مقاله با موضوع جنگ، روانی، تبلیغات، ،، فرهنگی

: 27).

2-10)منابع قدرت نرم:

قدرت نرم نیز مانند سایر اشکال قدرت، برآیندی از برخی منابع مختلف است. اهمیت شناخت وآگاهی از منابع،آن است که این منابع به میزان زیادی تعیین کننده ماهیت آن قدرت هستند.

جوزف نای درکتاب خود منابع قدرت نرم را در عوامل زیر  می‌داند:

1- ارزش‌های فرهنگی بازیگر یا بازیگران؛

2- فرهنگ؛

3- دیپلماسی عمومی؛

4- خط مشی‌های سیاستمداران و نهادها؛

5- سیاست خارجی(نای، 2004: 9 -11)؛

6- میزانی است که این درون دادها می‌توانند سایر بازیگران را جلب کرده و دفع نمایند.

عموماً رهبری سیاسی تا حدی به رقابت، جذابیت، مشروعیت و اعتبار تبدیل می­شود و توانایی مشارکت در اطلاعات و اقناع دیگران نسبت به اهداف خود به منبع مهمی برای جذابیت و قدرت مبدل می­گردد. این موضوع در عصر جهانی[40] و ارتباطات مبین این قضیه است که کشورهایی می­توانند در بکارگیری منابع قدرت نرم موفق باشند که مجاری ارتباطی متعددی که در شکل دادن به موضوعات کمک می­کند، رسوم و ارزش‌های فرهنگی که به هنجارهای برتر جهانی نزدیک باشد و اعتباری که به­واسطه این ارزش‌ها و سیاست­ها از طریق دیپلماسی و نوع عملکرد سیاست مداران در عرصه داخلی و خارجی موجبات اقناع دیگران را فراهم آورد، در اختیار داشته باشد. از این رو، برای اینکه قدرت به خوبی اعمال شود، باید منابع قدرت به رفتار تبدیل شوند. گاهی اوقات برخی از دولت‌ها دارای منابع قدرت بسیار مناسبی هستند، اما با آنها به نتایج مهم و دلخواه خود نمی‌رسند و علت این امر آن است که نتوانسته‌اند آن منابع را به رفتار تبدیل کنند. کنترل منابع قدرت نرم دشواراست. بسیاری از منابع مهم آن خارج ازکنترل دولت‌ها قرار دارند و آثار آنها شدیداً متکی به پذیرفته شدن از سوی مخاطبان است. به علاوه منابع قدرت نرم اغلب به صورت غیرمستقیم با شکل دادن به محیط، برای اعمال سیاست عمل می‌کنند و گاه سال‌ها طول می‌کشد تا نتایج مطلوب را پدید آورند (شهرام­نیا و همکارن، 1391: 77-76).منابع قدرت نرم در واقع متنوع و متکثر بوده که بسته به شرایط و زمینه­های کشور به کار گیرنده و نیز مخاطبان آن مورد استفاده قرار می­گیرند. راهکارها، منابع و عوامل ایجاد یا تقویت کننده این بعد از قدرت که در خصوص جمهوری اسلامی ایران نیز صدق می­کند، بر حسب تعاریف ارائه شده، عبارتند از: هم­گرایی و پیوندهای فرهنگی، مذهبی، قومی و زبانی با سایر کشورها، موقعیت ایدئولوژیکی و فرهنگی، جایگاه ژئوپلیتیکی؛ مناسبات و مبادلات فرهنگی؛ ترویج زبان و ادبیات، تشویق به آموزش زبان­های دیگر در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزشی جهت تعامل با دنیای خارج، تبلیغ آرمان­ها، ارزش­ها و اهداف متعالی، ارائه تصویر مثبت و مطلوب از خود؛ ایجاد و ابزار صمیمیت؛ بهره­گیری مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستای مقاصد دیپلماتیک، تشکیل انجمن­های دوستی و برگزاری هفته­های فرهنگی در کشورهای مختلف جهت شناساندن ظرفیت­های فرهنگی کشور و ایجاد تعامل با افکار عمومی در خارج، طراحی و اتخاذ سیاست­های استراتژیک مقبول؛ زدودن ذهنیت­های تاریخی منفی، مبادلات دانشگاهی و آکادمیک، تجاری، سرمایه­گذاری در تربیت نخبگان سایر کشورهابا ایجادمراکزعلمی و دانشگاهی در نقاط صفر مرزی و یا مناطق آزاد،اعطای بورسیه ها دانشجویان خارجی ،قدرت شکل­دهی و کنترل افکار عمومی؛ اعتماد به مردم در داخل کشور حتی در صورت بیان انتقادهای تند؛ توجه به وجود تنوع آراء در داخل و انعکاس آن به خارج؛ قدرت نفوذ در باورها و نگرش­ها؛ ظرفیت پذیرش گردشگر و جذب مهاجر خارجی، برخورداری از شبکه­های خبری جهان­گستر و قدرت تولید و توزیع محصولات رسانه­ای متنوع به کشورها به زبان­های مختلف، نفوذ در رسانه­های بین­المللی؛ التزام به رعایت معاهدات و قرار دادهای بین­المللی؛ ایفای رسالت تاریخی متناسب با موقعیت جهانی و سطح انتظار در شرایط مختلف؛ افزایش فعالیت سیاسی در حل بحران­های دیگر کشورها و ایفای نقش فعال در سطوح جهانی؛ ارائه خدمات بشر دوستانه؛ بی­طرفی مثبت در بحران­های بین­المللی؛ بهره­گیری از سازمان­های و موسسات غیر دولتی، بین­الدولی و بین­المللی؛ نفوذ و حتی عضویت در سازمان­ها و مجامع منطقه ای وبین­المللی؛ بهره­گیری مناسب از نیروها و شبکه گسترده بازار جهانی و تبلیغ خود از طریق صدور اقلام؛ رعایت استاندارهای حقوق بشر در داخل؛ نزدیک کردن سنت­ها و ایده­های فرهنگی – اجتماعی و سیاسی به نرم­های جهانی، کاهش دشمنی­ها و مخالفت­های موجود و محتمل داخلی و خارجی، تشکیل انجمن­های دوستی با کشورهای مختلف؛ اعطای کمک­های خارجی به کشورهای نیازمند؛ میزبانی کنفرانس های بین­المللی؛ برگزاری و مشارکت در نمایشگاه­های بین­المللی و مواردی از این دست (کاظمی، 1369: 138).

2-11) مؤلفه­های قدرت نرم:

2-11-1)جنگ روانی :

استفاده برنامه ریزی شده از تبلیغات و سایر اعمال که پیش از هر چیز با هدف تاثیر گذاری بر نظرات،احساسات،مواضع و سایر اعمال و رفتار افراد و گروه های محتلف به شیوه ای خاص در زمان های گوناگون انجام می شود ، را جنگ روانی ،گویند(نصر،85:1380).

جنگ تبلیغاتی نوعی جنگ روانی است که این­گونه تعریف می­شود: استفاده­ی برنامه‌ریزی شده­ی دولت از اقدامات تبلیغاتی در زمان جنگ یا حالت فوق‌العاده به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ها، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دشمن، دوست و بی‌طرف به منظور کمک به تحقق سیاست‌های دولت (معاونت فرهنگی سپاه، 1382: 87).در تعریف دیگری آمده است که جنگ روانی ،جنگی است که برای انتقال اطلاعات و نشانه های گزینش شده،با هدف تاثیر گذاری بر هیجان ها،استدلال عینی مخاطبان خارجی،رفتاردولت های بیگانه،سازمان ها،گروها تک تک افراد طرح ریزی و اجراء می شود(whitley,2000).

ارتش امریکا نیز در آخرین دستو العمل خود جنگ روانی را این گونه تعریف کرده است جنگ روانی تلاشی برای شکل دهی به افکار و رفتار جمعیت هدف و شکل دهی به محیط عمل از طریق اطلاع رسانی هدفدار می باشد(رویکردها و طرح های آمریکائی ، 1388: 33).

جنگ روانی، جنگ افکاراست، جنگی است که در آن ارتباطات، وسایل ارتباط جمعی مانند تلوزیون، رادیو؛ روزنامه ها، کتاب ها، مجله ها، موزیک، اینترنت و شبکه های ماهواره ای برای رسیدن به هدفها استفاده می شود. سرهنگ حسن قبانی، فرمانده سابق تیپ گارد ریاست جمهوری عراق،در مصاحبه با نشریه الشرق الاوسط،تاثیرجنگ رسانه­ای آمریکاوانگلستان رادر ایجادوحشت در سربازان عراقی و تخریب روحیه آنان بسیار ویرانگر ارزیابی کرده است او بیان داشته است که سربازانم به واسطه جنگ های روانی که از سوم آوریل و پیش از آن شروع شده بودبه کلی روحیه خود را از دست دادندپیش از آن که تانک­هایشان توسط نیروهای آمریکائی منهدم شود، از صحنه جنگ متواری شدند آنها بر اثر جنگ روانی آمریکا باورشان شده بود که شکست آنها حتمی است(الیاسی، تابستان1382: 247).

استفاده از تبلیغات در جنگ های روانی بسیار متداول است در این جنگ نیز آمریکائی ها برای فائق آمدن برعراقی هااستفاده ازتبلیغات درجنگ های روانی اسفاده نمودنددراین نوع ازجنگ ها،(روانی)سه نوع تبلیغات به کارگرفته می شود:

الف: تبلیغات سیاه:

در این نوع تبلیغات، مطالب و اطلاعاتی ارائه می شودکه کمتر حقیقت داردبه باور بعضی،تبلیغات سیاه تبلیغاتی است که اجراءکننده آن به منبعی که ادعا می کنند،بستگی نداشته و خود را به دروغ معرفی می کند در واقع منبع و عامل تبلیغات غیر واقعی می باشند.

ب: تبلیغات سفید:

در این تبلیغات هدف آن است که مخاطبان درک نمایندچه طرفی «بد»است.ازاین رو « بیشتر » مطالب بیان شده ،حقیقت دارد . به گمان برخی ،تبلیغات سفید،تبلیغاتی است که منبع آن مشخص بوده وهدایت واجرا کننده آن نیز اعلام می گردد.به عبارتی عامل ومنبع به روشنی مشخص هستند.«تبلیغات آشکار»

ج: تبلیغات خاکستری:

دراین تبلیغات ،نیمی از اطلاعات ومطالب،حقیقت داشته ونیمی دیگردروغ است وتلاش می کند مخاطبان را با اطلاعات واقعی وغیر واقعی دچارتردیدواشتباه کند.به عقیده گروهی،تبلیغاتی خاکستری تبلیغاتی است که اجرا کننده آن،خود یا وابستگی خودرا به شخص ویا سازمان ویژه ای اعلام نمی کند . به بیان دیگر ،منبع وعامل تبلیغات نامعلوم است «تبلیغات پنهانی»(عسگری ،187:1386-185).

2-11-2)جنگ ادراکی:

جنگ ادراکی عبارت است ازعملیات­هایی که به منظور تاثیرگذاری بر عقاید و رفتار مردم ، از رسانه­های جمعی در دسترس آنها سوء استفاده می کنند . حوزء عمل جنگ ادراکی ، گسترده تر از جنگ های روانی است. جنگ های روانی قصد دارند تا بر انگیزه جامعه هدف در پیگیری مقاصدش تاثیر بگذارند، اما هدف جنگ ادراکی این است که ارزش­ها، ادراکات و هدف­های ملی را دستکاری کند. دروغ و فریب از عناصر اصلی فرآیند جنگ ادراکی است، در حقیقت هدف جنگ ادراکی این است که یک طرف، دیگری ودیگران را به باور کردن چیزی متقاعد کند که خود می خواهد حال حقیقت هرچه می- خواهد باشد(عبدالله خانی،134:1386-133).از جلوه­های بارز جنگ ادراکی ، تصویرسازی است. واقعیت­ها بیانگر آن است که در عصر حاضر، تصویرسازی موضوعیت یافته است. به این معنا که بازیگران تلاش می­کنند با استفاده از رسانه­ها و فناوری های نوین، از رقیبان خود تصویری مجازی تولید کنند و این تصاویر، چهره­های ساختگی از واقعیت ها را ترسیم می کنند (فیسک،172:1377-161).به این ترتیب ، واقعیت های مجازی شکل می گیرند که از یک سو با آن چه در جهان خارج می گذرد،منطبق نیستندواز سوی دیگر ،بهره ای از واقعیت را دارا هستند و افکار عمومی وتصمیم سازان نیز بر اساس آن تحلیل و حتیّ اقدام می کنند.به عبارتی در فضای جنگ نرم ،به جای دست کاری واقعیت ها به تولید واقعیت پرداخته می شود (میلسن و دیگران 28:1388).به بیانی ،کشور مورد نظر در راستای اهداف از پیش تنظیم شده خود در صدد ارائه تصویری از کشور وجامع هدف می باشدکه آن تصویر جعلی (به مثابه واقعیت تولید شده در جهت هدف ها و مقاصد ویژه کشور اعمال کننده جنگ نرم می باشد .برگزاری کنفرانس های گوناگون ، تالیف کتاب ها ،انتشار مقاله ها وگزارش های تحقیقی برگزاری نشست های رسمی وغیر رسمی در راستای اجرای پروژه(ایران هراسی ) از جمله نمودهای عینی این تصویر سازی به شمار می آید (عسگری، 1390: 59-60).

2-11-3) نافرمانی مدنی[41]:

نافرمانی مدنی اقدامی است که شهروندان جامعه با اتکا بر ابزارهای مسالمت آمیز، در برابر هنجارهای موجود، انجام می­دهند. اقدام متکی بر نافرمانی مدنی در درجه اول باید «غیر خشونت آمیز» باشد. در درجه دوم مسئولیت چنین اقدامی باید از سوی اقدام کنندگان پذیرفته شود. در درجه سوم نیز چنین اقدامی باید محدود باشد و بدیل­های سازنده­ای ارائه دهد (الیاسی و همکاران، 1388). این پرسش مطرح است که نافرمانی چه زماني جنگ نرم تلقی می­شود؟ به گمان برخی، نافرمانی مدنی برای نظام حاکم نوعی تهدید و

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید