مقاله با موضوع آمریکا، اشغال، مردمی، صدام، خلیج

به آن معترفند). (شبکه خبری سی بی اس آمریکا)

قضاوت پیرامون این که این ادعا چه مقدار واقعی است و مردم عراق دراین زمینه تا چه اندازه مدیون آمریکا هستند،نیازمند توجه و بررسی مولفه ها و معیارهای متعددی می باشد،از قبیل:

الف. شناخت و ریشه یابی چرایی شکل گیری، تثبیت، تقویت واستمرار حکومت های استبدادی همانند صدام و طالبان و….

ب. شناخت استراتژی جدید آمریکا در جهان و خصوصا منطقه خاورمیانه و تفکیک میان اهداف واقعی و شعارهای ظاهری و تاکتیکی.

ج. بررسی عملکرد از دو جهت: یکی از جهت دوگانگی نوع برخوردآمریکا میان نظام های استبدادی جهان و دیگری پایبندی واقعی واحترام آمریکا به نتایج آرا و خواست اکثریت مردم این کشورها به عنوان مهمترین مولفه دموکراسی.

د. بررسی صلاحیت آمریکا در ترویج دموکراسی قطع نظر از چالش ها و ناکار آمدی های مهمی که دموکراسی غیر دینی در خود می پروراند.

و. بالاخره توجه به این موضوع مهم که تحقق دموکراسی و تشکیل حکومت مستقل مردمی فرایندی است که با عناصر و مؤلفه های متعددی نظیر میزان فراهم بودن و آمادگی شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فقدان موانع داخلی و خارجی نظیر حکومت های استبدادی و حمایت قدرتهای بزرگ از حکومت های استبدادی یا دخالت و اعمال فشار آنان و…، مرتبط می باشد. و با حمله نظامی نمی شود پیش شرطهای دمکراسی را ایجاد کرد و بدون این پیش شرطها هم دمکراسی وجود نخواهد داشت.

بدیهی است که ادعای دولتمردان آمریکا در زمینه برقرای دموکراسی واعطای آزادی به مردم عراق با هیچ یک از معیارهای فوق همخوانی وتناسب ندارد ، چنانکه هواردزین استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه بوستن، با انتقاد ازسیاست های جنگ طلبانه آمریکا بر این عقیده است: «تجربه تاریخی رفتارهای دخالت جویانه آمریکا در کشورهای دیگر نشان می دهد که ساقط نمودن نظام های سیاسی کشورهای مختلف با بهانه ایجاد دموکراسی و به ارمغان آوردن آزادی، شرایطی را فراهم می آورد تا خود بر این کشورها استیلا یابد. کاملا روشن است که عراق اینک نه کشوری آزاد که کشوری به اشغال درآمده است و اشغالگر این کشور کسی جز دولت آمریکا نیست. درست است که عراق را از شر صدام حسین آزادساختیم اما آن را گرفتار خود نمودیم »  (هوارد زین،1385 ص 134)

نوام چامسکی در مصاحبه ای می گوید «آمریکا تاکنون در هیچ یک از مستعمره های خود اجازه تشکیل یک دولت دموکرات را نداده است و شرایط عراق نیز به این ترتیب خواهد بود». به نظر این محقق و نویسنده مشهور آمریکایی: ایالات متحده و انگلیس هرگز به عراق آزاد و مستقل اجازه ابراز وجود نخواهند داد، هر چند وضعیت کنونی با اهداف بنیادین غرب از حمله به عراق متفاوت است. هدف اصلی آمریکا و انگلیس، اطمینان از عدم حکومت عراقیان بر این کشور بود، چرا که در غیر این صورت، نباید از کشتار گسترده شیعیان در سال 1991میلادی و تحریم های خاص علیه رژیم صدام که هرگز به نابودی حکومت صدام حسین منجر نمی شد، حمایت می نمودند. هر چند درشرایط کنونی دلایل آمریکا در مورد عدم سرنگونی صدام در آن زمان، قابل توجه و شگفت آور است (چامسکی،1385 ص 92) و به سختی می توان تصور کرد که دولتی مستقل در عراق بر سر کار بیاید،چون احتمال دارد که تشکیل یک دولت شیعه در عراق، برنامه ریزان آمریکایی راسردرگم خواهد نمود. حتی ممکن است این اکثریت شیعه با تحریک شیعیان عربستان که در مناطق نفت خیز ساکنند، بر نفت این کشور نیزسلطه یابند. لذا چندان دور نیست که یک منطقه بزرگ شیعی در ایران وعراق و عربستان تشکیل گردد و تسلطی یک جانبه بر منابع نفتی به وجود آید. اما آیا آمریکا با برقرای این شرایط مقابله نخواهد کرد و به علاوه، مبارزه با دشمن اصلی آنان در منطقه نیز در دستور کاردولت جدید عراق قرار خواهد گرفت. این دشمن اسراییل است که درحقیقت بخشی از محدوده نظامی آمریکا در منطقه به حساب می آید. البته این اتفاقات محتمل، با وجود مخالفت آمریکا و انگلیس چندان نیزامکانپذیر نخواهد بود. شکی وجود ندارد که بدین ترتیب، صحبت ازعراق مستقل و مردم سالار و قدرتمند، تنها یک لطیفه خواهد بود.

بر این اساس، اینکه هم اکنون مشاهده می نماییم در عراق حکومتی مردمی تشکیل شده نه به خاطر اقدام آمریکا در اشغال نظامی آن کشور، بلکه به خاطر فراهم بودن زمینه های آن حتی از مدتها قبل وجود داشته است . چنانکه در جریان انتفاضه مردم عراق بعد از جنگ اول خلیج فارس شرایط برای قیام مردمی فراهم بود وحتی برخی از شهرهای عراق به تصرف نیروهای مردمی درآمد، اما با کارشکنی آمریکا و حمایت از صدام قیام مردمی سرکوب شد و به مجرد اینکه موانع داخلی از جمله حمایت آمریکا ازرژیم عراق  برداشته شد مردم عراق با حمایت نکردن از صدام درمقابل تهاجم نظامی آمریکا، توانستند خواست های دیرینه خود را درتشکیل دولت مردمی به دست آورند و علی رغم تمامی کارشکنی های آمریکا که در این زمینه انجام داده و می دهد، گامهای مهمی در جهت تحقق مردم سالاری بردارند. در حقیقت تشکیل دولت مردمی در عراق صرفا دستاورد و محصول مبارزات طولانی مدت خود مردم عراق است که توانست در شرایطی که استراتژی آمریکا و اهداف منطقه آن در حال تغییر بود از فرصت به وجود آمده استفاده و خود را به منصه ظهور برساند. (mohammadi@porseman.org) هر چند از بین رفتن استقلال این کشور و توطئه های شوم اشغالگران، موضوعی است که این دستاورد را با مخاطره روبرو نموده وطعم خوش این پیروزی را در کام مردم ستمدیده عراق تلخ نموده است.

2)پیامدهای امنیتی

امنیت یکی از ضروری ترین نیازهای زندگی بشری است  و بر اساس قوانین بین المللی تامین امنیت کشور اشغال شده بر عهده نیروهای اشغال گر می باشد. به دنبال اشغال نظامی عراق، ساختار امنیتی ودفاعی این کشور از بین رفت. ناامنی، وحشت، ترس و اضطراب و بی ثباتی بر بسیاری از شهرهای عراق حاکم گردید. طی چهار سال گذشته، شهروندان عراق با حملات وحشتناک تروریست ها و یا قتل، زندان، تجاوز جنسی و گلوله باران نیروهای انگلیسی و آمریکایی رو به رو بوده اند. شکنجه وحشیانه زندانیان عراقی، وکشتار مداوم شهروندان، گسترش خشونت های فرقه ای و… از مشکلاتی هستند که غرب با حمله خویش به عراق برای شهروندان این کشور به ارمغان آورده است.

وضعیت جاری در عراق به گونه ای است که این کشور گویا در قرون وسطی به سر می برد و به دلیل طرح ها و نظریه های نو محافظه کاران کاخ سفید به کارخانه جهنمی برای تولید مرگ و تروریسم تبدیل شده است. میزان ویرانی در این کشور به حدی است که حتی اگر امیدی یا روزنه ای کوچک برای پایان این خشونت ها و بحران ها در آن باشد، بااین حال عراق به ده ها سال دیگر نیاز دارد که بتواند قدرت مادی، سیاسی، جغرافیایی و حتی روانی خود را به دست آورد. (الوطن، 1385/11/28) شواهد متعدد حاکی از کمک آمریکا و انگلیس به تروریست ها است تا با ایجاد ناامنی و دامن زدن به اختلافات قومی، ادامه حضور اشغالگران را درعراق توجیه نمایند. و شبکه صهیونیستی نیز به عنوان یکی دیگر ازعوامل اصلی فعال در ایجاد ناامنی، گسترش خشونت و ادامه بحران درعراق بوده تا علاوه بر انحراف افکار عمومی جهان از جنایات این رژیم در فلسطین و مشکلات داخلی خود، زمینه های تحقق اهداف توطئه های شوم خویش در جهان اسلام را فراهم آورد.

بر این اساس یکی دیگر از نتایج بسیار اسفناک اشغال عراق، گسترش شدید خشونت و نا امنی و تبدیل عراق به پایگاه بزرگ گروههای تروریستی و ناامن ترین و بی ثبات ترین کشور جهان می باشد که پیامدهای شومی را برای مردم این کشور و دیگر کشورهای منطقه را به دنبال داشته است.با اشاعه هرچه بیشتر بی شباتی در عراق، نگرانی ازتقسیم و تجزیه آن را افزایش داده است.

 

 

3)پيامدهاي اقتصادی

کشور عراق پس از عربستان با ذخایر نفتی 112 میلیارد بشکه ای خود، دومین کشور دارنده منابع و ذخایر غنی نفتی است و هزینه های تولید نیز در آن کشور درمقایسه با سایر کشورها و مناطق بسیار پایین است. (هاشمی، 1382 ص 175) با توجه به چنین ویژگی ممتازی بسیاری از کارشناسان سیاسی معتقدند جنگ عراق بیانگر یک واقعیت است و آن هم عطش روز افزون آمریکا برای نفت و تلاش برای تسلط و چپاول منابع نفتی مهم و به گفته پیرترزیان، مدیرمسئول نشریه پترواستراتژیک فرانسه: «نیروهای ارتش آمریکا و بریتانیا، تمام تلاش خود را جهت حفاظت از وزارت نفت به کار بسته اند واین در حالی است که هیچ گونه اقدامی برای حفظ و نگهداری از سایر ادارات دولتی، از جمله وزارت بهداشت، صورت نگرفته است… از این رو اولویت ها به خوبی مشخص می شوند». (نصری، 1385 ص 177)

از دیگاه خانم (کلر شورت ) وزیر سابق دولت تونی بلر که در مخالفت باحمله به عراق استعفا کرده بود، هدف اصلی واشنگتن از تحرکات درمنطقه خاورمیانه، تسلط بر منابع نفت خلیج فارس می باشد به گفته وی: «حقیقت این است که جرج بوش، دیک چنی معاون وی و دونالدرامسفلد قبل از آن که به قدرت برسند طرح خود را برای آینده جهان درقالب کتابی منتشر کردند… و هدف از این امر نیز ایجاد راهبردی جدیدبرای کنترل منطقه به ویژه خلیج فارس است ». این مسئول سابق انگلیس در پاسخ به سوالی درباره علت طولانی شدن اشغال عراق گفت: «مسئله واضح است. آنها (آمریکا و انگلیس ) می خواهند بر خلیج فارس و به ویژه ثروت های نفتی منطقه تسلط یابند». (روزنامه کیهان، 1385)

نوام چامسکی محقق، و نویسنده مشهور آمریکایی معتقد است: برنامه ریزان آگاه به خوبی از این امر اطلاع دارند که اشغال عراق چه مزایایی در پی خواهدداشت. لوزنسی مشاور امنیت ملی رئیس جمهور اسبق ایالات متحده (جیمی کارتر) اخیرا اشاره نمود که پیروزی ما در جنگ عراق و کنترل این کشور، می تواند حاکمیت اقتصادی ایالات متحده در دو قاره آسیا و اروپا را به ارمغان بیاورد. (چامسکی، 1385 ص 91)

 

3-3-6 سیاست های کلیدی آمریکا درترویج واگرایی

با اشاره به نقشی که ایالات متحده امریکا در حمله عراق به کشورهای منطقه بازی می کرد کاملا مشخص است که همیشه،فقط و فقط منافع خود را در نظر داشته وبه هیچ وجه توجهی به خیر و صلاح دیگر کشورها نداشته است. حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس با استقرار در عراق معنا یافت. گرچه امریکا حضور ش را در عراق در جهت حفظ امنیت  منطقه و متحدینش اعلام میکند و احقاق حقوق ضایع شده مردم عراق را نیز جزئی از شعارهای فریبنده اش اعلام می دارد اما با اشاره ای که به پیامدهای آن شد کاملا این موضوع آشکار است که هدف او تنها کسب منافع یک طرفه بوده و می باشد. اتحاد دسته جمعی در منطقه خلیج فارس زمینه ساز نا کارآمدی امنیت آمریکایی در این حوزه را نمایان خواهد کرد.جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک مهره اصلی طرفدار برقراری امنیت بصورت دسته جمعی و مخالف جدی حضور امریکا در منطقه می باشد. امریکا به وضوح به این مهم آگاه است که ایران نافی منافع  او و یک خطر جدی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید