تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوعاجتماعی، امنیت، ارزش­های، ارزش­ها، اخلاقی

فرد به هنجارشکنی روی می­آورد و این «از­ خود بی­گانگی» دارای سه وجه است : 1- انزوای اجتماعی 2- احساس بی قدرتی 3- بی هنجاری (بخارایی،1386 : 287). از خود بیگانگی غیر از این­که افراد جامعه را به حاشیه می­برد و انزواطلبی را گسترش می­دهد می­تواند منشأ مسائلی چون عدم رعایت ارزش­های جامعه، ترویج فرهنگ بیگانه، رواج مصرف­گرایی و اعمال هزینه­های غیر ضروری بر دوش خانواده­ها و دولت نیز باشد. از خود بیگانگی در جامعه­ی ایران در اثر اهمیت قائل شدن برای ارزش­های نوین در مقابل ارزش­های سنتی و دینی به وجود می­آید. این پدیده در بین جوانان بیشتر رایج است زیرا ارزش­های نوین را بدون این­که بین جلوه­های ارزشی آن تفاوتی قائل باشند می­پذیرند که این مسأله باعث دوری آن­ها از ارزش­های دینی و در نتیجه افزایش هنجارشکنی در جامعه خواهد شد.

3-10-3) نابرابری اجتماعی:

نابرابری اجتماعی به شرایطی گفته می­شود که در آن اعضاء مختلف یک جامعه درآمد، شأن، امکانات و فرصت­های متفاوتی دارند و این شرایط با احساس محرومیت نسبی و بی عدالتی اجتماعی همراه است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 18). در این حالت، اکثر افراد یک جامعه خود را محق داشتن چنین شرایطی نمی­دانند.در واقع دلیلی که باعث شده نابرابری اجتماعی جزء مشکلات ذهنی مردم در ایران محسوب شود این است که نابرابری اجتماعی در اثر حالتی روانی به وجود می­آید که به ذهن افراد مربوط می­شود.تفاسيرمختلف نظريه‌پردازان و جامعه‌شناسان دوره‌هاي مختلف نشان مي‌دهد كه نابرابري اجتماعي پديده‌اي تاريخي است و در همه دوران­ها در جامعه‌هاي بشري بوده است. ساخت­هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي سبب انگاره نابرابري در بهره‌گيري از موقعيت­هاي اجتماعي هستند. براي نمونه ساخت اجتماعي‌اي كه بر تبعيض نژادي تكيه دارد و يا دسته‌اي از شهروندان را پست‌تر از ديگران مي‌بيند، نوعي بيماري اجتماعي است كه بر وجود نابرابري اجتماعي در جامعه دامن مي‌زند. از اين رو ترديدي نيست كه همه­ی قشرها در جامعه نابرابري را ناپسند مي‌دانند(گرب، 1373: 93).البته باید توجه داشت که این مشکل در حال کاهش است ولی در بعضی موارد ملاحظه شده که افراد بر اساس قومیت و یا نژاد، از برخی امکانات و امتیازات بهتر توانسته­اند استفاده کنند که برای افرادی که از این امتیازات بی بهره بوده­اند، نوعی دغدغه ذهنی را به وجود آورده است.

3-10-4)  بی هنجاری:

منظور از مفهوم « بی هنجاری [92]» یک وضعیت بی قاعده­گی است که در این شرایط، افراد قادر نیستند بر اساس یک نظام از قواعد مشترک ارتباط متقابل برقرار کنند و نیازهای خود را ارضا نمایند. در نتیجه، نظم فرهنگی و اجتماعی از هم می­پاشد. به عبارت دیگر آنومی به معنای شرایط بی­هنجاری است، یعنی خلاء اخلاقی، تعلیق قواعد و گاهی بی قانونی است. بی هنجاری در واقع نشان دهنده شرایطی است که رفتارها از قبل به طور هنجاری معین شده و با یک بحران اجتماعی، وضعیت تعادل جامعه بر هم ریخته است، در نتیجه ضرورت وجود و عمل به سنت مقرر را تضعیف می­کند و به این ترتیب بی­هنجاری گسترده­ای به وجود می­آید که به زعم پارسونز به مفهوم «اختلال کامل نظم هنجاری است» (گرب، 1373: 93).

در واقع، بی­هنجاری دلالت بر وضعیتی دارد که در آن هنجارهای اجتماعی که سلوک فردی را نظم  می­بخشند، در هم شکسته شده یا تأثیر خود را به عنوان قاعده رفتار از دست داده باشند. بی هنجاری اگر بیش از حد گسترش یابد؛ دامنه وسیعی از شرایط اجتماعی و حالت­های روانی را نیز شامل می­شود. بی سازمانی شخصی، آشفتگی فرهنگی، بی اعتمادی متقابل و مانند آن از این موارد است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 12). رعایت هنجارها در جامعه­ی ایران که دارای هنجارهای سنتی و مدرن است از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورتی که پدیده آنومی در بین افراد رخ دهد این ارزش­ها و هنجارها دچار اخلال خواهند شد که در این صورت جامعه را به واکنش وا­ می­دارد. به هر حال پدیده آنومی و یا رعایت نکردن هنجارهای جامعه در بین گروه­هایی از افراد در جامعه­ی ایرانی اتفاق می­افتد که این امر به افزایش میزان جرم و جنایت و کاهش امنیت اجتماعی منجر می­شود.

3-10-5)شکاف نسلی:

تمایز نسلی به معنی وجود تفاوت­های معرفتی، بینشی، گرایشی، ارزشی و رفتاری میان دو نسل با وجود پیوستگی­های کلان متأثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است (فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14). مسأله­ای که در تمایز نسلی مورد توجه است، شکاف به وجود آمده در ارزش­های مورد پذیرش نسل­های مختلف است. یعنی این­که مجموعه ارزش­هایی که برای یک نسل مورد اهمیت است، در صورتی که به وسیله جامعه پذیری صحیح برای نسل بعدی آن جامعه مورد قبول نباشد، این ارزش­ها تضعیف می­گردندد. برخورد بین اخلاق و رسوم اخلاقی دو نسل نیز می­تواند عاملی برای پیدایش انحرافات و مسائل اجتماعی گردد.

وقتی یک نظام اخلاقی مورد تفسیر و تهدید قرار گیرد یا در مرحله تجزیه واقع گردد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آن­هاست در جلوگیری از تفسیر آن کوشا می­شوند و در مقابل، عده زیادی خواستار دگرگونی آن می­شوند؛ در نتیجه بین دو گروه اجتماعی برخورد و ستیز در می­گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش انحرافات اجتماعی پیدا می­شود. ارتباط و وابستگی متقابل امور اجتماعی موجب می­شود که یک مسأله اجتماعی به پیداش مسائل اجتماعی دیگر کمک کند (شیخاوندی، 1372: 172). مسأله­ی تمایز نسلی در ایران از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا جامعه­ی ایران از یک طرف دارای بافت جمعیتی جوان بوده و از سوی دیگر دارای ارزش­هایی است که از طرف جوامع غربی با تبلیغات گسترده، مورد هجوم قرار می­گیرد که این عوامل باعث می­شود که تمام مبادی ذی ربط همچون خانواده، نظام­های گسترش فرهنگی چون نظام آموزشی در خصوص درونی کردن ارزش­های اسلامی،ملی تلاش خود را به کار ببرند تا این ارزش­ها از طریق درونی شدن برای نسل­های بعدی، حفظ گردند.

3-10-6) اخلال در سرمایه اجتماعی:

سرمایه اجتماعی را می­توان به عنوان مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش­های غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است در آن سهیم هستند(فاضل و میری آشتیانی، 1387: 14).

در واقع در سطح ملی نیز ارزش­هایی وجود دارد که برای آن ملت از ارزش بالایی برخوردار می­باشد و به عنوان سرمایه تلقی گردد که در صورتی که این ارزش­ها تضعیف گردند به قوام و پایداری جامعه صدمه وارد خواهد شد. مسائل ذکر شده از جمله مشکلاتی بود که امنیت ذهنی مردم را با اخلال مواجه می­کند. بدیهی است که موارد ذکر شده ارزش­های جمعی را تهدید کرده که در این حالت هر چند که نهادهای رسمی تلاش دارند که از این مسائل جلوگیری کنند ولی خود مردم نیز در جهت حفظ ارزش­های خود تلاش می­کنند (رحمتی، 1389: 95-88).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمع­بندی فصل سوم:

امنیت اجتماعی، یکی از حساس­ترین و مهم­ترین امنیت­ها به شمار می­رود و به توانایی یک جامعه برای حفظ و تداوم هویت خود در شرایط بحرانی و یا در مقابله با تهدیدات واقعی وبالقوه اشاره دارد چرا که اگر امنیت در جامعه، به صورتی باشد که انسان­ها نتوانند نمودار آینده خود را بر اساس گذشته­ی خویش ترسیم کنند، رشد و توسعه امکان پذیر نخواهد شد.

در خصوص نوع نگاه به امنیت اجتماعی دیدگاه­های متفاوتی ذکر گردیده و برخی از متفکرین امنیت اجتماعی را در دیدگاهی کلان و همسنگ با امنیت ملی دانسته و برخی دیگر نیز امنیت اجتماعی را در معنای محدودتری دیده و آن را یکی از زیر شاخه­های امنیت ملی می­دانند.

امنیت اجتماعی، یکی از ابعاد رویکرد پنج بعدی باری بوزان به مقوله امنیت است. دیگر بخش­های این رویکرد عبارتند از: امنیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و محیطی.

در ادامه بحث امنیت اجتماعی را با نظریات پارسونز، مارکس و تونیس مورد مطالعه قرار دادیم و براساس گفته­های این فصل می­توان این چنین برداشت کرد  امنیت اجتماعی که در هر جامعه­ای ارزش­های جمعی هستند، با ایجاد وفاق و همبستگی در جامعه، همنوایی افراد را افزایش می­دهند که در این صورت به تحقق امنیت اجتماعی کمک می­کند زیرا با کاهش جرم و جنایت که در اثر ارتقاء انسجام در ارزش­ها محقق می­شود، امنیت اجتماعی نیز از ثبات بالاتری برخوردار می­شود. از سوی دیگر اگر امنیت اجتماعی در هر جامعه­ای از درجه بالایی برخوردار باشد، باعث تقویت انسجام ارزشی شده از ثبات بالایی برخوردار می­کند.

با توجه به جایگاه و اهمیت همین ارزش­ها است که هر ملتی حول ارزش­های خاصی شکل می­گیرد و این ارزش­ها از اهمیت بالایی برخوردار خواهدشد.

بر اساس همین ارزش­ها فرهنگ خاصی در جامعه به وجود می­آید و مجموعه هنجاری شکل مي­­گیرد که اگر این هنجارها که بر اثر ارزش­ها شکل گرفته است، در جامعه رعایت نشود، جامعه دچار اخلال و ناامنی می­گردد.آنچه که در بحث امنیت اجتماعی اهمیت پیدا می­کند، بعد ذهنی، عینی است که به آن پرداخته شد.

امنیت اجتماعی حق مسلم تمام انسان­هاست، از این رو اگر تمام بخش­های مختلف اجتماع در کنار هم قرار گیرند سبب ایجاد اجتماع امنیتی با ثبات می­شود. عوامل بسیاری باعث شده که از نظر ذهنی نوعی نگرانی در جامعه بوجود آید و در امنیت تأثیر بگذارند.

در مقوله امنیت عینی می­توان به وقوع جرم و جنایاتی اشاره کرد که در سطوح جامعه اتفاق می­افتد. وقوع جرم و هزاران اتفاق در جامعه بدون تردید نیازمند دست­یابی به امینت اخلاقی است. صاحب نظران معتقدند که دست­یابی به امنیت اخلاقی و اجتماعی نیازمند بازنگری همه­جانبه در تجربیات پیشین است.

 

آنهااعتقاد دارندکه کالبدشکافی وجوه امنیت اخلاقی واجتماعی بدون درنظر گرفتن تعامل ظریف وپیچیده آنها با امنیت روانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نقد ساختار هر یک از اجزای یاد شده در کلیت جامعه و نظام امکان­پذیر نیست.

ضرورت رفع خلأهای قانونی و ابهام از قوانین موجود به­ویژه در زمینه پدیده­های ناهنجار اجتماعی با استفاده از فقه مترقی شیعه و اجتهاد زمان و مکان، فرهنگ سازی در خصوص تبئین قواعد و قوانین اخلاقی و اجتماعی و عدالت انتظامی قضایی و اجتماعی نیز از جمله مواردی است که صاحب نظران و کارشناسان در زمینه بازنگری در امنیت اخلاقی و اجتماعی بر سر آنها اتفاق نظر دارند.در بعد عینی، امنیت اجتماعی به معنی عدم تهدید برای ارزش­های کسب شده و در بعد ذهنی مشتمل بر نبود هراس از این که آن ارزش­ها مورد حمله قرار گیرد؛ بنابراین امنیت  اجتماعی در جامعه برقرار نمی­شود مگر آن که جامعه از تهدیدها رهایی نسبی پیدا کند و از فرصت­ها برخوردار و بهره­مند شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم:

ابزارهاي جنگ نرم

(فضای مجازی)

 

مقدمه :

طراحان جنگ نرم، براي تسخير

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید