Menu

تحقیق علوم سیاسی دربارهکویت، .، اسلحه، بوشهر، بنادر

0 Comment

پیاده می کردند .(حبل المتین،12 صفر 1318 ق/11 ژوئن 1900م،س 7/ش 29/ص 8)

قاچاق اسلحه نیز به سواحل ایران خیلی زیاد شده و حتی مشوقینی هم در پشت پرده این ماجرا هستند . بحرین و کویت و دوبی برای قاچاقچیان و برای در هم شکست و خسارت به تجارت ایران و برای اسلحه رساندن به طوائف ایران- به منظورتفرقه افکنی و ایجاد  هرج و مرج توسط دول خارجی در پیشبرد منافع سیاسی اشان-کمین گاه های خوبی شده بود.(حبل المتین،25 اردیبهشت1307 ش/24 ذی الحجه 1346ق/15 می 1928م،س 36/ش 23/ص 12)

تجارت مذکور روز به روز در بوشهر توسعه میافت ،در حالی که پیش از این اسلحه از لندن بدون هیچ محدودیتی جهت مبادله به بوشهر حمل میشد ،اما با برقرار شدن ممنوعیت تجارت، اسلحه در ایران ،این محموله به صورت قاچاقی از مسقط ،کویت و بحرین به بنادر ایران و از جمله بوشهر وارد میگردید .(آرشیو ،ک 13،پ14،1318ق) (ر.ک : رضائی،1389 :26). در سنه 1314ق،بنا به خواهش انگلیسی ها ،دخول اسلحه در ایران منع گردید و به این سبب مبلغی کلی از عمل گمرکات که از آن وقت در اجاره کام بود،کاسته شد .ولی پس از منع اسلحه ،عمل قاچاق در عموم بنادر به ویژه بوشهر شیوع یافت و تجار اسلحه را از لندن و سایر نقاط فرنگستان خریداری نموده ،در ابتدا به مسقط و کویت و بحرین،وارد نموده و به طور پنهامی وارد بوشهر می نمودند و چنانچه حکومت هم متوجه این تخلفات می شد ،به واسطه کسر و فقدان دخلی که به عایدات گمرک وارد می آمد،مبلغی گرفته و سکوت اختیار می کرد .(سعادت کازرونی، 1390 : 8-137)

حبل المتین، در خصوص تعلق داشتن این اسلحه ها که به صورت قاچاق وارد بندر بوشهر می شوند می نویسد : این اسلحه ها پس از طی سواحل عمان وارد کویت میشوند و از آنجا در بنادر ایران به ویژه بندر بوشهر پیاده میشوند و اغلب این جهازات شراعی متعلق به رعایا و اتباع انگلیس و فرانسه میباشد .(حبل المتین ،12صفر1318 ق/11 ژوئن 1900م،س 7/ش 29/ص8)

اگرچه انگلستان با مانور نظامی توانست تا حدودی کنترل قاچاق اسلحه را در دست بگیرد اما با وقوع جنگ جهانی اول ،ارکان نظامی این دولت به منظور ممانعت از تردد اسلحه در منطقه، متزلزل و ضعیف گردید .پس از پایان جنگ جهانی ،سلاح هایی یافت میشد که ساکنین کرانه ها در طول جنگ به غنیمت برده بودند این تسلیحات توسط لنج و بیشتر از کویت و قطر به بنادر ایران به ویژه بندر بوشهر قاچاق می شد .(بیات ،1373 :134)قاچاق اسلحه همواره پیامدهای منفی ای نیز به همراه داشته است و مسبب ایجاد یکسری ناامنی در بنادر مذکور می گردیده است .به طوری که در مکتوب به دست آمده از درگیری قاچاقچیان و ماموان، حکایت می کند .در یکی از واردات کالاهای قاچاقی، میان قاچاقچیان مسلح،درگیری رخ دادو در آن مکتوب به مصادر اصلی بوشهر در این خصوص ،راپرت داده است .(مرکز اسناد کتابخانه ملی، نمره عمومی32922،نمره خصوصی 13/25/409،تاریخ 9 /8/1311)

روزنامه حبل المتین در خصوص قاچاق سکه نقره ایران به شیخ نشین کویت ،این چنین گزارش می نویسد ، دسته دسته قاچاقچی ،ده هزار،سه هزار،پنج هزار تومان سکه نقره ممنوعه ایرانی به علاوه قالی و تریاک و تنباکو به بحرین و کویت وارد و با شکر و چای و اسلحه در کویت آن اجناس قاچاق شده را تعویض می کنند و به بنادر ایران و بندر بوشهر تحویل می دهند .ایرانیان حساس سکنه بحرین و کویت که روزانه این حرکت قانون شکنانه هموطنان خود را به چشم می دیدند ،بر این مسئله سرخورده و خجل می شدند .(حبل المتین،3 آذر 1309ش/ 3 رجب 1349 ق/25 نوامبر 1930م،س 39،ش 12،ص 10)

در جریان منع برده فروشی توسط انگلیسی ها ،خسارت های فراوانی به تجار وارد گردید و منجر به مختل کردن امر بازرگانی در منطقه خلیج فارس گردید به طوری که در مدت کمی عده ی زیادی از تجار ورشکسته شده و دست از تجارت کشیده بودند . ایجاد چنین وضعیتی در داد و ستد دریایی برای ساکنین سواحل خلیج فارس به ویژه بنادر بوشهر که پیشه خود را از دست داده بودند سبب شد تا به تجارت اسلحه که از درآمد خوبی نسبت به سایر کالاها برخوردار بود ،روی آوردند. از سویی دیگر حوادث و رویدادهایی که در سطح کشورهای منطقه در حال وقوع بودند نیز از جمله عواملی بودند که در اهمیت این تجارت مؤثر واقع شدند و بازار این جریان را بیش از پیش رونق بخشیدند .حوادثی مانند انقلاب مشروطیت در ایران و درگیری مشروطه خواهان جنوب و همچنین جنگ قدرت در سواحل جنوبی ایران میان انگلستان و آلمان که مردان تنگستان و دشتی و دلوار را بیدار ساخت .(رضائی،1389 :24)

در طول قرن بیستم ،همواره با تحول اساسی و بنیادین در تمام بخش های سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی خلیج فارس ،کشورهای عربی این منطقه با پدیده مهاجرت اقوام و افزایش ارتباطات رو به رو شدند . ساختار کشورهای عربی به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم پس از بالا رفتن قیمت نفت ،به شدت دچار تغییر شد .جمعیت های جدید مهاجر ،فرهنگ ها،آرمان ها و حتی بافت جمعیتی،زبان و نژاد تازه ای را به کشورهای عربی منتقل کرده اند  در کشورهای حاشیه ی غربی و جنوبی خلیج فارس مانند کویت ،قبایل و خانواده های حاکم بر آنها در راس هرم جامعه قرار دارند و از بالاترین سطح رفاه و ثروت فراوان برخوردارند . عرب های سکن در این کشور ،در جامعه خود مورد احترام بوده و معمولا از نظر اقتصادی تامین و مرفه هستند . جمعیت های مهاجر زیادی از از سایر کشورهای جهان به خصوص ایران در کویت زندگی می کنند و البته این گروه های جمعیتی در پایین ترین طبقات اجتماعی قرار دارند .

در قرن بیستم منطقه خلیج فارس شاهد تحولات عظیم مهاجرت بوده است . عمده این مهاجرت ها ناشی از رشد صنایع ،گسترش صنعت نفت ،ارتباطات و رشد و توسعه شهرنشینی بوده است .طرح های مهمی که در صنعت شیلات و کشتی سازی در قرن بیستم در کویت به وقوع پیوست که موجب جذب مهاجرینی از بنادر ساحلی ایران به ویژه از بوشهر،گردید .

نکته قابل توجه این است که مسیرهای مهاجرت در منطقه خلیج فارس در قرن بیستم،بیشتر از سمت کرانه های شمالی یعنی ایران به کرانه های حنوبی یعنی شیخ نشین های کویت و بحرین و قطر و امارات صورت گرفته است . به نظر میرسد دلیل اصلی این مهاجرت ها، دست یابی به شغل ، رفاه بیشتر توسط مهاجرین بوده است .در این میان نفت باعث تغییر نظام اقتصادی و اجتماعی شده است .

ایرانیان رکن اساسی نیروی کار ارائه شده در کشور کویت رااز زمانهای گذشته تا به حال، تشکیل داده اند . این مسئله تا آنجا پیش رفت که در حال حاضر می توان گفت از مجموع جمعیت کویت ،بیش از ده درصد ایرانی و ایران الاصل می باشند . این عده در بحرین حدود بیست درصد از کل جمعیت جزیره را تشکیل می دهند .اکثر این مهاجرت ها به منظور کسب ثروت به آن سوی دریای پارس انجام گرفته است .(افشار سیستانی،جغرافیای تاریخی دریای پارس، 1376 : 226)

در حال حاضر در کویت نیز اتباع ایرانی با مسائل و مشکلات مهاجرتی زیادی رو به رو هستند که علت عمده آن تحولات سیاسی است.

علاوه بر انگیزه های اقتصادی که از مهمترین عوامل مهاجرت ایرانیان به کویت در طول تاریخ بوده است ،عوامل سیاسی و اجتماعی نیز در این زمینه مؤثر بوده اند . بدین معنی که بسته به شرایط خاص سیاسی ، اجتماعی،اقتصادی و حتی فرهنگی ؛ در برهه هایی از تاریخ و تفاوت های موجود در ساختارها و نهاد های مختلف کشورهای واقع در دو سوی آب های خلیج فارس ، مهاجرت ها یی صورت گرفته اند . و در این میان اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در طول قرن نوزده و بیست،نقش اساسی را در پیدایش این مهاجرت ها داشته اند .هر گاه که تحولات و رویدادهای تاریخی خاصی در کشور به وقوع می پیوست ،اقشار کم درآمد برای امرار معاش خود و از سوی دیگر مرفهین به منظور حفظ ارزش پولی سرمایه ی خویش به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که نیاز مبرم به نیروی انسانی در جهت تحرک اقتصاد خود داشت،مهاجرت می کردند .

از اوایل قرن نوزده میلادی، ساختارهای تجاری و نقش ترانزیتی بنادر جنوبی ایران ،دچار دگرگونی هایی شد .ضعف تدریجی دولت قاجار و جنگ های شدید در جبهه های شمالی ،موجب عدم توانایی این دولت در کنترل نواحی جنوبی کشور گردیده بود . اختلاف های مذهبی،فئودالیسم و حکومت خان خانی ،زندگی را برای مردم به ویژه کسبه و بازاریان مشکل ساخته بود .شورش های داخلی و سرکشی عشایر علیه دولت مرکزی سبب گردیده بود که کاروان ها و کالاهای وارده به بنادر در راه خود به بازارهای مصرف داخلی ،همواره در تهدید تجارت و چپاول باشند .نتیجتا عدم امنیت در راه های مواصلاتی،تجار و بازرگانان را به سمت یافتن مکانی امن تر جهت پیشبرد مقاصدشان می کشانید .به دنبال این امر ،بتدریج گروهی از بازرگانان جنوب ایران ابتدا مرکز کار و بعد ها محل سکونت خود را به شهر ها و بنادر آن سوی خلیج فارس ،مانند کویت ،منامه و… منتقل ساختند .

پس از جنگ های هرات و اشغال بنادر جنوبی ایران مانند جزیره خارگ و بوشهر و.. به دنبال عدم امنیت نمایندگان انگلیسی در بنادر،به تدریج دفاتر تجاری خود را از بوشهر و خارگ و خرمشهر به بصره و از آنجا به کویت منتقل کردند .

تا دهه پنجم قرن بیستم میلادی و به دنبال اکتشاف نفت ،مهمترین گروه مهاجران به سرزمین های عربی،ایرانیان و مصریان بودند . ایرانیان عمدتا در پالایشگاه های نفتی به عنوان نیروی کار ساده استخدام میشدند. در سال 1927م،ایرانیان به تنهایی 48 درصد از مجموع مهاجران کویت را تشکیل میدادند اما به تدریج این نسبت کاهش یافت و به طوری که در سال 1937م،به 42 درصد و در سال 1947م،به 22 درصد رسید .با وجود این مهاجرین ایرانی تا سال 1942م،اکثریت جمعیت مهاجران را تشکیل می دادند و تنها پس از این سال بود که ایرانیان بعد از مهاجران عراقی ،در جایگاه دومین اقلیت مهاجر به کویت قرار گرفتند .شایان ذکر است که ایرانیان تا سال 1955م،پر جمعیت ترین گروه مهاجر غیرعرب ساکن در کویت را تشکیل می دادند .(زنده بودی، 1392 : 68)

این ایرانیان مهاجر در شیخ نشین ها توانستند با بیش از یک قرن تلاش بی دریغ خود ،مؤسسات و نهادهای تجاری قدرتمندی را در این کشورها پایه گذاری کنند و در نهایت برای حفظ این دستاوردها تابعیت این شیخ نشین ها را که همگی در طول قرن بیستم حیات سیاسی خود را آغاز کردند ،پذیرفتند . این گروه های جمعیتی با وجود پذیرش ملیت جدید ،پس از گذشت یک قرن و نیم اقامت در کشورهای عربی کرانه های جنوبی خلیج فارس ،ارتباط خود را با ایران حفظ کرده و هنوز به زبان فارسی سخن می گویند . ایرانیان مهاجر جدیدتری که وارد این کشورها می شوند ،از حمایت مالی و معنوی ،همین خانواده های ایرانی برخوردار میشوند .همین ایرانی گرایی بوده که امروزه اعراب آنان را «ایرانی-کویتی» می خوانند .(ایرج افشار ، 1376 : 231)

متقارن با قدرت گیری رضاشاه در ایران ،کویت نیز اندک اندک رو به ترقی می رفت. اما با افزایش نفوذ انگلیس بر کویت ،وضعیت و آمارایرانی های

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید