Menu

تحقیق رشته علوم سیاسی با موضوعآمریکا، نظامی، امنیت، جنگ، خلیج

0 Comment

بشریت یعنی: صلح و امنیت ،آزادی و حاكمیت قانون دست یابند. ( روزنامه جمهوری اسلامی، 13/5/1385)

سیاستمداران آمریکایی با تحریک شورای امنیت به منظور اجبار عراق به خروج از خاک کویت، از ترس از اینکه عراق قصد حمله تلافی‌جویانه به کشور نفت‌خیز عربستان سعودی که از دههٔ چهل میلادی از دوستان نزدیک آمریکا به شمار می‌رفت(عربستان نیز از ترس عراق تقاضای کمک کرده بود) و مخالف اشغال کویت بود را داشته باشد. با پشتیبانی شورای امنیت و با صدور چند قطعنامه تحریم‌های گسترده‌ای علیه کشور عراق به مورد اجرا گذاشته شد و در بهمن‌ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) سرانجام با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راندند و بخش جنوبی عراق تا رود فرات را اشغال کردند.

سیاستهای تجاوزکارانه صدام و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد بعد از اشغال کویت، شرایط جدیدی را در منطقه به وجود آورد تا به این بهانه،حضور نظامی آمریکا گسترش یابد. ایالات متحده برای اجرای استراتژی خود مبنیی بر حضور نظامی در منطقه نیازمند استقرار نیرو، امکانات و تجهیزات نظامی خود در خشکی بود. برخلاف دوره پیش از جنگ خلیج فارس که حضور نظامی آمریکا به دلیل حساسیت های فرهنگی و سیاسی برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس، محدود و نامشهود بود، در این دوره این حضور، علنی تر، مشهودتر و گسترده تر و در عین حال بحث برانگیزتر است. (سامی،1381ص53)

در مورد پیامدهاى جنگ کویت به صورت مختصر باید گفت كه: آمریكا با این اقدام هم حضور نظامى وسیع خود در خلیج فارس را تثبیت نمود و هم حاكمیت نظامى خود بر كشورهاى عضو شوراى همكارى خلیج فارس را تحكیم كرد و اداره و اختیار منابع انرژى نفت منطقه را كاملاً در اختیار گرفت ، قدرت نظامى خود را به جهانیان عرضه كرد و با رهبرى نظامى ، سیاسى ، امنیتى و تبلیغاتى جنگ ، عملاً در جهت اهداف نظام تك قطبى حركت نمود و نمایش واقعى براى مرعوب ساختن ملت‏هاى جهان بویژه ملت‏هاى مسلمان را به مرحله‏ى اجرا درآورد و موقعیت آمریكا را در جهان مستحكم‏تر ساخت و سلطه‏ى این كشور را بر منطقه افزون‏تر نمود. (واعظى،  1379 ص 37)

در میان عواملی که در شکل دادن به نظام بین‌المللی نقش ایفا کردند، جنگ برای آزادسازی کویت از موقعیت ممتازی برخوردار است. چرا که این جنگ سبب شد، آمریکا به عنوان قدرت غالب بعد از فروپاشی شوروی، قدرت خود را در مناطق مختلف جهان هر چه بیشتر تثبیت نماید و در نتیجه از دستاوردهای جنگ کویت به بهترین شکل ممکن استفاده کند. تنها پس از این جنگ بود که آمریکا توانست با حضور مستقیم و مؤثر خود، نقش تعیین‌کننده ‌تری را در منطقه خلیج فارس پیدا کند.

3-3-5-2  حمله یک جانبه به عراق(پس از 11 سپتامبر)

الگوهای جدید در رفتار امنیتی و سیاست خارجی آمریكا در قالب مداخله گرایی، هژمونیك گرایی، یك جانبه گرایی، مبارزه با تروریسم و جنگ پیش دستانه تعریف می شود (مصلی نژاد، 1387ص263)که این امور امنیت در منطقه خلیج فارس را به یک مرحله بحرانی و چالش برانگیز کشانده است.

حادثه 11 سپتامبر در عرصه ی سیاست خارجی آمریکا  به عنوان یک عامل مهم، از درجه اهمیت بالایی برخوردار است زیرا منجر به اتخاذ راهبرد جنگ پیش گیرانه در سیاست خارجی آمریکا در برابر خطرهای جدید پس از جنگ سرد گردید، یعنی برخورد با آن پیش از آن که عملی شود. برخورد آمریکا با عراق را که به آن خواهیم پرداخت بر پایه همین راهبرد صورت پذیرفت.(  اطاعت، جهانیان،1370 ص61) به عنوان مورد منطقه ای و مبحث اصلی ما پیرامون موضوع تحقیق پس از جنگ سرد ،اکثر و یا شاید همه اتفاقات از همین بحران منطقه ای نشأت گرفته است و این نیاز به بررسی دارد.

آمریکا همانطور که قبلا بیان شد با توجه به سلاح های شیمیایی که قبلا در اختیار عراق در جنگ علیه ایران قرار داده بود بر این نکته تاکید کرد که عراق نه تنها هم‌پیمانان آمریکا را در منطقه تهدید می‌کند، بلکه منافع حیاتی آمریکا در خاورمیانه را نیز به خطر می‌اندازد..( همان)

بیست و پنجم اکتبر آمریکا رسما قطعنامه ای را تسلیم سازمان ملل کرد که در آن، به طور ضمنی از هجوم به عراق خبر می داد. در این قطعنامه آمده بود: «اگر سازمان ملل ، قصد یا جرأت خلع سلاح صدام حسین را ندارد، دولت آمریکا به تنهایی ائتلافی را برای تحقق این امر، رهبری خواهد کرد . شورای امنیت، پس از مذاکرات و گفتگوهای بسیار، سرانجام در هفتم نوامبر، قطعنامه 1441 را در پاسخ به اظهارات بوش، به اتفاق آرا به تصویب رساند. در این قطعنامه با توجه به تخلفات گذشته عراق، شورای امنیت،هیأت بازرسی جدیدی منصوب کرد و به بغداد هشدار داد چنانچه بار دیگر از خلع سلاح سرباز زند، باید منتظر عواقب جدی تخلف خود باشد.( گلنون، 1382ص 133و131) تا اینکه آمریکا یطور جدی به این عرصه وارد  شد.

با اینکه علت اصلی طرح حمله به عراق خلع سلاح عنوان می شد ولی در روز بیست و هشتم فوریه، کاخ سفید، قصد نهایی خود را اعلام کرد. فیشر در سخنان خود عنوان کرد که هدف اصلی و نهایی آمریکا، خلع سلاح عراق نبوده است، بلکه موضوع مورد نظر آمریکا «تغییر رژیم حاکم» بر عراق است.آمریکا و انگلیس، درباره انگیزه تهاجم نظامی خود به کشور عراق مدعی هستند که سلاحهای کشتار جمعی عراق، تهدیدی علیه امنیت این کشورها قلمداد گردیده و مبنای اقدام خویش را در قالب حق ذاتی دفاع از خود پیشدستی در دفاع توجیه می نمایند.( گلنون، 1382 ص 133و131)

آنچه در مورد عراق، از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، ماهیت حقوقی حکومت آن کشور به عنوان یک واحد مستقل سیاسی در نظام بین المللی است. در ماجرای افغانستان، به دلیل تلاشهای فراوان آمریکا در هماهنگ کردن اقدامات خود با مقررات موجود بین المللی و به این جهت که رژیم طالبان نیز یک حکومت نبود، بلکه تشکیلاتی تروریستی و غیرقانونی بود، عملیات نظامی در این کشور مستقیما یاغی گری جهانی شمرده نشد، ولی وضع در عراق کاملاً متفاوت بود. این بار آمریکا رسما اعلام کرد که اعتنایی به سازمان ملل و افکار بین المللی نخواهد داشت و می خواهد با اجرای استراتژی تغییر رژیم عراق در چارچوب ژئوپولتیک تازه، قواعد بازی مورد نظر خویش را بر روابط بین المللی حاکم کند.( مجتهدزاده،1379ص 5)در حالی که تغییر دادن رژیم در هر کشور، حق انحصاری مردم آن کشور شمرده می شود و این یک اصل اساسی در روابط بین المللی است.

 می توان به عنوانی گفت که هدف اساسی آمریکا در حمله به عراق واستقرار در این منطقه استراتژیک برآورد منافع خود و دسترسی به منابع سرشار نفتی منطقه بوده است و در مورد امکان تصاحب نفت عراق از سوی آمریکا باید توجه داشت که آمریکا سالهاست که بر بازارهای بین المللی نفت چیره شده و بر مکانیزم عرضه و تقاضا و قیمت گذاری بین المللی نفت اثر می گذارد. گرچه آمریکا در این دوران، در پی پیاده کردن «ایده نظام جهانی نو» و تسلط بر جهان سیاسی است  و هدفی ژئوپولتیک دارد که به مراتب از نفت عراق مهمتر است ولی آمریکا برای رسیدن به این هدف ژئوپولتیک، منابع انرژی را مورد توجه کامل دارد و این استدلال کهن را در نظر دارد که هر قدرتی که بر منابع تأمین کننده انرژی جهان دست یابد، بر جهان تسلط خواهد یافت. (مجتهدزاده1379 ص 11) این موضوع، ثبات امنیت در منطقه خلیج فارس را سوال برانگیز کرده است.

الف)اهداف آمریکا از حضور در عراق

آمریکا همواره حضور خود را در منطقه خلیج فارس پس از 11سپتامبر تقویت وتحت عناوین مختلف حضور خود رادر عراق در جهت بهره برداری از تصورات و آمالش  در منطقه مشروع جلوه می دهد. اهداف آمریکا از حضور در این منطقه، نا امنی را ترویج داده است. اهداف آمریکا از حضور در عراق را می توان در چند بند زیر مورد بحث قرار داد:

1)  اهداف نظامی

بحران عراق حادثه مهمی در ترتیبات نظامی- امنیتی آینده خلیج‌فارس تلقی می گردد که با رفتار خودسرانه و یک‌جانبه‌ نگرانه آمریکا همراه بوده است. اهداف نظامی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس را می توان اینگونه برشمرد:

الف)  گسترش توان نظامی این کشور و تقویت دکترین جدید نظامی آمریکا مبتنی بر حملات پیشگیرانه و استراتژی بازدارندگی و مفهوم نظامی دفاع علیه تروریسم. از سویی تضعیف موقعیت ناتو و در حاشیه قراردادن نیروهای نظامی اروپایی در سرنوشت آینده خلیج‌فارس نیز در این سیاست تعقیب می‌شود. (عزتی،  1381ص112)

ب)تداوم و تثبیت حضور نظامی آمریکا در سطح منطقه خلیج‌فارس.

ج) فراهم‌آوردن زمینه‌های مناسب برای مداخله یک‌جانبه در منطقه به منظور تحقق اهداف استراتژیک آمریکا.

د)  نهادینه‌سازی حضور نظامی نیروهای آمریکایی از طریق ایجاد نهادها و تاسیسات نظامی جدید شهری و منطقه‌ای.

 

 

2)  اهداف سیاسی

یکی از اهداف سیاسی آمریکا در تحولات اخیر عراق ایجاد نوعی حاشیه امنیتی برای رژیم اسرائیل و انتقال بحران از متن سرزمینهای اشغالی به کشورهای خلیج‌فارس و منطقه عراق است. اشغال عراق باعث شده است دشمن منطقه‌ای اسرائیل، یعنی عراق، سرکوب شود و کمکهای عراق به مخالفان این رژیم قطع گردد.چهار هدف مهم دیگر عبارت بودند از:

الف) سرنگونی صدا م حسین و اشغال عراق

ب) تأمین امنیت اسرائیل

ج) مهار ایران و جلوگیری از تولید سلاح های كشتارجمعی توسط این كشور

د)تأمین امنیت داخلی عربستان در راستای امنیت انرژی

ه) مبارزه با تهدیدهای تروریستی در منطقه  (موسوی شفائی، 1387ص323 – 325)

3)اهداف اقتصادی

نفت عامل بسیار مهمی در اقتصاد هر کشوری و بخصوص در کشور های صنعتی به شمار می آید و ایالات متحده در سیاست خارجی خود در خلیج فارس، همواره در حوزه نفت، چهارهدف اصلی را پیگیری كرده است:

الف) تأمین امنیت و ثبات كشورهای تولیدكننده منطقه.

ب) تأمین امنیت تأسیسات نفتی منطقه.

ج) تأمین امنیت پایانه های نفتی در خلیج فارس.

د) حفاظت و پاسداری از خطوط ارتباط دریایی. (ثقفی عامری، 1373ص29)

 

ب)پيامدهاي حمله آمریکا به عراق و اشاعه بی نظمی

ذکر پیامدهایی که پس از اشغال عراق گریبانگیر مردم آن شده است از دلایل مهم نا امنی در منطقه به شمار می آید.

1)  پیامد سیاسی دموکراسی

فروپاشی حزب بعث عراق و برکناری صدام از قدرت، تدوین قانون اساسی جدید، شکل گیری مجلس و دولتی مردمی در عراق، ازمهمترین پیامدهای مثبت اشغال نظامی این کشور می باشد که علاوه برمردم این کشور موجبات خوشحالی بسیاری کشورهای منطقه را نیزفراهم آورد و در چنین شرایطی بیش از همه، اشغالگران عراق در صدد بهره برداری از این موضوع بر آمده و آن را دلیلی بر حقانیت ادعاهای خویش در زمینه گسترش آزادی و دموکراسی در جهان قلمداد نمودند. تاآنجا که بوش مدعی شد: (ما این کشور را از دست یک ستمگر آزاد کردیم و تصور می کنم که مردم عراق یک بدهی عظیم از قدر شناسی به مردم آمریکا مدیون هستند و معتقدم که بیشتر عراقی ها

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید