Menu

تحقیق علوم سیاسی با موضوعبوشهر، .، تجاری، حکومت، خلیج

0 Comment

فشارهای زیاده از حد و اخاذی های فراوان از بین رفت . (لاخ ،1369 : 3-192)

لوئیس پلی سرهنگ انگلیسی در بوشهر نیز، معتقد بود نقش بوشهر به عنوان یک بندر ،بسیار زیاد و چشمگیر می باشد ،اینجا فقط پناهگاهی است که تا حدی کشتی ها را در برابر باد غالب شمال غربی محفوظ نگاه می دارد .(جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،همان،ص 155)

مشکلات و نواقص بندر بوشهر به عنوان یک بندر تجاری در دوره قاجار تا آن اندازه زیاد بود که بنجامین معتقد است،«این شهر را نمیتوان بندر نامید». (س.ج و،بنجامین:سفرنامه، ترجمه مهندس کردبچه، تهران، جاویدان ،1369،ص107 .) از مشکلات عمده بندر بوشهر عبارت بودند از: فعالیت دزدان دریایی، نبود گمرک و انبار کالا و تسلط انگلیسی ها بر تجارت دریایی بندر بوشهر. از جمله مشکلات عمده این بندر بود .(کرزن،ص 107 .)

علیرغم کم و کاستی ها ،مجموع این مزیت های اقتصادی وتجاری بوشهر نسبت به سایر بنادر ایرانی خلیج فارس موجب گردید که در طول حکومت قاجار ،بندر بوشهر مهمترین ومؤثرترین بندردر تحولات سیاسی –اقتصادی ایران و به خصوص تجارتخلیج فارس باشد .

در خصوص وضعیت اجتماعی بندر بوشهر و بافت جمعیتی و نژادی و ساختار شهری آن ،با توجه به ارتباط فرهنگی و اجتماعی اش با اعراب و برقراری روابط تجاری با ایشان ،بایستی اذعان داشت،بوشهر علیرغم دارا بودن وضعیت نه چندان مساعد شهری، ترکیب جمعیتی و شرایط اقتصادی و اجتماعی خاصی را دربر داشت.که همه این عناصر خاص به نوعی در هم تنیده شده و با هم مرتبط بودند .

در بوشهر، عرب ها و لرها و طوایف مخلوط از قبیل بهبهانی ها ساکن هستند که در اثر اختلاط یک نوع نژاد خاص را به وجود آورده اند و به بوشهری معروف گشته اند تیره های مهم آن عبارتند از ،اعقاب و احفاد شیخ ناصرخان که از اعراب نجد هستند .آل عصفور که اصل آنان از روستای درازی بحرین است .(افشارسیستانی،1369 :7-426) مطابق با بررسی های انجام شده در زمان لوریمر، شمار ساکنین فعلی بوشهر، پانزده هزار نفر برآورد شده است و اغلب از نژادهای ناهمگون بوده که بیشترین نژاد، نژاد ایرانی است و چنانچه که تقریبا زبان فارسی تنها زبانی است که شایع بوده است . هرچند حدود دوسوم ساکنان بوشهر با زبان عربی آشنا هستند اما اندکی از آنان عربی را به صورت کاملا عادی صحبت می کنند . (لوریمر ،ترجمه نبوی، 1379 :170)

«از قدیم الایام ،این شهر به چهار محله تقسیم شده بود:محله بهبهانی که سابقا از جمیع محلات آبادتر و بزرگتر بوده است –محله شنبدی ،محله دهدشتی،محله کوتی»(سعادت،همان،ص 19.محله بهبهانی به دلیل مهاجرت بهبهانی ها ،بدان نام گزاری شده است .محله شنبدی (محله شنبه ای)این محله به خاطر حضور یهودی ها در آن و روز تعطیلی اشان که شنبه بود،به شنبدی ،معروف بود .محله کوتی،که امروزه به محله شیخ سعدون و نیز محله عربها نیز معروف بوده است .این محل بیشتر محل سکونت اهل سنت بوده است .(جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان در سالهای 1307-1256 ه.ق،به سعی و اهتمام سید علی آل داود ،انتشارات امیرکبیر،تهران،چاپ اول ،ص 155 . چهار محله اصلی بوشهر هر کدام محل سکونت اقوام و گروه های ویژه ای بوده است و این نشان دهنده اقوام و گروه های گوناگون ساکن این بندر است که به خاطر رونق تجاری به آن مهاجرت کرده و پس از بدست آوردن علائق و دلبستگی به این بندر و بالاخره حصول دارایی و ثروت در این شهر سکونت اختیار کرده و وطن اصلی خود را پس از سپری شدن ایام از یاد می بردند .

در خصوص اقلیتهای مذهبی بوشهرنیز باید گفت که به خاطر موقعیت تجاری و استراتژیکی بندر بوشهر،گروه های مختلف قومی ومذهبی در این بندر ساکن بوده اند که اکثریت آنان به فعالیت تجاری مشغول بودند.از جمله اینان اعراب بودند که در قسمت شمال بوشهر سکونت داشتند..«غیر از اعراب مقیم بوشهر گروه کثیری از اروپائیان که اکثیرت آنان کارمندان سیاسی کنسولگری های خارجی در بوشهر و یا تجار وکارمندان تجارتخانه های اروپایی مثل انگلیسی،فرانسوی،هلندی روسی و …در بوشهر مقیم بوده اند »(گزارش های سالانه سرپرسی کاکس سرکنسول انگلیس در بوشهر-1911-1905م/1329-1323ق-،ترجمه حسن زنگنه،به کوشش عبدالکریم مشایخی،انتشارات پروین،با همکاری مرکز مطالعات بوشهر شناسی،چاپاول،1377،صفحات مختلف مکرر .)

در آغاز قرن نوزدهم ،قلمرو حکومت بوشهر از دیلم در شمال تا حوالی کنگان در جنوب گسترده شد .طوایف کوچکی اعم از ایرانی و عرب که در روستاها به سر می بردند-یک چهارم ایرانی و سه چهارم عرب بودند- را در بر می گرفت و حکومت مرکزی بوشهر به نسبت امکانات نظامی که این روستاها جهت ایستادگی های نظامی در اختیار داشتند ،در امور آنان مداخله می کرد . (حسن زنگنه، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان،انتشارات نوید شیراز،شیراز،1380 ،ص145)

لاخ می نویسد: جمعیت بوشهر بالغ بر پنج هزار نفر می بود و نژاد این شهر اغلب از نژاد عرب و ایرانی بود که اعراب آن اکثرا از عمان به بندر بوشهر مهاجرت و با ایرانیان، آمیزش کرده بودند .و همچنین در ادامه در خصوص اصل و نسب آل مذکور نوشته است :در آن موقع سه خانواده بزرگ بوشهر را اداره می کردند .دو خانواده اول از زمان های خیلی قدیم در بوشهر ساکن شده بودندو خانواده سوم بعدها از سواحل عرب نشین خلیج فارس به آنجا آمده و بر دو خانواده دیگر تسلط یافته بودند .این خانواده به نام قبیله «ابومهیری» نیز معروف بودند .  از قبیله ابو مهیری دو شیخ با نام ناصر بر شیخ عبدالرسول غلبه یافتند .شیخ آل مذکور ،در بوشهر ثروت هنگفتی به دست آورد زیرا بندری را که او اداره می کرد ،مهمترین بندر در سواحل جنوب ایران بود . (لاخ ،1369 : 192)

در دوران افشار،با توجه به توجه ویژه نادرشاه به بندر بوشهرو دستیابی این شهر به موقعیت اجتماعی و اقتصادی ویژه،اما در خصوص جزئیات وضعیت شهری و اجتماعی این بندر، اطلاعات کافی و دقیقی در دست نیست .اما در دوران زند و به ویژه کریم خان با توجه به نزدیک بودن بوشهر به شیراز،و توجه ویژه کریم خان به این بندر تا حدودی اطلاعاتی در این زمینه، وجود دارد .

در بوشهر وضع اداره محلی بر اساس نرمش و آرامش حریان داشت و نظیر روش و منش کریم خان اداره میشد و همه چیز در بوشهر به روال طبیعی خود پیش میرفت . (لوریمر ،ترجمه نبوی، 1379 :56)در حالی که سقوط بندر بصره به نفع رونق تجاری دو بندر بوشهر و کویت تمام شد .

در دوران زوال حکومت زندیه ،جامعه تجاری بوشهر ،نظام شهری خاص خود را به دست آورده بود .«جامعه ای که با هم نشینی مقیمان و مهاجران شکل می گرفت چنین هم نشینی را می توان با نام محلات و مساجد بوشهر مانندبهبهانی ،دهدشتی،شنبدی،… دریافت»[10]پس از مرگ کریم خان زند و نزاع و کشمکش میان بازماندگان وی بر سر قدرت، آقا محمدخان قاجار به قدرت رسید. در این زمان بندر بوشهر یکی از حوزه های اصلی بیست گانه ایالت فارس بود که تا خلیج فارس امتداد داشت.همچنین حاکم بندر بوشهر در این زمان ،شیخ نصرخان بود .

در زمان حکومت آقا محمدخان قاجار(1211-1209ق/96-1794م)، رونق بندر بوشهر که از دوره نادرشاه شروع شده بود ،با آمدن تجار کازرونی کامل گردید ولی در مجموع از آنجا که آقا محمدخان قاجار بیشتر سرگرم سرکوب شورش های داخلی بود،رونق چشم گیری در زمینه فعالیت های اقتصادی و تجاری در حوزه خلیج فارس و از جمله بندر بوشهر به وجود نیامد . اما با روی کار آمدن فتحعلی شاه ،شرایط تغییر کرد . «در اوایل سلطنت فتحعلی شاه (1250-1212ق./1834-1797م.)فعالیت های تجاری با شتاب شگفت آوری رو به افزایش بود.زیرا در خشکی امنیت برقرار شده و دولت ایران تا حدودی به تجارت توجه بیشتری نشان می داد .این عوامل موقعیت ممتازی را برای بوشهر به وجود آورد. با همه اینها در دهه 1830 تا 1840م، تجارت بوشهر کاهش یافت که علت آن استفاده روزافزون از مسیرهای وارداتی شمال کشور-ترابوزان-تبریز به ویژه برای کالاهای انگلیسی بود .با وجود این بوشهر همچنان بندر مهم حوزه خلیج فارس به شمار می آمد .»(سعادت،همان،5-34)

در اواخر دوره فتحعلیشاه ،در سال 1246ق/1831م،بندر بوشهر دچار رکود اقتصادی و تجاری شد . یکی از این عواملی که در این کاهش فعالیت های تجاری مؤثر بود ،درگیری میان شاهزاده تیمور میرزا حسام الدوله فرزند حسینعلی ،فرمانفرما و حاکم فارس به همراهی حکام محلی با شیخ عبدالرسول خان،حاکم بوشهر بود . (محمد ابراهیم کازرونی ،تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس،تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده،تهران،مؤسسه فرهنگی جهانگیری،1367، 47 ).

لاخ در خصوص شیخ عبدالرسول ،حاکم بوشهر میگوید :وی بر اجناس صادراتی و وارداتی بوشهر ،مالیات سنگین بسته بود و اهالی و بازرگانان آن دیار از مالیات سنگین وضع شده توسط وی در عذاب بودند. همچنین در ادامه می نویسد «او نیز پیوسته تحت فشار مافوق خود یعنی والی شیراز بود تا خراج بیشتری بپردازدگرچه اسما و رسما شیخ بوشهر بود و استقلال داشت ولی تابع والی شیراز و از طریق او تابع شاه ایران بود.» (لاخ ،1369 : 2-191)

این جریان عاملی مهم در بی نظمی و رکود سیاسی-اقتصادی بندر بوشهر بود .در دوره محمدشاه قاجار نیز ،بوشهر بندری آباد و فعال بود و با تلاش شیخ عبدالرسول خان ،گرفتاری های اواخر حکومت فتحعلیشاه برطرف و آرامش و امنیت برقرار گردید و تجار از مناطق مختلف به این بندر مهاجرت کردند .(محمد ابراهیم کازرونی ،تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس،تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده،تهران،مؤسسه فرهنگی جهانگیری،1367، 47 ).

در زمان محمدشاه نیز بوشهر بندری آباد و فعال بود و با تلاش شیخ عبدالرسول خان گرفتاری های اواخر حکومت فتحعلی شاه بر طرف و آرامش و امنیت برقرار گردید و تجار از مناطق مختلف به این بندر مهاجرت کردند . همچنین این بندر در سیاست گذاری های داخلی و خارجی حکومت مرکزی نقش مؤثری ایفا نمود و هرگونه تغییر و تحول سیاسی- اقتصادی این دوره اثر مستقیم بر ساختار سیاسی و تجاری بوشهر داشت.«یکی از این تحولات در حوزه سیاست خارجی ایران،گسترش روابط خارجی با روسیه و مخالفت با دولت انگلستان بود  که با تحریک روسیه انجام شد و منجر به محاصره هرات توسط دولت ایران گردید . انگلستان از بندر بوشهر به عنوان اهرم فشار علیه حکومت مرکزی ایران استفاده کرد و پس از آنکه نیروهای ایران به محاصره هرات پرداختند ،نیروی نظامی انگلستان به طرف بوشهر حرکت و جزیره خارک را تصرف نموده و اعلام کرد که اگر سپاه ایران از محاصره هرات عقب نشینی نکند ،تمام سواحل و بنادر خلیج فارس و حتی تمام منطقه فارس را تصرف خواهند نمود …»(رضاقلی خان هدایت،روضه الصفا ،جلد 10،تهران،انتشارات:کتابفروشی های مرکزی،پیروزی و خیام،1339،ص438)

دوران ناصری دوران اوج پیشرفت سیاسی-تجاری بوشهر محسوب میشود. در این زمان این بندر مورد توجه قدرت های بزرگ اروپایی به ویژه انگلستان قرار گرفت .بوشهر در کانون مناسبات سیاسی ایران و انگلستان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید