Menu

تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوعخلیج، امنیت، امنیتی، منافع، همكاری

0 Comment

مسایل مشترک مورد نظر کشورهای عضو سیستم جلب نماید. زیرا هدف اصلی در یک نظم امنیتی دسته جمعی، تعامل در مورد مسایل مشترک و قابل توجه تمامی طرفها است و تلاش دارد که اعضا در خصوص ادراکات خود در زمینه تهدیدها و فرصت های موجود در جهت ایجاد تغییرات مثبت در جهت نیل به منافع بیشتر به اجماع و توافق برسند.( کریگ، ١۳٨٦ ص ٢٨) و بین آنها حس اعتماد متقابل وجود داشته باشد.که اصل اعتماد سازی همواره نقش کلیدی و بسیار مهمی در راستای اتخاذ یک همکاری مفید و دستیابی به یک اتحاد و امنیت دسته جمعی کارا و موثر خواهد داشت.

ب)اعتمادسازی

یراساس تعریفی که فرهنگ های لغت ارائه می دهند، «اعتماد» یعنی: اطمینان فکری یا اعتقاد شدید به قابل اطمینان بودن دیگری، و یا به صداقت و واقعیت یک حقیقت. یکی از معروف ترین تعاریفی که در خصوص اقدامات اعتمادسازی ارائه شده توسط جوهان هولست  و کارن ملندر صورت گرفته است. ( ابراهیمی فر، ١۳٨١ ص ۵٧)

اعتمادسازی به مجموعه  اقدام های عملی اطلاق می شود که به دلیل ایجاد فضای همکاری، کاربرد پیدا می کند و منظور از آن ایجاد نوعی حس همکاری بین طرفین با درک این مطلب است که همکاری امکان پذیر بوده و بهتر از رویارویی است. این تدابیر همچنین موجب این درک متقابل می شوند که منافع ملی را می توان از طریق همکاری و نه از طریق رویارویی ارتقا بخشید و از برخورد ناخواسته و تصادفی دو طرف ممانعت به عمل آورد.یوهان هولست معتقد است:  اقدام های اعتمادسازی ممکن است به عنوان ترتیباتی به منظور ارتقای اطمینان فکری و اعتماد به قابل اطمینان بودن کشورها تعبیر گردد.( همان )

اعتمادسازی به کشورهای منطقه ی خلیج فارس کمک می کند تا بر موانع سیاسی و روانی عدم اعتماد و سوءظن موجود غلبه نمایند و یک هدف مشترک را تحقق بخشند. اقدامات اعتمادسازانه می توانند کمک های مهمی به ترویج نگرش همکاری امنیتی در میان هر یک از دولت های منطقه بنماید. همچنین این اقدامات می توانند با نهادینه کردن مجاری گفت و گو و با مدیریت بحران و جلوگیری از منازعه، موجب ایجاد ثبات هرچه بیشتر در منطقه گردند. نهایت اینکه اقدامات اعتمادسازانه می توانند به عنوان نشانه  همکاری منطقه ای به کار روند و موجب هر چه بیشتر شدن تنش زدایی بین کشورهای منطقه  خلیج فارس گردند.

واقعیت این است که امنیت خلیج فارس از طریق استفاده از نیروی نظامی تأمین نخواهد شد؛ (بیلیس، ١۳٧٩ ص ۵٧) چرا که شرایط کنونی منطقه با گذشته تفاوت قابل ملاحظه ای نموده است و صرف تقویت نیروهای نظامی نمی تواند ضامن امنیت کشورهای منطقه باشد. امروزه کشورهای منطقه باید از طریق افزایش امنیت در منطقه خلیج فارس، بتوانند امنیت خود را بر پایه  اعتماد متقابل، گسترش منافع و همکاری مشترک تأمین نمایند. با توجه به عواملی که در ذیل ذکر می شوند، می توان به ضرورت و اهمیت اعتمادسازی در منطقه ی خلیج فارس پی برد:

اول. اهمیت راهبردی نفت خلیج فارس در آینده نیز ادامه خواهد داشت. از این رو، کشورهای صنعتی شیوه های لازم برای مهار جریان نفت را به کار خواهند بست. مجموعه مسائل حساس در مهم ترین منطقه ی سیاسی جهان، بازار نفت را همچنان به صورت یک مرکز سیاست زده نگاه خواهد داشت. اعتماد متقابل کشورهای منطقه و افزایش سیاست های تنش زدایی بین دولت ها می تواند به عنوان مهم ترین ابزار مقابله با این بحران ها تلقی شود. از سوی دیگر، کشورهای منطقه ی خلیج فارس با توجه به پیوستگی منافع برای بقا، پایداری و مقابله با خطرات، به ارتباط و اعتماد متقابل نیاز مبرم دارند.

دوم. با توجه به جهانی شدن اقتصاد، به نظر می رسد تهدیدها و جنگ های آتی جهان کمتر به خاطر تمدن ها، بلکه بیشتر به سبب تعارض منافع گوناگون از جمله منافع اقتصادی صورت بگیرد.(  اسپوزیتو ١۳٦٧ ص ۳١۴)

 

 

   

 

 

 

بخش دوم

 (موانع داخلی امنیت جمعی)

 

 

 

 

 

 

 

3-2-1 نا امنی در منطقه خلیج فارس

شرایط داخلی در خلیج فارس به گونه ای است كه زمینه هر گونه همكاری دو جانبه و چند جانبه میان كشورهای منطقه را از میان برده و این كشورها را برای كسب امنیت متوجه خارج نموده است. حضور مستقیم عامل بیگانه،خود پیامد اوضاع داخلی منطقه است و با اصلاح اوضاع داخلی می توان نقش عامل بین المللی را در این منطقه كاهش داد. بنابراین عامل اصلی ناامنی، بی ثباتی و حضور بیگانه، در مسائل و مشكلات داخلی منطقه نهفته و برآیند  مستقیم عملكرد كشورهای منطقه است و ضرورتاً برای از میان بردن معلول، باید علت آن را از میان برد(رنجبر،1378ص174)

3-2-2 دیدگاه هاي امنيتي متعارض بازیگران اصلي منطقه خليج فارس

شرایط امنیتی و معادلات قدرت در منطقه خلیج فارس عمدتاً تحت تأثیر سه بازیگر اصلی آن شكل می گیرد. عدم شكل گیری امنیت پایدار در مجموعه امنیتی خلیج فارس ناشی از نوعی فقدان اجماع و دیدگاه مشترك در قبال ساختار امنیتی منطقه ای از سوی سه بازیگر اصلی آن است. ایران، عراق و عربستان سعودی در قالب رقابت های مبتنی بر قالب های فكری مبتنی بر توازن قدرت سنتی همواره در پی افزایش نفوذ و قدرت منطقه ای خود در برابر سایر بازیگران بود ه اند و این امر باعث شده است تا همكاری های لازم بین این بازیگران برای ایجاد نظام امنیتی با موفقیت همراه نباشد.

 

 

3-2-2-1  ایران 

ایران همواره در شمال خلیج فارس قرار دارد که دارای مرز زمینی مشترک با عراق در منطقه می باشد. در دوران پیش از انقلاب یکی از ستون‌های امنیتی منطقه در راستای تأمین منافع جهان غرب محسوب می‌شد و در الگوی سیاست واقع‌بینانه رقابتی و یا سیاست هژمونیک متکی بر اتحادیه‌های نظامی ، با قرار گرفتن در کنار کشورهای غربی و به ویژه آمریکا ، اختلافاتش با کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس و عربستان کم‌رنگ بود.

پس از انقلاب اسلامی،کشورهای عرب منطقه ، شورای همکاری خلیج‌فارس را تأسیس کردند تا از میزان تهدیدات علیه خود بکاهند.این در حالی بود که با وقوع انقلاب اسلامی، ایران در سیاست های منطقه ای خود تكیه بر نیروی نظامی و سیاست وابستگی به غرب را كنار گذاشته  و دیدگاه هش را در مورد امنیت منطقه خلیج فارس تغییر داد و از این پس عمده ترین مسأ له تهدید برای ایران در منطقه خلیج فارس حضور نیروهای بیگانه و حكومت بعث عراق بود که در نهایت با پذیرش قطعنامه ۵٩٨ ، به تنش زدایی و بهبود روابط با كشورهای عرب خلیج فارس اقدام  نمود و با موضع قاطع در برابر اشغال كویت ایستاد و گفت وگو با كشورهای شورای همكاری درباره نظم منطقه ای ، به اولویتی سیاسی درآمد.( جی مارتین،1383ص 39 و 37) و از سوی دیگرمی بینیم که آنها در جنگ تحمیل شده به ایران ، عراق را کمک مالی می دادند تا علیه ایران توفیق یابد و خطر صدور انقلاب اسلامی به این کشورها از میان برود ، و شورای همکاری خلیج فارس از هرگونه اقدام خصمانه ای علیه ایران دریغ نمی‌کرد.

اکنون نیز منافع ایران از امنیت کافی برخوردار نیست. به این دلیل جمهوری اسلامی ایران نگران ترتیبات امنیتی منطقه ای می باشد و در جستجوی الگویی است که بیشترین فایده و کمترین هزینه را برای منافع ملی‌ او دربر داشته باشد.

ایران، حاكمیت كشورهای منطقه بر خلیج فارس و حفظ و ثبات آن بدون دخالت قدرت های بیگانه و تنظیم فرمولی اصولی و اطمینان بخش كه مبنای تفاهم مشترك همه كشورهای منطقه خلیج فارس باشد را دنبال می كند (خرازی، 1373 ص6). چرا كه حضور و نقش آفرینی بازیگران خارجی را باعث اختلاف در نظم طبیعی خلیج فارس و تعاملات و همكار یهای بومی می داند كه در نهایت به تداوم ناامنی ها و حتی تشدید معضل امنیت می انجامد.

ایران در برداشت های شورای همكاری درباره «اتکا به خود» و «منطقه نگری»تأكید كرد و امیدوار بود از طریق استراتژی همكاری با شورای همكاری خلیج فارس، موجب كاهش وابستگی خارجی شورا و اتكای آن به خارج و به ویژه آمریكا شود، اما در عین حال می بینیم که در فرمول٢+٦ (اعلامیه دمشق)(1) و تأسیس ساختار امنیتی منحصرا عربی برای خلیج فارس، ایران به عنوان دشمنی ضمنی، مورد توجه قرار می گیرد. (1992p 252، Chubin)  وشكل گیری بحران روابط ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه ایرانی در آوریل اوت ١٩٩٢، ضر به ای دیگر بر تلاش های همگرایانه امنیتی ایران وارد می کند. در مقابل طرح ٢+٦ ایده توازن بخشی خود را به سود امنیت دسته جمعی كنار گذاشت و خواستار مشاركت خود و عراق در شورای همكاری خلیج فارس شد.( امیر احمدی1373ص6)

(1)پیمان 2+6

پیمان ٢+٦ اقدامی بود که از جانب آمریکا و پس از پایان جنگ خلیج فارس در دهه 90 میلادی به دنبال برگزاری نشستی در دمشق پیگیری شد. این پیمان ناظر به تشکیل نیروی نظامی فعال در منطقه به منظور دفاع از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هنگام روبه رو شدن با تجاوز خارجی بود.

در طرح امنیتی نشست دمشق، استقرار نیروهای مصری و سوری در خاک عربستان تضمینی برای امنیت کشورهای خلیج فارس و البته با پرداخت هزینه های مربوطه از سوی اعضای شورای همکاری پیش بینی شده بود. این پیمان همچنین بر طرح ریزی برنامه کمک های اقتصادی و مالی از سوی 6 کشور عرب حوزه فارس به 2 کشور عرب سوریه و مصر تأکید داشت. این یک تجربه امنیت سازمان یافته برون سیستمی برای این منطقه بود که البته عملا از دور خارج شده و در حال حاضر کارایی ندارد

بر این اساس محورهایی از جمله كاهش حضور نیروهای خارجی، تنش زدایی و اعتمادسازی در سطح منطقه و افزایش تعاملات و روابط در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی از مسائل مورد توجه ایران در خلیج فارس می باشد.

ایرن امنیت مشترك تولیدكنندگان و مصرف كنندگان انرژی و رعایت امنیت متقابل را شرط امنیت خلیج فارس می داند و آن را از یك سو محصول روابط متقابل همسایگان و در چارچوب امنیت دسته جمعی و از سوی دیگر، محصول روابط با دیگر بازیگران بین المللی به ویژه كشورهای صنعتی قلمداد می كند.

در حمله نسنجبده عراق به کویت که منجر به پررنگ تر شدن حضور آمریکا در منطقه می شود و انعقاد پیمان دفاعی ده ساله آمریكا – كویت و استراتژی جدید آن مبنی بر گسترش و مداخله گرایی منطقه ای، مانع جدی همكاری ایران با كشورهای منطقه بود.( همان ص489) ایران حضور ارتش های خارجی را تشویق كننده بنیادگرایی و تشنج آفرینی در منطقه می داند. با وجود تلاش ایران برای ایجاد امنیت مبتنی بر همكاری و مشاركت بازیگران منطقه ای ، این تلاش ها به نتیجه ای نرسیده است. از جمله علل این مسأله را می توان تلاش آمریكا و قدرت های فرامنطقه ای برای ایجاد ائتلاف ضد ایرانی در خلیج فارس به خصوص در مقطع زمانی بعد از اشغال عراق ذكر كرد.

تغییر رژیم در عراق و به قدرت رسیدن شیعیان در این كشور باعث افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس به نفع این كشور شد و احتمالات و

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید