مقاله با موضوع ،، خلیج، .، سیاسی، شیعه

نیرومند سنت های قبیله ای و تاریخی عملا به عنوان نمادی از نظام های لیبرال دموکراسی در آنجا بنا شده که یا کارایی ندارند و یا اینکه کلا منحل می شوند.

3-2-7-7  بحران مشروعیت درکشورهای منطقه

در خلیج فارس، امنیت و مشروعیت حوزه قدرت به قدری به دنیای بیرون از مرزها وابسته است كه هر روز جابه جایی قدرت و تغییر ماهیت و جهت گیری ها، تابع منافع بین المللی است. عامل بیرونی با استفاده از ضعف داخلی، نقاط اختلاف را تشدید می كند و سیاست در منطقه را همسو با منافع بین المللی و نه منافع كشورهای منطقه شكل می دهد. ناهمگونی ساختارهای سیاسی هشت كشور خلیج فارس به همان اندازه كه بر سیاست خارجی  آن ها تأثیر می گذارد و بر همكار ی های منطقه ای، به همان میزان نیز بر امنیت خلیج فارس تأثیر گذار است. (رنجبر، 1378ص175)

رژیمهای حاکم بر کشورهای عرب منطقه خلیج فارس به اعتراف اکثر قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی، رژیمهای سنتی، اقتدارگرا، غیر مردمی و غیر دمکراتیک هستندو از مشروعیت لازم در میان مردم خود برخوردار نیستند . حاکمان این کشورها تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، توجه چندانی به این مساله نداشتند . اما پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران بحران مشروعیت به اصلی ترین مشکل اینگونه کشورها تبدیل شد .پدیده ای که در اولین گام از پیروزی انقلاب در سطح منطقه اشاعه یافت توجه به این نکته بود که رژیمهایی که خواهان جلب حمایت خارجی هستند و جهت حفظ قدرت فاقد مشروعیت مردمی و سیاسی هستند . با توجه به بسط چنین نظریه ای ، کشورهای منطقه خود را بر سر دو راهی خطرناکی می دیدند . از یک سو با گسترش تفکر انقلابی و اسلامی در سطح منطقه، رژیم های خود را متزلزل می دیدند و مجبور بودند به قدرتهای خارجی پناه ببرند و از سوی دیگر توسل به پشتیبانی و حفاظت امنیتی ا ز غرب، بدون تردید مشروعیت آنها را به میزان قابل توجهی کاهش می داد و آنها را با خطر هجوم ملی گرایی تندرو عربی مواجه می ساخت.

کشورهای منطقه هنوز از التهاب دام مشروعیتی که بوسیله بنیادگرایی اسلامی در سطح منطقه به واسطه ارتباط با نیروهای مداخله گر خارجی گسترده شده بود، خارج نشده بودند که هجوم عراق به کویت آغاز شد . این بار صدام تمایل کشورهای خلیج فارس به ویژه عربستان را به جلب حمایت امنیتی آمریکا ، محکوم ساخت و به مردم منطقه تفهیم نمود که حکام منطقه نه تنها توانایی حفظ امنیت کشورهای خود را ندارند بلکه از حفظ رژیمهای خود نیز عاجزند . اگرچه بحران کویت با مداخله آمریکا و متحدین غربی اش پایان یافت، اما رژیم کویت و نیز سایر رژیمهای منطقه هیچگاه نخواهند توانست همچون گذشته بر مردم خود حکومت کنند . با پایان اشغال کویت مردم این کشور خواهان افزایش دمکراسی در ساختار سیاسی کشور شدند .گامهای متعددی که در کویت به سمت مشارکت سیاسی مردم برداشته می شود، بدون تردید در سایر شیخ نشینهای خلیج فارس اثر خواهد گذاشت و آنها نیز ناگزیر از افزایش نقش مردم در حکومت خواهند شد . این مساله به خودی خود منجر به پیدایش نیروهای سیاسی جدید در اینگونه کشورها خواهد شد . نیروی سیاسی جدید الزاماً نیروهای سیاسی سنتی را به مبارزه خواهد طلبید و نتیجه این مبارزه در قدمهای اول، بی ثباتی در کشورهای منطقه و نهایتاً سرنگونی رژیمهای سنتی خواهد بود، در نتیجه بحران مشروعیت کشورهای منطقه، بصورت بالقوه ، تهدیدی علیه امنیت منطقه محسوب می شود.

3-2-7-8 اختلافات فرهنگی

پشتیبانی گسترده کشورهای خلیج فارس از عراق در جریان جنگ با ایران بارزترین جلوه همبسگی آنها در چارچوب قومیت عرب بود. (حیدری وعبدی،1387ص57) خلیج فارس ترکیبی ناهمگون از 120 میلیون نفر جمعیت با نژاد و زبان و دین ، فرهنگ ، قومیت مختلف است جمعیتی مشتق از 3 تمدن بین النهرینی ،تمدن شبه جزیره ای و تمدن فلات ایران ،می باشد. دراین کشورها لفظی به نام عرب و عجم وجود دارد که اغلب عجم ها در قسمت شمالی منطقه و اکثریت شیعه هستند و عرب ها در جنوب خلیج که سنی و عرب هستند که البته این خود یکی از عوامل بازدارنده ایجاد یک امنیت و اتحاد دسته جمعی است.

نقش تفاوت های مذهبی در ایجاد تعارض های ژئوپلیتیک در شمال و جنوب خلیج فارس ، بسیار حاد است )کریمی پور، 1379ص180) ملل عرب زبان هم، علی رغم داشتن زبان و مذهب مشترک و تلاش های فراوان سیاستمد اران عرب برای تبلیغ اید ئولوژی پان عرب، هنوز هم خود را مللی متفاوت ازیکدیگر می دانند که دارای اختلافات فراوان هستند )رضائی و حید ری فر، 1389ص126)

عربستان سعودی از نظر جغرافیایی، قلب جهان اسدام به حساب می آید. زیر ا، دو شهر مکه و مد ینه ، یعنی مقد س ترین اماکن اسلامی را دربرمیگیرد(صادقی1389ص156). در حالی که عربستان خود را به عنوان خادمین الحرمین شریفین، وارث تمد ن اسلام می داند ، ایران نیز خود را تنها کشوری معرفی می کند که دارای اسلام واقعی است و حکومت آن در پی احیای اسلام راستین است.  این دو نقش متعارض،باعث واگرایی بین ایران و عربستان، از یک سو، و کشورهای خلیج فارس از سوی دیگر شد ه است.در واقع هنجارهای مشترک درونی شد ه در میان شورای همکاری خلیج فارس سازماندهی هویت جمعی میان آنان تلقی می شود و این هویت مشترک جمعی  باعث همگرایی و همکاری میان اعضای آن گشته، ولی درعین حال باعث وا گرایی بین کشورها در سطح منطقه شد ه است )روحی، 1390ص94)

3-2-7-9 ساختار نظام منطقه ای

ساختار و سلسله مراتب قدرت در منطقه اثرات منفی بر همگرایی منطقه­ای بر جای نهاده است. بین قدرت ایران، عراق، عربستان و 5 كشور كوچك منطقه فاصله نسبتاً زیادی وجود دارد. جنگ ایران و عراق از یك سو، تعارض این دو قدرت با ساختار قدرت در سطح جهانی از سوی دیگر، موجب شد عربستان جایگاه یك قدرت منطقه­ای را احراز کند كه در عین حال سوءظن دیگر واحد های سیاسی منطقه را بر انگیزد و با حمله آمریكا به عراق و اشغال آن، ساختار قدرت منطقه­ای وارد مرحله جدید و بغرنج تری شده است. زیرا سقوط حكومت عراق توسط امریكا پیامد های قابل توجهی برای منطقه خلیج فارس به همراه دارد، چون می تواند نظم موجود منطقه ای را متزلزل کرده و تحولات سیاسی و ژئوپولتیكی به بار آورد كه در چند زمینه قابل بررسی است:

اولا: تاثیر گذاری برروابط كشورهای منطقه بایكدیگر كه به دو گروه تقسیم می شوند كه یك دسته آنهایی هستند كه طرفدار غرب هستند و گروه دوم كه مخالف غرب محسوب می شوند.

ثانیاً: روی روابط كشورهای منطقه با بازیگران فرامنطقه به ویژه امریكا.

ثالثاً:تحو ل در روابط دولت با ملت. بنابر این درنتیجه تحولات داخلی عراق شرایط جدیدی در منطقه حاكم گشته است و شرایط توازن قوا و تعادل استراتژیك به هم خورده است. كشورهای قدرتمندی مثل عربستان كه چندی پیش نقش مؤثری در تحولات منطقه داشته اند، شدیداً تحت فشار قرار گرفته و ایران هم به­عنوان یكی از قطب­های مهم قدرت در منطقه­ای تحت تاثیر تحولات در عراق قرار گرفته و آمریكا با تحكیم حضور نظامی و سیاسی خود در منطقه، از طریق طرح مسائلی پیرامون توانایی نظامی و تسلیحاتی ایران و تلاش برای تبدیل آن به معضلی بین المللی در پی آن است با قدرتمند جلوه دادن ایران تصویر و برداشت تهدیدگری از آن در سطح منطقه تثبیت و تقویت کند و بدین طریق موجبات واگرایی و تعارض بیشتری را میان منطقه فراهم سازد. (سلمانی پورلك، ١۳٨۳، ٢جلد، جلد١)

3-2-7-10  اختلافات مذهبی

مسلمانان در منطقه خلیج فارس در میان خود چند پاره شدند که این از هم گسیختگی خود معلول دخالتهای دیگر کشورها برای عدم ایجاد یک منطقه باثبات و امن است. اکنون مسلمانان به 2 دسته عمده یعنی شیعه و سنی تقسیم شده اند و آنچه موجب شق میان این دو می شود مسئله خلافت است. مذاهب فقهی اهل سنت خود به چهار دسته حنفی، مالکی، شافعی، حنبی تقسیم شده اند. اهل سنت از لحاظ کلامی به 3 مذهب گرایش دارند . اشعری که اکثریت است، مذهب اعتزال، مذهب ماتریدی. اما شیعیان که در اصل طرفدار حکومت و خلافت حضرت علی (ع) می باشد در حال حاضر به 3 دسته عمده و فرقه های کوچک تقسیم می شوند که عبارتند از شیعه امامیه، اثنی اعشر، زیدیه و شیعه اسماعیلیه که فقه آن مانند شیعه امامیه است و در ضمن میان اهل سنت و شیعه اختلافاتی وجود دارد که ریشه این اختلافات یا سیاسی و یا فقهی و فکری و عقیدتی است که معمولا دخالتهای خارجی بیشتر به این اختلافات دامن می زند.

مسایل مذهبی و ایدئو لوژیک نیز یکی ازمنابع عمده منازعه در خلیج فارس در دهه ١٩٩٠ بوده است.انقلاب اسلامی ایران در سال ١٩٧٩ موجب شد دو روند مذهبی و ایدئولوژیکی در منطقه احیا و موجبات نگرانی کشورهای دیگر خلیج فارس را فراهم سازد. از یک سو ایران به عنوان اسلام شیعه می توانست موجب بی ثباتی کشورهای منطقه به ویژه کشورهایی که دارای جمعیت شیعه بودند یعنی عراق، بحرین و عربستان گردد و از سوی دیگر، ایدئولوژی رادیکال ایران که سمت و سوی ضد اقتدارگرایی و ضد غربی داشت، می توانست موجب بی ثباتی کشورهای منطقه که همگی اقتدار گرا ومتمایل به غرب بودند گردد.

در منطقه خلیج فارس عربستان وقطر دو دولت وهابی را تشکیل می دهند،عمان تنها دولت اباضی منشعب از خوارج است ، بحرین با وجود اکثریتی شیعی ، دارای حکومتی سنی است و کویت وامارات نیز با وجود تفاوت عمیق مذهبی و فرقه ای جمعیت و شهروندان ، حاکمان سنی دارند . شکاف مذهبی در دو سوی خلیج فارس بین ایران و عربها وخود امیرنشینها با یکدیگر و همچنین حاکمان با شهروندان ، ازطرفی با وجود گسل های قومی ، فرهنگی ، زبانی و بویژه  بدبینی های تاریخی ، یکی از تنش های همکاری های استراتژیک و در عین حال منبعی پایه ای برای عمیق تر شدن تعارض های موجود است.  یکی ازجلوه های فعال تعارض های مذهبی ، کوشش های عربستان ودرمقیاس کمتر امارات ، برای نفوذ در جمعیت اهل تسنن سواحل خلیج فارس و اقوام بلوچ شرق وجنوب شرق ایران است. (کریمی پور،1379ص181)

از دید دولت های خلیج فارس ، تحولی درجهت افزایش قدرت ایران و نقش شیعیان در منطقه خاورمیانه شکل گرفته و یک هلال شیعی از لبنان تا پاکستان ایجاد شده است که می تواند تحت هدایت ایران قرار گیرد.  در نگاه اعراب منطقه ، عراق با حاکمیت یافتن شیعیان و کردها ، از یک قدرت عربی توازن بخش در مقابل ایران ، به کشوری تحت نفوذ ایران در آمده و حظور شیعیان در قدرت حاکم عراق ، توازن قدرت منطقه ای به نفع ایران را افزایش داده است.  از نظر آنها ، عراق همواره باید در مقابل و نه در کنار ایران باشد چنین نگرشی موجب ایجاد اشکال در نزدیک شدن کشورهای خلیج فارس و اتخاذ سیاست های مشترک منطقه ای خواهد شد . بنظر می رسد اختلافات قومی ، نژادی نه تنها عاملی در راستای امنیتی و رقابتی نمودن فضای استراتژیک حاکم بر منطقه است بلکه عاملی در جهت تشدید اختلافات مرزی و ارزی نیز می باشد.

 

3-2-7-11  توسعه طلبی کشورهای منطقه

همانطور که قبلا گفته شد دو

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید