Menu

تحقیق رشته علوم سیاسی دربارهاسلام، حزب، ترکیه، سیاست، گرایان

0 Comment

143).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم:

اسلام گراها و کمالیست ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5_ 1_ مقدمه

در این فصل ما به بررسی رابطه کمالیست ها و اسلام گرایان پرداخته ایم. اسلام و اسلام گرایی در دورة امپراتوری عثمانی یک مقولة معمولی بود طوری که حتی سیاست گذاری آن دوره در بسیاری از موارد بر پایة قوانین اسلامی صورت می گرفت و در جاهایی که با سیاست عرف تداخل پیدا می کرد سلطان عثمانی جانب سیاست عرف را می گرفت. این رویه با از بین رفتن امپراتوری عثمانی و به قدرت رسیدن آتاتورک کاملاً برعکس شد و اسلام تقریباً از سپهر عمومی جمهوری تازه تشکیل شده ترکیه رخت بر بست و اسلام گرایی به معنای قبلی جرم تلقی شد.

اسلام گرایان ترکیه برای مقابله با این پدیده دست به اقدام شدند و جنبش نگرش ملی را پایه ریزی کردند. هر چند این جنبش اقداماتی را انجام داد ولی بطور کلی موفق نبود، تا اینکه با توجه به تجارب بدست آمده، اسلام گرایان تصمیم گرفتند چرخش قابل ملاحظه ای را در گفتمان خود داشته باشند تا شاید بدین طریق بتوانند دوران عثمانی را به شیوه ای نوین تجربه کنند.

 

5_ 2_ چرخش گفتمانی اسلام گرایان

ترکیه پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی همواره دستخوش فراز و نشیب های فراوان در صحنه سیاست داخلی شده است. ترکیه جدید حاصل ضعف مفرط امپراتوری عثمانی بود که با ظهور جنبش مشهور به ترک های جوان و آموزه های مصطفی کمال پاشا، معروف به آتاتورک، در سال 1923، تشکیل شد. طی 15 سال رهبری آتاتورک بر جمهوری ترکیه، تلاش فراوان شد تا با تغییر خط به لاتین و جایگزین کردن فرهنگ غربی به جای فرهنگ اسلامی_سنتی، هویت جدیدی از ترکیه شکل گیرد. از همین رو، هدف اصلی آتاتورک حاکم کردن راهبرد و مشی لائیسم و سکولاریسم بر ترکیه، بی محتوا کردن اسلام و منطبق نمودن آن با دولت مدرن ترکیه بود.(واعظی، 1387: 44)

کمالیسم در معنای محدود، نامی است که به دکترین رسمی راهنمای دستگاه سیاسی ترکیه در عصر جمهوریخواهی سکولار این کشور، به ویژه در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، یعنی دوران پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، داده می‌شود (متسکیو، 2006: 225).

مشخصة این دوران استفاده از روش های غیردموکراتیک و اقتدارگرایی سیاسی_نظامی بود. تلاش برای غیرمذهبی کردن جامعه را می توان یکی از اهداف مهم آتاتورک تلقی کرد. در راستای غیر مذهبی کردن جامعه، آتاتورک اقدامات فراوانی انجام داد که به بعضی از آن ها اشاره می شود:

_ ممنوعیت استفاده از لباس های مذهبی و فعالیت طریقت ها و گروه های اسلامی در سال 1925؛

_ جایگزین شدن تقویم میلادی به جای تقویم هجری در سال 1928؛

_ تعطیلی رسمی روز یکشنبه به جای روز جمعه؛

_ برچیده شدن عبارات مذهبی از سر در اماکن عمومی در سال 1927؛

_ اعلام مصوبة دولت در سال 1923، در راستای الزامی کردن قرائت اذان و نماز به زبان ترکی و نگارش و انتشار قرآن به زبان ترکی و ….(واعظی، 1387: 45).

آتاتورک برای حفظ دستاوردهای خود بی گمان نمی توانست به هیچ نهادی مانند نهاد ارتش اعتماد داشته باشد لذا حفظ دستاوردهای انقلاب خود را به ارتش سپرد، ارتش ترکیه به صورت محافظ کمالیسم عمل می کند، کارگزار اصلی نهادینه سازی کمالیسم به عنوان ایدئولوژی به شمار می رود اما این نهادینه سازی کمالیسم به ارتش اجازه می دهد به نوعی استقلال سیاسی دست یابد و به عنوان نهادی سیاسی تلقی شود که قادر است در سیاست های مدنی دخالت کند (امام جمعه زاده و دیگران، 1389: 142). می گویند یکی از وصایای آتاتورک به ارتش این بود که هر زمان اوضاع کشور را آشفته دیدند و ارکان آن را فاسد تشخیص دادند فوراً کودتا کنند و زمام امور را به دست گیرند و پس از برگرداندن اوضاع به حالت عادی یک دولت غیرنظامی بر سر کار آورند و خود از حکومت کنار بکشند.

در يک دوره 25 ساله يعني از سال 1923 تا 1948 در دوران زمامداري آتاتورک حکومت، حکومت نظاميان در ترکيه است. از دهه 1950نظام تک حزبي از ترکيه خارج شده و نظام چند حزبي شده است. در اين دهه بود کساني همچون عدنان مندرس به قدرت رسيدند و حکومت را اداره کردند. در این دوره، اقدامات اصلاحی و دموکراسی سازی به ویژه آزادسازی فعالیت های دینی با استقبال گستردة مردم ترکیه مواجه شد، سیاست های مندرس باعث شد تا توازنی در سکولاریسم ترکیه ایجاد شود و فضای تنفسی برای اسلام گرایان فراهم شود (واعظی، 1387: 45). اما در همين زمان يعني سال 1960 کودتاي نظاميان در ترکيه رخ داد که بهانه آنها دفاع از آرمان‌هاي کماليستي بود. اين امر نشان داد نظاميان سياست و حکومت را از منظر خود تعريف مي‌کنند.

دوباره در سال 1971 نظاميان کودتا کردند، به عبارت ديگر هر زماني که وضعيت در داخل

ناآرام بوده و يا به سمت شيوه‌هاي جديد حکومت‌داري حرکت ‌کرده، نظاميان وارد عرصه حکومت شدند. بارديگر در سال 1980 کودتاي نظامي کردند.

بنابراين آنها سه بار کودتاي نظامي کردند و در هر سه مرحله آنها از اصول لائيسم و سکولارسيم و از کماليستي دفاع و پاسداري کردند، به عبارت ديگر نظاميان در ترکيه خود را پاسدار نظام لائيسم و کمالسيم در اين کشور مي‌دانستند و مي‌دانند.

در سال 1997 کودتاي ديگري در ترکيه رخ داد که به کودتاي سفيد مشهور شد و فشار نظاميان عليه نخست‌وزير وقت نجم‌الدين اربکان تا حدي بود که وي مجبور شد از قدرت کناره‌گيري کند. نجم‌الدين اربکان رئيس حزب اسلام‌گراي رفاه ترکيه بود که در انتخابات کرسي‌هاي زيادي بدست آورده که با تانسو چيلر دولت ائتلافي را تشکيل داده بود.

اين چهار دوره بود که نظاميان به صورت مستقيم و يا غيرمستقيم کودتا کردند و خودشان را پاسدار اصول لائيسم و کماليستي مي‌دانستند. بنابراين با توجه به اين روند تاريخي تا سال 2000، نظاميان به عنوان جزئی از کمالیست ها همواره پايه ثابت سياست و حکومت در ترکيه بودند.

تا قبل از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، رابطه بین کمالیست ها و اسلام گراها به این نحو بود که هر وقت اسلام گرا ها و یا جریان های نزدیک به اسلام گراها بر سر قدرت بودند برنامه ها و سیاست های خود را در قالب و چارچوبی اسلامی مطرح می کردند و از آن جا که کمالیست ها و نظامیان به این روش و اسلوب حساسیت خاصی نشان می دادند در مقابل آن ها مجبور به واکنش شدید می شدند که این رابطه، یک سویه و تماماً به نفع کمالیست ها و نظامیان بود.

تاریخ ترکیه جدید و چهار کودتای ارتش ترکیه در طی این تاریخ مؤید این مطلب می باشد.

در سال 1997 زمانی که نجم الدین اربکان رئیس حزب اسلام گرای رفاه ترکیه بر سر قدرت بود نظامیان ترکیه طی فرآیند به اصطلاح 28 فوریه به منظور دفاع از سکولاریسم، هر گونه فعالیت اسلامی را در عرصه عمومی ممنوع اعلام کرد. طی همین مدت، حزب رفاه و جانشین آن، حزب فضیلت، توسط دادگاه قانون اساسی به علت تخلف از اصول سکولاریستی، منحل شدند. از این مرحله جنبش اسلام گرایی در ترکیه از درون دچار انشقاق شد، زیرا عده ای از اسلام گرایان نوظهور تصمیم گرفته بودند تا زمانی که مبارزات سکولاریستی به پایان برسد، موضع سیاسی کم حاشیه تری اتخاذ کنند (امام جمعه زاده و دیگران، 1389: 145).

شکست حزب رفاه در حفظ قدرت، نه تنها باعث تغییر تاکتیک ها و راهبردهای جنبش نگرش ملی شد، بلکه گفتمان ها و قرائت های آن را نیز دچار دگرگونی کرد. این تغییر ذهنیت اسلام گرایان نه تنها محصول اقدامات فرآیند 28 فوریه بود، بلکه از این واقعیت عمده ناشی می شد که دموکراسی بیشتر از تصرف قدرت سیاسی می تواند به مردم دین دار کمک کند تا بر اساس شیوه ای اسلامی زندگی کنند. از این رو، ایده دموکراسی و جامعه مدنی که اوایل تشکیل گفتمان های اسلام گرایانه موضوعی غیر اسلامی و نامشروع به نظر می رسید، اینک موضوع اصلی بحث میان محافل اسلام گرای ترکیه را تشکیل می دهد. به همین علت، حزب عدالت و توسعه به عنوان حزب جدیدی که توسط بعضی از اسلام گرایان سابق حزب رفاه در سال 2001 تشکیل شد، به طور مداوم برچسب “اسلام گرایی” بر حزب خود را رد کرده و معتقد است که رهبران حزب، افکار خود را درباره سکولاریسم، دموکراسی و دولت اسلامی تغییر داده اند. هم چنین این حزب تأکید کرده است که سعی دارد فهمی جدید از سیاست جعل کند که فارغ از هرگونه سیاسی سازی مذهب یا حمایت ویژه از سکولاریسم است. رهبران حزب عدالت و توسعه استدلال می کنند که سیاسی کردن دین هم برای دموکراسی و هم برای خود دین بسیار خطرناک است. در حقیقت، دگردیسی ایدئولوژیکی اردوغان و دوستانش که نماد جناح اصلاح طلب جنبش نگرش ملی هستند، از زمان حزب فضیلت شروع شد. این حزب پس از انحلال حزب رفاه توسط دادگاه قانون اساسی، به وجود آمد. پشت این دگردیسی ایدئولوژیکی این تفکر آگاهانه قرار دارد که اکثریت مردم ترکیه، همان گونه که به شدت از ارزش های اسلامی دفاع می کنند، به دموکراسی و سکولاریسم نیز تعلق خاطر دارند. بنابراین علت اصلی توسعه و گسترش حزب عدالت و توسعه، به عنوان نماد ایدئولوژی محافظه کارانه، نقش راهبردی آن در بهنجار سازی سیستم سیاسی ترکیه پس از مداخله نظامی 28 فوریه است (آکدوغان، 2006: 52).

از این جنبه، حزب عدالت و توسعه با سیاست نوظهور خود سعی دارد قرارداد اجتماعی جدیدی میان بخش های مختلف جامعة ترکیه ایجاد کند. احسان داغی استدلال می کند که این سیاست جدید روی راهبردی سه لایه ای بنا شده است: اول، اتخاذ زبان دموکراسی و حقوق بشر به عنوان سپر گفتمانی؛ دوم، بسیج توده ای به عنوان شکلی از مشروعیت دموکراتیک؛ سوم، ایجاد ائتلاف دموکراتیک با بخش های مدرن / سکولاری که حزب عدالت و توسعه را یک بازیگر سیاسی مشروع تلقی می کنند. این راهبرد سه لایه ای حزب را قادر می سازد بازرگانان، مردم فقیر و گروه های محافظه کار_کذهبی را در کنار هم جمع کند (داغی1، 2006: 89).

____________________

1_ Dagi

در این راستا، آشکار است که سیستم شبه دموکراتیک در ترکیه به ملایم کردن اسلام گرایان کمک زیادی کرده است، زیرا در این سیستم، اسلام گرایان قادرند سیاست های هویتی خود را درون نظام دنبال کنند. این امر نه تنها باعث می شود نسل جوان اسلام گرایان اصلاح طلب، سیاست های خود را از تجربه حکومتی حزب رفاه متمایز کنند، بلکه سعی دارند از فرصت های پیش آمده توسط دموکراسی و عضویت در اتحادیه اروپا، استفاده کنند. در حالی که اسلام گرایان سابق غرب گرایی را پدیده مضری می دانستند که مسئول همه بیماری های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جهان اسلام بود، در مورد تجربه حزب عدالت و توسعه باید گفت در دوره آن ها نه تنها تقابل با غرب اهمیت گذشته خود را از دست داده، بلکه عضویت در اتحادیه اروپا یکی از اولویت های اصلی این حزب در سیاست خارجی است (امام جمعه زاده و دیگران، 1389: 145).

ریشه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید