تحقیق علوم سیاسی دربارهخلیج، امنیت، امنیتی، همكاری، عربستان

بسترهای همكاری های استراتژیك ایران و عراق جدید در آینده گسترش یافت. این مسأله علاوه بر تلا شها و مخالفت های فرامنطقه ای باعث كوشش های منطقه ای به خصوص از سوی عربستان سعودی برای نشان دادن ایران به عنوان تهدید در سطح منطقه وبرقزاری یک سیستم موازنه در جهت فراهم نمودن تثبیت یک موقعیت هژمونیک منطقه ای به نفع خود شده است. موارد مطرح شده دلایلی مهم در دامن زدن بیشتر به نا امنی و عدم اتخاذ اتحاد جمعی مناسب مورد نظر ایران اسلامی در منطقه می باشد.

3-2-2-2 عربستان

عربستان امنیت در خلیج فارس را بر مبنای سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی متحد و متصل به یكدیگر می داند. در سطح داخلی اصلا حات تدریجی موجب افزایش ثبات و بهبود شرایط و كاهش تهدیدات خواهد شد.  سطح منطقه ای، مبتنی بر دربرگرفتن كلیه كشورهای منطقه است و در این سطح، گام بعدی شورا، پیشرفت در زمینه های دفاعی و حركت به سمت فرماندهی مشترك و جمعی می باشد . عربستان به دخالت غرب در حفظ و ثبات منطقه خلیج فارس معتقد است و ضمن استمرار روابط امنیتی خود با كشورهای غربی و به ویژه آمریكا، در منطقه به استقرار امنیت از طریق شورای همكاری خلیج فارس و گسترش نیروی حافظ صلح این شورا به عنوان  یک نیروی واكنش سریع اعتقاد دارد(ابراهیمی فر، ١۳٧٨ ص ۳٨۴)

عربستان به بهانه بی اعتمادی نسبت به همسایگانش از حضور نظامی و یا هر نوع اقدامی كه از طرف یك قدرت جهانی در راستای تأمین امنیت منطقه خلیج فارس صورت گیرد، پشتیبانی می كند.

عربستان در جنگ ایران و عراق، ایران را تهدید اصلی منطقه می دانست و برای مقابله با ایران، عراق را كه قبلاً به عنوان یك كشور عرب ناخواسته در منطقه عنوان شده بود، حمایت نمود. اما با حمله عراق به كویت، منبع اصلی تهدید برای عربستان، از ایران به عراق انتقال یافت، هر چند كه موقعیت ایران به عنوان یك منبع نهفته تهدید برای امنیت خلیج فارس كماكان در سیاست عربستان محسوب می شد.حمله عراق به كویت موجب به هم ریختن توازن منطقه و ایجاد یك تعادل جدید قدرت به نفع ایران شد كه با سیاست عربستان در منطقه مغایرت داشت. لذا با مهار كردن نقش ایران، درصدد ایجاد یك تعادل ایرانی – عراقی برآمد كه از طریق آن از سلطه آنها بر خلیج فارس جلوگیری كند.

عملكرد عربستان حاكی از پذیرش آن شكل از ترتیبات امنیتی است كه موجب تضعیف پرستیژ، رهبری و موقعیت هژمونیک آن دولت در شورای همكاری خلیج فارس نشود. به همین دلیل تا مدت ها این كشور با گسترش شورای همكاری خلیج فارس مخالف بود و حصول مقصود را تنها از طریق همكاری بین شورا و دیگر كشورهای منطقه تجویز می كرد. (روزماری،١۳٧٢ص ٦۳-٦١)

عربستان سرنگونی صدام حسین در سال ٢٠٠۳ را عاملی در جهت تقویت جایگاه منطقه ای ایران و افزایش نفوذ آن در منطقه می دانست و در این زمینه هشدارهایی به ایالات متحده داده و از سیاست های آمریكا در عراق انتقادات جدی كرد ه و آنها را اشتباه خواند، از جمله این سیاست ها حمله یكجانبه به عراق، انحلال نهادهای سیاسی و امنیتی رژیم سابق و به قدرت رسیدن گروه های جدید عنوان می شود.

همكاری با دولت های غربی، سیاستی محوری برای عربستان سعودی است و به پشتوانه آن درصدد است تا به عنوان یك رهبر قدرتمند در منطقه خلیج فارس ظاهر شود. بطور كلی دیدگاه  اصلی و محوری سعودی ها در خلیج فارس به لحاظ امنیتی بر تداوم پیوند و روابط استراتژیك خود با قدر تهای فرامنطقه ای و به ویژه آمریكا در جهت ایجاد توازن در مقابل دو رقیب اصلی منطقه ای خود یعنی ایران و عراق بوده و از این رو به رغم برخی اظهارات رسمی سعودیها برای ایجاد امنیت در منطقه با همكاری بازیگران منطقه ای، شاكله اصلی و عملی رویكرد امنیتی عربستان سعودی بر روابط با آمریكا قرار گرفته است.

عربستان اكنون استراتژی همكاری از نزدیك را به جای همكاری نزدیك با آمریكا برگزیده است. هر چند مقامات آن کشور یك هویت ملی- اسلامی و نه  ملی-عربی را دنبال و تبلیغ می كنند ولی منافع خود را در همكاری با قدرت های بزرگ مصرف كننده نفت می بینند و كمتر به همكاری و ایجاد رابطه با كشورهای منطقه نظر دارند و همیشه علاقمند به قیمت منصفانه نفت به نفع و رونق اقتصادی جهانی دارند تا اینكه در صدد افزایش منافع و ثروت كشورهای منطقه باشد.(امام زاده فرد،١۳٨۳ص١۳١)

نگرش سعودی ها به خلیج فارس مبتنی بر محوریت دایره خلیج فارس در سیاست خارجی سعودی است. درواقع این نگرش متاثر از مشابهت نظام های سیاسی، تاریخ و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و نیز زبان مشترک این کشورها با عربستان است )صادقی، 1389 ص 154) اشتراکات قومی وفرهنگی عربستان با دیگر اعراب، به این کشور این توان را بخشیده است که باتوجه به این پیوند ها بتواند در دیگر کشورهای عرب ، شبه جزیره و منطقه نفوذ کند. (عزتی ، 1378ص97)

 

3-2-2-3 عراق

عراق از معدود كشورهای تولیدكننده نفت و گاز به شمار می رود و برای افزایش ظرفیت تولید قابلیت لازم را دارد. علاوه بر این، قرار گرفتن عراق در قلب خاورمیانه وموقعیت ویژه ژئواكونومیك و ژئوپلیتیك آن، باعث شده تا این كشور در سیاست بین الملل جایگاه ویژ ه ای داشته باشد. (یوسفی، ١۳٨۴ ص٢۳)

عراق منبع تهدید اساسی برای دولت های عرب حوزه خلیج فارس محسوب می شد و امنیت از دیدگاه عراق به گونه ای تعریف می شد كه هیچگونه تعارضی با توسعه طلبی های صدام در منطقه نداشته باشد.  تجاوز به ایران و اشغال كویت از دیدگاه صدام حسین، هیچگونه تضادی با امنیت در منطقه خلیج فارس نداشته و بالعكس این اقدامات توسعه طلبانه در جهت حفظ امنیت عراق صورت گرفته بود.

سیاست و رویكرد عراق در خلیج فارس اغلب با تلاش برای تسلط و سیاست خارجی تهاجمی در قبال سایر بازیگران مشخص می شد.  با این حال برخی معتقدند امنیت و آسیب پذیری های رژیم های سیاسی در این كشور نیز نقش عمده ای در سیاست های آن در خلیج فارس داشته است.  تلاش دولت عراق برای اشغال كویت در قرن بیستم در سه مرحله متفاوت در جهت گسترش دسترسی به خلیج فارس و كاهش تهدیدات در این راستا ارزیابی می شود. اما فارغ از انگیز ه ها و دلایل مختلف، سیاست های دولت عراق در خلیج فارس ، می تواند از افزایش قدرت و نفوذ تا امنیت رژیم سیاسی را شامل شود. واقعیت آن است كه سیاست تهاجمی این كشور در خلیج فارس و در قبال همسایگان باعث افزایش احساس ناامنی و عدم اطمینان بین بازیگران، ممانعت از گسترش همكار ی های امنیتی منطقه ای و بسترسازی برای حضور نیروهای فرامنطقه ای در خلیج فارس شده است.

تلاش برای رهایی از گرفتاری ژئوپولیتیكی،صدام را به فكر دستاوردهای ارضی در ایران و متعاقب آن كویت انداخت.عراق با توجه به این اهداف و مقاصدی كه در منطقه دنبال می كرد، امكانات خود را بسیج كرد تا امنیت را در چارچوبی كه خود طراحی و تعریف كرده بود،به اجرا درآورد (ابراهیمی فر،1378 ص159)

رژیم سابق عراق به عنوان منبع تهدید،تنش و ناامنی در شکل‌دهی اوضاع امنیتی در منطقه همواره نقش محوری داشته و آنچه مسلم است سقوط رژیمی که تهدیدی برای امنیت منطقه، عاملی برای تبدیل منطقه به رقابت‌های تسلیحاتی و توجیهی برای حضور بیگانگان بود و جایگزینی آن رژیم با دولتی برخاسته از رأی مردم، بر ترتیبات امنیتی منطقه تأثیر خواهد گذاشت. (راسل، ١۳٨۵ ص ١۳) با ایجاد نظام سیاسی دموكراتیك در عراق، این امیدواری وجود دارد كه شیوه تهاجمی عراق در خلیج فارس به تعامل و همكاری با سایر بازیگران برای ایجاد ثبات و امنیت پایدار تبدیل شود. با این حال به دلیل اشتغال ذهنی وسیع رهبران جدید عراق به مسائل و مشكلات داخلی هنوز تصویر مشخصی از رویكرد جدید عراق در خلیج فارس قابل ترسیم نیست و دولت جدید عراق در حیطه اعمال حاکمیت و در نحوه تعامل با نیروهای آمریکایی و گروه‌ها و جریان‌های مختلف سیاسی با چالش‌هایی مواجه می باشد و میزان ثبات و آرامش در صحنه داخلی عراق بر جهت‌گیری‌های سیاست خارجی این کشور تأثیر خواهد گذاشت. با توجه به این اصول، گمانه‌زنی در مورد نقش عراق جدید در ترتیبات امنیتی منطقه خلیج فارس به میزان توفیق دولت در برقراری نظم و آرامش در عراق بستگی داشته و هر چند احتمال تجزیه عراق در شرایط فعلی خیلی قوی نیست، اما در صورت وقوع چنین امری، شرایط امنیتی در کل منطقه تغییر خواهد کرد.

در مجموع سه بازیگر اصلی مجموعه امنیتی خلیج فارس، سه كشور كلیدی در منطقه تاكنون نتوانسته اند تعریف مشتركی از امنیت را مورد توافق قرار دهند تا بر مبنای آن بتوان به رفع تعارضات ساختاری امنیتی در خلیج فارس خو ش بین بود. مبتنی ساختن سیاستها بررویكرد توازن قدرت و رقابت های امنیتی و فقدان اجماع در خصوص منافع جمعی و مشترك از اصلی ترین عوامل مسلط شدن سوءتفاهم و خصومت به جای همكاری و تفاهم در روابط سه بازیگر اصلی این مجموعه امنیتی منطقه ای محسوب می شود كه باعث مداخله بازیگران و عوامل فرامنطقه ای گردیده است.

برخی تحلیل گران معتقدند، تا زمانی كه سه كشور اصلی این منطقه یعنی ایران، عراق و عربستان، به تحلیل امنیتی مشتركی نرسند، تامین امنیت در خلیج فارس به كشورهای فرا منطقه ای واگذار خواهد شد و لازمه این دخالت ها نیز ایجاد بحران های زودگذر، ایجاد زمینه های سوءظن در كشورهای منطقه و احیای اختلافات تاریخی و مسائلی از این قبیل در منطقه خواهد بود، تا زمینه را برای حضور همه جانبه خود فراهم سازد. (عزتی،1380ص87)

 

 

3-2-3 دیدگاه كشورهای كوچك منطقه نسبت  به امنیت خلیج فارس

اصطلاح امنیت از دیدگاه ۵ كشور قطر،کویت،امارات متحده ،عمان و بحرین به معنای حفظ موجودیت كشور و بقای حكومت به هر طریق و ابزار ممكن است. این كشورها به دلیل موقعیت و وسعت كم جغرافیایی و ژئوپولیتكی در وضعیت آسیب پذیری قرار داشته و در سطح منطقه ای به عربستان و در سطح فرامنطقه ای به آمریكا اتكا دارند.(ابراهیمی فر، 1378 ص161)

دولت های کوچک منطقه به رغم كمك های گسترده خود به عراق در طول دوران جنگ تحمیل شده عراق بر ایران، كوشش كردند تا حد ممكن جبران مافات نموده و از بهانه گیری های مجدد اجتناب یا حوادث را كم كنند. با اشغال عراق توسط آمریكا موضع امنیتی این كشورها در همسویی با قدرت های بین المللی صریح تر شده و آنها را از سطوح همكاری بین عربی و شورایی بی نیاز ساخت. در سال های اخیر، كشورهای كویت، قطر، عمان و بحرین، امنیت منطقه ای خلیج فارس را برای خود محقق یافته و وضع موجود را مطلوب می دانند.

3-2-3-1  قطر

قَطر کشوری عربی در جنوب غربی قاره آسیا و در شرق شبه جزیره عربستان و در بخش جنوبی خلیج فارس واقع شده‌ است. این کشور  شبه‌جزیره‌ای کوچک‌تر واقع در شبه جزیره عربستان است که خلیج فارس آن را از غرب و شمال و شرق در بر گرفته‌است.قطر مرز مشترک زمینی با عربستان سعودی، و مرز دریایی با کشورهای بحرین و امارات متحده عربی دارد و دارای ذخایر گسترده نفتی و گازی است که می

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید