Menu

تحقیق علوم سیاسی دربارهدولت، اشغال، رضاخان، به‌، جنگ

0 Comment

تمركزگرايي‌، ناسيوناليسم‌، سنت‌ستيزي‌، عقل‌گرايي‌ به‌معناي‌ مدرنيستي‌ آن‌ و اقتدارطلبي‌. (بشیریه،ن نی،260، 1387)

در همین راستا ازغندی می نویسد : «نکته دیگری که باید بدان توجه داشت، این است که ماهیت دولتهای مطلقه غربی و رضاشاه در ایران از بابت کارویژه ملت و دولت سازی کاملاً تفاوت دارند. بدون تردید تفاوت در ماهیت و کارکرد دولت های مطلقه در غرب و ایران قبل از هر چیز به گذشته ی آنان برمی گردد. شکل گیری خودآگاهی ملی ناشی از اندیشه های عقل گرای تمدن غرب و نقش فرهنگ دولت ساز دین مسیحیت از نقاط بسیار مهم افتراق دو مدل دولت مطلقه غربی و ایرانی است.» (ازغندی،38، 1385)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

تاریخچه تکوین دولت مدرن در ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-3 پیشگفتار

از برآيند اوضاع چنين برمى‏آيد كه جامعه ايرانى پس از سرخوردگى از تحقق ايده آل‏هاى دموكراتيك خود در نهضت مشروطه، به تجربه اصلاحات به شيوه آمرانه متمايل و اختيار خود را به ديكتاتورى چون رضاخان سپرد. نااميدى از مشروطه به عللى چون بازگشت استبداد، عدم تعميق ارزش‏هاى نهضت مشروطه، توقيف آزادى خواهان و مطبوعات و تداوم سيطره خارجى باز مى‏گشت.

و این سؤال پیش می آید که چگونه شد که پس از 15 سال از انقلاب مشروطه، انقلابی با رویکرد آزادی‌خواهی و عدالت، حکومتی در ایران روی کار آمد که ماهیت کاملا استبدادی و دیکتاتوری داشت؟

بدیهی‌ترین پاسخی که به این سؤال می‌توان داد این است که کار، کار انگلیسی‌ها بود. این جواب درست است و یقینا پشت پرده‌ی روی کار آمدن دیکتاتوری رضاخانی، نقشه‌های شوم انگلیسی‌ها خوابیده بود. تا جایی‌که حتی خود رضاخان هم به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «من را انگلیسی‌ها بر سر کار آوردند اما ندانستند با چه کسی طرف هستند». دولت انگلیس برای حل بحران به وجود آمده ناشی از مسائلی چون تنظیم قرارداد 1919 در ایران که در حقیقت با انجام این طرح ایران در بست در اختیار انگلیس قرار می‌گرفت چاره‌ای نداشت جز آن‌که نظام سیاسی ایران را تغییر داده و حکومتی مستبد و دست‌نشانده در ایران بر سر کار آورد. چنان‌چه «آیرونساید»، یکی از ژنرال‌های انگلیسی انجام این کودتا به همکار خود «اسمایس» می‌گوید: «راست‌ش یک دیکتاتوری نظامی همه‌ی مشکلات ما را حل می‌کند.» و نیز در یادداشت‌های مربوط به  بهمن خود نوشت: «برای ما کودتا از هر چیز دیگر مناسب‌تر است. نورمن بیچاره را از کوره به در خواهیم کرد.

اصلا واضح است کشوری که در ایران دارای منافع و منابعی چون شعبه‌ی تلگراف هند و اروپا و کمپانی تلگراف هند و اروپا، بانک شاهنشاهی، تجارت دریایی در خلیج فارس، شرکت نفت ایران و انگلیس، امتیاز شرکت لینچ‌بروس در کارون و جاده‌ی اهواز به اصفهان، امتیاز سندیکای راه آهن در ایران، مؤسسات بازرگانی بریتانیا و هند و… نمونه‌هایی از این دست است به راحتی دست از سر این مملکت بر نمی‌دارد. بنابراین تمام توان خود را برای روی کار آوردن یک حکومت دست‌نشانده‌ی مقتدر صرف خواهد کرد تا از طریق آن بتواند به اهداف استعماری خود برسد. حتی ایلات نیز نقشی در به ثمر رسیدن حکومت رضاخان نداشتند. که اساسا  یکی از اهداف روی کار آوردن رضاخان توسط انگلیسی‌ها ایجاد «حکومت مقتدر مرکزی» و جلوگیری از قدرت‌های گریز از مرکزی چون ایلات بود. به همین علت رضاخان بعد از به دست گرفتن حکومت، سیاست «تخته قاپو»کردن یا یکجانشینی ایلات را در رأس اقدامات سیاسی-اجتماعی خود قرار داد.

در این فصل که باید تاریخچه­ای از موضوع تحقیق ارائه شود محقق بر آن است تا این تاریخچه را به صورت تحلیلی و تاریخی مورد بررسی قرار دهد. بنابرین اوضاع ایران در زمانی که رضاخان به قدرت می رسد و تشکیل دولت مدرن می دهد بر اساس دو برهه چنین تقسیم می کنیم:

1.اوضاع سیاسی – اجتماعی ایران در دوران پیش از کودتای رضاخانی

  1. اوضاع سیاسی – اجتماعی ایران بعد از کودتای رضاخانی

2-3 اوضاع ایران در دوران پیش از کودتا(زمینه های سیاسی، اجتماعی-اقتصادی، فرهنگی در ایران عصر قاجار)

2-3-1عوامل خارجی

صدور دستخط مشروطيت در ايران، مانعى بر سر راه تداوم مداخلات استعمارى دو قدرت روسيه و بريتانيا در ايران ايجاد نكرد نمونه بارز آن تقسيم ايران به مناطق نفوذ در 1907 م. و نيز اولتيماتوم روس‏ها به اقدامات مورگان شوستر و الزام ايران به جلب نظر روسيه در استخدام مستشاران خارجى‏ است. بر اثر اولتيماتوم روسيه به ايران، مجلس دوم به تعطيلى كشانده شد. در اثناى جنگ جهانى اول، رخدادى چون دستگيرى سليمان ميرزا رهبر حزب دموكرات،افكار عمومى و مليون‏ را عليه انگليسى‏ها برانگيخت. در سال‏هاى بعد با واقعه قتل ايمبرى، نايب كنسول آمريكا، و منصرف كردن كمپانى نفت سينكلر از ايران، دو قدرت توان خود را براى تاراندن رقبا از صحنه ايران آزمودند و احمد شاه قاجار در آن واقعه تنها به اين بسنده كرد كه به علما تلگراف زند: «از برقرارى حكومت نظامى (به خاطر قتل ايمبرى) ناخرسند است. (کاتوزیان،200، 1379 و غنی،351، 1377)

مداخلات قدرت‏هاى خارجى در تحميل كابينه‏هاى دوست و قطع مساعده از كابينه‏هاى مستقل، در متزلزل شدن قاجارها بى‏تأثير نبود. چنان‏كه مشيرالدوله آشكارا به پرنس ارفع گفته بود: «بعد از رفتن وثوق الدوله، ماهى دوازده هزار ليره به طور مساعده براى گرداندن چرخ دولت، انگليسى‏ها مى‏دادند، حالا موقوف شد». ارفع نيز در واقعه امتناع خود از نخست وزيرى و اصرار بر وزارت مشيرالدوله اظهار مى‏دارد: «چون آن وقت نظريه سفارت انگليس در تعيين رئيس الوزرا خيلى مدخليت داشت، از تمجيد او مضايقه نكردم». در تلگراف‏هاى مقامات انگليسى موارد بسيارى از دخالت قدرت‏هاى خارجى ثبت شده است؛ براى مثال باركلى به سر ادوارد گرى تلگراف مى‏زند: «من و همكار روسيم اصرار نموديم كه جلسه‏اى تشكيل شود و ما در باب تركيب كابينه از ساير جزئيات توضيحاتى به اعلى‏حضرت دهيم». در تلگرافى كه دو روز بعد به تاريخ هفتم مه 1909 مخابره مى‏شود، باركلى گزارش مى‏دهد: «امروز عصر اجلاس مذكور تشكيل يافت، اصرار نموديم كه ناصر الملك و سعدالدوله بايد جزو كابينه بشوند».در اثناى اشغال ايران در جنگ جهانى اول بر تعداد دولت‏هاى تحميلى در ايران افزوده شد؛ چنانچه فرمانفرما با پيشنهاد سفارت انگليس‏ رئيس الوزرا شد.[3]

آبراهامیان اوضاع ایران را این چنین بازگو می کند: «از سوی دیگر فشارهای خارجی نیز در تشدید مشکل نظام مشروطه در کشور مؤثر بود. روس ها در سال 1909/1288 به بهانه برقراری نظم و قانون آذربایجان را اشغال کردند. هدف اصلی آنان از این اقدام اجرای قرارداد 1907 بود. روس ها در دسامبر 1911/دی ماه1290 سایر مناطق ذکر شده در قرارداد، از جمله تهران را پس از التیماتوم فوری به دولت مبنی بر عزل فوری شوستر، اشغال کردند…..انگلیسی ها که در ابتدای کار از اصلاحات شوستر استقبال کرده بودند در نهایت با التیماتوم موافقت و حمایت کردند.روس ها به رغم پذیرش اولتیماتوم از سوی دولت و اخراج شوستر همچنان به تقویت مواضع نظامی خود ادامه دادند.» (آبراهامیان،115، 1389)و در تبریز 43 نفر را به تلافی قتل سربازان روسی به دار آویختند.[4]

درسال ۱۹۰۷ م. قرارداد ۱۹۰۷ میان کشورهای بریتانیا و روسیه تزاری در سن پترزبورگ امضا شد.بر پایه قرارداد ۱۹۰۷ بریتانیا پیشنهاد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ را داد. منطقه شمالی به روسیه تزاری اعطا شد و منطقه جنوبی به بریتانیای کبیر. منطقه میانی باید به عنوان منطقه بی طرف کار می‌کرد. پیمان نامه ۱۹۰۷ م. بدون آگاهی دولت ایران در زمان اوج جنبش مشروطه امضا شد؛ از این رو سرانجام با پاسخ تند مجلس شورای ملی رو به رو شد. با وجود اعتراضات ایران به این قرارداد، مواد آن عملاً در زمان جنگ جهانی اول اجرا شد و به بهانه جنگ با عثمانی شمال ایران به اشغال سپاه روسیه تزاری درآمد و نیز بریتانیا با اشغال بوشهر به سوی شیراز پیشروی کرد. روس‌ها تا زمان انقلاب اکتبر بر حفظ منافع به دست آمده‌شان از این قرارداد اصرار داشتند. پس از انقلاب اکتبر این قرارداد به دلیل ایدئولوژی غالبین توسط دبیرکل حزب کمونیست حاکم ولادیمیر ایلیچ لنین ملغی شد. (منصوری،1357)

طی جنگ جهانی اول هم‌زمان با حکومت احمدشاه قاجار دولت مشروطه ایران ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. ایران از جوانب گوناگون اوضاعی آشفته، نابسامان، بغرنج و متزلزل داشت. بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته قدرت های خارجی ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته و وابسته پیش برده بود. علی‌رغم اعلام بی طرفی دولت ایران نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند. بر اثر اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقه مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران (۱۲۹۸-۱۲۹۶)، بخش بزرگی از مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسله قاجار منصرف شد. غرب کشور را سپاه عثمانی اشغال کرده بود. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم‌ترین نبردهای جنگ جهانی اول در ایران می‌توان به مقاومت تنگستانی‌ها اشاره کرد. (ادیبی،1385)

آغاز جنگ‌ جهاني‌ اول‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ نقض‌ بي‌طرفي‌ و اشغال‌ ايران‌ ضرورت‌ اتخاذ خط‌ مشي‌ روشن‌ و ديپلماسي‌ فعال‌ را موجب‌ آمد. اما شرايط‌ سياسي‌، اجتماعي‌ و اقتصادي‌ ايران‌ مشخصه‌هاي‌ ديگري‌ داشت‌ با توجه‌ به‌ توان‌ سياسي‌، نظامي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌ كشور بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ امكان‌ رويارويي‌ قهرآميز در آوردگاه‌ نظامي‌ با قدرتهاي‌ بزرگ‌ آن‌ دوره‌ انگلستان‌ و روسيه‌ و رقابت‌ رو به‌ اوجگيري‌ آنان‌ در كشور ممكن‌ نبود. بي‌ ترديد عامل‌ حضور قدرتهاي‌ خارجي‌ در ايران‌ آن‌ هم‌ به‌ دليل‌ اهميت‌ سوق‌الجيشي‌ ميهنمان‌ در منطقه‌ نبايد به‌ عنوان‌ عامل‌ عمده‌ در راه‌ اتخاذ چنين‌ خط‌ مشي‌يي‌ ناديده‌ گرفته‌ شود. همين‌ موضوع‌ هزينه‌ مقاومت‌ و رقابت‌ را افزايش‌ داد.بدون‌ شك‌ امنيت‌ اجتماعي‌ شرط‌ عمده‌، لازم‌ و حتمي‌ براي‌ بقاي‌ دولت‌ به‌ شمار مي‌آيد. اشغال‌ كشور باعث‌ قدرت‌ گرفتن‌ نيروهاي‌ گريز از مركز شد. اين‌ دستجات‌ جان‌ تازه‌يي‌ گرفتند و با بهره‌ برداري‌ از اوضاع‌ متشنج‌ و پرالتهاب‌ آن‌ زمانه‌ حياتي‌ دوباره‌ يافتندا در آذربايجان‌ شرقي‌ : شيخ‌ محمد خياباني‌، در آذربايجان‌ غربي‌ : اسماعيل‌ آقا سميتقو، در مازندران‌: اميرمويد سوادكوهي‌، ساعدالدوله‌، احسان‌الله‌ خان‌، در گيلان‌: ميرزاكوچك‌ خان‌ جنگلي‌، در بلوچستان‌ : محمدخان‌ بلوچ‌، در خوزستان‌: شيخ‌ خزعل‌، در كردستان‌: سيدطه‌ سردار سپه‌، در كاشان‌: نايب‌ حسين‌ خان‌ كاشي‌، در گرگان‌ و تركمن‌ صحرا : بعضي‌ ايلات‌ يموت‌ و كوكلان‌، در خراسان‌، برخي‌ ايلات‌

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید