تحقیق علوم سیاسی در موردکویت، .، ،، خلیج، (

قوام ، عباس فرزانگان ، غلامرضا تاجبخش ، فریدون زندفر و رضا قاسمی که تا پیروزی انقلاب عهده دار سفارت در کویت بوده اند  . ( علی بابایی ،1357: 513)

بعد از تاسیس سفارت در دو کشور دیدارهایی رسمی متعددی میان دو کشور صورت گرفت و در این ملاقات ها مقامات دو کشور در خصوص تحدید حدود فلات قاره ، توسعه روابط فرهنگی ، مبادلات تجاری ، قرار دادهای هوایی در منطقه گفتگو و تبادل نظر کردند . ( میر رضوی، 1383: 375  ) دیدارهای دو کشور تا 1350ش /1970م را می توان گفت دوستانه و در سطح وسیعی این روابط وجود داشته است . مثل دیدار شاه ایران محمد رضا به کویت در سال 1347ش که برای تثبیت وضع اقامت ایرانیان و یا سفر ریئس وزارت خارجه این کشور به ایران در سال 1347ش ، تعدد رفت و آمدهای وزیران دو کشور برای تثبیت توافق نامه های اقتصادی و بازرگانی ، انجام مسابقات ورزشی ، فرهنگی و آموزشی ، برگزاری تورهای تفریحی و سیاحتی از سال 1340ش تا 1350 ش بین دو کشور در جریان بوده است . ( وزارت خارجه ، 1340تا 1350)

روابط ایران با دولت کویت تا نیمه ی سال 1971م کماکان بر اساس روابط دوستی و حسن تفاهم ادامه داشت تا اینکه پس از استقرار نیروهای شاهنشاهی در 30نوامبر 1971م در جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک ، دولت کویت عکس العملهای نشان داد که در روابط دو کشور به نحو قابل ملاحضه ای اثر گذاشت . دولت کویت معتقد به عربیت این جزایر بود و اشغال این جزایر را توسط ایران محکوم نمود . ( کامران مقدم، 1382: 434) نشان دادن واکنش کویت یها از زبان سفیر ایران در آن زمان خالی از لطف نیست ، فریدون زندفر سفیر ایران در این سالها می نویسد : « که هنگام ورود به کویت در نحوه ی رفتار و گفتار مقامات کویت در همان برخورد اول در محیط فرودگاه عیان بود و محسوس . نهم آذرماه 1350ش روز استقرار نیروهای ایران در جزایر روزی پر اضطراب بود . در سحرگاه همان روز نیروی ایران در جزایر تنب پیاده شدند و تقریبا در همان زمان پرچم ایران بر فراز کوه «حلوا »در بخش شمالی جزیره ابوموسی به اهتزاز درآمد . جلسه مجلس کویت متشنج گردید و ایران از هر سو آماج حمله قرار گرفت و به اشغال سرزمین اعراب و ایجاد اخلال و نا آرامی در منطقه گردید . » ( زندفر، 1379: 104 ) البته تظاهر کنندگانی که در مجلس این کشور اجتماع کرده بودند خواستار قطع رابطه سیاسی با ایران بودند . به هر حال فریدون زند فر به عنوان سفیر ایران در کویت چنان از سردی رفتار و گفتار سیاسیون و حاکمان این کشور سخن گفته که ناچار به ترک کویت می شود . این وضعیت تا 29 آذر ماه سال 1351ش ادامه داشت و بعد از آن روابط دو کشور مجدداً به صورت عادی درآمد و به قولی« گره اخم از رخسار کویتی ها گشوده شد .»

دغدغه اساسی ایران حفظ استقلال و تمامیت ارضی کویت درمقابل مطامع همیشگی عراق بود .چرا که ایران همواره به عراق به عنوان تهدیدی بالقوه برای کویت می نگریست . (همان منبع ،110) عراق کشوری ست با نیات توسعه طلبانه نسبت به کویت و ایران همواره نگران تسلط عراق بر کویت و برهم خوردن توازن قوا در منطقه است .

روابط ایران و کویت تا 1357ش /1979در سطح قابل قبول و تقریبا بدون حاشیه جدی گذشت و روابط دو کشور بر اساس حسن تفاهم و احترام متقابل ادامه یافت . روابط با ایران در آن دوره که ایران ستون امنیت و ثبات در منطقه بود از اهمیت فراوانی برخوردار بود و کفه سنگین این ارتباط به نفع کویت بوده تا ایران .

سیاست خارجی رژیم گذشته در رابطه با کشورهای منطقه و بلکه عموم ممالک عربی و اسلامی عمدتا مبتنی بر ناسیونالیسم ایرانی بود . در نتیجه برای اسلام و اخوت و وحدت اسلامی جای چندانی وجود نداشت . یکی از بنیادی ترین اصول سیاست خارجی آنان تکیه بر ناسیو نالیسم ایرانی در روابط خارجی بود . هدف شاه بویژه در دهه ی آخر سلطنتش ، این بود که قدرت بزرگ منطقه و بلکه آسیا باشد . در عین حال از دید تمام خلیج نشین ها با آنکه شاه ایران به لحاظ سیاستهای بعضا ضد عربی و جاه طلبانه اش شخصیت مطلوب آنها نبود ، اما به هر حال سیاست ضد عربیش تحت الشعاع سیاست ضد کمونیستی و ضد رادیکالی اش قرار داشت . خلیج نشینان و تمام اعراب در کشورهای کوچک مثل کویت معتقد بودند که شاه تنها قدرت بزرگی ست که می تواند در برابر تحریکات روسها و اندیشه ی کمونیست و افراطیون رادیکال و مخصوصاً رژیم خشن و سفاک عراق بایستد و این امتیاز کوچکی نبود .(مسجد جامعی، 114:1369و113) بنابراین خاندان های حاکم بر کشورهای عربی مثل آل صباح به تایید ایران و حمایتهای ایران قدرتمند نیاز داشتند . درست است که مطبوعات این کشورها همواره ایران را به خاطر سیاست گرایش به غرب مورد انتقاد قرار می دادند اما خود آنها برای بقا و حفظ تمامیت ارضی شان به ایران نیاز داشتند چرا که ایران همانطور که قبلاً گفته شد در برابر توسعه طلبی کشوری چون عراق از کویت حمایت می نمود .

یکی از نقاط قابل تامل در کتاب خاطرات فریدون زندفر در دوران سفارتش در کویت در سالهای که روابط دو کشور به خاطر اعاده ی حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه تیره گشته بود ، اینکه به ایشان متذکر شدند در گفتگو و مذاکرات با مقامات رسمی و یا در هنگام تبلیغ پیام های تهران ، لحن ملایم و مدارا پیش گرفته شود و از تند خویی و زیاده خواهی که همواره مخل روابط بود پرهیز شود که به ظاهر موثر افتاد .( زندفر ،1379: 130) این روشی است که هم اکنون هم به آن نیازمندیم . لحن ملایم و مدارای  سیاسیون  هر دو کشور می تواند به همکاری بیشتر بی انجامد .

بعد از خروج انگلستان از خلیج فارس در 1968م ایران و عربستان از سوی امریکا به عنوان ستون مالی و نظامی خلیج فارس برگزیده شدند و کشورهای کوچکی چون کویت می توانستند از این ثبات استفاده کرده و مانع توسعه طلبی کشوری چون عراق گردند . چرا که دو کشور ایران و عربستان خود را حافظ منافع کویت عنوان می نمودند . ایران همواره در طول این سالها حسن نیت خود را به کویت اثبات کرده بود . ایران از درخواست کویت برای عضویت در سازمان ملل متحد پشتیبانی کرد وعلاوه بر آن از طرح مسئله کویت در اتحادیه ی عرب و اعزام نیروهایی ، به جای نیروهای بریتانیا، به کویت استقبال کرد . حجم صادرات ایران و کویت نشان از ارتباط خوب این دو کشور از سال 1961م به بعد دارد . صادرات ایران به کویت از 7 میلیون دلار در3- م1961 به 4/24میلیون دلار از 66-1965م  افزایش یافته بود . ( ولدانی ، 1369: 49)

این تقریبا خلاصه ای بود از روابط دو کشور در خلال سال های 1961م تا 1979م ، سالهای که ایران ژاندارم منطقه بود و ارتباط با ایران برای کویت و حاکمان آن سودمند .

نقش قدرتهای منطقه ای در روابط دو کشور

عراق : اصولا کشور عراق کویت را به عنوان یک کشور به رسمیت نمی شناسد و همواره از  آن به عنوان استانی از خود نام می برد . کویت به خاطر اینکه در گذشته تحت حاکمیت عثمانی بوده همواره مورد ادعای عراق که خود را میراث دار عثمانی می پندارد بوده است . کویت با ثروت بیکران نفت و به علت داشتن ساحل دریایی با خلیج فارس نمی تواند از طمع توسعه طلبی عراق به دور باشد چرا که همواره عراق با مشکل ساحل در خلیج فارس روبه روست و رفع این مشکل با الحاق کویت،  حتی با جنگ و تهدید نظامی،  می تواند  مشکلات عدیده ی اقتصادی کویت را حل نماید . زمانی که در سال 1961م کویت استقلال خود را اعلام نمود این عبدالکریم قاسم بود که این استقلال را به رسمیت نشناخت و آماده ی حمله برای تصرف این کشور گردید .

اما واکنش کشورمان نسبت به ادعاها ی عبدالکریم قاسم در این زمان محکوم نمودن عراق  و حمایت از تمامیت ارضی کویت است . همچنین این ادعاهای عراق،علاوه برشاه وسیاستمداران کشورمورداعتراض گروه های ناسیونالیست  ایران مانند حزب پان ایرانیست قرارگرفت.شناسایی فوری کویت بعنوان یک کشور مستقل،روابط ایران وعراق رامتشنج کرد بویژه که دوکشور در این زمان درمورد اروند رود نیز با یکدیگر اختلاف پیداکرده بودند . (ولدانی،1369: 149)

اختلاف ایران وعراق درمورد اروندرود یدطولایی دارد برطبق قرارداد1937بین ایران وعراق، ایران تنها درمحدوده5 کیلومتر مقابل آبادان حق کشتیرانی دارد و مابقی اروند رود از آن عراق گردیده بود . ایران این عهدنامه را بر خلاف مصالح ملی می پنداشت و هرگز بر آن دل نسپرد . درسال1959رهبر نظامی عراق عبدالکریم قاسم به اصطلاح برای ایران خط و نشان کشید که اگرچنین وچنان کنید همان5کیلومتر ازشط العرب راکه از راه «تفقد» به ایران«هبه» شده رامستردخواهد کرد . (زندفر،1379 : 166و167) با توجه به اینکه دراین زمان ایران می توانست به منافع خود بیاندیشد اما استقلال کویت راعلی رغم میل عراق به رسمیت شناخت وروابط راتیره تر نمودواین اختلافات را تا1975که ایران وعراق بر سر اروند به توافق رسیدند ادامه دادند.

وقتی درژوئن1961 درنتیجه محاصره اقتصادی کویت توسط عراق،ازجمله خودداری ازفروش موادغذایی به کویت،کمبود شدید موادغذایی در کویت بروز نمود،ایران با ارسال موادغذایی به کویت این کمبودها را جبران کرد.ایران حتی فضای کشور خود را در رختیار انگلستان در جریان بحران1961درکویت قرار داد.دولت کویت همواره از ایران به خاطرکمک وپشتیبانی در1961تشکر کرده واظهار می داشتند که هرگز آنرا فراموش نخواهندکرد!!!!(ولدانی،1369: 49)

عراق درطول سالهای بعداز استقلال کویت بارها به این کشور تجاوز نمود اما با اقدامات به موقع ایران و عربستان این تجاوزات محکوم وموجب عقب نشینی عراق می گردید.عراق همواره در روابط ایران وکویت نقش بسزایی ایفا کرده و ارتباطات دوکشور تحت تاثیر سیاستهای کشور عراق قرارگرفته است.ایران به عراق بعنوان تهدیدی بالقوه برای کویت می نگریست وقصدداشت تا کویتی ها را به پایداری در مقابل مطامع وفشارهای عراق وا دارد.(زندفر،1379: 110)این پافشاریهای ایران موجب گله مندی ودلخوری مقامات کویتی می شدو آنرا نوعی دخالت در شئونات کشورشان می پنداشتند.به هرحال ایران می دانست که با دست یابی عراق بر کویت توازن قوا در منطقه به هم می خورد که تبعات زیانبار گسترده ای برای ایران در بر می داشت.

زمانی که ایران وکویت برای تحدید فلات قاره در1963م در ژنو ملاقات کردندتا1967م با وجود رفت وآمدهای نمایده های دو کشور عملاً نتیجه ای حاصل نشد.مشکل جدی که مانع توافق یران وکویت گردید،عدم پیشرفت در حل اختلافات ایران وعراق درمورد اروند رود وادعاهای عراق نسبت به کشور کویت بود.(ولدانی،1380: 158)هرگاه میان دوکشورتوافقی صورت می گرفت عراق شدیداً آنرا محکوم ونقض میکرد.

این عمل البته توسط کویتی ها نیز اعمال می شد.کویتی ها نیز هرگاه توافقی میان ایران وعراق صورت می گرفت احساس خطر می کردند چرا که ایران کشوری بزرگ وقدرتمند درمنطقه بود هرچندکه نسبت به کویت اهداف توسعه طلبانه نداشت اما همواره مقامات کویتی از این همسایه بزرگ وحشت داشتند و عراق نیز

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید