Menu

تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوعامنیت، واقعگرایان، دولتها، ،، ژئوپلیتیک

0 Comment

بر مشترکات و نگرانی‌های عمومی از چالش‌های امنیتی در نزد بازیگران منطقه‌ای است. به همین دلیل نیاز به همکاری متقابل در جهت مقابله با تهدیدات که عمدتاً هزینه‌های امنیتی- سیاسی آن در چارچوب کل منطقه در نظر گرفته می‌شود، ضروری است.

ژئوپولیتیک:

دکتر پیروز مجتهد زاده در مورد ژئوپلیتیک معتقد است:« ژئوپلیتیک یا سیاست جغرافیایی اثر محیط و اشکال یا  پدیده های محیطی چون، موقعیت جغرافیایی، شکل زمین، منابع کمیاب، امکانات ارتباطی و انتقالی )زمینی، دریایی، هوایی و فضایی(، وسایل ارتباط جمعی و… را در تصمیم گیری های سیاسی، بویژه در سطوح گسترده منطقه ای و جهانی مطالعه می کند »  (مجتهدزاد١۳٨١-١٢٨)

ژنرال فرانسوی، پیرگالوا، نویسنده اثری با عنوان ژئوپلیتیک راههای رسیدن به قدرت، منتشر در سال ١٩٩٠، ژئوپلیتیک را چنین تعریف می کند: ژئوپلیتیک یعنی مطالعه نحوه ارتباط بین هدایت سیاسی یک قدرت با برد بین المللی و چهارچوب جغرافیایی عملکرد آن .( عزتی،١۳٧٩ص۵)

در تعریفی دیگر می توان گفت که ژئوپلیتیک به مطالعه اثر عوامل جغرافیایی  روی سیاست های دگرگون شونده جهانی می پردازد(مجتهدزاده،١۳٨٢ص٦٢) در این رابطه سائول.بی.کوهن در کتاب “جغرافیا و سیاست در جهان تقسیم شده” همین مفهوم را بیان داشته و عصاره ژئوپلیتیک را مطالعه روابطی می داند که میان سیاست بین المللی، قدرت و مشخصات جغرافیایی برقرار می شود )عزتی،١۳٨٩ص٦)

امنیت دسته جمعی :

مفهوم امنیت دسته جمعی از آغاز تاسیس سیستم جدید کشورها مطرح گردید و سابقه آن به موافقتنامه صلح وستفالیا باز می گردد . این نظریه در سال ١٩۳٠هنگامیکه جامعه ملل به منظور همکاری فکری کنفرانسی را با موضوع امنیت دسته جمعی برگزار نمود ، مطرح گردید . در آن دوران ویلسون رئیس جمهور آمریکا یکی از بانیان اصلی طرح گسترده تر این مفهوم بود و بعدها تلاش نمود تا برای آن اصول و ساز و کاری طراحی نماید . طرفداران امنیت دسته جمعی معتقدند نظریات آنها راه حلی قطعی برای پیشگیری از وقوع جنگ نمی باشد اما این نظریه برای شکل دهی به نمادهایی که امنیت دسته جمعی را تقویت می کند از بروز رقابت های همه جانبه و افراطی بین کشورها جلوگیری می نماید . منطق اساسی امنیت دسته جمعی دو وجهی است :

اول مکانیسم موازنه که در چارچوب امنیت دسته جمعی فعالیت می کند و باید مانع از جنگ شده و در مقایسه با مکانیسم های موازنه که در یک محیط هرج و مرج گونه فعال است و با قدرت جلوی تجاوز را بگیرد .

دوم سازمان امنیت دسته جمعی با نهادینه کردن همه بر ضد یکی به ایجاد نوعی محیط بین المللی کمک می کند که در آن ثبات به جای رقابت از طریق همکاری ایجاد خواهد شد . نظام امنیت دسته جمعی در طول یک پیوستار از یک سازمان امنیت دسته جمعی ایده آل گرفته تا یک سازمان امنیت دسته جمعی قابل قبول را شامل می شود . این سازمان ها از نظر تعداد اعضاء دامنه جغرافیایی ، ماهیت تعهد نسبت به اقدام جمعی متغیر و متنوع هستند .  

در مجموع اصول ، معیارها ، ویژگیها و در نهایت ملزومات شکل گیری و استمرار حیات یک نظام امنیت دسته جمعی را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد :

١- نظام امنیت دسته جمعی مستلزم پذیرش و تعهد به اصل همه برای یکی ، از کشورهاست که در چارچوب مکانیسم خود تنظیمی و هماهنگ با سایر اعضاء به نفع یکدیگر وارد عمل می شوند .

٢- تصمیم گیری درنظام امنیت دسته جمعی مبتنی بر اتفاق آراست و کلیه اعضا باید از حق رای مساوی برخوردار باشند.

۳- نظام امنیت دسته جمعی نباید در اثر نیاز به طراحی یا اقدام علیه یک تهدید خارجی ادراک شده مشخص و ایجاد شود بلکه باید به منظور واکنشی به تهدیدات احتمالی غیر دقیق طراحی گردد.

۴-هر اندازه حوزه فعالیت و دربر گیرندگی  نظام امنیت دسته جمعی گسترده تر باشد به  نوع ایده ا ل آن نزدیک تر می شویم .

۵- یکی از شروط و ملزومات شکل گیری این نظام حاکم نبودن روح خصومت و دشمنی بر نظام امنیت دسته جمعی است .

٦- غیر قابل تفکیک بودن امنیت در نظام امنیت دسته جمعی از ویزگی های این نظام است .

٧- اهداف و وظایف نظام امنیت دسته جمعی را می توان در قالب سه مجموعه : حفظ صلح و احیای صلح  وایجاد صلح قرار داد.

هژمون:

واژه هژمونی از زبان یونانی گرفته شده است و به معنای رهبری می باشد و در ادبیات روابط  بین الملل و علوم سیاسی به نفوذ و اقتدار غالب به ویژه یك كشور بر دیگری تعریف می شود. براساس این متغیر کلیدی یکی ازالگوهای مرسوم برای ایجاد چارچوب امنیتی الگوی هژمونیک است که بر اساس غلبه منافع یک مجموعه از کشورها بر دسته‌ای دیگر و کاربرد عملیاتی ابزارهای نظامی و اقتصادی برای اعمال سیاست بازدارندگی طراحی می‌شود. براساس این الگو، صف دوستان و دشمنان کاملاً مشخص و از یکدیگر تفکیک می‌شود. به عبارت دیگر، ”هر که با ما نیست برماست“.

این الگو در دوران اخیر در مورد مقابله با گسترش تسلیحات هسته‌ا نیز به کار گرفته شده است و در آن رویکردی اجماعی برای مقابله با کشورهای غیر دوست وجود دارد. این الگو شامل جلوگیری از انتقال فن‌آوری، جلوگیری از دسترسی آنها به تسلیحات کشتار جمعی، تسلیحات هدایت شونده دقیق و حتی متعارف می‌شود. در این الگو شیوه دفاعی متکی بر حملات پیش‌دستانه و همچنین اقدامات واکنشی یا به عبارت دیگر پدافند کامل، بازدارندگی و حملات پیش‌دستانه است.

١-١۴ شاخص بندی

درراستای بررسی وبه انجام رساندن این پژوهش همواره موضوع را به ترتیب در ۵ فصل مورد بررسی قرار می دهیم ، به گونه ای که در فصل اول که  کلیات تحقیق مورد اشاره قرار می گیرد و در فصل دوم  رئالیسم  ساختارگرا و مباخث نظری مربوط به پژوهش  رادر دو بخش :(1- نوواقعگرایی ،2-امنیت)    بررسی  می کنیم  وسپس با تکیه بر چارچوب نظری خود و در فصل سوم در سه بخش موانع داخلی و خارجی بر امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس را بررسی کرده وسپس در فصل چهارم با تکیه بر دو اصل موازنه گرایی و هژمونیک گرایی موانع امنیتی در منطقه پس از جنگ سرد مورد بررسی قرار گرفته و درنهایت  فصل پنجم به یک جمع بندی و نتیجه گیری کلی خواهیم رسید.

 

 

 

 

 

 



 

فصل دوم

(مباحث نظری)

 

 

 

 

 

بخش اول

 (نوواقعگرایی)

 

 

 

 

 

 

 

 

2-1-1  تاریخچه نو واقعگرایی

واقعگرایی به لحاظ زمانی به سه دوره تقسیم بندی می شود: واقعگرایی کلاسیک تا قرن بیستم،واقعگرایی مدرن از1939-1979ونو واقعگرایی از 1979 به بعد ، که سومین تصویر، واقعگرایی ساختاری معاصر نامیده می شود که چهره شاخص آن کنت والتز(1) و کتاب وی ” نظریه سیاست بین الملل ” می باشد. اعتقاد وی بر این است که علت بروز ترس، حسادت، سوءظن و نا امنی در سیاست بین الملل از طبیعت انسان سرچشمه نمی گیرد، بلکه عمدتا به نظام فاقد اقتدار مرکزی مربوط می شود. بر این اساس تعارض می تواند حتی در شرایطی که بازیگران سوءنیتی نسبت به یکدیگر نداشته باشند، ظهور پیدا کند)قوام، 1385ص360-361)

2-1-1-1  مبانی اصلی

به رغم همه تفاوت های موجود در دیدگاههای واقعگرایانه، همه واقعگرایان در سه موضوع مشترکند : دولت سالاری، بقا، خودیاری. این سه موضوع، سه ضلع مثلث واقعگرایان را تشکیل می دهند)بیلیس واسمیت(2) ،1383ص323)اکنون به توضیح و بررسی اجمالی این سه اصل اساسی واقعگرایان می پردازیم.

الف) دولت سالاری

واقعگرایان ساختاری معاصر در سالهای اخیر به دنبال آن بوده اند تا وضوح مفهومی بیشتری را برای معنی قدرت در گفتمان واقعگرایی ارائه دهند. کنت والتز سعی نمود تا این روند را، با جابجا ساختن تمرکز از قدرتبه توانایی ها ، تغییر دهد. والتز اعتقاد دارد، می توان توانایی ها را بر اساس نیروی آنها در حوزه های : میزان

Waltz, Kenneth (1)

جمعیت و وسعت سرزمین، میزان منابع، امکانات اقتصادی، نیروی نظامی، ثبات و توانایی سیاسی، طبقه بندی نمود. فهم پیچیده تر از قدرت بر توانایی یک دولت در کنترل یا تاثیر برمحیط خود، آنهم در شرایطی که لزوما خصومت آمیز نیستند، متمرکز است. (همان، 344)

ب)  بقا

بقا پیش شرط دستیابی به تمامی اهداف و منافع ملی محسوب می شود. بقا به عنوان دومین اصلی محسوب می شود که تمامی واقعگرایان را به هم پیوند می دهد و در این مورد اختلاف نظری میان واقعگرایان وجود ندارد که هدف نهایی و دغدغه اصلی همه دولتها حفظ بقا و امنیت می باشد. امنیت و حفظ بقا به عنوان شرط اصلی برای کسب اهداف دیگر به حساب می آید. فارغ از اینکه این اهداف و منافع کسب قدرت بیشتر، پیروزی بر دیگران یا حفظ استقلال باشند. همانگونه که والتز معتقد است، آنسوی انگیزه بقا اهداف و منافع دولتها بی نهایت مختلف است. بر اساس چنین رویکردی، گاه واقعگرایان به موضوع بقا اینگونه نگاه می کنند که؛ ” هدف وسیله را توجیه می کند “و دولتها مجازند برای حفظ خویش حتی موجودیت سیاسی را به مخاطره افکنند.)قوام، 1385ص359-360)

هنری کیسینجر، از اندیشمندان روابط بین الملل در عصر ما و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری نیکسون، معتقد است که حفظ بقا و امنیت یک کشور مهمترین و اولین و آخرین دغدغه هر دولت است که نه می توان در مورد آن توافق نمود و نه می توان آن را به خطر انداخت. بدین ترتیب، رویه و عملکرد دولت ها و سران کشورها ممکن است به گونه ای متفاوت نمود عملی پیدا کند و حتی به مسئولیت حفظ بقا و امنیت آنها رنگ و لعاب اخلاقی داده شود. (همان) در میان واقعگرایان، اخیرا این موضوع که هدف دولتها کسب امنیت یا قدرت است، منجر به شکل گیری دو گرایش و دیدگاه شده است که پیامدهای مهمی برچگونگی نگرشها نسبت به آینده امنیت و همکاری های بین المللی در پی خواهد داشت.

یک گرایش واقعگرایان دفاعی  را شامل می شود. افرادی مانند والتز را می توان در این حوزه از واقعگرایی قرار داد. واقعگرایان دفاعی معتقدند، دولتها امنیت را هدف اصلی خود می دانند و بر اساس این هدف در پی کسب قدرت به میزانی هستند که امنیت و بقای آنان را تضمین سازد. بر اساس این رویکرد، دولتها بازیگران دفاعی قلمداد می شوند و دنبال به حداکثر رساندن قدرت خود نمی باشند. به ویژه زمانی که اینگونه عملکرد آنها) یعنی زمانی که دولتها به دنبال به حداکثر رساندن قدرت خود هستند (به معنی به خطر انداخدن امنیت آنها باشد. واقعگرایان دفاعی بر اساس دیدگاه بقا، معتقدند که وضعیت موجود در عرصه قدرت، رقابت برای کسب قدرت را کاهش می دهد.

گرایش دوم که نقطه مقابل واقعگرایان دفاعی قرار می گیرد، به  واقعگرایان تهاجمی مربوط می شود. واقعگرایی تهاجمی از سوی جان میرشایمر(1) ارائه شده و این اعتقاد را بیان می کند که هدف نهایی همه دولتها این است که به جایگاه هژمونیک در نظام بین الملل دست یابند. بر اساس این رویکرد، دولتها همواره به دنبال کسب قدرت بیشتر می باشند و اگر

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید