاف جنگ سخت، از ماهیت انتزاعی و ذهنی برخوردار است؛ بنابراین تشخیص                 به موقع آن دشوار است، ولی جنگ سخت، محسوس و همراه با واکنش و برانگیختن است. کشف بازیگران، آرایش و   گسترش دشمن در جنگ نرم مشکل بوده و کمتر موجب برانگیخن واکنش می­شود.

2-تدریجی: جنگ نرم در یک فرآیند تدریجی، خزنده و آرام اعمال می­شود.

3-ابهام­: عاملان جنگ نرم در پوشش دوست و به بهانه کمک به مخاطبان، اقدامات خویش را به سامان می­رسانند. از این رو نه تنها توده­های نافرهیخته بلکه برخی از نخبگان، اغلب در تشخیص درک نیات آنان باز می­مانند.

4- فراگیری: جنگ سخت اغلب گروه محدودی از افراد جامعه، بیشتر نظامیان ، را آماج قرار می­دهد.در حالی که جنگ نرم بر همه­ی گروه­های جامعه تأثیر می­گذارد.

5- غلبه­ی بعد فرهنگی: گرچه جنگ نرم همه­ی ابعاد یک نظام، به­ویژه سه بعد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می­دهد، ولی بعد فرهنگی آن برجسته­تر از سایر ابعاد است و با دگرگونی هویت فرهنگی، نظام سیاسی موجود ناکارآمد گردیده و زمینه­های فروپاشی آن فراهم می­شود.

6- اثر بلندمدت: جنگ سخت، جز در موارد محدود، اثرهای کوتاه­مدت بر جامعه­ی هدف برجای می­گذارد، در حالی که اثرهای جنگ نرم، به­ویژه در بعد فرهنگی، می­تواند همیشگی باشد؛ چرا که ممکن است موجب تغییر ارزش­ها و هنجارهای جامعه و شخصیت افراد گردد.

7- پیچیدگی: جنگ نرم، پیچیده، چند لایه و چند وجهی است. این جنگ لایه­های شناختی، عاطفی، هیجانی، اجتماعی، معنوی، روانی و حتی جسمانی مخاطبان را آماج قرار می­دهد. از این رو تشخیص آن، کار دشواری است. جنگ نرم، محصول پردازش ذهنی نخبگان بوده و اندازه­گیری آن مشکل است. در حالی که جنگ سخت، عینی، واقعی و محسوس است و می­توان آن را با معیارها اندازه­گیری کرد.

8- بین رشته­ای: در اعمال جنگ نرم از یافته­های علوم گوناگون مانند روان­شناسی، جامعه­شناسی، علوم ارتباطات، مردم­شناسی فرهنگی، علوم سیاسی و جز این­ها استفاده می­شود. از این رو مقابله­ی با آن تنها با آگاهی از فرآیندها و یافته­های آن علوم میسّر است.

9- عمدی: جنگ نرم با طرح و نقشه پیشین و همراه با خصومت و دشمنی به سامان می­رسد. از این رو باید مصادیق جنگ نرم دشمن را که ناشی از ناکارآمدی و یا ضعف نظام است از آسیب­های داخلی تفکیک نمود.

10- تعدد بازیگران: جنگ نرم دارای بازیگران گوناگون است که هر یک از آن­ها ابعاد سیاسی، فرهنگی ،هنری ،دینی ،مذهبی و اجتماعی جامعه­ی آماج را مورد تهدید قرار می­دهد.

11- غیرخشونت­آمیز: در جنگ سخت، با تخریب و حذف فیزیکی حریف و تصرف و اشغال سرزمین او، اهداف، تأمین و اراده تحمیل می­شود؛ در حالی که در جنگ نرم با روش­های غیرخشونت­آمیز و تأثیر بر انتخاب­ها، فرآیند تصمیم­گیری و الگوهای رفتاری و در نهایت، تغییر هویت حریف، اراده بر او تحمیل می­شود.

هدف نهایی در جنگ نرم همان هدف جنگ سخت، یعنی مهار و فروپاشی یک نظام سیاسی است، ولی ابزار و روش­های این براندازی متفاوت است. اگر در جنگ سخت با اشغال سرزمین، براندازی یک نظام سیاسی انجام می­شود و نظام دفاعی و امنیتی یک کشور فرو می­ریزد، در جنگ نرم تلاش می­شود با تأثیرگذاری بر باورها و ارزش­های یک ملت، اندیشه و الگوی اداره­ی یک کشور که هویت دهنده به نظام سیاسی است به چالش کشیده شود. تلاش دشمن در براندازی نرم با پروژه­ی بی­اعتبارسازی و اعتمادزدایی از نظام سیاسی، به نتیجه خواهد رسید.

جنگ نرم، روشی برای تحمیل اراده و تأمین منافع است که با غلبه بر طرف مقابل، بدون استفاده از قدرت نظامی و روش­های خشونت آمیز اعمال می­شود. ابزار اصلی این جنگ، قدرت نرم به­ویژه، قدرت اقناع­گری و همراه سازی است که اغلب با استفاده از ابزارهای ارتباطی و رسانه­ها و دانش روان­شناختی تلاش می­شود تا در هویت­های فکری و فرهنگی مخاطب تردید ایجاد شود. حوزه­ی عمل این جنگ، افکار، اعتقادها، باورها، ارزش­ها، علائق و گرایش­های جامعه هدف است که مهاجم برای اشغال آن برنامه­ریزی می­کند.

در نهایت با تصرف ذهن و قلوب مردمان کشور هدف، تغییر در ساختارها محقق می­شود. به عبارت دیگر جنگ نرم، جنگ تخریب الگو است. مهاجم در این جنگ با ایجاد تردید در مبانی و ارزش­های اساسی نظام سیاسی، الگوی آن نظام را در عرصه­های گوناگون اجتماعی ناکارآمد می­سازد (نائيني، 1389: 78  و ناطقی، 1390: 26-24).

 

 

2-6)گونه شناسی جنگ های نرم:

چنان که در تعاریف ارائه شده از(جنگ نرم)آمد، می توان به طیف متنوعی از(سیاست های جنگی) اشاره داشت که علی- رغم تفاوت اشکال آنها ،دراین نکته که(به زور وکاربرد قدرت عریان) اصالت و محوریت نمی دهند، مشترک هستند. از منظر مهم ترین گونه های جنگ نرم که تاکنون شناسایی و یا تجربه شده اند ،عبارتنداست:

2-6-1)جنگ رایانه ای[32] :

جنگ رایانه ای یا سایبری به وضیعتی دلالت دارد که در آن اقدامات نظامی بر اساس اطلاعات رایانه ای کنترل و هدایت می شوند. وجه دیگر این جنگ، استفاده از اطلاعات برای ایجاد اختلال در عملیات نظامی دشمن است ، ازجمله مصادیق این گونه جنگ ها می توان با جنگ شبکه ای، مانورمجازی،تروریسم رایانه ای اشاره داشت(افتخاری و دیگران،397:1387-438).

2-6-2)جنگ رسانه ای[33]:

جنگ رسانه ای دلالت بر کاربرد وسیع رسانه ها برای تضعیف بازیگر هدف و استفاده از توان و ظرفیت رسانه ها برای دفاع یا تهاجم دارد.این گونه ازجنگ با تبلیغات و تصویر سازی ارتباط وثیق دارد و ازجمله مصادیق آن می توان به موارد ذیل اشاره داشت:جنگ رادیوئی ،جنگ تلویزیونی،جنگ ماهواره ای،جنگ خبرگزاری ها لازم به ذکر است که با ایجاد رسانه های جدید،شاهد تنوع هرچه بیشتر جنگ رسانه ای هستیم.به گونه ای که سایت ها،وبلاگ ها،ارتباطات کابلی،ایمیل ها نیز به جرگه مصادیق این گونه از جنگ نرم اضافه شده اند (نک لنون416:1388-397).

2-6-3)جنگ فرهنگی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید