تحقیق علوم سیاسی در موردکویت، .، خلیج، ،، عثمانی

سابقه طولانی تجاری و آبادانی برخوردار است اما پیشرفت های فرهنگی،صنعتی،تجاری و عمرانی آن در قرن اخیر از سر گرفته شده است . این استان تا سال 1349تابع استان فارس بود و ادارات آن زیر نظر ادارات فارس در شیراز قرار داشت .پس از آنکه در تاریخ 7/9/1349به فرمانداری کل تبدیل شد ،سازندگی و آبادانی که مدتی به رکود گراییده بود،دوباره آغاز گردید .مدتی همراه با بندرعباس ،با عنوان استان ساحلی فعالیت میکرد و سرانجام در تاریخ 9/7/1352، به عنوان استانی مستقل زیر نام «استان بوشهر»درآمد و به سرعت رو به آبادانی گذاشت . ظرفیت باراندازها و فضای اسکله های بندر گسترش یافت و کوشش های بسیار در جهت توسعه شبکه های مخابراتی ،آب و برق و سایر امکانات شهری به عمل آمد . (حمیدی،استان زیبای بوشهر،چاپ سوم،1389 : 2-51)

به طور کلی می توان اذعان داشت که بندر بوشهر در دوران پادشاهی قاجار،اعتبار و اهمیت ورونق خاصی یافت ولی پس از آن به سبب احداث راه آهن ایران که به خرمشهر رسید و لنگرگاه کشتی های بزرگ تجاری در خرمشهر شد ،این بندر از رونق بازرگانی افتاد .(اقتداری، 1389 :154)

بوشهر در اواخر دوره قاجارو اوایل پهلوی، دارای مدارس و تاسیسات فرهنگی و برق شد اما در زمان مذکور،تجارت آن چندان تعریفی نداشت و بازارها و دکانهایش از پیشروی چندانی نداشتند .(اقتداری،1389 : 154)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم :

اوضاع سیاسی و اجتماعی کویت و بوشهر

 

 

فصل اول : اوضاع سیاسی کویت

در بالا ذکر شد که آل صباح از سال 1818م تا 1870م به صورت یک واحد قبیله ای در بندر کویت و نواحی مجاور آن ساکن بودند. مالیات این امارت یعنی کویت به بصره داده می شد . نفوذ ترکان عثمانی در کویت در دوران شیخ عبدالله الصباح دوم (1866-1892م) فزونی گرفت . شیخ عبدالله در لشکر کشیهای ترکان عثمانی به کمک آنها می شتافت . (مجتهدزاده ،1324:584و583) شاید پذیرفتن تابعیت عثمانی توسط شیخ عبدالله به همان ضعف همیشگی کویت که تا به امروز نیز با قیست، بر می گردد ، ضعفی که ناشی از وجود همسایگان پر قدرت او مثل عربستان و عراق است . کویت همواره از قدیم به وجود یک نیروی خارجی در درون خود نیازمند است واین ضعف همواره این کشور را به عنوان تحت الحمایه ابر قدرت ها در آورده است .

دلایل متعددی باعث افزایش ناگهانی نفوذ سیاسی کویت و دستیابی به موقعیت درخور توجهی برای این شیخ نشین دراوایل قرن بیستم شد . در سال 1896م، در کویت شورش داخلی درگرفت که حاصل آن به قدرت رسیدن مبارک، شیخ جدید کویت بود .این واقعه سبب شد که میان افراد خانواده او اعتراضاتی صورت گیرد و اوضاع را آشفته نماید .عثمانی ، کویت را از املاک خود به حساب می آورد و یک نیروی نظارتی مقتدر را برکویت مستولی نمود تا همچنان به نفوذ بی پایان خود در گذشته بر این ایالت ، ادامه دهند . (لوریمر، 1388 : 241)

در زمان شیخ عبدالله الصباح ، والی بغداد مدحت پاشا ، از نفوذ انگلیس در کویت که همسایه ی عراق محسوب می شدند بیمناک بود و در صدد برآمد تا باایجاد ارتباط نزریک با آل صباح روابط خود رابا آنان بهبود بخشد، نتیجه این سیاست ،پذیرفتن تابعیت عثمانی ازطرف آل صباح بود .(وثوقی ،1384: 461)

تا سال 1899تابعیت ادامه یافت وکویت تقریبا 28 سال جزو متصرفات عثمانی محسوب می شده . با وجود اینکه کویت در این سال ها تابعیت عثمانی را پذیرفته وجزء قلمرو آن بوده اما در بسیاری از منابعی که توسط کویتی ها نوشته می شود این کشور را جزو امارتهای مستقل عربی می دانند که تابع شیوخ خود می باشند که نه از شاه پیروی می کنند ونه از سلطان ، استناد آنها به سفرنامه های اروپاییانی است که در این سالها به کویت سفر کرده اند. مثلا «کبینگهام» اشاره می کند که با توجه به حضور پرتغالیها وترکان عثمانی در مناطق خلیج فارس وسلطه بیگانگان بر اکثر این مناطق ، بیان می کند که کویت بیش از بقیه به استقلال خود توجه داشته است ویا «کلنل لویس پلی» مدیر کنسول گری انگلیس در خلیج فارس از وضعیت کویت در 1863م گزارش می دهد که کویت جزو امارتهای مستقل خلیج فارس است .(مطالعات وپژهشگاه کویت ،1382 :20)

سرزمین کویت در سرتاسر قرن19، به طوری پیوسته و یکنواخت تحت حکمرانی خاندان آل صباح توسعه و گسترش یافت .به گونه ای که در سال 63-1862م،جهانگرد انگلیسی به نام دبلیو.جی.پالگریو، با آب و تاب تمام کویت را به عنوان فعالترین بندر در شمال خلیج فارس به شمار آورد .(یاپ و بوش، 1388 :44)

بعد از مرگ مدحت پاشا والی بغداد،  جانشینان وی به خاطر ثروت کویت و موقعیت سوق الجیشی آن تقاضای خراج بیشتری از کویت داشتند که این ظلم واجحاف بر مردم کویت زمینه ساز حضور انگلستان در منطقه شد ، گذشته از این در این زمان نزدیکی عثمانی ها به آلمانیها خطر بزرگی را برای کویت مطرح ساخت . به تدریج کشتی های تجاری کمپانی هند شرقی ،شروع به تجارت با کویت کردند ولی ترس عثمانی از اینکه رونق تجاری کویت باعث کسادی بازار تجارت بصره شود ،باعث شد تا به مخالفت با کمپانی های تجاری بریتانیا بپردازد . از این هنگام تا زمان حکومت شیخ مبارک آل صباح در سال 1896م/1312ق،بریتانیا در امور داخلی کویت مداخله نمی کرد و آنجا را تحت تابعیت عثمانی می دانست . در کنار آن شیخ مبارک از ترس تصرف کویت توسط عثمانی ،همواره تقاضای تحت الحمایگی بریتانیا را مطرح میکرد ،ولی از آنجا که بریتانیا مداخله در امور آنجا را جز برای حفظ موقعیت خود در خلیج فارس ،لازم نمی دانست ،از قبول تقاضاهای وی خودداری نمود ؛اما حوادثی که در اواسط سده نوزدهم میلادی روی داد و باعث توجه کشورهای اروپائی به خلیج فارس به خصوص کویت شد ،بریتانیا را مجبور به تجدید نظر در سیاست های خود کرده تا از توسعه نفوذ دول خارجی به کویت جلوگیری نماید .

زمانی که پیش بینی می شود که کویت آخرین ایستگاه راه آهن بغداد خواهد بود ،دولت عثمانی ،کویت را جزء قلمرو خود می دانست . چون لازم بود که راه آهن بغداد به آنجا منتهی شود و تمام تلاش آن بود که نفوذ انگلیسی ها از آنجا ریشه کن شود . در این زمان-سال های اولیه آغازین قرن بیستم- ،جیرول گزارشگر و کنسول انگلیس در خلیج فارس شکایت دارد که تعداد ترک ها در کویت زیاد شده و ایرانی ها به واسطه سپردن گمرکات خلیج فارس به دست مستشاران بلجیکی ، دشمنی خودشان را نسبت به منافع انگلستان نشان داده اند .(ارتباط گمرک ایران با کویت چه بود ؟) ونقشه های پر عرض و طول در ساحل خلیج فارس برای راه آهن در حال کشیده شدن بود .(محمود محمود،1378، ج 7 :168 )

کویت در مسیر سیاست بریتانیا بود زیرا انتظار می رفت خط آهنی که از دریای مدیترانه آغاز میشد به آنجا منتهی گردد . در خلال این مدت کویت همچنان برای بریتانیا درخور اهمیت بوده است ،عثمانی ها کوشش فراوان کردند که در این مکان سیادت داشته باشند ،خواه به سبب وجود راه آهن یا عوامل دیگر ، در این مقطع زمانی ،بنادر بوشهر و کویت ، استراتژیک ترین نقاط خلیج فارس در طرح برنامه های سیاسی بریتانیا ،محسوب میشدند و این کشور سعی داشت به هر طریقی حضور نظامی خود را به شکل مانور در منطقه به نمایش درآورد .

در یکی از مانورهای نیروی دریائی بریتانیا در سال 1901م،کشتی انگلیسی های «فلابر» با پرچم بریتانیا که فرمانده کل پادگان شرکت شرقی را با خود حمل می کرد ،وارد خلیج فارس شد و فرمانده آن «آدمیرال بوزانکه»[8] بود . این کشتی از مسقط و بوشهر و بندرعباس دیدن کرد و بزرگترین توپ که تا آن هنگام آب های خلیج فارس چنان توپی به خود ندیده بود ،در آن کشتی بود . در 17 ژوئن به بوشهر رسید و مقصد بعدی اش عزیمت به بحرین بود اما بحرین برای پهلو گرفتن چنان کشتی ای مناسب نبود .در 18 ژوئن در بوشهر به احترام پرچم ایران ،گلوله های توپ شلیک شدند و افسران بریتانیائی به دیدار حاکم بوشهر رفتند .سپس کشتی رهسپار کویت شد که شیخ جابر فرزند بزرگ شیخ کویت که آن لحظه در کویت حضور نداشت،  به استقبال آن کشتی آمد .(لوریمر، 1388 : 276 ) دولت انگلیس برای اینکه حرکات روسیه را در سواحل ایران و خلیج فارس زیر نظر داشته باشد،یک هیئت ژاندارمری در ساحل کویت تشکیل داد .ولی اوضاع سیاسی اروپا بعد از شکست روسیه ،به گونه ای رقم خورد که دولت انگلیس کویت را تخلیه کرد و در مقابل بعضی از سواحل جنوبی ایران را تحت نظر گرفت و قصد داشت به هر طریقی مرکز حربیه ای تشکیل دهد و از نفوذ روسیه در مستعمرات خود به ویژه هند، جلوگیری کند . (چهره نما،20 صفر 1324 ق/16 آوریل 1906م/س 2/ش 14/ص 6)

در 1904م، پس از دیدار نائب السلطنه هند از کویت در اواخر 1903م،یک مسئول سیاسی بریتانیائی در کویت معین شد تا امور کویت و عراق عثمانی جزیره العرب را زیر نظر داشته باشد . ولی باب عالی هند در خصوص این موضوع اعتراض کرد ،چرا که معتقد بود مخالف توافقنامه ابقای وضع کویت به شمار میرود . از این رو، تنفیذ آن تا چند ماه به تعویق افتاد .(لوریمر،1388 : 267)

مسّاحی –بررسی شرایط ژئوپولیتیکی –دریائی بریتانیا در خلیج فارس،با هدف خدمت نظامی به ناوگان جنگی بریتانیا محسوب میشد تا خدمت در امور سیاسی آن کشور ؛در این مسّاحی ها برای کنسول های انگلیسی در خلیج فارس معلوم شده بود که مناطق مناسب برای کشتیرانی عبارت اند از بوشهر، کویت، بحرین و مناطق اروندرود . (لوریمر، 1388 : 278 )روشن است با گزارشات بدست آمده توسط بازرسان انگلیسی در این نقاط، دقت عمل بیشتری توسط کنسول های انگلیسی به منظور تصاحب و حفظ نقاط مذکور صورت می گرفت .

در پی تلاش کنسول های انگلیس در جهت دفاع از منافع و استراتژی های این کشور در مسائل مربوط به حفظ کویت،توسط ماموران ذیربط تصمیم گرفته شد که در خلیج فارس تاکتیک پیشرفت تدریجی به کار برده شود و اولین قربانی این تاکتیک می بایستی شبه جزیره قطر میشد که از نظر سوق الجیشی دارای اهمیت می بود و راه را برای رسوخ به سوی غرب آن و سرانجام به سمت شمالی آن یعنی به سمت کویت، می گشود . .(دلدم، اسکندر،خلیج فارس،مؤسسه انتشارات نوین،1363 ، ص188)

در نتیجه ی تحت انقیاد درآوردن مسقط و تحت الحمایگی مجمع الجزایر بحرین و قطر که با پیشروی عمیقتر به خلیج فارس و تقویت مواضع اقتصادی و سیاسی بریتانیا در مناطق شط العرب و کارون همراه بود،حلقه ای به دور یکی از مهمترین نقاط استراتژیکی خلیح فارس یعنی کویت ،درست در اواخر قرن نوزدهم بسته شد. .(دلدم، اسکندر،خلیج فارس،مؤسسه انتشارات نوین،1363 ، ص193) بدین ترتیب مقامات مستعمراتی بریتانیا در خلیج فارس با ابزار سیاست و تحریک و زدو خورد های بین کویت و طوایف عرب همسایه ،در 23 ژانویه سال 1899،قرارداد تسلط بر کویت را تحمیل نمودند که عملا کویت را تحت الحمایه انگلستان در

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید